The Song of Sparrows

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #1

    The Song of Sparrows

    The Song of Sparrows

    New film by director Majid Majidi

    A stunning visual portrait of a simple honest and generous family man drawn into a world of material things and people. Winner - Best Actor, Reza Najie, Silver Bear Award, Berlin International Film Festival.




    کریم آقا (رضا ناجی) کارگر تُرک زبان یکی از مجتمع*های پرورش شترمرغ در اطراف تهران است. پسر نوجوانش قصد دارد با کمک پسران همسایه، آب انبار خانه*اشان را تخلیه و تمیز کرده و با ریختن ماهی*های قرمز کسب و کاری براه اندازند. به کریم آقا خبر می*رسد که سمعکِ دختر ۱۵ ساله*اش هانیه به درون آب*انبار افتاده است. او به خانه می*آید و در آب*انبار، آن را می*یابد لیکن سمعک خراب شده و باید چند ماه معطل خرید دولتی آن باشد. کریم آقا که وضعیت مالی مناسبی ندارد نمی*تواند سمعک را از بازار آزاد تهیه کند. او با نقشهٔ پسرش حسین برای آب*انبار به شدت مخالفت کرده و بارها این مخالفت را با تندی و عِتاب به حسین و دوستانش متذکر شده است. روزی او به مجتمع آمده و با سهل*انگاریش شترمرغی از آنجا می*گریزد. هر چه به دنبال آن می*گردند موفق به یافتنش نمی*شوند و به دلیل همین سهل*انگاری او از مجتمع اخراج می*شود. به ناچار در شهر با موتورسیکلتش اقدام به مسافرکشی می*کند. درآمد او از این راه بهتر از کارگری است و او از این طریق می*تواند بخشی از هزینه*های زندگی را تأمین کند.

    او در شهر، دروغ و ناپاکی*ها را می*بیند و گویا گَردِ خاکستری شهر بر روی او می*نشیند. مسافری به او کرایه اضافی می*دهد او چندان در بازگرداندن این پول تلاش نمی*کند با این پول گوجه سبز خریداری می*کند. کیسه گوجه سبز سوراخ است و نیمی از آن به خیابان و در جوی آب ریخته می*شود. در کنار مسافرکشی گاه وسایل دست دومی چون درب، پنجره، آهن*الات پیداکرده و در خانه انبار می*کند. روزی در بازار از او و چند موتورسوار دیگر خواسته می*شود یخچالهای کوچکی را به مکانی انتقال دهند. به علت خرابی موتور، او از کاروان موتورسواران عقب می*ماند. شب هنگام یخچال را با خود به خانه می*آورد و فردای آنروز، تصمیم می*گیرد آن را بفروشد. و حتی به افرادی برای فروش یخچال مراجعه می*کند، اما پشیمان می*شود و یخچال را علیرغم نیاز مالی خانواده به صاحب اصلی*اش بر می*گرداند صاحب اصلی ضمن پرداخت پاداشی به او، از وی می*خواهد که در همانجا مشغول به کار شود. روز دیگر در بازگشت به خانه متوجه می*شود که کودکان همچنان در فکر پیاده کردن نقشهٔ خود در خصوص آب*انبار می*باشند.

    با عصبانیت کلنگ خود را برداشته و وارد آب*انبار می*شود تا همه چیز را خراب کند اما با کمال تعجب مشاهده می*کند که آب*انبار به خوبی تمیز و آراسته شده است و مملو از آب زلال و شفاف است. بعد از مدتی متوجه می*شود همسرش درب دست دومی که او در انبار داشته را به زن همسایه هدیه کرده است با ناراحتی به سراغ همسایه رفته و درب را از او پس می*گیرد به گونه*ای که همسرش به گریه افتاده و از رفتار ناهنجار او دلتنگ می*شود. بعد از این ماجرا روزی که قصد دارد از انبار وسیله*ای بردارد همهٔ اثاثیهٔ انبار که نامنظم بر روی همه چیده شده بود بر سرش آوار شده و به شدت مجروح می*شود. به گونه*ای که عازم بیمارستان شده و سر، دست و پا بسته به خانه بر می*گردد او که ممر درآمدی ندارد و مجبور است چند هفته در خانه بستری باشد مشاهده می*کند که چگونه مورد لطف و عنایت همسایگان و دوستان قرار می*گیرد. او می*بیند همسرش با خیاطی و پسرش با کارگری چگونه هزینهٔ خانواده را تأمین می*کنند.

    روزی حسین به همراه دوستانش ماهی*های قرمزی را که از دسترنج خودشان خریداری کرده*اند به در خانه می*آورد در اثر حادثه*ای ظرف بزرگ حاوی ماهی*ها سوراخ شده و ماهی**های زیادی بر کف خیابان ریخته می*شوند. کودکان به جهت جلوگیری از مرگ ماهی*ها مجبور می*شوند آن*ها را در جوی آب بیاندازند از آن همه ماهی تنها یکی باقی می*ماند که آن را داخل آب*انبار می*اندازند. این تلاش و مساعی کودکان از دید کریم*آقا پنهان نمی*ماند او می*بیند که چگونه کودکان برای نجات جان ماهی*ها خود را به زحمت انداخته و آن*ها را به داخل جوی آب می*اندازند. این تلاش آنچنان است که انگشتان دست برخی از کودکان از جمله حسین زخمی می*شود. کریم این مسائل را با تأمل می*نگرد. در سکانسی کریم که اکنون حالش بهتر شده در اتاقش نظاره*گر جست و خیز گنجشکی است، که برای پیدا کردن راه فرار به این سوی و آن سو می*پرد. به سوی پنجره می*رود و آن را باز می*کند و سبب آزادی گنجشک را فراهم می*آورد در همین اثنا کارگر مجتمع پرورش شتر مرغ به سراغش می*آید و به وی اطلاع می*دهد که شتر مرغ پیدا شده و او می*تواند به کار سابقش باز گردد. در سکانس پایانی کریم را مشاهده می*کنیم که قصد آمدن به داخل مجتمع را دارد. شترمرغی مشغول جست و خیز، گشودن بالها و چرخش به گرد خود است؛ گویا بازگشت کریم شترمرغ*ها را به وجد و سرور آورده و آن*ها این حضور مجدد را به جشن و پایکوبی نشسته*اند.

    ***

    « گروه بازیگران »

    رضا ناجی
    کامران دهقان
    شبنم اخلاقی
    حسن رضایی
    پویا صالحی
    سید رضا امامی
    حسن رستم*پور
    زینب سهرابی
    اصغر خرم
    محمد*علی مشکیان
    رضا باقری
    ابراهیم رهبری
    زهرا منصوری
    فرهاد اسماعیلی
    جمشید جعفری
    جواد پورهاشم
    بهزاد رفیعی
    علی کرم*شکریان مریم اکبری
    حامد آغازی
    نشاط نظری
    محمد*رضا شیخی
    اسماعیل عزیزی
    سید *پیمان امامی
    اکرم نجفی
    مسعود چوبین
    بهزاد منیایی
    سعید عراقی
    محسن آهنگرانچی
    امیر*حسین اشرف*کاشانی
    امیرحسین نوروزبیگی
    هنگامه نصر*اصفهانی
    سعید مددکار
    حسین ناظمیان
    سعید رضوی

    « گروه کارگردانی »

    کارگردان
    دستیار یک و برنامه ریز
    با تشکر از
    منشی صحنه
    دستیار ۲ و انتخاب بازیگر
    دستیار کارگردان
    دستیار کارگردان
    دستیار کارگردان
    مشاور در امور بازیگر ناشنوا مجید مجیدی
    سیروس حسن*پور
    سیدجمال حاتمی
    منیر قیدی
    بهزاد رفیعی
    وحید کاشی
    حسین آژیر
    مازیار رضاخانی
    مریم قبادی




    iran
  • iraniandudeee
    Member
    • Jul 2007
    • 153

    #2
    Sad man. This movie pretty tells how the Islamic republic has ruined so many people's lives in Iran by its stupid actions.

    Comment

    • indian_blues
      Member
      • Aug 2006
      • 1893

      #3
      Looks so beautiful visually and I think it is overwhelmingly emotional... can't wait to see it. Yet another great movie from Iran.
      “I want to feel passion, I want to feel pain. I want to weep at the sound of your name. Come make me laugh, come make me cry... just make me feel alive.”

      If you wish to be loved, show more of your faults than your virtues. - Edward Bulwer-Lytton


      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #4
        Iranian director Majid Majidi wants his films to show Western audiences a different image of his homeland, saying Western media portrayals of Iran ignored the country's rich history.

        Majidi, best known for his Oscar-nominated film "Children of Heaven," is back in US cinemas this month with his latest movie "Song of Sparrows," the touching story of an ostrich farmer who falls on hard times.

        The film, released in US theaters on Friday, has earned critical plaudits for its portrayal of rural life in Iran and striking cinematography depicting the country's natural beauty.

        Majidi told reporters here he wanted the film to give audiences a different view of Iran to its common portrayal in US media as an ideological foe hell-bent on acquiring a nuclear arsenal.

        "The damaged portrait about Iran in the western news media is the wrong image," Majidi said. "Trying to just look at everything from the political aspect and ignoring a nation with such a long history, such a rich culture, hurts Iran's image in the world.

        "Iranian cinema is trying to correct that image, to give the real image of Iran and the people of Iran."

        Majidi, 49, whose influences include legendary US director John Ford, said Iran's burgeoning film industry often had to operate by guesswork in terms of knowing how to deal with state censors in the Islamic republic.

        Celebrated contemporaries such as Mohsen Makhmalbaf have seen their work fall victim to the censors.

        "There is not really a standard way of dealing with films in Iran. It really depends on the taste of the people who are in government at that time," Majidi told AFP through an interpreter.

        "Under (pro-reform president) Mohammad Khatami it was a little bit easier; with the recent government it has become tougher. The problem is it's not regulated, so you really don't know what the situation is.

        "A film could be censored under one government and win an award under the next government."

        iran

        Comment

        • purrsian_cat
          Member
          • Dec 2005
          • 1788

          #5
          Majid Majidy
          .Proud to be Persian.

          Comment

          Working...