Hayedeh

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Sepideh_UK
    Senior Member
    • May 2006
    • 2226

    #31
    Originally posted by gaiabrigida
    I love her singing - she's the most talented of all Persian vocalists, even though she lives only in our memory. The good die young. 42 is young.
    I secretly copy her, singing her songs in the mirror, but nobody could ever pretend to copy her.
    I once saw her Mahasti perform and she was wonderful, even though I didn't have a close-up seat.
    Ramesh was the singer at my aroos and is still a top-notch singer technically. She does a great job with her album of the Sufi poet, Rumi.
    Still, for passion, Heyedeh sings with a heart larger than an armful of Golhah-ye-sorkh.
    My friends saw Googoosh sing in our Hummingbird Center in Toronto and were given gol-e-surgh, each one of them. She is charismatic and appealing as a popular singer devoted to carrying on the magic and beauty of Persian culture but, again, she doesn't sing with the passion only Hayedeh possessed, as if she had been born from the ancient fires of Zoroastrian worship - with all due respect to all parties.
    Thank you for letting me be part of this forum and giving me freedom to express my love for her and my opinions.
    Qorban-e-shomah, Khaylih motechekaram,
    Beybaghshid that i haven't spoken farsi since I was living in Tehran, yoosef-abad in 1978. hame-harf-e-farsi-e-man zadeh.
    nam-e-man Mariam Golsorkhi budeh.
    merci
    khodah hafez

    OH I just luv her 2 bitz, honestly she's the best. Her sister is just as good as her!!


    Comment

    • nancy
      Member
      • Aug 2005
      • 101

      #32
      thank's for giving us some infor. i love here songs. she was one of the best singers.

      Comment

      • baba jun
        Member
        • May 2006
        • 242

        #33
        behtarin bud va behtarin khaahad maand, ruhesh shad

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #34
          Delam gom shodeh ,peidash mikonam, ageh ashegheteh,vai beh halesh, rosvash mikonam man..

          Delam barat tang shodeh Haydeh ...

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #35
            از ۳۰ دی ۱۳۶۸ و خاموشی آوازخوان پرآوازه ایرانیان، هایده، هفده سال گذشت اما ترانه*های او چنان در میان مردم است که کمتر کسی گذشت این سالیان از درگذشت نابهنگام او را باور دارد.

            هایده در آخرین ماه های زندگی (عکس از سعید نوشین فر)
            حجم تولید ترانه*ها چه در داخل و چه در برون مرز، شگفت آور شده و امکانات اجرا و ضبط نیز هر روز پیشرفته از روز قبل، ولی عمر ترانه ها، اغلب از چند هفته و چند ماه فراتر نمی رود. گویی دیگر در عرصه موسیقی ما، نه آهنگ، نه شعر، نه تنظیم و نه صداهای خوش و پرتوان، بلکه ویدئوهای پرزرق و برق و تبلیغات تلویزیونی هستند که ملاک ارزشمند بودن و عامل ترویج یک ترانه در میان مردم می شوند. ولی آنچه هایده و شمار اندکی از خوانندگان همنسل او در عرصه موسیقی مردمی ما از خود به یادگار گذاشته*اند و همچنان در میان ایرانیان، دوستداران بیشمار دارد، از موقتی بودن شرایط فعلی نوید می دهد.
            * *
            هایده در ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ در تهران متولد شد. جاذبه صدای دلکش او را به دنیای موسیقی کشاند و اجرای ترانه ای از همین خواننده در یک مهمانی که علی تجویدی (آهنگساز برنامه «گلها» در رادیو تهران) در آن حضور داشت، موجب کشف صدای منحصربفرد او توسط تجویدی شد. هایده نزد تجویدی آموزش دید و چندی هم با فرهنگ شریف، احمد عبادی و فریدون ناصری در زمینه آواز ایرانی و سرایش کار کرد.
            آزاده و کشف هايده
            هایده در سال ۱۳۴۷/۱۹۶۸ نخستین ترانه خود را همراه با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران اجرا کرد. اثری به نام «آزاده» که علی تجویدی روی آخرین سرودهء رهی معیری آفریده بود و معتقد بود هیچ خواننده دیگری جز هایده توان اجرای آنرا ندارد. اجرای این کار، صدای هایده را به ایرانیان شناساند.
            ترک برنامه گلها
            هایده پس از اجرای چند اثر دیگر از ساخته*های علی تجویدی و همایون خرم در برنامه گلها، از اوایل دهه ۱۳۵۰ به اجرای ترانه*های پاپ از ساخته*های طیف دیگری از ترانه*سازان همچون فریدون خشنود، جهانبخش پازوکی، انوشیروان روحانی و محمد حیدری روی آورد. کیفیت بخشی از ترانه*های او در این دوره سخت نزول کرد. اشعاری غیرقابل مقایسه با کارهای سنگین پیشین، تنظیم*هایی سطح پایین و گهگاه با حال و هوای موسیقی عربی.

            این روند نه*تنها در کارهای هایده، بلکه در بسیاری از ترانه های پاپ خوانندگان مطرح موسیقی ایرانی در آن دوره که به موسیقی پاپ روی آورده بودند مانند حمیرا، مهستی و اکبر گلپایگانی هم شنیده می*شود. گویی اساساً فضا، ارائه چنین کارهایی را طلب می*کرده است. جالب اینجاست که هایده در گفتگویی که چند ماه پیش از درگذشت نابهنگامش با شهرام میریان در بخش فارسی دویچه وله انجام داد اظهار داشت که کارهایش در برنامه گلها را به همه کارهای بعدی*اش ترجیح می*دهد.
            به هر رو هایده تا پایان دوره اقامت در ایران، علیرغم دسترسی به امکانات و تعداد زیادی از تکنوازان و تصنیف سازان نامدار، به برنامه گلها بازنگشت و فعالیت های جدی او در زمینه موسیقی ایرانی، بیشتر به اجراهای مشترکی با اکبر گلپایگانی محدود شد. اجراهایی که با عنوان «بزم» اغلب از تلویزیون ملی ایران در واپسین سالهای پیش از انقلاب به نمایش درآمد.
            یکی از هفته*نامه های هنری تهران در آن زمان، نگاهی شیطنت آمیز به این تغییر رویه ناگهانی در خوانندگی هایده داشت: «یه ابرو بالا، یه ابرو پایین، گاهی هم یه چشمک قاطیش! اینا ژست های هایده در زمان اجرای آخرین کارش بود. خیلی ها معتقدن هایده باید همون سبک کار سابقشو که اجرای ترانه های اصیله ادامه بده... »
            لطف الله مجد، «تکنواز نامدار تار نیز در همان دوران در یکی از نشریات گفته بود: در میان خوانندگان جدید، تنها صدای هایده را می پسندم اما این خانم باید بداند که بیشتر باید در زمینه موسیقی اصیل ایرانی کار کند. »
            فعالیت در موسیقی پاپ
            به هر رو گرچه هایده دیگر به خوانندگی به سبک برنامه گلها، علاقه چندانی نشان نداد، ولی به مرور، ترانه های پاپ او نیز به فرم تازه و قابل قبول*تری دست پیدا کردند. ترانه هایی چون «تنها با گلها»، «بزن تار»، «سوغاتی» و «گل سنگ» از همین دوره فعالیت او به یادگار مانده اند.
            انقلاب و ترک ایران
            هایده درشهریور ۱۳۵۷ چندین ماه پیش از پیروزی انقلابی که موسیقی و به ویژه آوازخوانی زنان را دچار ممنوعیت و محدودیت های بسیار ساخت ایران را به مقصد انگلستان ترک کرد. او تا پایان عمر از این رویداد به عنوان تلخ ترین خاطره زندگی خود یاد می کرد.
            هایده در دوران اقامت در ایران با دربار پهلوی پیوندی نزدیک داشت و برنامه های متعددی را در مجالس حکومتی اجرا کرد. در سال ۱۳۵۸ دادگاه انقلاب در تهران حکم احضار او را همراه با شماری دیگری از خوانندگان و بازیگران سینما همچون گوگوش، حمیرا و فریدون فرخزاد صادر کرد. این حکم در همان دوران در روزنامه کیهان در تهران به چاپ رسید.
            پس از انقلاب، هایده حدود سه سال را در کنار سه فرزندش، کیوان، کامران و نوشین، در لندن سپری کرد و برنامه*های پراکنده ای را همراه با نوازندگان ایرانی در این شهر اجرا کرد. «می*زنم فریاد» از نخستین ترانه های او در غربت است که همواره در برنامه هایش مورد تقاضای ایرانیان گریخته از انقلاب و جنگ بود؛ شعری از کریم فکور و آهنگی از انوشیروان روحانی. تاثیرگذارترین اجرای این ترانه ظاهراً در سال ۱۹۸۱ در کنسرتی در تالار شهرداری کینزینگتون در لندن صورت گرفت که پرویز قریب افشار مجری آن بود و هایده، عارف و فرامرز اصلانی خوانندگان آن.
            ادامه فعالیت های جدی در لوس آنجلس
            با متمرکز شدن جامعه ایرانی و به ویژه خوانندگان و نوازندگان ایرانی در جنوب کالیفرنیا هایده نیز در سال ۱۳۶۱/۱۹۸۲ لندن را به قصد لوس*آنجلس ترک کرد. یکی از نخستین برنامه های رسمی او در این شهر، کنسرتی در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس (یو.سی.ال.ای) بود همراه با گروهی از سازهای ایرانی به سرپرستی منوچهر صادقی (سنتورنواز بنام ایرانی). گرچه بسیاری از نوازندگان صاحب نام ایرانی مقیم کالیفرنیا در گروه حضور پیدا کرده بودند ولی در هم نوایی آنان با یکدیگر هماهنگی چندانی در این برنامه شنیده نمی شد.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #36
              فعالیت در لوس آنجلس طی مدتی کوتاه و البته با یاری جستن از ترانه سرایان، ترانه سازان و تنظیم کنندگانی خوش ذوق به یکی از موفق ترین دوران در فعالیت های هنری هایده بدل شد. آغاز جنگ ایران و عراق، گریز بی سابقه ایرانیان از کشور و اجراهای پرتوان و تاثیر گذار هایده از ساخته های هنرمندانی چون فرید زولاند، صادق نجوکی، آندرانیک، محمد حیدری و انوشیروان روحانی روی سروده های اردلان سرفراز، بیژن سمندر، لیلا کسری (هدیه) و برخی دیگر، که در بسیاری از آنها خشم و اندوه ترک ایران موج می زد. ترانه هایی چون «زهر جدایی»، «بهار بهار باز اومده دوباره» و «روزای روشن خداحافظ».
              افزون بر این ترانه ها که به تعبیر محمود خوشنام «تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بود»، هایده با خواندن ترانه هایی شاد و خوش ساخت مانند «راوی»، «نرگس شیراز»، «سیاه چشمون» و «شب عشق» در بین جوانان ایرانی نیز طرفداران بسیاری پیدا کرد.
              کنسرت های بزرگ
              همین دوران بود که هایده برای اجرای کنسرتی در آلبرت هال لندن همراه با ارکستر بزرگ به رهبری فرنوش بهزاد راهی انگلستان شد. این کنسرت در که نوروز ۱۳۶۴ برگزار شد یکی از نخستین کنسرت های بزرگ و آبرومندانه ایرانی در سالهای پس از انقلاب به شمار می رود. ستار و مرتضی نیز در این کنسرت بخش هایی را اجرا کردند. هایده در آن دوران همچنان در رویای بازگشت زودهنگام خود به ایران بود.
              هایده برای کنسرت بیستمین سال خوانندگی اش، در تابستان ۱۳۶۷ نیز در آلبرت هال لندن کنسرتی اجرا کرد. برنامه ای که حسین رحمانی مجری آن بود و هیجانات ایرانیان از ایران گسسته همچنان در آن موج می زد.
              هایده در جام جم
              فعالیت های هایده در لوس آنجلس بیشتر در تلویزیون جام جم که در سال ۱۹۸۰ به کوشش منوچهر بی*بیان و شماری دیگر از نویسندگان و هنرمندان مهاجر ایرانی بنیان نهاده شده بود متمرکز شد. بیش از چهل ویدئو در این تلویزیون از هایده ضبط شد که همچون دیگر آثار ضبط شده در آن دوران در لوس آنجلس به صورت نوارهای ویدئویی غیرقانونی در ایران پخش میشد. بسیاری از ویدئوهای مربوط به هایده در سال ۲۰۰۳ با کیفیتی نه چندان مناسب به وسیله یکی از کمپانی*های ایرانی در لوس آنجلس به صورت دی.وی.دی منتشر شد.
              بيماری و درگذشت
              هایده از نوجوانی به بیماری دیابت دچار بود که در سالهای بعد، فشار خون و ناراحتی قلبی نیز به آن اضافه شد. بی اعتنایی او به سلامت جسمی*اش، افراط در الکل و فشاری که شیوه آوازخوانی او به قلبش وارد می ساخت مرگش را به جلو انداخت.
              هایده در آخرین شب زندگی خود، در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو برنامه داشت. در آن شب، علیرغم وضعیت نه*چندان مناسب جسمی، همراه با نوازندگانی چون پرویز رحمان*پناه، عبدی یمینی و سیامک پویان، یکی از به*یادماندنی ترین برنامه*های خود را به اجرا درآورد.
              هفده سال از اجرای آخرین برنامه هایده سپری شده ولی هنوز ویدئوی آن منتشر نشده است. خسرو مترجمی، دانشجوی 22 سالهء آن روزها و کارشناس فن*آوری اطلاعات امروز در آمریکا با یک دوربین کوچک از این برنامه فیلم*برداری کرد.
              هایده ساعاتی پس از اجرای آخرین کنسرت خود در باشگاه کازابلانکا، در ۳۰ دی ۱۳۶۸ برابر با ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ بر اثر سکته قلبی در سن ۴۷ سالگی درگذشت.
              مراسم خاکسپاری و یادبود او با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا در گورستان وست*وود در لوس*آنجلس برگزار شد و در تهران نیز علیرغم محدودیت*های بسیار، گروهی از مردم در مسجدالجواد یاد او گرامی داشتند.
              به ياد هايده
              پس از هایده، شماری از خوانندگان و نوازندگان ایرانی در برون مرز، در سوگش خواندند و نواختند. خواهرش، مهستی در نوروز سالهای ۱۳۶۹، ۷۲ و ۷۸ به یاد ترانه های اجرا کرد. حسن شماعی زاده بر روی سروده های همایون هوشیارنژاد اثری آفرید که هیچگاه منتشر نشد. انوشیروان روحانی در نوروز ۱۳۷۲ در تلویزیون طنین، ترانه سراب را که در دهه ۱۳۵۰ برای هایده آفریده بود با پیانو نواخت. هوشمند عقیلی نیز این ترانه را در آلبومی بازخوانی کرد. پرویز رحمان پناه، تارنواز خوش ذوقی که در دوران فعالیت هایده در غربت با او تار می نواخت، ترانه «سال» را با حال و هوایی متفاوت برای تار و سازهای الکترونیکی تنظیم کرد و در نهایت شهلا سرشار در سال ۱۳۸۰ ترانه ای به نام «به یاد هایده» اجرا کرد.
              هایده در ایرانیکا
              پروفسور اريک نخجوانی درباره صدای هايده در دانشنامه ايرانيکا (Encyclopedia Iranica) می نويسد: «تلفيق قدرت حنجره و مهارت در تکنيک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنينی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسيقايی، داشتن ريتم روان در اجرا و بيان شاعرانه و موثر موسيقايی، به او اين امکان را داد تا هر ترانه ای را که می خواند به شکلی تاثيرگذار اجرا کند...»
              نشر آثار هایده
              حاصل فعالیت ۲۱ ساله هایده در عرصه موسیقی ایران، حدود یکصد و پنجاه قطعه ترانه و آواز است که تقریباً همه آنها در سالهای گذشته به صورت سی.دی توسط شرکت ترانه، کلتکس، پارس ویدئو و ام.زی.ام در آمریکا منتشر شده اند. با اینحال همچنان تعدادی از ترانه*ها و ویدئوهای او در گوشه آرشیوهای تلویزیونی و کمپانی*های نشر موسیقی ایرانی از نظر دور مانده*اند. دوستان، همکاران و فرزاندان او تا کنون هیچیک به طور جدی برای گردآوری و نشر این آثار اقدام موثری انجام نداده*اند و حتا تارنمایی به طور غیرقانونی در شبکه اینترنت، خود را «وب سایت رسمی هایده» می خواند که نه ارتباطی با صاحبان آثار او دارد و نه پیوندی با بازماندگان او. نهادی با نام «بنیاد یادبود هایده» نیز سالها پیش دو سی.دی به نام*های «ناشنیده ها» و «بلبلی که خاموش شد» از آوازخوانی های منتشر نشدهء هایده در محافل خصوصی منتشر ساخت ولی این بنیاد نیز پس از مدت کوتاهی ناپدید شد.

              iran

              Comment

              • ran71
                Newbie
                • Feb 2007
                • 2

                #37
                Haydeh

                thnks

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #38
                  Banou haydeh and Her dauther



                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #39
                    I still miss her ...

                    Mesl-e bad-e sard-e paeiz, gham-e la'anati beh man zad ...


                    iran

                    Comment

                    • Dokhtar Bandari
                      Member
                      • Oct 2007
                      • 1099

                      #40
                      Haydeh

                      IN MEMORY OF THE PERSIAN LEGENDARY DIVA
                      H A Y E D E H
                      (1942 - 1990)

                      Hayedeh, the legendary diva of Persia, was born in Tehran. Her career began as a singer on a Tehran radio program called Golhaye Rangarang (Colorful Flowers), directed by Davood Pirnia. She studied avaz (Persian Vocal Music) with the great Persian violinist and composer Ali Tajvidi. “Azadeh” (Music by Ali Tajvidi, Lyrics by Rahi Moayeri) was Hayedeh’s first hit, performed on Radio Tehran with the Golha Orchestra in 1968. This outstanding work introduced Hayedeh’s vocal ability to Persians (Iranians) who warmly received it. “Azadeh” was released by Apolon Records (Directed by Manouchehr Bibiyan) in Tehran.

                      Beginning in the 1970s Hayedeh added pop music to her classical Persian repertoire. Throughout her career Hayedeh worked with many different composers such as Ali Tajvidi, Farid Zoland, Anoushiravan Rohani, Sadegh Nojuki, Andranik and Mohammad Heydari. Prominent lyricists she worked with included Esmaeel Navabe Safa, Bijan Taraghi, Leila Kasra (Hedieh), Homa Mir Afshar, and Ardalan Sarfaraz. Her works were released by Taraneh Records, Pars Video and Caltex Records, three California based Persian music companies.

                      In the summer of 1978, she emigrated to the United Kingdom, and went on to the United States in 1982 to continue her career. From 1982 until the end of her life, Hayedeh lived in Los Angeles near her sister, Mahasti, also a well known Persian singer. Hayedeh's career was bolstered in the 1980s by the growth of the Persian American community in Southern California due to the increasing number of Persians leaving Persia (Iran) to escape the fundamentalist government. Hayedeh’s political and nostalgic songs became very popular and loved in the Persian community, especially by those in exile.

                      During this time, Hayedeh regularly appeared in the Los Angeles based Jaam-e-Jam TV, which was established by Manouchehr Bibiyan and a few other Persian artists in exile. Hayedeh not only criticized Iran’s fundamental regime in some of her TV programs, but also recorded more than 40 music videos at Jaam-e Jam Studio, most of which were secretly distributed in her homeland.

                      Hayedeh traveled twice to London and gave two concerts with a large orchestra (conducted by Farnoush Behzad) at the Royal Albert Hall. She also appeared once at UCLA with a Persian instruments ensemble, led by Manouchehr Sadeghi.

                      Prof. Erik Nakhjavani writes about Hayedeh’s vocal style in Encyclopedia Iranica: “Analogues to Delkash, before her, Hayedeh sang with technical authority and passionate energy. Her laryngeal control made it possible for her to produce a series of graceful vibrato and glissando vocalizations required by the Avaz. She could smoothly pass from the upper reaches of her alto voice to the lower, fuller, and darker range of the contralto. This mixture of strong laryngeal strength and learned vocal technique gave her alto contralto voice a rare, powerful resonance and texture in the performance of the Avaz. Furthermore an acute sense for musical timing, the rhythmic flow of vocal music, affective musical phrasing, and poetic delivery enabled her to express and interpret effectively any songs she sang.”

                      Hayedeh died at the age of 47, from a heart attack, a few hours after a concert at the Casablanca Club in San Francisco, California. In the concert, Hayedeh performed most of her memorable songs for hundreds of Persian immigrants based in Northern California. Khosrow Motarjemi, a Persian IT expert in California, took a video which was never released. That night Hayedeh told people: “Life is like an express train... I am going to the House of God. Who knows what will happen in the future; I may not be alive tomorrow...” Then she performed one of her last songs, “Man Mikham Be Khoune ye Khoda Beram” (I want to go to the House of God). The song’s lyricist, Leila Kasra (Hedieh), died of cancer a few months before Hayedeh.

                      Hayedeh’s funeral was held in Los Angeles’ Westwood Cemetery, attended by thousands of Persians. The singer Vigen, Homa Sarshar (journalist), Hasan Shahbaz (Editor of Rahavard Quarterly), and Ghods Razavi (Head of the VOA Persian Service) were among those who gave a lecture during the ceremony.

                      After Hayedeh’s death, some Persian singers and musicians composed and performed pieces in her memory. Houshmand Aghili performed Hayedeh’s “Sarab,” Parviz Rahman Panah remixed her “Saal”, Shahla Sarshar performed a tragic song called “In Memory of Hayedeh,” and Mahasti performed three songs for her late sister Hayedeh.

                      (expert from her official site http://www.hayedehmusic.com/biography.html)
                      I would be true, for there are those who trust me;
                      I would be pure, for there are those who care;
                      I would be strong, for there is much to suffer;
                      I would be brave, for there is much to dare.
                      I would be friend of all—the foe—the friendless;
                      I would be giving and forget the gift;
                      I would be humble, for I know my weakness;
                      I would look up and laugh—and love—and lift.
                      Howard Walter

                      Comment

                      • Dokhtar Bandari
                        Member
                        • Oct 2007
                        • 1099

                        #41
                        Here are some of my favorites by her:


                        YouTube - Hayedeh - Padeshahe Khooban

                        YouTube - Hayedeh - Narges E Shiraz

                        YouTube - Az Man Napors

                        Live in Isreal:
                        YouTube - Hayedeh Live Concert in Israel
                        I would be true, for there are those who trust me;
                        I would be pure, for there are those who care;
                        I would be strong, for there is much to suffer;
                        I would be brave, for there is much to dare.
                        I would be friend of all—the foe—the friendless;
                        I would be giving and forget the gift;
                        I would be humble, for I know my weakness;
                        I would look up and laugh—and love—and lift.
                        Howard Walter

                        Comment

                        • gg666
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 4131

                          #42
                          She was the Start of My Parents Romance, eventhough it was short like her life. Omre gol kotast! Rohet Shad
                          Love like you never got hurt
                          work like you don't need the money
                          Dance like no one is watching


                          تا عاقلان راهی برای یکبار خندیدن پیدا کنند دیوانگان هزار بار خندیده اند

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #43
                            [ame="http://www.youtube.com/watch?v=5N_nEWQfBZs"]YouTube - In Memory of HAYEDEH (1942-1990)[/ame]

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #44

                              iran

                              Comment

                              • SALTY
                                Newbie
                                • Jan 2009
                                • 24

                                #45
                                Wow this is such a nice tread thanks a bunch

                                Comment

                                Working...