Announcement

Collapse
No announcement yet.

Iranian philosopher Ramin Jahanbegloo

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #16
    رامين جهانبگلو آزاد شد


    دادستان کل ايران می گويد رامين جهانبگلو به جرم خود اعتراف و عذرخواهی کرده است
    رامين جهانبگلو، پژوهشگر ايرانی پس از حدود چهارماه بازداشت، از زندان اوين تهران آزاد شد.
    حوزه رياست قوه قضائيه ايران طی اطلاعيه ای اعلام کرده که آقای جهانبگلو بعدازظهر چهارشنبه سی ام اوت (هشتم شهريور) با سپردن وثيقه از زندان آزاد شده است.

    رامين جهانبگلو که از چهره های سرشناس عرصه فلسفه ايران به شمار می رود و سرپرست گروه انديشه معاصر دفتر پژوهشهای فرهنگی ايران است، اوائل ارديبهشت (اواخر آوريل) گذشته پس از ورود به ايران در فرودگاه مهرآباد تهران بازداشت گرديد.

    دو ماه پس از بازداشت آقای جهانبگلو، وزير اطلاعات ايران اعلام کرد که وی از سوی آمريکا مأموريت داشته است که در ايران "انقلاب مخملی و نرم" به راه بيندازد.

    مسئولان قضائی و امنيتی ايرانی می گويند آقای جهانبگلو به جرم خود اعتراف کرده، از "اشتباه" خود پوزش خواسته و حاضر است اعترافاتش از تلويزيون پخش شود.

    رامين جهانبگلو تابعيت کانادايی نيز دارد و طی دوران بازداشت او، بسياری از فعالان سياسی ايران و برخی شخصيتهای جهانی و سازمانهای بين المللی مدافع حقوق بشر، دستگيری وی را محکوم کردند.

    خبر بازداشت رامين جهانبگلو تا چند روز به طور رسمی از سوی مسئولان ايرانی اعلام نمی شد و از آن زمان نيز مقامات جمهوری اسلامی اطلاعات اندکی در مورد وضعيت وی داده اند.

    پيشينه فرهنگی

    رامين جهانبگلو در سالهای اخير با بسياری از شخصيتهای نامدار فلسفه و سياست در جهان گفتگو کرده که بخشی از آنها به صورت کتاب منتشر شده است.

    وی سالهای زيادی خارج از ايران به تحصيل و تدريس مشغول بوده و پس از دريافت دکترای فلسفه از دانشگاه پاريس، در کشورهای آمريکا و کانادا و در دانشگاههايی چون هاروارد و تورنتو تحقيق و تدريس کرده است.

    آقای جهانبگلو طی چند ماه پيش از دستگيری در کشور هند اقامت داشت و گفتگويی نيز با دالايی لاما، رهبر معنوی بودائيان تبت انجام داده بود.

    از آثار منتشر شده وی به زبان فارسی می توان به کتابهای مدرنها، مدرنيته، دموکراسی و روشنفکران، و نقد عقل مدرن اشاره کرد.

    همچنين آثاری به زبان انگليسی و فرانسه از جمله کتاب ايران ميان سنت و مدرنيته و گاندی و فلسفه عدم خشونت از وی منتشر شده است.


    Comment


    • #17
      TEHRAN, Iran - Iran on Wednesday released liberal intellectual Ramin Jahanbegloo, who was accused of working with the U.S. to overthrow the government, a human rights activist said.

      Ramin Jahanbegloo was released from Evin prison after four months of confinement, said Kouhyar Goodarzi, a member of the Student Committee of Human Rights Reporters of Iran.

      Jahanbegloo was arrested in April but was not officially charged, and Intelligence Minister Gholam Hossein Mohseni Ejehi said in July that he was involved in U.S. efforts to overthrow the government.

      Azin Moalej, Jahanbegloo's wife, also confirmed that her husband was released on bail, but refused to provide details.

      In May, the state-controlled IRAN Persian daily newspaper said that Jahanbegloo, who worked for the private Cultural Research Bureau in Tehran, had been arrested for espionage and violating security measures.

      Jahanbegloo, 46, studied at the Sorbonne University in Paris and Harvard University. He has published some 20 books in English, French and Farsi and interviewed several global figures such as the Dalai Lama and famed linguist Noam Chomsky.

      During his time in jail, many local and international scholars, including Chomsky, urged the government to release him.

      In July, Ejehi said his ministry's counterespionage department had thwarted several plots in the past 10 months, alleging that Washington trained, supported and organized people to challenge Iran's Islamic system of government.

      Iran and the United States oppose one another on a range of issues, the key one being Tehran's nuclear program. The U.S. and some of its allies suspect Iran of using its civilian nuclear program as a cover to build nuclear weapons. Tehran has denied the charges, saying its nuclear program is only for generating electricity.

      The two countries broke off diplomatic relations in 1979, after militant students stormed the U.S. Embassy in Tehran and took American diplomats as hostages for 444 days.

      Comment


      • #18
        A leading Iranian intellectual arrested four months ago on spying charges has been freed, Iranian news agencies say.
        Ramin Jahanbegloo, who also holds Canadian citizenship, is a writer and lecturer on politics and philosophy.

        He was arrested at Tehran airport in early May, and was accused of having links with foreigners and of trying to undermine the Iranian government.

        Iranian human rights groups, scholars and the Canadian government had called for his release.

        Mr Jahanbegloo, who holds doctorates from the Sorbonne and Harvard University, has written and edited more than a dozen books.

        A senior Iranian official from within the judiciary had been quoted as saying earlier in August that Mr Jahanbegloo had confessed to attempting to undermine Iran's system of clerical rule, and had made an apology.

        Comment


        • #19
          ishoon ye aghaye roshan fekran?

          harchi mikeshim az daste in be estelah roshan fekrast
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #20
            Originally posted by donsaeid View Post
            ishoon ye aghaye roshan fekran?

            harchi mikeshim az daste in be estelah roshan fekrast

            Moteasefaneh hagh ba to hast vali in adam akhounda ro sekkeh ye poul kard va hesabi aberoushun ro bord. Hahahaha

            Comment


            • #21

              Comment


              • #22

                Comment


                • #23

                  Comment


                  • #24
                    خبرگزاری دانشجويان ايران خبر داده که رامين جهانبگلو، پژوهشگر ايرانی بلافاصله پس از آزادی از زندان به دفتر اين خبرگزاری مراجعه کرده و درباره دلائل بازداشت خود و وضعيت دوران بازداشتش اطلاعات مفصلی ارائه کرده است.
                    رامين جهانبگلو، بعدازظهر چهارشنبه سی ام اوت (هشتم شهريور) پس از 127 روز بازداشت، با سپردن وثيقه ای که به گفته وی معادل ارزش دو منزل مسکونی بوده، از زندان اوين تهران آزاد شد.

                    پيش از آزادی آقای جهانبگلو، مقامات امنيتی و قضائی ايران گفته بودند او در زندان اعتراف کرده از سوی آمريکا مأموريت داشته در ايران "انقلاب مخملی و نرم" به راه بيندازد و حاضر است اعترافاتش از تلويزيون پخش شود.

                    اما آقای جهانبگلو در جمع خبرنگاران خبرگزاری دانشجويان ايران موضوع پخش تلويزيونی اعترافاتش را تکذيب کرده و گفته از قوه قضائيه درباره چنين چيزی با او صحبت نکرده اند و خود او تصميم گرفته است که با خبرنگاران درباره مسائل مربوط به بازداشتش گفتگو کند.

                    او در سخنانش در اين خبرگزاری، دليل بازداشت خود را ارتباط با نهادها و مؤسسات آمريکايی اعلام کرده و گفته اتهامی که در دوران بازداشت به او تفهيم شده، اقدام عليه امنيت ملی و ارتباط با بيگانگان است.

                    رامين جهانبگلو گفته به او اعلام نشده که چه زمان بايد برای دفاع از اين اتهام در دادگاه حاضر شود و نمی داند اصلاً برای او کيفرخواستی صادر شده است يا نه.

                    دلائل بازداشت

                    آقای جهانبگلو گفته زنجيره عواملی که به بازداشتش انجاميد از پنج سال پيش آغاز شد که مؤسسه ای در واشنگتن به نام بنياد موقوفه ملی دموکراسی (NED) فرصتی مطالعاتی برای تحقيق روی روشنفکران در اختيار او گذاشت و از او خواست گزارشی حاوی مباحث راهبردی تهيه کند که در آن از جريان روشنفکری اروپای شرقی در زمان فروپاشی شوروی الگوبرداری گردد و کاری تطبيقی در آن انجام شود.



                    سالی يک بار برای سايت اينرنتی اسرائيلی - فلسطينی ای مقالاتی درباره خاورميانه می نوشتم و حق الزحمه دريافت می کردم و بعد از چند سال متوجه شدم کسی که سايت را اداره می کند مأمور اطلاعاتی است و نتيجه تحقيقاتم را در اختيار سازمانهای اطلاعاتی می گذارد


                    رامين جهانبگلو

                    بنياد موقوفه ملی دموکراسی خود را مؤسسه ای مستقل و بيطرف معرفی می کند که به گروههای طرفدار دموکراسی در آفريقا، آسيا، اروپای شرقی، آمريکای لاتين و خاورميانه کمک مالی می کند.

                    رامين جهانبگلو گفته که طی دوره ای که برای اين مؤسسه تحقيقاتی کار می کرده، به چند همايش دعوت می شود که برخی از شرکت کنندگان آنها مأموران اطلاعاتی آمريکايی و اسرائيلی بوده اند و او در اين همايشها با افرادی از وزارت خارجه آمريکا و ساير مؤسسات آشنا می گردد.

                    وی افزوده که در يکی از همين همايشها که در اروپا برگزار شده بوده با فردی آشنا شده که رئيس صندوق آلمانی مارشال در آمريکا بوده و در زمان رياست جمهوری بيل کلينتون در آمريکا مشاور او بوده است.

                    صندوق آلمانی مارشال (GMF) نيز فعاليتی مشابه بنياد موقوفه ملی دموکراسی دارد و هدف خود را افزايش همکاری و تفاهم ميان آمريکا و اروپا اعلام کرده است.

                    اين صندوق که در واشنگتن استقرار دارد، مراکزی در برلين، پاريس، بروکسل، بلگراد، براتيسلاوا (پايتخت اسلواکی) و آنکارا دارد.

                    رامين جهانبگلو می گويد فردی که رئيس مرکز صندوق مارشال بوده به او پيشنهاد می کند که طرحی برای صندوق مارشال جهت مطالعه تطبيقی ميان روشنفکران ايرانی و اروپای شرقی بنويسد.

                    وی می افزايد که به توصيه اين فرد عمل کرده و طرحی برای صندوق مارشال می نويسد تا فرصتی مطالعاتی برای شش ماه کار تحقيقاتی در بروکسل در اختيار او گذاشته شود و همين طرح سرانجام منجر به دستگيری او در پنجم ارديبهشت 1385 در فرودگاه مهرآباد تهران می شود.

                    آقای جهانبگلو گفته که طرحی که به صندوق مارشال پيشنهاد داده بوده، تحقيقی در مورد اين بوده که چگونه روشنفکران اروپای شرقی با توانمند کردن جامعه مدنی توانستند در فروپاشی حکومتهای کمونيستی نقش ايفا کنند و روشنفکران و گروههای غيردولتی ايرانی چگونه می توانند همچون روشنفکران اروپای شرقی "توانمند" شوند.

                    رامين جهانبگو تأکيد کرده که هيچگاه عليه امنيت ملی ايران اقدام نکرده، بلکه نهادهای آمريکايی ناخواسته او را در جريانی قرار داده اند که طی آن، نتيجه کار تحقيقاتی اش به کار استراتژيک بدل شده است.

                    آقای جهانبگلو همچنين گفته سالی يک بار برای يک سايت اينترنتی اسرائيلی - فلسطينی مقالاتی درباره خاورميانه می نوشته و حق الزحمه دريافت می کرده است و بعد از چند سال متوجه می شود که کسی که سايت را اداره می کند مأمور اطلاعاتی است و نتيجه تحقيقات او را در اختيار سازمانهای اطلاعاتی می گذارد.

                    شرايط دوران بازداشت

                    رامين جهانبگلو تأکيد کرده که مأمورانی که او را بازداشت کردند با او هيچ برخورد خشنی نکردند و بازجويان با او بسيار مؤدبانه رفتار کرده اند.

                    او اذعان کرده که محيط زندان، محيط فشار است اما افزوده که در تمام مدت بازداشت وضع جسمی خوبی داشته و دارويی مصرف نمی کرده است.

                    آقای جهانبگلو گفته است: "در زندان برای همه چيز پزشک بود و تنها يک بار برای درد شکم به پزشک مراجعه کردم، من هيچگاه به اوين نرفته بودم و فکر نمی کردم در آنجا پزشکهای مختلف وجود داشته باشند که بيايند و به شما سربزنند و بگويند حال شما خوب است يا خير".

                    پيشينه فرهنگی

                    رامين جهانبگلو از چهره های سرشناس عرصه فلسفه ايران به شمار می رود و سرپرست گروه انديشه معاصر دفتر پژوهشهای فرهنگی ايران بوده است.

                    او در سالهای اخير با بسياری از شخصيتهای نامدار فلسفه و سياست در جهان گفتگو کرده که بخشی از آنها به صورت کتاب منتشر شده است.

                    وی سالهای زيادی خارج از ايران به تحصيل و تدريس مشغول بوده و پس از دريافت دکترای فلسفه از دانشگاه پاريس، در کشورهای آمريکا و کانادا و در دانشگاههايی چون هاروارد و تورنتو تحقيق و تدريس کرده است.

                    آقای جهانبگلو طی چند ماه پيش از دستگيری در کشور هند اقامت داشت و گفتگويی نيز با دالايی لاما، رهبر معنوی بودائيان تبت انجام داده بود.

                    او پس از آزادی از زندان گفته که می خواهد به هند برود و مطالعات هندشناسی را ادامه دهد و کتابی در اين زمينه انتشار دهد.

                    از آثار منتشر شده از رامين جهانبگلو به زبان فارسی می توان به کتابهای مدرنها، مدرنيته، دموکراسی و روشنفکران، و نقد عقل مدرن اشاره کرد.

                    همچنين آثاری به زبان انگليسی و فرانسه از جمله کتاب ايران ميان سنت و مدرنيته و گاندی و فلسفه عدم خشونت از وی منتشر شده است.

                    Comment


                    • #25
                      An Iranian intellectual released after four months in jail has admitted he unknowingly acted against national security interests after being manipulated by US organisations, the ISNA agency reported.

                      "I accepted acting against national security through having contacts with foreigners, but I did not do it intentionally and knowingly," Ramin Jahanbegloo told the agency Thursday, hours after his release on bail Wednesday.

                      "In fact there was a kind of deviation from my philosophical and intellectual research to a political one," added Jahanbegloo, a prominent thinker and writer on democracy and non-violence.

                      Jahanbegloo, who also holds Canadian nationality, was arrested on charges of having ties with foreigners as he tried to leave Iran on April 25, prompting calls from Western countries and fellow intellectuals for his release.

                      "During my prison term I sensed that American organisations put me in a position that I myself did not want to be in," he admitted.

                      "I used to write articles on some sites which were run by security (intelligence) officials, and did so unknowingly," he said.

                      "I have never undertaken any political activity and I was never a political leader. I think that a velvet revolution cannot be carried out in Iran, since the situation in Eastern Europe is not comparable to that of Iran."

                      Iran's Intelligence Minister Gholam Hossein Mohseni Ejeie had said Jahanbegloo was arrested over a US effort to instigate a "velvet" revolution, a reference to the peaceful overthrow of Communist rule in Czechoslovakia in 1989.

                      He pointed to a scholarship from the "National Endowment for Democracy" (NED), a US NGO aimed at strengthening democratic institutions around the world through non-governmental efforts.

                      "I was given a scholarship from NED from 2001 until 2002. During my work with them, which lasted until 2006, I came into contact with some US state department diplomats and institutes," he added.

                      He went on to say that "at some of the conferences I attended there were a number of American and Israeli intelligence agents".

                      Jahanbegloo said that although it was hard for him to endure his term in Tehran's Evin prison, he was nonetheless not treated harshly.

                      "I was not subjected to any physical and mental pressures. My interrogators were friendly and they told me that I had contacts with such and such and I told them yes... they told me that was against national security, and I told them I was in line with national security," he said.

                      "I felt that many allegations were connected with having contacts with foreigners since I have attended a lot of conferences... I was arrested for having contacts with US organisations," Jahanbegloo added.

                      "The first month was hard for me, and during the next three months I was held in solitary confinement with a television set and had access to newspapers. I had contacts with my family."

                      He said that his case was still with Tehran's revolutionary court, which deals with security cases.

                      "The bail was very high since I had to submit two house title deeds," he said. "They did not tell me about the time of the court tribunal and I am not aware whether I am even going to be indicted."

                      Some 500 prominent thinkers, including American linguist Noam Chomsky, Turkish writer Orhan Pamuk and dozens of Iranian expatriates teaching in North America, had called for Jahanbegloo's release.

                      Comment


                      • #26

                        Comment


                        • #27

                          Comment


                          • #28
                            The courage to change

                            There is a standard, typical formula in the confessions made by intellectuals and dissidents freed from prison in the Islamic Republic of Iran. What Ramin Jahanbegloo said in the first interview he gave after his release on bail on 30 August 2006 was very far from this template. So far, in fact, that it suggests a different explanation of what happened to the detained scholar than that proposed by Rasool Nafisi .

                            The first piece of evidence for this view is that Jahanbegloo's argument in the interview he gave to the Iranian student news agency (Isna) seems strong, coherent and consistent enough to rule out the possibility of it being imposed on him by his interrogators.

                            In a key section of the interview - which is not yet available in full in English translation - the political-science lecturer and philosopher describes how some American think-tanks provided him with research opportunities and financial support so that he could conduct comparative analysis of socio-political change in contemporary east-central Europe and the Islamic Republic of Iran.

                            Jahanbegloo describes how this research gradually led to a strengthening of his ties with these think-tanks, and how he eventually realised that the main people interested in the research were intelligence officials and those associated with the U.S. State Department, who sought to use it to help form their polices towards Iran.

                            Jahanbegloo then expresses regret that he was deceived by a quasi-academic structure that effectively treated him as an unofficial analyst for foreign intelligence services. He says that if he knew politicians were exploiting his purely academic activities, he would have never got involved with such institutions in the first place.

                            The last point strikes me as a little odd, since I know Ramin personally from the time he lived in Toronto; I know that he is not so naive as not to realise what think-tanks do and where the research they pursue ends up being most useful. But I also understand how, for professional and economic reasons, a serious scholar could be dragged into such a dark and dangerous game.

                            Indeed, all Iranian activists and researchers are vulnerable these days to being dragged out of their "normal" activities and inveigled into joining various projects and organisations with a not-so-hidden political agenda: to prepare the way for the infamous strategy of regime change - in either of its forms, as military attack or velvet-style revolution - that the Bush administration has pursued towards Iran since 9/11.

                            Ramin's interview also mentions the economic aspect of the position of secular scholars like him. He complains that the Islamic Republic has left such people no choice but to either leave the country or work for foreign organisations in Iran.

                            Jahanbegloo points out that he has never been a politician. But his love for his country and the wonderful potential of an enthusiastic, lively and rapidly changing young society, convinced him that he could wield a positive, educative influence. These considerations encouraged him to return to Iran from Canada, and to remain there even under the harsher conditions of the life and government after Mahmoud Ahmadinejad was elected in June 2005. He has always been true to himself.

                            Tehran's parallel worlds
                            There is a second part of the explanation for the opinions Ramin Jahanbegloo expressed in the interview, which relates to the changing conditions inside the Iranian intelligence apparatus.

                            Tehran's Ministry of Intelligence was embroiled in its biggest-ever scandal in the late 1990s after the exposure of the role of its agents in the murder of more than a dozen writers and intellectuals. The presidency of Mohammad Khatami (1997-2005) responded with an overhaul in the ministry's staff, missions and methods. The minister himself was forced to resign, and the growing influence of the "reformist" Khatami inside the ministry scared the conservative establishment.

                            The infamous paranoia of Iran's supreme leader, Ayatollah Ali Khamanei, saw this process as a risk to Iran's stability and security, as well as to his own position. As a result, he established or at least ignored the creation of several alternative or "parallel" intelligence apparatuses in the judiciary and police that could marginalise and exclude the younger politicians and officials around Khatami.

                            These parallel organisations were quite small, run by inexperienced and untrained staff, and very poorly equipped and managed. It was some operatives of these structures - not the intelligence ministry itself, which after a generation had become professional, efficient, and skilful - who were responsible for the brutal assassinations.

                            The highlight of this conflict between "official" and "unofficial" security organisations was the death of Zahra Kazemi, a Canadian-Iranian photographer who was murdered in detention in July 2003. The official account of the incident produced by the investigative committee appointed by Iran's pre-2005 election (and reformist-dominated) parliament, showed that Kazemi had been well and unharmed while in intelligence-ministry custody; it was only after a branch of the judiciary had taken over the interrogation that she was harmed. The report bluntly accused Saeed Mortazavi, a young judge with close ties to the supreme leader's office who was also responsible for the heavy-handed crackdown on the reformist newspapers.

                            After Khatami and the reformists were ousted, there was no longer need for a parallel, unofficial intelligence apparatus; it was dismantled and Mohseni Ejeie - a figure loyal to and trusted by Ayatollah Khamenei - appointed minister. It is even said that he reports directly to the supreme leader, bypassing President Ahmadinejad (whom Khamenei trusts even less than he did Khatami in intelligence and foreign policy).

                            These new circumstances in the intelligence system, against a background of increasing international diplomatic and public-opinion pressure, mean that it would make little sense for the intelligence ministry to continue a policy of imposing arbitrary arrest, mental and physical torture, and self-abasing confession on dissidents, artists, and academics.

                            This is the context in which Ramin Jahanbegloo's actions can be understood. Ramin admits his mistake in indirectly helping the Bush administration in its plans for regime change in Iran through fomenting internal unrest and instability. These plans are now public knowledge, as is the fact that many Iranians are continuing to make the same mistake. But Jahanbegloo is smart enough to realise his error and change his path.

                            Sometimes the trigger for a person to confess to his or her mistakes is not torture by a brutal bunch of interrogators but his or her honest and couragous encounter with the larger picture to which he or she is contributing. Thanks to the work of the reformists who governed the country until 2005, Iran has passed the stage of state terror. The danger now is that the regime-change plan of the Bush administration has the effect of turning everything in Iran back to a pre-Khatami stage. Such a policy must be opposed.

                            Comment


                            • #29

                              Comment


                              • #30
                                دکتر رامین جهانبگلو، روشنفکر ایرانی و استاد فلسفه و علوم سیاسی مرکز اخلاقیات دانشگاه تورنتو، چند روز پیش در کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو با عنوان «امروز چگونه می*توان ایرانی بود؟» به سخنرانی و بحث و گفت و گو پرداخت.
                                جهانبگلو در آغاز صحبتش، با تاکید بر این*که پرسش منتسکیو برای ما ایرانی*ها از همه*ی پرسش*ها امروزی*تر است، گفت: «ما ایرانی مثل هر ملت کهنه و تاریخی دیگری، خودمدار هستیم و همه ملت*هایی چون چینی*ها، هندی*ها و ایرانی*ها که خودمدار هستند، جهان*مدار هم هستند.
                                یعنی خودشان را در مرکز جهان می*بینند و تاریخ خودشان را هم به عنوان تاریخ جهان حساب کرده*اند و این وضعیت فکری و سیاسی در اندیشه پیش*مدرن ملت*هایی مثل ما ایرانی*ها، نقش بسیار مهمی بازی کرده است.»
                                «ایرانی*ها مثل هر قوم دیگری، همیشه برای این*که خودشان را توصیف کنند، گاهی هم برای این*که خودشان را توجیه کنند، همیشه در ارتباط با "دیگری" این کار را انجام دادند. ما ایرانی*ها مرتب این کار را می*کنیم؛ حتی در قرن بیست و یکم.
                                یعنی ما خودمان را با عرب*ها مقایسه می*کنیم. ما خودمان را با مغول*ها و سرانجام خودمان را با غرب و اروپا مقایسه می*کنیم و این*ها همیشه «دیگری» ما بوده*اند.بنابراین «ایرانی» بودن، مثل هر هویت دیگری، به عنوان یک مقوله یک*دست و خالص و ناب غیر*قابل تصور است، چون هر هویتی در جامعه*ی امروز با هویتی دیگر می*تواند شکل بگیرد و مهم*تر از آن، در آمیزش و گفت وگو با هویت*های دیگر می*تواند خود را بازتولید و بازسازی کند.
                                «در جامعه*ی سنتی مثل ایران که جامعه*ای است مثل هند، ولی الان در یک وضعیت دیگری به*سر می*برد، این سنت بوده که همیشه افق و حدودش، شناخت و اعمال ما را تعیین کرده و زمانی که این سنت بدون مدرن شدن، خودش در یک وضعیت برزخی قرار می*گیرد، جامعه مثل جامعه*ی کنونی که ما امروزه در ایران در آن زندگی می*کنیم، یا به هر حال دور از آن زندگی می*کنیم، از مبنای اخلاقی خودش خالی می*شود.

                                دکتر رامین جهانبگلو، روشنفکر ایرانی و استاد فلسفه و علوم سیاسی مرکز اخلاقیات دانشگاه تورنت (عکس: زمانه)
                                یکی از گرفتاری*هایی که ما امروزه در جامعه*ی ایران داریم این است که از سنت*های*مان بریده**ایم، سنت*های*مان به خاطر بحران*های سیاسی، اجتماعی و فکری که با آن*ها درگیر بودند، مورد سوال قرار گرفته*اند*؛ ولی کاملاً مدرن هم نشده*ایم. و در یک وضعیت برزخی هستیم که مثل یک تونل است و همه ایرانی*ها از تمام قشر*های اجتماعی، داریم از این تونل رد می*شویم که به ته آن برسیم و هیچ کسی هم نمی*داند ته این تونل کجا خواهد بود.
                                ولی آن چیزی که مسلم هست و ما این را در درجه اول در خانواده*های مان می*بینیم؛ در رفتارهای*مان با بچه*های*مان،* با پدر و مادرمان، با دوستان*مان و بین برادر و خواهرها می*بینیم این است که ما دیگر آدم*های سنتی نیستیم. حتی اگر هنوز هم بخواهیم به سبک سنتی زندگی کنیم، فکرمان دیگر فکر سنتی نیست.
                                درحقیقت ما به*صورت دینی و با یک نگاه دینی و حتی اسطوره*ای و افسانه*ای به جهان نگاه می*کردیم و طبیعتاً پاسدار* این افسانه*ها و اسطوره*ها هم همیشه مراجع مختلف سیاسی یا دینی بودند. اما به محض این*که این مراجع، خودشان از نظر فکری و ایدئولوژیک دچار بحران شدند، طبیعتاً آن ارزش*ها هم دچار بحران شده و ما این وضعیت را پیدا کردیم.»
                                رامین جهانبگلو در ادامه حرف*هایش درباره ویژگی*های جامعه و هویت ایرانی در گذشته و حال، گفت که یکی از مشکلاتی که ما ایرانی*ها داریم این است که چگونه در درون تمدن و فرهنگ خودمان با یکدیگر گفت وگو داشته باشیم.
                                «این سنت که در ایران بوده و می*شود اسم آن را گذاشت "اسطوره*ای- دینی"، خودش را همیشه به عنوان یک هویت خالص، ناب، محض و تک*انگار و تک*گو معرفی کرده و طبیعتاً جامعه*ای که بر مبنای چنین بینشی از هویت، عمل کند همیشه درگیر با خشونت است. چرا؟ به خاطر این*که دیگران را همیشه نفی می*کند.»

                                جهانبگلو با اشاره به تاریخ معاصر ایران گفت که ما در صد سال گذشته شاهد دو گفتمان مسلط ایدئولوژیک در رابطه با هویت ایرانی بوده*ایم. از یک*سو گفتمان سنت*ستیز و از سوی دیگر گفتمانی تجدد*ستیز که این دو گفتمان هر دو در پی یکسان*سازی هویت ایرانی بوده*اند و نتایج سیاسی آن نیز همیشه برای ملت ایران شوم بوده است.
                                «اگر ایرانی بودن را امروزه ما در قالب یک ایدئولوژی خالص*اندیش و کلی*پرداز بیندیشیم و معرفی کنیم، یعنی در پی خالص*سازی هویت ملی یا مذهبی*مان باشیم، مثل خیلی از اقوام دیگر هم دچار خشونت می*شویم و هم در دراز*مدت از بین می*رویم.
                                در جهان امروز ما اصلاً به*طور کلی مقوله*ای به نام فرهنگ محض و ناب نداریم. ولی اگر قبول داشته باشیم که ایرانی بودن - با وجود این*که برمی*گردد به یک سری از ارزش*ها و سنت*هایی که ما درباره آن*ها صحبت کردیم- با امر ایرانی نبودن مطرح می*شود، یعنی اگر یک امر سیال و یک امر آمیزشی و مرکب است که در گفت وگو با هویت*های دیگر تعریف و تعیین می*شود؛ می*توانیم به این نتیجه برسیم که ایرانی بودن یک امر چند بعدی است.
                                هویت ایرانی به نظر من از سه لایه* هستی*شناختی و انسان*شناختی و لایه*های سیاسی تشکیل شده که این سه لایه عبارتند از دوره ماقبل از اسلام، دوره اسلام شیعه و دوره مدرن.
                                هر ایرانی از این سه لایه تشکیل شده است*. نمی*شود یک لایه را از بین برد و گفت که من فقط می*خواهم ایرانی شیعه باشم، ولی هیچ ارتباطی با دوره کوروش و داریوش و خشایارشاه نداشته باشم.
                                نمی*شود گفت که من فقط می*خواهم از نوادگان کوروش و داریوش باشم، ولی اسلام شیعه اصلاً هیچ ربطی به من ندارد و تمام این مساجد و عرفانی که در ایران به*وجود آمده، اصلاً چیزهای بی*خودی است که باید این*ها را دور بیندازیم.
                                و بالاخره بخش سوم این است که ما نمی*توانیم نافی این داستان باشیم که ما اقلاً در صد سال گذشته با غرب رویارویی و برخورد داشتیم و به خاطر این رویارویی و برخورد، تا حدی مدرن شده*ایم و مدرنیته را تا *حدی پذیرفته*ایم.
                                به هر حال آن وضعیت برزخی به*وجود آمده است. یعنی ما کاملاً شیعه و یا ماقبل اسلامی نیستیم، بلکه *مدرنیته* هم بخشی از آن است که به*وجود آمده است.
                                آن بخش ماقبل اسلامی، در حقیقت تمام ناسیونالیسم ما را ایجاد می*کند. این گفتمانی است که در همه ما وجود دارد. وقتی که ایرانی*ها در مورد اعراب، افغان*ها، ژاپنی*ها، چینی*ها و حتی گاهی درباره غربی*ها فکر می*کنند، آن چیزی را از درون خودشان بیرون می*آورند که من به آن می*گویم "سندروم امپراتوری".
                                یعنی همیشه می*گوییم ما *ملت بزرگی بودیم؛ تاریخ بزرگی داشتیم، امپراتوری بودیم و دیگران اصلاً آدم نبودند، توی غار زندگی می*کردند، یا سوسمار*خور بودند.
                                *تقریباً ما هیچگاه ناسیونالیسم و ملی*گرایی*مان را بر مبنای اسلام شیعه طرح*ریزی نکردیم. آن قسمتی که برمی*گردد به هویت اسلامی ما، بیشتر به دلیل ایمان دینی و *** سنت*گرایی و یک*سری از ارزش*های دینی است که ما با آن به جهان نگاه می*کنیم.
                                و بالاخره مدرن بودن ما هم یک وضعیت خیلی خیلی عجیب و غریبی دارد که در این زمینه اتفاقاً ما با خیلی از کشورهای عربی، شاید با ترک*ها یا برخی از کشورهای آسیایی همدل و همراه باشیم، به خاطر این*که مدرنیته*ای است که هضم نشده است.»

                                دکتر رامین جهانبگلو، روشنفکر ایرانی و استاد فلسفه و علوم سیاسی مرکز اخلاقیات دانشگاه تورنتو (عکس: زمانه)
                                جستجوی هویت سنتی که در آن دوران*ها بسیار مهم بوده به نظر رامین جهانبگلو به*صورت ابزاری ایدئولوژیک درآمده و بعد از انقلاب حتی به*صورت ابزاری سیاسی شکل گرفته است.
                                «در دوره* کنونی، به*ویژه در ۱۵ سال گذشته، این بحث در ایران خیلی مهم*تر شده و طبیعتاً دو قشری که بعد از جنگ ایران و عراق و در دوره دولت هاشمی رفسنجانی این بحث را شروع کردند، یکی نواندیشان دینی هستند که خودشان را روشنفکران دینی می*دانند و اعتقاد دارند که می*شود میان اسلام و تجدد آشتی برقرار کرد، و دسته دوم روشنفکران عرفی یا سکولار هستند که طبیعتاً فکر می*کنند که باید در دین بازنگری کرد و بیشتر به دنبال درک مفاهیم درست یا یک بینش درستی از دنیای مدرن هستند.»
                                به نظر جهانبگلو هر دو بحثی که دو گروه از روشنفکران ایرانی مطرح می*کنند، برای ایران و چگونه ایرانی بودن بسیار مهم است. چون هر دو ضمن پرداختن به ابعاد سیاسی و فلسفی مدرنیته، به مساله هویت ایرانی نیز توجه می*کنند و نسل جوان*ترِ روشنفکران و نخبگان ایرانی، حالت دو قطبی بودن را کنار گذاشته*اند و بحث یک بعدی بودن هویت ایرانی را مورد سوال قرار می*دهند.
                                «فکر کنم همه ما با هم هم*عقیده باشیم که نتیجه*ای که می*شود گرفت این است که راه حل*هایی برای این*که بگوییم ایرانی بودن چیست*، دیگر با غرب*ستیزی، تجدد*ستیزی یا سنت*ستیزی اصلاً نمی*تواند شکل بگیرد.
                                امروزه بحث ما بسیار وسیع*تر شده و بحث هویت برای ایرانی*ها، خصوصاً ایرانی*هایی از نسل جوان*تر، شکل جدیدی از ملی*گرایی را توصیف می*کند. امروزه بحثی که ایرانی*های جوان*ترمان در مورد ملی*گرایی و ناسیونالیسم ایرانی می*کنند، دیگر آن بحثی نیست که در دوره*هایی مثل رضا شاه یا حتی دوره مصدق انجام می شد*.
                                به نظر من امروزه بحثی که مهم است بحث "میراث" است، کلمه میراث، که جای مفهوم سنت و تجدد را گرفته است. یعنی لازم نیست که بگوییم ما کاملاً سنتی هستیم یا کاملاً متجددیم.
                                ولی چیزی که مهم است این است که ما *میراثی* فکر می*کنیم و این*جا میراثی فکر کردن، همان سه لایه*ای است که اشاره کردم. یعنی مساله *ایرانیت*، *اسلامیت* و به یک نوعی مدرنیته، یا به قول آقای آشوری مدرنیت*، که هم یک بحث هستی*شناختی است و هم انسان*شناختی و هم جامعه*شناختی.
                                هم*زیستی بین این سه قطب است که امروزه می*تواند هویت ایرانی را تشکیل دهد. این بحث ناکجا*آبادی نیست، بحثی فقط سیاسی و اجتماعی نیست و بحثی نیست که بشود فقط در یک قالب ایدئولوژی سکولار یا ایدئولوژی دینی آن را مطرح کرد.
                                بلکه این، بحثی است که دقیقاً برمی*گردد به همان بحث روح و نفس ایرانیان در پروسه جهانی شدن، به این*که ما امروزه چگونه می*توانیم هم جهانی فکر کنیم، هم جهانی باشیم و هم ایرانی باشیم و این دو تا چگونه می*توانند که با همدیگر همراه باشند.»
                                دکتر رامین جهانبگلو در بخش پایانی حرف*های خود درباره این*که «امروز چگونه می*توان ایرانی بود؟» گفت:
                                «همان*گونه که تجدد*ستیزی و سنت*ستیزی دو روی یک سکه بودند و ما را به نتایج سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بسیار شومی رساندند؛ به همین صورت امروزه وقتی درباره ایرانی بودن یا میراث ایرانی صحبت می*کنیم، به همان اندازه باید خود را جهانی بدانیم و درباره میراث جهانی فکر کنیم.
                                ایرانی بودن، یعنی معاصر بودن و به نظر من برای ایجاد دموکراسی در جامعه*ای مثل ایران احتیاجی به شعاری نداریم که مثلاً تقی*زاده می*داد که ایرانی باید ظاهراً، باطناً، جسماً و روحاً، فرنگی*مآب *شود. یعنی ما احتیاج به یک تجدد اختراعی نداریم.
                                آن چیزی که ما بیشتر از هر چیز به آن احتیاج داریم، مساله فرهنگ شهروندی و قانون*پروری است، مساله خشونت*زدایی، تعصب*زدایی است و اعتدال سیاسی است.
                                اعتدال شاید از همه چیزها مهم*تر باشد. و اینجا*ست که می*توانیم بگوییم میان هویت و ارزش*های ایرانی و جهان امروزی، پیوند "میراثی" وجود دارد. چون چیزی که دنیای امروز دارد به ما می*آموزد این است که ما می*توانیم هویت ملی*مان را داشته باشیم، ولی ضمناً مدنیت مدرن هم داشته باشیم.
                                پس اینجا مساله*ای که مطرح می*شود این است که ایرانی بودن، جستجوی یک هویت آرمانی نیست و الزاماً بازگشت به گذشته هم نیست؛ بلکه جهانی اندیشیدن است، یعنی قرار گرفتن در مسیر و فرآیند زمان و تمدن جهانی.»

                                Comment

                                Working...
                                X