آخرین فیلم محسن مخملباف، سال ۲۰۰۶ میلادی در کشور هندوستان فیلمبرداری شده است. بازیگر نقش اول این فیلم خانم «لونا شاد» (مه نور شادزی) و بازیگر مرد مقابل او آقای «محمود شکراللهی» است که هر دو سابقه همکاری با مخملباف را در فیلم کوتاه The Chair (محصول ۲۰۰۵) داشتند.

«مخملباف» کارگردان فیلمهائی همچون «بایکوت»، «بایسیکل ران»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «سلام سینما»، «گبه»، «قندهار» و «سکس و فلسفه» مدتهاست که در ایران کار نمی*کند و به همراه خانواده با ساختن فیلمهای غیر تجاری با مضامین اجتماعی روز دنیا سعی در کسب اعتباری بین المللی برای خانه سینمای مخملباف است.
از بین بازیگران «لونا شاد» با اجرای برنامه «شباهنگ» در تلویزیون صدای آمریکا (VOA) چهره شناخته شده*تری نسبت به «محمود شکراللهی» برای ایرانیان دارد ولی آقای شکرالهی با کارگردانی فیلم کوتاه “Close-Up Long Shot” در سال ۱۹۹۶ میلادی و تهیه کنندگی فیلم مستند “Fragile armada, La” و فیلم کوتاه “Temps des cerises, Le” در سال ۲۰۰۵ در میان سینماگران سرشناس*تر است.
اما انگیزه نوشتن این چند خط نکته بسیار مهمی است که فیلم «فریاد مورچه ها» را از منظری از بقیه فیلمهای تاریخ سینمای ایران متمایز می*کند. محسن مخملباف با نامگذاری فیلم قبلی خود «سکس و فلسفه»، در حیطه عنوان قلقلکی به اذهان داد. به هرحال هیچکس نمی*توانست به سادگی از کنار این نام بگذرد مخصوصاً وقتی که اسم یک کارگردان ایرانی را کنارش می*دید و اینک در قدم بعدی این مسلمان سابقاً انقلابی تندرو (که فعلاً از جمهوری اسلامی رویگردان است) محتوا را هم به میل خود درآورد.

در واقع مخملباف اولین کارگردان ایرانی است که با جسارت تابوی برهنگی را در سینمای پس از انقلاب شکاند و لونا دختر شایسته*ای بود که با آگاهی و اعتماد به نفس این کار راکرد. درست است که نه این فیلم و نه دیگر فیلمهای قبلی مخملباف که در سالهای اخیر ساخته شده*اند، قابل پخش در فضای رسمی و بعضاً عرفی ایران نیستند ولی این هنجارشکنی قابل تقدیر درتاریخ سینمای ایران ثبت خواهد شد. در مصاحبه*ای که لونا با «رادیو زمانه» انجام داده است ضمن اذعان به اینکه با نقش آفرینی در این صحنه*ها در قالب هنر مشکلی نداشته ادامه داده که: «به هرحال کارگردان فیلم محسن مخملباف بود و من می*تونستم حدس بزنم که این صحنه*ها چه حد و مرزی خواهند داشت.»
آنها در حالی دست به این کار زدند که حتماً می*دانستند این تصاویر ممکن است توسط طبقاتی از جامعه ایرانی مورد انتقاد شدید قرار بگیرد و به اصطلاح پس زده شود و حتی دست آویزی برای مخالفین سیاسی آقای مخلباف شود ولی خیالشان از بابت «قضاوت زمان» در مورد این هنجارشکنی راحت بود. جامعه*ای غیرتی(؟) که فیلمهای سکسی و خانوادگی و خصوصی را با ولع دست به دست می*کنند ولی نقش آفرینی هنرمند را در تصاویری که اصلاً مصداق «پورنوگرافی» نیستند، مایه شرم ایران و ایرانیان می*دانند!
به هرحال هنجار سازی هزینه*هائی دارد، همانطور که در دهه شصت هرکسی روی پوشیدن شلوار جین نداشت و در دهه هفتاد موی بلند من نشانه تمایل جنسیم محسوب می*شد(!) این نیز خواهد گذشت و پر واضح است که دیگران گوی سبقت را از لونا هم خواهند ربود، طوری که از الان باید به فکر آن طرف پشت بام هم بود

«مخملباف» کارگردان فیلمهائی همچون «بایکوت»، «بایسیکل ران»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «سلام سینما»، «گبه»، «قندهار» و «سکس و فلسفه» مدتهاست که در ایران کار نمی*کند و به همراه خانواده با ساختن فیلمهای غیر تجاری با مضامین اجتماعی روز دنیا سعی در کسب اعتباری بین المللی برای خانه سینمای مخملباف است.
از بین بازیگران «لونا شاد» با اجرای برنامه «شباهنگ» در تلویزیون صدای آمریکا (VOA) چهره شناخته شده*تری نسبت به «محمود شکراللهی» برای ایرانیان دارد ولی آقای شکرالهی با کارگردانی فیلم کوتاه “Close-Up Long Shot” در سال ۱۹۹۶ میلادی و تهیه کنندگی فیلم مستند “Fragile armada, La” و فیلم کوتاه “Temps des cerises, Le” در سال ۲۰۰۵ در میان سینماگران سرشناس*تر است.
اما انگیزه نوشتن این چند خط نکته بسیار مهمی است که فیلم «فریاد مورچه ها» را از منظری از بقیه فیلمهای تاریخ سینمای ایران متمایز می*کند. محسن مخملباف با نامگذاری فیلم قبلی خود «سکس و فلسفه»، در حیطه عنوان قلقلکی به اذهان داد. به هرحال هیچکس نمی*توانست به سادگی از کنار این نام بگذرد مخصوصاً وقتی که اسم یک کارگردان ایرانی را کنارش می*دید و اینک در قدم بعدی این مسلمان سابقاً انقلابی تندرو (که فعلاً از جمهوری اسلامی رویگردان است) محتوا را هم به میل خود درآورد.

در واقع مخملباف اولین کارگردان ایرانی است که با جسارت تابوی برهنگی را در سینمای پس از انقلاب شکاند و لونا دختر شایسته*ای بود که با آگاهی و اعتماد به نفس این کار راکرد. درست است که نه این فیلم و نه دیگر فیلمهای قبلی مخملباف که در سالهای اخیر ساخته شده*اند، قابل پخش در فضای رسمی و بعضاً عرفی ایران نیستند ولی این هنجارشکنی قابل تقدیر درتاریخ سینمای ایران ثبت خواهد شد. در مصاحبه*ای که لونا با «رادیو زمانه» انجام داده است ضمن اذعان به اینکه با نقش آفرینی در این صحنه*ها در قالب هنر مشکلی نداشته ادامه داده که: «به هرحال کارگردان فیلم محسن مخملباف بود و من می*تونستم حدس بزنم که این صحنه*ها چه حد و مرزی خواهند داشت.»
آنها در حالی دست به این کار زدند که حتماً می*دانستند این تصاویر ممکن است توسط طبقاتی از جامعه ایرانی مورد انتقاد شدید قرار بگیرد و به اصطلاح پس زده شود و حتی دست آویزی برای مخالفین سیاسی آقای مخلباف شود ولی خیالشان از بابت «قضاوت زمان» در مورد این هنجارشکنی راحت بود. جامعه*ای غیرتی(؟) که فیلمهای سکسی و خانوادگی و خصوصی را با ولع دست به دست می*کنند ولی نقش آفرینی هنرمند را در تصاویری که اصلاً مصداق «پورنوگرافی» نیستند، مایه شرم ایران و ایرانیان می*دانند!
به هرحال هنجار سازی هزینه*هائی دارد، همانطور که در دهه شصت هرکسی روی پوشیدن شلوار جین نداشت و در دهه هفتاد موی بلند من نشانه تمایل جنسیم محسوب می*شد(!) این نیز خواهد گذشت و پر واضح است که دیگران گوی سبقت را از لونا هم خواهند ربود، طوری که از الان باید به فکر آن طرف پشت بام هم بود
Comment