About Googoosh
Collapse
X
-
هجدهم بهمن ماه، پنجاه و ششمین سالگرد تولد گوگوش، *خواننده محبوب ایرانی* بود. به همین بهانه با دکتر نیلوفر مینا، موسیقی*شناس و استاد کالج هانتر در ایالت نیوجرسی (آمریکا) گفتگویی کردیم. نیلوفر مینا از انگشت*شمار موسیقی*شناسان ایرانی است که پژوهش*های گسترده*ای درباره موسیقی پاپ ایرانی انجام داده است و نتایج پژوهش*های خود را نیز به صورت مقالات و سخنرانی*های متعدد ارائه کرده است.
در آغاز گفتگو، از دکتر مینا درباره دلایل موفقیت گوگوش در جامعه ایران پرسیدم:
فکر نمی*کنم یک دلیل اصلی داشته باشد. دلایل گوناگون اجتماعی و فضای فرهنگی پیش از انقلاب در ایران، دست به دست هم داد و سبب موفقیت گوگوش شد. موسیقی عامه*پسند ایرانی در سال*های پیش از انقلاب طیفی وسیع داشت؛ شامل ترانه*هایی به سبک نیمه*سنتی می*شد که برخی خوانندگان مانند گلپایگانی، هایده و مهستی اجرا می*کردند، و همچنین سبک*های موسیقی پاپ غربی در آن دوره که در کارهای خوانندگانی همچون گوگوش، داریوش و ... تجلی پیدا می*کرد و می*رفت تا می*رسید به سبک گروه*هایی که موسیقی راک غربی را به زبان فارسی و انگلیسی اجرا می*کردند، مثل گروه*های اعجوبه*ها، اسکورپیو و ساند دپارتمنت. گوگوش هم موسیقی پاپ را به زبان اصلی اجرا می*کرد، ولی موفقیت*اش در موسیقی پاپ ایرانی بود. آن سبک از موسیقی پاپ غربی که گوگوش در آن زمان جرا می*کرد، بیشتر از سبک*های دیگر برای جوان*های شهری طبقه*ی متوسط ایرانی دهه*ی ۱۹۷۰ قابل قبول بود. و این تنها به خاطر شخصیت گوگوش، به*عنوان یک خواننده نبود، بلکه او به*عنوان یک شخصیت اجتماعی نمادین توسط مجله، سینما، رادیو و تلویزیون به جوانان غرب*گرای ایرانی ارائه می*شد. گوگوش در فضای پیش از انقلاب، نماد یک زن ایده*آل مدرن جوان ایرانی بود. این موضوع را در زمینه*های گوناگون می*توان دید؛ مثلاً از طرز لباس*پوشیدن گوگوش که مدرن و غربی بود، نوعی که موهای سرش را کوتاه می*کرد و در رفتارش که راحت، شاد و جذاب بود و می*توانست ایده*آل رفتاری باشد برای دخترهای جوان شهری و دیگران در آن زمان؛ گوگوش از کودکی در فضای سینما و تلویزیون ایران بزرگ شده بود و به خاطر همین موضوع، محبوبیت بسیاری داشت. کسانی*که سن*شان هم بیشتر بود. مردم را دوست داشتند، چون از کودکی دیده بودند که گوگوش چگونه بزرگ شده است. شاید از حدود ۱۰ سال پیش از انقلاب، سبک جدیدی از موسیقی پاپ ایران جلو آمد که ترانه*سرایان مبدع به آن «ترانه*ی نوین ایرانی» می*گفتند و این ترانه*ها جهت*گیری سیاسی و مترقی داشت. خوانندگانی مانند داریوش و ابی این ترانه*ها را می*خواندند و گوگوش هم تعدادی از این ترانه*ها را خواند و این سبب شد که میان جوانان روشنفکر هم تا حد زیادی محبوبیت پیدا بکند.
بیشتر از مسایل اجتماعی و فرهنگی در آن دوه صحبت کردید، به لحاظ موسیقی هم برایمان بگویید که دلایل محبوبیت گوگوش چه بود؟
صدای موسیقی یا سبک موسیقی؟... خب، گوگوش که خودش موسیقی کارهایش را نمی*نوشت. اگر بخواهیم درباره*ی ترانه*هایی که گوگوش خوانده صحبت کنیم، باید درباره*ی کار ترانه*سرایان و آهنگسازان بخصوصی که برای گوگوش می*نوشتند صحبت کنیم. ولی اگر از لحاظ سبک خواندن بخواهم بگویم، به نظر من و همانطور که گفتم، بیشتر موفقیت گوگوش در این که صدای زیبایی داشت نبود، بلکه بیشتر به*خاطر رفتار موسیقایی و حرفه*ای*اش روی صحنه بود که محبوبیت پیدا کرده بود. این نظر من است. فکر می*کنم از بابت محبوبیت گوگوش نمی*توان تنها در رابطه با قطعاتی که *خوانده بگوییم، چون خودش قطعاتش را نمی*نوشت بلکه انتخاب می*کرد.
یک ترانه طبیعتاً محصول مشترک کار ترانه*سرا، سازنده*ی موسیقی، تنظیم*کننده و خواننده است و خواننده در یک*چهارم اثر سهیم است و نه همه آن. آن قسمتی که مربوط به صدای گوگوش و اجرای گوگوش می*شد...
می*توانیم این موضوع را اینگونه بیان کنیم؛ گوگوش خواننده*ای بود که با استتیک سنتی ایرانی، صدای زیبایی نداشت و البته اصولاً به سبک سنتی ایرانی هم نمی*خواند. یعنی در سیستم خواندن*اش از تحریر استفاده نمی*کرد و از تزیین*هایی که خوانندگان ایرانی به*کار می*بردند استفاده نمی*کرد. گوگوش به سبک بسیار ساده*ای می*خواند که برای جوانان هم*سن*وسال خودش اگر می*خواستند همین آهنگها را بخوانند قابل اجرا بود؛ با قدرت صدای مختصر می*توانستند این کار را انجام دهند. فکر می*کنم نحوه*ی خواندن*اش بسیار ساده بود و جذابیتش بیشتر در رفتار و شیوه لباس*پوشیدنش بود. به عقیده من، جنبه*ی مدرن خوانندگی گوگوش در این بود که نحوه*ی خواندنش خالی از هرگونه تحریرهای سنتی بود. شما حتا اگر کارهای داریوش را هم گوش بکنید، صدایش یک حالت تحریری دارد ولی گوگوش یا ندارد یا کمتر دارد.
در مورد نقش گوگوش و کارهایش در موسیقی پاپ ایران چه فکر می*کنید؟ فکر می*کنید او به موسیقی پاپ ایرانی از آن راهی که در آن حرکت می*کرد تغییر جهت داد؟ یا در گسترش و بالارفتن کیفیت* آن تاثیری گذاشت؟
فکر می*کنم او یکی از خوانندگانی بود که در موج تازه موسیقی پاپ ایرانی اجرا می*کرد و به دلایل رفتاری، اجتماعی و شخصیتی و این نکته که زن بود بیش از همه مشهور شد. ولی فکر نمی*کنم سبکی که از لحاظ خوانندگی، از لحاظ جنبه*ی صدایی موسیقی آورد جلو، سبک خیلی مخصوص خودش بود یا یک سبک جدیدی بود. رفتارش بود که قابل توجه بود و رفتارش هم جدید نبود، ولی قابل توجه بود.* به این خاطر که این رفتار ایده*آلی بود که جوانان مدرن غرب*گرای شهری تهرانی دوست داشتند داشته باشند. یعنی استتیک*اش مطابق استتیک محبوب آن*زمان میان جوانهای طبقه* متوسط شهری ایران بود.
در سال*های پس از انقلاب که حدود ۲۰ سال گوگوش دیگر خوانندگی نمی*کرد، کارهایش همچنان میان مردم و به*ویژه میان جوانان دوستداران بیشماری داشت. فکر می*کنید این سکوت ۲۰*ساله که قدری به قضیه جنبه*ی سیاسی می*داد در ماندگار شدن این کارها تاثیر داشت یا خود ترانه*ها به دلیل ساخت و اجرای قوی، همچنان طرفداران زیادی داشتند؟
من فکر می*کنم هیچکدام از این دو موضوع، دلیل این نبود که گوگوش در فکر مردم ماند و در خارج از کشور اینقدر از بازگشت*اش استقبال شد. دلیل اصلی این قضیه را می*توانید مثلاً در تاکسی*های تهران ببینید. هنگامی که شما سوار یکی از تاکسی*های تهران می*شوید بیشتر موسیقی*ای که می*گذارند، هنوز موسیقی پاپ پیش از انقلاب است و لزوماً موسیقی گوگوش هم نیست؛ انواع موسیقی*های آن دوره را می*گذارند، هم از خوانندگان مرد و هم از خوانندگان زن. برای موسیقی پاپ پیش از انقلاب، یک نوستالژی بسیار قوی وجود دارد؛ نه تنها در میان ایرانیان خارج از کشور که احساس می*کنند کشور خودشان را از دست داده*اند و می*خواهند به فضایی بروند که این فضا دیگر برایشان قابل برگشت نیست، بلکه در داخل ایران هم همینطور است. علاقه*ی بسیاری به موسیقی پاپ پیش از انقلاب وجود دارد. دلایل اینکه هم ایرانیان خارج از کشور و هم ایرانیان داخل کشور، این موسیقی را هنوز دوست دارند و برایشان محبوب است بسیار پیچیده و زیاد است. ولی گوگوش هم یکی از عناصر آن موسیقی است که در حال حاضر هنوز میان مردم ایران، هم در داخل و هم در خارج از کشور محبوب است.
iran
Comment
-
اگر بخواهیم یک مقایسه کلی بکنیم میان کارهایی که گوگوش در سالهای پیش از انقلاب ارائه کرده و ترانه*هایی که در چندسال اخیر در آمریکا خوانده،* شما چه نظری دارید؟
من فکر می*کنم تفاوت را نباید در صدای موسیقی و یا در رفتار گوگوش بدانیم، بلکه تفاوت را باید در فضای فرهنگی و کانتکست تازه*ای ببینیم که این موسیقی پیدا کرده است. یعنی این همان موسیقی*ست که قبلاً اجرا می*کرده منتها حالا گوگوش سن*اش بیشتر است، در خارج از ایران می*خواند و آن کشوری که زمانی گوگوش در آن مشهور شده بود دیگر به شکل قدیمی*اش وجود ندارد. اینها همه دست به دست همدیگر می*دهند تا به موسیقی تازهء گوگوش معنای دیگری بدهد. ولی در عمل، کار گوگوش به لحاظ سبک چندان فرقی نکرده است. برای اینکه کار گوگوش پس از انقلاب، در سالهای اخیر، هماهنگ و همراه همان سبکی*ست که دیگر خوانندگان پاپ ایرانی که در خارج از کشور زندگی می*کنند آن را ادامه می*دهند. این سبک بسیار متفاوت است با سبک موسیقی پاپ ایرانی که این*روزها در ایران متداول است و جدیداً پدید آمده است.
اگر دست*کم به نام کسانی که به*عنوان ترانه*سرا، تنظیم*کننده و سازنده*ی موسیقی در سال*های پیش از انقلاب و بعد از انقلاب با گوگوش همکاری کرده*اند نگاه کنیم متوجه می*شویم که در سالهای پیش از انقلاب تقریباً قوی*ترین ترانه*سراها و آهنگسازانی که در زمینه موسیقی پاپ در ایران فعالیت می*کردند با گوگوش همکاری داشتند، در صورتیکه در کارهایی که در چندسال گذشته در آمریکا ارائه کرده، بندرت چنین افرادی با او همکاری داشته*اند. فکر می*کنید این موضوع چقدر در کارهایی که در چند سال اخیر ارائه کرده تاثیر می*گذارد؟
نمی*دانم، برای اینکه الان آن آهنگسازانی که پیش از انقلاب مشهور و محبوب بودند دیگر سن*شان زیاد شده و دیگر...
ولی همچنان در آمریکا فعال هستند؛ مثل فرید زولاند، آندرانیک، حسن شماعی زاده...
بله ولی کارهایشان به آن صورت کارهایی نیست که بیشتر از همه خریدار داشته باشد. موسیقی پاپ ایرانی در خارج از کشور بیشترین قدرتش در نوستالژی است و نه در موسیقی جدید. از این لحاظ ممکن است که آهنگهای جدید را چندنفری هم بخرند، ولی آنقدر برد فرهنگی ندارد که موسیقی پیش از انقلاب داشت.
دی.وی.دی «گوگوش، دختر ایران» (کاری از فرهاد زمانی)
چندسال پیش یک دی.وی.دی در آمریکا منتشر شد که اثری از یک کارگردان ایرانی*ـ آمریکایی بود به*نام «گوگوش، دختر ایران». مجموعه*ای از مصاحبه*ها و خاطرات کسانی که در زندگی و فعالیت*های هنری گوگوش دخیل بودند. شما نقدی درباره*ی این دی.وی.دی نوشتید که در نشریه «اتنوموزیکالوژی» چاپ شد. درباره محتوای این این دی.وی.دی برایمان توضیحی بدهید.
این فیلم سه*ـ چهار نکته*ی جالب دارد؛ یکی مصاحبه*هایی که کارگردان این فیلم با همکاران گوگوش درباره شخصیت هنری گوگوش انجام داده است. یکی دیگر مصاحبه*هایی است که کارگردان با پسر گوگوش درباره کودکی گوگوش و شخصیت خانوادگی*اش انجام داده و جنبه*ی سوم که خیلی برایم جالب بود، تکه*های کوچکی بود از زندگی* و کارهای گوگوش در سال*های پیش از انقلاب؛ از جمله قطعه* کوتاهی از گوگوش که در یک کاباره با پدرش حرکات آکروباتیک انجام می*داد و به بیننده*ها یادآوری می*کرد که گوگوش از کودکی در فضای عمومی ایرانی حضور داشته است. یکی بخش جالب دیگر هم تکه*ای بود از اجرای گوگوش در دربار شاه. ما فیلم*های زیادی نداریم از اینکه از موسیقی پاپ ایرانی از سوی هیات حاکمه*ی ایران و در دربار پیش از انقلاب چگونه استقبال می*شد. ولی خود فیلم به*عنوان یک کار سینمایی کمی اشکال دارد. سبک روایتی فیلم سبک عجیبی*ست، نمادی است از مشغله*ی فکری روشنفکران مدرن ایرانی، از طرفی گرایش قوی*ای دارد به فیلمسازی آوانگارد. این گرایش خودش را با سینمای آوانگارد ادغام کرده با علاقه*ی ایرانی به تکرار و تفکر غیرمستقیم. همانطور که در قالی*های ایرانی یک موتیو را می*بینیم که مدام تکرار می*شود، در این فیلم هم بخش*های کوتاهی ا*ست که مدام تکرار می*شود. ولی خب این با منطق فیلمی که ما به آن عادت داریم هماهنگ نیست و سبب می*شود که فیلم کمی حالت صقیل پیدا کند.
iran
Comment
-
محمود قربانی همسر سابق گوگوش: من بهترین همسر گوگوش بودم!
محمود قربانی همسر سابق فائقه آتشین (گوگوش) در گفت و گو با شبکه ماهواره ای تپش، گفت: از بین همسران گوگوش، من از همه با او مهربان تر بودم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، وی گفت: بهروز وثوقی که پس از من، با گوگوش ازدواج کرد، خانه ی گوگوش را فروخت و او را بدبخت کرد.پس از وثوقی، همایون نیز با او چنین کرد.
قربانی اضافه کرد: این اواخر هم دیدیم که مسعود کیمیایی پول های گوگوش را برداشت و رفت.
وی خطاب به مجری این شبکه تلویزیونی (علیرضا امیرقاسمی) گفت : «مقدار زیادی نیز از شما پول گرفت و به ایران فرار کرد» که مجری نیز، سخنان وی را تایید کرد.
به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، اما مسعود کیمیایی در مورد گوگوش می گوید: والله رابطه با گوگوش به شکلی است که فاصله آن را تعیین کرده. خودم هم نمی دانم این رابطه الان چگونه است. چیزی که می دانم این است که برای خانم گوگوش خیلی احترام قائلم. خیلی دوستش دارم. خیلی یادش می کنم. ولی این اتفاق افتاده دیگر. او دور است، من دورم.
این کارگردان مطرح سینما تصریح می کند: نمی دانم بعد هم چه اتفاقی می افتد. فقط تا آنجایی که به من خبر می رسد، می دانم چه می خواند. تا آنجایی که به من خبر می رسد. متاسفانه در خبرها هم خیلی دروغ هست. همین ها که خبر می آورند و خبر می برند. دروغ زیاد می گویند. به هرجهت من یکی از دوره های خوب زندگیم، زندگی با گوگوش بوده است. او آدم بسیار خوبیست.
iran
Comment
-
Huge Huge Favor. Please Read.
have a HUGE favor, and I would be eternally grateful if you could help. My friend asked me to translate a Googoosh song for her (Do Panjereh), but I feel bad for the translation I did.
When you have a few minutes, could you translate it for me. PLEASE PLEASE. SOME ONE THAT CAN SPEAK ENGLISH AND FARSI WELL. aaberoomo nabarin
I would love the person that does it for ever.
Googoosh -- Do Panjereh
--------------------------------
Tooye yek divare sangi, do ta panjere asiran
Do ta khaste do ta tanha, yekishoon to yekishoon man
Divar az sange siyahe, sange sard o sakhte khaaraa
Zade ghofle bi sedayi, be labaaye khasteye maa
Nemitoonim ke bejonbim, zire sanginiye divar
Hameye eshghe man o to, ghese hast gheseye didar
Hamishe fasele boode, beyne dastaaye man o to,
Ba hamin talkhi gozashte, shab o roozaye man o to
Raahe doori beyne ma nist, amma baaz inam ziade
Tanha peyvande man o to, daste mehraboone baade
Ma bayad asir bemoonim, zende hastim ta asirim
Vase ma rahayi marge, ta raha beshim mimirim
Kaashki in divar kharab she, man o to ba ham bemirim
Tooye yek donyaye dige dastaaye hamo begirim
Shayad oonja tooye delha, darde bizaari nabashe
Miyoone panjerehaashoon, dige divari nabashe
Thank you sooooooooooooooooooo much!!
Comment
-
گوگوش: به بي نظير بوتو هشدار دادم كه به پاكستان برنگردد و از او پرسيدم نمي ترسي؟!
فائقه آتشين ملقب به گوگوش كه در استكهلم به سر مي برد، از گفت و گوي خود با بي نظير بوتو پيش از مرگ وي خبر داد.
گوگوش در حين اجراي ترانه ي آي مردم، مردم به گريه افتاد.
خبرنگار روزنامه افتون بلادت و "اينگوار كارم هد" خبرنگار اعزامي روزنامه سونسكا داگبلادت هر دو به گريه گوگوش در وسط برنامه اش كه معلوم شد از بواسطه درگذشت ناگهاني بانو بي نظير بوتو در ساعاتي قبل از شروع كنسرت گوگوش در استكهلم بوده است نوشته اند.
گوگوش به خبرنگار روزنامه سونسكا داگبلادت گفت: "قبل از اينكه بي نظير به پاكستان برود به او هشدار دادم و از او پرسيدم "نمي ترسي"؟ و او پاسخ داد: "نه, به خاطر زنان بايد به پاكستان برگردم".
گفتني ست، گوگوش كه نزديك به 10 سال پيش ايران را ترك كرد و راهي كانادا شد و پس از 20 سال، فعاليت موسيقي خود را آغاز كرد، بارها قصد بازگشت به ايران داشته كه موفق نشده است.
iran
Comment
-
This so typical of her.....Az abe gell alood mahi geeree.... I am sure the sale of her album will go through the roof...I would be true, for there are those who trust me;
I would be pure, for there are those who care;
I would be strong, for there is much to suffer;
I would be brave, for there is much to dare.
I would be friend of all—the foe—the friendless;
I would be giving and forget the gift;
I would be humble, for I know my weakness;
I would look up and laugh—and love—and lift.
Howard Walter
Comment
-
گزارشی متفاوت : گزارشی از کنسرت چهار و نیم هزار نفری گوگوش در استکهلم
استکهلمیان – شب 27 دسامبر 2007 گوگوش برای سومین بار در در استکهلم و در بزرگترین تالار موسیقی جهان, ساختمان کروی گلوبن, بر روی صحنه رفت. اینبار نیز بیش از چهار هزار ایرانی, سوئدی, افغان و دیگر ملل جهان از شرکت کنندگان در کنسرت بزرگ گوگوش در شهر استکهلم بودند.
ایرانیان نه تنها از شهرهای مختلف شمالی و جنوبی سوئد جهت شرکت در این کنسرت به استکهلم آمده بودند, بلکه ایرانیان مقیم دیگر کشورهای همسایه از قبیل فنلاند, نروژ و دانمارک نیز با استفاده از تعطیلات کریسمس خود را به استکهلم رسانده و ضمن خرید در حراج سالیانه پس از کریسمس شهر استکهلم, در بزرگترین کنسرت سال نیز شرکت نمودند.
ایرانیانی نیز که در ایام کریسمس بعنوان میهمان به شهر استکهلم آمده بودند از دیگر شرکت کنندگانی بودند که در کنسرت گوگوش دیده می شدند. "فریده" بانوی 53 ساله ایرانی که برای اولین بار پس از انقلاب از ایران خارج شده و جهت دیدار خواهر خود به استکهلم آمده بود به همکار استکهلمیان چنین گفت:
"من برای اولین بار پس از انقلاب از ایران خارج شده ام و احساس شرکت در چنین جشن ها و برنامه هایی تقریبا بکلی از خاطرم رفته بود. پس از گذشت سی سال دوباره می بینم که زن و مرد, پیر و جوان در کنار یکدیگر و بدون وحشت از هر گونه اذیت و آزار لباسهای زیبا و فاخر پوشید اند, می رقصند و می خندند و به صدای گوگوش گوش می کنند. این برای من تجربه ای فراموش نشدنی بود و در تمام مدت هم گریه می کردم. با دیدن این همه هموطن با آن لباسهای زیبا در کنار یکدیگر و گوگوش که بر روی سن بود فقط گریه می کردم".
و زمانی که از او می پرسیم چرا اینقدر گوگوش را دوست داری می گوید: "گوگوش نماینده بخشی از تاریخ ایران است که ما ایرانی ها زیباترین خاطرات را از آن زمان داریم و آن را خوشبخت ترین دوره زندگی خودمان می دانیم".
احد ایرانی به حاضران خوش آمد می گوید. فرزان (مدل ایرانی که دخترها جنگ تمام عیاری بر سر او راه انداخته اند) از شرکت کنندگان در کنسرت شب پنج شنبه گوگوش در استکهلم بود. زیبایی و همچنین تنوع لباس ایرانیان استکهلم مانند همیشه خیره کننده بود.
"فرخنده" مادر یکی از دو خانواده ایرانی که به اتفاق یکدیگر از هلسینکی پایتخت فنلاند جهت شرکت در کنسرت گوگوش به استکهلم آمده اند نیز با خنده می گوید: "ما شب گذشته با کشتی از هلسینکی به استکهلم آمدیم. از صبح روز پنج شنبه در فروشگاه های استکهلم و حراجیها گشت زده ایم و دیگر رمق نداریم! شب هم به کنسرت گوگوش آمدیم و فردا صبح هم با یک دنیا خاطره, و البته ساکهای پر از خرید حراجی, با کشتی به هلسینکی بر می گردیم".
گوگوش روز 26 دسامبر وارد استکهلم شد
گوگوش روز چهارشنبه 26 دسامبر از آلمان به استکهلم آمد و در یکی از سوئیت های هتل ردیسون اس ای اس واقع در سوه آ وگن با منظره ای زیبا از اتاقش به روی شهر استکهلم اقامت داشت. محل اقامت گوگوش بواسطه جلوگیری از ازدحام طرفدارانش در محل طبق معمول از عموم مخفی نگاه داشه شد. گوگوش روز بعد از اجرای کنسرتش در استکهلم به لندن رفت و امشب (شنبه 29 دسامبر) در لندن کنسرت خواهد داشت. آرایشگر مو و "میک آپ آرتیست" مخصوص گوگوش و همچنین یک محافظ وی نیز از همراهان خصوصی وی در سفرش به استکهلم بودند.
مهرداد (خواننده و آهنگ ساز) نیز در کنسرت روز پنج شنبه گوگوش در استکهلم همراه او بود و در فواصل برنامه ها ترانه هایی را اجرا کرد.
کنسرت گوگوش در مطبوعات سوئد
کنسرت گوگوش مانند همیشه در برجسته ترین روزنامه های استکهلم و سوئد از جمله روزنامه های دی ان, سونسکا داگبلادت و افتون بلادت که هر کدام خبرنگار ویژه ای به محل برنامه اعزام کرده بودند بازتاب داشت. روزنامه دی ان گوگوش را جهت معرفی به خوانندگان سوئدی خود مخلوطی از "مدونا و باربارا استرایساند" و یا "خولیو اگلسیاس" ایران نامید.
<!--[if !supportLineBreakNewLine]-->
<!--[endif]-->گوگوش در حین اجرای ترانه ی "آی مردوم مردم" به گریه افتاد. این ترانه بازگو کننده وضعیت زنان و نقض حقوق آنان در ایران است. "نیما دریامجد" خبرنگار روزنامه افتون بلادت و "اینگوار کارم هد" خبرنگار اعزامی روزنامه سونسکا داگبلادت هر دو به گریه گوگوش در وسط برنامه اش که بعدا معلوم شد از جمله بواسطه درگذشت ناگهانی بانو بی نظیر بوتو در ساعاتی قبل از شروع کنسرت گوگوش در استکهلم بوده است نوشته اند.
گوگوش به خبرنگار روزنامه سونسکا داگبلادت گفت:
"قبل از اینکه بی نظیر به پاکستان برود به او هشدار دادم و از او پرسیدم "نمی ترسی"؟ و او پاسخ داد: "نه, به خاطر زنان باید به پاکستان برگردم". گوگوش در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده است به خبر نگار اس وی دی می گوید: "متاسفانه من در صحنه فعالیتهای سیاسی حضور ندارم, اما هدف من این است که بزودی بتوانم اقدامات بیشتری در رابطه با حقوق زنان ایران و آزادی بیان انجام دهم". وی در رابطه با امکان برگشت دوباره اش به ایران با لحنی غم زده به خبرنگار اس وی دی می گوید: "در حال حاضر غیر ممکن است".
احد ایرانی از رویال ان اس و از جمله سازمان دهندگان کنسرت گوگوش در استکهلم در این رابطه به روزنامه اس وی دی می گوید: "اگر گوگوش به ایران برگردد همان معامله ای با وی خواهد شد که با دیگر منتقدان رژیم می شود, یعنی شکنجه و زندان".
روزنامه اس وی دی کنسرت گوگوش را از آن جهت نیز قابل توجه می داند که از زنان و مردان مسن گرفته تا دختر پسرهای جوان و کودکان در آن شرکت دارند و همگی دوربین در دست جهت گرفتن عکس از گوگوش بر روی نرده های محافظتی و کارمندان امنیتی حمله ور می شوند و "همه یک تکه از او را می خواهند".
نیما دریامجد خبرنگار اعزامی افتون بلادت که خود از طرفداران پر و پا قرص گوگوش است و دسته گلی را نیز به گوگوش اهدا کرده بود در مورد گوگوش می گوید: "برای من گوگوش با موسیقی و احساس هنرمندانه اش سمبل ایران خوبی است که قبل از انقلاب وجود داشت".
نیما دریامجد از جوانان نسل دوم ایرانی است که با گوگوش در خارج از ایران آشنا شده است. نیما می گوید که پدر و مادرش بار اول او را "کشان کشان" به تماشای کنسرت گوگوش برده اند اما در اولین کنسرت گوگوش تکانی بزرگ خورده است: "در آن کنسرت می شد حتی با دستها آن همه احساس موجود در فضا را لمس کرد. در واقع همه پدران و مادران ما از ترانه های گوگوش خاطره دارند...... من هیچوقت پدر و مادرم را مانند کنسرت آن شب گوگوش ندیده بودم. مادرم گریه می کرد و پدرم ایستاده بود و دست می زد".
پشت صحنه و گفتگویی کوتاه با خبرنگاران. گوگوش طبق عادت همیشه, در طول برنامه اش با لباسهای مختلف و البته زیبا و فاخر بر روی صحنه ظاهر شد.
گفتگویی با احد ایرانی از سازمان دهندگان برنامه
استکهلمیان: آقای ایرانی مثل اینکه برنامه بخوبی پیش رفت. نظر شما چیست؟
احد ایرانی: خوشبختانه همه چیز بخوبی پیش رفت. باید اضافه کنم که در این برنامه در مورد هیچ چیز کوتاهی نشده و هر انتخابی از میان بهترین ها انجام شده بود. از سن 200 متری اجرای برنامه گرفته تا استفاده از آخرین تکنیک نور و صدا و منظره ستاره باران پشت صحنه از بهترین در نوع خود بود. البته محل اجرای برنامه یعنی سالن گلوبن هم که نیازی به معرفی ندارد و جایگاهی در سطح بین المللی و محل اجرای برنامه برجسته ترین هنرمندان بین المللی است.
استکهلمیان: نظر خود گوگوش در رابطه با کنسرت استکهلمش چه بود؟
احد ایرانی: وی نور و صدای صحنه را از بهترین هایی که تاکنون دیده توصیف نمود و البته از ابراز احساسات دوستدارانش در استکهلم بصورت ویژه راضی بود.
یکی از نکات مثبت کنسرت روز پنج شنبه گوگوش در استکهلم, شروع آن در راس ساعت مقرر یعنی 21 بود. برای یک بار هم که شده افراد وقت ناشناس زمانی وارد محل برنامه شدند که حتی یک آهنگ اول گوگوش را هم از دست داده بودند. امید است که این روند در آینده نیز ادامه یابد تا هزاران انسان وقت شناس که قبل از ساعت مقرر در محل برگزاری برنامه حاضر می شوند قربانی وقت ناشناسی دسته ای کوچک نشوند.
استکهلمیان همچنین موفق به برقراری تماس کوتاهی با محمد بهره مندی برنامه گزار کنسرت گوگوش در استکهلم شد. وی به استکهلمیان گفت:
"من حرف زیادی ندارم جز اینکه امیدوارم این برنامه رضایت هموطنان را جلب کرده باشد, این مهمترین جنبه برنامه برای من است. همچنین از هزاران نفری که در این برنامه شرکت و از آن حمایت کردند سپاسگزاری می کنم. به خصوص آن دسته که از شهرهای دور سوئد و همچنین هموطنانی که از کشورهای همسایه مانند فنلاند, نروژ و دانمارک جهت شرکت در این کسنرت به استکهلم آمده بودند صمیمانه سپاسگزارم".
کنسرت شب 27 دسامبر 2007 گوگوش سومین کنسرت وی در استکهلم محسوب می شود. گوگوش قبلا در ژانویه و مارس سال 2001 نیز در گلوبن استکهلم بر روی صحنه رفته است.
تصاویر از: فرانت فیس
Last edited by Rasputin; 01-05-2008, 04:00 AM.
Comment
-
Googoosh live in concert 25 dec 2007: Germany
کریسمس اروپایی با گوگوش
معصومه ناصری

هزار نفر؟ سه هزار نفر؟ هفت هزار نفر؟ نه اسم گوگوش می*تواند بیش از ده هزار نفر ایرانی را از سراسر اروپا در شب کریسمس به شهر اوبرهاوزن آلمان بکشاند. سه*شنبه شب 25 دسامبر کنسرت گوگوش با همراهی مهرداد آسمانی در شهر اوبرهاوزن راس ساعت 9 آغاز شد. پیش از این هفت سال پیش یک بار دیگر گوگوش در این شهر کنسرت برگزار کرده بود.

photo by sima vaziri
برخلاف برنامه*هایی از این دست این*بار خواننده ایرانی با ترانه «من امده*ام» به موقع روی صحنه آمده بود و این ما بودیم که دیر کرده بودیم.
گوگوش طبق معمول این سال*ها مهرداد آسمانی را همراه خود داشت.
به نظر من مهرداد به خاطر همراهی با فوق ستاره موسیقی ایران خواننده خوشبختی است اما قرار گرفتن روی صحنه*ای که مردم علاقه*مندند گوگوش را روی آن ببینند باعث می*شود او زیاد خوشبخت به نظر نرسد چون همه منتظرند نوبت خواندن او تمام شود و باز گوگوش به صحنه برگردد.
گوگوش با ترانه*هایی از آلبوم*های تازه خود شروع کرد و کم*کم به گذشته رفت.
در پنجاه و هفت سالگی به سبک و سیاق سال*های جوانی و با شیطنت*های همان سال*ها رقصید و بالا پرید و کف و سوت و جیغ طرفدارانش سالن را منفجر کرد.
یک ترانه به زبان آذری و یک ترانه چهار زبانه هم خواند تا فقط به فارسی نخوانده باشد.
آهنگ*های قدیمی گوگوش اما چیز دیگری است. این را من نمی*گویم ده هزار نفری می*گویند که شب گذشته در سالن آرنای شهر اوبرهاوزن آلمان همه این ترانه*ها را همراه با گوگوش خواندند و تکرار کردند.
شور و شوق هوادارن گوگوش آن*قدر شدید بود که اشک این خواننده محبوب سرازیر شد و عاقبت خاکسارانه روی زمین نشست و مقابل مردم خم شد.

گروه نوازندگان همراه گوگوش از کشورهای مختلف آمده بودند: کیبوردنواز اهل ژاپن، پرکاشن از پورتوریکو، گیتارنواز اهل آرژانتین، نوازنده پرکاشن از پورتوریکو و فلوت نواز اهل ونزوئلا که مردم در تشویق*هایشان برای او سنگ تمام گذاشتند شاید به خاطر شور و شوق نواختنش شاید هم به خاطر هم*وطن بودنش با هوگو چاوز.
گوگوش کنسرت را با ترانه وطن تمام کرد:
وطن چیه ؟وطن کیه؟
لالائی بچگیه
وطن توئی وطن منم
منم که پر پر می زنم
نظرهای خوانندگان
همه ما می گیم آهنگ های قدیمی گوگوش یه چیز دیگه هست. من عاشق گوگوشم ولی هیچ کدوم از آهنگ های جدیدش رو گوش نمی کنم. من نمی دونم گوگوش با اون سابقه ای که داره چرا این آهنگ ها رو می خونه و چرا اینقدر بی سلیقه شده که با خواننده سطح پایینی مثل مهرداد کار می کنه؟
-- منا ، Dec 26, 2007 در ساعت 08:53 PM
khoondane Googoosh ba mehrdad gheir az matlabi ke bala gofte shod, ye chize dige ro ham moshakhas mikone oonam keifiate sedaie googooshe; zemnan bozorgie Googoosh inghadr hast ke ye adame motekhases ham baiad ba ehtiat nazar bede che berese be ye amator
-- malile ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
به نظر من همراهی گوگوش با مهرداد خیلی نا موزون است:این کجا وآن کجا البته شاید مسائل دیگری هم باشد......
-- baran ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
گوگوش همان گوگوش است هیچ فرقی نکرده ولی فقط آهنگ سازو ترانه سرایش فرق کرده بهتر است هرچه زودتر هم اهنگسازو ترانه سرایش را عوض کند تا با کارهای جدید و قشنگ تری وارد میدان شود چون تکرار هرچیزی بیشتر شبه شکنجه رو حی است و برای شنونده قابل تحمل نیست .
-- سامان و مریم ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
گوگوش شاید تنها کسی باشد که 75 ملیون ایرانی او را خاشقانه دوست دارند.
-- شهرام ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
ba ahange beshno hamsafare man shoru kard!
-- fgfgh ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
البته شب عاشق که تازه خونده یک حرکت بزرگ و پر انرژیه که حالا حالاها تموم شدنی نیست...
-- علی ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
...آهنگ های نوی گوگوش خیلی خوب هستند تنها در بهره گیری از پی رنگ های سیاسی-اجتماعی کمی زیاده روی دیده می شود... شاید بهتر باشه گوگوش کمی بیشتر به عمق فردیت ایرونیای امروز بپردازه و کلنجارِ فردی ما رو با خشونت های مذهبی و اقتدار سرکوبگر حکومتی و دیگر چالش های مشترک امروزی مون به آهنگ و ترانه و آوا در بیاره ... +در نوشتار خبر "هم وطن بودن با هوگو چاوز" انگار مثبت ترسیم شده بود!!! واقعن که!
-- مای ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
salam va mamnoon az in matlabe ghashngi ke gozashtid ,man az iran baraye in concert amadam va shabi por az shokooh o azemat ro ba khodam bar migardanam . dar morede mehrdad beharhal kasi boode ke bad az voroode googoosh be la komakesh boode va gooinke az har nazar baraye mehrdad manfeat boode . man khodam ba taranehaye ghadimi miram too donyaye dige amma bazi az melodihaye jdide googoosh ro khaili doost daram , inha ham saalha bad mogheiate behtari paida mikonand dar zemn googoosh mehraboon mikhad yejoori ham be mehrdad komak kone chon ou ham dar badve voroode googoosh hamrahesh bood va hala in 2khanevadeh besiar nazdik hastand
./.100 ba shom movafegham ke bayad nayad roo sahneh har vaght mehrdad mioomad ke bekhoone axsare mardom be khodeshoon anteract midadand
-- nasim ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
گوگوش همیشه بهترینه، چه الان و چه قبلا!
-- آذین ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
البته شب عاشق که تازه خونده یک حرکت بزرگ و پر انرژیه که حالا حالاها تموم شدنی نیست...
-- علی ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
گوگوش تک ستاره هنر ایران که اصلان نداریم تو دنیا نداریم مثل گوگوش....
با اینکه با خواننده کم تجربه کار می کنه ولی باز عاشق هنر و کارهاشم...
خیلی خیلی دوسش دارم
i love u googoosh
بابک 19 ساله از تهران
-- بابک ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
binazireeeee
googoosh hamishe on googooshe
sabet kard
hich kas to donya be garde pash ham nemirese
hame chizesh 20 bod
eftekhar mikonam ke iraniyam
chon googoosh iraniye
-- a ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
جالبه چون ما هم شب عیدی منتظر کریس دبرگ هستیم... به این می*گن گفت*وگوی تمدن*ها...
-- اسماعیل ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
واقعا آدم اشک تو چشاش حلقه میزنه وقتی میبینه ییهویی اینقذه ایرونی اونجا چمع میشن بدون اینکه چاقوکشی و قمه کشی پیش بیاد اصلا!!! اونم با بلیطای آنچنانی و حقوق بگیران
اداره سوسیال آلمان که میرن که بگن بعله ماهم در کنسرت گوگوش بودیم.
بدبختی ما ملت اینه که به این چیزها دلمون خوشه.
-- بهلول دربدر ، Dec 27, 2007 در ساعت 08:53 PM
googoosh hamishe mahshar va alie
man ke kheili kheili doostesh daram va inja ba etminan migam ke dar honare iran ta1000sale dige ham kasi mesle googoosh zohoor nemikone
-- maryam ، Dec 29, 2007 در ساعت 08:53 PM
گوگوش هم آهنگاي قديميش هم آهنگاي جديدش هم رقصش هم صداش هم بودنش هم داشتنش يه نعمته مه خدا به ايرونيا داده اميدوارم ما ايرونيا لياقت عشقشو داشته باشيم با هر آهنگش با هر بار ديدنش قطره هاي اشكه كه ميباره شايد چشماي ما بيشتر فهميدن گوگوش كيه تا ما ! فقط ميشه گفت الهي قربونش برم كه اجازه داده عاشقش باشم
-- سوگل ، Dec 29, 2007 در ساعت 08:53 PM
گوگوش محشره ولی بعضی از ما قدرشو نمیدونیم از اونهایی که صداشون رو صحنه در نمیآد و لب میزنند تعریف میکنیم ولی از خورشید آسمان ایران..که همه چیزش هنری و عالیه ایراد میگیریم
-- مهتاب ، Dec 30, 2007 در ساعت 08:53 PM
googoosh hamishe alie ishala ke 120 sal zende bashe
elahi khodam fadash besham
-- setayesh ، Dec 30, 2007 در ساعت 08:53 PM
Comment
-
Googoosh live in concert 27 dec 2007: Stockholm pictures
Pictures from Googoosh's recent concert in Sweden.
Enjoy.Attached Files- 005.jpg (64.5 KB, 2 views)
- Googoosh_2.jpg (54.1 KB, 2 views)
- Googoosh_3.jpg (68.3 KB, 2 views)
- 1002.jpg (124.7 KB, 2 views)
- 1003.jpg (133.7 KB, 2 views)
- 1004.jpg (138.0 KB, 2 views)
- 1005.jpg (138.3 KB, 2 views)
- 1006.jpg (114.4 KB, 2 views)
- 1007.jpg (102.3 KB, 2 views)
- 1008.jpg (113.5 KB, 2 views)
- 1009.jpg (120.4 KB, 2 views)
- 1010.jpg (121.5 KB, 2 views)
Comment



Comment