**Read These To Ppl You LOVE**

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Dokhtare_Malous
    Member
    • Dec 2005
    • 1819

    #406
    Emshab qaribane dar khalvat saraye tanhaee be donbale peyke gham migardam,
    Ghafel az inke delam peyke gham ast,
    Emshab az har nasimi ke az janebe yad mivazad khabar az deltangie Oo mikhaham ghafel az inke khodam deltangam,
    Emshab az aseman soraghe setaregane roshan ra migiram,
    Ghafel az inke tamame vojudam mamlov az setaregan ast.

    Comment

    • Dokhtare_Malous
      Member
      • Dec 2005
      • 1819

      #407
      کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند... تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند...

      سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است... کاش قانونهايمان يک دم رعايت مي شدند ...

      اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب ...،کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند...

      گاهي از غم مي شود ويران دلم ...، کاشکي دلها همه مردانه قسمت ميشدند...

      Comment

      • Dokhtare_Malous
        Member
        • Dec 2005
        • 1819

        #408

        Comment

        • Dokhtare_Malous
          Member
          • Dec 2005
          • 1819

          #409
          بي تو مهتاب شبي بازازآن کوچه گذشتم.همه*تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانه*ي جانم، گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد: يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم. ساعتي بر لب آن جوي نشستيم. تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.من همه، محو تماشاي نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام. خوشه*ي ماه فروريخته در آب شاخه*ها دست برآورده به مهتاب

          Comment

          • Dokhtare_Malous
            Member
            • Dec 2005
            • 1819

            #410
            عاشقت خواهم ماند. بي آنكه بداني دوستت خواهم داشت. بي آن كه بر لب آرم در دل خواهم گفت. بي هيچ سخني گوش خواهم داد. بي هيچ اندوهي در آغوشت خواهم گريست. بي آن كه حس كني در تو آب خواهم شد. بي هيچ گرمايي كنار آشيانه تو آشيانه مي كنم و فضاي آشيانه را پر از ترانه مي كنم. مي پرسند : به خاطره چه زنده اي؟ و من براي زندگي تو را بهانه مي كنم

            Comment

            • Dokhtare_Malous
              Member
              • Dec 2005
              • 1819

              #411
              شايد يه كسي شبا براي اينكه خوابه تورو ببينه به خدا التماس ميكنه شايد يه كسي يه محض ديدن تو دستهاش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شبها به خاطر توتوي دريايي ازاشك ميخوابه ولي تو اونو نمی بینی.

              Comment

              • Dokhtare_Malous
                Member
                • Dec 2005
                • 1819

                #412

                Comment

                • Dokhtare_Malous
                  Member
                  • Dec 2005
                  • 1819

                  #413
                  و آن زمان که عاشق مي شوي



                  و مي داني که عشقي هست



                  و باور داري کسي که تو را دوست دارد



                  و در آن شبهاي سرد و يخبندان با تو مي ماند..



                  در آن لحظات مي فهمي دوست داشتن چقدر زيباست .....



                  و آن زمان که کسي در فراسوي خيال تو نيست



                  و تو تنهاي تنها در جاده هاي برهوت زندگي قدم مي زني



                  تنها اوست که به تو

                  آرامش خيال مي دهد.....

                  Comment

                  • Dokhtare_Malous
                    Member
                    • Dec 2005
                    • 1819

                    #414
                    اون روزا كه تنها بودی
                    گمشده دريا بودی
                    قايق تو شكسته بود
                    تنت نحيف و خسته بود

                    فانوس درياييت شدم
                    عشق اهوراييت شدم
                    گذشتم از هر هوسی
                    تا تو به مقصد برسی

                    اما به جاش تو بد شدی
                    از من و عشقم رد شدی
                    به من يه پشت پا زدی
                    تهمت ناروا زدی

                    ون روزا كه تو جنگلا
                    ترسيده بودي بيصدا
                    بين درختاي بزرگ
                    ميون گله گله گرگ

                    گذشتم از جون خودم
                    طعمه دشمنات شدم
                    با تيكه پاره های من
                    روزای تو ساخته شدن

                    اما به جاش تو بد شدی
                    از من و عشقم رد شدی
                    به من يه پشت پا زدی
                    تهمت ناروا زدی

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #415
                      ديشب وقتي دعايت مي كردم
                      از خدا برايت طلب خير وبركت كردم
                      تا وقتي در راهي قدم مي گذاري
                      هميشه يار و ياور تو باشد
                      لطف او همواره با توست
                      وعده هايش حقيقي اند
                      و هنگامي كه تمام توجه مان را به او جلب مي كنيم
                      مي داني كه او كاملا مارا مي بيند
                      پس اگر پيمودن مسيري كه در آن هستي
                      سخت و دشوار به نظر آمد
                      فقط به ياد بياور كه من
                      اينجا دعايت مي كنم
                      وديگر همه چيز دست خداست

                      هر آنچه مي تواني انجام بده
                      براي كسي كه مي تواني
                      با هرآنچه در اختيار داري
                      وهركجا كه هستي

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #416
                        خطوط زندگي در كف دستانم در كف دستانم زود به انتها مي*رسند زودتر از چروك*هاي صورتم شايد نيمه دردناكش اينجاست كه حرفهايمان نگفته مي*ماند نيمه زيبايش اينكه تو هميشه مرا جوان به خاطر خواهي آورد

                        Comment

                        • Dokhtare_Malous
                          Member
                          • Dec 2005
                          • 1819

                          #417
                          نشسته بودم



                          در گوشه ای از اتاق



                          و به آرزوهای دیگران گوش



                          میدادم که ناگهان صدای مبهمی



                          از دور گوشم را نوازش داد و برایم گفت



                          تو چرا آرزوهایت رانمی گویی مگر تو آرزویی نداری



                          به او گفتم چرا من هم آرزو دارم . آرزو دارم که همراه عشقم



                          دست در دست هم کنار دریا و روی شنهای لرزان



                          قدم برداریم واز خاطرات شیرین عاشقیمان



                          بگوییم کنار دریا بنشینیم و به



                          موجهای خروشانش



                          که ما را به یاد بی تابی دلمان



                          می اندازد نگاه کنیم وبه دریا بگوییم ما



                          هم به آرزو یمان رسیدیم. من هم آرزو دارم



                          تا با محبوبم کنار هم و باهم ، و برای هم زندگی کنیم



                          من هم آرزو دارم که کنارش بنشینم و به چشمانش خیره



                          شوم وسفری درون چشمانش بکنم من هم میخواهم در بهار



                          زیر درختان پر از شکوفه برای هم ناز کنیم من



                          هم میخواهم تا در پاییزهمرا ه



                          او روی برگهای



                          خشک درختان قدم برداریم .



                          آری من هم می خواهم تادر زیر



                          باران کنارش قدم بردارم من هم دلم خیلی



                          چیزها میخواهداما باید به دلم بگویم خود را به دست



                          سرنوشت بسپارد و آرزوهایش را به کسی نگوید.

                          Comment

                          • Dokhtare_Malous
                            Member
                            • Dec 2005
                            • 1819

                            #418
                            بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است دوستت دارم چون تنهاترين ستاره اي زندگي مني دوستت دارم چون تنهاترين مصراع شعر مني دوستت دارم چون تنهاترين فکر تنهايي مني دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني

                            Comment

                            • Dokhtare_Malous
                              Member
                              • Dec 2005
                              • 1819

                              #419
                              ای سر چشمه ی محبت

                              ای عشق واقعی



                              چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است

                              چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود



                              بگذار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است

                              چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای



                              من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی

                              تو هوای دلم را با طراوت کردی



                              زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران پرواز میکنم

                              پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم





                              تقدیم به تنها ترین عشقم

                              Comment

                              • Dokhtare_Malous
                                Member
                                • Dec 2005
                                • 1819

                                #420
                                تویی نازنینم ، صمیمی ترینم

                                الهی بمیرم غم تو نبینم

                                سر آغاز نام تو پایان نداره

                                تویی اولینم ، تویی آخرینم

                                تو میراث عشقی ، پیام آوری تو

                                تو معصوم و پاکی ، که نام آوری تو

                                تو رود زلالی ، پر از شور و حالی

                                قشنگی که از گل شکوفاتری تو


                                تویی نازینم ، صمیمی ترینم

                                الهی بمیرم غم تو نبینم

                                تو آئینه داری در اون چشم روشن

                                چقدر کینه داری بگو با دل من

                                تو آئینه دار مسیحا تو پاکی

                                پری زاده ای تو ، نه از جنس خاکی

                                تویی نازنینم ، صمیمی ترینم

                                الهی بمیرم غم تو نبینم
                                Taghdim be to azizam

                                Comment

                                Working...