Gramidasht-e 18 Tir

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #16
    تازمانی که حکومت ايران قادر است دسترسی جوانان را به علوم انسانی و تئوری های لازم برای يک تحول دموکراتيک محدود کند و وجه نادرستی از ليبراليزم و سکولاريزم به توده های مردم ارائه دهد و همچنين تفکر سنتی در خانواده های ايران حکمفرما باشد.

    تازمانی که پدر سالاری بجای خرد ورزی حکمفرماست و تازمانی که سيستم حکومتی درايران با سکوت جامعه جهانی هر اپوزيسيون قابل قبول و امروزی را از بين مي برد تمامی حرکتهای سياسی براي تغييردر ايران شکست خواهند خورد .

    ...

    من در ان سال دانشجو بودم و اصلا بخاطر روزنامه سلام این بلوا به پا نشد 90 درصد کتک خوردها خواب بودند از جمله خود من در ساختمان 22 میخواستند زهر چشم بگیرند ولی بد جایی دست گذاشتند
    دیگر هم نگوید انشاالله روزی ال و جیمبل از اون جوانان با جرات دیگر در دانشگاهها خبری نیست بجاش الان در دانشگاهها کراک و سکس غوغا میکنه

    ---

    خاتمی کم لطفی اش را ميتواند به حساب خامنه ای بگذارد اما زندانيان سياسی 18 تير که هنوز در بند هستند يا به وصلت الهی پيوسته اند نميتوانند آن اشتباه را قبول کنند.زنده باد آزادی و آزاديخواهانی که تاريخ را تغيير ميدهند و با ايثار آزاديخواهی خود پيام دموکراسی را به تاريخ وصله ميزنند.در استبداد صحبت از پژمردن يک آزاديخواه نيست، وای جنگل را بيابان و آزاديخواهان را زندان ميکند، پيام آزادی را در سينه پنهان ميکند.هيچ آگاهی نميداند روا، آنچه اين نامردمان با جان انسان ميکنند.شرم کنيد که 18 تيرها زنده اند

    ---

    اميدوارم مشتهای آهنين دانشجويان روزی شياطين چيره بر مال وناموس ملت ايران را در هم بکوبد. به اميد روز آزادی برای نابودی اين موجودات پليد که بويی از شرف و انسانيت نبرده اند دعا می کنم و می دانم که طبقه متوسط ، محرومين و دانشجويان عزيز هستند که عاقبت دندان شياطين را در دهانشان خورد خواهند کرد. روزی 18 تيری دوباره خواهد آمد و در آن روز پس از پيروزی بر مزار شهدای عزيزمان خواهيم رفت و به آنها پيام پيروزی خواهيم داد.

    ---

    طبیعی است که حکومت و دولت آخوندها از اصلاح*طلب به ظاهر موجه گرفته تا محافظه*کاران افراطی طالبان صفت،همه از شکست فوری جنبش دانشجویی به اندازه*هایی متفاوت در کوتاه مدت سود بردند اما به دلیل ضعفهای بسیار شدید در ساختار غیر علمی و غیر شفاف درون "حکومت اختناق" و سیاستهای داخلی و خارجی بسیار غلط ناشی از آن، و عواقب بسیار وخیم اقتصادی آن،گسست، دامن حتی امنیتی*ترین بخشهای حکومت راهم خواهد گرفت البته با هزینه بسیار سنگین برای همه مردم!

    ---

    به نظر بنده 18 تیر یک حرکتی بود که شاید در آینده به عنوان حرکت آزادیخواهانه مردم ایران نام برده بشود.نمی دونم چرا ملت ایران چنین بلایی سرشون اومده.اگر بدترین بلایا رو بر سرشون نازل کنیم بازهم چیزی نمی گویند و نهایت کارشان فلسفه بافی است. ملت روحیه مبارزه طلبی شون رو از دست داده اند.شاید هم یک رهبر و یک کسی که این مردم رو متحد کند نداریم.
    ولی از این موضوع نگذریم که هر حکومتی لیاقت همان ملت است.این آقایان رو هم همین ملت با کارهای احساسی شون در راس کار آورده اند.

    ---

    این واقعیت تلخی است که عدم وجود یک رهبری با درایت و قابل اعتماد هم اکنون ضعف عمده جنبش دانشجویی ایران است که در جریان وقایع 18 تیر کاملاً خود را نشان داد. کمترین فایده این وقایع برای حاکمیت، به چالش کشیده شدن تحرکات دانشجویان در آینده و سرکوب تدریجی و آرام توده ای از مردم است که قطعاً نطفه هر حرکت اصلاحی در جهت دموکراسی در تاریخ ایران می باشد.

    ---

    من در اعتراضات دانشجویی 18تیر شرکت داشتم.دراین زمینه مطلب زیاد نوشته شده است.آنچه اما جالب و آموزنده میباشد آن است که انعکاس واقعی آنچه روی داد دراظهارنظرها به ندرت دیده میشود. برخی هم که اصلا نه سر پیازبوده اند و نه ته آن
    اینک در آمریکا خود را متولی این امام زاده معرفی میکنند تا شاید عمو سام را خوش آیند و از آن نمد 70میلیون دلاری کلاهکی هم شاید به آنان بماسد .وقایع تاریخ معاصرانگاه که این چنین تحریف وتاراج میشود چگونه میتوان به آنچه ازگذشته های دورتر گفته میشود اعتماد کرد.

    ---

    در اين روز بزرگترين درسي که هم به مردم و هم به آقاي خاتمي داده شد اين بود که اين نظام، اصلاح ناپذير است.دانشجو جوان است و منشأ بسياري نوآوريها و نوانديشي ها.اما با وجود آرمان خواهي بسيار بالا و پاک آنها معتقدم در جريان 18 تير به بازي گرفته شدند،همانطور که خامنه اي تلويحاً به آنها گفت گول نخوريد و آماج مطامع ديگران نشويد.منظور خامنه اي آن چيزي بود که بعدا همه فهميدند چه بود.سياست در ايران شفاف نيست و امري فرمايشي است.دانشجويان اين مهم را درک نکرده بودند اما با 18 تير به همه آن را آموزش دادند.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #17
      تاريخچه ۱۸ تير



      اما صبح روز بعد به ناگهان ورق برگشت! وابستگان رژيم به خيابانها ريختند و دانشجويان و مردم را به شديدترين وجه ممكن مورد تهاجم قرار دادند. در اين ميان محمد خاتمى، رئيس جمهور حكومت اسلامى، دانشجويان و مردم را اراذل و اوباش خواند و وزراى مستعفى، استعفاهاى خود را پس گرفتند. رژيم ولايت فقيه ديگر بار كنترل را بدست گرفته و صدها نفر را بازداشت نمود كه محمدى ها و احمد باطبى سمبل اين بازداشتها شدند.

      منوچهر محمدى و غلامرضا مهاجرى نژاد بعنوان متهم رديف اوّل و دوّم معرفى شدند و رژيم مزور جنايتپيشه با نشان دادن اعترافات تلويزيونى از آنان سعى در تخريب جنبش دانشجويى سكولار ايران و رهبرى حركت افتخار آميز ۱۸ تير را داشت.
      اكبر محمدى با پايدارى در برابر شكنجه ها الگوى مقاومت دانشجويان لقب گرفت. همچنين كودك ۸ ساله فرامرز توسلى، به جرم همگامى با دانشجويان در ۱۸ تير روانه زندان توحيد گرديد.

      سميه امينى، ريحانه هاشمى، روزبه صدرآرا، پيمان پيران، مهدى مصابح، ايوب لرستانى، محمد صارمى، حسين تقى زاده، مصطفى كاظمى، پرويز رضا زاده، حميد عليزاده، اميد قنديان، عليرضا بابايى، بهمن حيدرى، مجيد رستميان، فرهاد راسايى، بابك كاظمى، ... به همراه صدها مبارز ديگر در زندانهاى مخوف از جمله زندان توحيد مورد شكنجه هاى وحشيانه قرار گرفتند.

      و بدينگونه قيام ۱۸ تير نقطه عطفى بود در مبارزات دانشجويى و آنرا جان و روحى تازه بخشيد.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #18
        در هشتمین سالروز حمله به کوی دانشگاه تهران در امیرآباد شمالی و ضرب و جرح جمعی از دانشجویان توسط عده *ای که هرگز هویت سیاسی آنها به طور رسمی فاش نشد، رسانه *های وابسته به طیف تندرو حکومت ایران، تلاش می*کنند تا شورش* های پس از آن حادثه را به روزنامه *های اصلاح طلب آن زمان نسبت دهند.
        به نظر می* رسد که نسبت دادن آشوب *های پس از حادثه ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸به مطبوعات اصلاح طلب وقت از سوی نیروهای تندرو حاکم بر ایران، صرفا نوعی رفتار ستیزه* جویانه معمول بین طیف*های سیاسی در ایران نباشد، بخصوص اینکه این رفتارها با ادعای محمد حسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه "نشانه*هایی از کودتای خزنده در مطبوعات وجود دارد" همراه شده است.

        آقای صفار هرندی و دیگر مقام های ایرانی در ماههای اخیر، چندین بار مطبوعات مستقل ایران را با لحنی تند مورد حمله قرار داده و آنها را به همراهی با "دشمن" متهم کرده اند.

        از نگاه مقام*های ایران، هر نوع خبر رسانی و اظهار نظری که مغایر سیاست *های جمهوری اسلامی باشد، همنوایی و همراهی با "دشمن" محسوب می*شود.

        توقیف گسترده مطبوعات


        تندروها با نسبت دادن وقایع پس از ۱۸ تیر سال ۷۸ به روزنامه **های اصلاح طلب آن زمان، در پی آنند تا به همه تصمیم گیران اصلی کشور بقبولانند که مطبوعات کنونی برای آینده حکومت خطرناکند



        حمله تبلیغاتی جناح تندرو علیه مطبوعات و بویژه تاکید آنها بر نقش روزنامه* های اصلاح طلب در ایجاد آشوب در تیر ماه ۱۳۷۸ظاهرا نشانگر آن است که طیف افراطی حاکم بر ایران قصد دارد تا با مطبوعات نیمه جان مستقل در ایران، همان کاری را کند که در اردیبهشت سال ۱۳۷۹ کرد.

        در اردیبهشت سال ۱۳۷۹ دستگاه قضایی ایران با استناد به قانون مربوط به مقابله با تبهکاران خطرناک مصوب سال ۱۳۳۹ هجری خورشیدی، نزدیک به صد روزنامه و مجله را طی مدتی محدود توقیف کرد و فضای به نسبت آزاد پس از به قدرت رسیدن محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب سابق ایران رابه کلی از بین برد.

        پس از آن، فضای مطبوعاتی در ایران به شدت بسته شد تا اینکه دستگاه حاکم به تدریج به این نتیجه رسید که انتشار روزنامه* های غیر حکومتی را به صورتی محدود و کنترل شده، آزاد کند.

        روند انتشار محدود و کنترل شده مطبوعات مستقل اما اینک به نقطه* ای رسیده است که به نظر می*رسد جناح تندرو حاکم بر ایران تاب تحمل آن را ندارد و در صدد پایان دادن به حیات آن است.

        توقیف ناگهانی روزنامه هم میهن و برخی مطبوعات شهرستانی در کنار اعمال فشار علیه خبرگزاری کار ایران (ایلنا) نشانه** هایی روشن از اراده جناح تندرو حکومت برای برخورد شدید با مطبوعات مستقل به شمار می* رود.

        در حقیقت، تندروها با نسبت دادن وقایع پس از ۱۸ تیر سال ۷۸ به روزنامه **های اصلاح طلب آن زمان، در پی آنند تا به همه تصمیمگیران اصلی کشور بقبولانند که مطبوعات کنونی نیز برای آینده حکومت خطرناکند و در صورت وقوع شورش یا آشوب در کشور، اقدام به انتشار اخبار مربوط به آن می* کنند.

        در حقیقت، جناح تندرو ایران، اصل خبررسانی حرفه *ای و بی* طرفانه در باره هر رویداد مغایر علاقه خود را، خطرناک معرفی می *کند.

        از همین رو، آنچه که تندروهای حاکم "تشویق افراد به شورش توسط روزنامه*های دوم خردادی در تیر ۷۸" می*نامند، در واقع چیزی بیش از اطلاع رسانی بسیار محتاطانه آنها در مورد ضرب و جرح دانشجویان در کوی دانشگاه توسط "لباس شخصی*ها" و گزارش به شدت کنترل شده اعتراض دانشجویان به این اقدام نبوده است.



        دانشجویان که خود قربانی حادثه ۱۸ تیر بوده*اند، هیچ امکانی برای برگزاری یادبود آن رویداد ندارند، اما نیروهای تندرو آن حادثه را دستمایه حمله تبلیغاتی علیه مطبوعات قرار داده اند


        آرایش تازه نیروهای تندرو

        در واقع، مطبوعات مستقل آن زمان هیچکدام اقدام به تهیه و یا انتشار گزارشی تحقیقی از عاملان حمله به کوی دانشگاه نکردند و این خود نشان می*دهد که روزنامه*ها در آن زمان تا چه اندازه به خودسانسوری دست زده*اند.

        قاعدتا اگر رویدادی مانند حمله به کوی دانشگاه تهران در کشوری با مطبوعات آزاد صورت می* گرفت، مطبوعات با ارائه گزارش* های تحقیقاتی، دست *های پشت پرده حادثه را افشا می* کردند و برای اجرای عدالت در باره آنها، نظام سیاسی را تحت فشار قرار می* دادند.

        این اتفاقات اما در ایران آن روز رخ نداد و در نهایت، جای شاکی و متشاکی در پرونده کوی دانشگاه عوض شد.

        روند فوق به قدری پیش رفته است که دانشجویان که خود قربانی حادثه ۱۸ تیر بوده*اند، اینک هیچ امکانی برای برگزاری یادبود آن رویداد ندارند، اما در عوض نیروهای تندرو آن حادثه را دستمایه حمله تبلیغاتی علیه مطبوعات قرار داده اند.

        البته هنوز مشخص نیست که جناح تندرو حاکم بر ایران تا چه اندازه می*تواند توقیف دسته جمعی روزنامه*ها را تکرار کند، چرا که امروزه آرایش سیاسی در ایران نسبت به سال ۱۳۷۹ تغییر کرده است.

        در حقیقت، برخی از محافلی که در سال ۷۹ از توقیف روزنامه**ها حمایت می*کردند، اکنون علاقه*ای به تکرار آن ماجرا از خود نشان نمی*دهند.

        به طور مشخص، در داخل قوه قضائیه ایران، اجماعی در باره لزوم توقیف مطبوعات به چشم نمی*خورد و به چالش کشیدن حکم سعید مرتضوی دادستان تهران برای توقیف روزنامه هم میهن از سوی حسین حسینیان قاضی پرونده هم میهن، نشانه*ای از این عدم اجماع است.

        قاعدتا سرنوشت روزنامه هم میهن، تا اندازه* ای وزن نیروهای طرفدار یا مخالف مقابله شدید با مطبوعات را مشخص خواهد کرد. چنانچه هم میهن اجازه انتشار دو باره یابد، می توان گفت که تندروها در مجموعه نظام سیاسی دست بالا را ندارند، اما اگر هم میهن در محاق توقیف باقی بماند، مفهوم آن چیزی جز غلبه تندروها بر طیف* های به نسبت میانه رو نیست و در آن صورت، نه تنها احتمال توقیف روزنامه ها وجود دارد، بلکه ممکن است فضای حاکم بر جامعه ایران به سمت افراط *گرایی گرایش پیدا کند.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #19
          نيروهای انتظامی و لباس شخصی صبح امروز (18تيرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکيم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنيک اين دانشجويان را بازداشت کردند.

          به گزارش خبرنگار ادوارنيوز اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت که از ساعت 6 صبح امروز در پاسداشت 18 تيرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنيک در برابر دانشگاه پلی تکنيک متحصن بودند مقارن ساعت 7:30 دقيقه با حمله نيروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عينی از درگيری دانشجويان پيش از بازداشت با پليس حکايت دارد.

          محمد هاشمي، علی نيکونسبتي، مهدی عربشاهي، بهاره هدايت، حنيف يزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکيم هستند.

          شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت با انتشار بيانيه زير از صبح امروز در برابر دانشگاه پلی تکنيک متحصن شده بودند. در بيانيه اين اتحاديه دانشجويی آمده است:

          به نام خدا
          برخاسته ايم تا بانگ بيدارباش سردهيم
          بيانيه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در پاسداشت 18 تير

          در دوران نشست و سکوتِ جامعه ايراني، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سياستمدار مدعي، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ ميهنمان سرآساييده و چتر حياتش بر اول و آخر ايرانمان گسترده است، و در کويی که نجوای شهادتِ شاهدِ شريفِ شرفِ نسلمان شهيد عزت ابراهيم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار ميهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ايم تا بانگ بيدارباش سردهيم و جامعه ی ايرانی و روشنفکران و سياستمداران و شاهدان شريفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاريخِ ميهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانيم.

          هرچند دنيای دانشگاه و حديث رفته بر آن در چند صباح گذشته از اين، و در اين کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سياه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داريم و يادمان با زندان و تعليق و تعطيل و ستاره رنگين است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ايم؛ که ايستاده و استوار چون آنان برای رهايی شان رها از خويش گشته ايم.

          شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در شرايطی اقدام به تحصن در راستای استيفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سياستمداران بر جای حقيقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتيجه غبار يأس و نااميدی دامن جامعه را آلوده است. ما فرياد نسلی هستيم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اينکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهايش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبير می شود. رسالت روشنفکر دميدن در شيپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنيدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را يارای برآمدن از پس پرسشهای ما نيست.

          نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خويش درمانده اند مشخصه ی کنش سياستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دينداری دروغينشان پنهان شده اند، و در اين ميان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغين مدعيان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فرياد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد.

          امروز هيجدهم تيرماه ، هشت سال پس از تيرماه جاودان يکهزار و سيصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حيات منحصر به فرد خويش نشسته ايم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتيدمان و سياستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهايمان را در اين زمانه ی سراسر نياز که کوير تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، يادآور شويم. از اين رو بدانيد که هم اينک به بست غم ننشسته ايم. که آرمانهايمان بساط بستمان است.
          شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #20
            سهيل كريمي گفت: ستاد فرماندهي غائله كوي را مي*توان رسانه*هاي زنجيره*اي دانست.

            سهيل كريمي خبرنگار و از شاهدان وقابع 18 تير 78 در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، ظهور وبروز واقعي جنبش دانشجويي را در دفاع از منويات رهبري و پيگيري آن مانند جريان تسخير لانه جاسوسي -كه به فرموده حضرت امام (ره)، انقلاب دوم بود، گفت: غائله كوي دانشگاه صد در صد به نفع بيگانگان بود و حتي ذره*اي منفعت براي ايران نداشت.
            وي با بيان اينكه آنان قصد داشتند شرايط را براي يك شبه كودتا فراهم كنند ولي با درايت رهبري، اين كار براي آنان بسيار گران تمام شد، افزود: تشكيلاتي كه از دوم خرداد 76 فعال شد، پايگاه*هاي ايجاد آشوب خود را دانشگاه ها قرار داده بودند و عده*اي دانشجونما يا بر اساس شعارهاي احساسي و يا با وعده*هاي عجيبي كه به آنان داده مي*شد، به نوعي با اين تشكيلات همراهي مي*كردند.
            اين خبرنگار، ستاد فرماندهي كل غائله 18 تير را رسانه*هاي داخلي و تحرك رسانه*هاي خارجي دانست و اظهار داشت: ستاد فرماندهي غائله كوي را مي*توان رسانه*هاي زنجيره*اي دانست. در آن زمان، نيروهاي حزب اللهي در عرضه اينترنت و سايت*ها حضور فعالي نداشتند و سايت*هاي ضد انقلاب هم فيلتر نشده بودند كه به شدت فعاليت مي*كردند.
            وي ادامه داد: بيشترين هدايت*هاي اين غائله از سوي وزارت كشور وقت انجام مي*شد كه برخي معاونان و مشاوران وزير يا برخي نمايندگان مجلس، در كوي دانشگاه حضور مي*يافتند و در حقيقت به آشوبگران براي ادامه غائله پشت گرمي مي*دادند. آنان ماجراي اعتراض به اصلاح قانون مطبوعات و خودزني در انتشار سند محرمانه در روزنامه* سلام را پيش آوردند. آنها سرباز نيروي انتظامي را در كوي دانشگاه گروگان گرفتند و دست و پايش را بستند، بنزين ريختند و تهديد به آتش زدن آن سرباز كردند.
            كريمي تصريح كرد: برخي مسئولان وقت بدون آنكه علت*ها را ريشه يابي كنند، با آشوبگران ابراز همدردي كردند و حتي به خاطر ناكشته*هايي كه در كوي بود، تسليت گفتند.
            وي با اشاره به اين نكته كه دانشجوها در اين غائله، سربازان كوچكي بودند كه مي*خواستند سنگرهايي كه ستاد فرماندهي در احزاب و روزنامه*هاي زنجيره*اي اشاره مي*كردند، فتح كنند، گفت: آنان به دنبال بهانه بودند و با اتفاقاتي كه شب 18 تير افتاد و با بستن دست و پاي آن سرباز، نيروي انتظامي را تحريك كردند كه از آن به بعد، جنايات توسط نيروهاي دانشجونما كه حركتشان را شروع كرده بودند، آغاز شد.
            كريمي تصريح كرد: از روز جمعه به بعد، بعضي افراد كه در نماز جمعه بودند، احساسي برخورد كردند كه مورد رضايت رهبري هم نبود. آنها رفتند و درگيري*هايي ايجاد شد. از آن به بعد، به واسطه اينكه ما خبرنگار بوديم، بارها ديديم كه از صبح شنبه، آشوب*گرها، افراد ريش*دار را به قصد كشت كتك مي*زدند و موتورشان آتش زده مي*شد. آنها توهين*هاي علني عليه نظام، معماران انقلاب و شخص رهبري را هم آغاز كردند و مدعي شدند كه چند نفر در كوي دانشگاه كشته شده**اند در حالي كه در آن مقطع حتي يك نفر هم زخمي نشده بود. آنها حتي درِِِِ وزارت كشور را كه در حقيقت ستاد فرماندهي خودشان بود، كندند؛ يعني حتي به خودشان هم رحم نمي*كردند.
            وي با بيان اينكه در آن چند روز، آتش زدن اتومبيل ها و ضرب و شتم دانشجوياني كه ريش داشتند، ادامه داشت، اظهار داشت: در روز بيستم تير، من خودم ديدم كه در خيابان كارگر، آشوبگران، يك اتوبوس واحد را متوقف كردند و راننده را ضرب و شتم كردند و حتي مردم را كتك مي*زدند و بانك*هاي فراواني را تخريب كردند. در همان منطقه من در حال عكس گرفتن از آن اتوبوس و عوامل آن وحشي*گري*ها بودم كه ناگهان من را از آن صحنه خارج كردند، بعد به من گفتند آنهايي كه در حال شكستن شيشه*ها بودند، مي*خواستند من را با چاقو بزنند.
            آنها به دنبال جنبش دانشجويي يا يك انقلاب فكري نبودند، بلكه فقط به دنبال آشوب بودند، در 22 تير افرادي دستگير شده بودند كه ما آنها را ديديم اين افراد از استان*هاي ديگر، چون شنيده بودند كه در تهران آشوب شده، به قصد غارت بانك*ها آمده بودند.
            كريمي گفت: اين مسائل ادامه داشت تا روز دوشنبه كه مقام معظم رهبري در سخنراني شان حضرت صاحب(عج) را به گواهي طلبيدند كه ما در راه خدا قدم بر مي*داريم و آرزوي ما اين است كه در اين راه به شهادت برسيم. همين مسئله باعث شد كه روح انقلاب و شهامت در نيروهاي ارزشي دميده شود و به ميدان بيايند و آن غائله خنثي شود.
            وي با اشاره به عبرتهاي غائله 18 تير، افزود: يكي از بزرگترين عبارتهاي آن ماجرا اين بود كه مردم حواسشان را در انتخاب مسئولان اجرايي كشور بيشتر جمع كنند. اين موضوع نشان داد كه اگر فردي روحاني بود، يا سابقه انقلابي داشت، صرفاً اينها دليل انقلابي بودن و وطن دوست بودن نيست.
            اين خبرنگار با بيان اينكه نبايد در خواب غفلت بود، تصريح كرد: دشمن در هر شكلي مي*خواهد انقلاب و كشور را به بيگانگان تقديم كند و براي اين كار از هر موقعيتي استفاده مي*كند.
            كريمي خاطرنشان كرد: در 23 تير 78، نيروهاي انقلابي، امتحان خود را خوب پس دادند و ورود به موقع و دفاع از ولايت را به خوبي به نمايش گذاشتند. اين ماجرا امتحان خوبي بود كه ما يك بار ديگر ثابت كنيم اگر دشمنان كوچك*ترين چشمداشتي به نظام، انقلاب و كشورمان داشته باشند يا بخواهند آسيبي به ولايت بزنند ما هرگز آرام نخواهيم ماند.
            وي ادامه داد: در 23 تير ماه 78 در ميدان انقلاب و حوالي دانشگاه تهران، افرادي را ديديم كه بعد از پذيرش قطعنامه 598 تاكنون، ديگر ديده نشده بودند و مشغول زندگي عادي بودند، اما در اين ماجرا به صحنه آمدند.
            سهيل كريمي خاطرنشان كرد: غائله 18تير براي دشمنان ما يك درس بزرگ بود. آنها چاره*اي ندارند جز اينكه با بمب*هاي چند تني، كل ملت ايران را نابود كنند و الا اگر حتي يك فرد ولايي در اين كشور وجود داشته باشد، دشمن نمي*تواند خواب خوش داشته باشد.


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #21
              حمله به متحصنان سالگرد کوی دانشگاه


              امروز صبح، ۱۸ تیرماه، نیروهای امنیتی و افراد لباس شخصی با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنیک این دانشجویان را بازداشت کردند. در حمله دومی به ساختمان ادوار دانش*آموختگان دست کم ۶ نفر دیگر دستگیر شدند.

              به گزارش خبرنگار رادیو زمانه، در این حمله که در ساعات آغازین بامداد رخ داد افراد نیروهای انتظامی به اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت حمله کرده و پس از بازداشت ایشان، آن*ها را به نقطه نامعلومی منتقل کردند. اعضاء بازداشت*شده از ساعت ۶ صبح امروز در پاسداشت ۱۸ تیرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت ۸ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند.

              ضمن این حمله صدای شلیک تیر هوایی نیز شنیده شده*است.
              به گزارش خبرنگاران رادیو زمانه شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس خبر داده*اند. اعضای بازداشت*شده شورای مرکزی تحکیم عبارتند از محمد هاشمی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت به همراه مادر وی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی.

              در حمله دوم به ساختمان ادوار دانش*آموختگان افراد زیر بازداشت شده*اند: عبدالله مؤمنی عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و سخنگوی سازمان ادوار ، بهرام فیاضی، حبیب حاج حیدری، عزت*الله قلندری، مرتضی اصلاحچی و مجتبی بیات.

              مدیریت دانشگاه امیرکبیر از عصر روز گذشته طی اطلاعیه*ای به خاطر آنچه اشکال در سیستم برق نامیده شده امروز این دانشگاه را تعطیل اعلام نموده بود.

              هژده تیرماه امسال هشتمین سالروز حمله مأموران انتظامی جمهوری اسلامی ایران و مأمورین معروف به لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران است.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #22
                بازداشت دانشجویان متحصن در سالروز واقعه ۱۸ تير

                همزمان با سالگرد ۱۸ تیر، تمامی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و شماری از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی«ادوار تحکیم وحدت»از سوی ماموران انتظامی و امنیتی بازداشت شدند.

                حجت شریفی ، عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت در گفت و گو با رادیو فردا می گوید:عبدالله مومنی ، سخنگوی سازمان، بهرام فیاضی نیا ، مسئول کمیته فرهنگی ، حبیب حاج حیدری ، مسئول روابط عمومی،مجتبی بیات،عزت قلندری و رضا اصلاح چی را از دستگیرشدگان صبح روزدوشنبهدر محل سازمان ادوار تحکیم وحدت هستند.

                آقای شریفی به نقل از شاهدان عینی می گوید: ماموران انتظامی با شلیک تیر هوایی و با شکستن قفل در ، به زور وارد محل سازمان ادوار تحکیم وحدت شدند و پس از دستگیری دانشجویان، در ورودی ساختمان آن را پلمب کردند.

                گفته می شود مادر محمد هاشمی، دبیر دفتر تحکیم وحدت که صبح روز دوشنبه در مقابل دانشگاه امیرکبیر تهران بازداشت شده است، برای پیگیری وضعیت فرزند خود در محل سازمان ادوار تحکیم حضور داشت و از بازداشت شدگان بود، اما پس از مدتی آزاد شد.

                از سوی دیگر در ساعت هفت وسی دقیقه بامداد روز دوشنبه اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در مقابل در اصلی دانشگاه امیرکبیر تهران برای« پاسداشت ۱۸ تیر» تجمع کرده بودند که توسط نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت شدند.

                محمد هاشمی، دبير دفتر تحکيم وحدت، علی نيکو نسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدايت، حنيف يزدانی و علی وفقی، اعضای بازداشت شده شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت هستند.


                عبدالله مومنی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، اوایل بامداد در گفت و گو با راديو فردا گفت: اين دانشجويان قصد داشتند در سالروز ۱۸ تير تحصنی نمادين را در مقابل در دانشگاه اميرکبير تهران برگزار کنند که با حضور نيروهای پليس و لباس شخصی به درگيری کشيده شد و به بازداشت دانشجويان منجر شد.
                گزارش های رسیده از ايران حاکی است که آقای مومنی ساعاتی پس از اين گفت و گو، به همراه تعداد ديگری از اعضای سازمان ادوار تحکيم وحدت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.


                دانشجويان قصد داشتند در سالروز ۱۸ تير تحصنی نمادين را در مقابل در دانشگاه اميرکبير تهران برگزار کنند که با حضور نيروهای پليس و لباس شخصی به درگيری کشيده شد و به بازداشت دانشجويان منجر شد.

                یک عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
                به گفته عبدالله مومنی، «هنوز خبری از مکان دانشجويان در دست نيست و خانواده های آنها پيگير وضعيت آنها هستند.»

                به گزارش سايت ادوار نيوز که ديدگاه های دانشجويان منتقد را منعکس می کند، دانشجويان متحصن به ادامه بازداشت هشت دانشجوی دانشگاه اميرکبير تهران معترض بودند و در بيانيه خود که به مناسبت روز ۱۸ تير منتشر کرده اند، خواهان آزادی آنها شده اند.

                هشت دانشجوی دانشگاه امير کبير تهران پيشتر در پی انتشار چهار نشريه دانشجويی در اين دانشگاه بازداشت شدند.

                به گفته مقامات دانشگاه امير کبير،«اين چهار نشريه حاوی مطالب توهين آمير به مقدسات دينی و رهبر جمهوری اسلامی» بوده است.»

                گرچه مديران مسئول اين چهار نشريه دانشجويی، انتشار اين نشريات را تکذيب و آنها را تقلبی خواندند اما در هفته اول انتشار اين نشريات هرچهار مدير مسوول دستگير شده و به بند ۲۰۹ زندان اوين، وابسته به وزارت اطلاعات منتقل شدند.

                عباس حکيم زاده، علی صابری، مجيد توکلی، مقداد خليل پور، احسان منصوری، پويان محموديان، احمد قصابان و مجيد شيخ پور هشت دانشجوی بازداشت شده دانشگاه اميرکبير هستند که در ارتبط با چهار« نشريات موهن» دستگير شده اند.

                وضعيت هشت دانشجوی دانشگاه اميرکبير که بيش از ۶۰ روز است در زندان به سر می برند، هنوز مشخص نيست و حتی وکلای اين دانشجويان موفق به ديدار با آنها نشده اند.

                از سوی ديگر احضار فعالان دانشجويی دانشگاه های مختلف ايران همچنان ادامه دارد.

                وضعيت دانشجويان در سال گذشته

                فعالين دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی طی گزارشی به مناسبت ۱۸ تير، تعداد دانشجويان بازداشت شده طی سال گذشته را ۷۰ نفر اعلام کردند.

                در اين گزارش که فاصله زمانی بين تير ماه ۱۳۸۵ تا پايان خرداد ماه ۱۳۸۶ را در بر می گيرد، «قتل اکبر محمدی دانشجوی زندانی، دستگيری وسيع فعالين جنبش دانشجويی، توقيف نشريات دانشجويی، جلوگيری از فعاليت تشکل های دانشجويی» به عنوان شواهدی از تشديد نقض حقوق دانشجويان نسبت به سال گذشته معرفی شده است.

                بنا بر اين گزارش، ۷۰ تن از فعالان دانشجويی در سال منتهی به ۱۸ تير ۸۶ بازداشت شدند و ۴۶ دانشجو در دانشگاه های مختلف ايران مورد بازجويی قرار گرفتند.

                بر اساس گزارش یاد شده در همین دوره، ۳۳ دانشجو به دادگاه احضار شدند که از اين تعداد ۲۱ نفر محاکمه شدند. برای ۲۶ دانشجو نيز از سوی دادگاه حکم صادر شد.

                فعالان ايرانی حقوق بشر در عين حال اعلام کردند که ۲۱۷ تن از فعالان دانشجويی طی يک سال اخير به کميته های انضباطی احضار شدند و برای ۲۰۲ دانشجو نيز کميته های انضباطی احکامی را صادر کردند که در اغلب موارد محروميت موقت از تحصيل بخشی از حکم صادر بوده است.

                اخراج از دانشگاه بيشترين مورد در برخورد دولت با دانشجويان را به خود اختصاص داده است تا حدی که در فاصله ۱۸ تير ۸۵ تا امروز ۳۴۴ تن از دانشجويان از دانشگاه اخراج شدند.

                نهادهای دانشجويی نيز طی يک سال اخير مورد سرکوب واقع شدند، و مقامات دولتی از فعاليت ۳۴ انجمن و تشکل دانشجويی جلوگيری کردند.

                برخورد با نشريات دانشجويی طی يک سال گذشته يکی از اصلی ترين روش های سرکوب فعالان دانشجويی بود.

                در حالی که طی سال ۸۵ تعداد نشريات دانشجويی توقيف شده ۳۹ مورد بود، طی يک سال اخير ۴۴ نشريه دانشجويی توقيف شد. بدين ترتيب از زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد ۸۳ نشريه دانشجويی توقيف شدند.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #23


                  نيمه شب جمعه، ۱۸ تير ماه ۱۳۷۸، پس از تجمع و راهپيمایی دانشجويان دراعتراض به توقيف روزنامه سلام، خوابگاه آنان در کوی دانشگاه تهران در خيابان کارگر شمالی مورد حمله قرار گرفت.

                  مهاجمان که به گزارش رسانه های ايران، شامل لباس شخصی ها و ماموران نيروی انتظامی بودند، در اتاق خوابگاه ها را شکستند و وسايل و کتب دانشجويان را بر هم زدند يا پاره کردند.

                  آنان همچنين دانشجويان را مضروب و مجروح کردند که شمار بسيار زيادی راهي بيمارستان شدند. ضمن آنکه عزت ابراهيم نژاد، افسر وظيفه و دانشجوی سابق که برای ديدار دوستان و همکلاسی های سابق خود به کوی دانشگاه رفته بود، به ضرب گلوله کشته شد.

                  حمله به کوی دانشگاه تهران، واکنش شديد دانشجويان را به همراه داشت.

                  ستاد ضد اصلاحات در پي متوقف کردن روند اصلاحات بود. بنابراين در ادامه قتل های زنجيره ای، پروژه حمله وحشيانه به کوي دانشگاه کليد زده شد.

                  علی افشاری، فعال سیاسی
                  دانشجويان در تظاهرات و راهپيمایی های خود که تا روز ۲۳ تير ماه ادامه يافت، خواستار رسيدگی فوری به حمله شبانه به خوابگاه و مجازات عاملان و مهاجمان شدند.

                  آنان همچنين عليه آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، و نهادهای نظامی و انتظامی شعار دادند.

                  ريشه هاي رويداد ۱۸ تير ماه چه بودند؟


                  علي افشاري، فعال دانشجویی و سياسی، درمورد ريشه های رويداد ۱۸ تير به راديو فردا گفت:«ستاد ضد اصلاحات در پی متوقف کردن روند اصلاحات بود. بنابر اين در ادامه قتل های زنجيره ای، پروژه حمله وحشيانه به کوی دانشگاه کليد زده شد.»

                  او با اشاره به پويایی جنبش دانشجویی و مبارزه اش عليه ساختار اقتدارگرایی و خودکامگی و اينکه اين جنبش همواره به عنوان ميزان الحراره جامعه نسبت به حقوق ملت، منافع و خواسته های جامعه مدنی و آرمان هایی چون آزادی و عدالت مطرح بوده است، افزود:«هنگامي که دانشجويان با آن حمله وحشيانه مواجه شدند، طبيعي بود که براي دفاع از خود و کيان دانشگاه به اعتراض برخيزند.»

                  آقاي افشاري همچنين تعطيلی روزنامه سلام، را که پيش از واقعه ۱۸ تير انجام گرفت و اعتراض خودجوش دانشجويان، که حمله نيروهای انتظامی و يورش سازمان يافته لباس شخصي ها را در پی داشت، از جمله دلايل ريشه های اين واقعه دانست.

                  فاطمه حقيقت جو، نماينده دور ششم مجلس شورای اسلامی، درمورد ريشه های رويداد ۱۸ تير به راديو فردا گفت:«يکي از ريشه های اين رويداد، درمجلس پنجم و تعطيلی روزنامه سلام به عنوان ارگان اصلاح طلبان بود.»

                  ۱۸ تيرباعث شد که جنبش دانشجويی به تدريج از اصلاح ساختاری در ايران نااميد شود و احساس کند که دموکراسي دينی و حکومت مبتنی بر دين بي معنا هستند.

                  فاطمه حقيقت جو، نماینده مجلس ششم
                  البته خانم حقيقت جو اعتقاد دارد که ريشه اصلی رويداد ۱۸ تير، آن بود که محافظه کاران و بخش نظامی، امنيتی و انتظامی موافق آنان متوجه شده بودند که دانشجويان به همراه مطبوعات، نقش اصلی را در جنبش اصلاحات ايفا می کنند. بنابراين آنها سلسله برنامه هایی را برای برقراری نوعی خفقان در جامعه تدارک ديدند.

                  او افزود:«محافظه کاران با تدارک حمله به کوی دانشگاه درصدد بودند که جنبش دانشجویی را به انفعال بکشانند.»

                  در اين ميان، مهدی ذاکری، فعال دانشجويي، در گفت و گو با راديو فردا، ۱۸ تير را محصول تقابل و برخورد دو جناح حاکم در ايران، يعنی اصلاح طلبان دوم خردادی و محافظه کاران، می داند که در آن هنگام، شکل حادتری به خود گرفته بود.



                  پيامدهاي رويداد ۱۸ تير براي جنبش دانشجويي


                  علي افشاری در پاسخ به اين پرسش که پيامدهای رويداد ۱۸ تير برای جنبش دانشجویی چه بود، گفت: «اولين پیامد آنی اين حادثه، کم شدن سطح پويايی و نشاط در دانشگاه ها بود.»

                  اين فعال دانشجویی و سياسی افزود:«به جای آنکه به خواست های دانشجويان رسيدگی شود و از آنان اعاده حيثيت شود، در يک دادگاه فرمايشی و ساختگی، همه چيز تبديل به دزديدن يک ريش تراش از سوی يک سرباز وظيفه نيروی انتظامی شد.»

                  او تاکيد کرد که چنين رفتاری، تا اندازه ای موجب نااميدی در دانشگاه ها شد و گفت:«در سطوح بعدی، اولين جرقه های ترديد جنبش دانشجويی و دانشجويان نسبت به کارآمد بودن اصلاحات دوم خردادی در دانشگاه ها و مشی محمد خاتمی، رييس جمهوری وقت اسلامی ايران، شکل گرفت.»

                  علي افشاری، ايجاد شکاف ميان دولت و جنبش دانشجويی و عميق تر شدن آن را يکی ديگر از پيامدهای ۱۸ تير دانست و افزود:«درادامه همين روند، مشی جنبش دانشجويی راديکال تر شد و دانشجويان بيش از پيش ميان خواسته های خود و برنامه ها و خواسته های حکومت احساس تعارض کردند و ديدند که نمی توانند مطالبات خود را در ساختار موجود دنبال کنند.»

                  وي گفت:«ماهيت جنبش دانشجويی به سوی راديکاليسم پيش رفت و تاکنون هم ادامه داشته است و به تبع آن، چالش و درگيری ميان جنبش دانشجويی و حکومت ادامه يافته است.»

                  جريان دوم خرداد نشان داد که نمي توان به آن اعتماد داشت و جنبش دانشجويی در مورد توانايي ها و پتانسيل های اين جريان تجديد نظر کرد.

                  مهدي ذاکري، فعال دانشجویی
                  فاطمه حقيقت جو در مورد پيامدهای رويداد ۱۸ تير، مانند نحوه رسيدگي به پرونده کوی دانشگاه تهران و اينکه عاملين اصلی آن بازداشت نشدند و دادگاه به محکوميت يک سرباز وظيفه به جرم دزديدن يک ريش تراش ختم شد، گفت:«درعوض، وکيل دانشجويان و همچنين تعدادی از دانشجويان بازداشت شدند و هنوز برخی از اين دانشجويان زنداني هستند.»

                  نماينده دور ششم مجلس شوراي اسلامي افزود:«اين حوادث در نهايت باعث شد که جنبش دانشجويي به تدريج از اصلاح ساختاری در ايران نااميد شود و احساس کند که دموکراسی دينی و حکومت مبتنی بر دين بی معنا هستند.»

                  او اضافه کرد:« در نتيجه، بخش اعظم جنبش دانشجويی ديدگاه سکولار پيدا کرد و خواستار جدايی دين و دولت از يکديگر شد.»

                  مهدي ذاکری، فعال دانشجويي، دراين خصوص گفت:«رويداد ۱۸ تير نشان داد که جريان دوم خرداد از رفتار راديکال توده ای مي هراسد و از آن فاصله می گيرد و از اين جنبه، بايد اين رويداد را شکست فاحشي برای جريان دوم خرداد به حساب آورد که نتوانست از دانشجويانی که به حمايت از آن برخاسته بودند، دفاع کند.»

                  او گفت:« يکي از دلايل روی گردانی مردم از دوم خرداد، رويداد ۱۸ تير بود» و افزود:«در پی تجربه ۱۸ تير، جريان دوم خرداد نشان داد که نمی توان به آن اعتماد داشت و جنبش دانشجويی درمورد توانايی ها و پتانسيل های اين جريان تجديد نظر کرد.»

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #24

                    با فرا رسيدن ۱۸ تير، سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران، کيوان انصاری، سعيد درخشندی و ابوالفضل جهاندار سه فعال دانشجوئی که از ۱۰ ماه قبل زندانی شده اند با احکام سنگين زندان مواجه شدند.

                    بازداشت هشت دانشجوی دانشگاه پلی تکنيک عباس حکيم زاده،علی صابری، مجيد توکلی، مقداد خليل پور، احسان منصوری، پويان محموديان، احمد قصابان و مجيد شيخ پور نيز کماکان ادامه دارد.

                    فعالين دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی طی گزارشی به مناسبت ۱۸ تير، تعداد دانشجويان بازداشت شده طی سال گذشته را ۷۰ نفر اعلام کردند.

                    در اين گزارش که فاصله زمانی بين تير ماه ۱۳۸۵ تا پايان خرداد ماه ۱۳۸۶ را در بر می گيرد، «قتل اکبر محمدی دانشجوی زندانی، دستگيری وسيع فعالين جنبش دانشجويی، توقيف نشريات دانشجويی، جلوگيری از فعاليت تشکل های دانشجويی» به عنوان شواهدی از تشديد نقض حقوق دانشجويان نسبت به سال گذشته معرفی شده است.

                    بنا بر اين گزارش، ۷۰ تن از فعالان دانشجویی در سال منتهی به ۱۸ تير ۸۶ بازداشت شدند و ۴۶ دانشجو در دانشگاه های مختلف ايران مورد بازجویی قرار گرفتند.

                    تعداد دانشجويانی که طی يک سال اخير بازجویی شدند ۴۶ نفر بوده و ۳۳ دانشجو به دادگاه احضار شدند که از اين تعداد ۲۱ نفر محاکمه شدند. برای ۲۶ دانشجو نيز از سوی دادگاه حکم صادر شد.


                    تعداد دانشجويانی که طی يک سال اخير بازجویی شدند ۴۶ نفر بوده و ۳۳ دانشجو به دادگاه احضار شدند که از اين تعداد ۲۱ نفر محاکمه شدند. برای ۲۶ دانشجو نيز از سوی دادگاه حکم صادر شد.
                    فعالان ايرانی حقوق بشر در عين حال اعلام کردند که ۲۱۷ تن از فعالان دانشجویی طی يک سال اخير به کميته های انضباطی احضار شدند و برای ۲۰۲ دانشجو نيز کميته های انضباطی احکامی را صادر کردند که در اغلب موارد محروميت موقت از تحصيل بخشی از حکم صادر بوده است.

                    اخراج از دانشگاه بيشترين مورد در برخورد دولت با دانشجويان را به خود اختصاص داده است تا حدی که در فاصله ۱۸ تير ۸۵ تا امروز ۳۴۴ تن از دانشجويان از دانشگاه اخراج شدند.

                    نهادهای دانشجویی نيز طی يک سال اخير مورد سرکوب واقع شدند، و مقامات دولتی از فعاليت ۳۴ انجمن و تشکل دانشجویی جلوگيری کردند.

                    برخورد با نشريات دانشجویی طی يک سال گذشته يکی از اصلی ترين روش های سرکوب فعالان دانشجویی بود.

                    در حالی که طی سال ۸۵ تعداد نشريات دانشجویی توقيف شده ۳۹ مورد بود، طی يک سال اخير ۴۴ نشريه دانشجویی توقيف شد. بدين ترتيب از زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد ۸۳ نشريه دانشجویی توقيف شدند.

                    قتل دانشجويان

                    طی سال گذشته اکبر محمدی از فعالان دانشجویی در ۱۸ تير ۷۸ پس از سال ها تحمل زندان در حالی که مرخصی استعلاجی را در منزل پدری خود سپری می کرد دستگير و به زندان منتقل و چند روز بعد خبر مرگ وی انتشار يافت.

                    دادگاهی در خصوص مرگ مبهم آقای محمدی تشکيل نشد ولی خليل بهراميان، وکيل خانواده محمدی تحت پيگرد قرار گرفت.

                    توحيد غفار زاده نادی، دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار در هفته آخر آبان ۸۵ در حالی که با نامزد خود در مقابل درب خروجی دانشگاه آزاد سبزوار ايستاده بود، توسط يک عضو بسيج دانشجويی دانشگاه تربيت معلم سبزوار به ضرب چاقو به قتل رسيد.




                    طی سال گذشته اکبر محمدی از فعالان دانشجویی که پس از سال ها تحمل زندان در حالی که مرخصی استعلاجی را در منزل پدری خود سپری می کرد دستگير و به زندان منتقل و چند روز بعد خبر مرگ وی انتشار يافت.
                    به گفته رییس حراست دانشگاه تربيت معلم سبزوار، ضارب مدعی است که «بر اساس تکليف شرعی و اعتقاداتش» عمل کرده است.

                    در پی اعتراضات و تجمعات دانشجويان در دانشگاه تربيت معلم سبزوار در اعتراض به قتل توحيد غفارزاده، شش عضو انجمن اسلامی دانشجويان اين دانشگاه به نام های احمد نور حسينی، سعيد قربانيان، کاظم حسين زاده، حسن سهيلی فرد، اصغر محمد زاده، مريم مهر آذر به کميته انضباطی دانشگاه احضار شدند.

                    بازداشت دانشجويان

                    در یکسال گذشته، ياسر گلی، دانشجوی دانشگاه آزاد سنندج، عابد توانچه و ياشار قاجار، دانشجويان دانشگاه امير کبير تهران، محمد مجدزاده قائم مقامی، دانشجوی دانشگاه تهران، پيمان مسکين خدا، عضو انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه رازی کرمانشاه، خيرالله درخشندی، دانشجوی سابق دانشگاه يزد و فارغ التحصيل دوره کارشناسی ارشد دانشگاه مفيد قم، ابوالفضل جهاندار، عضو اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی، جمال ظاهرپور، دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه خواجه نصير، آرام نصرت پور از فعالين دانشجويی دانشگاه آزاد سنندج و حسين اسدی، دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه آزاد اردبيل از سوی نهادهای امنیتی و قضایی بازداشت شدند.

                    از دیگر دانشجویان بازداشت شده می توان به محمد رضا آزمند، دانشجوی کارشناسی ارشد، بيژن صباغ، سعيد يعقوبی نژاد، عميد شريف زاده، سيد مهدی شريف النبی، سيد ضياء نبوی، علی تقی پور، عليرضا کلاراستاقی نژاد، جواد مير شفيعی، هومن شريفی، رامين آجرلو، سياوش سليمی، علی کيايی و نجات الله افشار همگی از دانشگاه مازندران، بابک زمانيان، احمد قصابان، مقداد خليل پور، پويان محموديان، مجيد توکلی، احسان منصوری ،مجيد شيخ پور،علی صابری و عباس حکيم زاده، مديران مسئول نشريات دانشجويی دانشگاه امير کبير، کمال برزی و ارسلان آزمنديان دانشجويان رشته عمران دانشگاه آزاد تبريز، سعيد عزت بخش، مازيار سمعيی و سعيد فيض الله زاده دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی، آزاده فرقانی، زينب پيغمبر زاده، بهاره هدايت، اشاره کرد.

                    تجاوز به دانشجويان دختر

                    يک دانشجوی دختر دانشگاه آزاد اسلامی آشتيان نيز تيرماه ۸۵ پس از بازداشت وی توسط نيروی انتظامی، توسط بازجويش مورد تجاوز قرار گرفت.

                    انتشار خبر اين تجاوز سبب شد تا دانشجويان در اعتراض به اين عمل نيروی انتظامی، در مقابل ساختمان فرمانداری و نيروی انتظامی تجمع کنند.

                    در مورد ديگری نيز در دانشگاه رازی کرمانشاه معاون حراست اين دانشگاه به يکی از دختران تجاوز کرد که مقامات وزارت علوم و تحقيقات و فن آوری پس از تکذيب های اوليه سرانجام آن را پذيرفته و اعلام کردند که اين مامور حراست دستگير شده است.

                    تبعيض دانشگاهی

                    طی يک سال اخير فشار بر دانشجويان دختر در خصوص پوشش و افزايش آمار دانشجويان دختر افزايش قابل توجهی داشت.

                    به گفته يادگاری، معاون دانشجويی دانشگاه تربيت مدرس «پوشش اسلامی در درجه اول چادر و در درجه بعدی استفاده از مانتوی بلند تا زير زانو و بدون چاک بلند است.»

                    وی افزود:«پوشش کامل موی سر و عدم استفاده از لوازم آرايشی از ديگر ملاک های مد نظر کميته انضباطی برای دانشجويان دختر دانشگاه است.»

                    ممانعت از تحصيل دانشجويان نيز بخش ديگری از تبعيض دولت در دانشگاه ها بود. دست کم از ادامه تحصيل ۴۰ دانشجو طی سال گذشته در مقطع کارشناسی ارشد به دليل فعاليت های صنفی ممانعت شد.

                    تعدادی از اين دانشجويان با پيگيری و شکايت موفق به ثبت نام شدند ولی تعداد ديگر از آنها اين اجازه را نيافتند.

                    شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در دی ماه ۸۵ با اشاره به عوارض و آسيب های ناشی از تشديد سرکوب جنبش دانشجویی از خودکشی ۲۸ دانشجو در مدت چهار ماه و افزايش مصرف مواد مخدر در دانشگاه های کشور خبر داد، و به نقل از آمارهای رسمی گزارش کرد که حداقل ۱۵۰ هزار دانشجو يکبار در ماه از مواد مخدر استفاده می کنند.
                    دانشجويان بهائی نيز کماکان با تبعيض مواجه بودند. به گفته ديان علايی، نماينده جامعه بين المللی بهایی در سازمان ملل متحد در ژنو، «تا اواسط فوريه، حداقل ۷۰ دانشجو، پس از اطلاع مقامات دانشگاه از بهايی بودن آنان اخراج شدند.»

                    به گفته وی، «از ۱۷۸ دانشجوی بهايی که آزمون ورودی را گذرانده بودند، از ورودشان به دانشگاه ممانعت به عمل آمد و يا پس از ورود، هنگامي که دانشگاه به بهايی بودن آنها آگاهی يافت، اخراج شدند.»

                    سهميه بندی جنسيتی به منظور کاهش ورودی دختران به دانشگاه ها طی يک سال اخير يکی ديگر از مباحثی بود که از سوی مجلس و وزارت علوم و تحقيقات و وزارت بهداشت و آموزش پزشکی مطرح شد.

                    با وجود مخالفت گسترده با اين اقدام، خبرگزاري ها از اعمال بی سر و صدای آن در کنکور سال ۸۵ در رشته های پزشکی خبر دادند.

                    آسيب های سرکوب دانشجويان

                    حضور محمود احدی نژاد در دانشگاه امير کبير چند روز پس از ۱۶ آذر با اعتراض شديد دانشجويان همراه شد.

                    هواداران دولت نيز طی ماه های اخير با مطرح کردن انقلاب فرهنگی دوم خواستار اخراج دانشجويان و اساتيد مستقل و منتقد شدند.

                    بازنشستگی اجباری اساتيد و ايجاد مشکل برای کليه اساتيدی که معتقد به استقلال و حفظ شان علمی دانشگاه بخشی از فشار بر دانشگاه طی سال اخير بود. تعدادی از استادان در همين روند بازنشسته شدند و تعدادی ديگر نيز از حضور دانشگاه منع شدند.

                    انتشار نشريات جعلی دانشجویی و دستگيری هشت تن از فعالان دانشجویی دانشگاه پلی تکنيک به گفته ناظران يکی از پيامدهای اعتراض به حضور آقای احمدی نژاد در اين دانشگاه است.

                    شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در دی ماه ۸۵ با اشاره به عوارض و آسيب های ناشی از تشديد سرکوب جنبش دانشجویی از خودکشی ۲۸ دانشجو در مدت چهار ماه و افزايش مصرف مواد مخدر در دانشگاه های کشور خبر داد، و به نقل از آمارهای رسمی گزارش کرد که حداقل ۱۵۰ هزار دانشجو يکبار در ماه از مواد مخدر استفاده می کنند.

                    iran

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #25
                      رسانه*هاي جناح اصولگرا در روز گذشته و به بهانه سالگرد فاجعه حمله به كوي دانشگاه در 18 تير، به طرز بي*سابقه*اي به اصلاح طلبان و دانشجويان حمله كردند و تقصير حمله به كوي دانشگاه را به گردن دانشجويان، احزاب و روزنامه*هاي اصلاح طلب انداختند. در يادداشت*ها و گزارش*هاي روزنامه*ها و سايت*هاي جناح راست به خصوص در مصاحبه*هايي كه خبرگزاري فارس درباره اين حادثه منتشر كرده است، خط رسانه*اي آشكاري براي تحريف واقعيت*هاي فاجعه 18 تير 1378 و جابه جا كردن مقصران و قربانيان آن به چشم مي*خورد. يادآوري مي شود که رييس جمهور، که خود يکي از شاکيان اصلي روزنامه سلام بود که تعطيلي آن به اعتراض دانشجويان انجاميد و نقطه شروع حادثه 18 تير بود، اخيرا خبرگزاري فار س را، خبرگزاري مورد ترجيح خود دانسته است.

                      در همين راستا خبرگزاري فارس در گزارشي با عنوان "بازخواني پرونده عملكرد برخي مطبوعات در 18 تير" روزنامه*هاي خرداد، نشاط و صبح امروز را به همصدايي با راديو آمريكا و راديو اسرائيل و گسترش بحران از طريق تهييج مردم و دانشجويان متهم كرد. در اين گزارش آمده است: "روزنامه خرداد با طرح اين مسئله به تجمع و ايجاد جو ناامني توسط اين گروه از دانشجويان در شب حادثه و غيرقانوني بودن اقدام آنان هيچ اشاره*اي نکرد و تنها به خواسته*هاي دانشجويان توجه داشت و به اين پرسش هم پاسخي نداد كه آيا عده*اي كه خاتمي در22/4/78 آنها را آشوب طلب خواند، با ايجاد ناامني و اغتشاش مي توانند باعث تغيير قانوني يا عزل مسئولي شوند؟!"

                      اين خبرگزاري در گزارشي ديگر با عنوان "تخريب اموال عمومي در 18 تير، انقلاب ناميده شد" تلاش كرد آشوب*هاي خياباني روزهاي 21 و 22 تير ماه را به دانشجويان نسبت دهد تا اصل واقعه 18 تير را به فراموشي بسپارد. در اين گزارش، نويسنده بدون آنكه ذره*اي به حمله نيروي انتظامي به خوابگاه دانشجويان اشاره كند و تخريب گسترده اموال دانشجويان كوي دانشگاه را توسط نيروهاي انتظامي و لباس شخصي به رسميت بشناسد، ليست تخريب*هايي توسط عناصر ناشناس انجام شده، آورده شده و به دانشجويان نسبت داده شده مي*شود.

                      در واکنشي ديگر، روزنامه رسالت در اين روز، 18 تير را "يك حركت سازمان يافته توسط گروه*هاي سازمان*يافته افراطي جريان دوم خرداد" دانست و در تحليلي نوشت: "بخشي از جريان اصلاحات به منظور حركت حداكثري و در راستاي تز فشار از پايين و چانه*زني از بالا سعي داشت با فشار به حاكميت مواضع و منافع خود را در بالا تقويت نمايد. در واقع 18 تير نماد افراطي*گري در دوم خرداد و توسل به مسيرهاي نامرسوم در جهت افزايش قدرت بود. اين رويكرد افراطي با چاشني تحريكات خارجي سبب شد كه افكار عمومي به يك باره از حركت قدرت*طلبانه جريان دوم خرداد نگران شود."

                      روزنامه دولتي ايران نيز در اين باره نوشت: "حوادث 18 تير كه با حركت*هاي اعتراض*آميز دانشجويان آغاز شد در اعتراض به طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس پنجم بود... روزنامه سلام در روز 15 تير با طرح سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات اصلاح قانون مطبوعات را پيشنهاد سعيد امامي دانست كه موجب تعطيلي روزنامه شد و روزنامه*هاي موسوم به زنجيره*اي در اقدامي هماهنگ از اين اقدام به عنوان اقدامي غيرقانوني، مخالفت با دولت و مخالفت با توسعه سياسي ياد كردند... روزنامه*هاي زنجيره*اي كار هدايت آشوب*ها را برعهده گرفتند... رسانه*هاي بيگانه و اپوزيسيون خارج كشور در روياي ختم انقلاب با ارسال اخبار و گزارش*هاي كذب سعي در كشانيدن دامنه آشوب*ها به شهرهاي ديگر داشتند."

                      روزنامه كيهان هم در يادداشتي در خصوص 18 تير آورد: "با گذشت 8 سال از غائله 18 تير و حوادث پشت صحنه آن، هم*چنان اين سوال در افكار عمومي وجود دارد كه بالاخره عواملي داخلي اين غائله چه كساني بودندو از چه ناحيه*اي ارتزاق مي*شدند."

                      اين روزنامه به نقل از سيداحمد خاتمي عضو خبرگان رهبري نوشت: "اين سوال است كه حاميان داخلي شورشگران چه كساني بودند و چرا نام آنان فاش نشد. به گزارش اين روزنامه الياس نادران عضو فراكسيون اصول*گرايان مجلس هم گفت: جريانات انحرافي در درون انقلاب كه بخش*هايي از حاكميت را به دست گرفته بودند در تلاش براي استفاده از جنبش دانشجويي براي براندازي بودند. محمود بياتيان عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت (طيف شيراز) هم احزاب ساختارشكن مثل نهضت آزادي و روزنامه*هاي زنجيره*اي مثل صبح امروز، سلام و نشاط و برخي وزراي دولت وقت را در ايجاد اين حوادث مقصر دانست."

                      همچنين، روزنامه تهران امروز وابسته به طيف نزديك به قاليباف شهردار تهران نوشت: "بايد روشن شود اين*گونه حوادث در ايران چرا بايد اتفاق بيفتد؟ دلايل اصلي ايجاد اين دست بحران*ها چيست؟ چرا برخي از جريان*هاي سياسي داخل كشور با بحران*سازان همنوايي مي*كنند." اين روزنامه از مهدي رجب*بلوكات دبير تشکل موسوم به "اتحاديه انجمن*هاي اسلامي دانشجويان مستقل" نقل کرد: "اگر مواضع برخي ليدرهاي راديكال اصلاح*طلبان هم*چون استراتژي فتح سنگر به سنگر، فشار از پايين و چانه*زني از بالا و... را بررسي كنيم به اين نتيجه مي*رسيم كه استراتژي اصلاح*طلبان راديكال منجر به ايجاد غائله 18 تير شد... بررسي رسانه*ها و روزنامه*هاي آن زمان نشان مي*دهد كه غائله 18 تير، سناريويي از پيش طراحي شده براي صدمه و لطمه زدن به اساس و اركان نظام بوده است." جام*جم هم در گزارشي نوشت: "يكي از عواملي كه در تحليل دلايل رخداد حادثه 18 تير به*طور قطع به عنوان يكي از مهم*ترين دلايل بروز آن ذكر مي*شود، عملكرد برخي از روزنامه*هاي افراطي موسوم به روزنامه*هاي زنجيره*اي بود. به*طوري كه مفسر راديو بي*بي*سي در تقدير از عملكرد مطبوعات اصلاح*طلب گفت: ما بايد سرافراز باشيم كه پرچمداران جامعه مدني در ايران چالشي جدي فراروي حاكمان اسلامي ايجاد كرده*اند."

                      در مجموع مي*توان گفت تلاش براي توطئه نشان دادن اين حادثه، برقرار كردن نوعي ارتباط ذهني بين روزنامه هاي اصلاح طلب با راديوهاي خارجي و نيز يكي دانستن اعتراضات دانشجويي با آشوب*هاي خياباني، محورهاي خط خبري خبرگزاري فارس و ديگر رسانه*هاي اصولگرا در روز هجدم تير ماه بود.

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #26
                        در سالروز 18 تیر روزی كه دانشگاه مورد هجمه كسانی قرار گرفت كه هیچگاه محاكمه نشدند، خبر تاسف*آور بازداشت اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم منتشر شد؛ خبری شوك*آور همچون 8 سال قبل. نه تنها در این 8 سال از اقداماتی در 18 تیر و هجمه به دانشگاه با جامعه دانشگاهی همدردی نشده است، بلكه روزانه با برخورد، بازداشت و واكنش*های تند از آنان استقبال شده است. امروز نیز این داستان بار دیگر تكرار شد؛ داستانی كه نه آغاز است و نه پایان.

                        اعتراض آرام در مقابل خانه دانشجویان آن هم توسط چند فعال دانشجویی به تعداد كمتر از انگشتان دست چه اقدام خلاف قانونی بود كه سرانجام اعتراض آنان اینگونه رقم خورد؟!

                        امروز بار دیگر چند نفر از یاران دبستانی ما بازداشت شدند و به آغوش سایر دانشجویان دربند بازگشتند و ما در مرداب متعفن خودخواهی، جاه*طلبی و منفعت*طلبی غوطه*وریم. مردابی كه ناخودگاه* ما را به یاد جمله زیبای معلم شهید می*اندازد كه «آنان كه رفتند كاری حسینی كردند و آنان كه ماندند باید كاری زینبی كنند وگرنه یزیدی*اند». اكنون مجالی بر سخن گفتن و تفسير كردن این اقدامات نیست، بلكه باید در سوگ دوستانمان به منش آنان وفادار ماند تا لااقل كاری زینبی كرده* باشیم.

                        اعضای دفتر تحكیم باردیگر باید بر مسالمت*آمیز بودن مش و منش خود تكیه كنند و در بازی طراحی شده مخالفان آزادی و برابری مینی بر اقدامات تند و غیرعقلانی قرار نگیرند و در نبود اعضای شورای مركزی این اتحادیه، سكان كشتی را به دست گیرند تا روزی به ساحل مراد رسیم.

                        امروز باید باردیگر با اقتدا به مولایمان حسین بن علی(ع) به دشمنان دین و دنیای خود بگوییم «إِن لم یكن لكم دین و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أَحرارا فى دنیاكم». ( اگر دین ندارید و از قیامت نمى هراسید، لااقل در دنیاى خود آزادمرد باشید )

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #27


                          18تير,سرفصلی درخشان از تاريخ مبارزه جنبش دانشجويی ايران

                          *شورش 18 تير 6 روز مداوم پايه های حکومت اسلامی را لرزاند و رژيمی را که قتل عام زندانيان سياسی را سازمان داده بود و قتل های زنجيره ای را, و خون ها ريخته بود تا حکومت انحصاری خود را از گزند شورش های گسترده مصون دارد, تا مرز از دست دادن کنترل کشاند.


                          روشنگری: امسال هم مثل سال گذشته از 10 روز مانده به سالگرد 18 تير دانشگاهها را به هزار حقه و ترفند تعطيل کردند, دستگيری فعالين دانشجويی را شدت دادند, صدور احکام انضباطی را افزايش دادند, و به هر تقلايی دست زدند تا 18 تير بدون يادمان, بدون گردهمايی بگذرد. همزمان هر چه تير زهرآگين دروغ و تحريف و وارونه نمايی داشتند در رسانه هايشان به کار بستند تا تصويری دروغين و سراپا کاذب از زمينه های شورش 18 تير, ابعاد گسترده اين شورش و نقش جناح های حاکميت در انحراف و سرکوب خونين آن ارائه دهند. اين ترفندها اما خاطره آن شورش را از ذهن سازمانگران و شرکت کنندگان و مردمی که سالها يوغ استبداد سياه مذهبی را بر گرده خود داشته اند زايل نخواهد کرد و درس های آن را زير آوار دروغ و فريب حکومتيان مدفون نخواهد ساخت.
                          شورش 18 تير 6 روز آزگار پايه های حکومت اسلامی را لرزاند و رژيمی را که قتل عام زندانيان سياسی را سازمان داده بود و قتل های زنجيره ای را, و خون ها ريخته بود تا حکومت انحصاری خود را از گزند شورش های گسترده مصون دارد تا مرز از دست دادن کنترل کشاند. رژيمی که با خون و کشتار و قتل عام و سرکوب بی وقفه حکومت کرده بود ناگهان در جايی که "ام القرای اسلام و قران" می پنداشت با فريادهای هزاران جوان عاصی و مشت های گره کرده روبرو شد که توپ و تانک و بسيجی اش ديگر در برابر اراده آنها به اعتراض و تداوم اعتراض تاثيری نداشت. اين جنبش اگر می توانست به سرعت حمايت بخش های تهيدست و بويژه جنوب شهری ها را به دست آورد, اگر به راهکار فاجعه بار محصور شدن خويش تن نمی داد و به جای تسهيل شرايط تمرکز دستگاه سرکوب بر هسته اصلی اعتراض در ميان متحصنان جرقه های اعتراض را در سراسر تهران و شهرستان ها می پراکند, اگر می توانست نقش مخرب و انحرافی جناح اصلاح طلب و بازوی دانشجويی آن را که همه نيروی خود را برای جلوگيری از گسترش دامنه طغيان به کار بست, خنثی کند, اگر مطالبات روشن و اثباتی و پيوندهای استوار با ساير جنبش های مردمی ضد نظام فقاهتی داشت, در اين صورت مقدر نبود که سرنوشت آن همه شهامت و رشادت و ايستادگی در برابر دستگاه زور و سرکوب شکست و ناکامی باشد.
                          18 تير نشان داد که رژيم با وجود قدرت نمايی خود, دارا بودن نهادهای رنگارنگ سرکوب و تجربه و مهارت در بهره برداری از شکاف ها و اختلاف افکنی ميان مبارزان ضد استبدادی رژيمی است لرزان و پوسيده و ماشين سرکوبش در برابر پيوند عميق ميان جنبش های مطالباتی, به شرطی که متحد, همبسته و قاطعانه به ميدان اعتراض بيايند و با فرض چشم انداز عمومی روشن از اعتراض و شورش, تاب مقاومت نخواهد داشت. هيچ چيز به اندازه اين آگاهی در حکومت توليد ترس و وحشت نمی کند؛ وحشت از اين که ديگر نتواند با وحشت پراکنی صدای اعتراض را خاموش و مبارزان را مقهور و منزوی کند, وحشت از بی اثر شدن قدرت ارعاب بر مردم. 18 تير اگر چه با يورش مزدوران حکومت به خون نشست و بسياری از جوانان قهرمان و حماسه سازان اين قيام هزينه های سنگينی پرداختند, اما لرزه های شديد حکومت تا فردا که شورشی ديگر بساط شان را جارو کند از ضمير خاطر نسل حماسه ساز 18 تير نرفته است و هيچ آتشباری از دروغ و تحريف, خاطره آن روزهای پرشور اعتراض و طغيان را از بين نخواهد برد.
                          18 تير پس از 16 آذر به مثابه سرفصلی از مبارزه درخشان جنبش دانشجويی ايران و مبارزه شجاعانه جوانان اين کشور عليه استبداد مذهبی خواهد ماند.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #28
                            روح الله حسينيان و هاشمی ثمره
                            دو امنيتی و توطئه گر
                            در يک کابينه نگنجيدند
                            روح الله حسينيان از طراحات حمله به کوی دانشگاه در 18 تير 1376 و سازمان دهنده تظاهرات 23 و 24 تير بود. اين را خود او در مصاحبه ای که همان زمان و از موضع نجات دهنده ولايت و رهبری با مطبوعات وقت انجام داد اعتراف کرد. او گفت که پس از حمله 18 تير و هنگامی که دانشجويان در دانشگاه متحصن بودند به خدمت رهبر رسيده و به وی پيشنهاد کرد: "با سازمان دادن يک تظاهرات بزرگ در تهران می توان کار دولت خاتمی را تمام کرد. ايشان گفتند: من نمی توانم عليه دولت و رئيس جمهوری که تائيد کرده ام چنين اقدامی کنم. شما آنگونه که صلاح می دانيد عمل کنيد اما انتظار حمايت از من نداشته باشيد"

                            اين مخالفت، يعنی تائيد پيشنهاد حسينيان و او خود در آن مصاحبه گفت که 23 و 24 تير را توانستيم سازمان بدهيم و همانطور که خدمت رهبر هم گفته بودم توانستيم 400 هزار نفر را بيآوريم به خيابان، فقط حيف که همان موقع کار خاتمی را تمام نکرديم







                            روح*الله حسينيان، مشاور امنيتی و سياسی احمدی نژاد که دو ماه پيش به اين سمت منصوب شده بود، از کابينه احمدی نژاد استعفا داد. دليل اين استعفا، مانند ديگر مسائل پشت پرده کابينه احمدی نژاد که مافيائی اداره می شود اعلام نشده، اما کمتر جای ترديد است که دو مدعی امنيتی "هاشمی ثمره" و " روح الله حسينيان" در يک کابينه نگنجيدند و از آنجا که آينده روشنی برای دولت احمدی نژاد حدس زده نمی شود، باحتمال زياد حسينيان خواسته حساب خود را از آن نتيجه جدا کند.

                            اين شايعه که بدنامی روح الله حسينيان و قرار داشتن دارو دسته باقی مانده سعيد امامی در زير عبای او باعث شد تا احمدی نژاد حساب خود را از او جدا کند، بيشتر به يک شوخی می ماند، مگر آنکه دو دسته و دو گروه هم کيش و بد سابقه نتوانسته باشند يکديگر را تحمل کنند.

                            شايعه استعفای حسينيان برای شرکت درانتخابات مجلس نيز پوچ تر از آنست که جدی گرفته شود، زيرا انتخابات مجلس هشتم قرار است امام زمانی تر از انتخابات مجلس هفتم برگزار شود و روح الله حسينيان اگر قرار باشد به مجلس برود حتما در صدر ليست امام زمان خواهد بود.

                            روح الله حسينيان از طراحات حمله به کوی دانشگاه در 18 تير 1376 و سازمان دهنده تظاهرات 23 و 24 تير بود. اين را خود او در مصاحبه ای که همان زمان و از موضع يک نجات دهنده ولايت و رهبری با مطبوعات وقت انجام داد اعتراف کرد. او گفت که پس از حمله 18 تير و هنگامی که دانشجويان در دانشگاه متحصن شده بودند به خدمت رهبر رسيده و به وی پيشنهاد کرد: "با سازمان دادن يک تظاهرات بزرگ در تهران می توان کار دولت خاتمی را تمام کرد. ايشان گفتند: من نمی توانم عليه دولت و رئيس جمهوری که تائيد کرده ام چنين اقدامی کنم. شما آنگونه که صلاح می دانيد عمل کنيد اما انتظار حمايت از من نداشته باشيد"

                            اين مخالفت، يعنی تائيد پيشنهاد حسينيان و او خود در آن مصاحبه گفت که 23 و 24 تير را توانستيم سازمان بدهيم و همانطور که خدمت رهبر هم گفته بودم توانستيم 400 هزار نفر را بيآوريم به خيابان، فقط حيف که همان موقع کار را تمام نکرديم!



                            iran

                            Comment

                            Working...