مصاحبه جالب رامین جهانبگلو با ایسنا بعد از آزادی از زندان
رامين جهانبگلو عصر چهارشنبه(هشتم شهريور) با حضور غير منتظره در محل خبرگزاري دانشجويان ايران درخواست كرد در گفتوگويي آزاد، به شرح وضعيت خود و طرح برخي مسايل بپردازد
او كه هيجانزده به نظر ميرسيد، بدون مقدمه و مسلسلوار گفت:« من امروز آزاد شدم. صادقانه بگويم عملا ميدانستم كه وقتي قدم بگذارم منزل، از همه جاي دنيا ميخواهند به من زنگ بزنند. ميخواستم با يك جا مصاحبه كنم و بعد آسوده باشم
خصوصا كه ميخواهم مسافرت بروم. الان برنامهام اين است كه مدت زيادي را با خانوادهام بگذرانم. مقدار زيادي به آرامش احتياج دارم و به يك فضاي سبز. براي اينكه شما وقتي در زندان در يك چهارديواري هستيد حتي اگر دو هفته هم در آنجا باشيد دلتان ميخواهد يك جايي برويد و بدويد. مثل يك اسب سركش
جهانبگلو در ابتدا با اين پرسش خبرنگاران ايسنا مواجه شد كه چرا به خبرگزاري دانشجويان ايران آمده است؟ و گفت:« به خاطر اينكه قبلا ديده بودم در مطالبي كه منتشر ميكرديد صادقانه عمل ميكرديد و به هر حال بين خبرگزاريهاي مختلف چون ايسنا خبرگزاري دانشجويان و متعلق به قشر روشنفكري است آن را انتخاب كردم. مگر ما چند خبرگزاري داريم؟ من فكر ميكنم در انتخاب ايسنا راه درست را انتخاب كردم
وي در پاسخ به اين نظر كه آيا بهتر نيست اين گفتوگو در روزهاي آتي، با فرصت و مجال بهتر و با حضور خبرنگاران ديگر رسانهها انجام شود، خاطرنشان كرد:« كار من كار فكري و تحقيقي است.
خصوصا وقتي آدم از زندان خارج ميشود يا در شرايط سختي بوده عملا روحش آسيب ديده است دلش ميخواهد كه آرامش داشته باشد. بنابراين اينكه آدم ترجيحا با انتخاب خودش صحبت كند، راضيتر است تا اينكه با تماسهاي مكرر بخواهند به زور با ديگر رسانهها حرف بزند. واقعا پيش خودم گفتم كه بهتر است خودم انتخاب كنم. همانطور كه گفتم ميخواستم با يك جا و در اولين فرصت مصاحبه كنم
جهانبگلو ادامه داد:« من در مدت بازداشت، هيچ كدام از سايتها را نديدم. حالا بايد بروم تك تك سايتها را ببينم. خدا ميداند چه چيزهايي گفتند. ببينيد اصولا شخصيتي مثل اكبر گنجي يك جور آدمي است، آدمي مثل من هم آدم ديگري است. محسن كديور هم ممكن است آدم ديگري باشد. من هيچ وقت آدم سياسي نبودم. هيچ وقت هم فعاليت سياسي براي دوم خرداد يا مثلا عليه دوم خرداد انجام ندادم
رامين جهانبگلو در ادامه گفتوگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره نحوه دستگيري خود و شرايط زندان اظهار داشت:« بنده در تاريخ 5 ارديبهشت ماه سال جاري دستگير شدم و اتهامي كه به بنده تفهيم شد اقدام عليه امنيت ملي كشور و ارتباط با بيگانگان بود
وي گفت:«من در فرودگاه دستگير شدم. هميشه من در فرودگاه كه ميآمدم پاسپورتم را چك ميكردند و سئوال و جواب ميكردند ولي اين بار گفتند لطفا با ما تشريف بياوريد.البته هيچ برخورد خشني نكردند
وي درباره وضعيت خود در زندان با بيان اينكه« به هر حال محيط زندان محيط فشار است» گفت:« به من هيچ فشار جسمي و روحي وارد نشد و از همان ابتدا بازجوييها مودبانه بود. به من گفتند اين اتهامات شماست و شما با اين افراد رفت و آمد داشتيد كه گفتم بله داشتهام. گفتند شما فكر نميكنيد عليه منافع ملي اقدام كرديد؟ كه گفتم من درجهت منافع ملي حركت كردم
وي درباره اينكه زماني كه دستگير شد حدس ميزد به چه اتهامي بازداشت شده است؟ اظهار داشت:« طبيعتا ميدانم كه يك سري از اتهامات را نداشتم. من نه راهزن هستم، نه تبهكار و نه قاچاقچي؛ اما حدس ميزدم كه به دليل ارتباطم با خارجيها است چون كنفرانس زياد ميرفتم. طبيعتا حدس ميزدم به چه دليل بازداشت شدم
وي تصريح كرد:« بنده به دليل ارتباط با نهادها و موسسات آمريكايي دستگير شدم
جهانبگلو در توضيح اتهامي كه به وي تفهيم شده اظهار داشت:« اتهامي كه به بنده تفهيم شد اقدام عليه امنيت ملي و ارتباط با بيگانگان است. اتهام جاسوسي به بنده تفهيم نشده است. بنده در سايتهايي مطالبي مينوشتم يا درباره ايران يا درباره خاورميانه كه مربوط به ماموران امنيتي بود كه البته اين اقدامات ناآگاهانه انجام شده است
وي با بيان اينكه در تمام طول مدت در زندان از نظر جسمي وضعيت خوبي داشته و حتي دارويي نيز مصرف نميكرده، گفت:« در زندان براي همه چيز پزشك بود و تنها يك بار براي درد شكم به آنجا مراجعه كردم
من هيچ گاه تا به حال اوين نرفته بودم و فكر نميكردم در آنجا پزشكهاي مختلف وجود داشته باشد كه بيايند و به شما سر بزنند و بگويند حال شما خوب است يا خير؟ بنده در بند عادي نبودم، در بند اطلاعات بودم و پروندهام نيز از طريق دادگاه انقلاب دنبال ميشد.
اين اولين تجربه بنده از زندان بود و هيچ گاه آرزو ندارم كسي به زندان برود كه طبيعتا تجربه سخت و تلخي است؛ اما صادقانه عنوان ميكنم كه تحت هيچ فشار روحي و جسمي نبودم. ماه اول برايم بسيار سخت بود؛ زيرا به محيط عادت نداشتم و ملاقات هم نداشتم. در سه ماه بعد بنده را در سلول انفرادي گذاشتند كه در آن تلويزيون و روزنامه وجود داشت و ميتوانستم با خانوادهام ملاقات كنم و تماس تلفني داشته باشم.
نميدانم كه اين شرايط ويژه تنها براي من بوده است يا خير؟ اما اين شرايطي بود كه حداقل براي زندانياني كه در آن بند بودند وجود داشت.»
Comment