Announcement

Collapse
No announcement yet.

About Oscars 2010

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #16
    No More Chat Pls In This Thread !

    Comment


    • #17




      Comment


      • #18
        Attached Files

        Comment


        • #20
          thx for da pics



          Comment


          • #21
            Originally posted by nanakhafan
            thx for da pics
            u r very welcome .

            Comment


            • #22
              ستارگان سينما در هفتاد و هشتمين مراسم اسکار در هاليوود گردآمدند تا بهترين های سينما را گرامی دارند و برای ميليون ها بيننده اين مراسم، برنامه ای سرگرم کننده ارائه کنند.
              يکی از بخش های سرگرم کننده اين مراسم، سخنان ستارگان، مدعوين و مجری برنامه پيش از مراسم، در حين آن و بعد از آن است.

              "بيورک نتونست به مراسم بياد، داشت لباسش رو برای مراسم اسکار می پوشيد که ديک چينی بهش شليک کرد". سالن با شنيدن اين جمله از جان استيوارت مجری برنامه که به لباس قو مانند بيورک (خواننده) در مراسم اسکار سال ۲۰۰۱ اشاره داشت از خنده منفجر شد.

              ريس ويترسپون هنگام دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش اصلی زن برای فيلم دست از پا خطا نمی کنم گفت: "وای خدای مهربون، هرگز فکر نمی کردم هيچ وقت در عمرم اينجا وايستم".

              آنگ لی در مورد اينکه چرا می خواسته فيلم کوه بروک بک را کارگردانی کند گفت: "من بايد می ساختمش. اين فيلم خيلی چيزها درمورد اينکه عشق چيه به من فهموند".

              "من هيچی برای سخنرانی آماده نکردم چون فکر کردم چهار نفر ديگه هستن که اين جايزه رو ببرن ... خيلی عجيبه" اين صحبت های جرج کلونی بعد از دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد بود.

              ريچل وايز که برای باغبان وفادار جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل زن را گرفت گفت: "برای اولين بار به اسکار اومدن و هفت ماهه حامله بودن واقعا چيزيه!"

              زمانی که از ريچل وايز که هفت ماهه حامله است پرسيده شد آيا اسمی برای فرزندش انتخاب کرده گفت: "چند تا اسم هست اما هنوز نمی دونيم بچه پسره يا دختر. اما مطمئنا اسکار جزو اين اسامی نيست".
              نايتلی که نتوانست جايزه ای برای در نقش اصلی زن فيلم غرور و تعصب بگيرد گفت: "من به مراسم نهار اسکار رفته بودم. اونجا به ما گفتن يه سخنرانی برای احتياط بنويسيم. من سعی کردم جلوی آينه دستشوی يه چيزی بنويسم. اون موقع خيلی احساس حماقت کردم".

              بهترين بازيگر نقش اصلی مرد فيليپ سيمور هافمن بود که برای بازی در فيلم کاپوتی جايزه اش را گرفت: "اسم مادرم ماريلين او کانر است. او امشب اينجاست و من مايلم اگر شما ديدينش بهش تبريک بگين چون تنهايی چهار تا بچه رو بزرگ کرده و برای اين کار لايق قدردانيه".

              ايو داروندو سازنده رژه پنگوئن ها جايزه بهترين فيلم مستند بلند را گرفت: "امشب با نگاه کردن به اين لباس های رسمی، انگار فيلم می بينيم. بخاطر اين تجليل از شما ممنونم".

              "من می خوام از همه کسانی که در ساخت اين فيلم نقش داشتند تشکر کنم، خصوصا برندن گليسون و روآيدری کانری. روآيدری، متاسفم که نتونستی امشب اينجا بيای، اميدوارم دفعه بعد اگر بهت اجازه دادن وارد کشور بشی اينجا باشی." اين صحبت های مارتين مک دوناگ برنده جايزه بهترين فيلم کوتاه برای فيلم شش تير بود.

              گوستاو سانتاولالا برنده اسکار بهترين موسيقی برای کوه بروک بک گفت: "مفتخرم که در ساخت فيلم کوه بروک بک مشارکت داشتم، فيلمی که يه بار ديگه به ما نشون داد عشق اون چيزيه که ما رو خيلی شبيه هم می کنه در عين حالی که می تونيم خيلی با هم فرق داشته باشيم".

              امی آدامز که نامزد بهترين بازيگر نقش مکمل زن برای فيلم جونباگ بود گفته است: "حضور در اينجا خارق العاده ست. واقعا از اينکه نامزد اسکار شدم احساس خوشبختی می کنم. اين حضور برای من و همه کسانی که تو اين فيلم کار کردن خيلی ارزش داره".

              Comment


              • #24
                ohhh...goerge coloni.....



                Comment


                • #25
                  Originally posted by nanakhafan
                  ohhh...goerge coloni.....
                  you love him, isn't ?

                  Comment


                  • #26

                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • #27

                      Comment


                      • #28

                        Comment


                        • #29
                          دهه های 1920 و 1930


                          بت ديويس

                          اسکار همزمان با ورود صدا به سينما پا به عرصه گذاشت. البته اين جايزه تا سال 1939 رسما نام اسکار را بر خود نداشت.

                          با ورود صدا، استوديوهای فيلمسازی آمريکا بر صنعت فيلم مسلط شدند و آغاز عصر طلايی هاليوود را نويد دادند. با پيدايش فناوری تکنی کالر، بيشتر فيلمها به صورت رنگی فيلمبرداری شدند.

                          اولين مراسم اسکار يا در واقع جايزه آکادمی در سال 1929 در کنار يک مراسم شام رسمی در تالار "بلاسام" يا همان "شکوفه" روم هتل روزولت هاليوود برگزار شد.

                          فيلم بالها با داستانی درباره دو خلبان آمريکايی که هردو عاشق يک دختر می شدند، جايزه بهترين فيلم را برد و اميل يانينگز برای بازی در فيلم جسم يا همه تن جايزه بهترين بازيگر مرد را دريافت کرد. جنت گينور برای بازی در فيلم آسمان هفتم جايزه بهترين بازيگر زن را گرفت.

                          سال 1930 شاهد پا به عرصه گذاشتن نخستين ستارگان جهانی بود: اسپنسر تریسی، کلارک گيبل، بت ديويس و کاترين هپبورن همه برای نخستين بار جايزه گرفتند و هر چهار تن بعد ها در دهه های بعد نيز برنده جايزه اسکار شدند.

                          نخستين کارگردان- ستاره ها نيز رفته رفته وارد ميدان شدند. فرانک کاپرا در اين دهه سه بار (از جمله برای فيلم يک شب اتفاق افتاد) جايزه برد و جان فورد نيز اولين اسکار از چهار اسکار بهترين کارگردانی را در همين دهه برای فيلم خبرچين گرفت.


                          کلارک گيبل

                          در دهه 1930 دو فيلم کلاسيک از دو فيلم برنده جايزه شکست خوردند. در سال 1932 وداع با اسلحه با شرکت گری کوپر و آلن هيز جايزه را به سواره نظام باخت و فيلم صفحه اول با شرکت پت اوبراين نيز در سال 1930 – 31 در برابر فيلم وسترن سيمارون که برنده جايزه شد، ناکام ماند.

                          در سال 1935 فيلم يک شب اتفاق افتاد به کارگردانی فرانک کاپرا نخستين فيلمی بود که پنج جايزه بهترين کارگردانی، بهترين بازيگران زن و مرد، بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه را يکجا برد. داستان روزنامه نگاری که عاشق خانمی می شود که وارث ارثيه هنگفتی است اما از خانواده اش گريزان است، جايزه بهترين بازيگر مرد را برای کلارک گيبل به ارمغان آورد.

                          در همان سال يکی از بزرگترين پيشگامان سينما، ديويد وارک گريفيث که "به مردی که هاليوود را اختراع کرد" شهرت داشت جايزه ويژه آکادمی را برد.

                          گريفيث پيشگام ابداع و استفاده از بسياری از فنون داستانگويی در سينما بود و يکی از نخستين آثار کلاسيک سينما موسوم به تولد يک ملت را در سال 1915 کارگردانی کرد.

                          Comment


                          • #30
                            دهه 1940


                            اينگريد برگمان و همفری بوگارت از محبوبترين بازيگران دهه چهل بودند. نمايی از کازابلانکا

                            سينما همچنانکه از نظر اندازه و اهميت رشد می کرد، تعداد ستارگانش نيز رو به فزونی بود.

                            اينگريد برگمان در اين دهه چهار بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر زن شد و سرانجام در سال 1944 اين جايزه را برای ايفای نقش در فيلم چراغ گاز گرفت.

                            لارنس اوليوير بازيگر تئاتر بريتانيا با موفقيت به هاليوود راه يافت و شش بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگری و بهترين کارگردانی شد. جيمز استوارت نيز که جمعاً پنج بار نامزد دريافت جايزه اسکار شد، سه بار در اين دهه نامزد شد و در سال 1940 جايزه اسکار را برای بازی در فيلم داستان فيلادلفيا برد.

                            به روايتی غولهای پيشگام سينمای آمريکا، فرانک کاپرا، بيلی وايلدر، جان فورد و اورسن ولز قويترين آثار خود را در اين دهه خلق کردند.


                            جيمز استوارت نيز که جمعاً پنج بار نامزد دريافت جايزه اسکار شد

                            در سال 1940 فيلم بربادرفته بيشتر جوايز اصلی اسکار را درو کرد. در حاليکه اين فيلم هنوز يک اثر کلاسيک به شمار می آيد، کارگردانش ويکتور فلمينگ در بوته فراموشی مانده است.

                            در سال 1941 رقابت بر سر جايزه بهترين فيلم ميان فيلمهای خوشه های خشم، ربکا، داستان فيلادلفيا و ديکتاتور بزرگ بسيار فشرده بود.

                            ربکای هيچکاک جايزه را برد؛ اما از آنجا که جايزه بهترين فيلم هميشه به تهيه کننده داده می شود، دست خود هيچکاک هرگز به جايزه اسکار نرسيد.

                            در رقابت بر سر جايزه بهترين کارگردانی جان فورد از هيچکاک پيش افتاد. هيچکاک انگليسی چند بار ديگر نيز نامزد اسکار شد اما به آن دست نيافت.


                            هيچکاک چند بار ديگر نيز نامزد اسکار شد اما به آن دست نيافت

                            در سال 1942 والت ديزنی جايزه ايروين تالبرگ موسوم به جايزه دستاورد تمام عمر را گرفت. اين همان سالی بود که پروژه شخصی او، فانتازيا، شکست سختی خورد و ديزنی اشک ريزان از عدم توفيق آن در گيشه خبر داد. بازی روزگار اين است که امروز فانتازيا را يک اثر کلاسيک سينمای کارتونی می شناسند.

                            مراسم اسکار سال 1942 يکی از بحث انگيزترين مراسم در نوع خود بود. دره من چه سبز بود به کارگردانی جان فورد اسکار بهترين فيلم را برد و همشهری کين اورسن ولز را ناکام گذاشت. فورد در زمينه بهترين کارگردانی هم اورسن ولز تازه کار را از جايزه محروم کرد. برخی استدلال می کند که اين بزرگترين بی عدالتی در تاريخ اسکار بود.

                            Comment

                            Working...
                            X