Alireza Eftekhari

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Alireza Eftekhari

    علیرضا افتخاری مهیاری در روز دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر هنر ؛ اصفهان دیده به جهان گشود . وی از همان کودکی بسیار خوب و رسا می خواند .

    استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمک های شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد.

    اما وقتی در 14 سالگی نزد استاد تاج اصفهانی ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواستند.

    افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده های استاد را آویزه ی گوش خود می کرد و سعی می کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد .

    استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی ؛ دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول همین منش های اخلاقی بود.

    شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .

    در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ؛ دکنر فروغ ؛ استاد شهنازی ؛ استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید.

    « استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »

    اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .

    در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت .

    استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .

    افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود.

    وی در همین سالها نزدبزرگانی نظیر استاد کسایی و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :

    « روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»

    افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.

    در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد.

    افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.

    اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد .

    در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !

    افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت ؛در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند .

    ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...

    در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید.

    در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد .

    در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است .
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2



    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3

      افتخاري: سمفوني پيامبر بهترين موسيقي سال است


      عليرضا افتخاري گفت: امسال در موسيقي كم كاري شده اما مي*توان از سمفوني پيامبر به عنوان يكي از بهترين موسيقي*هاي سال نام برد.


      «افتخاري»خواننده كشورمان گفت:امسال در حوزه موسيقي كم كاري صورت گرفته و كاري منتشر نشده كه نسبت به بقيه حائز شود.البته يكسري كارها هنوز توزيع نشده است كه ببينيم كدام شاخص بوده است اما به نظر من سمفوني پيامبر بهترين موسيقي امسال است.

      وي افزود: بايد از بين 20 اثر بهترين*ها را انتخاب كرد اما بين 4-5 اثر نمي*توان اين گزينش را صورت داد.

      اين خواننده در خصوص اقدامات ارشاد در زمينه نشر موسيقي فاخر اظهار داشت: بايد موسيقي پاپ و موسيقي سنتي در كنار هم حركت كنند.«افتخاري »زماني كاستش فروش مي*كند كه آثار و آلبوم*هاي ديگر هم باشد.اما وقتي جلوي موسيقي پاپ گرفته مي*شود،موسيقي سنتي راه براي جلو رفتن پيدا نمي*كند.به عقيده من همه بايد كار كنند، اما متاسفانه يك تعصب بي*جا در خصوص انواع موسيقي*ها وجود دارد.

      «افتخاري»در خاتمه خاطر نشان كرد: هر كدام از انواع موسيقي در جاي خودش مي*تواند مؤثر باشد.من كارم زماني زيباست كه كارهاي ديگر از جمله پاپ هم باشد.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #4
        شنونده*هایی که مرتب برنامه*های جُنگ صدا را می*شنوند، می*دانند که عنوان برنامۀ شنبه*ها «با چراغ ترانه، در کوچه*های خاطره» است.
        وقتی صحبت از ترانه و خاطره می*شود، بیشتر اینطور به*نظر می*رسد که قرار است ترانه*های قدیمی و کمتر شنیده*شده*ای را بشنویم؛ و با شنیدن آنها خاطراتی یا مرور، و یا برای ما تازه و زنده شود.

        این هفته اما نه تنها ترانه*های خیلی قدیمی، بلکه جدیدترین ترانه*های آلبوم تازۀ علیرضا افتخاری را که با نام «قلندوار» به بازار آمده خواهیم شنید و البته با شنیدن چند تا از اونها، یاد کمی قدیم*ترها هم خواهیم افتاد.

        این آلبوم، از نوع به اصطلاح موسیقی تلفیقی درست شده. یعنی که همه از همه*جا، از دور و نزدیک، دستی بر این آتش داشته*اند تا همگان را به این باور برسانند که زبان موسیقی خط و مرز جغرافیایی نمی*داند و ساز و نواها بی*ملاحظۀ شرع و شحنه همدیگر را پیدا می*کنند و گاه چه دل*انگیز و خوش با هم جفت و در کنار هم می*نشینند.

        در تعریف این آلبوم نوشته*اند: «هشت ترانۀ این آلبوم با بهره*گیری از هفتاد ساز کوبه*ای، زمینه*های کرال، و همکاری با استاد شریف غزل، خوانندۀ شبه قارۀ هند، و استاد بکتاش علوی، خوانندۀ بوسنییایی است و آهنگسازش، عماد توحیدی، دانش*آموختۀ رشتۀ دکترای فیلولوژی در خارج از کشور و نویسندۀ کتاب شیوۀ دف*نوازی، اولین دستور آموزشی ـ علمی دف*نوازی و دهها مقاۀ پروهشی در موسیقی است.
        این اثر، موسیقی فاخر و در خور تامل در موسیقی معاصر ایران است و الگویی شایسته و نمونه*ای فاخر و قابل توجه برای بهره*برداری*های چند منظوره در ژانرهای موسیقی تصویری، برنامه*ای، تلفیقی، حماسی، رسانه*ای و . . .! خواهد بود» [+]
        راستش از شما چه پنهان اگر اختیارمان دست خودمان نبود، با خواندن اینها کلی مرعوب شده بودیم و ته دلمان خالی می*شد.

        تا بالاخره آلبوم «قلندوار» به دست ما هم رسید و شنیدیم و از اینکه این نوع موسیقی که از چند سال پیش در خارج از ایران توسط خوانندگانی چون «سوسن دیهیم»، «مامک خادم» و «اعظم علی» و دیگران اجرا و رایج شده، حالا در ایران از سوی مرکز موسیقی حوزۀ هنری به مناسبت سال پیامبر اعظم هم سفارش داده می*شود و علیرضا افتخاری در چهل و چندمین آلبوم تولیدی خود، این نمونۀ فاخر از موسیقی را به نمایش می*گذارد خوشحال شدیم.

        ولی آنچه که باعث تعجب بود، این بود که نزدیک به نصف ترانه*های این آلبوم را «رضا رویگری» که ما بیشتر او را در کسوت بازیگر تئاتر و سینما می*شناسیم، همین دو سه سال پیش، و اتفاقا در همان حال و هوای موسیقی تلفیقی خوانده و در آلبومی به بازار فرستاده بود.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #5
          سخنان عليرضا افتخاري در مورد آلبوم قلندر وار

          آلبوم قلندر وار عليرضا افتخاري اين روزها بازار فروش موسيقي را مبهوت كرده است. آمار بالاي فروش آلبوم قلندروار چه در داخل و چه در خارج از كشور حاكي از اقبال عمومي و موفقيت اين كار است.در همين راستا عليرضا افتخاري در گفت و گويي با عصر ايران به بررسي علل موفقيت اين آلبوم پرداخت.

          عليرضا افتخاري ضمن اشاره به اين موضوع كه ايده اوليه قلندروار از آقاي توحيدي آهنگساز اين كار بوده است، تاكيد كرد: اين آلبوم نياز به يك آهنگسازي پيچيده و سخت داشت كه آقاي توحيدي ثابت كرد با وجود جوان بودنش در اين كار استاد است.

          افتخاري در ادامه گفت: از نظر من سه نفر آهنگساز جوان خوب بيشتر نداريم كه عبارتند از آقاي ميرزاخاني، دكتر چراغعلي و توحيدي كه "قلندر وار" را با ايشان كار كردم و به نظر من تنها اينها هستند كه دلشان براي موسيقي مي سوزد و همين ها هستند كه از حاصل سال ها زحمت و تلاش كساني مثل من مراقبت مي كنند.

          آقاي توحيدي مي گفت من يك كار را سي يا چهل بار پاره مي كنم و از اول مي نويسم چون مي بينم كه افتخاري ، مصمم در مقابلم نشسته است.

          وي افزود: اين سه نفر كه نام بردم تنها كساني بوده اند كه وقتي با آنها كار كردم هيچ تصرفي در كار آهنگسازي نداشتم اين در حالي است كه با كسان ديگر كه كارمي كردم هميشه آنقدر كارها ضعيف بود كه من مجبور بودم آهنگ ها را خودم بسازم.

          افتخاري به عنوان مثال از آلبوم "آواي عشق"ياد كرد و افزود: آهنگ هاي آن آلبوم را مجبور شدم خودم بسازم ولي آن كسي كه به عنوان آهنگساز در كنار من قرار گرفته بود حتي نتوانست تنظيم اين آهنگ ها را خوب انجام دهد و در نتيجه "آواي عشق" در حقيقت شكست خورد و من به آن آهنگساز توصيه كردم كه بيشتر كار كند و در نهايت هم ايشان سر از بازار كار در آورد. پيشنهادم براي آهنگسازاني مثل ايشان كه سعي دارند "افتخاري" را نردبان كنند اين است كه سعي كنند لااقل با فرهنگ عشق و رنج و نبرد ، كار انجام دهند و تنها كساني موفق مي شوند كه به آينده اين مرز و بوم فكر مي كنند.

          خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان
          تا سيه رو شود آن كه در او غش باشد

          وي در مورد آلبوم قلندر وار گفت: اين روزها با انتقاد زيادي رو به رو شده ام از اين جهت كه مي گويند افتخاري از كار خودش خيلي تعريف و تبليغ مي كند. اما با اين وجود از همان اول مشخص بود كه قلندروار كار موفقي مي شود چرا كه در اين كار انديشه و تفكر وجود دارد. اشعار خيلي خوب انتخاب شده اند و غزليات و آهنگ و شعر با هم هماهنگي دارند.

          افتخاري در مورد كارهاي آينده اش گفت: كار بعدي من از استاد خوشنود و با همكاري حوزه هنري است و يك كار هم از استاد خوشدل است كه با سروش كار مي كنم.

          وي در آخر گفت: افتخاري هميشه سعي كرده است به جوان ها فرصت بدهد و هيچ وقت نه گفتن را بلد نبوده است به شرط آنكه از تجربه و سابقه و اعتبارش سوء استفاده نشود.

          از سوي ديگر ، رئيس بخش موسيقي حوزه هنري هم در مورد آلبوم قلندروار گفت: قلندوار كار جديدي بود كه براي اولين بار در آن از سازهاي كوبه اي استفاده شده است و اين در موسيقي ايران بي سابقه است.

          مهدوي در ادامه گفت: حوزه هنري هميشه به دنبال نوآوري بوده و هيچ وقت كار تكراري نمي كند.


          iran

          Comment

          Working...