Political Student

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Political Student

    دانشجوي سياسي



    "تبيين دقيق سياسي بودن دانشجو ، ضرورت و ويژگي ها و حدود آن در نظام اسلامي " موضوع اصلي نوشته حاضر است كه در اين زمينه تلاش مي شود،از مباحثي پيرامون چيستي مشاركت سياسي و عوامل و سطوح مختلف آن،زندگي سياسي دانشجويان و عوامل و زمينه هاي مؤثر بر آن ،كاركردها و نقش دانشگاه و دانشجو،آموزه هاي اسلامي پيرامون ضرورت و چگونگي مشاركت سياسي استفاده شود.


    حاكميت قانون در تمامي اركان نظام و سطوح مختلف جامعه ، از اهداف و آرمان هاي مهم دانشجوي سياسي است ؛ بر اين اساس ، يكي ديگر از ويژگي هاي دانشجوي سياسي ، آگاه بودن از چارچوب هاي قانوني و حقوقي فعاليت هاي سياسي و رعايت اين ضوابط در كليه فعاليت هاي خويش است . بديهي است التزام به رفتار قانوني از يك سو ، نمايانگر مشروع پنداشتن نظام ها و از سويي نشان از عقلانيت رفتاركنندگان است و هر نوع حركتي خارج از ضوابط پذيرفته شده و قانوني ، نظير خشونت و عدم تحمل سياسي و ... ، نه تنها با واكنش لايه ها و سطوح مختلف جامعه مواجه خواهد شد ، بلكه آثار زيان باري را نيز براي دانشگاه ، مجموعه هاي دانشجويي و نظام اسلامي به دنبال خواهد داشت .
    مشاركت سياسي از مهم ترين و اساسي ترين مطالبات دانشجويي كشور است و نظام اسلامي نيز همواره بر ضرورت فعاليت سياسي دانشجويان و مشاركت فعال و مثبت آنان در مباحث سياسي تأكيد دارد . بر اين اساس "تبيين دقيق سياسي بودن دانشجو ، ضرورت و ويژگي ها و حدود آن در نظام اسلامي" موضوع اصلي نوشته حاضر است كه در اين زمينه تلاش مي شود،از مباحثي پيرامون چيستي مشاركت سياسي و عوامل و سطوح مختلف آن ، زندگي سياسي دانشجويان و عوامل و زمينه هاي مؤثر بر آن،كاركردها و نقش دانشگاه و دانشجو ، آموزه هاي اسلامي پيرامون ضرورت و چگونگي مشاركت سياسي و ... استفاده شود.

    يكم . تبيين سياسي بودن دانشجو

    دانشجوي سياسي مطلوب در نظام اسلامي ، به كسي گفته مي شود كه در دانشگاه ، به درجه بالايي از بينش و درك سياسي رسيده ،در قبال سرنوشت خود ، جامعه و مسائل سياسي حساسيت لازم را نشان دهد . سياسي بودن دانشجو بدين معناست كه يك دانشجوي متعهد ، تنها نبايد در محور مسائل فردي و شخصي خود متمركز باشد و از رويدادهاي جامعه و جهان غافل گرديده ، نسبت به آن بي تفاوت باشد ، بلكه بايد با اصول و مباني منطقي و معقول ، به تحليل حوادث و رويدادهاي جهاني و داخلي بپردازد و موضع مناسب و قاطع اتخاذ كرده و حساسيت لازم را دارا باشد . آن گونه كه حضرت امام (ره) ، همواره از دانشجويان و دانشگاهيان انتظار داشتند كه همچون ناظري بصير و آگاه ، هوشمندانه و متعهدانه ، عملكردها و تصميم گيري ها را مدنظر گيرند و با نقادي دلسوزانه ، خطا و لغزش احتمالي را گوشزد كنند و همچون مشاوران و كارشناساني امين ، مساعدت خويش را از دست اندركاران و مجريان امور دريغ نكنند .
    همچنين در رخدادها و مراحل حساس و تعيين كننده اي چون انتخابات ، همراه با ديگر بازوان فكري جامعه ، با ارائه ملاك ها و معيارهاي صحيح ، مردم را براي مشاركت و حضور مؤثر در سرنوشت خويش مدد رسانند و در جهت گيري ها و خلق بسترهاي اجتماعي – فرهنگي ، تسهيل كننده راه تحكيم مقاومت ملي و انقلابي در برابر جهان خواران ، امت اسلام را حامي و هادي باشند و به مدد قدرت فني و دانش خويش ، در تشخيص و افشاي ترفندهاي دشمنان ، لحظه اي درنگ به خود راه ندهند . مقام معظم رهبري نيز تصريح مي كنند كه " مسئوليت بزرگ دانشجويان بسيجي ، تحليل درست ، بررسي كارشناسانه و ريشه يابي مسائل اساسي كشور و جهان اسلام و حضور هوشيارانه ، با نشاط و فعال در صحنه است " .
    مشاركت سياسي
    مهم ترين و اساسي ترين خواست دانشجوي سياسي ، " مشاركت سياسي " است ؛ مشاركت سياسي (Political Participation) ، در اصطلاح سياسي ، به معناي تلاش شهروندان ، براي انتخاب رهبران خويش ، شركت مؤثر در فعاليت ها و امور اجتماعي و سياسي و تأثير گذاشتن بر صورت بندي و هدايت سياست دولت است .
    در واقع مشاركت سياسي ، مجموعه اي از فعاليت ها و اعمالي است كه شهروندان به وسيله آن ، در جست و جوي نفوذ يا حمايت از حكومت و سياست خاصي هستند .
    افراد يك جامعه به سه گونه مختلف ، با نظام سياسي رابطه دارند :
    1. بعضي تنها به سابقه حمايت و حفاظت از دولت عمل كرده رفتار خود را بر اساس نيازها و تقاضاهاي حكومت تنظيم مي كنند و در واقع مشاركت حمايتي (Support Participation ) دارند.
    2. برخي در تلاش براي اصلاح با تغيير نظام ، يا حداقل تصميم و جهت نظام حكومتي هستند .
    3. برخي ديگر نيز ، بر خلاف دو گروه فوق ، مواضع انفعالي (Passive ) يا بي طرفانه دارند . بعضي نويسندگان ، سه نوع رفتار سياسي ياد شده را به دو دسته عام مشاركت فعال و مشاركت انفعالي تقسيم كرده اند .

    سطوح مشاركت سياسي

    مشاركت سياسي شهروندان ، مفهومي سلسله مراتبي است ؛ از سطوح متعددي تشكيل شده و تعيين كننده ميزان شدت و ضعف مشاركت سياسي افراد است . در يك جمع بندي ، مهم ترين اين سطوح عبارت است از :
    1. رأي دادن و شركت در گزينش و انتخاب مسئولان سياسي و اجتماعي.
    2. آزادي بيان و شركت در تشكل هاي فعال سياسي و نقد و ارزيابي عملكرد نهادها ، مسئولان و ساختار حكومتي .
    3. نامزد شدن براي پست ها و كرسي هاي سياسي و فعاليت آزاد انتخاباتي .
    4. دخالت و مشاركت در تغييرات و اصلاحات درون ساختاري
    5. اقدام و عمل براي تغييرات بنيادين نهادها و ساختارهاي نظام حكومتي.
    از آنجا كه ميزان تحقق سطح پنجم مشاركت سياسي در مقايسه با سطوح ديگر ، بسيار اندك است و معمولا مشاركت سياسي ، دخالت ها ، فعاليت ها و مشاركت هاي درون ساختار و نظام سياسي است ؛ از اين رو واژه " مشاركت سياسي " غالبا در يكي از چهار سطح نخست مشاركت به كار مي رود .

    عوامل مشاركت سياسي

    عوامل متفاوتي در ميزان مشاركت سياسي افراد و جوامع مختلف تأثيرگذار هستند . بر اساس مدارك و شواهد فراوان ، مشاركت سياسي در تمام سطوح ، بر طبق پايگاه اجتماعي – اقتصادي ، تحصيلات ، شغل ، جنسيت ، سن ، مذهب ، قوميت ، ناحيه و محل سكونت ، شخصيت و محيط سياسي يا زمينه اي كه در آن مشاركت صورت مي گيرد ، تفاوت دارد . اين عوامل معمولا در محورهايي نظير وضعيت اقتصادي ، سيستم و فرهنگ سياسي و آداب و رسوم و باورهاي ديني و مذهبي جمع بندي مي گردد .
    دانشجويان و سياست
    بررسي رابطه دانشجويان با سياست و شناسايي عوامل و زمينه هاي مؤثر بر آن ، از ابعاد مختلف قابل تحليل و ارزيابي است ؛ از ديدگاه ماركوزه ، هابرماس ، فوكو ، دانشجويان داراي سه ويژگي و خصيصه اصلي اند كه مي توانند پتانسيل و ظرفيت جنبش هاي اجتماعي
    جديد باشند :
    1. خصيصه سنتي ؛ دانشجويان جوان هستند و جواني براي خود ويژگي هايي دارد . عمده ترين ويژگي جواني اين است كه سن هيجان ها و انرژي هاي متراكم است كه مي خواهند ، اين انرژي متراكم و هيجان انباشته را در جايي تخليه كنند ؛ از اين رو سن دانشجويي سن مقتضي تحرك و حركت هاي انقلابي است .
    2. ويژگي معرفتي ؛ چون دانشجو با معرفت ها و اطلاعات تازه سر و كار دارد و از لحاظ روشي نيز متد انتقادي و تحليلي را دنبال
    مي كند ، به وضع موجود رضايت نمي دهد و با آن درگير است . پرسش گر و انتقادگر است و اين ويژگي موجب مي شود كه دانشجو به عنوان محور اصلي تحركات اجتماعي شناخته شود .
    3. دانشجو محافظه كار نيست ؛ كساني چون ماركوزه و ديگران
    مي گفتند كه طبقات اجتماعي ، به علت وابستگي به كار ، شغل و درآمد ، محافظه كاراند ، اما دانشجو چون كار و اشتغال ندارد ، محافظه كار نيست ؛ آرمان خواه است و در راه آرمانش هزينه
    مي كند و به هزينه كردن ، راحت رو مي آورد .
    از نظر اقتصادي و اجتماعي ، دانشجويان در جوامع معاصر ، گروه هاي حاشيه نشيني هستند كه در طي دوران دانشجويي ، جايگاهي در درون شيوه توليد و متن روابط اقتصادي جامعه ندارند و به عنوان نيروي كار فوق العاده آينده ، از منابع بخش عمومي يا بخش خصوصي ارتزاق مي كنند .
    از منظر اجتماعي ويژگي هاي زندگي دانشجويي عبارت است از : دورافتادگي از خانواده ، احساس گسيختگي و آزادي در انتخاب راه زندگي ، زندگي دسته جمعي در خوابگاه ها ، زندگي نامطلوب جنسي و تراكم انرژي جنسي – حياتي ، دورافتادگي از متن واقعي زندگي اجتماعي .
    چنين شرايطي در كنار بهره مندي از سن جواني همراه با شور ، هيجان و تحرك ، وارد شدن در جرگه روشنفكري به دليل آغاز به تحصيلات عالي و آشنايي نزديك و نسبتا نظام مند با مسائل اجتماعي و سياسي ، بهره مند بودن از فرصت تحليل هاي دسته جمعي خوابگاهي پيرامون شرايط اجتماعي و سياسي داخلي و جهاني و ... ، جنبش هاي دانشجويي را در وضعيتي قرار مي دهد كه اغلب خصلتي آرمانگرايانه مي يابند .
    اساسا نوع زيست دانشجويي به گونه اي است كه زمينه اي مساعد براي پيدايش جنبش هاي اجتماعي ضد سنتي ، عدالت خواهانه و آرمانگرايانه پديد مي آورد . در حقيقت تجمع بخشي از نيروهاي آگاه جامعه كه از سطح تحصيلي نسبتا بالا و روحيه كنكاش و بررسي علمي برخوردارند ، وضعيت سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و روند مناسبات اجتماعي را در معرض نقادي دانشجو و دانشگاه قرار
    مي دهد. ذهن نقاد و حساس دانشجو ، وي را به تفكر و تأمل نسبت به مشكلات جامعه مي كشاند ؛ به اين معني كه ميزان مشكلات موجود در جامعه ، بر ميزان شدت يا كاهش انتقادها ، اعتراض ها و فعاليت سياسي دانشجويان تأثير دارد. هر چه مشكلات اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي بيشتر باشد ، ميزان اعتراض ها و انتقادهاي دانشجويان نيز بيشتر و راديكال تر خواهد بود و به عكس ، چنانچه ميزان مشكلات بزرگ در جامعه كمتر باشد ، جنبش هاي دانشجويي نيز اصلاحات و انتقادهاي محدودتري خواهند داشت .
    از منظر فرهنگي و سياسي نيز در جوامعي كه نظام ارزشي ، اجتماعي و سياسي آنان ، آميختگي تنگاتنگي با دين و آموزه هاي ديني داشته باشد ، و دخالت در سياست را از وظايف فردي و اجتماعي بداند و نظام حاكم نيز بر مشاركت و حساسيت دانشجويان در امور سياسي تأكيد داشته ، زمينه هاي مناسب را فراهم آورد ، دانشجويان انگيزه بيشتر و جدي تري در قبال تحولات سياسي داشته ، بر ارتقاي كمي و كيفي مشاركت سياسي آنان به شدت تأثيرگذار است .
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2

    دوم . ضرورت سياسي بودن دانشجو

    در مورد سياسي بودن دانشجو و اينكه آيا لازم است ، دانشجو علاوه بر فعاليت هاي علمي و پژوهشي خويش ، مشاركت سياسي داشته باشد ؛ سه تفكر وجود دارد:
    1. عده اي مخالف سياسي بودن دانشجو و هر گونه فعاليت سياسي او هستند و به فرموده مقام معظم رهبري ، " در محيط دانشگاه ، بعضي ها حوصله حركت ندارند ؛ مي گويند بگذار كارها را بكنيم ، درسمان را بخوانيم ، زودتر اين ورق پاره را بگيريم و مثلا دنبال كاري برويم ... اينها مشمول ... بيداري ، خيزش و حركتي كه عنوان دانشجويي دارد ، نيستند .
    2. برخي دانشجوي سياسي پيرو و كاملا فاقد درك و بينش سياسي مي خواهند تا به عنوان ابزاري ، افكار آنها را در سطح دانشگاه تبيلغ كند و به اصطلاح به عنوان " توپخانه و مهمات سياسي " عمل كند . ترويج كنندگان چنين تفكري ، عموما جريان هاي سياسي ، احزاب و باندهايي هستند كه تنها در پي كسب قدرت ، به هر وسيله بوده ، با استفاده از جايگاه مهم دانشگاه و موقعيت حساس دانشجويان ، اهداف نامشروع و غيرقانوني خود را حتي با ناديده گرفتن امنيت و منافع ملي ، در جهت تضعيف نظام اسلامي و مردمي كشورمان تعقيب مي كنند .
    3. دسته سوم با رويكردي واقع بينانه ، به جايگاه دانشگاه و دانشجو و نقش مهم آن در ساختارهاي اساسي كشور ، بر ارتقاي سطح بينش و تحليل سياسي دانشجويان ، حفظ استقلال و مشاركت سياسي مناسب با نقش و كاركردهاي دانشجويي ، تأكيد و اهتمام دارند.

    مهم ترين دلايل

    در يك جمع بندي ، مهم ترين دلايل ضرورت سياسي بودن و لزوم مشاركت سياسي دانشجو عبارت است از :

    يكم . آموزه هاي اسلامي
    در نگاه ديني و با مراجعه به نصوص و مباني اسلامي ، مشاركت سياسي و حساسيت به امور جامعه ، به عنوان يك حق ، وظيفه و تكليف همگاني ، مورد اهتمام آموزه هاي ديني مبين اسلام است كه در
    آموزه هاي متعددي نظير مقام خليفة الهي انسان ، بيعت با حاكم ، امر به معروف و نهي از منكر ، عنصر مشورت ، پاسخ گويي واليان و حاكمان به مردم و نظارت بر قدرت سياسي و ... ، تبيين گرديده است .
    بر اساس جهان بيني اسلامي و آيه شريفه " اني جاعل في الارض خليفه " ؛ انسان ، جانشين خدا در زمين و موجودي آزاد و خودمختار است و اين آزادي و اختيار ، آن گاه كه با آگاهي و قدرت قرين گردد ، مسئوليت را به بار مي آورد . از اين منظر انسان در برابر خدا ، خود ، انسان هاي ديگر و طبيعت مسئول است . شهيد صدر در تفسير آيه فوق مي نويسد : خلافت انسان در قرآن ، در حقيقت شالوده حكومت انسان بر هستي است و حكومت ميان مردم ، همه از ريشه همان خلافت سرچشمه مي گيرد : " حق حاكميت ملي " نيز به عنوان خليفة الله بودن انسان ها مي تواند مشروع و قانوني باشد .
    اين مسئوليت از سويي موجب مي شود كه انسان در قبال سرنوشت ، كمال و سعادت خويش احساس وظيفه كند و از سويي ديگر ، چون به تعامل و تأثير و تأثر خود با اجتماع واقف است ، خود را نسبت به اجتماع مسئول بداند . پيامبر گرامي اسلام (ص) مي فرمايد : " الا كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته " ؛ شما همه ناظر و راهبر و نسبت به يكديگر مسئول هستيد . علامه محمدتقي جعفري ، آموزه ديني شورا و مشورت را نشانه جايگاه خاص مردم در تعيين سرنوشت شان
    مي داند. برخي مفسران نيز ، نقش اراده و اختيار انسان را در تعيين سرنوشت سياسي خويش فراتر از بحث شورا ، به كليه مباحث اجتماعي قرآن و فقه سياسي تسري مي دهند .
    از سوي ديگر ، مشروعيت حكومت ديني امري الهي بوده ، به قبول و نفي مردم بستگي ندارد ؛ اما در عين حال ، مقبوليت حكومت كه از رهگذر رضايت عمومي و مشاركت همگاني در قالب بيعت مردم با رهبر جامعه محقق مي شود ، همواره مورد اهتمام پيشوايان ديني بوده و در فقه سياسي اسلام مورد توجه و بحث قرار گرفته است . چنان كه حضرت علي (ع) هنگام بيعت مردم با وي ، حق حاكميت و تعيين حاكم را از حقوق اختصاصي و مسلم مردم عنوان كرده و مي فرمايد :
    " اي مردم ! تعيين حاكم جزء حقوق شماست و كسي نمي تواند بر مسند حكومت بنشيند ، مگر آنكه شما او را انتخاب كنيد . من به عنوان حاكم ، تنها امين و كليددار شما هستم " . حضرت امام (ره) نيز تصريح مي كند : " از حقوق اوليه هر ملتي است كه بايد سرنوشت و تعيين شكل و نوع حكومت خود را در دست داشته باشد " .
    بالاخره اينكه از مهم ترين حقوق دولت بر مردم و از وظايف سياسي افراد در جامعه ، مسئوليت نظارت و نصيحت زمامداران و حكومت اسلامي است .
    بنابراين ، از منظر ديني و با مراجعه به نصوص و مباني اسلامي ، مشاركت سياسي فعال و حساسيت نسبت به سرنوشت خود و جامعه ، نه تنها يك حق ، بلكه يك تكليف حتمي ، ضروري و " ارزشي مطلوب " براي دانشجويان و عموم جامعه است .

    دوم .حقوق اساسي

    اصول متعدد قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، مشاركت سياسي آحاد مردم را به رسميت شناخته و راهكارهاي تحقق آن در نظر گرفته شده است . چنان كه در اصل پنجاه و ششم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي خوانيم : " حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او ، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است . هيچ كس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند ، يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد مي آيد ، اعمال مي كنند " . در اصل ششم نيز آمده است : " در جمهوري اسلامي ايران ، امور كشور بايد ، به اتكاي آراي عمومي اداره شود ؛ از راه انتخابات ، رئيس جمهور ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعضاي شوراها و نظاير اينها يا از راه همه پرسي " اصل بيست و ششم قانون اساسي نيز اين گونه مقرر مي دارد: " احزاب ، جمعيت ها ، انجمن هاي سياسي و صنفي و انجمن هاي اسلامي يا اقليت هاي ديني شناخته شده آزادند ، مشروط به اينكه اصول استقلال ، آزادي ، وحدت ملي ، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نكنند . هيچ كس را نمي توان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكي از آنها مجبور ساخت " .

    سوم . كاركردهاي اجتماعي

    تبيين كاركردهاي دانشگاه ، به عنوان يكي از مهم ترين بخشهاي ساختار فرهنگي كشور و نقشي كه دانشجو در اين زمينه به عهده دارد ؛ به خوبي مبين ضرورت مشاركت سياسي دانشجويان است ؛ از ديدگاه انديشمندان علوم اجتماعي و سياسي كه به تبيين و بررسي ساختارهاي نظام اجتماعي ، كاركرد و روابط آنها با يكديگر پرداخته اند ، و به نظريه " ساختارگرا كاركردي " مشهور است ؛ دانشگاه كاركرد و نقش مؤثري بر ساير ساختارهاي جامعه دارد . چنان كه تالكوت پارسونز ، با ترسيم يك نظام سلسله مراتبي سيبرنتيك معتقد است كه كار ويژه نظام فرهنگي ، كنترل و نظارت از طريق توليد دانش و اطلاعات است كه با ايفاي نقش فرهنگي مطلوب خويش ، نظام سياسي را جهت دهي و هدايت كرده و براي نظام اقتصادي نيز قابليت هاي لازم را تأمين و نيروي انساني مورد لزوم را تربيت كند و ظرفيت انطباق نظام را با محيط افزايش دهد و براي نظام اجتماعي نيز الگو و راهنماي عمل خواهد بود ؛ به عبارت ديگر ، كاركرد نظام اجتماعي ، حفظ انسجام و ثبات يك جامعه است و كاركرد نظام سياسي تحقق اهداف تعهدآور يك نظام است و نظام اقتصادي ، به دنبال انطباق نظام با محيط اطراف است و دانشگاه محلي است كه ظرفيت انطباق با محيط ، اعم از فيزيكي و اجتماعي را افزايش داده ، موجبات تسلط و كنترل بر آن ، به منظور رفع نيازهاي انساني را فراهم مي سازد . همچنين نقش مهمي در اهداف سياسي و استراتژي نظام سياسي و تأمين الگوي ثبات اجتماعي را بر عهده دارد .
    بر اين اساس ، دانشگاه جزيره اي مستقل از جامعه نيست و ضمن تأثيرپذيري از نظام سياسي ، توانايي مهمي در تأثيرگذاري بخش هاي مختلف آن دارد . زماني تحصيل كرده يك محيط علمي قادر خواهد بود ، براي سامان دادن به مديريت نظام اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و ... ، كارايي علمي مطلوب و مؤثري داشته باشد كه همگام با كسب دانش هاي روز ، نسبت به موضوعات اساسي كشور و نحوه مديريت آن ، حساسيت لازم را داشته باشد و از نزديك با مشكلات و مسايل اجتماعي جامعه خود نيز آشنا شود و عملا مشكلات را شناسايي كند و راه رسيدن به اين مقصود ، حضور و مشاركت فعال دانشجويان در دل اجتماع است و در صورت آگاهي از مناسبات فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي و به تبع آن احساس مسئوليت براي هدايت جامعه و انسان است كه در نهايت يافتن راه درمان دردها با استمداد از آموخته ها و تجربيات نظري و علمي براي دانشجو ميسر مي شود .
    از سوي ديگر ، يكي از كاركردهاي دانشجويان ، ايفاي نقش الگو براي هم سن و سالان خويش بوده و از توانايي قابل توجهي در تأثيرگذاري بر اطرافيان و خانواده هاي خود برخور دارند ؛ مهم تر آنكه بسياري دانش آموختگان دانشگاه ، وارد بازار كار ، عرصه اجرايي و مديريتي كشور خواهند شد ؛ از اين رو ، نوع رفتار و جهت گيري هيا آنان در قبال مسائل سياسي كشور ، از اهميت به سزايي برخوردار است .
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3

      چهارم . توسعه و كارآمدي نظام

      امروزه مشاركت و همياري در زمينه هاي گوناگون اجتماعي از ملاك هاي توسعه ، پيشرفت و كارآمدي نظام محسوب مي شود .
      هر اندازه مردم به خصوص طبقات تحصيل كرده ، در تصميم سازي ها ، و تصميم گيري ها و به عهده گرفتن مسئوليت ها سهم بيشتري داشته باشند ، توسعه ، پيشرفت و كارآمدي بيشتر خواهد بود . ارتباط مشاركت سياسي با بحث توسعه سياسي به اندازه اي است كه برخي متفكران ، پارامتر اصلي توسعه سياسي را مشاركت سياسي دانسته و بر اين اساس نظام هاي سياسي را تقسيم كرده اند .
      سوم . ويژگي هاي دانشجوي سياسي
      دانشجوي سياسي مطلوب ، در جهت انجام مشاركت سياسي خود در سطح دانشگاه و جامعه اسلامي از خصوصيات ممتازي برخوردار است ؛ برخي از اين ويژگي ها عبارت است از :

      1. كسب بينش و تحليل سياسي

      مشاركت سياسي و حساسيت نسبت به امور سياسي ، نيازمند داشتن بينش و آگاهي هاي سياسي دقيق ، تحليل صحيح و منطقي قضايا و تفسير و تأويل رفتار شخصيت ها ، دولت ها و جريانات ، شرايط داخلي و بين المللي است ، چنان كه امام علي (ع) مي فرمايد: " من عرف الايام لم يغفل عن الاستعداد " ؛ كساني كه با شرايط و اوضاع زمانه آشنايي دارند ، از فراهم كردن و كسب آمادگي هاي لازم غافل نمي شوند . مقام معظم رهبري نيز در اين زمينه مي فرمايد : " يك نكته اساسي ... كه من هميشه در مواجهه با دانشجويان ، روي آن تكيه مي كنم ؛ و آن ، " پيدا كردن قدرت تحليل مسائل و جريان هاي مهم كشور " است . سياست در دانشگاه ها – كه بنده هميشه روي آن تأكيد كرده ام – به اين معناست . ما دو كار سياسي داريم ؛ سياست زدگي و سياست بازي ؛ اين يك جور كار است . اين را من به هيچ وجه تأييد نمي كنم ؛ نه در دانشگاه و نه در بيرون دانشگاه ؛ به خصوص در دانشگاه . يكي هم سياست گري است ؛ يعني حقيقتا فهم و قدرت تحليل سياسي پيدا كردن كه يكي از وظايف تشكل هاي دانشجويي اين است . من تأكيد مي كنم ، تشكل هاي دانشجويي ... نوع برنامه ريزي و كار را به كيفيتي قرار دهيد كه دانشجو قدرت تحليل سياسي پيدا كند ؛ هر حرفي را به آساني نپذيرد و هر احتمالي را به آساني در ذهن خودش راه ندهد يا رد نكند ؛ اين قدرت تحليل سياسي ، خيلي مهم است . ما غالبا چوب اين را خورده ايم ؛ نه ما ، بلكه ملت هاي ديگر هم بر اثر خطاها و خبط هايي در فهم سياسي شان ، گاهي مشكلات بزرگي را از سر گذرانده اند . اين ، يك مسئله مهم است " .
      بر اين اساس ، داشتن قدرت تحليل سياسي و پيش از آن ، آگاهي صحيح و دقيق از پديده هاي اجتماعي و اتخاذ موضع آگاهانه ، صحيح ، بجا ، مناسب و برخاسته از مباني اسلامي ، و عدم تبعيت از هواي نفس ، از ديگر ويژگي هاي دانشجوي سياسي است .
      2. ارتقاي معرفت ديني و معنويت
      دانشجوي سياسي ، همواره در پي ارتقاي سطح معرفت ديني و معنويت خويش ، محيط دانشگاه و جامعه است . از اين ديدگاه يك دانشجوي سياسي وظيفه دارد تا پس از شناخت مباني فكري اسلام ، به خودسازي و تهذيب نفس خود كه از مهم ترين زمينه هاي رشد و توسعه سياسي فرد و جامعه است ، بپردازد ؛ بدين ترتيب مي تواند به فرهنگ و جامعه خود خدمت كند . چنان كه مقام معظم رهبري با تأكيد بر " عمق بخشيدن به معرفت ديني " در ميان دانشجويان مي فرمايد : " بايد كار معرفتي عميق انجام بگيرد ... براي اينكه ما بتوانيم ، به اين آينده هاي مطلوب برسيم ؛ احتياج به نسل جوان با همت پرانگيزه مؤمن تلاشگر كاردان راه بلد داريم . يكي از شرايط اصلي اش مؤمن بودن و متقي بودن است ؛ اينكه مي گوييم تشكل هاي اسلامي و محيط هاي دانشجويي ، معارف و معرفت اسلامي را در خودشان عمق ببخشند ، براي اين است كه بتوانند اين بار سنگين را بر دوش بگيرند و به منزل برسانند ؛ والا نمي شود . اين نكته و حرف اصلي ما با مجموعه هاي دانشجويي است " .

      3. آرمانگرايي

      دانشجوي سياسي به واسطه بيداري ، آگاهي ديني و خصيصه آرمان خواه خود ، همواره در پي زنده كردن آرمان هاي مقدس انساني و اسلامي است . گاهي به واسطه گذشت زمان و ظهور نسل جديد ، ارزش هايي چون عدالت خواهي ، آزادي خواهي ، مساوات طلبي ، برابري انساني ، آزادي ، مبارزه با تبعيض ، انحصارطلبي و استكبار ، كم رنگ و بعضا فراموش مي شوند . به اين ترتيب دانشجوي سياسي مي تواند ، ارزش ها و آرمان هاي مقدس را يادآور شده و جامعه را از حركت هاي واپس گرايانه رهايي بخشند .
      بر اين اساس ، رهبر معظم انقلاب ، دانشجويان و حركت هاي دانشجويي را به آرمان گرايي رهنمون ساخته ، و چنين مي فرمايد : " طبيعت دانشجو ، آرمان گرايي است ؛ بايد هم آرمان گرا باشد . اگر آرمان گرا نباشد ، اين حركت متوقف خواهد شد در زمينه علم هم بايد آرمان گرا باشد . در زمينه جامعه و مسائل جاري خودش هم بايد آرمان گرا باشد . اصلا آرمان گرايي جوان ، مايه پيشرفت است . اگر آرمان گرايي را در جوانان خفه كردند و كوبيدند و از بين بردند – يا زشت شمردند – اشكال بزرگي متوجه خواهد شد . اين نبايد باشد " . ايشان در جاي ديگر يادآوري مي كنند : " ممكن است دسترسي به يك آرمان ميسر هم نباشد ؛ اما رها كردن آن آرمان هم جايز نباشد ؛ لذا نگاه آرماني شما و توقعاتي كه ناشي از اين نگاه هست ، اين براي ما مطلوب است ؛ اين را مي خواهيم و بايد باشد " .

      4. پرسش*گري و انتقاد

      بي ترديد،پرسش گري و انتقاد سازنده،لازمه تفكر ، پويايي و پيشرفت است . دانشجو در دانشگاه مي آموزد كه در برابر هر چه
      مي شنود و مي بيند ، چون و چرا بگذارد؛اما واگر كند؛بپرسد و علت يابي كند . هر خواسته يا نكته اي را بي دليل نپذيرد و با شك به امور بنگرد . دانشجو در دانشگاه فرا مي گيرد كه در مقابل هر رويدادي ، مكث و تأمل كند . در پس هر حادثه ، ريشه ها و علل آن را ارزيابي و هر اتفاقي را تجزيه و تحليل كند . اين روحيه كه خصيصه ارزشمند اذهان زنده و فعال است ، به دانشجو هويت مستقل فكري مي بخشد و او را در زمره قشر روشنفكر و منتقد جامعه قرار مي دهد ؛ از اين رو دانشجوي سياسي ، به عنوان فعال ترين و حساس ترين عضو دانشگاه ، پرسش گر بوده و زبان انتقادي و طلبكارانه دارد و به فرموده مقام معظم رهبري " مبادا كسي تصور كند كه اگر اين زبان انتقادي ، حتي يك كمي تلخ هم باشد ، حالا بنده كه اينجا نشسته ام ، ناراحت خواهم شد ، نه ؛ اتفاقا خود اين زبان انتقادي هم برخاسته از همان نگاه و توقعات آرماني است ؛ راضي نبودن به آنچه كه داريم ، معنايش ميل و گرايش رسيدن به آن چيزي است كه نداريم و اين درست همان چيزي است كه ما مي خواهيم " . بر اين اساس ، دانشجويان بايد انتقادات و نظرات انقلابي خود را به دور از هر گونه مصلحت انديشي و با صداقت كامل مطرح كنند ، زيرا اگر دانشجو مصلحت انديش باشد ، مسئولان جامعه نيز ، به طريق اولي ، در تصميم گيري هاي خود مصلحت انديش مي شوند .

      5. توليد علم ، نوآوري و خلاقيت

      با توجه به اهميت توسعه علمي كه مبناي توسعه پايدار و همه جانبه در كشور است ، وظيفه نخست و حرفه اي دانشجوي سياسي ، ارتقاي سطح علمي ، تحقيقاتي و پژوهشي است . دانشجو بايد در مقام شناسايي و برجسته كردن مطالبات خواسته ها و نيازهاي واقعي جامعه بر آمده ، با استفاده از تحرك ، شادابي و پويايي دوران جواني خويش ، در مسير ارايه راه حل هاي علمي و خلق ايده هاي نو براي نياز به مطالبات و خواسته هاي مردم گام بردارد.
      مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايد : " يكي از فرايض حتمي براي اين نسل ، عبارت از تقويت بنيه علمي كشور است . اگر علم نداشته باشيم ، اقتصادمان ، صنعت مان ، حتي مديريت و مسائل اجتماعي مان عقب خواهد ماند . براي مقابله با آنها ( دشمنان ) علم لازم است . اگر بخواهيد از لحاظ علمي پيش برويد ، بايد جرأت نوآوري داشته باشيد ، استاد و دانشجو بايد از قيد و زنجير ، جزم گيري
      تعريف هاي علمي القا شده و دائمي دانستن آنها خلاص شوند ... آن وقتي كه علم با هدايت ، ايمان وعواطف صحيح و معرفت روشن بينانه و آگاهانه همراه شود ، معجزه هاي بزرگي مي كند و كشور ما مي تواند در انتظار اين معجزه ها بماند " . بر اين اساس ، حركت در مسير نظريه پردازي و نظريه سازي علمي ضرورت مي يابد ؛ براي نمونه لازم است تا بر موضوع عدالت اسلامي ، مفهوم ، مصداق و حوزه كاربردي آن نظريه پردازي و كار دقيق علمي انجام شود و در اين زمينه ، دانشجويان ضمن دعوت از افراد و كارشناسان مختلف ، اعم از مخالف و موافق ، به دور از هر گونه جانبداري و تعصب ، به بحث و جدال علمي و استدلالي بپردازند .

      6. هوشياري و حساسيت

      از رسالت هاي دانشجويان ، دقت و كند و كاو پيرامون پديده هايي است كه در دانشگاه ها به صورت جرياني ، جناحي و غيرواقعي مطرح مي شود . دانشجوي سياسي با هوشياري ، صفا ، صداقت و فراست خود ، هدف از طرح برخي مسايل سياسي و جريان سازي هاي انحرافي را كه به دنبال بي تفاوت كردن دانشجويان يا كشاندن آنان به صف مخالفان و معترضان و تبديل دانشجو به عنوان پياده نظام جريان هاي سياسي هستند . به خوبي در مي يابد و مواضع مناسب را اتخاذ مي كند . رهبر فرزانه انقلاب در اين زمينه مي فرمايد : " مجموعه هاي دانشجويي – كه پايه اسلامي و پايه معرفتي دارند – در داخل دانشگاه ، كاري نكنند كه رقابت هاي آنها يا معارضه هايي كه به نام رقابت انجام مي گيرد ، به تضعيف قواي اين مجموعه هاي مؤمن بينجامد . اين مجموعه ها همديگر را حفظ كنند . من نمي گويم همه يك جور فكر كنند ، همه يك جور سليقه داشته باشند ؛ نه ممكن است ، نه لازم ؛ ليكن معارضه و تضعيف يكديگر جدا خودداري كنند . امروزه دشمن به طور ويژه ، بر روي جريان هاي دانشجويي سرمايه گذاري مي كند تا بتوانند در محيط هاي دانشجويي نفوذ و رخنه كنند و براي خودشان سربازاني را در آنجا تدارك ببينند .
      اين كار با نام هاي مختلف ، دارد انجام مي گيرد . امروز سرويس هاي جاسوسي آمريكا و اسرائيل ، حتي حرفي ندارند كه به تشكل هايي در دانشگاه هاي ايراني كمك مالي بكنند كه اين تشكل به حسب ظاهر ، وابسته به توده اي هاي سابق اند ... ؛ يعني براي معارضه با جريان دانشجويي اصيل و سالم – كه همان جريان اسلامي و پاي بند به معنويت و مفتخر به ايراني بودن خود است – حاضرند ، زير هر نامي ، دانشجو را فعال كنند ؛ زير نام توده اي ، سلطنت طلب و نام هاي گوناگون . شماها بايد متوجه باشيد " .

      7. مستقل بودن

      از آنجا كه در مشاركت سياسي ، مباحثي نظير كسب قدرت ، اعمال نفوذ و ... مطرح است ، دانشجوي سياسي بدون ملاحظه نفوذها و فشارهاي بيروني و خواست مراكز قدرت ، هدف و مسير خود را به صورت مستقل و متناسب با نقش و جايگاه دانشگاه شناسايي و ترسيم كرده و به اتخاذ سياست ها و خط مشي هاي خويش مي پردازد و اجازه
      نمي دهد كه گروه ها و افراد فرصت طلب ، فرصت نفوذ در دانشگاه و تغيير اهداف جريان هاي اصيل دانشجويي را بيابند . جريان اصيل دانشجويي ، با تكيه بر عوامل سنجيده و خودآگاه ، تنها به جوشش و پويايي دروني دانشگاه و پيشرفت و كارآمدي نظام اسلامي فكر كرده و سخنگو و نماينده منافع عمومي مردم است ؛ نه ابزار گروه هاي سياسي . بر اين اساس ، دانشگاه به عنوان نهادي كه به همه مردم تعلق دارد ، به هيج وجه قابل مصادره توسط هيچ يك از احزاب و گروه ها و جريانات سياسي نيست ، چرا كه در اين صورت ،
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4

        دانشگاه ها به باشگاه هاي سياسي تبديل مي شوند . جريان اصيل دانشجويي كه برخاسته از واقعيات دانشگاه باشد ، به واسطه دارا بودن شجاعت ، صداقت و نجابت به هيچ وجه حاضر نخواهد بود كه با گره خوردن با قدرت و ثروت ، منزلت ، اعتبار و نقش خود را تنزل دهد.

        8. رعايت اصول اخلاقي و ارزش*هاي ديني

        رفتارها ، نوع كنش و واكنش دانشجوي سياسي ، بر اساس رعايت اصول اخلاقي ، ارزش هاي ديني ، احترام متقابل ، ادب سياسي و عقلانيت مفاهمه اي است كه لازمه فرهنگ سياسي – مشاركتي ديني است . در واقع ، رعايت اصول اخلاقي و ارزش هاي ديني ، حفظ حريم كرامت وجودي همه افراد است ؛ از اين رو لازم است تا رفتار سياسي دانشجويان ، بر اساس نرم ها و هنجارهاي اجتماعي و ديني
        ضابطه مند انطباق يابد و از آنجا كه قشر فرهيخته و دانشجوي ايراني نيز برخاسته از متن چنين جامعه اي است ، مي توان احترام به اصول اخلاقي ، ارزش ها و باورهاي ديني و حركت در اين مسير را از آنان در تمامي فعاليت هاي سياسي و اجتماعي انتظار داشت .

        9. قانون مداري

        حاكميت قانون در تمامي اركان نظام و سطوح مختلف جامعه ، از اهداف و آرمان هاي مهم دانشجوي سياسي است ؛ بر اين اساس ، يكي ديگر از ويژگي هاي دانشجوي سياسي ، آگاه بودن از چارچوب هاي قانوني و حقوقي فعاليت هاي سياسي و رعايت اين ضوابط در كليه فعاليت هاي خويش است . بديهي است التزام به رفتار قانوني از يك سو ، نمايانگر مشروع پنداشتن نظام ها و از سويي نشان از عقلانيت رفتاركنندگان است و هر نوع حركتي خارج از ضوابط پذيرفته شده و قانوني ، نظير خشونت و عدم تحمل سياسي و ... ، نه تنها با واكنش لايه ها و سطوح مختلف جامعه مواجه خواهد شد ، بلكه آثار زيان باري را نيز براي دانشگاه ، مجموعه هاي دانشجويي و نظام اسلامي به دنبال خواهد داشت .
        بررسي حوادث تاريخي نيز به خوبي بيانگر اين واقعيت است كه بيشترين خطر و آفت براي نهضت هاي الهي و مردمي ، اقدامات غيرقانوني و افراط و تفريط هاست . از اين رو نظام اسلامي ، همواره با حركت هاي خودسرانه و غيرقانوني مخالف بوده است و رهبر معظم انقلاب نيز در اين زمينه مي فرمايند : " بارها گفته ام ، باز هم تكرار مي كنم ، من معتقدم كه جوان مملكت بايستي در همه ميدان ها حضور و آمادگي داشته باشد ، منتها با انضباط ، اين گونه حركاتي كه ملاحظه شد ، كساني به دانشگاه حمله كنند ، ناشي از بي انضباطي است ؛ با هر نامي انجام بگيرد ، غلط و محكوم است . اگر با نام دفاع از دين هم انجام بگيرد ، غلط است ؛ اگر با نام دفاع از ولايت هم انجام بگيرد ، غلط است . مگر من بارها نگفته ام كه در اجتماعات كساني كه مخالف اند هيچ كس نبايد رفتار خشونت آميز داشته باشد . چون اين كار دشمن را خوشحال مي كند ... "

        جمع بندي

        سياسي بودن دانشجو و مشاركت سياسي دانشجويان ، با توجه به مؤلفه هايي چون جايگاه ، نقش و كاركردهاي مهم دانشجو در سطح نظام سياسي و جامعه از يك سو و توجه به آموزه هاي اسلامي درباره ضرورت و ضوابط مشاركت سياسي و بالاخره حدود و مقررات قانوني ، تبيين و لزوم آن اثبات مي گردد. حد لازم سياسي بودن به معناي حساسيت در برابر سرنوشت خود و جامعه خويش ، داشتن بينش و تحليل سياسي پيرامون مسائل داخلي و خارجي و جريان هاي موجود و در مرحله بعد ، تلاش فكري و عملي براي بهبود و پيشرفت كشور از طريق فرايندهاي مختلف علمي ، پژوهشي ، سياسي ، فرهنگي و ... است . از اين رو " افراط كاري سياسي " يا " انفعال و بي تفاوتي سياسي " مغاير حقوق ، وظايف و جايگاه دانشجو بوده ، با آموزه هاي اسلامي ، اصول نظام ، منافع و امنيت ملي ، استقلال ، توسعه و پيشرفت مادي و معنوي كشور در تضاد و ناسازگاري كامل است . اين موضوع را با سخن مقام معظم رهبري در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكل هاي مختلف دانشجويي به پايان مي رسانيم :
        " مسئوليت شما سنگين است ؛ هم بايد درس را بخوانيد ، هم محيط سياسي تان را بشناسيد ، هم روي محيط سياسي اثر بگذاريد و هم خودتان را از لحاظ فكري و روحي آماده كنيد.براي فردايي كه بلاشك ، وزن اين نظام متكي به معنويت – يعني نظام جمهوري اسلامي – در معادلات جهاني بين المللي ، ده برابر امروز خواهد شد . مطمئن باشيد كه ماچنين روزي را در پيش داريم و شما جوان هاي امروز ، آن روز را خواهيد ديد. علي القاعده آن روز ماها نيستيم ؛ اما شماها هستيد و خواهيد ديد آن روزي را كه وزن و ثقل و اهميت جمهوري اسلامي در معادلات جهاني – چه از لحاظ سياسي ، چه از لحاظ علمي و چه از لحاظ بيان افكار سازنده – ده برابر امروز است .
        بايد خودتان را انشاءالله براي آن روز آماده كنيد " .
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        Working...