دست چپ: گوشی تلفن.
انگشت اشاره و شصت دست راست: خودکار!
مچ دست راست روی کاغذ یادداشت !
زانوی چپ :هدایت فرمان !
تقسیم زمانی : یک ثانیه نگاه به جاده دو ثانیه نگاه به کاغذ وهر ده ثانیه نگاه به پلیس راهنمائی، همه از پشت یک عینک سیاه!
شبیه این اتفاق در طول یکساعت سه بار اتفاق افتاد. منکه زهره ام ترکید تا منصور به مقصدش رسید
- خوردن ناهار
معمولا ساعت ناهار با عصرونه یکیه. موقع پول دادن هم دعوا نمی شه. منصور گفت: " من خودم می گم کی نوبت تو می شه". ولی نود درصد وقتها صورتحساب با امضای منصورپرداخت می شه چه با دوست چه با دشمن.
3- ویدیوی آهنگ میخوامت
سابقه نداشت که یک آهنگ رو در یک ساعت صد بار بشنوم. بعد از اینکه پای تدوین ویدیوی " می خوامت" منصور نشستم، این بلا سرم اومد و شدیدا هم به خودم فشار آوردم که از اون آهنگ تنفر پیدا نکنم.
البته بعد از اینکه سه شب متوالی و هر شب 7 تا 8 ساعت این اتفاق تکرار شد دیگه به کل واکسینه شدم ! دیگه هر آهنگی رو صد بار هم بشنوم فرق نمیکنه. ناخودآگاه از این گوش میاد، از اون گوش می ره!
خاطره تدوین و صحنه بندیه این ویدیو یکی از خاطراتی خواهد بود که تا جان در بدن دارم فراموش نخواهم کرد.
- کوجی و منصور
نکات ترسناک: اخم منصور و توضیحات علمی کوجی.
ترکیب ترسناک: تلفن موبایل هر دو.
اون ترکیباتی که ازشون اسم بردم موجب می شد کولر روشن خاموش بشه و یخچال باز و بسته بشه و تو کار تاخیر بیافته. ولی کار کردن کوجی و منصور با هم واقعا دیدن داره. برخوردشون و جوری که باهم کار می کنن بی نهایت سرگرم کننده است.
گاهی وقتها انگار که پشت نیمکت دبیرستان نشستن و دارن شیطنت می کنن. گاهی انگار دارن یک
هواپیما و مسافرانش رو از سقوط نجات می دن و گاهی انگار دنیا به آخر رسیده ولی نه در بهشت بازه و نه جهنم.( یعنی بلاتکلیفی)
موقعی که داشتن با نگاه به دو تلویزیون و عقب و جلو کردن صحنه ها و میزون کردنش با آهنگ کار می کردن من حدود هفت تا کاست ویدیو روی میزشون دیدم که همه شون مال صحنه های مختلف ویدیو بود.
منصور: " می دونم که خیلی ها ترکیب موسیقی شیش و هشت و فیلم وسترن رو یک ترکیب غریب می دونن، عقیده شون برای من محترمه . باید این رو درنظر بگیرن که این طرحی بوده که درباره اش فکر شده و تشخیص دادیم که این ترکیب جدید و نوهستش و با اون آهنگ جور در می یاد.
هدف کوجی این بود که تمام صحنه های خاطره انگیز فیلمهای وسترن رو در ویدیو جا بده. دوئل و مچ انداختن و سوارکاری و بانک زدن و . . .
اینی که دارین در قسمت تدوین می بینین صحنه های مختلفیه که همه درباره اش فکر شده و سکانسهائیه که درباره اش تصمیم گرفتیم و بعد فیلمبرداریش کردیم "
خوشبختانه من بیشتر قسمتهای کوتاه نشده صحنه ها رو دیدم ." رقص بین اسبها"، " مچ اندازی"، رقص دسته جمعی بالای میز" تیراندازی و . . . بارها یک صحنه رو گرفتن و یا از کوره دررفتن و درنهایت ثانیه هائی رو از این ساعتها جدا کردن که رد خور نداره.
منصور:" تو ادیت ( تدوین و کوتاه کردن فیلم ) می شه یک فیلم رو خراب کرد یا زنده کرد".
انگشت اشاره و شصت دست راست: خودکار!
مچ دست راست روی کاغذ یادداشت !
زانوی چپ :هدایت فرمان !
تقسیم زمانی : یک ثانیه نگاه به جاده دو ثانیه نگاه به کاغذ وهر ده ثانیه نگاه به پلیس راهنمائی، همه از پشت یک عینک سیاه!
شبیه این اتفاق در طول یکساعت سه بار اتفاق افتاد. منکه زهره ام ترکید تا منصور به مقصدش رسید
- خوردن ناهار
معمولا ساعت ناهار با عصرونه یکیه. موقع پول دادن هم دعوا نمی شه. منصور گفت: " من خودم می گم کی نوبت تو می شه". ولی نود درصد وقتها صورتحساب با امضای منصورپرداخت می شه چه با دوست چه با دشمن.
3- ویدیوی آهنگ میخوامت
سابقه نداشت که یک آهنگ رو در یک ساعت صد بار بشنوم. بعد از اینکه پای تدوین ویدیوی " می خوامت" منصور نشستم، این بلا سرم اومد و شدیدا هم به خودم فشار آوردم که از اون آهنگ تنفر پیدا نکنم.
البته بعد از اینکه سه شب متوالی و هر شب 7 تا 8 ساعت این اتفاق تکرار شد دیگه به کل واکسینه شدم ! دیگه هر آهنگی رو صد بار هم بشنوم فرق نمیکنه. ناخودآگاه از این گوش میاد، از اون گوش می ره!
خاطره تدوین و صحنه بندیه این ویدیو یکی از خاطراتی خواهد بود که تا جان در بدن دارم فراموش نخواهم کرد.
- کوجی و منصور
نکات ترسناک: اخم منصور و توضیحات علمی کوجی.
ترکیب ترسناک: تلفن موبایل هر دو.
اون ترکیباتی که ازشون اسم بردم موجب می شد کولر روشن خاموش بشه و یخچال باز و بسته بشه و تو کار تاخیر بیافته. ولی کار کردن کوجی و منصور با هم واقعا دیدن داره. برخوردشون و جوری که باهم کار می کنن بی نهایت سرگرم کننده است.
گاهی وقتها انگار که پشت نیمکت دبیرستان نشستن و دارن شیطنت می کنن. گاهی انگار دارن یک
هواپیما و مسافرانش رو از سقوط نجات می دن و گاهی انگار دنیا به آخر رسیده ولی نه در بهشت بازه و نه جهنم.( یعنی بلاتکلیفی)
موقعی که داشتن با نگاه به دو تلویزیون و عقب و جلو کردن صحنه ها و میزون کردنش با آهنگ کار می کردن من حدود هفت تا کاست ویدیو روی میزشون دیدم که همه شون مال صحنه های مختلف ویدیو بود.
منصور: " می دونم که خیلی ها ترکیب موسیقی شیش و هشت و فیلم وسترن رو یک ترکیب غریب می دونن، عقیده شون برای من محترمه . باید این رو درنظر بگیرن که این طرحی بوده که درباره اش فکر شده و تشخیص دادیم که این ترکیب جدید و نوهستش و با اون آهنگ جور در می یاد.
هدف کوجی این بود که تمام صحنه های خاطره انگیز فیلمهای وسترن رو در ویدیو جا بده. دوئل و مچ انداختن و سوارکاری و بانک زدن و . . .
اینی که دارین در قسمت تدوین می بینین صحنه های مختلفیه که همه درباره اش فکر شده و سکانسهائیه که درباره اش تصمیم گرفتیم و بعد فیلمبرداریش کردیم "
خوشبختانه من بیشتر قسمتهای کوتاه نشده صحنه ها رو دیدم ." رقص بین اسبها"، " مچ اندازی"، رقص دسته جمعی بالای میز" تیراندازی و . . . بارها یک صحنه رو گرفتن و یا از کوره دررفتن و درنهایت ثانیه هائی رو از این ساعتها جدا کردن که رد خور نداره.
منصور:" تو ادیت ( تدوین و کوتاه کردن فیلم ) می شه یک فیلم رو خراب کرد یا زنده کرد".




Comment