The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #91
    بر اساس تازه ترين گزارش سال 2006 سازمان بين المللى شفاف سازي، در 163كشور جهان، ايران در شاخص فساد گريزى مسئولان دولتى و سياسى (سلامت اقتصادى) رتبه 106 را كسب كرد كه در مقايسه با رتبه 93 سال گذشته 13 پله تنزل نشان مي*دهد.

    به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، سازمان بين المللى شفاف سازى كه هر ساله رتبه كشورهاى جهان را در شاخص مفاسد مالى و اقتصادى اعلام مى كند، امسال نيز اين شاخص را در 163 كشور جهان اعلام كرد.
    اين گزارش كه از سال 1995 تاكنون هرساله از سوى سازمان بين المللى شفاف سازى منتشر مى شود، براساس 16 كار تحقيقاتى توسط 10 نهاد بين المللى تنظيم شده است و سطح شيوع مفاسد مالى و اقتصادى را در بخش دولتى كشورها مورد ارزيابى قرار مى دهد.
    گزارش سال 2006 سازمان بين المللى شفاف سازى با تاكيد ويژه بر رابطه بين فقر و فساد تدوين شده و تاكيد كرده است كه رابطه بسيار قوى بين اين دومقوله وجود دارد.
    هاگوتى لابله رئيس سازمان بين المللى شفاف سازى در خصوص اين گزارش گفت: فساد مالى ميليونها نفر را در جهان به كام فقر برده است و عليرغم اين كه قوانين مبارزه با فساد از يك دهه گذشته تصويب شده است، ولى هنوز اقدامات زيادى براى نجات انسانها از فقر و فساد بايد صورت گيرد.
    سازمان بين المللى شفاف سازى نمره مبارزه با فساد را در كشورها از يك تا ده مشخص مى كند كه نمره ده نشان دهنده كمترين فساد و نمره يك نشان دهنده بيشترين فساد است.
    ايران در گزارش سال 2006 نمره 7/2 را از ده كسب كرده كه در مقايسه سال گذشته 2/0 كاهش يافته و به يك معنى وضعيت ايران در خصوص مبارزه با مفاسد بدتر شده است و دامنه تغيير نمره فساد اقتصادى ايران نيز بين 3/2 تا 1/3 اعلام شده است.
    اين در حالى است كه ايران در گزارش سال 2005 نمره 9/2 را از ده كسب كرده و بين 159 كشور در رتبه 93 قرار گرفته بود.
    ايران در گزارش سال 2004 در بين 146 كشور در رتبه 88 قرار گرفته بود.
    در گزارش سال جارى فنلاند، ايسلند و نيوزلند نمره هاى 6/9 را از ده كسب كردند و به ترتيب به عنوان سالم ترين كشورها از نظر مسئولان دولتى و سياسى شناخته شدند.
    اين در حالى است كه در سال جارى هايتى با نمره 8/1 از ده فاسد ترين كشور از نظر مسئولان دولتى و سياسى ارزيابى شده است.
    در سال 2005 ايسلند با كسب نمره 7/9 از ده رتبه اول كمترين فساد پذيرى را كسب كرده بود و چاد نيز با كسب نمره پايين 7/1 در رتبه آخر قرار گرفته بود.
    به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، دانشگاه كلمبيا، واحد اطلاعات اقتصادى لندن، مركز بين المللى اطلاعات تجارى خاورميانه، گروه بازرگانى بين المللى و مركز تحقيقات جهانى بازار گزارشى از فساد دولتى در ايران به سازمان بين المللى شفاف سازى ارايه كردند.
    بر اساس گزارش سال 2006، از نمره كامل ده كه حاكى از اقتصاد كاملا" سالم است، 75 درصد كشورها از مجموع 163 كشور جهان نمره كمتر از پنج گرفته*اند كه حاكى از شايع بودن فساد دولتى در اكثر كشورهاى جهان است و 71 كشور نير نمره كمتر از 3 اخذ كردند.
    نكته قابل توجه گزارش سال جارى اين است كه وضعيت مبارزه با فساد در كشورهاى آمريكا،برزيل، كوبا، اسرائيل، اردن، لائوس، سيشل،ترينيداد و توباگو و تونس در مقايسه با سال قبل بسيار بدتر شده است و در عوض كشورهاى الجزاير، چك، هند، ژاپن، لاتيو، لبنان، ماريتيوس،پاراگوئه، اسلووني، تركيه، تركمنستان و اروگوئه رتبه بهترى را در مقايسه با سال گذشته كسب كردند.
    در گزارش سال 2006 تنها كشورهاى ايسلند، فنلاند، نيوزلند، دانمارك، سنگاپور، سوئد و سوئيس نمره هاى بالاتر از 9 كسب كرده اند.
    اين گزارش حاكى است: وضعيت فساد مسئولان رژيم صهيونيستى در مقايسه با سال گذشته بدتر شده است و اين رژيم كه در سال گذشته در رتبه 28 قرار گرفته بود، در سال جارى به رتبه 34 تنزل كرد، اين در حالى است كه موقعيت آمريكا نيز در مقايسه با سال گذشته 5 پله تنزل كرد و اين كشور در رتبه 22 قرار گرفت.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #92
      در حالی که دستگاه سانسور رژيم حتی تحمل وبلاگ های انفرادی را هم ندارد و نويسندگان وبلاگ های انتقادی را مورد تعرض و پيگرد قرار می دهد, "خود"ی های رژيم همچنان از امکان انتشار افکار و ديدگاههای خود برخوردار هستند.
      به گزارش ايرنا در اجلاس دبيرخانه هيات نظارت بر خبرگزارى هاى غيردولتى با حضور وزير ارشاد و اعضای دبيرخانه مزبور با دو تقاضا برای راه اندازی دو خبرگزاری جديد موافقت شد. اين موافقت به راه اندازی خبرگزارى "آريا" به مدير عاملى امير محبيان و "رسا" به مدير عاملى محمد مهدى محققى مربوط است.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #93
        باتوجه به گسترش صنعت دامدارى و مرغدارى كشور در سالهاى گذشته و افزايش نياز به علوفه و خوراك دام و طيور، فرصت مناسبى براى دلالان وارد كننده خوراك دام و طيور فراهم شده تا هر وقت بخواهند، اعمال سليقه كرده و قيمت محصولات پروتئينى را دچار نوسان كنند.

        به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، در زمانى كه جمعيت ايران كمتر از 30 ميليون نفر بود، براى تهيه پروتئين غذاى مردم، شامل گوشت قرمز، گوشت مرغ، تخم مرغ و لبنيات (كره، پنير و شيرخشك) سالانه حدود نيم ميليارد دلار ارز از كشور خارج مى شد.
        با تلاش دامداران و مرغداران كشور و صنعتى شدن توليد، كشور ايران در حال حاضر با وجود جمعيت حدود 70 ميليون نفر، از واردات مرغ، تخم مرغ، لبنيات و حتى گوشت قرمز بى نياز شده است.
        كارشناسان معتقدند، دولت بايد به موازات گسترش توليد صنعت دام و طيور كشور، فكر توسعه صنعت توليد خوراك صنعتى دام و طيور را هم مى كرد، گرچه كارهايى انجام شده، طرح توليد ذرت در كشور تهيه و در حال اجرا است، با اين حال هنوز حدود 50 درصد از نياز خوراك دام و طيور كشور از طريق واردات تامين مي*شود.
        طبق اظهارنظر مديران صنعت دام و طيور، در حال حاضر سالانه حدود يك ميليارد دلار ذرت دانه اى براى خوراك مرغ و دام سنگين و حدود نيم ميليارد دلار هم جو، كنجاله سويا، دانه روغنى سويا و كلزا وارد كشور مى شود كه با توجه به افزايش قيمت اين محصولات در سطح جهان، توليد داخلى پروتئين متأثر از يك عامل بيرونى است.
        از طرفي، نبود تشكل*هاى قوى صنعت مرغدارى و دامدارى در كشور، باعث شده است كه برخى دلالان و سوداگران كه تعداد آنها بنابر اظهار مسئولان اين صنعت، از عدد انگشتان يك دست هم تجاوز نمى كند، بر سر خوراك دام و طيور سوداگرى كنند و هر وقت دوست داشته باشند، صنعت دام و طيور را در اختيار خود بگيرند.
        بر اساس آمار وزارت جهاد كشاورزى توليد گوشت قرمز در كشور به 840 هزارتن، گوشت مرغ به يك ميليون و 340 هزار تن ، تخم مرغ به 757 هزار تن و شير خام به 3/7 ميليون تن رسيده است.
        با وجود اين آمار دلگرم كننده، دامداران و مرغداران در فصل پاييز و زمستان با مشكل كمبود توليد و درآمد و كمبود نقدينگى براى تهيه علوفه و خوراك دام و طيور روبه رو مى شوند.
        دلالان سود جو هم از استيصال برخى دامدارن يا مرغداران سوء استفاده مى كنند و به توليدكنندگان اجحاف مى كنند.

        * توليد ماهانه 75 ميليون جوجه

        على آذروش دبير انجمن صنفى پرورش دهندگان مرغ گوشتى ايران به خبرنگار فارس گفت: بر اساس برنامه معاون امور دام و هماهنگى با تشكل هاى مرغدارى قرار شده است كه هر ماه 75 ميليون قطعه (يعنى سالانه 900ميليون قطعه) جوجه يكروزه گوشتى توليد شود كه حاصل پرورش آن تا پايان سال يك ميليون و 340 هزار تن گوشت مرغ خواهد بود.

        * ايرانيها امسال 700 هزارتن مرغ خوردند

        آذروش معتقد است، افزايش قيمت گوشت قرمز و رفع شدن خطر آنفلونزا باعث اقبال مردم به مصرف گوشت مرغ شده است، به گونه اى كه در نيمه نخست سال جارى 700 هزار تن گوشت مرغ توليد داخل در كشور مصرف شد.
        آذروش گفت: طبق تكليف برنامه توليد مرغ در كشور بايد سالانه 6 درصد افزايش داشته باشد كه 5/2 درصد از محل افزايش بهره ورى و عملكرد در واحد سطح و 5/3 درصد از محل سرمايه گذارى جديد صورت گيرد.
        دبير انجمن صنفى پرورش دهندگان مرغ گوشتى ايران معتقد است، كل نياز خوراك صنعت طيور كشور سالانه بين 6 تا 5/6 ميليون تن است كه 3 تا 3/3 ميليون تن از محل توليد داخلى و بقيه از طريق واردات تأمين مى شود.
        آذروش گفت: در حال حاضر 40 تا 45 درصد ذرت مصرفى كشور از خارج وارد مى شود، در سويا هم 20درصد توليد داخلى و 80 درصد از خارج كشور تأمين مى شود.
        دبير انجمن صنفى پروش دهندگان مرغ گوشتى ايران اظهار داشت: 70 درصد هزينه تمام شده گوشت و تخم مرغ، هزينه خوراك و 30درصد بقيه هزينه استهلاك سرمايه ،جوجه، انرژى ، دستمزد، دارو ، آب و برق است.
        وى ادامه داد: تازه از كل هزينه جوجه يكروزه به عنوان نهاده توليد مرغ و تخم مرغ هم 60درصد هزينه خود جوجه در واحدهاى جوجه كشى مصرف دان مرغ است.
        آذروش گفت: قيمت جهانى ذرت مربوط به افزايش است و در حالى كه سال گذشته هر تن ذرت 134 تا 150 دلار بود، اكنون به بالاى 200دلار رسيده است.
        آذروش مى گويد: اگر دولت خواهان تثبيت قيمت مرغ و تخم مرغ است، بايد هر 3 ماه يك بار با مرغداران توافق كند و روى قيمت كف و سقف محصول محاسبه كارشناسى انجام دهد، زيرا قيمت جهانى خوراك دام و طيور مرتب در حال افزايش يا نوسان است.
        دبير انجمن صنفى پرورش دهندگان مرغ گوشتى معتقد است، دولت براى شرايط ضرورى مانند وقوع سيل، زلزله، سرمازدگى و يا خشكسالى دست كم بايد 10 درصد مصرف كل كشور از مرغ و تخم مرغ را ذخيره داشته باشد، لازمه آن هم داشتن همان ميزان خوراك طيور است.

        * علوفه 70 درصد هزينه توليد دام

        فخرالله جهاندار مديرعامل اتحاديه دامداران ايران نيز در اين زمينه به خبرنگار اقتصادى فارس گفت: 70 درصد قيمت شير و گوشت قرمز از محل علوفه است كه با افزايش قيمت علوفه قيمت شير و گوشت هم افزايش پيدا مى كند.
        جهاندار معتقد است: قيمت علوفه در سطح جهان افزايش پيدا كرده است به گونه اى كه قيمت هر تن جو در سال گذشته 135 تا 140 دلار بود، اما هم اكنون قيمت جو بين 215 تا 220 دلار در هر تن است.
        جهاندار گفت: قيمت كنجاله تخم پنبه هم به نسبت سال گذشته 50 تا 60 درصد افزايش داشته و از180 تومان در هركيلوگرم به 275 تا 280 تومان رسيده است.
        مديرعامل اتحاديه دامداران ايران گفت: قيمت ذرت علوفه اى كه همه اش توليد داخلى است، نيز از رشد قابل توجهى برخوردار بوده است به گونه اى كه ذرت علوفه اى ورامين سال گذشته كيلوگرمى 16 تا 18 تومان بود، امسال همان محصول به 32 تا 34 تومان افزايش يافته است.
        مديرعامل اتحاديه دامداران ايران گفت: قيمت سبوس كه مصرف عمده دامدارى هاى سنتى و كوچك است 100درصد افزايش پيدا كرده است. كارخانه هاى آردسازى هم سبوس را به قيمت بالاتر از رقم مصوب دولتى يعنى 110 تومان مى فروشند به گونه اى كه كارخانه هاى استان سيستان كه هميشه با مازاد توليد همراه بوده اند، هر كيلوگرم سبوس را 135 تومان مى فروشند.
        جهاندار معتقد است: افزايش قيمت علوفه در كشور باعث روى آوردن برخى دامداران كوچك به مصرف نان خشك در خوراك دام مي*شود كه اين كار با توجه به كپك*هاى موجود نان خشك باعث افزايش بار ميكروبى شير و آفلاتوكسين آن مى شود.

        *بازار علوفه از رقابت تا انحصار

        جهاندار گفت: بازار و قيمت علوفه وارداتى در سال هاى گذشته رقابتى بود، چون هر كس مى توانست واردات انجام دهد، ولى اكنون چون در واردات رقابت نيست، هركس هرچه بخواهد قيمت علوفه وارداتى را عرضه مى كند.
        مديرعامل اتحاديه دامداران گفت: افزايش قيمت علوفه در سطح جهان به دليل وقوع خشكسالى استراليا است كه در 100سال اخير بى سابقه بوده است، زيرا اين كشور منبع مهم توليد غلات است.

        * توليد سوخت از ذرت و افزايش قيمت

        جهاندار گفت: از طرفى ذرت دانه اى كه از اقلام عمده خوراك دام و طيور محسوب مى شود، در كشورهاى پيشرفته صرف ساخت مواد سوختى و انرژى مى شود كه باعث افزايش تقاضا و افزايش قيمت آن مى شود.
        مديرعامل اتحاديه دامداران ايران گفت: قيمت شير خام در شش ماه دوم سال گذشته 264 تومان بود كه امسال به رقم 250 تومان رسيده است، در حالى كه هزينه تمام شده توليد هر كيلوگرم شيرخام 330 تا 350 تومان است.
        جهاندار گفت: دولت بايد به صنعت دامپرورى توجه ويژه كند وگرنه حيف است، صنعت به اين گسترده اى با اشتغال فراوان و خدمات جانبى متنوع رو به ركود نهد.
        وى همچنين از كاهش تعرفه واردات شير خشك و گوشت قرمز انتقاد كرد و گفت: توليد داخلى جوابگوى نياز كشور در مورد شير و گوشت است و هيچ نيازى به واردات اضافى نيست.

        * واردات يكباره و توزيع تدريجى

        بنابر اظهارنظر كارشناسان، واردات ذرت در يك فصل و نگهدارى آن براى توزيع در وقت مناسب از يك سو، نبود انبارهاى كافى براى نگهدارى اصولى ذرت از سوى ديگر باعث شده است كه گاهى ذرتها از كيفيت بيفتند و حتى ذرت هاى چسبيده به هم در اندازه*هاى 20 كيلوگرمى هم در انبار ذرت پيدا شوند.
        افت كيفى ذرت موجب پيدايش انواع قارچ و كپك در خوراك دام و طيور مى شود.
        طبق گفته دامپزشكان، مصرف خوراك كپك زده براى مرغ و دام باعث باقى ماندن آثار كپكها و آفلاتوكسينها بر بافت پرنده (مرغ) يا دام مى شود كه در نهايت منجر به افزايش مصرف آنتى بيوتيكها و باقيمانده داروها در محصول مى شود.
        بنابر اظهار نظر دامپزشكان، مصرف آنتى بيوتيكها در مرغ و دامها علاوه بر صرف هزينه هاى سنگين براى مرغدار يا دامدار، باعث باقيماندن آثار آنتى بيوتيك بر گوشت و شير دام يا مرغ مى شود كه در نهايت سلامت مصرف كننده را با انواع سرطانها به خطر مى اندازد. كاهش سن سرطان در ايران علامت مصرف آنتى بيوتيكها است.
        بنا به گفته كارشناسان اقتصادي، واردات انحصارى خوراك دام و طيور باعث مى شود كه كنترل بازار صنعت دام و طيور در عمل در اختيار چند نفر دلال وارد كننده و احتكار كننده خوراك دام و طيور باشد و گاهى سياستهاى تنظيم بازار دولت با موفقيت همراه نشود.

        * توليد گوشت و مقابله با فقر غذايى

        طبق گفته كارشناسان سلامت، با توجه به اين كه حدود 40 درصد مردم كشور دچار فقر غذايى و سوء تغذيه هستند، لازم است با حمايت جدى از توليد محصولات دام و طيور و افزايش سرانه مصرف پروتئين و شير علاوه بر تأمين غذا، سلامت مردم را كه عامل توسعه اقتصادى كشور هستند، فراهم مي*كند.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #94
          کيهان در تحليلی از نتايج انتخابات ميان دوره ای آمريکا، شکست جمهوری خواهان را يک امتياز به نفع بشريت خوانده است، اين در حاليکه است که به درستی اشاره کرده "تا آنجا که به کشورهايی مثل ايران مربوط مى شود، تحول چندانى در سياست هاى آمريكا رخ نخواهد داد". پس از نظر اداره کنندگان کيهان، حزب جمهوری خواه آمريکا چه خصوصياتی دارد که تضعيف آن ,يکی به نفع بشريت, است؟ کيهان در لابلای يادداشت خود از اين خصوصيات نام می برد:

          محافظه کاران ,تندرو هستند,، ,در داخل آمريکا,آزادی های مدنی را به حدود صفر کاهش داده و سراسر آمريکا را بدل به يک پادگان نظامی بزرگ کرده,، در خارج آمريکا کشور را, بی اعتبار کرده اند, و در مجموع, برای منافع و امنيت آمريکا خطرناک, هستند. در حاليکه, دموکرات ها اغلب ديدگاه های معتدل تری در مسايل مربوط به سياست خارجی دارند، و در داخل هم, به بسط آزادی فردی به عنوان آرمان انديشه سياسی ليبرالی اهميت بيشتری ميدهند.,

          به عبارت ديگر کيهان تصديق ميکند ويژگی های رژيم جمهوری اسلامی يعنی تندروی در سياست خارجي، سرکوب آزادی های مدنی در داخل و عدم پای بندی به آرمان های انديشه ليبرالي، و بدنام کردن کشور در اذهان عمومی مردم جهان، عين ارتجاع است. تازه کيهان يکی از خصوصيات مشترک محافظه کاران حاکم بر ايران و نومحافظه کاران حاکم بر کاخ سفيد را از قلم انداخته و آن تلاش برای مذهبی کردن دولت و دولتی کردن مذهب است.

          روشن است که محافظه کاران آمريکا در هيچيک از اين خصوصيات به گرد جمهوری اسلامی نمی رسند و تازه بر عکس جمهوری اسلامی خودشان به آن ها اعتراف نمی کنند. در حاليکه رژيم اسلامی و بلندگوهای تبليغات سياسی و ايدئولوژيک آن از جمله همين کيهان، اين خصوصيات را جار زده و به آن افتخار هم مى کنند. بطوريکه در همين شماره کيهان خبر تيراندازی يک فرد به کنسولگری ايتاليا در ترکيه در اعتراض به سفر پاپ به اين کشور را با خوشحالی فراوان و با تيتر قرمز تحت عنوان ,استقبال با گلوله!, و بصورت ( خبر ويژه ) منتشر کرده است! و در رابطه با حکم اعدام صدام برای نشان دادن منتهای ذوق هنری و انقلابی خود کارتونی چاپ کرده است از اعدام او در لباس مخصوص زندانيان در حاليکه زبانش از دهانش بيرون زده است، دو نفر را هم که بيشتر به کودک شبيه اند به تماشای صحنه واداشته است، تنها چيزی که کاريکاتوريست ,خلاق, کيهان يادش رفته اين است که آن صحنه های شنيعی را که زمانی برادران مجاهد افغانی شان, يعنی طالبان پس از تصرف کابل کردند به تصوير اضافه کند.


          چنانکه ميدانيم محافظه کاران آمريکا اگر چه با حکم اعدام موافقند، ولی لااقل به قوانين آمريکا ظاهرا هم شده احترام گذاشته و در لحظه آخر به اعدامی هرقدر هم جنايت کرده و گناهکار باشد، غذايی و دعايي، کشيشی و مددکاری ميرسانند، و وقتی هم به منظور بهره برداری سياسی اعدامی با اين شکل ظاهر لازم افتد، آن را به وحوشی از قبيل برادر شريعتمداری و رژيم متبوعش، مثل رژيم وحشی صدام وقتی در قدرت بود، و يا برادران مجاهد متساويا وحشی افغان و طالبان و امثال آن ها واگذار ميکنند و دست خود را از از سبعيت ميشويند.

          با اين حساب و بنا بر معيارهايی که خود کيهان به دست داده اگر شکست محافظه کاران آمريکا در انتخابات يک امتياز به نفع بشريت باشد، سقوط محافظه کاران حاکم بر ايران آنقدر امتياز به حساب بشريت، بويژه بشريت ايرانی می ريزد که قابل محاسبه نيست. ولی برادر شريعمتداری و "آقا"يش اگر پنبه را از گوش بردارند از انتخابات ميان دوره ای آمريکا درس مفيدتری می گيرند. و آن اين که مردم سرانجام حق گناهکار را کف دستش ميگذارند. حالا اگر در آمريکا و انگليس حساب و کتابی هست و محافظه کاران و مرتجعين تاکنون نتوانسته اند دمکراسی سياسی را در اين کشورها بطور کامل بی معنا کنند و از اين رو تصفيه حساب ها کم و بيش بر سر صندوق رای صورت ميگيرد، در ايران شما اين ميزان های دمکراتيک را از بين برده ايد. بترسيد از آن روز که به همان وضعی بيفتيد که خودتان در کاريکاتور صدام نشان داده ايد و از بالای دار صدای ما آزاديخواهان ايران و جهان را مى شنويد که هشدار ميدهند ما تکرار و امتداد حکومت وحشت و وحشی جمهوری اسلامی را نمی خواهيم. اين بزهکاران را عادلانه محاکمه کنيد و انسانی جزا بدهيد.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #95
            Iran's once active campuses falling silent

            TEHRAN (Reuters) - Iran's university campuses are falling silent. Student activists, once at the vanguard of a movement seeking political and social change in the Islamic Republic, say they are increasingly afraid to speak out.

            "I used to take part in so many protests. I was arrested twice, once in 2001 and once in 2003," said student Mehdi Aminzadeh, describing his role in rallies during the tenure of pro-reform former President Mohammad Khatami.

            "The situation has changed a lot since that time. The pressures have pushed us to be more cautious," said the 29-year-old, who says he has been barred from registering for a masters in political science.

            Since President Mahmoud Ahmadinejad took power in August last year vowing a return to Islamic revolutionary principles, activists say 181 students have been summoned to university disciplinary boards and 105 of them were suspended.

            Most have been reinstated but Aminzadeh is among a handful who activists say are still barred from registering to study.

            Many students, who wanted more radical change to Iran's system of clerical rule than reformist politicians proposed, became disenchanted even before Khatami left office in 2005. Reformists, when in power, failed to deliver on many promises.

            Critics say the authorities, since Ahamdinejad's election, have been slowly tightening the screws on rivals, not in sweeping gestures, but with measures that send a clear message about the cost of opposition and silencing activists.

            As well as clamping down on students, critical professors say they have been pushed into early retirement. A leading pro-reform newspaper has been shut. And Western diplomats say their cultural events or exchanges are facing obstacles.

            The government dismisses such charges, saying they welcome criticism and encourage free speech. University officials say students are only being punished if they break rules.

            'CORRUPTING RELIGIOUS PEOPLE'

            "Some students have committed acts that are inconsistent with religious, national and university standards," the head of Tehran University, Abbas Ali Amid-Zanjani, was quoted as saying in September by the daily Farhang-e Ashti.

            "We have to deal with student offences so they will not recur. We shall not be too harsh, of course," he added.

            But critics say the appointment of Amid-Zanjani, the first cleric to head Tehran University and seen as a presidential ally, shows the government is filling educational establishments with its own people.

            Ahmadinejad has called for students to denounce professors sullying the Islamic Republic's universities with "secularism."

            "People like Ahmadinejad genuinely believe ideas presented to students and by students to the people can corrupt religious people," said one Iranian analyst, who asked not to be named.

            Two prominent reformists, Saeed Hajjarian and Mohsen Kadivar, have been sacked from their posts as university lecturers, Iran's student news agency ISNA reported last week.

            "The head of philosophy group of the university has told me that he has been under pressure because of my presence in the group," Kadivar, a cleric, told ISNA. "The pressure has been because of our beliefs and our critical positions."

            In Khatami's era, such pressure sent students out into the streets or at least campus protests. In 1999, when the judiciary shut the reformist Salam newspaper, students started the worst unrest since the aftermath of the 1979 Islamic revolution.

            When Sharq, Iran's leading reformist daily in recent years, was shut in September there was only a deafening silence.

            Mohammad Ali Abtahi, a cleric who was a vice-president in Khatami's administration, told Reuters reformists have little power now to support students. But he said students -- who have called for boycotts of past elections -- would vote in next month's local council elections..

            "They have to pay heavy price if they want to be politically active," he said. "It does not mean they will not participate in the (forthcoming) elections."

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #96
              خامنه ای در حالی از امکان پذير بودن عدالت در چهارچوب رژيم جمهوری اسلامی سخن گفته است که اصلا موجوديت سياسی خودش و جايگاهی که از آن برخوردار است وهن هر تصوير و تصوری از عدالت است.


              روشنگری: خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در سومين روز سفرش به استان سمنان در سخنانی به مسايل مختلفی اشاره کرد. امکانپذير بودن عدالت در چهارچوب رژيم اسلامی, ستايش از نظامی گرمی, پيروزی رژيم جلوه دادن شکست انتخاباتی محافظه کاران آمريکا, حمله به رژيم اسراييل و حمايت صريح و غليظ از دولت احمدی نژاد محورهای اصلی سخنان او بود. از اين ميان شرم آورتر و زشت تر از همه تاکيد او بر تحقق پذير بودن عدالت در چهارچوب رژيم جمهوری اسلامی بود. او زمانی از عدالت سخن گفت که حراستی ها و اطلاعاتی ها در دانشگاههای سراسر کشور فشار را بر فعالين دانشجويی شدت داده اند, آنها را از برابر در دانشگاهها می ربايند و به شکنجه گاههای مخفی می برند و تحت آزار و پيگرد قرار می دهند, روز روشن به سوی کارگران تيراندازی می کنند و نيروهای سرکوب به خاطر درخواست افزايش حقوق مثل گله گرگ وحشی به جان کارگران و خانواده های آنها می افتند و نه تنها هيچ تشکل مستقل صنفی را به رسميت نمی شناسند که هر اعتراضی را با زندان و اخراج از کار و تهديد فعالان کارگری و آواره کردن آنها پاسخ می دهند؛ خامنه ای در حالی از عدالت سخن گفته است که دستگاه قضايی اش حکم اعدام 10 نفر از دستگيرشدگان شورش های سال گذشته در خوزستان را اعلام کرده است؛ شورشی که اساسا در مناطق حاشيه نشين به خاطر آب و برق و در اعتراض به فقر و تهيدستی بوقوع پيوست اما رژيم که خود مسبب اصلی فلاکت مردم است آن را تماما به عوامل خارجی نسبت داد و سياست ارعاب و ميليتاريزه کردن منطقه را در پيش گرفت. در حالی که چنين سياست فاشيستی جز دادن زمينه های گسترده برای بهره برداری از نارضايتی های برحق مردمی به گروههای وابسته به دولت های خارجی و مشروعيت سازی برای آنها هيچ نتيجه ديگری ندارد. تقويت تروريسم و انفجار بمب ها در چنين مناطقی محصول سياست فاشيستی رژيم و سرکوب کور و لجام گسيخته ابتدايی ترين مطالبات برحق مردم است.
              خامنه ای از عدالت سخن گفته است اما 9 زن در زندان هايش در کابوس سنگسار شدن لحظه ها را سپری می کنند و سايت معترض به سنگسار و اعدام اين زنان نيز مثل سايت های معترض ديگر فيلتر می شود. سير توقيف روزنامه ها و هفته نامه های سراسری و محلی و محاکمه مديران مسوول آنها تمامی ندارد و روزی نيست که زبانی را نبرند و صدايی را به خاموشی محکوم نکنند, سانسور و خمير کردن کتاب ها به طرزی بی سابقه گسترش يافته است, و همه اين ها برای اين است که خامنه ای و دستگاهش تحمل شنيدن صدای مخالف را ندارد. خامنه ای در حالی از امکان پذير بودن تامين عدالت سخن گفته است که دزدان دانه درشت و فاسد "استوانه های نظام" و "شناسنامه" حکومت او هستند و مثل غده های سرطانی سراپای پيکر فاسد نظام اسلامی را در برگرفته اند, و اين حتی اعتراف گماشته او احمدی نژاد هم هست که در ياخچی آباد گفته است:"عده*اى با سوءاستفاده از بيت*المال براى خود باند و اقتصاد و سياست درست كرده*اند.. به همين جهت است كه ما مي*گوييم در جهت اجراى عدالت با سختى مواجه هستيم و اجراى عدالت كارى سخت است."
              او در حالی از عدالت در چهارچوب رژيم اسلامی سخن گفته است که اصلا موجوديت سياسی خودش و جايگاهی که از آن برخوردار است وهن هر تصوير و تصوری از عدالت است. و کار "عدالت" دستگاهی که خامنه ای و شکنجه گران بدنام و نظاميان ماجراجويش به آنجا کشيده است که حتی ديگر "انتخابات"شان را هم بدون اعلام اسامی ناظران و با امتحان گرفتن از ميان وابستگان دستگاه برگزار می کنند.
              عدالت در جامعه ما دست يافتنی است, اما با قربانی کردن آزادی هرگز نمی توان عدالت واقعی برپا کرد. کمترين شرط تامين عدالت برچيده شدن اين بساط زور و فساد و چپاول گری است.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #97
                خبرگزارى فرانسه از دستگير شدن سفير سابق ايران در اردن در خانه*اش در انگليس توسط ماموران مخفى آمريكايى خبر داد.
                به گزارش خبرگزارى فرانسه، يك سخنگوى پليس گفت افسران پليس لندن حكم استرداد ,نصرالله تاجيك, را به درخواست آمريكا به اجرا درآورده و وى را در خانه*اش در دورهام در شمال شرق انگليس در 26 اكتبر دستگير كردند.
                وى روز بعد در مقابل دادرسان دادگاه شهر وست*مينيستر حاضر شد.
                جزئيات اين مسئله در مقاله در روزنامه ,ميل آن ساندى, منتشر شده كه ادعا مي*كند تاجيك در عمليات فريب توسط ماموران مخفى آمريكا كه در انگليس كار مي*كنند، دستگير شده است.
                اين روزنامه ادعا كرد مقامات وزارت امنيت داخلى با تاجيك به عنوان دلالان اسلحه كه خواستار فروش دوربين*هاى شب به جمهورى اسلامي، مغاير با قوانين كنترل صادرات آمريكا بودند، ارتباط برقرار كردند.
                تاجيك كه كارشناس موسسه خاورميانه و مطالعات اسلامى دانشگاه دورهام و داراى مدرك مهندسى از دانشگاه وستمينيستر در لندن است، به اين ادعاها اعتراض كرده است.
                اين روزنامه به نقل از منابع نزديك به وى كه نامشان فاش نشده، نوشت تاجيك مي*گويد هيچ ارتباطى با تروريستها يا سابقه جنايى ندارد و مقامات آمريكايى وى را غيرقانونى دستگير كرده*اند.
                وى همچنين مي*گويد احساس مي*كند قربانى مخالفت واشنگتن با برنامه هسته*اى ايران شده است.
                پليس انگليس از اظهار نظر درباره اين گزارش خوددارى كرده و مي*گويد هيچ اقدامى مخالف قانون انجام نمي*دهد.
                اما ,شامى چاكرابارتى,، مدير گروه آزادى و حقوق بشر انگليس از جان ريد، وزير كشور و مارگارت بكت، وزير خارجه اين كشور خواسته است به ادعاهاى اين روزنامه پاسخ دهند.
                دولت انگليس به دليل قرارداد يك*طرفه*اش با آمريكا كه در آن به مظنونان مستقر در انگليس اجازه استرداد به آمريكا داده مي*شود، مورد انتقاد قرار دارد.
                همچنين اين كشور با انتقادها به دليل اقدام مخفيانه به انتقال مظنونان امنيتى به كشور سوم براى بازجويى روبرو است.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #98
                  فرمانده هنگ مرزى خوى گفت: عواملى كه قصد انفجار راه آهن ايران- اروپا را داشتند قبل از هرگونه اقدامى دستگير شدند.

                  محمدعلى ذاكر در گفت*وگو با خبرنگار فارس در خوى افزود: چهار نفر از عوامل وابسته به بيگانگان كه با 20 كيلو مواد منفجره از نوع تى. ان.تى ماموريت داشتند راه آهن ايران- اروپا را در منطقه قطور منفجر كنند،با هوشيارى ماموران هنگ مرزى خوى دستگير شدند.
                  وى اضافه كرد: توسط اطلاعات مردمى از يك دستگاه سايپا در منطقه قطور مقدار 20 كيلو تى.ان.تى به همراه چاشني*هاى الكترونيكى و مقدار قابل توجهى داروى ضدخونريزى كشف و ضبط شد.
                  ذاكر اظهار كرد: دستگيرشدگان در بازجويي*هاى فنى اعتراف كردند قصد انفجار راه آهن ايران- اروپا را داشتند.
                  وى تصريح كرد: يكى از دستگيرشدگان سابقه عضويت در گروهك منحله حزب دمكرات را دارد و هر چهار نفر از اشرار منطقه هستند.
                  ذاكر گفت: دستگيرشدگان براى تحقيقات بيشتر در اختيار دادسرا قرار گرفتند.

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #99
                    روزنامه کيهان در سرمقاله خود به نام "منطق حمايت" در تشريح علت حمايت خامنه ای از احمدی نژاد در جريان سفرش به استان سمنان آن را نه تنها حمايت از گروه احمدی نژاد در برابر انتقادات گروه رفسنجانی و اصلاح طلبان بلکه در عين حال حمايت در برابر انتقادات برخی گروههای موسوم به "اصولگرا" دانست. کيهان نوشت:"ما آموخته ايم كه وقتى رهبرى از دولت با تاكيد حمايت مى كنند در واقع مى خواهند پاسخ هجمه هايى را كه مانع كار دولتند، بدهند."
                    کيهان افزود: "ما با نگاهى به حرف و حديث هايى كه طى يكى دو ماه اخير از سوى بعضى از طيف هاى اصولگرا و اصلاح طلب با شدت مطرح شد و گاهى به هتاكى حريم ها نيز منتهى مى شد، مى توانيم جايگاه حمايت گسترده رهبر معظم انقلاب از دولت را دريابيم."

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #100
                      سخنگوى وزارت امور خارجه كشورمان با بيان اينكه "جيمز بيكر" در حال حاضر هيچ مسئوليت رسمى و دولتى ندارد، ديدار وى با محمدجواد ظريف را در چارچوب مسائل مربوط به عراق عنوان كرد.


                      سيدمحمدعلى حسينى سخنگوى وزارت امور خارجه در پاسخ به پرسش خبرنگار فارس درخصوص انتشار اخبارى مبنى بر ديدار "جيمز بيكر" وزير اسبق امور خارجه آمريكا با محمدجواد ظريف، جيمز بيكر را رئيس افتخارى يكى از بخش*هاى موسسه سياست عمومى يكى از دانشگاه*هاى آمريكا عنوان كرد كه مسئوليت تحقيق در امور عراق را نيز برعهده داشته است.

                      وى با تاكيد بر اين كه بيكر در حال حاضر هيچ مسئوليت رسمى و دولتى ندارد، يادآور شد: ملاقات وى با آقاى ظريف كه در گذشته صورت گرفته است، درچارچوب مسائل مربوط به عراق بوده و اين*گونه رايزني*ها براى مسائل منطقه با صاحب *نظران، تحليل*گران و محققان سياسى مسبوق به سابقه است.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #101
                        مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران, در سال 1369 به صورت مؤسسه ,غيرانتفاعی,، ,عام*المنفعه, و با ,سرمايه شخصی, مؤسسين توسط ,اشخاص حقيقی, (به عبارات قبلی توجه کنيد) تحت شماره 4117 اداره ثبت تهران به ثبت مي*رسد. مديران مؤسسه نه تنها در طول مدت تصدی خود از وزارت ارشاد کمکی دريافت نکرده*اند؛ که کمک*های نقدی و اموال منقول و غير منقول فراوانی در اختيار وزارت ارشاد قرار داده*اند.

                        اين مؤسسه بر مبنای الگويی که در نظام بروکراسی جمهوری اسلامی با عنوان ,عمومی غير دولتی, شناخته مي*شود، پايه*ريزی شده و توسعه پيدا کرده است. معروف*ترين مشابه اين الگو در حال حاضر، دانشگاه آزاد اسلامی است. به اين معنا که در عين آن که دانشگاه آزاد هيچ کمکی از دولت دريافت نمي*کند و حتی با مقاومت*ها و فشارهايی نيز از طرف دولت* مواجه مي*شود؛ اموال آن اما به هيچ شخص حقيقی يا حقوقي*ای تعلق نداشته و ندارد. در اساسنامه مؤسساتی اينچنين همواره تاکيد مي*شود که اموال آن مؤسسه پس از انحلال (که فقط با تصميم هيات مديره يا دادگاه صالح قابل انحلال است) به دولت، دارايي*های زير نظر رهبری يا مؤسسات مشابه واگذار خواهد شد. ,مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران, نيز از اين اصل مستثنی نبوده است.

                        بدين ترتيب، ,مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران, پس از رفع انحلال در سال 1378 از سوی مرجع قضايی با سرمايه*ای حدود ده ميليون تومان با هدف اصلی کمک به توسعه فضاهای فرهنگی کشور و به شکل ,عمومی غير دولتی, جهش خود را آغاز مي*کند. روش*های علمي، دوری جستن از ,ساختار هياتی و تصميمات غير کارشناسی, به انضمام جهش قيمت زمين در چند مقطع باعث مي*شود تا اين مؤسسه در کم*تر از يک دهه به بنيه اقتصادی قابل توجهی دست پيدا کند. اين روند اما در شرايطی ادامه مي*يابد که عملکرد مالی اين مؤسسه*ی دارای هويت حقوقی مستقل و غير وابسته به دولت، در مقاطع مختلف به دليل همان الگوی ,عمومی غير دولتی, توسط دستگاه*های نظارتی مختلف به دقت بررسی مي*شود. از جمله آن که سازمان بازرسی کل کشور طی دوبار رسيدگی به عملکرد مالی اين مؤسسه، صحت و درستی عملکرد مالی هيات مديره آن را تاييد مي*کند.

                        سال 84 اما پس از تغييرات سياسی تابستان و حضور وزير ارشاد دولت نهم؛ شرايط به گونه*ای ديگر رقم مي*خورد. مديريت جديد وزارتخانه با اين پيش*فرض که ,مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران, از متعلقات اين دستگاه محسوب مي*شود و از همه مهم*تر با توجه به بنيه اقتصادی قوی اين مؤسسه، تلاش همه جانبه*ای را برای ,بازگرداندن اموال به يغما رفته,! به وزارت ارشاد آغاز مي*کند. نمايندگان وزارت ارشاد در غروب 19/9/84 بدون حکم قضايی و پيرو نامه ,مدير کل دفتر حقوقی وزارت ارشاد, وارد مؤسسه مي*شوند و اسناد و مدارک را در اختيار مي*گيرند. چندی بعد باز هم بدون حکم قضايي، اساسنامه مؤسسه در اداره ثبت شرکت*ها تغيير مي*کند و اساسنامه جديد ظرف 48 ساعت در روزنامه رسمی کشور آگهی مي*شود. بلافاصله پس از اين اقدامات گزارش*های پر سر و صدايی در چند سايت اينترنتی و روزنامه حامی دولت پيرامون اختلاس 700 ميلياردي، سوءاستفاده*های مالی کلان و ... منتشر مي*شود بدون آن که حتی يک بار مستند يا گزارشی توسط وزارت ارشاد منتشر شود. وزارت ارشاد در پاسخ به اين درخواست هيات مديره مؤسسه که اعلام شود ,جمع کمک*های وزارت ارشاد به اين مؤسسه چقدر بوده است, يا ,چه ميزانی سودجويی صورت گرفته است, و ... مطلقاً سکوت مي*کند. پاسخ اما از سايت*های بی هويت و بي*نام و نشانی شنيده مي*شود که با تکرار ارقام نجومی و عباراتی چون ,اختلاس,، ,چپاول,، ,مفسد اقتصادی,، ,باندهای مافيايی, و ... فقط يک خواسته را تکرار مي*کنند: مؤسسه فرهنگ و توسعه به وزارت ارشاد دولت نهم بازگردانده شود!

                        در اين مقطع، هيات مديره مؤسسه که دخالت اين چنينی وزارت ارشاد را غير قانونی مي*داند به ديوان عدالت اداری (به عنوان مرجع تظلم*خواهی از عملکرد دستگاه*های دولتی) شکايت مي*کند. ديوان عدالت اداری در بررسي*های اوليه با توجه به مستندات هيات مديره و درخواست*های عجيب وزير ارشاد طی حکمی در تاريخ 25/10/84 ,دستور موقت توقيف عمليات اجرايی تا تعيين تکليف قطعی, را صادر مي*کند. امری که البته به مذاق وزارت ارشاد و رسانه*های حامی خوش نمي*آيد.
                        شکايت ,مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران, از وزارت ارشاد از اين تاريخ به مدت 8 ماه در ديوان عدالت اداری مورد بررسی قرار مي*گيرد.

                        ناگفته*هايی هم هست
                        پس از صدور حکم اوليه ديوان عدالت اداري، صفار هرندی وزير ارشاد دولت نهم ضمن ,بي*اعتنايی و عدم اجرای دستور موقت صادره که قطعی و لازم*الاجرا بوده, [عيناً برگرفته از حکم دادگاه] در نامه*ای به آيت*الله هاشمی شاهرودی مدعی مي*شود که مؤسسه فرهنگ و توسعه تاکنون کمک*های زيادی از وزارت ارشاد دريافت کرده است؛ ادعايی که البته هيچ*گاه نتوانست مدرک و سندی پيرامون آن ارايه کند. وزارت ارشاد از تاريخ عزل غيرقانونی هيات مديره مؤسسه (19/9/84) تا تاريخ 6/11/84 يعنی در کم*تر از دو ماه 3 گروه مديريتی را در مؤسسه منصوب و عزل مي*کند! کار به جايی مي*رسد که آخرين مدير منصوب وزارت ارشاد خود طی نامه*ای به رئيس ديوان عدالت اداری به گلايه از اقدامات وزارتخانه متبوع خود و دو مدير قبلی صفارهرندی مي*پردازد و عيناً مي*نويسد: ,از تاريخ 19/9/84 اتفاقاتی در اين مدت کم به طور غيرقانونی و خارج از عرف توسط مديران و عوامل قبلی منصوب وزارت ارشاد به وقوع پيوسته که تبعات سوء و زيان*هايی در پی خواهد داشت و قطعاً به ضرر بيت*المال خواهد بود,.

                        آخرين مدير عامل منصوب وزارت ارشاد در تشريح اقدامات دو مدير قبلی صفار هرندی که در فاصله بسيار کوتاهی نصب و عزل شده*اند به موارد تکان دهنده*ای اشاره مي*کند که فرسنگ*ها با شعار اوليه آقايان برای مالکيت مؤسسه (حفظ بيت*المال و...) فاصله دارد. خارج کردن اسناد مالکيت، چک*ها (5/6 ميليارد تومان) و مدارک مهم مؤسسه توسط نماينده اول وزارت ارشاد و امتناع او از بازگرداندن اين اسناد/ خارج کردن اسناد مهم توسط يکی ديگر از نمايندگان وزارت ارشاد/ بردن حدود ده خودرو مؤسسه و امتناع از بازگرداندن آن*ها/ انتقال ماشين زانتيای مؤسسه به يک مکان نامعلوم در ساعت 2:30 بامداد با استفاده از کليد دوم خودرو!/ تحويل يکی از آپارتمان*های مؤسسه به يکی از دوستان نماينده جديد وزارت ارشاد/ بي*جواب گذاشتن مکاتبات پی در پی مديران منصوب وزارت ارشاد توسط دفتر حقوقی وزارتخانه/ بلاتکليف گذاشتن کارمندان مؤسسه/ امتناع از پرداخت حقوق آن*ها و ... از جمله مواردی است که توسط آخرين مدير منصوب وزارت ارشاد مورد اشاره قرار گرفته و در حکم ديوان عدالت اداری هم آمده است.

                        نکته مهم در اين ميان، تهاجم حساب شده رسانه**های حامی دولت عليه اين مؤسسه و دولت*های قبل و در دفاع از واگذاری آن به وزارت ارشاد دولت نهم است که همراه با تحريف دقيق وقايع با محوريت سايت ,رجا نيوز, دنبال مي*شود. در اين کارزار تبليغاتي، حجم بزرگی از دروغ*های رسانه*ای در پوشش مبارزه با مفاسد اقتصادی و ... به خورد مخاطب داده شده است. دروغ*های استادانه*ای چون اين که: مؤسسه فرهنگ و توسعه با سرمايه گذاری 100 ميلياردی وزارت ارشاد تاسيس شده است/ هيأت امنای مؤسسه همزمان با تغيير دولت با تغيير اساسنامه، مؤسسه را به تملک خود در آوردند/ مديران مؤسسه خود استعفا داده*اند/ اموال مؤسسه نامعلوم است/ و...

                        حکم نهايی ديوان عدالت اداری
                        حکم نهايی ديوان عدالت اداری سرانجام در تاريخ 3/7/85 به وزارت ارشاد ابلاغ مي*گردد. حکمی که خود آغازگر دور جديدی از فشارهای رسانه*های حامی يا متعلق به دولت می شود.

                        ديوان در اين حکم صراحتاً تاکيد مي*کند که عدم تعلق مؤسسه فرهنگ و توسعه به وزارت ارشاد ,محرز, است. در عين حال با توجه به اساسنامه مؤسسه حکم ,انحلال و واگذاری آن به نهادهای فرهنگی تحت نظارت و سرپرستی دفتر مقام معظم رهبری, را نيز صادر مي*کند. حکمی که بلافاصله از سوی هيات مديره اصلی مؤسسه (شاکيان از وزارت ارشاد) مورد پذيرش قرار مي*گيرد. اما صفار هرندی همچنان با اين حکم مخالف است.

                        آيا سايت*ها راست* مي*گويند؟
                        سايت*ها و روزنامه*های پر سر و صدای حامی دولت و مدعی مالکيت مؤسسه ,فرهنگ و توسعه, که در اين پرونده به غايت به جنب و جوشی معنا دار افتاده اند؛ همگی بر يک جمله اصرار مي*کنند: اين که مؤسسه ,فرهنگ و توسعه, با پول و سرمايه وزارت ارشاد اين چنين توسعه يافته و متعلق به وزارت ارشاد است. برای درک فاصله اين ادعای هدفمند با واقعيات و مستندات موجود کافی است به صورتجلسه هيات امنای مؤسسه در تاريخ 2/3/84 که با دعوت وزير ارشاد وقت تشکيل شده و به امضای او نيز رسيده است توجه شود. احمد مسجد جامعی وزير وقت ارشاد در آن صورت جلسه تاکيد کرده است ,هيچ شائبه*ای در خصوص اين که مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران وابسته يا تحت حمايت مجموعه يا نظارت وزارت ارشاد باشد نيست بلکه مؤسسه*ای است غير انتفاعی و عام*المنفعه با شخصيت حقوقی مستقل که ... کارهای ارزشمندی را انجام داده است,. در بخش ديگری از همين صورتجلسه که به امضای وزير وقت ارشاد رسيده به گونه*ای شفاف*تر و صريح*تر، عدم حمايت مالی وزارت ارشاد از موسسه فرهنگ و توسعه در گذشته مورد تاکيد قرار گرفته و آمده است: ,با توجه به فعاليت*های چشم*گير مديرعامل مؤسسه که با کم*ترين منابع مالی و انسانی بدون حمايت دولت و وزارت ارشاد طی مدت کوتاهی به اين مهم دست* يافته, خواهان تشويق وی مي*شود.

                        عدم وابستگی اين مؤسسه به وزارت ارشاد نه تنها توسط خود وزارت ارشاد که مدت*ها قبل توسط سازمان بازرسی کل کشور نيز مورد تاييد و تاکيد قرار گرفته است. در بخشی از گزارش سازمان بازرسی کل کشور (صفحه 4) که مؤيد سلامت مالی مديران مؤسسه بوده عيناً چنين آمده است: مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران ,يک مؤسسه غير انتفاعی و خصوصی مي*باشد و هيچ*گونه وابستگی به وزارت ارشاد نداشته و مسؤلين وزارت ارشاد با عنوان اشخاص حقيقی در مؤسسه فوق*الذکر عضو مي*باشند,.

                        علاوه بر مستندات فوق، نماينده تام*الاختيار مصطفی ميرسليم وزير وقت ارشاد و نماينده تام*الاختيار غلامحسين کرباسچی شهردار وقت تهران در صورتجلسه مشترکی که در تاريخ 11/3/73 با هدف حل و فصل برخی ابهامات موجود ميان دو دستگاه تنظيم شده چنين آورده*اند: ,شهرداری تهران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متعهد مي*شوند همکاری لازم را برای ادامه فعاليت مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران و دفتر مراکز فرهنگی و سينمايی فراهم آورند تا مؤسسات مذکور بر اساس اساسنامه خود که دارای شخصيت حقوقی مستقل از ساير دستگاه*های دولتی و غير دولتی مي*باشند ادامه فعاليت دهند,.

                        چرا صفار هرندی مخالفت مي*کند؟
                        مستندات فوق بخشی از واقعيت حقوقی و قانونی اين پرونده که مستند ديوان عدالت اداری (به عنوان مرجع تظلم*خواهی از عملکرد دستگاه*های دولتی) قرار گرفته را نشان مي*دهد. با اين حال هدف ,آفتاب, از انتشار اين گزارش نه توضيح موارد فوق که فقط طرح يک پرسش مهم است: به راستی چرا وزير ارشاد و دولت نهم با انتقال دارايي*های اين مؤسسه به اموال زير نظر رهبری (اجرای حکم ديوان عدالت اداری) مخالفت مي*کنند؟



                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #102
                          دادستان آرژانتين واكنش تهران به حكم دستگيرى برخى مقامات ايرانى به اتهام طراحى بمب*‏گذارى در انجمن يهوديان در سال 1994 را تهاجمى و توهين*‏آميز خواند.
                          به گزارش" ايلنا"آلبرتو نيسمان در گفت*‏وگو با خبرگزارى رويترز, از مقامات ايرانى خواست با تحقيقات وى همكارى كنند.
                          نيسمان گفت: اگر ايراني*‏ها به ميزانى كه بيان مي*‏كنند, بي*‏گناه هستند، بايد بيايند و رفع ابهام كنند ولى آنها تاكنون صرفا توهين كرده*‏ و با رفتار تهاجمى پاسخ داده*‏اند و هيچ كس نگفته است كه " گوش كنيد؛ قصد دارم به اين اتهامات پاسخ دهم".
                          وى افزود: طبق شواهد گردآورى شده از سوى مقامات آرژانتينى كه به عنوان مبناى صدور حكم دستگيرى مورد استفاده قرار گرفته*‏اند، بمب*‏گذارى از سوى مقامات بلندپايه ايران در چهاردهم آگوست 1993 در شهر مشهد طراحى شده است.
                          نيسمان درادامه ادعاهاى خود افزود: طبق شهادت مقامات سابق دولتى ايران و مخالفان ايرانى اين بمب گذارى از سوى مقامات ايران در سفارت اين كشور در بوينس آيرس حمايت شد و حزب*‏الله آن را به اجرا در آورد.
                          وى گفت: بسيارى از تحقيقات برمبناى رديابى مكالمات تلنفى و گزارش*‏هاى مهاجرتى و بانكدارى است.
                          نيسمان تصريح كرد: هدف از اين كار تصميم آرژانتين براى تعليق و توقف تامين فن*‏اورى هسته*‏اى براى ايران است.
                          نيسمان در پاسخ به اين پرسش كه آيا عدم همكارى ايران به معناى پايان تحقيقات وى است، گفت: در اين صورت گزينه*‏هاى ديگر را بررسى مي*‏كنيم تا زمانى كه آنها با درخواست آرژانتين همكارى نكنند، آرام نمي*‏نشينم.
                          براساس اين گزارش، تحقيقات آرژانتين مورد توجه كاخ سفيد قرار گرفته است، بنابراين آنها شنبه به اين كشور پيشنهاد كمك براى دستگيرى مقامات ايرانى را ارايه كردند.
                          اين اتهامات درحالى بيان مي*‏شود كه مقامات ايران بارها هرگونه دخالت در اين حادثه را رد كرده*‏اند.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #103
                            هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران:

                            سرانجام مشت آهنین

                            همان است که صدام گرفتارش شد

                            مشت آهنين مكرر در همه* دنيا تجربه شد، حتی در عراق كه صدام سی سال آن را اجرا كرد، سرنوشتش اين بود كه مردم از اشغا*لگری مثل آمريكا استقبال كردند. در ارتباط با موقعیت کنونی امریکا درعراق هم گاهی قدرت گرفتار شده، كارهايی می*كند كه خيلی خطرناك*تر است. ایران هم مصاف مشكلی با امریکا در پيش دارد.

                            هاشمی رفسنجانی نماز جمعه تهران را خواند. او در خطبه های خود گفت:

                            بوش به بهانه 11 سپتامبر در آمريكا حالت پليسی درست كرد و برای مردم آمريكا كه به يك زندگی آزادانه عادت داشتند، قوانين محدود كننده گذاشت. در متروها و اجتماعات دوربين*های مخفی كار گذاشت و اجازه شنود مكالمات و نامه*های مردم را داد و در فرودگاهها با آن فشار وسايل مسافران را گرفتند.

                            در خارج از آمريكا هم با همين محوريت لشكركشی كرد، افغانستان را اشغال كرد چون مركز طالبان و القاعده آنجا بودند. بهانه كافی برای از بين بردن اين شر داشت. در ادامه به عراق لشكركشی كرد، صدام يك موجود شناخته شده بود. در سی سال حكومتش بدترين خفقان*ها را داشت و بدترين ديكتاتور دنيا بود، او صدها انسان آزاده را شهيد و زنده به گور كرد و خيلی*ها هم سرنوشتشان روشن نيست. رفتارش با ايران و كويت هم يك نمونه بود. خطر سلاح كشتار جمعی مانند شيميايی و ميكروبی بود و تكنولوژی آن را داشت، غربی*ها اين را به همراه امكانات سلاح هسته*ای به او داده بودند و می*دانستند دارد، بنابراين بهانه مناسبی بود كه عراق را اشغال كنند.

                            آن موقع تفسير اين بود كه آمريكا با اين كار می*خواهد ايران را محاصره كند، كه درست هم بود. فكر می*كردند مركز اصلی هوشياری را كه ايران بود، محاصره كنند. آمريكا برای اين كارها خيلی هزينه كرد اما نمی*دانست كه نتيجه اين*طور می*شود. در افغانستان كمتر هزينه كرد، در عراق هم تصور می*كرد اين كشور منبع درآمد نفتی دارد و می*تواند هزينه*هايش را جبران كند، اما محاسباتش جور درنيامد.

                            من پيشتر گفته بودم عراق باتلاقی برای آمريكايی*هاست كه بتدريج در آن فرو می*رود و راه بازگشت هم ندارد و بايد چيزهای زيادی پيدا كنيم كه بتوانيم آن را از اين باتلاق بوكسل كنيم و بيرون بياوريم. الان تقريبا اين طور شده، الان خود آمريكايی*ها می گويند چاره*ای در عراق نداريم، بمانيم با خسارت است، برويم هم خسارت بيشتر است. الان هم اجازه نمی*دهند هزينه*ها منتشر شود، چرا كه روحيه مردم خراب می*شود. هيچ*كس نمی داند چقدر هزينه كرده*اند. ارتش بودجه زيادی دارد كه بخش زيادی را در آنجا خرج كردند.

                            از نظر انسانی هم خودشان می*گويند 2800 كشته و بيست هزار مجروح كه صاحب*نظران می*گويند خيلی بيشتر است. ده*ها هزار بيمار روانی كه از جبهه*ها برگشتند و ديگر قدرت خدمت در ارتش ندارند وجود دارند كه بايد هزينه آنها را بدهند. اين ها از نظر روحی خرد شده*اند.

                            آمريكا در اشغال*گری خود خيلی ضرر كرد، اما وقتی قدرتی گرفتار شد گاهی كارهايی می*كند كه خيلی خطرناك*تر است، آمريكا راه نجات را در حمله و تحت فشار قرار دادن لبنان و سوريه ديد، اما آنجا هم برايشان مشكل بسيار سختی ايجاد شده است، اسراييل هم از سوی آمريكا در اين تله گرفتار شد، ابعاد مشكلات اسراييل و امريكا در لبنان و فلسطين هنوز روشن نيست.

                            البته استنباط نكنيد كه دموكراتها كه پيروز شد برای ما تفاوت دارد، البته دموكرات*ها قدری نرم*تر هستند، اما در خيلی جاها با پنبه سر می*برند. اين طور نيست كه آنها فرشته نجات باشند، سياست مشت آهنين كه مكرر در همه* دنيا در همه جا تجربه شد، حتی در عراق كه صدام سی سال آن را اجرا كرد، سرنوشتش اين بود كه مردم از اشغال*گری مثل آمريكا استقبال كردند. اما سياست مشت آهنين برای كسانی كه در درازمدت به منافع ملت خود می*انديشند جواب نمی*دهد.

                            بوش اشتباه استراتژيك كرد. خواست با يك موج فريبكاری امنيتی انتخابات برد و كشوری را اشغال كرد، اما نفهميد كه بعد از آن چه اتفاقی می*افتد. الان تبعات اشتباهش شروع شده است كه بايد از اين دو قطعه درس بگيريم.

                            هدف اصلی او ايران بود، میخواست ايران را از دايره*ای كه درست كرده، بيرون كند، اما اين اتفاق برای آمريكا خطرناك است. آينده خطرناكتری دارد، فكر می*كند با اين نوع رفتار می*تواند با ايران برخورد كند. البته قلدری می*تواند كاری فوری كند، اما افكار عمومی مهم است. الان هر جا افكارسنجی می*شود آقای بوش در صدر رهبران منفور دنياست. اين نتيجه همان سياست مشت آهنين و بد تحليل كردن و فردا را فراموش كردن و امروز را دريافتن است كه اشتباه است.

                            رفسنجانی در رابطه با پرونده اتمی ایران نیز گفت:

                            ما در اين قضيه مصاف مشكلی در پيش داريم، اما اين برای آمريكا هم خيلی مشكل است. امریکا خيال نكند حق وتو همه مشكلات را حل می*كند و برای او فرشته نجات است. وتو يك كار آنی است، ملت*ها مهم هستند، افكار عمومی دنيا مهم است، قضاوت*ها مهم است، امكاناتی كه ملت*ها با افكار عمومی*شان خلق می*كنند مهم است كه آثارش را می بينيم. راه حل مشكلات امروز مذاكره، تعقل، تفكر و تسليم حق شدن است، بعد از اين كه منطق قوی در مذاكره مطرح شد و ان شاءالله با اين درس*هايی كه تاريخ به كاخ*نشينان آمريكا داده بتوانيم برای دنيا آرامش بيشتری را شاهد باشيم.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #104
                              روند سرکوب فرهنگی ادامه دارد: خمير کردن کتاب ها, تشديد سانسور مطبوعات و محاکمه مديران مسوول روزنامه ها و نشريات, اخراج اساتيد دانشگاهها به بهانه های واهی و مقابله با تشکل های غير دولتی در مراکز آموزش عالی و تلاش منظم برای انحلال اين تشکل ها, گسترش تشکل ستيزی در همه جا: کارخانه, اداره, دانشگاه, مدرسه و پيگرد, دستگيری و محاکمه فعالين اين عرصه ها, گسترش فيلترينگ اينترنت و جلوگيری از انتشار اخبار و اطلاعات از اين طريق, کارنامه دولت نهم در جمهوری اسلامی برای تحقق چيزی است که خامنه ای پيش از اين از آن به عنوان "مقابله با تهاجم فرهنگی" و در تازه ترين اظهارنظر مقابله با "ناتوی فرهنگی" ناميده است.
                              رژيم جمهوری اسلامی در همه سال های حياتش دشمنی آشتی ناپذيری با کليه مظاهر آزادی بيان و آزادی های فردی و اجتماعی داشته و هر جا توانسته است در سرکوب سازمانيافته اين تجليات کوتاهی نکرده است. روايت سرکوبگری های رژيم در اين عرصه يکی از خونين ترين و عبرت انگيزترين برگ های تاريخ معاصر ما را تشکيل می دهد. در اين زمينه از قتل روشنفکران و دگرانديشان و ايجاد تيم های ترور و صدور فتاوی قتل, تا هجوم علنی به دانشگاهها و سرکوب دانشجويان و اعدام های سرپايی, و بستن فله ای مطبوعات را می توان يادآور شد. با اين حال در دوره دولت هشتم متاثر از شکاف در راس حکومت, دستگاه سرکوب توانايی کمتری در سرکوب سازمانيافته و کنشی داشت و دوپاره گی دستگاه سرکوب عملا زنجيره ای طولانی از سرکوب های واکنشی را به عملکرد آن افزود. اين در حالی است که در دولت نهم سرکوب اصولا به برنامه عمل ممتد دولتی و برنامه ريزی کنش گرانه آگاهانه, عمومی و سازمانيافته ارتقا يافته است.
                              تبديل نهادهای سرکوب موازی و در سايه اما مجری فرامين اخص دستگاه ولايت در دوره سابق به نهادهای دولتی دارای برنامه عمل و هماهنگی در دولت فعلی نشان می دهد که رژيم اگر چه نتوانسته است و نخواهد توانست جنگ بر سر سهم بيشتر از قدرت ميان دارودسته های "اصولگرا" را بکلی متوقف کند و ناچار است دائما و بخصوص در دوره های وزن کشی های "انتخاباتی" از طريق کدخدامنشی های سنتی و وارد کردن "بزرگان جناحی" و آب ريختن و تعريض های من درآوردی در مفهوم "اصولگرايی" در مهار دامنه ستيزه های اين دارودسته ها بکاهد, و لذا از اين جنبه نتوانسته است خود را يکپارچه کند, در عوض در حوزه سرکوب ها توانسته است تا حدودی پارگی های دستگاه سرکوب را وصله کند.
                              با اين حال پايه اصلی که سرکوب در شرايط کنونی بر آن سوار است تنها بر يک حکم گواهی می دهد و آن شکست رژيم است. رژيم جمهوری اسلامی يک رژيم نابهنگام است که ريشه و جايگاه مستقری در متن جامعه ايران نمی تواند پيدا کند, زيرا هيچ دورنمای استراتژيک شناخته شده ای, با موجوديت اين رژيم همخوانی و انطباق کامل ندارد. روحانيت حکومتی در محاصره نامرعی جامعه ای حکومت می کند که سوخت و ساز طبيعی اش با قوانين آنها در تعارض دائمی است و بنابراين راهی برايش باقی نمی گذارد جز اين که دائما با اين جنبه های معارض دربيافتد. يک نمونه بسيار ساده از اين تعارضات غير قابل حل اختلاط و آميزش اجتماعی طبيعی زنان و مردان در جامعه مدرن شهری و مغايرت آن با اصول مذهبی مورد تاکيد رژيم است. رژيم برای غلبه بر اين اختلاف تاکنون هر جا و در هر حوزه ای که توانسته است به آپارتايد جنسی و جدايی زنان و مردان رو آورده است و هر جا (نظير تحصيل در دانشگاهها) که با اعتراضات گسترده روبرو شده, ناچارا به اعمال مجموعه ای از محدوديت ها و روش های شبه پليسی (نظير نصب دوربين های مدار بسته) اکتفا کرده است.
                              تعارض دائم با سير طبيعی مناسبات اجتماعی و سرکوب دائم تجليات و مظاهر آن شيوه زيست رژيم جمهوری اسلامی و جزئی از طبيعت موجوديت آن و عالی ترين شکل تحقق آن است. به عبارت ديگر پشت سرکوب ها يک دورنمای روشن آزمون شده تاريخی, که قرار باشد به کمک آن سرکوب های فعلی توجيه شود وجود ندارد. يعنی نه ديروز, نه امروز, نه فردا آنچنان جايگاه و موقعيتی که نياز به سرکوب فزاينده و جستجوی راههای تازه تری برای تعميق و گسترش هر چه بيشتر آن را به عنوان اصلی ترين وسيله بقای رژيم برايش غير ضروری سازد وجود ندارد و نمی تواند داشته باشد.
                              در دوره هايی که مقاومت سازمانيافته در برابر سرکوب در برزخ عبور از شکل های ناکارا به شکل های بادوام تر و ريشه دارتر موقتا ضعيف می شود, تعارض چاره ناپذير رژيم با هستی اجتماعی و شکل های طبيعی تجلی آنها برجسته تر به سطح کشيده می شود. رژيم البته در دنيايی که يک جايگاه مستقر تاريخی در آن برايش وجود ندارد و موجوديت تاريخا منقرض نظام پوسيده خلافتی اش به سرکوب بند است به ندرت ممکن است به شکست خود در مهار چيزی که "تهاجم فرهنگی دشمن" می نامد اعتراف کند. ولی همان موارد نادری که چنين اعترافاتی صورت می گيرد, جبر شکست و ناکارايی سرکوب عيان می شود. يک نمونه از اين اعترافات پوشيده را می توان در سخنان دكتر محمد سليمانى در "همايش زنان، اينترنت و هزاره*ى سوم" که اوايل آبان ماه برگزار شد ديد. او مثل پاسدار صفوی و دادستان کل دری نجف آبادی که در اين همايش سخن گفتند تا جايی که توانست اين ادعای سخيف را که مردم در کشورهای غربی به خاطر برخورداری از آزادی های سياسی فاسد و منحرف هستند را تکرار کرد و اين خط تبليغی را که رژيم بايد تبليغات "معنوی" خود را برای نجات اين باصطلاح منحرفان از طريق اينترنت گسترش بدهد, با اين حال او جمله ای گفت که بسيار گويا بود. او گفت: "رجوع به سايت*هاى مستهجن جهان كمتر از دو يا سه درصد است و در كشور ما اين رقم كمتر از پنج درصد است."
                              اين اعتراف کشيده ای است به گوش سانسور گران اينترنت در ايران و در عين حال ادعای رژيم را که جلوگيری از دسترسی آزادانه به اطلاعات را به بهانه حفظ سلامت اخلاقی آحاد جامعه توجيه می کند از پايه ويران می سازد. زيرا اگر فرض بر اين باشد که ميزان رجوع به سايت های پورنو از شاخص های سلامت يا ابتلا به فساد است, رژيم جمهوری اسلامی با فيلترينگ اينترنت به گسترش فساد کمک کرده است تا جلوگيری از آن. البته دليل جلوگيری از انتقال آزادانه اطلاعات به عنوان روش اصلی برخورد, به خاطر آگاهی کامل رژيم به شکست پيشاپيش در رقابت آزادانه در بازار مکاره عقايد است. در هيچ بازاری با هيچ روشی نمی شود نظريه پوسيده ولايت مطلقه فقيه را به خورد کسی داد. اين نظريه را همانطور که در کشور ما شاهد بوديم و هستيم فقط با چماق و سرنيزه و بسيج دارودسته های آدمکش و چرباندن سبيل شان با دلارهای نفتی و بگير و ببند و سرکوب و ايجاد جوخه های ترور می توان تحميل کرد. رشد فرقه های مذهبی رقيب در ايران که دستگاههای تبليغاتی وابسته به رژيم اين روزها يک خط در ميان در باره گسترش نفوذ آنها در جامعه هشدار می دهند, ثابت می کند که رژيم حتی توانايی رقابت سنتی با فرقه های مذهبی مشابه خود عليرغم برخورداری از همه ابزارهای قدرت دولتی را ندارد, چه رسد رقابت آزاد در بازار مکاره عقايد.
                              اين واقعيت که خامنه ای پس از دهه ها سرکوب عريان و همه جانبه فرهنگی, حالا قدمی ديگر برمی دارد و مقابله با "ناتوی فرهنگی" را خواستار می شود, قبل از اين که هيچ چيزی يا چيز زيادی در باره ارزش های اين "ناتو" بيان کند, ورشکستگی و واپس ماندگی و ارتجاعيت حکومت مذهبی را بيان می کند, و فرجام گريز ناپذير آن را: با هيچ سرکوبی نمی توان سرانجام بر نابهنگامی تاريخی غلبه کرد و با هيچ بحران آفرينی نمی توان موجوديت بحران زده را از غرق شدن در بحران رهانيد.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #105
                                ازپشت پرده تا جلوی پرده
                                چند تفسير از انگيزه تهيه
                                گزارش پوچ و تبليغاتی تدکاپل




                                گزارش تدکاپل، گزارشگر شبکه تلويزيونی – اينترنتی "ديسکاوری» پس از يک هفته تبليغات پرحجم شب گذشته پخش شد. هياهوی بسيار برای يک مصالحه دوستانه. گزارش تدکاپل هيچ نکته و حرف مهمی نداشت، مگر بيان انگيزه تهيه اين گزارش توسط خود او که اتفاقا نکته مهم اين گزارش همين است. اين که به گفته تدکاپل ناگهان جمهوری اسلامی در آستانه سفر احمدی نژاد به نيويورک ويزای سفر به ايران به وی داده تا يک گزارش تلويزيونی تهيه کند. تدکاپل می گويد: من برای تهيه گزارشی از اوضاع داخلی ايران به اين کشور سفر نکرده بودم، بلکه گزارش من روی مسئله رابطه ايران و امريکا متمرکز بود!

                                بنابرهمين اعتراف، گزارشگر مشهور ديسکاوری "تدکاپل" برای بستن يک پل ميان ايران و امريکا به تهران رفت و بازگشت و احمدی نژاد نيز شخصا زمانی که در نيويورک بوده با وی در تهران تماس تلفنی داشته است. اين را خود تدکاپل می گويد. می گويد: من می خواستم با احمدی نژاد هم گفتگو کنم اما او در زمانی که من در تهران بودم، در امريکا بود. گفت که اگر تا زمان بازگشت او در ايران بمانم می توانيم با هم گفتگو کنيم، اما من نمی توانستم بيش از آن در ايران معطل شوم!

                                تدکاپل با چند تن از فعالان سياسی اصلاح طلب و ملی مذهبی نيز ديدار داشته و نقطه نظرات آنها را ضبط تصويری کرده بود. سخنان و نظرات آنها در برابر سئوالات گزارشگر ديسکاوری پيرامون روابط ايران وامريکا نيز بسيار با احتياط بود تا به گاو و گوسفند کسی در سپاه و بيت رهبری و دولت برنخورد.

                                تفسير تبليغاتی خود تدکاپل نيز ديدنی و شنيدنی بود: درايران؛ مردم از همه مقامات و مخصوصا از احمدی نژاد انتقاد می کنند اما در باره آيت الله خامنه ای حريمی را نگه ميدارند!

                                بقيه تفسيرهای او نيز بر اين محور دور می زند که اگر ما در امريکا نگوئيم ايران محور شرارت است و در ايران هم شعار مرگ بر امريکا ندهند مسئله به خوبی و خوشی فيصله می يابد!

                                و اين روی ديگر سخنان اخير احمدی نژاد و سخنگوی دولت اوست که می گويند: ما ناز امريکا را نمی کشيم!

                                ماجرا علاوه بر تماس های پنهان و سفر نيمه مخفی برادر شوهر کريستين امانپور ( مشاور سابق کاخ سفيد) به تهران برای ديدن خواهر زنش و سفر نمايندگان ويژه اما پنهان دولت به نيورک، فعلا برای علنی شدن تلاش تا اين سطح هدايت شده است!



                                iran

                                Comment

                                Working...