The Chaos Of Sex In Iran

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #1

    The Chaos Of Sex In Iran

    سکس بحران چندم جامعه ایرانی است؟




    يادداشتي به قلم مسعود ده نمكي

    1- فیلم رابطه جنسی بازیگر معروف شده در سر چهار راه ها و اینتر نت و بلوتوث موبایل ها عرضه شد

    2- فیلم مداح مشهور در کنار .... به بازار آمد

    3- فیلم پارتی بازیکنان باشگاه فوتبال .. به بازار آمد

    4- دندان پزشک بی مسئولیت بعد از درمان بیماران با آن ها رابطه جنسی پیدا کرده و از آن ها فیلم تهیه می کرد

    5- در آموزشگاه کنکور یک استاد به 19 نفر از داوطلبان کنکور کلاس خود تجاوز کرد

    6- ريیس آموزش و پرورش منطقه... به جرم رابطه زنای محصنه با چندين فرهنگی و تجاوز به بیست دختر دستگیر شد

    7- باند 109 نفره دختران و پسران خوابگاه دانشجویی در شهر ...متلاشی شد

    8- ...

    9- ...

    10- ....

    فارغ از مصادیق ذکر شده و منتسب بودن یا نبودن این فیلم ها و این اخبار که فقط دیگر بااحمق فرض کردن افکار عمومی می شود آن ها را ردکرد یک سوال اساسی بی جواب مانده است

    بحران سکس در جامعه ایرانی چقدر جدی است...آیا با لاپوشانی و تکذیب اصل صورت مساله پاک می شود...آمار ها نشان از تغییر الگوی شیوع ایدز از معتادان تزریقی به سمت رابطه جنسی حکایت دارد...آمارها نشان از تغییر نرخ سن فرار دختران از بالای بیست به زیر 15 سال دارد...آمارها نشان از کشیده شدن پای چهره های فرهنگی هنری و سیاسی و اجتماعی و ورزشی در این بحران دارد...براستی آیا کسی جرات دارد این بحران را کالبد شکافی کرده و به فکر مهار آن باشد یا باید آمادگی این را داشته باشیم که هر روز منتظر انتشار یک فیلم جدید از یک چهره سرشناس و یا یک خبر مهم باشیم در کنار این واقعیت که مستند های بدون فیلم برداری در جامعه نادیده انگاشته می شوند و صرفا به چیدن ویترینی جذاب و معنوی از جوانان بسنده کنیم

    به فرض که بخشی عرضه این بازار ناشی از فقر مادی باشد آیا بازا تقاضای آن نیز نیاز مادی است؟؟

    شاید اعتقاد عده ای براین استوار باشد که این بحران یکی از مراحل دوران گذار از سنت به مدرنیته است و باید تحمل کرد و به زودی همه چیز عادی خواهد شد...همان طور که در غرب چنین شد

    مادران و دختران دهه چهل و پنجاه آن گونه بودند نسل امروز این شد وای به حال فرزندان نسل بحران سکس و البته
    این مکتوب صرفا براي بحران شناسی بوده و مصداق ها و مسائل حاشیه ای دیگر برایش اولویت ندارد


    iran
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #2
    آمار وحشتناک ایرانیان در جستجوی کلمات "جنسی"



    موتور جستجوگر گوگل مدتی است که نسخه آزمایشی google trends رو روی شبکه گذاشته، گوگل در توضیح این قابلیت جدیدش نوشته : See what the world is searching for

    بله، گوگل این قابلیت را برای شما ایجاد کرده که بفهمید فلان کلمه در فلان نقطه ی دنیا در فلان بازه ی زمانی چند بار سرچ شده، تغییرات زمانی سرچ هر کلمه هم نمودار شده، ضمنا امکان مقایسه ی تعداد سرچ کلمات مختلف با هم یا مقایسه ی سرانه ی سرچ یک کلمه در کشورهای مختلف هم برای شما فراهم شده.(سرانه ی سرچ: تعداد سرچ تقسیم بر جمعیت کشور)

    طبعا! اولین کلمه ای رو که میخواستم بدونم در تاریخ گوگل، کجا بیشتر سرچ شده " sex" بود

    نتیجه خیلی جالب بود: پاکستان، مصر، ویتنام، ایران، هند، مراکش، عربستان، ترکیه، فیلیپین، لهستان
    ایران چهارمه، هفت تا کشور مسلمان توی ده تا کشور اول!

    توی ایران هم به ترتیب شهرهای اردبیل، قزوین، ایلام، تبریز، بابل، بندرعباس، کرمان، سمنان،اراک، زنجان
    دقت کنید که تهران توی ده تای اول نیست

    نتیجه ی مقایسه ی سرانه ی سرچ کلمه ی " f***" از این هم جالب تره:
    ایران، پاکستان، هند ، نروژ، عربستان، نیوزیلند، استرالیا، کانادا، امریکا، سوئد

    ایران با اختلاف کمی از پاکستان اول شده.
    کلمه ی سومی رو که چک کردم " v***" بود، داشتم شاخ درمی آوردم.
    ایران با اختلاف بسیار زیادی اوله، دو برابر السالوادور که دومه و چهار برابر ویتنام که سومه
    هند، عربستان صعودی، ونزوئلا، کلمبیا، ایتالیا، نیوزیلند، مکزیک رتبه های هفتم تا دهم هستن
    کلمه ی چهارم " " t** بود، این دفعه دیگه تعجب نکردم عادت کرده بودم
    ایران باز هم با اختلاف زیادی اوله، هنگ کنگ، بریتانیا، امریکا، نیوزیلند، کانادا، ایرلند، استرالیا، هند، فنلاند پشت سر ایران هستند.

    فراموش نکنین که در سرانه ی استفاده از اینترنت، ایران در خاورمیانه از آخر دومه. آخری عربستانه.
    فراموش نکنین که ایران، دیرتر از کشورهای بلوک شرق و غرب، به اینترنت دست پیدا کرده.
    فراموش نکنین که سرعت دانلود در ایران به سختی از مرز 8 کیلو بایت در ثانیه میگذره.
    فراموش نکنین که ملت مجبورن از هفت خوان فیلترینگ هم بگذرن. فیلتر شکن جدید چی داری؟
    فراموش نکنین که بعضی ها به صورت فارسی سرچ می کنن که طبعا توی مقایسه ی بالا شمرده نشدن.
    فراموش نکنین که مدتی است که تمامی این کلمات توسط پروکسی های ISP ها فیلتر شده و به هیچ وجه بدون فیلتر شکن نمی شه اونها رو سرچ کرد وگرنه آمار و ارقام بیش از این بود.
    (البته این برای همه ی کشورهای غیرانگلیسی زبان درسته)

    من اگه جای مسئولین مملکت بودم و دغدغه ام خدشه دار نشدن احساسات پاک امت مسلمان بود، به جای جریمه ی پنج میلیونی ماهواره، به جای فیلتر کردن اینترنت، به جای برچیدن بساط مانتو فروشی های هفت تیر، به جای پخش کردن فیلم های 2.5 ساعته در 1.5 ساعت، به جای دست کاری کردن کتابهای کوندرا و مارکز، به جای ترجمه ی نوشیدنی واسه مشروب... به جای همه ی این کارا اولین کاری که میکردم google trendsرو به لیست سایت های فیلتر شده اضافه می کردم!


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #3
      The doctrine of Vellayat faghieh (the rule of the jurist) was first published by Khomeini in 1970. After assuming power in 1979 he completed this doctrine as �vellayate Motlaghe Faghieh� (the absolute rule of the Jurist).

      The premise is that the �Vali� (the guardian or jurist) is the heir to the prophet of Islam. He has absolute power over every aspect of all people�s lives.

      For the first time this concept, which is even a more comprehensive in the absoluteness of holding of power than the Caliphe model put forward by sunni fundamentalists, has been institutionalised and incorporated in to the state constitution of a country.

      This makes Iran the first prototype of �Islamic fundamentalism� for nearly 750 years.
      On Khomeini�s instruction Ahmad Azari-Qomi a senior conservative Cleric, member of the �assembly of Experts� defined the extend of this absolute rule in a series of editorials published in Resalat newspaper on 14 august 1988:

      The Velayat-e-faghih means absolute and legal guardianship of the people by the faqih. This applies to the entire world and all that exist in it whether earthbound or flying creatures, inanimate objects, plants, animals, and anything in anyway related to human life, Human affairs, belongings and assets. It also applies to gods religion whether the primary and secondary commandments, worship, politics, social or family affairs, and obligations and what Islam recommends tolerates or prohibits.

      This absolute power identifies the first pillar on which fundamentalism stands, translating in to absolute authoritarian ship, resulting into terror and repression, specifically for woman.

      Extreme barbarity and misogyny are the two legs of the fundamentalist�s internal policy.

      26 years of fundamentalist rule in Iran talks for the severeness and the inhuman nature of this reign of terror.

      - 120 thousands executions
      - execution of children without even identifying them
      - execution by throwing from a mountain
      - stoning to death
      - 600,000 arrests a year
      - 500 thousand political prisoners who have undergone 74 forms of different physical tortures. These include:


      - Amputation of fingers
      - Burning
      - Gauging out of eyeballs
      - Lashing
      - Electrical shocks
      - Boxing the prisoner up for long periods
      - Hanging from the ceiling
      - Rape of men and women including gang rapes


      - A devastated economy with over 85% of its population under the poverty line, 50% unemployed, over 50% addicted to drugs and 1.5 million street children. These have given rise to the formation of new industries such as child trade for paedophile purposes, selling of body parts, and sex slaves. This is at a time that for every dollar the price of oil increases, Iran earns 1 billion dollar more in revenue.

      - But the harshness of this brutality is most severe in the case of women. Women are considered sub-humans whose primary function in society is restricted to giving birth and looking after children. All that to be done under the black veil. The pressure on Iranian women is such that well over 50% of the female population are ravaged.

      Iran holds the most shocking statistic on the condition of women in the world:

      - Over 10% of the adult female population have fallen in to prostitution, with Tehran alone housing some 600,000 prostitutes.
      - 12% of women develop serious mental diseases
      - Iran has the highest suicide rate in the world including the highest rates of immolation which resembles their protest and dismay.
      - Nearly 2 million girls are on the run

      The Ruling mullahs act as drug lords, they also run the sex slave trade, and yet their intolerance towards a small girl is such that for having an affair!! A 13 year old girl had been brutally lashed and was condemned to being stoned to death, even though it is a known fact that it is the mullahs themselves who have pioneered the selling of thousands of little girls to paedophiles abroad.

      Another clear example was the case of a sixteen year old girl who was executed for having had a �sharp tong�.

      Inhumanity and their absolute intolerance for any opposition climaxed in the massacre of over 30,000 political prisoners in less than 2 weeks during 1988.

      These prisoners had already served their sentences. They were asked just one question and the ayatollah had decreed that any answer other than a strong yes would not suffice.

      The question was:

      Will you or will you not accept the �rule of the Ayatollah� and denounce the PMOI (the main opposition group in Iran)?

      If the answer was yes, to prove his/her sincerity the prisoner would have to kill the next prisoner whose answer would be NO!!

      So grave was the severity of this genocide that the successor to the supreme leader protested!

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #4
        روزنامه گاردين در شماره روز چهارشنبه خود، گزارشی دارد از تهران در مورد نگرانی برخی از فعالان بهداشت عمومی ايران از گسترش بيماری ايدز و ويروس اچ آی وی در نتيجه مراودات و داد و ستدهايی که "ميان روسپی ها و برخی از فروشندگان لباس" صورت می گيرد.
        رابرت تت خبرنگار گاردين در اين گزارش از قول يکی از اعضای گروه داوطلبی که برای آموزش خطرات ايدز و آگاهی دادن درباره نحوه انتقال ويروس اچ آی وی به پيشه وران و ديگر مردم تشکيل شده، نوشته است که روابط جنسی ميان روسپی ها و فروشندگان لباس که معمولا در ازای دريافت لباس انجام می شود، کوششهايی را که برای مبارزه با ايدز در ايران انجام می شود به مخاطره انداخته است.

        يکی از اين آموزش دهندگان به خبرنگار گاردين گفته است که در يک فروشگاه لباس، فروشنده ای که ادعا می کرد برای شنيدن توصيه های آموزشی فرصت ندارد، در واقع سرگرم مذاکره و معامله با چهار روسپی بود.

        به نوشته گاردين، اين آموزش دهندگان بهداشت نيز مانند مسئولان امور بهداشتی بر اين عقيده اند که اعتقاد به پرهيز از هرج و مرج جنسی در ميان جمعيت عمدتا جوان ايران رو به کاهش است.

        'تخفيف خوب'


        پيشنهاد

        احمدرضا، فروشنده ۲۳ ساله گفته است که دو زن به او گفته اند که اگر تحفيف خوبی به آنها بدهد و شماره تلفنش را هم به آنها بدهد، آنها "در خدمت او خواهند بود" و احمد رضا می گويد که اين پيشنهاد را پذيرفته است


        در اين گزارش آمده است که به طور مثال در بازارچه ای در منطقه تجريش تهران، که تعداد زيادی فروشگاه البسه زنانه دارد، چندين مغازه دار گفته اند که روسپی ها به آنها پيشنهاد رابطه جنسی در برابر دريافت لباس داده اند.

        آرش، يکی از اين فروشندگان که ۲۳ سال دارد به خبرنگار گاردين گفته است که تا به حال ۴۰ تا ۵۰ بار چنين پيشنهادهايی دريافت کرده است.

        احمدرضا، فروشنده ۲۳ ساله ديگری گفته است که دو زن به او گفته اند که اگر تحفيف خوبی به آنها بدهد و شماره تلفنش را هم به آنها بدهد، آنها "در خدمت او خواهند بود" و احمد رضا می گويد که اين پيشنهاد را پذيرفته است.

        روزنامه گاردين می نويسد که پليس ايران با اعزام ماموران در لباس شخصی سعی کرده است که جلو اينگونه مراودات را بگيرد. در همين حال، گروههای آموزش دهنده داوطلب نيز با مغازه داران درباره خطرات ايدز صحبت می کنند.

        آگاهی يک طرفه


        'سيصد هزار' روسپی

        در گزارش گاردين، آماری ارائه شده که به موجب آن تعداد روسپی ها در ايران، ۳۰۰ هزار نفر و سن متوسط آنها بيست سال تحمين زده شده است.


        با اين حال، خبرنگار گاردين از قول متخصصان نوشته است که اشکال کار اين است که اين آگاهی ها به روسپی ها منتقل نمی شود.

        اين روزنامه نظر اميررضا مرادی مدير گروه "زندگی مثبت ايران" را که خود در اثر انتقال خون به ويروس اچ آی وی آلوده شده نقل کرده که گفته است که با آنکه مردم درباره اچ آی وی اطلاعاتی دارند، از اين اطلاعات عملا به هنگام برقراری رابطه جنسی استفاده نمی کنند.

        گزارش گاردين می افزايد که مقامات بهداشتی کشور برنامه ای را برای گسترش آگاهی در باره نحوه انتقال و جلوگيری از گسترش اين بيماری آغاز کرده اند. با آن حال، متخصصان از کمبود اطلاعات در اين زمينه شکايت دارند.

        گاردين می نويسد در حاليکه آخرين آمار رسمی تعداد بيماران ثبت شده، ۱۳۷۰۴ نفر است. مقامات بهداشتی ايران و همچنين سازمان بهداشت جهانی، تعداد موارد ابتلا به ايدز در ايران را بين ۷۰ هزار تا ۱۲۰ هزار تن می دانند.

        در قسمت پايانی اين گزارش، آماری ارائه شده که به موجب آن تعداد روسپی ها در ايران، ۳۰۰ هزار نفر و سن متوسط آنها بيست سال برآورد شده است.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #5
          يکی از تفاوت های عرصه عمومی با زندگی خصوصی تفاوتی است که اين دو عرصه از نظر زبانی دارند. و يکی از مهمترين تفاوت های پذيرفته شده گفتگو از سکس و اشارات جنسی است.
          کنفرانس زندگی خصوصی و عرصه عمومی در ايران معاصر که در آکسفورد برگزار می شد صبح روز دوم با گفتاری از دکتر همايون کاتوزيان آغاز شد که نشان می داد تا چه حد مرزهای زبانی در اين زمينه می تواند شناور باشد.

          دکتر کاتوزيان با اشاره به سنت ادبی هجو و هرزه درايی - که به يک معنا زبان پورنوگرافيک است – سابقه طرح تعبيرات جنسی در زبان شعر را به قديمترين دوره های ادب فارسی رساند. از آنجا که شعر رسانه مهمی برای ارتباط و انتقال مفاهيم در عرصه عمومی بوده است بسياری از اين تعبيرات جنسی در واقع زبان خصوصی را به زبان و بيان عمومی وارد می کرده است.

          از سنايی غزنوی و سوزنی سمرقندی تا يغمای جندقی و قا آنی شيرازی شعر هجو و زبان هرزه درا سابقه ای طولانی دارد و به نحوی دو حوزه خصوصی و عمومی را به هم می آميخته است. اما اگر از آن سابقه چيز زيادی در خاطره جمعی باقی نمانده است در عوض ابيات زيادی از شاعران عهد مشروطه که در هجو رجال سياسی و اوضاع مملکت گفته اند هنوز از زبان مردم ايران شنيده می شود. بيشتر اين ابيات از ميرزاده عشقی و ايرج ميرزا ست.

          گفتگو از سکس

          بخش ديگری از منابع زبانی متون مذهبی است که فارغ از لحن تند و تيز هجو با زبانی توصيفی يا توصيه ای بخشی از مسائل جنسی را برای آموزش های زناشويی و يا توضيح احکام در برگرفته اند. فائقه شيرازی از دانشگاه تگزاس، در گفتار خود، تحليلی از حليه المتقين علامه مجلسی ارائه کرد تا نشان دهد چگونه در اين کتاب با بی پرده ترين زبان در باره معيارهای انتخاب همسر و شيوه های آميزش و پسند و ناپسند دينی دراين زمينه گفتگو شده است.

          نکته ديگری که مورد توجه وی قرار داشت بررسی مکان هايی در عرصه عمومی بود که در همان نقش سنتی خود محلی برای ارتباط زندگی خصوصی و عرصه عمومی اند. يکی از شاخص ترين اين مکان ها دکان های عطاری است که بر اساس مشاهدات او محل مراجعه زنان و مردان بسياری است که دارای مشکلات جنسی از ناتوانی تا ناباروری هستند. درعين حال با فراگير شدن نياز به آموزش های جنسی، شماری از مراکز مدرن هم وظيفه آموزش های زناشويی را برای زوجهايی که آماده ازدواج آماده می شوند برعهده گرفته اند و از حمايت دولت نيز برخوردارند.

          شرم و گفتگو

          به اين ترتيب، با آنکه به نظر می رسد ممکن است گفتگو از سکس از شکل تابو خارج شده باشد اما ويلم فلور پژوهشگری که برای بانک جهانی کار می کند در گفتاری در باره بيماريهای آميزشی در ايران نشان داد که هنوز شرم گفتگو کردن از مسائل جنسی يکی از مسائل مهم در پنهان ماندن بيماری و، بنابرين، آمار واقعی بيماريهای جنسی است.


          ويلم فلور از جمله به نقش شرم در گفتگوی عمومی از بيماريهای جنسی تاکيد کرد

          اگر دليل شرم در مواردی به شخصيت فرد مربوط باشد در سطح اجتماعی ناشی از آن است که بيماری آميزشی با زنا يا روابط خارج از ازدواج پيوند داده می شود و با توجه به محدوديت های عرصه عمومی در اين زمينه هر نوع بيان بيماری اعتراف به داشتن چنين روابطی تلقی می شود.

          ويلم فلور همچنين نشان داد که با وجود اهميت آموزش های عمومی در باره "سکس بی خطر" (safe sex) مواد کافی در اين زمينه وجود ندارد. وی همچنين گفت که مشکلات جنسی در روستاها به نسبت شهر کمتر است اما در ميان روستائيانی که به شهرها می آيند بيشتر از ديگر اقشار شهرنشين است.

          همه راهها به خانه ختم می شود

          در بحث های پس از اين گفتار مينا معرفت که آرشيتکت و متخصص تاريخ عرصه های عمومی در تهران است اشاره کرد که فقدان عرصه های عمومی برای آشنايی دو جنس مخالف در سالهای اخير باعث شده است که خانه به عنوان مظهر حوزه خصوصی به محل آشنايی تبديل شود. در واقع با نبود عرصه های عمومی هر نوع آشنايی بزودی به خانه کشيده می شود و در خانه معمولا به سکس ختم می شود. فقدان قواعدی برای نظارت اجتماعی بر روابط دو جنس اين نوع روابط را تا آستانه هرج و مرج پيش برده است.

          بکارت همچون زندان

          در مسائل خاص زنان شايد مهمترين بحث را فتانه فراهانی از دانشوران جوان ايرانی در دانشگاه استکهلم سوئد مطرح کرد. او در بحث از مبحث کلاسيک فيمينيست ها در زمينه بکارت دختران نشان داد که چگونه مساله بکارت در واقع زندان اجتماعی زنان است و رفتار آنها را از هر جهت کنترل می کند.

          او که برای تحقيق خود با گروهی از زنان ايرانی مهاجر در سوئد مصاحبه کرده است بر اساس اظهارات اين زنان گفت که نگهبان اصلی مساله بکارت دختران، مادران آنها و در واقع زنان نسل قديمترند. آنها نه تنها به دختران جوان خود آموزش می دهند که از ارتباط با جنس مخالف پرهيز کنند بلکه رفتار دختران را در کودکی نيز بر اساس حفظ بکارت آنها کنترل می کنند. يکی از اين زنان توضيح داده است که چگونه مادر او از پريدن و جست و خيز کردن او را برحذر می داشته تا بکارت او صدمه نبيند.

          بکارت و رازآلود شدن بدن

          مصاحبه شونده ديگری توضيح داده است که يک بار وقتی کودکی 8 ساله بوده و از درخت بالا رفته و افتاده و زخمی شده است، مورد معاينه خشن سه زن فاميل قرار گرفته تا ببينند بکارتش آسيب ديده يا نه؛ در حالی که کسی به او نمی گفته که اصلا بکارت چيست. به نظر فتانه فراهانی رازآلود نگه داشتن مساله بکارت به عدم شناخت زنان از بدن خود و نيازهای جنسی می انجامد و حتی پس از زناشويی زنان را نسبت به آميزش دچار احساس گناه می کند.

          بعلاوه، فرهنگ تهاجمی گروهی از مردان خانواده در "دفاع از ناموس" حتی در مهاجرت نيز بر سر زنان سنگينی می کند و آنها را برای آشنايی با مرد مورد علاقه خود دچار محدوديت می سازد. وقوع چند قتل ناموسی در سوئد برای مثال باعث شده است که زنان مهاجر در هر آشنايی اوليه ناچار به توضيح اين نکته باشند که مردان خانواده آنها لزوما از جنس همان مردانی نيستند که به آن قتل ها دست زده اند.

          فرهنگ پدرسالار

          شهلا اعزازی جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران در گفتار خود به مشکلات زنان در رابطه قانونی و عرفی يعنی ازدواج پرداخت. او زنان ايران را به سه نسل تقسيم کرد و گفت که هر يک از آنها انتظارات و مشکلات متفاوتی در ازدواج های خود دارند. وی نشان داد که چگونه بالا بودن مهريه که گرايش عمومی در ميان نسل پس از انقلاب يا نسل سوم است ناشی از فقدان قوانين موثر برای حمايت مالی از زنان پس از طلاق است.

          او با تحليلی از موقعيت زنان در ايران آنها را نيرويی بالنده معرفی کرد که هر چه بيشتر نقش اجتماعی پيدا می کنند اما وضعيت آنان در تضاد با فرهنگ پدرسالار و يکجانبه نگری جنسيتی حاکم قرار دارد.

          پديده مزاحمت خيابانی

          مهسا شکرلو روزنامه نگار ايرانی تبار در کاليفرنيا بخشی از اين تضادها را در گفتار خود مطرح کرد. او گفت که مزاحمت خيابانی برای زنان يک تجربه روزمره شده است. بخشی از اين مشکل ناشی از پراکنده بودن روسپيان در سطح خيابانهاست و بنابرين هر زن مسافری که در خيابان منتظر تاکسی است ممکن است به چشم روسپی ديده شود. بخش ديگر از مشکل به اين واقعيت برمی گردد که در ايران نظام تعريف شده ای برای اتوموبيل هايی که بتوانند مسافر سوار کنند وجود ندارد و زنان برای تشخيص اينکه کدام اتوموبيل مسافرکش است و کدام شکارگر جنسی بايد به حدس و گمان متوسل شوند و رفتار دفاعی خاصی را بياموزند.


          مهسا شکرلو: زنان می خواهند در همه عرصه های عمومی سهيم شوند

          در عين حال برای پرهيز از عدم امنيتی که ناشی از آشفتگی در اين بخش از سيستم حمل و نقل است زنان ترجيح می دهند هر جا بتوانند از اتوموبيل هايی که برای آژانس های خصوصی کار می کنند استفاده کنند. گرايش زنان به استفاده از "آژانس" هر چه به شب نزديک شويم بيشتر می شود.

          وی بر اين نکته تاکيد داشت که زنان ايرانی امروزه می خواهند در همه عرصه های عمومی سهيم شوند اما اين امکان به نسبت مساوی برای آنها وجود ندارد و خالی از دغدغه و احساس عدم امنيت نيست. او برای نمونه ای از علاقه زنان برای سهيم شدن در عرصه های عمومی که تاکنون عرصه های مردانه شناخته می شده اند به تلاش زنان برای ورود به ورزشگاه آزادی در بازی های فوتبال اشاره کرد.

          چراغ های رابطه خاموش اند

          يک عرصه ديگر از مسائل زنان در عرصه عمومی موقعيت خانواده ها و زنان اقليتهای مذهبی است که موضوع کار الهام قيطانچی از کالج سانتا مونيکای کاليفرنيا بود. او برای کار خود بررسی رمان زويا پيرزاد را اساس قرار داده بود: چراغ ها را خاموش می کنم. به گفته او اين اولين رمانی است که زندگی خصوصی زن ارمنی را به عرصه عمومی جامعه ايران معرفی می کند. اين موضوع از اين جهت اهميت دارد که جامعه مسلمان ايرانی معمولا در باره اقليت ها و از جمله اقليت ارمنی دارای کليشه ها و پيشداوری هايی است که ناشی از بدفهمی و عدم رابطه اجتماعی با آنهاست.

          بنابرين، ارمنی ها ناچارند برای اينکه درعرصه عمومی باقی بمانند تفاوت های مذهبی و عرفی خود را به زندگی خصوصی خود محدود و در واقع آن را تا حدود زيادی پنهان کنند. رمان پيرزاد می تواند در افزودن بر دانش عمومی از ارمنيان نقش مهمی داشته باشد بويزه اينکه با استقبال وسيعی روبرو شده است.

          سينما، زن و عشق

          زيبا ميرحسينی نيز که در مردم شناسی و همزمان مستندسازی در حوزه زنان و خانواده فعال است گفتار خود در باره زنان و عشق در سينما را با يادکرد نقش بازيگران زن ارمنی در سينما و تئاتر ايران آغاز کرد؛ زنانی که به لحاظ اجتماعی آمادگی بيشتری برای حضور در عرصه عمومی سينما داشته اند.


          زيبا مير حسينی فيلم نوبت عاشقی را آغاز رهيافت تازه ای به عشق در سينمای ايران دانست

          زيبا ميرحسينی بر دو فيلم خاص در تاريخ سينمای ايران تاکيد گذاشت که هر دو در سالهای پس از انقلاب ساخته شده اند: نوبت عاشقی ساخته محسن مخملباف و شوکران ساخته بهروز افخمی. به نظر او نوبت عاشقی آغاز رهيافت تازه ای به عشق در سينمای ايران بود. اهميت نوبت عاشقی فقط از اين لحاظ نيست که به رابطه جنسی خارج از ازدواج و عشق مثلث پرداخته است بلکه بويژه اين جهت در آن برجسته است که سه بار يک مساله واحد را با تغيير جای زن و مرد و نوع تصميم گيری آنها روايت می کند: در روايت اول زن عاشق می شود و شوهرش او را می کشد، در روايت دوم همان مرد عاشق می شود و زن او را می کشد و در روايت سوم شوهر از کشتن زن خود به دليل عشق زن به مرد ديگری منصرف می شود.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #6
            فريده و فريدون

            تغيير جای آدمها بخوبی وضعيت زنان را در جامعه مردسالار برجسته می کند. مهناز افخمی نيز در روز نخست کنفرانس می گفت اگر می خواهيد ببينيد در متنی تبعيض جنسيتی وجود دارد جای فريده را در آن مثلا با فريدون عوض کنيد. اگر به نظرتان عجيب آمد که همان گزاره ها در باره فريدون هم صادق باشد با گزاره هايی تبعيض آميز روبرو ييد.

            به نظر زيبا ميرحسينی در سينمای امروز ايران زنها ديگر در باره عواطف عاشقانه و جنسی خود ساکت نيستند. او فيلم شوکران را از اين نظر برجسته دانست و گفت هر گاه سينمای سالهای آغازين را با سينمای امروز ايران مقايسه کنيم در می يابيم که جنبش زنان پيش رفته است و زن از صورت قربانی و انفعالی خود خارج شده است و چهره ای فعال پيدا کرده است.

            او گفت اينکه حضور زنان در سينما امروز دارای جنبه منفی نيست و به زنان هنرپيشه به چشم بد نگريسته نمی شود بسيار مهم است زيرا زنان بايد بيرون بيايند و پذيرفته شوند و پذيرفته شدن آنها در سينما نشانه تغييرات مهمی در حضور آنها در عرصه عمومی است.

            از شاه و شيخ

            در حالی که مطالعات مختلفی در باره مسائل زنان در مواجهه با عرصه عمومی در کنفرانس مطرح شد دو گفتار شاخص نيز به دو شخصيت مرد اختصاص داشت. عباس ميلانی مولف سرشناس کتاب معمای هويدا که کار جديد خود را در باره زندگی محمدرضاشاه انجام می دهد در گفتار خود به شخصيت و زندگی او پرداخت.


            عباس ميلانی سويه های تازه ای از زندگی شاه ايران را مطرح ساخت

            اگر شاه شخصيتی بود که زندگی خصوصی اش در سايه نقش او در عرصه عمومی قرار گرفته بود حورا ياوری که در حوزه روانشناسی ادبيات کار می کند در مطالعه زندگی حاج شيخ ابراهيم زنجانی نشان داد که اين روحانی فعال عصر مشروطه چگونه در زندگينه خودنوشت اش فعاليت های خود در عرصه عمومی را مطرح نکرده است و در عوض گزارش جاندار و بی سابقه ای از زندگی خصوصی يک روحانی ارائه کرده است.

            دوست همجنسگرا

            عباس ميلانی از شاه چهره ای ميان پسر يک سرباز و پادشاهی که از سر اکراه قبول سلطنت کرده ارائه داد. کسی که ترديدهای هملت وار داشت و هر گاه خود را در قدرت می ديد به پهلوان تبديل می شد اما مرتبا داروی ضد افسردگی مصرف می کرد. پادشاهی که 5 بار در سالهای مختلف پيشنهاد کرد که سلطنت را واگذارد و از کشور خارج شود. ارتباط نزديک شاه با ارنست پرون که دارای تمايلات همجنسگرايانه بود از نکات کمتر بحث شده در زندگی خصوصی شاه بود. آندو در دوره تحصيل وليعهد جوان در سوئيس با هم آشنا شده بودند و پرون برای سالها پس از پادشاهی او نيز دوست شاه باقی ماند.

            شيخ رمان نويس

            شيخ ابراهيم زنجانی چهره ای که حورا ياوری در سومين روز کنفرانس به بررسی زندگی او پرداخت از کسانی است که در سالهای اخير پس از انتشار زندگينامه اش به شخصيت قابل بحثی تبديل شده است. او که اولين کسی است از روحانيون ايران که به نوشتن رمان روی آورد، زندگينامه خود را نيز رنگ رمان داده است و همزمان بسياری از تابوهای اجتماعی خود را زيرپا نهاده است.

            زنجانی نه تنها به توصيف دقيقی از چهره و ظاهر همسرش می پردازد بلکه از عشق خود به دخترعمويش نيز که تمام عمر با او ماند آشکارا حرف می زند. اما زنجانی که شخصيت مهمی در جريانات مشروطه است و در محاکمه شيخ فضل الله نوری نقش مدعی العموم را داشت و حکم او را نوشت، به طور کلی از نقش خود در عرصه عمومی چشم می پوشد و به هيچيک از مسائل مهمی که در جامعه او گذشته و خود او در آن نقش داشته نمی پردازد. او به اين ترتيب بين تاريخ شخصی خود و نقش اش در عرصه عمومی شکاف انداخته است.

            مسکوب و وحدت شخصيت

            از اين نظر اثر شاهرخ مسکوب به نام روزها در راه استثنايی می نمايد. علی بنوعزيزی که در روز آخر کنفرانس صحبت کرد و به ارائه نتايج پژوهشی در باره هويت و تعريف افراد از "من" خود پرداخت در باره مسکوب گفت که او با جزئيات بسيار در باره احساسات و ناکامی ها و خطاها و سوء تفاهم های خود در مسير زندگی شخصی و سياسی اش صحبت کرده است. اثر مسکوب نشان می دهد که مساله اصلی برای ايرانيان تقسيم بندی آنها از عواطف و افکاری است که می توانند از آن صحبت کنند و يا فکر می کنند نبايد از آن صحبت کنند.

            حورا ياوری در نقد شيخ ابراهيم زنجانی می گفت که نمی توان دو عرصه عمومی و زندگی خصوصی را از هم جدا کرد و فرد محصول اين هر دو است. مسکوب از شواهد استثنايی در اين زمينه است. کسی که دارای وحدت شخصيت است و ميان خلوت و جلوت اش فاصله نمی اندازد.

            وبلاگ رسانه وحدت در هويت

            وبلاگ ها به عنوان رسانه جديدی که اين موضوع را متحول کرده است نيز مورد توجه کنفرانس بود و ژانت الخانيان که برای تز دکترای خود رسيدگی به نقش وبلاگ ها را در عمومی کردن حوزه خصوصی بررسی می کند به ارائه گزارشی از اطن حوزه تازه پرداخت. او گفت که ايرانی ها دو جور زندگی دارند: زندگی خصوصی و زندگی عمومی؛ وبلاگ آن را يکی کرده است.

            جايی عجيب برای درددل

            در پايان جلسات روز دوم کنفرانس فيلم يکساعته ای با عنوان زنانه پخش شد که در يک توالت عمومی زنانه در پارکی در تهران فيلم گرفته شده بود. اين فيلم تکان دهنده و پرقدرت که ساخته مهناز افضلی است فرصت بی نظيری برای آشنايی با دنيای زيرزمينی و حرفهای خودمانی زنانی از پايين ترين اقشار جامعه فراهم می کند. زنان و دختران جوانی که معتاد يا روسپی و فراری اند و به راحتی با يکديگر و در مقابل دوربين دردل می کنند و چيزی برای پوشاندن ندارند.

            آنها ا زعشق ها و ناکامی ها و دوستی ها و خيانت ها در زندگی خود می گويند و سرمايه صميميت خود را با هم تقسيم می کنند و همزمان چهره پوشيده و پنهان اين بخش از جامعه زنان ايران را عريان می سازند. زنانی که به طرزی شگفت آور از کليشه رايج در باره زن بی دست و پا رهايند ولی هر قدر هم دست و پا داشته باشند، به دليل گرفتاری در يک دايره بسته، نمی توانند زندگی خود را تغيير دهند.

            راهی برای پيدا کردن زبان گفتگو از سکس

            کنفرانس زندگی خصوصی و عرصه عمومی در جامعه ايران برای نخستين بار فضای آکادميک را به زندگی جاری مردم پيوند زد. با اين کنفرانس مسير مطالعات ايرانی بی شک تغيير کرده است و زمينی تر و دموکراتيک تر و بدردبخورتر شده است. در واقع ورود اين کنفرانس به موضوع زندگی خصوصی و عرصه عمومی هم مصداقی است از همان موضوعی که محمد توکلی طرقی مدير علمی کنفرانس در آخرين سخنرانی بر آن تاکيد کرد: اين دو مفهوم در حال تغيير دايمی هستند.

            اين کنفرانس همچنين سنگ بنای تازه ای را برای يافتن زبان مناسب برای بررسی مسائل مربوط به سکس و جنسيت گذاشت. در واقع گرچه کنفرانس به رابطه زندگی خصوصی و عرصه عمومی پرداخت اما همزمان چالشی بود برای اين نياز که با چه زبانی می توان از زندگی خصوصی در عرصه عمومی گفتگو کرد. چالشی که در گزارش حاضر نيز بازتاب داشته است.


            iran

            Comment

            Working...