Israeli Lobby Groups

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Israeli Lobby Groups

    با عضوگيري 150 نماينده پارلمان اروپا

    اولين لابي صهيونيستي در اروپا تاسيس شد

    سازماني جديد با عنوان « دوستان اروپايي اسراييل» هفته آينده در بروكسل تاسيس مي شود كه در حقيقت اولين گروه لابي اسراييلي در اروپا محسوب مي شود.


    پايگاه اينترنتي واي نت نيوز كه بخشي از بزرگترين گروه رسانه اي رژيم صهيونيستي است، نوشت: « اين گروه جديد مشابه كميته روابط عمومي آمريكا و اسراييل خواهد بود كه با هدف تقويت روابط آمريكا و اسراييل تاسيس شده است.»
    در اين گزارش آمده است:« برخي از اعضاي پارلمان اروپا و برخي از بازرگانان يهودي طرفدار اسراييل تصميم گرفته اند با تاسيس اين گروه به طور ساختارمند در پي تقويت روابط اروپا و اسراييل باشند.»
    يكي از اهداف اين گروه اين است كه وجهه اسراييل را در اروپا بهبود بخشد.
    از ايهود اولمرت نخست وزير اسراييل نيز دعوت شده است تا در مراسم افتتاح تشكيل اين گروه شركت كند ولي ظاهرا وي در اين مراسم شركت نخواهد كرد.
    يهوشوا بن يوسف نماينده اين گروه در اسراييل اعلام كرد:« تا كنون 150 نماينده پارلمان اروپا به اين لابي ملحق شده اند.»

    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2
    لابي يهود



    نويسنده اين مقاله با تبيين ابعاد مختلف «لابي قدرتمند يهود» و تأثيرات شگفت*انگيز آن بر فرهنگ، رسانه*ها و اقتصاد آمريكا معتقد است، يهوديان ممكن است با نفوذ قدرتمند خود، زمينه*ساز آغاز جنگ جهاني سوم گردند.


    اشاره:

    همة سال*هاي نيمه دوم قرن بيستم با جنايات و كشتارهاي دولت تجاوزگر اسراييل عليه مردم فلسطين همراه بوده است. جناياتي كه به *رغم محكوميت جهاني آن، نه تنها از سوي دولت آمريكا محكوم نمي*شود، بلكه همه ساله با وجود كمك*هاي چندميلياردي دولت ايالات متحده به دولت اسراييل، با انواع كمك*هاي سياسي و نظامي نيز همراه است. از ديگر سو، رسانه*هاي آمريكا و سيستم آموزشي اين كشور با مظلوم*نمايي مردم يهودي ساكن اسراييل، فلسطينيان را تروريست مي*خوانند.
    نويسنده اين مقاله با تبيين ابعاد مختلف «لابي قدرتمند يهود» و تأثيرات شگفت*انگيز آن بر فرهنگ، رسانه*ها و اقتصاد آمريكا معتقد است، يهوديان ممكن است با نفوذ قدرتمند خود، زمينه*ساز آغاز جنگ جهاني سوم گردند. هم*زمان با سالگشت اشغال سرزمين فلسطين به دست صهيونيسم بين*الملل، اين مقاله به حضور خوانندگان گرامي موعود تقديم مي*گردد.

    اتحاد شگفت*آور يهوديان

    قدرت هولناك لابي يهود پديده جديدي نيست اما از گذشته، عامل مهم و تأثيرگذاري بر زندگي عموم آمريكاييان بوده است.
    در سال 1941 ميلادي، چارلز ليندبرگ در مورد خطر گسترش قدرت و نفوذ يهوديان در رسانه*ها و دولت آمريكا صحبت نموده بود. اين خلبان نامدار 39 ساله كه به دليل پرواز تاريخي و تك نفره خود از نيويورك تا پاريس، شناخته شده است، در جمع 7000 نفر از مردم شهر «دس مونيس» در 11 سپتامبر 1941، از احتمال مشاركت دولت آمريكا در جنگ جهاني دوم و لشكركشي به اروپا احساس نگراني كرده بود. او از 3 گروه. كشور انگلستان، يهوديان و دولت روزولت كه با فشار خود آمريكا را در جنگ وارد خواهند نمود، نام برده بود. او در مورد يهوديان گفت:
    بزرگ*ترين خطر آنها براي اين كشور، تسلط يهوديان بر رسانه*ها، سينما، راديو و دولت ايالات متحده است.
    ليندبرگ ادامه مي*دهد:
    آنان به دليل اين كه به اين آب و خاك تعلق ندارند، تمايل دارند ما را به جنگ وارد نمايند. ما نمي*توانيم پافشاري آنها بر منافعشان را سرزنش نماييم، بلكه ما بايد به آينده آمريكا بينديشيم. ما نمي*توانيم اجازه دهيم كه ديگران، كشور ما را به ويراني و تباهي بكشانند.
    در سال 1987 ميلادي، آلفرد ليلينتال، استاد يهودي دانشگاهي در آمريكا، در كتاب خود با نام ارتباطات يهودي مي*نويسد:
    آيا مي*دانيد صهيونيست*ها چه فشارهايي را بر مردم آمريكا وارد مي*نمايند؟ اين فشارها حاكي از ارتباطات يهوديان است. آنان با همديگر اتحادي شگفت*انگيز دارند اما در ارتباط با ديگر افراد غيريهودي، شديداً دافعه دارند... در مناطق بزرگ، يهوديان صهيونيست در محدوده بخش*هاي هنري، صنايع سرگرم كننده، اجتماعي، تجاري و مالي كشور ما، نفوذي فراوان دارند.
    همچنين به دليل سلطه يهوديان بر رسانه*هاي مختلف كشور ما، پوشش خبري زد و خوردهاي سربازان اسراييل و مردم فلسطين در تلويزيون*هاي آمريكا، روزنامه*ها و مجلات اين كشور، رويكردي همسو با سياست*هاي دولت اسراييل دارد. به عنوان مثال، اين رسانه*ها به صورتي نادرست از فلسطينيان مبارز به عنوان افراد «تروريست» نام مي*برند. انعكاس يك طرفه و جانبدارانه وقايع موجود در منطقه و عدم توجه به دلايل مقاومت*هاي مردمي در فلسطين را نيز تنها مي*توان به دليل كنترل*هاي همه جانبه و شديد يهوديان صهيونيست بر رسانه*هاي ما دانست.


    تاريخ*نگاري يك طرفه هولوكاست

    يهوديان دست*اندر كار در بخش*هاي دانشگاهي و فرهنگي، تأثير عميقي بر چگونگي نگاه آمريكاييان به گذشته داشته*اند. در هيچ واقعه*اي نمي*توان به اندازة جنجال رسانه*اي در مورد «هولوكاست»، ديدگاه يك طرفه و قوم محوري يهوديان را مشاهده كرد.
    يهودا باير، تاريخ*نويس اسراييلي واقعه هولوكاست كه استاد دانشگاه اورشليم است، مي*گويد:
    صحيح يا غلط، طبق واقعيت*هاي تاريخي و يا برخلاف آنها، با درك و فهم اين اتفاقات و يا براساس تاريخ نگاري*هاي پرزرق و برق ولي بي*محتوا، واقعه هولوكاست به عنوان نماد حاكم بر فرهنگ ما شناخته مي*گردد... به ندرت در يك ماه برنامه تلويزيوني، فيلمي جديد، درامي جديد، كتاب*هايي نو و شعر يا نثري مرتبط با اين واقعه عرضه نمي*شود و اين جريان سيل*آسا از محصولات فرهنگي و هنري، در حال افزايش و نه كاهش است.

    نكته مهم در اين قضيه اين است كه يهوديان نيز ناخودآگاه به اين واقعه توجه نشان داده*اند؛ اما در برابر ده*ها ميليون قرباني متحدان آمريكا در جنگ جهاني دوم و همچنين مرگ 12 تا 14 ميليون آلماني و در نهايت، قربانيان بي*گناه بمباران*هاي هوايي و موشكي سال*هاي 1944 تا 1949 ميلادي كه به كشتار دو ميليون نفر انجاميد، عكس*العمل خاصي نداشته و اين وقايع در سايه تاريخ نگاري*هاي دروغين هولوكاست قرار گرفته است.
    بي*شك رسانه*هاي ثروتمند و مراكز علمي، همسو با منافع اسراييل قدم برمي*دارند. پل همين يكي از اساتيد تاريخ نوين يهود در دانشگاه «يال» معتقد است:

    با توجه به سياست*هاي كنوني اسراييل، ممكن است واقعه هولوكاست، نه تنها در جهت تثبيت خواسته*هاي سياسي آنها، بلكه به عنوان عاملي جهت اتحاد بيشتر يهوديان به كار رود و آنان بفهمند كه براي دفاع از خود بايد تنها بر هم*كيشان يهودي خويش اتكا نمايند. داستان*پردازي*هاي كنوني يهوديان در مورد جنايات ارتش نازي، جاي مباحث عقلاني در اين مورد را گرفته و باعث تعديل نظرات منتقدان سياست*هاي فعلي دولت تجاوزگر اسراييل و مشروعيت آن شده است.

    نورمن فينكلستين يك استاد يهودي كه در دانشگاه نيويورك درس «علوم سياسي» را تدريس مي*نمايد، در كتاب خود با عنوان صنعت هولوكاست مي*گويد:

    استفاده از هولوكاست، به دستاويزي جهت رد انتقادات وارده به يهوديان تبديل شده است. همچنين اين مظلوم نمايي*ها به مشروعيت حكومت مستبد اسراييل و حمايت*هاي دولت آمريكا كه از حاميان دولت اسراييل است، كمك مي*نمايد.
    اين نويسنده همچنين به اخاذي دولت اسراييل از كشورهاي آلمان و سوئد به دليل شركت در اين فاجعه اشاره مي*كند و در مجموع، واقعه هولوكاست را به عنوان بزرگترين سرقت واقعيت در تاريخ بشريت معرفي مي*كند.
    امروزه يهوديان ساكن اسراييل در انجام ظلم و تعدي نسبت به اعراب، آزاد هستند همچنين در شرايط فعلي، با توجه به حمايت*هاي كاخ سفيد و سناي آمريكا از اقدامات اسراييل به علاوه روش*هاي اطلاع*رساني رسانه*هاي خبري آمريكا، به نظر مي*رسد كه ارزش زندگي اسراييلي*ها، از ديگران بيشتر باشد.
    رياست اسبق ستاد مشترك ارتش آمريكا، درياسالار توماس مورد در مورد تأثيرات يهوديان و دولتمردان اسراييلي بر ايالات متحده مي*گويد:
    من تا كنون رئيس*جمهوري از آمريكا را نديده*ام كه پشتيبان اسراييل نباشد. اين امر ذهن*ها را سردرگم مي*كند. اسراييلي*ها و يهوديان هميشه به آنچه مي*خواهند، مي*رسند. آنان هميشه مي*فهمند كه چه اتفاقي در حال جريان است. مردم ما اگر بفهمند كه اين افراد چه تسلطي بر دولت آمريكا دارند، فريادهاي اعتراض*آميز خود را اعلام خواهند نمود اما مطمئناً مردم ما در مورد آنچه در جريان است، هيچ اطلاعي ندارند.
    امروزه خطر بيش از گذشته حس مي*شود. اسراييل و سازمان*هاي يهودي همراه با دولت آمريكا كه از طرفداران يهوديان به شمار مي*رود، ممكن است ايالات متحده را كه داراي قوي*ترين ارتش و قدرت اقتصادي دنياست، به جنگ*هاي جديدي با دشمنان اسراييل بكشانند. چندي پيش سفير دولت فرانسه در لندن، اسراييل را يك كشور كوچك كثافت و تهديدي براي صلح جهاني خواند. وي همچنين افزود:
    چرا بايد دنيا در معرض خطر وقوع جنگ جهاني سوم، آن هم به دليل اقدامات اين يهوديان قرار گيرد؟

    در مجموع بايد گفت: يهوديان تأثيرات زيادي بر دولت ايالات متحده دارند. لابي يهودي به يك عامل تأثيرگذار در حمايت*هاي آمريكا از دولت اسراييل تبديل شده است. منافع افراد يهودي به يك عامل تأثيرگذار در حمايت*هاي آمريكا از دولت اسراييل تبديل شده است.
    منافع افراد يهودي و صهيونيست مطمئناً با منافع آمريكايي*ها يكسان نيست. بي*ترديد تا زماني كه لابي بسيار قدرتمند يهود، جايگاه خود را مستحكم*تر مي*نمايد، هيچ پاياني در مورد تحريفات تاريخي سازمان يافته يهوديان، در فعاليت*هاي جاري آنها و تاريخ*نگاري*هاي دروغين آنها به همراه تسلط يهوديان صهيونيست بر سيستم سياسي ايالات متحده وجود نخواهد داشت.
    همچنين با وضعيت كنوني، تهاجمات صهيونيست*ها بر فلسطينيان، نبردهاي خونين بين افراد يهودي و غيريهوديان و در نهايت، تهديدات اسراييل عليه صلح، هرگز پايان نخواهد يافت.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3
      نويسندگان: جان مير شمير و استفن والت

      لابي آيپك



      لابي اسرائيل در ايالات متحده، در كنگره اين كشور حضوري كاملاً پررنگ دارد؛ به طوري كه به جرأت مي*توان گفت، يكي از سه ركن ساختار حكومتي آمريكا (يعني قوه مقننه)، زير سلطه خفه*كننده لابي اسرائيلي قرار دارد. البته اين لابي مي*داند كه از چه راه*هايي، ديگر شاخه*ها را نيز در خدمت منافع اسرائيل درآورد.


      چكيده:

      لابي اسرائيل در آمريكا، يك گروه خاص و تعريف شده در ايالات متحده نيست، بلكه طيفي از سازمان*هاي بزرگي (مثل آيپك) را شامل مي*شود كه به صورت كاملاً سازمان*دهي شده و هماهنگ عمل مي*كنند.
      اصولاً نمي*توان همه يهوديان آمريكا را جزو لشكر لابي اسرائيل در اين كشور دانست، زيرا بسياري از آنها (حدود 30%) هيچ نسبتي ميان خود و اهداف اسرائيل نمي*بينند. لابي اسرائيل در ايالات متحده، در كنگره اين كشور حضوري كاملاً پررنگ دارد؛ به طوري كه به جرأت مي*توان گفت، يكي از سه ركن ساختار حكومتي آمريكا (يعني قوه مقننه)، زير سلطه خفه*كننده لابي اسرائيلي قرار دارد. البته اين لابي مي*داند كه از چه راه*هايي، ديگر شاخه*ها را نيز در خدمت منافع اسرائيل درآورد.

      ما از «لابي» به عنوان علامت اختصاري ائتلاف اشخاص و سازمان*هايي استفاده مي*كنيم كه فعالانه تلاش مي*كنند تا سياست خارجي آمريكا را به سمت خواسته*هاي اسرائيل سوق دهند. معني*اش اين نيست كه بگوييم، لابي يك حركت منسجم با رهبريت مركزي است، يا اشخاص درون آن، در ارتباط با موضوعات خاص با هم اختلاف ندارند. همه يهوديان آمريكا بخشي از اين لابي محسوب نمي*شوند، زيرا براي بسياري از آنها اسرائيل يك موضوع برجسته و مهم نيست. به عنوان مثال، طي تحقيقاتي كه در سال 2004 صورت گرفت، تقريباً 36% يهوديان آمريكا اعلام كردند كه يا «اصلاً» احساسي نسبت به اسرائيل ندارند و يا چنين احساسي در آنها «قوي» نيست. بسياري از يهوديان آمريكا هم هيچ نسبتي ميان خود و سياست*هاي خاص اسرائيل نمي*بينند. اما بسياري از سازمان*هاي كليدي اين لابي، مثل كميته امور عمومي آمريكايي- اسرائيلي (آيپك) و كنفرانس رؤساي سازمان*هاي اصلي يهودي، توسط افراد تندرويي رهبري مي*شوند كه معمولاً از سياست*هاي توسعه طلبانه حزب ليكود، از جمله مخالفت اين حزب با روند صلح اسلو حمايت مي*كنند. ضمناً تمايل اكثريت يهوديان آمريكا اين است كه اسرائيل از فلسطينيان امتياز بيشتري كسب كند؛ و تعدادي از گروه*ها از جمله «صداي يهود براي صلح» چنين گرايش*هايي را نمايندگي مي*كنند. به هر حال، علي*رغم چنين تفاوت*هايي، هم ميانه*روها و هم تندروها، در حمايت از اسرائيل، ثابت قدم و استوارند.

      تعجبي ندارد كه رهبران يهودي آمريكا اغلب با مقامات اسرائيلي مشاوره مي*كنند تا مطمئن شوند كه اقداماتشان باعث پيشبرد اهداف اسرائيل مي*شود. همان*طور كه يك فعال وابسته به يك سازمان بزرگ يهودي نوشت: «براي ما آسان است كه بگوييم، سياست ما در مورد اين موضوع، به خصوص است؛ اما به هر حال بايد خود را با اهداف اسرائيلي*ها هماهنگ كنيم. ما به عنوان يك جامعه، در همه مواقع، بايد چنين رويه*اي داشته باشيم.» اين يك پيش داوري شديد عليه هر گونه انتقاد نسبت به سياست*هاي اسرائيلي است و در نتيجه اين پيش داوري، تحت فشار قرار دادن اسرائيل، به عنوان امري خارج از قاعده دانسته مي*شود. ادگار برونفمن اس آر، رئيس كنگره جهاني يهود، وقتي كه در ميانه سال 2003 نامه*اي به رئيس جمهور بوش نوشت و از وي مصرانه خواست تا اسرائيل را از ايجاد «ديوار امنيتي» جنجالي باز دارد، «متهم» به خيانت شد. منتقدان وي گفتند: «براي رئيس كنگره جهاني يهود، در هر زماني زشت است كه با رئيس جمهور ايالات متحده لابي كند و وي را وادارد، در مقابل سياست*هاي حامي اسرائيل، بايستد.»

      مشابه آن نيز زماني بود كه سيمور ريچ، رئيس هيأت سياست*گذاري براي اسرائيل در آمريكا، در نوامبر سال 2005 از كاندوليزا رايس خواست تا از اسرائيل بخواهد، مرز بحراني نوار غزه را بازگشايي كند. اقدام وي هم تحت عنوان يك عمل «غير مسئولانه»، تقبيح شد؛ و منتقدان وي گفتند: «مطلقاً هيچ بخشي از جريان اصلي يهودي نبايد در جهت كسب نظر عليه سياست*هاي امنيتي ... اسرائيل فعال شود.» ريچ براي پس زدن اين حملات اعلام كرد كه كلمه «فشار» در هيچ فرهنگ لغتي، وقتي كه در ارتباط با اسرائيل باشد، معني و مفهوم ندارد.

      يهوديان آمريكا يك رشته از سازمان*هاي مؤثر را ايجاد كرده*اند تا از اين طريق بتوانند سياست خارجي آمريكا را تحت تأثير قرار دهند و در ميان اين سازمان*ها، ايپك قدرتمندترين و مشهورترين آنها است. در سال 1997، مجله فورچون از اعضاي كنگره و كارمندانش خواست تا فهرست قدرتمندترين لابي*ها را در واشنگتن ارائه كنند. در فهرست مذكور، آيپك در رتبه دوم و پس از «اتحاديه آمريكايي افراد بازنشسته» و جلوتر از «اي اف ال* سي آي اُ» و «اتحاديه ملي تفنگ*داران» قرار گرفت. تحقيقاتي كه نشنال ژورنال در مارس سال 2000 انجام داد نيز به همين نتيجه رسيد، در اين تحقيقات هم آيپك (به همراه اي آرپي) در جايگاه دوم در واشنگتن و در «رده نيرومندان» قرار گرفت.

      اين لابي همچنين افراد برجسته مذهب پروتستان مثل گاري با اوثر، جري فالول، رالف ريد، پت روبرستون و به علاوه ديك آرمي و تام دلي، رهبران سابق اكثريت در كنگره را در خود جاي مي*داد. همه آنها معتقد بودند كه تولد دوباره اسرائيل، پيش*گويي كتاب مقدس را تكميل مي*كند و آنها از برنامه توسعه*طلبانه اسرائيل حمايت مي*كنند؛ آنها معتقدند كه مخالفت با اين برنامه، مخالفت با اراده الهي است. محافظه*كاران جديد غير كليمي مثل جان بولتون، روبرت بارتلي، سردبير سابق وال استريت ژورنال و ستون نويس ذي نفوذ جرج ويل هم از حاميان ثابت قدم اسرائيل هستند.

      ساختار دولت آمريكا هم راه*هاي نفوذ زيادي را براي فعالان، جهت اعمال نفوذ در روند سياست*گذاري، فراهم مي*كند. گروه*هاي ذي*نفع مي*توانند با نمايندگان منتخب و اعضاي قوه مجريه لابي كنند؛ در تبليغات انتخاباتي به آنها كمك كنند؛ در انتخابات به آن*ها رأي دهند؛ افكار عمومي را در راستاي اهداف خود شكل دهند و ... . در زماني كه آن*ها متقبل موضوعي مي*شوند و عده زيادي از مردم هم نسبت به آن موضوع بي*تفاوت هستند، لابي مذكور از نفوذ بي*حد و اندازه خود بهره مي*گيرد و آنها را به سمت خود متمايل مي*كند. بدين ترتيب سياست*گذاران تمايل پيدا مي*كنند، با اين گروها، بيشتر هماهنگ شوند؛ چرا كه مطمئن هستند، از جانب بقيه مردم به خاطر اقدامشان مورد توبيخ قرار نمي*گيرند.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4

        لابي اسرائيل در عمليات مهم و اساسي*شان، با لابي مزرعه*داران، صاحبان فولاد، اتحاديه*هاي كارگران نساجي و يا ديگر لابي*هاي قوميتي فرقي نمي*كند. براي يهوديان آمريكا و هم*پيمانان مسيحي آنها، اگر بخواهند سياست آمريكا را تحت سلطه خود بگيرند، مانعي وجود ندارد. در لابي*گري آنها، چيزي توطئه محسوب نمي*شود، در بيشتر بخش*ها، افراد و گروه*هايي كه جزو لابي اسرائيل به شمار مي*آيند، فقط اقداماتي را انجام مي*دهند كه ديگر گروه*هاي خاص ذي نفع (البته به شكل خيلي بهتر) انجام مي*دهند. در مقابل، گروه*هاي مؤثر طرفدار اعراب، كه در حال حاضر وجود دارند، ضعيف هستند و همين امر باعث مي*شود كه فعاليت لابي اسرائيل آسان*تر شود.

        لابي اسرائيل دو استراتژي گسترده را پي مي*گيرد. نخست، نفوذ قابل توجه*اش را در واشنگتن به كار مي*گيرد و كنگره و قوه مجريه را تحت فشار قرار مي*دهد. عقايد خاص هر قانون*گذار و يا سياست*گذار، هرچه كه باشد، اين لابي تلاش مي*كند آن را عوض كند و به آنها بقبولاند كه حمايت از اسرائيل براي آنها يك انتخاب «هوشمندانه» است. دوم اين لابي تلاش مي*كند تا با تكرار افسانه*هاي مربوط به چگونگي شكل*گيري اسرائيل و با ترويج نقطه نظرهاي آن در مباحثات مربوط به سياست*گذاري، همه را متقاعد سازد كه در گفتمان عامه مردم آمريكا، اسرائيل داراي يك جايگاه مثبت است.

        ركن كليدي در اثرگذاري اين لابي، نفوذ آن در كنگره است، جايي كه اسرائيل در مقابل انتقادات مصونيت دارد. اين مورد به علت اينكه كنگره به ندرت وارد موضوعات جنجالي مي*شود* اهميت زيادي دارد. به هر حال، در موضوعاتي كه در كنگره مطرح مي*شود و به اسرائيل مربوط است، منتقدان مجبور به سكوت هستند. يك دليل آن اين است كه بعضي از اعضاي كليدي كنگره مثل ديك آرمي از جمله صهيونيست*هاي مسيحي هستند. آرمي كسي است كه در سپتامبر سال 2002 گفت: «اولويت نخست من در سياست خارجي، حمايت از اسرائيل است.» علاوه بر آن، حضور سناتورهاي يهودي در كنگره، اين اطمينان را به وجود مي*آورد كه سياست خارجي آمريكا در حمايت از منافع اسرائيل به اجرا در مي*آيد.

        منبع ديگر قدرت لابي اسرائيل، بهره*گيري از كارمندان طرفدار اسرائيل در كنگره است، مثل موريس آميتاري رئيس سابق آيپك، كه زماني اعتراف كرد: «در اين جا افراد زيادي وجود دارند كه در سطوح عالي- عمارت كنگره- فعاليت مي*كنند و يهودي هستند و مايلند... به موضوعات خاصي كه مربوط به خود آنها مي*شود، توجه ويژه كنند... در اين جا افرادي هستند كه جايگاهشان تصميم*گيري در حوزه*هاي مربوط به اسرائيل براي سناتورها است... شما مي*توانيد تعداد كثيري از آن*ها را در سطوح كارمندي كنگره بيابيد.»

        در هر صورت، آيپك هسته نفوذ لابي در كنگره را تشكيل مي*دهد. موفقيت آن، به خاطر توانايي*اش در اعطاي پاداش به آن دسته از قانون*گذاران و كانديداهاي كنگره است كه از برنامه*هايش حمايت نمايند و آنهايي را هم كه با اين برنامه مخالفت كنند، تنبيه مي*كند. در انتخابات آمريكا «پول» اهميت قاطعي دارد و آيپك اطمينان مي*دهد كه دوستانش از جانب بسياري از كميته*هاي طرفدار اسرائيل، كمك مالي گسترده مي*شوند. هر كسي هم كه به عنوان دشمن اسرائيل شناخته شود، مي*تواند مطمئن باشد كه آيپك مستقيماً به رقباي سياسي وي كمك مالي- انتخاباتي خواهد كرد. آيپك جنگ نامه*نگاري هم راه مي*اندازد و سردبيران روزنامه*ها را تشويق مي*كند كه كانديداهاي طرفدار اسرائيل را مورد حمايت قرار دهند. نفوذ آيپك در كنگره حتي بيشتر از اين است. طبق گزارش داگلاس بلوم فيلد كارمند سابق آيپك، «اين موضوع در ميان اعضاي كنگره و كارمندان آن امري جا افتاده است كه در صورت نياز به كسب اطلاعات، قبل از آنكه به كتابخانه كنگره، سرويس تحقيقاتي آن، كميته ستادي يا كارشناسان اداري رجوع كنند، نخست بايد به آيپك مراجعه نمايند.» چيزي را كه او متذكر شده و اهميت بيشتري دارد اين است كه از آيپك معمولاً سياهه سخنراني*ها، فعاليت*ها، قانون*گذاري، مشاوره در مورد تاكتيك*ها، انجام تحقيقات و همياري*هاي گروهي درخواست مي*شود.

        نكته ديگر اين است كه آيپك عامل بالفعل يك دولت خارجي است و بر كنگره تسلط خفه*كننده*اي دارد؛ بنابراين هيچ*گاه در كنگره، در مورد سياست آمريكا نسبت به اسرائيل، بحث و گفت*وگويي نمي*شود، هر چند اين سياست پيامدهاي مهمي را براي همه جهان داشته باشد. به عبارت ديگر، يكي از سه شاخه اصلي دولت، كاملاً متعهد به حمايت از اسرائيل است. همان*طور كه ارنست هولينگز، سناتور سابق دموكرات، در روز ترك نمايندگي متذكر شد: «به جز راه*كارهاي سياسي كه از طرف آيپك در اينجا به شما ارايه مي*شود، شما نمي*توانيد رويكرد سياسي ديگري را در مورد اسرائيل داشته باشيد.» يا همان*طور كه آريل شارون زماني به يك آمريكايي گفت: «هر وقت كه مردم از من مي*پرسند، چطور مي*توانند به اسرائيل كمك كنند، من به آن*ها مي*گويم: به آيپك كمك كنيد.»

        بخشي از اين نفوذ هم به رأي دهندگان يهودي در انتخابات رياست جمهوري مربوط مي*شود. اين لابي اهرم مهمي را در شاخه مجريه دارد. هرچند يهوديان كمتر از 3% جمعيت آمريكا را تشكيل مي*دهند، ولي آنها مساعدت*هاي زيادي را در مبارزات انتخاباتي به كانديداهاي هر دو حزب اهدا مي*كنند. زماني واشنگتن پست برآورد كرد كه كانديداهاي رياست*جمهوري حزب دموكرات، «براي فراهم كردن بالغ بر 60% بودج انتخاباتي خود، به حمايت*هاي يهوديان وابسته هستند»؛ و به خاطر اين كه رأي دهندگان يهودي نرخ بالاي توليدات را در اختيار دارند و در ايالت*هاي كليدي مثل كاليفرنيا، فلوريدا، ايلي نويز، نيويورك و پنسيلوانيا متمركز هستند، كانديداهاي رياست جمهوري كه به اين پست مي*انديشند، نمي*توانند با آنها مخالفت كنند.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #5

          سازمان*هاي كليدي فعال در لابي فوق، وظيفه خود مي*دانند، اين اطمينان را به وجود آورند كه منتقدان اسرائيل نمي*توانند شغل*هاي مهم را در سياست خارجي به دست آورند. جيمي كارتر مي*خواست جرج بال را نخستين وزير خارجه خود كند، اما پس از اينكه فهميد، بال منتقد اسرائيل است و لابي مذكور با اين انتصاب مخالفت خواهد كرد، از اين اقدام منصرف شد.

          زماني كه هوارد دين خواستار «نقش بي*طرفانه*تري» براي آمريكا در منازعه اعراب- اسرائيل شد، سناتور جوزف ليبرمن او را متهم كرد كه به فروش اسرائيل تن داده است و گفت كه اظهارت هوارد دين «غير مسئولانه» است. همه سران دموكرات در كنگره نيز نامه*اي را امضا كردند كه در آن به اظهارات دين انتقاد شده بود.

          البته اين نگراني بي*مورد است: در حقيقت دين، يك جنگ طلب محسوب مي*شود؛ كرسي وي در مبارزات انتخاباتي، رئيس سابق آيپك بود و نظرات او در مورد خاورميانه، بيشتر منعكس كننده نظرات آيپك بود تا آمريكايي*هاي معتدل*تر كه طرفدار صلح در شرايط كنوني هستند. او صرفاً پيشنهاد داده بود كه «اين دو جناح را بايد به هم نزديك كرد» و واشنگتن بايد به عنوان يك ميانجي منصف و بي*طرف عمل كند. به سختي مي*توان نظر او را يك ايده راديكال دانست، ولي لابي مذكور بي*طرفي را تحمل نمي*كند. در خلال رياست جمهوري كلينتون، بخش اعظم سياست خاورميانه*اي، توسط مقاماتي شكل مي*گرفت كه مناسبات نزديكي با اسرائيل و يا با سازمان*هاي برجسته طرفدار اسرائيل داشتند كه از جمله آنها مي*توان به مارتين انديك، قائم مقام سابق مدير تحقيقاتي آيپك و از بنيان*گذاران مؤسسه حمايت از اسرائيل واشنگتن براي سياست شرق نزديك (وينپ)، و دنيس راس، كه پس از ترك دولت در سال 2001 به وينپ ملحق شد و آرون ميلر، كه در اسرائيل زندگي كرده است و اغلب از اين كشور ديدن مي*كند، اشاره كرد. اين افراد از جمله نزديك*ترين مشاوران كلينتون در نشست سران كمپ ديويد در جولاي سال 2000 بودند. هر چند هر سه اين افراد از روند صلح اسلو حمايت كردند و علاقمند به ايجاد دولتي فلسطيني بودند، ولي ديدگاه آنان شامل محدوديت*هايي مي*شد كه اين محدوديت*ها مورد پذيرش اسرائيل هم بود. هيأت آمريكايي راهنمايي*هاي خود را از ايهود باراك دريافت مي*كرد و مواضع مذاكراتي خود را پيشاپيش با اسرائيل هماهنگ مي*نمود و پيشنهادهاي مستقلي ارايه نمي*كرد. تعجبي ندارد كه مذاكره*كنندگان فلسطيني شكايت مي*كردند كه آنها «با دو تيم اسرائيلي مذاكره مي*كنند؛ يك تيم پرچم اسرائيلي در دست دارد و تيم ديگر پرچم آمريكايي.»

          اين وضعيت در دولت بوش كه مقاماتش شامل طرفداران پر حرارت اسرائيل مثل اليوت آبرامز، جان بولتون، داگلاس فيث، آي ليويز (اسكوتر) ليبي، ريچارد پرل، پل ولفوويتز و ديويد ورمسر مي*شوند، بيشتر نمايان است. اين مقامات پيوسته سياست*هايي را اجرا كرده*اند كه مورد علاقه اسرائيل بوده است و توسط سازمان*هاي موجود در لابي مذكور حمايت مي*شوند.

          البته اين لابي نمي*خواست مباحثات آشكاري را در حمايت از اسرائيل صورت دهد، چرا كه احتمال مي رفت، چنين مباحثاتي منجر به ايجاد پرسش در آمريكايي*ها نسبت به حمايت گسترده اين لابي از اسراييل شود. بنابراين، سازمان*هاي طرفدار اسرائيل به سختي تلاش مي*كردند تا در مؤسساتي اعمال نفوذ كنند كه بيشترين نقش را در شكل*دهي به افكار عمومي داشتند.

          ديدگاه اين لابي بر جريان اصلي رسانه*اي نيز حاكم است: اريك آلترمن روزنامه نگار مي*نويسد، بحث و گفت و گو ميان كارشناسان خاورميانه، «توسط افرادي صورت مي*گيرد كه نمي*توانند حتي انتقاد از اسرائيل را تصور كنند.» او نام 61 ستون*نويس و مفسر را فهرست مي*كند كه «مي*توانند بي*قيد و شرط در زمره حاميان اسرائيل قرار گيرند». متقابلاً، او دريافته است كه تنها پنج كارشناس اقدامات اسرائيل را نقد مي*كنند و يا مواضع اعراب را مورد تأييد قرار مي*دهند. روزنامه*ها گاه*گاهي مطالبي را به صورت مقالات وارده منتشر مي*كنند كه سياست اسرائيل را به چالش مي*كشند، اما وزنه نگرش*ها به وضوح به سمت طرف ديگر (حمايت از آن) سنگيني مي*كند.

          از طرف ديگر، گرايش روزنامه*هايي مثل نيويورك تايمز نيز معمولاً اين است كه گاه*گاهي از سياست*هاي اسرائيل انتقاد و بعضي وقت*ها هم تصديق شود كه فلسطيني*ها مشروعيت شكايت را دارند، اما اين يك رويكرد بي*طرفانه نيست. در يادداشت*هايي كه ماكس فرانكل سردبير سابق اين روزنامه مي*نوشت، اعتراف كرد كه طرز تلقي*هاي خاص خودش را در سر مقاله*هاي خود وارد مي*كند: «من بيشتر از آنچه كه جرأت مي*كنم بگويم، جان نثار اسرائيل هستم... دانش من در راستاي تقويت اسرائيل به كار مي*رود و دوستي*هاي من هم در آنجاست؛ من شخصاً بسياري از تفاسير روزنامه*مان را مي*نويسم. از آنجا كه بيشتر از يهوديان، اعراب خواننده مطالب من هستند، من براي آنها از نگاه يك طرفدار اسرائيل مطلب مي*نويسم.»

          البته گزارش*هاي خبري بي*طرفانه*تر است و اين تا حدودي بدين خاطر است كه گزارشگران مي*كوشند بي*طرف باشند. علاوه بر آن، دليلش اين است كه پوشش دادن رويدادها در سرزمين*هاي اشغالي، بدون ناديده گرفتن اقدامات اسرائيل در اين مناطق، مشكل است. لابي مذكور براي آن كه جلوي چنين گزارش*هاي نامطلوبي گرفته شود، دست به جنگ نامه نويسي و تظاهرات مي*زند و انتشار آن دسته از خبرهايي را كه مفادشان ضد اسرائيلي دانسته مي*شوند، تحريم مي*كند. يك بار مدير «سي. ان. ان» گفته بود كه وي برخي اوقات، تنها طي يك روز 6000 پيام الكترونيكي دريافت مي*كند كه در آنها فقط در ارتباط با يك خبر شكايت مي*شود. در ماه مه سال 2003، «كميته طرفدار اسرائيل، گزارشگري دقيق از خاورميانه در آمريكا» (كامرا) تظاهراتي را مقابل ايستگاه*هاي ملي راديو در 30 شهر سازمان*دهي كرد؛ كامرا همچنين تلاش نمود تا اعانه*دهندگان را ترغيب نمايد، حمايت خود را از اين ايستگاه*هاي راديويي، تا زماني كه پوشش خبري خاورميانه*اي آنها نسبت به اسرائيل دلسوزانه*تر شود، قطع كنند. طبق گزارش*ها ايستگاه راديوي ملي بوستون (وبور) بيش از يك ميليون دلار اعانه را به خاطر چنين اقداماتي از دست داد. بيشتر فشارهايي كه متوجه ايستگاه*هاي راديويي ملي مي*شود، از جانب دوستان اسرائيل در كنگره صورت مي*گيرد؛ يعني كساني كه خواستار دقت بيشتر در پوشش خبري خاورميانه و ناديده گرفتن بخش*هايي از اين اخبار هستند.

          ايده جانبداري از اسرائيل، بر حوزه*هاي تفكري كه نقش مهمي را در شكل*دهي به مباحثات عامه و سياست*گذاري*هاي عملي دارند نيز مسلط است. لابي مذكور نگرش خاص خود را در سال 1985 مسلط كرد، يعني زماني كه مارتين اينديك كمك كرد تا «وينپ» تأسيس شود. هرچند وينپ ارتباطاتش را با اسرائيل مخفي نگه مي*دارد، ولي مدعي است كه در صدد ايجاد يك ديدگاه «متوازن و واقعي» در ارتباط با مسايل خاورميانه است؛ اين نهاد توسط كساني تغذيه مالي و اداره مي*شود كه خود را به پيشبرد برنامه اسرائيل عميقاً متعهد مي*دانند.

          به*هرحال، نفوذ لابي مورد نظر از وينپ هم فراتر رفته است. در خلال 25 سال گذشته، نيروهاي طرفدار اسرائيل در نهادهايي چون مؤسسه سرمايه*گذاري آمريكايي، مؤسسه بروكينگز، مركز سياست*گذاري امنيتي، مؤسسه تحقيقات سياست خارجي، بنياد ميراث، مؤسسه هودسون، مؤسسه تجزيه و تحليل سياست خارجي، و مؤسسه يهودي امور امنيت ملي (جين سا) حضور آمرانه*اي را براي خود دست و پا كرده*اند. اين مؤسسات و نهادها، به ندرت حمايت آمريكا از اسرائيل را مورد انتقاد قرار مي*دهند.

          مؤسسه بروكينگز را در نظر بگيريد. كارشناس ارشد آن را در امور خاورميانه، به مدت طولاني، ويليام كانت مقام سابق «ان. اس. سي» بود و شايسته است كه وي را بي*طرف بخوانيم. اما، اكنون تغذيه بروكينگز از طريق «سبان سنتر ميدل ايست استادي» كه توسط حيم سبان تاجر آمريكايي- اسرائيلي و صهيونيست تندرو حمايت مالي مي*شود، صورت مي*گيرد. مدير اين مركز مارتين اينديك است. مؤسسه*اي كه زماني نسبت به هيچ سياستي تعصب نمي*ورزيد، اكنون به هماهنگ كننده طرفداران اسرائيل تبديل شده است.
          منبع: LEMOND/New Folder/LRB
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          Working...