Who Is Hamid Shabkhiz ?

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #1

    Who Is Hamid Shabkhiz ?

    «حميد شب*خيز» خودش را كارگر اين كار (تلويزيون*داري) مي*داند و هميشه در جواب مخالفان و دشمنان مي*گويد كه كارش را با دست خالي آغاز كرده و حالا هم كه به اينجا رسيده هنوز كارهاي تلويزيون*اش را خودش انجام مي*دهد و حتي استوديو را جارو مي*زند!

    او كه كارمند «ايرفرانس» بود در سال 1981 پس از آن كه در جريان مجادله اي از يك فرد مذهبي سيلي خورد، تصميم خود را براي مهاجرت به آمريكا گرفت. شب*خيز در ابتداي حضور در آمريكا به رستوران*داري پرداخت و به گفته خود اولين كسي است كه اقدام به ضبط برنامه در آمريكا كرده. او خوشحال است از اين كه تلويزيوني به راه انداخته كه: باب طبع خانواده*هاست و «مردم تنها به خاطر صفا و صميميت جاري در تلويزيون»، مي*نشينند پاي برنامه*هايش و با نداري و كمبود*هاي تلويزيون و برنامه*ها كنار مي*آيند و لذتش را مي*برند!


    در حقيقت همين شروع و يك جور*هايي قديمي*بودن اش، افتخاري براي شب*خيز به حساب مي*آيد؛ و اين كه با دست خالي به آمريكا آمده و ابتدا يك راديو داشته و بعد تلويزيوني چند ساعته و برنامه*ها هم نه در استوديو كه در گاراژ منزلش و با يك دوربين نه چندان پيشرفته ضبط مي*شده و بعد توسط خود شب خيز اديت. شب*خيز البته اين كار را نه در خارج از ايران كه وقتي پيش از انقلاب در ايران بوده شروع كرده؛ با سوئيچينگ شو*هاي تلويزيوني. و حالا هم خب چند شبكه دارد و به قول خودش جوانان زيادي «طرح كاد»شان را پيشش گذرانده* و از او كار ياد گرفته*اند. و همه اين*ها سپر حميد شب*خيز است در مقابل حمله*هاي گاه و بي*گاه رقيبان كه شب*خيز از آن*ها به عنوان «تازه وارد*هايي كه كارشان را بلد نيستند» ياد مي*كند.

    چهره و اسم حميدخان تا قبل از به وجود آمدن شبكه*هاي ماهواره*اي كاملا ناآشنا بود؛ و تنها آن هايي كه خيلي پي گير بودند با اسم برادرش «فريد شب*خيز» (آهنگساز و برنامه ساز تلويزيون رسمي*ايران) آشنا بودند و همچنين برادر ديگرش «رحيم شب*خيز» كه استوديو ضبط صدا دارد. اما در ميان آن همه شو*هاي نوروزي هم كه از آن ور آب به اينجا مي*رسيد، پيش از اين كه تصاوير تلويزيونش براي ايران پخش بشود، مردم با اسم او در برنامه*هاي تلويزيوني N.I.T.V (تنها تلويزيون ماهواره*اي موجود آن زمان) آشنا شدند؛ وقتي كه «ضيا آتاباي» و چند برنامه ساز ديگر به شدت به او حمله مي*كردند و از او مي*خواستند جلو دوربين لااقل رعايت ادب را بكند و با آن لحن زننده در مورد همكارهاي خود صحبت نكند

    تصويري كه از حميد شب*خيز پيش از رويت چهره*اش براي مخاطبان برنامه*هاي ماهواره ترسيم شد، كسي بود كه برنامه*هايش به فحاشي و خط و نشان كشيدن براي ديگران مي*گذرد. تصويري كه با آغاز به كار تلويزيون «ايران» (ITN) كاملا تغيير كرد. شب*خيز كسي بود كه جلو دوربين مي*نشست، همه چيز را - از ساختن برنامه تا حاشيه*ها را- سهل مي*گذراند و به قول خودش نان و ماستش را مي*خورد!

    شب*خيز در مدت كوتاهي تبديل به شخصيتي شد مورد توجه مخاطبيني كه حوصله برنامه*هاي سياسي و پُر از جنگ اعصاب شبكه*هاي ديگر را نداشتند و بيشتر خوش داشتند كه بنشينند و با بي*خيالي و ساده انگاري شب*خيز حال كنند. اما چند وقت پيش اين سبك و سياق برايش دردسر ساز شد؛ كمپاني «كلتكس» اعلام كرده بود كه تنها شبكه*هاي مورد تائيد اين كمپاني حق پخش محصولاتش را دارند. اما شب*خيز كه كلاً به اين كار*ها كاري ندارد، به پخش موزيك ويدئو*هاي كمپاني كلتكس ادامه داده و «سوو» شد و به پرداخت نيم ميليون دلار غرامت، محكوم.

    پس براي به دست آوردن مبلغ غرامت، به برنامه مورد علاقه*اش پرداخت و يك «تله تان» ويژه گذاشت و از هواداران شبكه اش خواست كه با كمك*هاي خودشان از زمين خوردن تلويزيون او جلوگيري كنند.

    اين مبلغ هنگفت در مدتي كوتاه جمع آوري شد و شب*خيز جريمه را پرداخت كرد. اما ماجرا در اينجا خاتمه نيافت؛ «مهران عبدشاه» مدير شبكه IPN در برنامه*اي شب*خيز را كلاه بردار و شارلاتان خطاب كرد و گفت: اگر اين شبكه مشكل مالي داشته پس چه طور مي*خواهد دو شبكه جديد افتتاح كند؟ و بعد ادامه داد: شب*خيز با پولي كه از مردم جمع مي*كند براي استفاده*هاي شخصي سود مي*برد و حتي نشاني منزل گويا لوكس شب*خيز را در برنامه*اش اعلام كرد تا مردم بروند و ببينند... حرف*هاي عبدشاه فارغ از مستند بودن يا نبودنش، پُر بيراه نيست؛ چون شب*خيز سالي يك بار برنامه تله تان اش را برگزار مي*كند! در كنار آن، او موفق به جذب تبليغات و اسپانسر*هاي زيادي شده و چند حامي*مالي قدرتمند هم دارد.

    اما باز كيفيت برنامه*هاي شبكه*اش در حد نازلي باقي مانده و هيچ پيشرفتي نكرده است. البته اين ميان، مخاطبان هستند كه با همين حميد شب*خيز كه سمبلي*ست از شوخ و شنگي و بي*خيالي، حال مي*كنند و شخصيت به ظاهر مثبت و بي*غل و غش او را دور از اين انگ*ها مي*دانند.

    مشغله ديگر شب*خيز برگزاري كنسرت است؛ كاري كه باز شب*خيز در آن يد طولايي دارد و خودش عنوان مي*كند كه وقتي در ايران دانشجو بوده در دانشگاه براي خواننده*هاي مطرح آن زمان برنامه مي*گذاشته و در حقيقت كارش را از آن جا و با كمترين امكانات شروع كرده! هنرمنداني كه تا به حال با «شب*خيز كنسرت*گذار» كار كرده*اند معمولاً از نوع امكاناتي كه در اختيارشان قرار مي*گيرد و وضعيت سالن و بليط فروشي، ناراضي هستند.

    اما بالاخره با همه اين تفصيلات، شب*خيز در اين كار (با وجود زياد شدن دست و رقيبان متعدد) هنوز باقي مانده و فعاليت مي*كند كه شايد دليلش رابطه نسبتاً خوبي ست كه با هنرمندان دارد و مي*تواند آن ها را مجاب به همكاري كند. هرچند كه بعد هنرمندان شاكي بشوند و اعتراض كنند كه سرشان كلاه رفته و حقشان خورده شده!

    شب*خيز البته با كار آوازخواندن هم بيگانه نيست و در سال هاي پيش از انقلاب، چند آهنگ اجرا كرده و در شوي معروف «ميخك نقره*اي» به مخاطبان معرفي شده. چيزي كه اين ميان جلب توجه مي*كند، عدم تمايل شب*خيز به پخش ترانه*هايش است؛ با وجود اين كه مخاطبان بار*ها از او خواهش كرده*اند كه آهنگي از خودش پخش كند اما شب*خيز هر بار امتناع كرده؛ موضوعي كه در مورد ضيا آتاباي هم صدق مي*كند و البته دليلش در آن مورد واضح است، اما اينجا نمي*توان برايش هيچ دليل منطقي اي پيدا كرد. انگار شب*خيز هم هنرمندي عهد شباب*اش را نمي*پسندد و دوست دارد فعاليت*هاي دوران گذشته*اش همين طور مسكوت بماند. گرچه ويدئوي حضورش در ميخك نقره*اي روي اينترنت براي دانلود موجود است.

    از بدو تاسيس شبكه ITN كه همراه با اوج دوران پارازيت فرستادن و قطع برنامه*هاي N.I.T.V بود شب*خيز همواره سعي مي*كرد كه سياست*هاي پخش برنامه*اش را فارغ از مسايل سياسي دنبال كند تا برنامه*هايش بدون دردسر پخش شود و در اين بين حتي گاهي به سانسور فيلم*هاي سينمايي قديمي*اي كه پخش مي*كرد، پرداخت تا كمتر به دردسر بيفتد!

    در اين سال ها، شايعه همكاري شب*خيز با دولت جمهوري اسلامي همواره به گوش مي رسيده است. حتي يك بار چند شبكه براي اثبات اين مدعاي قديمي*، ورق كاغذي را كه گويا توسط يك مامور امنيتي فراري به دست شان رسيده بود، نشان دادند كه ادعاي كمك مالي گرفتن شب*خيز از دولت ايران را تائيد مي*كرد. كاغذي كه البته معلوم نبود متعلق به كدام ارگان است و چند مهر ناشناس روي*اش بود و مدركي بود شايد بي*اعتبار

    شب*خيز مدعي است كه ايده*هاي بكر در اين عرصه نخستين بار به ذهن او مي*رسد و وقتي اجرايش مي*كند، دوستانش (يا در حقيقت همان رقبايش) از او تقليد مي*كنند و ايده*هايش را مي*دزدند. نمونه*اش همين حضور تلويزيون*اش روي ماهواره «هات برد» است كه باعث شد بعد از مدتي پاي بقيه شبكه*هاي غيرسياسي هم باز شود و بازار را كساد كنند. بازار آگهي*هاي شب*خيز هم اما ويژگي*هاي منحصر به فردي دارد؛ از شعرهاي رنگارنگي كه براي فروشگاه «دي تو دي» دبي مي*سازد بگيريد تا گزارش*هاي تصويري كه از فروشگاه*هاي بزرگ اين شهر پخش مي*كند، همگي اين ويژگي*هاي منحصر به فرد را به نمايش مي*گذارند. او گاه براي پوشش تصويري گزارش*هاي تبليغاتي*اش در فرودگاه*ها از دوربين موبايلش استفاده مي*كند و همين تصوير تهيه شده از طريق دوربين موبايل را در ابعادي وسيع از تلويزيون پخش مي*كند و كسي هم نيست كه بگويد ما هيچ كدام از اين تصاويري كه او پخش مي*كند را نمي*توانيم ببينيم!!

    نقش موبايل شب*خيز در تهيه و پخش پيام*هاي بازرگاني، محدود به اين موارد نمي شود؛ گاه در وسط پخش برنامه، موبايل او زنگ مي*زند و او كه از اين تماس متعجب شده است، گوشي را جواب مي*دهد. چند لحظه بعد با خنده*اي حيرت*زده به اطلاع بينندگان مي*رساند كه از اتفاق، فلان آدمي كه توليدكننده يك كالا است با او تماس گرفته و... كم كم بحث به كالايي كه اين شخص توليد مي*كند كشيده مي*شود و او از اسپيكر موبايل شب*خيز اطلاعات بسيار كاملي را از كالاي مورد نظر به بينندگان تلويزيون ارائه مي*دهد و اين طوري نصف برنامه عادي هم در قالب آگهي پر مي*شود!

    اما اگر فكر مي*كنيد كه اين اقدامات حميدخان، اعتراض بينندگانش را در پي دارد، بدانيد كه در برداشت*تان سخت در اشتباه هستيد؛ بينندگان تلويزيون*هاي شب خيز، آدم*هاي بسيار قانعي هستند كه از هر چيزي كه از تلويزيون*اش پخش مي*كند، حيرت زده مي*شوند و بلافاصله با او تماس مي*گيرند و از اين همه زحمتي كه او مي*كشد تشكر مي*كنند

    قضيه دريافت آبونمان از بينندگان تلويزيون هم خود حكايت جالبي دارد. هر سال نزديك*هاي ژانويه، شب*خيز پخش برنامه*هاي عادي خود را قطع مي*كند و از بينندگان داخل و خارج از كشور مي*خواهد كه حق اشتراك خود را پرداخت كنند. سال اولي كه شب*خيز تلويزيونش را تاسيس كرده بود، اين پرداخت*ها آن قدر زياد بود كه به او حسابي مزه كرد و اين كار را در سال*هاي بعد در ابعادي وسيع*تر ادامه داد. اما امسال كه مبلغ جمع*آوري شده بسيار ناچيز از آب درآمده، شب*خيز طاقت از كف داد و گفت كه مي*خواهد تلويزيون*اش را در اروپا و آمريكا كارتي كند و از اين طريق هزينه*هاي پخش را دربياورد.

    شب*خيز قرار است به زودي سومين شبكه*اش را افتتاح كند. او روبروي دوربين مي*نشيند و قهقهه مي*زند. در وقت عزا لباس تيره مي*پوشد و عزادار مي*شود. او تلفن جواب مي*دهد، بگوبخند مي*كند، بي*وقفه دنبال اين است كه مردم از برنامه*هايش لذت ببرند. او هيچگاه غصه كمبود*هاي تلويزيون*اش را نمي*خورد. برايش مهم نيست كه دوربين*هايشان بلا استفاده شده*اند و تصوير بد رنگ تحويل بيننده مي*دهند. او اعتقاد دارد با همين «آبگوشت» فقيرانه مي*توان زندگي كرد و خوشبخت بود!

    Last edited by Rasputin; 03-26-2009, 10:05 AM.

    iran
  • okiddi
    Member
    • Jul 2005
    • 442

    #2
    migam...kasi ahange farzandesho shenide? fekr mikonam farzand bod esmesh...kheili ghadimie vali kheili kheili ghashange...
    >> Doroste ke inja bozorg shodam man vali khone IRANI to raghame <<

    Az in ghafas, az in zamin mikham beram paar bekesham,
    baraye in hame diavar yek goshei daar bekesham

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #3
      شبکه تلویزیونی آی تی ان (ITN) یا تلویزیون ایران یکی از موفقترین تلویزیونهای غیرسیاسی یا تجاری لس آنجلس است که درسه کانال فعالیت می کند؛ تلویزیون ایران یک که مطالب علمی و فرهنگی و برنامه های سرگرم کننده را پوشش می دهد، تلویزیون ایران دو که شامل موسیقی ایرانی و خبر است و تلویزیون پن که بیشتر به موسیقی غربی می پردازد.

      تلویزیون ایران هفت سال پیش به ماهواره پیوست و بیست و چهار ساعته شد، این تلویزیون یکی از شبکه هایی است که چون کار سیاسی نمی کند مورد انتقاد آن دسته از تلویزیونهایی است که کار سیاسی می کنند و هدفشان به گفته خودشان مبارزه با جمهوری اسلامی ایران است.

      حمید شبخیز مدیر تلویزیون ایران از سال ۱۹۸۰ میلادی در لس آنجلس به کار رسانه ای مشغول است و کارخود را از تلویزیونهای محلی و کابلی این شهر آغاز کرده است، از او پرسیدیم که چگونه تصمیم گرفت که خود و رسانه اش را از سیاست به دور نگاه دارد.

      هر کسی در جهتی کار می کند که توان بیشتری برای انجام دادنش داشته باشد، من بیشتر در کارهای هنری بودم و زمانی هم که به اینجا آمدم دیدم که در اطراف و در محور برنامه سرگرمی و موسیقی بهتر می توانم عمل بکنم، این کار را انجام دادم .

      ضمن اینکه ما از روز اول سرلوحه کار خودمان را این گذاشتیم که مردم ما بخصوص مردم خوبمان در داخل کشور احتیاج به شادی و شادمانی دارند پس ما هم سعی می کنیم این کار را برایشان انجام بدهیم و فکر می کنم که موفق بودیم.



      ما از روز اول سرلوحه کار خودمان را این گذاشتیم که مردم ما بخصوص مردم خوبمان در داخل کشور احتیاج به شادی و شادمانی دارند پس ما هم سعی می کنیم این کار را برایشان انجام بدهیم و فکر می کنم که موفق بودیم


      حمید شبخیز

      شما برنامه خبری هم دارید؟

      بله اخبار داریم.

      این اخبار چگونه تهیه می شود؟

      اخبار از روی سایتهای اینترنتی تهیه می شود، روی شبکه های معتبر خبری، منبع خبر ما هم صدای آمریکا و بی بی سی هستند، مجله ها و روزنامه های داخل کشور هستند، به هر جهت ما عمده خبرها را به صورت سرخط پخش می کنیم و بیشتر، عناوین اخبار را اعلام می کنیم چون هر روز بیشتر از نیم ساعت خبرهای سیاسی نداریم، اگر منظور شما آن گونه خبرهاست ولی خبرهای دیگر را مخصوصاً شبکه دوی ما از روی سایتهای اینترنتی و روی سی ان ان و روی چند شبکه خبری دیگر مثل فاکس نیوز و دیگر سایتهایی که روی اینترنت وجود دارد استفاده می کند.

      اخبار ایران را هم منعکس می کنید؟

      اخبار ایران را هم منعکس می کنیم البته آنهایی که روی خبرگزاریهای معتبر جهانی مطرح و تائید شده اند.

      تلویزیون شما از نظر آگهی یکی از تلویزیونهای موفق اینجاست، فکر می کنید چون کار سیاسی نمی کنید به شما آگهی می دهند؟

      والله نه، ما در این کار تجربه بیست و هفت ساله خارج از کشور داریم، زمینه های کار باید وجود داشته باشد برای تلویزیونی که اعلام می کند فقط از طریق آگهی واسپانسرشیپ ارتزاق می کند تا بتواند روی پای خود بایستد.



      ما آدمهایی هستیم که با زحمات خیلی زیاد اول با سرمایه های شخصی و بعد هم با حمایتهای مردمی سرپا ایستادیم و آن هم در بازاری بسیار بسیار محدود


      حمید شبخیز

      اکثر تلویزیونها بخصوص غیرسیاسیها بیشتر از طریق آگهی ارتزاق می کنند و بعضیها تجربه دارند و بعضیها هم تجربه ندارند، آنها که تجربه دارند طی سالیان گرفتن آگهی فهمیدند که ارتباط برقرار کردن با صاحب آگهی چگونه است، چطور باید توی این بازار رقابت کرد، آنها هم که کم تجربه ترند احیاناً کار خودشان را با تلاش بیشتر جلو می برند ولی در بعضی از موارد قیمت شکنی می کنند که مقداری برای دیگر تلویزیونهایی که حرفه ای تر عمل می کنند تولید اشکال می کند.

      به طور کلی روابط رسانه های ایرانی در لس آنجلس با هم چگونه است یعنی حالت همکاری دارند؟ با هم قسمت می کنند؟

      اکثراً رابطه ای ندارند، کارخودشان را می کنند، حالا نگوییم دشمن همند، می توانیم بگوییم که زیاد با هم ارتباط کاری ندارند، همان سلام و علیکهایی که از دور هست، درکار رسانه ای من کمتر دیدم که دو تلویزیون یا دو نشریه یا دو رادیو بتوانند با هم همکاری داشته باشند.

      فکر نمی کنید با همکاری بهتر بتوانند کار بکنند؟

      بله، اما ما هنوز به آن نقطه نرسیده ایم، فکر می کنم چون اگر می شد کنار هم بنشینیم به قول معروف حرف همدیگر را بشنویم خیلی خوب می شد، وضعیت خیلی بهتر می شد، منتهی کم کم.

      توی غربت بیست و چند سال گذشت شاید یک چند سال دیگر هم طول بکشد تا راه را یاد بگیریم ببینیم که بغل رقبا هم می شود نشست، می شود حرف زد، باید هم که گوش شنوا داشته باشیم و همین طور حرف ما را دیگران بشنوند تا انشاء الله به آن نقطه برسیم.



      در گذشته شما شاید آگهیهایی می دیدید که الآن دیگر در برنامه های ما نیستند، شاید توی شبکه های خود ایران الآن آگهیهایشان پخش می شود، به هر جهت ما از همه آنها هم تشکر می کنیم که واقعاً در روزهای اول در جهت حمایت از ما گام برداشتند، دستشان درد نکند


      حمید شبخیز

      من علتش را می خواهم بدانم.

      رقابت، حالا اسمش را نگذاریم رقابت تجارتی.

      من سؤالم از شما این است که چرا حتی یک مدیر سیاسی نمی تواند بیاید کنار یک تلویزیون به قول شما تجارتی و به قول من تلویزیون غیر سیاسی بنشیند و حرف بزند.

      این ریشه دارد و ما متأسفانه در بسیاری از موارد نمی توانیم بنشینیم و با هم حرف بزنیم، نه گوش شنوا هست نه طاقت شنیدن، ولی انشاء الله درست می شود.

      این رقابت می تواند سالم باشد، شبکه های تلویزیونی آمریکایی هم با هم رقابت دارند ولی هیچوقت به هم تهمت نمی زنند یا کاری به هم ندارند. حتی از هم نقل قول می کنند، با هم همکاری می کنند، میهمانهایشان را با هم تقسیم می کنند، خارج از رقابت یا شاید حسادت، بازار تهمت و افترا هم من در لس آنجلس دیدم هست در رسانه ها.

      متأسفانه اینها همه ریشه های مادی دارد، حالا چه آن تلویزیونهایی که دنبال آگهی اند و چه آن تلویزیونهایی که سیاسی اند، تمام اینها برمی گردد به اینکه تلویزیون تأمین هست یا نه، من به شما قول می دهم که این تلویزیونها اگر تأمین باشند این قدر به هم بهتان نمی زنند، این قدر به آگهیهای هم کار نخواهند داشت، در محیط خیلی دوستانه تری می توانند کار بکنند ولی متأسفانه من خیلی صراحتاً خدمت شما عرض می کنم اکثر رسانه های ما متأسفانه با مشقت بسیار زیاد کار خودشان را جلو می برند و شما وقتی ای بی سی و ان بی سی را نقل می کنید که شبکه ای آمریکایی با شبکه آمریکایی دیگری همکاری دارد، اینها شبکه هایی اند که میلیونها دلار پشتوانه دارند.

      شبکه های ما شبکه های خودجوشی اند، ما آدمهایی هستیم که با زحمات خیلی زیاد اول با سرمایه های شخصی و بعد هم با حمایتهای مردمی سرپا ایستادیم و آن هم در بازاری بسیار بسیار محدود، اگر روزی ما هم سرمایه های چند میلیونی این شبکه ها را داشته باشیم قربون صدقه همدیگر هم خواهیم رفت، الآن وضعیت خراب است که دوستان به هم می پرند امیدوارم که این جوری نباشد.



      من اولین کسی بودم که بازار آگهیهای دوبی را باز کردم یعنی تا قبل از اینکه برنامه های تلویزیونی ما پخش بشود، آگهی به این صورت در دوبی نبود


      حمید شبخیز

      من کمی اگر صریحتر بگویم؛ شما فرض کنید که این تلویزیونهایی که سیاسی اند یعنی می گویند که هدفشان مبارزه با حکومت ایران است، شماها را که غیر سیاسی هستید متهم می کنند که با حکومت ایران کار می کنید یا حکومت ایران از شما حمایت می کند.

      ما چنین ارتباطاتی نداریم، فقط و فقط خود مردم و صاحبان آگهیها هستند که ریسک می کنند و به ما آگهی می دهند، در گذشته کل برنامه های مارا که نگاه می کنید شما اگر صدتا آگهی ببینید شاید ده تایش بیشتر از داخل ایران نباشد و آنها هم با زحمات بسیار این آگهیها را به ما می رسانند چون که اشکالات زیادی برایشان تراشیده می شود، مهمترین قضیه اش هم این است که در گذشته شما شاید آگهیهایی می دیدید که الآن دیگر در برنامه های ما نیستند، شاید توی شبکه های خود ایران الآن آگهیهایشان پخش می شود، به هر جهت ما از همه آنها هم تشکر می کنیم که واقعاً در روزهای اول در جهت حمایت از ما گام برداشتند، دستشان درد نکند.

      شما خودتان در کارهای هنری هم بودید یعنی کنسرت هم برپا می کردید، هیچ مشکلی دارید با هنرمندها برای پخش آهنگهایشان یا برای پخش ویدیوهایشان، یعنی تا به حال با مشکل قانونی برخورد کردید؟

      بله بله ما با مشکل قانونی هم برخورد کردیم، ما با یک کمپانی به اسم کلتکس با مشکل برخورد کردیم که ما را به دادگاه برد، البته یکی دو تا از کمپانیها بودند که اوائل از ما شکایت کردند، به ما می گفتند زمانی در اختیار ما بگذارید ولی چون در توانایی کاری ما نبود که آن وقتی را که می خواهند به آنها بدهیم کارمان به مراحل قانونی کشید و من تنها تلویزیونی بودم که از من شکایت کردند، بعد هم با پول وکیل و کاغذبازیهایی که انجام شد، ما چیزی حدود هفتصد هشتصد هزار دلار مجبور شدیم پرداخت کنیم و با مردم در میان گذاشتیم، برنامه ای گذاشتیم و در آن برنامه حدود دویست هزار دلار جمع کردیم، بقیه اش را هم قسطی داریم می دهیم.



      امروز اگر دوبی نباشد و بازاری که آنجا وجود دارد از بازار آگهیهایی که عمدتاً به ایران هم ربط دارد خالی شود، بسیاری از تلویزیونها دچار ورشکستگی خواهند شد، از جمله خود ما


      حمید شبخیز

      اشکال چی بود یعنی شما بدون رعایت کپی رایت پخش کرده بودید؟

      بله اینها می گفتند که اگر این ساعت را به ما بدهید ما هیچ شکایتی از شما نداریم ولی اگر ندهید طبق نامه هایی که وکلای ما به شما داده اند شما خلف وعده کرده اید و شما را به دادگاه می بریم.

      از وقتی که دوبی به این شکل امروزی درآمده و تعداد ایرانیهای آنجا زیاد شده و تجارت ایرانیها زیاد شده، کار تلویزیونهای لس آنجلس، تلویزیونهای غیرسیاسی گل کرده یعنی از لحاظ آگهی، می خواستم خواهش کنم در مورد فعالیت خودتان در دوبی توضیحاتی بدهید.

      من اولین کسی بودم که بازار آگهیهای دوبی را باز کردم یعنی تا قبل از اینکه برنامه های تلویزیونی ما پخش بشود، آگهی به این صورت در دوبی نبود.

      ما رفتیم با کنسرتهایی که آنجا برگزار کردیم و با صاحبان آگهی صحبت کردیم و راهنمایی گرفتیم و راهنمایی کردیم در رابطه با کارهای تبلیغاتی، بیست سال تجربه پشت این قضیه بود.

      روشنشان کردیم که می توانید در اینجا بازار خوب آگهی داشته باشید با نزدیکی که به ایران هست و با آمدوشدهایی که عزیزان ما از ایران به آنجا می کنند یا بالعکس و خوشبختانه فکر من درست بود و این کار انجام شد، امروز اگر دوبی نباشد و بازاری که آنجا وجود دارد از بازار آگهیهایی که عمدتاً به ایران هم ربط دارد خالی شود، بسیاری از تلویزیونها دچار ورشکستگی خواهند شد، از جمله خود ما.

      آگهیهای خود لس آنجلس چه طور؟

      من در سال هشتاد میلادی کار رادیو تلویزیون را در اینجا شروع کردم، در آن موقع که در لس آنجلس بودیم یا در سانفرانسیسکو فعالیت می کردم آگهیها معطوف بود به خود محل یا لس آنجلس و یا سانفرانسیسکو.

      از زمانی که ما روی شبکه بیست و چها رساعته آمدیم عمدتاً مقام اول از آگهیها را باید بدهیم به دوبی و نهایتاً بازاری که مربوط می شود به ایران، مقام دوم را شاید بدهیم به اروپا، مجموعه اروپا را می گویم و مقام سوم را هم بدهیم به آمریکا که این البته در بعضی از فصلها تغییر می کند.




      iran

      Comment

      • EverGreen
        Senior Member
        • Nov 2004
        • 2427

        #4
        Ino basharo ya bayad bezari 24 saate ba zanha o dokhtara las bezane, ya ye aroosak bezare joloye doorbin ba oon harf bezane, mellato sare kar bezare. kherse gonde khejalatam nemikeshe.
        born to be successful.

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #5

          iran

          Comment

          • TV-INSIDER
            Newbie
            • Mar 2009
            • 4

            #6
            Adam -e khoobieh valli kheili khasiseh. Agar ham khodesh jaroo mizaneh chon zooresh miad saati $7 bedeh be kargar. Savad -e Television ham nadareh va baray -e hamin fargh e barnamey -e a'bgooshti ba baranamey -e ba class ra nemifahmeh.

            Comment

            • TV-INSIDER
              Newbie
              • Mar 2009
              • 4

              #7
              Zemnan Shabkhiz modir hich ja nabood dar 1980. Ishoon avalin position -e modiriat ra dar ITV gereft zira ke ishoon sahebesh bood.

              Comment

              Working...