آزار جنسي در محيط كار زنان شاغل غربي
آزارهاي جنسي در محيط كار، به اذيت و آزارهاي جزيي محدود نيست و در برخي موارد، به ضرب و شتم و قتل نيز منجر ميشود. محيط كار در آمريكا براي زنان بهگونهاي است كه علت اصلي مرگ زنان كارگر، قتل است كه همتاهاي آنها مرتكب ميشوند.
بررسي پديده آزارهاي جنسي را با نقل قولي از «مارلين فرنچ» آغاز ميكنم. او ميگويد: «همه مردان در هر طبقه كاري كه باشند، حتي اگر عدهاي از آنها شركت فعّال نداشته باشند و فقط بيننده باشند، در رساندن آزار جنسي به زنان همكار، باهم همدست هستند. طبق شهادت زناني كه در شركتهاي آتشنشاني آمريكا كار ميكنند، آنها به قدري مورد اذيت و آزار جنسي هستند كه خطري براي زندگي آنها به شمار ميروند.»[ 1 ]
حضور و مشاركتِ برابرِ زنان در محيطهاي كارِ بيرون از خانه و قرار گرفتن در كنار همكاران مرد، از جمله مقولههايي بوده و هست كه همواره از سوي ديدگاههاي فمينيستي ترويج شده است. جوامع صنعتي غرب نيز در حركتي هماهنگ، با ناديده انگارىِ تفاوتهاي زيستي و غريزي زنان و مردان، فرصتهاي مساوي و متعددي براياشتغال زنان ـ حتي در كارهايي مانند معماري، مهندسي، معدن، بنّايي، ارتش و.. كه تا پيش از اين به مردان اختصاص داشت ـ فراهم آوردند.اما تفاوتهاي واقعي ناديده گرفته شده، معادله را به نفع مردان و به ضرر زنان تغيير داد. قدرت برتر جسماني و تمايلات شديد غريزىِ مردانه از يك سو، و زيبايي و ضعف جسماني زنان در مقايسه با مردان از سوي ديگر، موجب شد اذيت و آزار زنان از سوي مردان در محيط كار به وقع بپيوندد. عمده گونههاي اين آزار جنسي به شرح ذيل بود:
1. تحقير زنان و توهين به آنها از طريق واگذاري كارهاي حاشيهاي و پست به آنان؛
2. تحقير زنان از طريق پرداخت حقوق و مزاياي كمتر به آنها در مقايسه با مردان؛
3. آزارها و خشونتهاي جنسي مردانِ همكار؛
4. ضرب و شتم و قتل زنان به دستِ مردانِ همكار.
فرنچ، در بحث «جنگ با زنان در محل كار» به بررسي پيامدهاي زيانبار ديدگاههاي برابرنگري در محل كار ميپردازد و اطلاعات و آمار ارزشمندي در اين باره ارائه ميدهد. به گفته او، در آمريكا با آنكه 55 درصد از زنان در مقابل دريافت دستمزد كار ميكنند، ولي همه آنها با تبعيض روبهرو هستند. بنيادها و مؤسسات بازرگاني ادعا دارند كه هيچ مانعي در راه پيشرفت زنان قرار ندادهاند، با وجود اين، شمار اندكي از زنان ترفيع ميگيرند و كساني كه در مشاغل تخصصي و مديريتي هستند به مراتب كمتر از همتاي مردِ خود، حقوق دريافت ميكنند. اين پديده در همهجا، در مؤسسات بازرگاني، بنيادهاي علمي ـ حقوقي و پزشكي به چشم ميخورد.
جنگ با زنان در محيط كار ممكن است هدفي منحصر به فرد داشته باشد و آن، نگاه داشتن آنها در مشاغل پايين اقتصادي است كه به صورتهاي گوناگون جلوه ميكند.[ 2 ]
به گفته فرنچ، كميسيوني در كاليفرنيا اخيراً سعي كرد بداند چرا زنها به تعداد بسيار كم در مشاغل ساختماني كار ميكنند. در مصاحبهاي كه با زنان كارگر در مشاغل ساختماني به عمل آمد، معلوم شد كه محيط شغلي آنها، هميشه محيط جنگ و نزاع است. مردها در مقابل زنها ادرار ميكردند، عكسهاي زنندهاي در توالت آنان نصب مينمودند، به زني كه مشغول كار با سيمهاي برق بود، آب ميپاشيدند و زني را كه مشغول بالا بردن آجر و بار سنگين از پلهها بود، لمس كرده، نوازش ميكردند.
يك زن جوشكار عليه كارخانه كشتي سازي كه در آن كار ميكرد، به دليل آزار و اذيت جنسي، اقامه دعوا كرد. شش زن و 846 مرد در اين كارخانه به عنوان متخصص ماهر كار ميكردند. كليه سرپرستها، سركارگرها، هماهنگ كنندهها، راهنماها يا متصديها مرد بودند. زنها مجبور بودند به تقويمهايي كه روي ديوارها نصب شده و عكسها و مطالب مستهجن بر آن كشيده و نوشته شده بود، نگاه كنند. مردها با حرفهاي ركيك، زنها را مسخره و اذيت ميكردند يا نيشگون ميگرفتند. قاضي «هوول ملتون» در بخش جكسون ويل فلوريدا، با اين استدلال كه كارخانه «محيطي مردانه» به وجود آورده و احساسات زنان را با نصب عكسهاي زشت جريحه دار كرده است، اعلام نمود كه نصب اين گونه عكسها آزار جنسي محسوب ميشود.[ 3 ]
آزارهاي جنسي در محيط كار، به اذيت و آزارهاي جزيي محدود نيست و در برخي موارد، به ضرب و شتم و قتل نيز منجر ميشود. محيط كار در آمريكا براي زنان بهگونهاي است كه علت اصلي مرگ زنان كارگر، قتل است كه همتاهاي آنها مرتكب ميشوند.
كاترين بل، متخصص بيماريهاي مسري در مؤسسه ملي ايمني شغلي و تندرستي [امريكا] معتقد است:اگر زني در محيط كار و بر اثر جراحات وارد شده فوت كرد، مطمئن باشيد كه وي را به قتل رساندهاند. شمار زنان سياهپوستي كه در محيط كار كشته ميشوند، دو برابر زنان سفيد پوست است. شمار زنان سياه پوست كه هر سال به قتل ميرسند، چهار برابر زنان سفيد پوست است؛اما احتمال به قتل رسيدن زنان سفيد پوست، در ارتش بيشتر است (Newyork Times, 0991).
«رنكن كپل» در گزارش سازمان بين المللي كار (8991) مينويسد: قتل و آدم كشي، جديترين جنبه خشونت در كارگاه به شمار ميآيد. در ايالات متحده، آمار رسمي حاكي از آن است كه آدم كشي، دومين علت مرگِ ناشي از كار، به طور كلي، و اولين عامل در خصوص زنان به شمار ميآيد. همه هفته به طور متوسط، بيست نفر كارگر به قتل ميرسند.
آزارهاي جنسي در محيط كار، به اذيت و آزارهاي جزيي محدود نيست و در برخي موارد، به ضرب و شتم و قتل نيز منجر ميشود. محيط كار در آمريكا براي زنان بهگونهاي است كه علت اصلي مرگ زنان كارگر، قتل است كه همتاهاي آنها مرتكب ميشوند.
بررسي پديده آزارهاي جنسي را با نقل قولي از «مارلين فرنچ» آغاز ميكنم. او ميگويد: «همه مردان در هر طبقه كاري كه باشند، حتي اگر عدهاي از آنها شركت فعّال نداشته باشند و فقط بيننده باشند، در رساندن آزار جنسي به زنان همكار، باهم همدست هستند. طبق شهادت زناني كه در شركتهاي آتشنشاني آمريكا كار ميكنند، آنها به قدري مورد اذيت و آزار جنسي هستند كه خطري براي زندگي آنها به شمار ميروند.»[ 1 ]
حضور و مشاركتِ برابرِ زنان در محيطهاي كارِ بيرون از خانه و قرار گرفتن در كنار همكاران مرد، از جمله مقولههايي بوده و هست كه همواره از سوي ديدگاههاي فمينيستي ترويج شده است. جوامع صنعتي غرب نيز در حركتي هماهنگ، با ناديده انگارىِ تفاوتهاي زيستي و غريزي زنان و مردان، فرصتهاي مساوي و متعددي براياشتغال زنان ـ حتي در كارهايي مانند معماري، مهندسي، معدن، بنّايي، ارتش و.. كه تا پيش از اين به مردان اختصاص داشت ـ فراهم آوردند.اما تفاوتهاي واقعي ناديده گرفته شده، معادله را به نفع مردان و به ضرر زنان تغيير داد. قدرت برتر جسماني و تمايلات شديد غريزىِ مردانه از يك سو، و زيبايي و ضعف جسماني زنان در مقايسه با مردان از سوي ديگر، موجب شد اذيت و آزار زنان از سوي مردان در محيط كار به وقع بپيوندد. عمده گونههاي اين آزار جنسي به شرح ذيل بود:
1. تحقير زنان و توهين به آنها از طريق واگذاري كارهاي حاشيهاي و پست به آنان؛
2. تحقير زنان از طريق پرداخت حقوق و مزاياي كمتر به آنها در مقايسه با مردان؛
3. آزارها و خشونتهاي جنسي مردانِ همكار؛
4. ضرب و شتم و قتل زنان به دستِ مردانِ همكار.
فرنچ، در بحث «جنگ با زنان در محل كار» به بررسي پيامدهاي زيانبار ديدگاههاي برابرنگري در محل كار ميپردازد و اطلاعات و آمار ارزشمندي در اين باره ارائه ميدهد. به گفته او، در آمريكا با آنكه 55 درصد از زنان در مقابل دريافت دستمزد كار ميكنند، ولي همه آنها با تبعيض روبهرو هستند. بنيادها و مؤسسات بازرگاني ادعا دارند كه هيچ مانعي در راه پيشرفت زنان قرار ندادهاند، با وجود اين، شمار اندكي از زنان ترفيع ميگيرند و كساني كه در مشاغل تخصصي و مديريتي هستند به مراتب كمتر از همتاي مردِ خود، حقوق دريافت ميكنند. اين پديده در همهجا، در مؤسسات بازرگاني، بنيادهاي علمي ـ حقوقي و پزشكي به چشم ميخورد.
جنگ با زنان در محيط كار ممكن است هدفي منحصر به فرد داشته باشد و آن، نگاه داشتن آنها در مشاغل پايين اقتصادي است كه به صورتهاي گوناگون جلوه ميكند.[ 2 ]
به گفته فرنچ، كميسيوني در كاليفرنيا اخيراً سعي كرد بداند چرا زنها به تعداد بسيار كم در مشاغل ساختماني كار ميكنند. در مصاحبهاي كه با زنان كارگر در مشاغل ساختماني به عمل آمد، معلوم شد كه محيط شغلي آنها، هميشه محيط جنگ و نزاع است. مردها در مقابل زنها ادرار ميكردند، عكسهاي زنندهاي در توالت آنان نصب مينمودند، به زني كه مشغول كار با سيمهاي برق بود، آب ميپاشيدند و زني را كه مشغول بالا بردن آجر و بار سنگين از پلهها بود، لمس كرده، نوازش ميكردند.
يك زن جوشكار عليه كارخانه كشتي سازي كه در آن كار ميكرد، به دليل آزار و اذيت جنسي، اقامه دعوا كرد. شش زن و 846 مرد در اين كارخانه به عنوان متخصص ماهر كار ميكردند. كليه سرپرستها، سركارگرها، هماهنگ كنندهها، راهنماها يا متصديها مرد بودند. زنها مجبور بودند به تقويمهايي كه روي ديوارها نصب شده و عكسها و مطالب مستهجن بر آن كشيده و نوشته شده بود، نگاه كنند. مردها با حرفهاي ركيك، زنها را مسخره و اذيت ميكردند يا نيشگون ميگرفتند. قاضي «هوول ملتون» در بخش جكسون ويل فلوريدا، با اين استدلال كه كارخانه «محيطي مردانه» به وجود آورده و احساسات زنان را با نصب عكسهاي زشت جريحه دار كرده است، اعلام نمود كه نصب اين گونه عكسها آزار جنسي محسوب ميشود.[ 3 ]
آزارهاي جنسي در محيط كار، به اذيت و آزارهاي جزيي محدود نيست و در برخي موارد، به ضرب و شتم و قتل نيز منجر ميشود. محيط كار در آمريكا براي زنان بهگونهاي است كه علت اصلي مرگ زنان كارگر، قتل است كه همتاهاي آنها مرتكب ميشوند.
كاترين بل، متخصص بيماريهاي مسري در مؤسسه ملي ايمني شغلي و تندرستي [امريكا] معتقد است:اگر زني در محيط كار و بر اثر جراحات وارد شده فوت كرد، مطمئن باشيد كه وي را به قتل رساندهاند. شمار زنان سياهپوستي كه در محيط كار كشته ميشوند، دو برابر زنان سفيد پوست است. شمار زنان سياه پوست كه هر سال به قتل ميرسند، چهار برابر زنان سفيد پوست است؛اما احتمال به قتل رسيدن زنان سفيد پوست، در ارتش بيشتر است (Newyork Times, 0991).
«رنكن كپل» در گزارش سازمان بين المللي كار (8991) مينويسد: قتل و آدم كشي، جديترين جنبه خشونت در كارگاه به شمار ميآيد. در ايالات متحده، آمار رسمي حاكي از آن است كه آدم كشي، دومين علت مرگِ ناشي از كار، به طور كلي، و اولين عامل در خصوص زنان به شمار ميآيد. همه هفته به طور متوسط، بيست نفر كارگر به قتل ميرسند.











Comment