Announcement
Collapse
No announcement yet.
Ayatollah Khomeini
Collapse
X
-
Iran After Khomeini: White House hopes for better times
Mark Tran
Monday June 5, 1989
The Guardian
The White House yesterday greeted the announcement of the death of Ayatollah Ruhollah Khomeini with a terse statement: 'With his passing, we hope Iran will now move toward assuming a responsible role in the international community.'
Although the inevitable political turmoil in Iran will almost certainly preclude swift improvement in US-Iran ties, the Iranian leader's death does remove a prime reason for the troubled relations of the last decade.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
2ـ6) ايران و جنگ تحميلي
امام تا آنجا كه ممكن بود شايعات اساسيتر و حساستر را بيجواب نميگذاشتند مثلا در مورد رابطه ايران با آمريكا و اسرائيل كه به ميزان وسيعي در كل جهان بخصوص منطقه پخش شده بود فرمودند «ما تا آخر ايستادهايم و با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد مگر اينكه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد. ... مع ذالك ميبينيد شياطين ... ميگويند ايران با اسرائيل و آمريكا رابطه دارد» و يا در مورد اسلامخواهي و مسلماني صدام به شهيد كردن علما توسط او اشاره ميكنند و به عنوان يك شاهد عيني از عملكرد او ميگويند «صدام از زماني كه من در نجف تبعيد بودم در بين مردم به عنوان مخالف اسلام و جلادي و خونخواري معروف بود ... وقتي رييس جمهور شد به اسم اينكه ايران و ايرانيها فارس و مجوسند با تحريك آمريكا از زمين و دريا و هوا به ايران حمله كرد»
اما به طور كلي ايران به اندازه عراق در بعد تبليغاتي موفق نبود چون اولا خود ايران هيچ رسانه فعال و بينالمللي نداشت و ثانيا هيج كشوري با اين خصوصيت حامي ايران نبود حجتالاسلام حكيم كه از فضايي خارج از ايران ميتوانست به تحولات بنگرد گفته است « كليه رسانه هاي غربي تلاش ميكنند ايران را به انزوا بكشانند و تا حدودي هم موفق شدهاند ولي متأسفانه ايران در معرفي چهره واقعي انقلاب موفق نبوده است».
7ـ ردپاي آمريكا و مسير ادامه جنگ
گردانندگان سياست آمريكا يا به قول سي.رايت ميلز همان برگزيدگان قدرت آن كشور كه عمدتا صهيونيست هستند پيش از آنكه به منافع حكومت آمريكا درجنگ ايران و عراق فكر كنند با توجه به تأثير مثبت اين منازعه بر حيات سياسي نامشروع رژيم صهيونيستي آتش آنرا بر افروخته و گرم نگه ميداشتند.
اسحاق شامير در همان سالها گفته بود. اين جنگ بايد ادامه پيدا كند زيرا ادامه آن به طولانيتر شدن عمر اسرائيل كمك ميكند». اين اظهارات صريح و بيشرمانه مؤيد تحليل ايران بود كه علت جنگ را ترس از به خطر افتادن منافع اسرائيل در منطقه پس از سقوط حكومت پهلوي ميدانست . تمام تلاش آمريكا اين بود كه جنگ را در حالتي بينابين نگه دارد براي بدست آوردن نتايجي از قبيل اينكه:
ـ بتواند هر روز منطقه را از خطر ايران بترساند تا جمهوري اسلامي روز منزويتر شود
ـ بتواند در گرماگرم جنگ به كشورهاي حوزه خليج فارس اسلحه و ادوات نظامي بفروشد
ـ در سطح جهاني ايران را به جايي برساند كه چاره اي جز دوستي با آمريكا نداشته باشد.
مقامات آمريكايي بنابر اظهارات خودشان ميديدند كه «ايران منابع اندكي در اختيار دارد، از نظر ديپلماتيك منزوي است و از نظر سلاح در مضيقه» كه همه اين شرايط براي منافع آنها ارضا كننده خواهد بود. با نگاه به اين شرايط بودك ه بعدها آمريكاييها اعتراف كردند «ما در ابتدا ميگفتيم بگداريد ايران و عراق هر چه قدر ميخواهند به جان يكديگر بيفتند».
يك نكته مهم را بايد در اينجا مدنظر قرار داد و آن اينكه هدف آمريكا فقط برقراري جنگ بود نه شكست ايران. آمريكا جنگ ايران و عراق را در توازن ميخواست چرا كه از منظر آمريكا سقوط ايران ممكن بود باعث تجربه كشور يا حاكم شدن حزب توده و بالطبع شوروي گردد و از طرفي پيروزي عراق هم مطلوب نبود چرا كه ممكن بود عراق را تبديل به قدرت مطلق منطقه بكند و اين تهديدي براي كشورهاي عربي و بالطبع منافع جهان غرب در اين منطقه بود.
1ـ7) حمايتهاي آمريكا از عراق
پس از پيشرويهاي ايران حفظ توازني كه از آن سخن گفتيم نياز به قدرتمند شدن عراق داشت. در همين راستا آمريكا حمايتهاي آشكار خود از رژيم عراق را آغاز كرد. برژينسكي مشاور امنيت ملي كارتر گفت «آمريكا بايد در جهت متوقف كردن انقلاب اسلامي كاملا از رژيم عراق پشتيباني كند و با صدام روابط فوقالعاده برقرار كند، ماسكي وزير امور خارجه آمريكا با ديدار وزير خارجه عراق در نيويورك مذاكراتي انجام داد ، كيسينجر مخفيانه به عراق سفر كرد ، كنگره آمريكا به درخواست دولت ، عراق را از ليست حاميان تروريست حذف كرد تا بتواند سلاح به آن كشور بدهد و تصويب كرد كه 9 ميليارد دلار اعتبار براي عراق طي سالهاي 82 تا 85 اختصاص داده شود. 2/1 ميليارد دلار هم از طرف دولت به شركتهاي خصوصي وام اعطا شد تا خط لوله نفت عراق را از طريق اردن احداث كنند. سيا هم موظف شده بود اطلاعات ماهوارهاي خود را از ايران در اختيار عراق قرار دهد.
2ـ7) جنگ نفتكشها اولين حضور نظامي آمريكا
آغاز اقدامات عملي آمريكا بر ضد ايران جنگ نفتكشها بود كه با يك طراحي حساب شده نتايج بسيار مطلوبي براي آمريكا به بار آورد. جنگ نفتكشها با كمك فرانسه در سال 62 آغاز شد. آنها عراق را با هواپيماهاي سوپر استاندارد فرانسوي تجهيز كردند كه به عراق توانايي ميداد با موشكهاي اگزوسه نفتكشهاي ايران را هدف قرار دهد
1ـ2ـ7) تأثير جنگ نفتكشها بر ايران
الف ـ كاهش توليد و صدور نفت كه چون عمده درآمد ايران از فروش نفت بود باعث كاهش شديد درآمدها ميشد
ب ـ افزايش هزينههاي توليد و استخراج نفت
ج ـ افزايش هزينههاي صدور به خصوص حق بيمه محمولات و حق سورشارژ كشتيهاي تجاري
د ـ افزايش صدور نفت اعراب حوزه خليج فارس و كم رنگ شدن نقش ايران در بازار نفت
2ـ2ـ7) تأثير جنگ نفتكشها بر عراق
الف ـ كاهش قيمت نفت و افزايش هزينهها يصدور كه نتيجهاش كاهش درآمدها بود
ب ـاحتياج بيشتر عراق به كمكهاي آمريكا و حاميان عرب كه خود 3 نتيجه داشت
ج ـ صدام بيشتر تابع آمريكا ميشد
د ـ شيخنشينهاي خليجفارس با افزايش درآمد بيشتر خود را مديون آمريكا ميدانستند
ه ـ اعراب با كمكهاي خود به عراق هر روز صدام را وامدارتر و دستهاي خود را آلودهتر به جنگ ميكردند
اين برنامه از پيش طراحي شده پس از اجرا علاوه بر همه منافع فوق بهانهاي هم بدست آمريكا داد تا براي كنترل از نزديك جنگ وارد خليجفارس شود و آن بهانه اسكورت كشتيهاي كويتي به درخواست آن كشور با توجه به ناامني خليجفارس بود.
8ـ امام خميني و انديشه اتحاد اسلامي
حضرت امام بر اساس تحليل خود از منطقه ذرهاي اميد به هيچ يك از حكومتهاي اطراف نداشتند. نداي ايشان در عرصه بينالملل فرايد مظلوميت ملت انقلابي ايران بود، ايشان با دلي آكنده از درد ميفرمودند. ما در منطقهاي به زندگي مرگبار خود ادامه ميدهيم كه اكثر حكما آن چشم و گوش بسته تحت فرمان آمريكا به جنايات اسرائيل و حزب بعث عراق مشروعيت ميدهند و يا در جمع مهمانان خارجي دهه فجر فرموده ما كشورمان ، كشوري است كه جز خداوند تبارك و تعالي پناهي ندارد، اين فرياد مظلوميت خود عامل ديگري بر وحدت مردم بود زيرا بر خلاف قبل از انقلاب كه وسعت جنايات آمريكا بواسطه ، رژيم پهلوي نياز به روشنگري رهبران انقلابي داشت اين بار چنگال خونين قدرتهاي ستمگر جهانيرا همه مردم بالاي سر تك تك خودشان احساس ميكردند و هر روز بر حقانيت موضع خودشان كه خط امام بود بيشتر پي ميبردند كه نتيجهاش انسجام مضاعف بود.
امام بارها سران عرب منطقه را نصيحت كرده بودند ولي آنها هر روز از مواضع اسلامي و ضد اسرائيلي خويش عقبنشيني ميكردند. كشورهاي عربي از آنجا كه قدرت خود را بسيار كمتر از آن ارزيابي ميكردند كه بتوانند در مقابل غرب قد علم كنند ـ شايد درسي بود كه از جنگ 6 روزه با اسرائيل گرفتند ـ خود را ناچار ميديدند در زير علم قدرتي بزرگتر باشد. امامدر دفاعات متعدد آنها را به حمايت از ايران و وحدت با ديگر مسلمين دعوت كرده بودند ولي بيش از آنكه به اسلام ايمان داشته باشند از آمريكا ميترسيدند. حتي دولت خودگردان فلسطين كه همان حيات دوباره خود را مديون انقلاب اسلامي ايران بود. از ابتدا جنگ اعلام بيطرفي كرد دولتي كه نه بسط يدي داشت و نه قدرتي.
شيوخ عرب آنقدر مرعوب قدرت آمريكا شده بودند كه هر روز طرحي را براي صلح با اسرائيل دست و پا ميكردند. يك روز معاهده كمپ ديويد در روز ديگر طرح 8 مادهاي فهد. امام خميني پس از فتح خرمشهر با ادبيات سياسي خاصي خطاب به اعراب كه ناشي از نااميدي نسبت به اصلاح آنان بود صريحا آنها را تهديد كردند تا اگر به دامن اسلام پناه نميآورند لااقل با خيال آسوده هم جذب آمريكا نشوند. ايشان در پيامي كه به مناسبت فتح خرمشهر صادر كردند در مورد همان طرحها فرمودند. «ما خطر بزرگ براي كشورهاي اسلامي خصوصا حرمين شريفين ميدانيم. اسلام به ما اجازه سكوت نميدهد. و يا در آستانه حج و زماني كه زمزمههاي ـ مبني بر محروم كردن ايران از آن بود فرمودند «من به حكومتهاي اطراف خليج و به حكومتهاي منطقه هشدار ميدهيم كه دست از مخالفت با ايران و مساعدت با صدام بردارند .... ننشينند در كاخهاي بزرگ خودشان و خيال كنند كه حالا كه در كاخ هستيم پس به ايران هم ميتوانيم چه بكنيم. خدا نكند كه امسال حجاج ايراني نروند به مكه و خدا نكند كه اين اسباب نشوند كه اسلام و مسلمين انفجار در آنها حاصل بشود و ديگر نه شيخي وجود پيدا بشود و نه از بستگان آمريكا»
جهان غرب از اتحاد احتمالي دنياي اسلام هراس داشت امام اين را ميدانستند و مدام تذكر ميدادند. آمريكا ميترسد چنانچه صدام از بين برود .... ملت عراق يك حكومتي خودش تأسيس ميكند موافق ميل خودش اسلامي و اگر ايران و عراق به هم پيوند پيدا كنند و اتصال پيدا كنند ساير اين كشورهاي كوچولويي كه در منطقه هست آن هم به اينها ميپيوندند و آمريكا از اين منطقه ارزخيز كه براي او حاضر است هزاران لشكر خودش را از بين ببرد محروم خواهد شد» با اين تحليل بود كه خطاب به اعراب ميگفتند: «شماها چه داعي داريد كه دايما دم از اين ميزنيد كه ايران خطر است براي ما؟ ايران خطر است براي آمريكا ايران خطر است براي شوروي ، نه براي شما ، ايران رحمت است براي شما»
9ـ شرايط و وقايع سالهاي 62 تا 65
1ـ9) همانطور كه قبلا اشاره شد پيروزيهاي بعد از فتح خرمشهر و پيشرويهاي درون خاكعراق آنقدر چشمگير نبود. طبق اطلاعات و آمار سياه مثلا در يكي از موفقترين عملياتهاي بزرگ يعني خبر حدود 40% از اهداف مورد نظر تأمين شد. بعد از آن هم هر روز به علت تجهيز عراق مقابله دشوارتر ميشد با در نظر گرفتن اينكه ايران هم مجبور بود به جز جبهه غرب و جنوب بخشي از نيروي خود را صرف مقابله جنگ نفتكشها در خليج فارس كند.
2ـ9) آمريكا پس از فتح خرمشهر براي اينكه ايران را دچار تشتت نيرو كند و از قدرت پيشروي ايران در عراق بكاهد توسط اسرائيل حمله به جنوب لبنان را ترتيب داد. توقع هم اين بودكه ايران به خاطر حساسيت خاصي كه روي لبنان دارد بخشي از نيرو و تجهيزات خود را به آنجا منتقل كند. امام هر چند به زعم خودشان دير ولي واقعا خيلي زود اين مسأله را دريافته بودند. ايشان در يك سخنراني فرمودند: «آمريكا ـ يك توطئه ديگري عميقتر اجرا كرده است كه در اين توطئه ما هم يك قدري باز ميخورديم و او اين است كه يك نقطهاي كه پيش ما خيلي بزرگ است و ما نسبت به او حساسيت زياد داريم آن غائله را پيش آورد تا اينكه ملت ما را از آن مطلبي كه در كشور خودش ميگذرد و از آن جنگي كه در كشورخودش ميگذرد غافل كند، قضيه هجوم اسرائيل به لبنان» و بعد به عنوان اينكه تكليف دولت و ملت ايران را در اين زمينه مشخص كرده باشند فرمودند «بايد همه ملت ما و همه دولتمردان ما توجه به اين معنا داشته باشند كه در عين حال كه ما لبنان را با ايران از حيث مصالح و مفاسد جدا نميدانيم لكن نبايد كاري بكنيم كه نتوانيم هم لبنان را و هم ايران را نجات دهيم ... ما راهمان اين است كه بايد از راه شكست عراق دنبال لبنان برويم».
البته از كمكهاي مخفي و موضعگيري صريح نسبت به اين موضوع هيچگاه حكومت ايران و خود حضرت امام غافل نشدند. مثلا در پاسخ به تبليغات حكومت عراق براي صلح ميگفتند «صلحطلبي شما مثل صلحطلبي اسرائيل است ـ يعني واد شده است و شهرهاي لبنان را گرفته است و حالا ميگويد كه با ما بياييد ديگر آتش بس كنيم». و اين نشان ميداد كه هنوز لبنان براي ايران يك دغدغه است.
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment