ويژگىها و نيازهاى نسل سوم انقلاب
نسل سوم چيست و از چه ويژگىها و خواستههايى برخوردار است و آيا مسئله شكاف نسلى در جامعه ما واقعيت دارد و براى جلوگيرى از بروز آن چه بايد كرد، موضوع اصلى نوشتار حاضر است كه تلاش شده با استفاده از نظرات كارشناسان و صاحبنظران، به بررسى آن پرداخته شود.
تغيير و تحول نسلها، يكى از مباحث مهم در حوزه جامعهشناسى است و در آموزههاى اسلامى نيز بسيار مورد توجه قرار گرفته است. امام على عليهالسلام مىفرمايد: «فرزندانتان را به اخلاق [آداب] و خوىهاى خودتان منحصر و مقيد مسازيد؛ چه آنها براى زمانى جز زمان شما آفريده شدهاند». انقلاب اسلامى، از ابتداى شكلگيرى تا كنون، نسلهاى متعددى را پشت سر گذاشته، در سالهاى اخير، شاهد كاربرد برخى اصطلاحات نظير «نسل سوم»، «تفاوت نسلها»، «شكاف يا انقطاع نسل» در برخى مطبوعات و محافل فرهنگى هستيم. اين كه نسل سوم چيست و از چه ويژگىها و خواستههايى برخوردار است و آيا مسئله شكاف نسلى در جامعه ما واقعيت دارد و براى جلوگيرى از بروز آن چه بايد كرد، موضوع اصلى نوشتار حاضر است كه تلاش شده با استفاده از نظرات كارشناسان و صاحبنظران، به بررسى آن پرداخته شود.
تعريف نسل
دايرةالمعارف علوم اجتماعى، نسل (Generation) را اين چنين تعريف كرده است: «در جمعيتشناسى، به گروهى از افراد اطلاق مىشود كه مرحلهاى از حيات را با يكديگر آغاز كرده يا پايان داده باشند». از ديدگاه «بيگر» نيز منظور از نسل، گروهى از افراد مىباشند كه در فاصله زمانى معينى به دنيا آمدهاند. اصولاً اين واژه در جامعه شناسى سياسى كه رفتار سياسى را با نسل در ارتباط مىداند، نقش دارد؛ زيرا نسل براى بيان اختلافات فردى و گروهى و نيز توضيح فرهنگ، منافع و رفتار، به اندازه طبقه اجتماعى، اهميت دارد. منظور از واژه نسل، فاصله بين تولد والدين و تولد فرزندان است كه معمولاً سى سال گرفته مىشود؛ يعنى سه نسل در صد سال يا يك قرن.
تفاوت نسلها
از ديدگاه روانشناختى و جامعهشناختى، بين بينشها، منشها و خواستههاى دو نسل، تفاوت وجود دارد. به صورت طبيعى، هيچ نسلى، آيينه تمام نماىآرمانهاى نسل قبل و به ويژه انعكاسدهنده خصلتها و منشهاى آنها نيست. هر نسلى، شرايط و خصوصيات روانى - اجتماعى خاص خودش را دارد كه قطعاً جنبههاى مثبت و منفى را در برمىگيرد. تحول، اقتضا دارد كه نسل جديد، در منش، خصلت و بينش، تابلوى نسل قبل نباشد؛ به ويژه با توجه به اين كه سرعت تحولات، در تمامى عرصههاى زندگى بشرى، شتاب فزاينده و رو به تزايدى پيدا كرده است. از اين رو، تفاوت نسلها، بيشتر از گذشته احساس مىشود. حالت مخاطرهآميز اين وضعيت، شكاف و گسست نسلى است كه به معناى دور شدن تدريجى دو يا سه نسل پياپى از يكديگر، از حيث جغرافيايى، عاطفى، فكرى و ارزشى، وضعيت جديدى را ايجاد مىكند كه در اصطلاح، گسست نسلها ناميده مىشود. در اين وضعيت، غالباً نوجوانان و جوانان مىكوشند تا آخرين پيوندهاى وابستگى خود را از والدين يا نسل بالغ بگسلند و اغلب در اين راه، به گردنكشى و طغيانگرى مىپردازند». بر روى يك لوح سنگى كه از تمدنهاى قديم به دست آمده، نوشته شده است كه «نسل جوان ما، نسلى نظامگسيخته است؛ نظامگسيخته عمل مىكند و اين مسئله، ممكن است كه تمدن ما را بر باد دهد».
مجموعه تفاوتهايى كه ميان دو نسل وجود دارند، عبارتند از:
1. تفاوت در آرمانها و هدفهاى دونسل.
2. تفاوت در مفاهيم دو نسل.
3. تفاوت در الگويابى و گروههاى مرجع.
4.تفاوت در اصطلاحات روزمره دو نسل.
5. تفاوت در ظاهر، پوشش و نوع سخن گفتن در ميان دو نسل.
6. تفاوت در انتظار از زندگى و به دنبال آن، تفاوت در سبك زندگى و همين تفاوتها و ويژگىهاست كه نوعى ماهيت جديد، تازه و متفاوت از نسلهاى گذشته را براى نسل جديد ايجاد مىكند. در شكلگيرى اين فاصله و تفاوت ميان نسلها، عوامل گوناگونى نقش دارند كه برخى طبيعىاند؛ نظير اقتضائات سنى و برخى ناشىاز شرايط خاص جامعه و جهان كنونى مىباشند.
نسلهاى انقلاب اسلامى
انقلاب اسلامى از ابتداى شكلگيرى تا كنون، با چهار نسل مواجه بوده كه عبارتند از:
1. نسل اول، افرادى هستند كه در سال 1342 جوان بودند و بخشى از عمر خود را صرف مبارزه با استبداد رژيم منفورسابق كردند و به همراه امام (ره)، باعث به وجود آمدن انقلاب اسلامى شدند و جمهورى اسلامى را تشكيل دادند. اين نسل را كه مىتوان فداكارترين مجموعه وفادار به آرمانهاى انقلاب نام نهاد، در دشوارترين روزهاى انقلاب، مديريت جامعه را بر عهده گرفتند و با وجود چالشها و توطئههاى گوناگون، موفق شدند انقلاب را از مسير انحراف نجات دهند.
2. نسل دوم كه پرورده نسل اول است، كسانى هستند كه موتور حركت انقلاب اسلامى بودند و جنگ تحميلى را اداره كردند و با كمترين امكانات، توانستند بر ارتش مزدور صدام پيروز شوند و حماسههاى جاودانهاى از خود به يادگار بگذارند و در واقع، نسل انقلاب و جنگ نام دارند. اين افراد، كسانى هستند كه تجربه پيروزى انقلاب 1357 را دارند و با تجربه جنگ، وارد ميدان سازندگى شده، در ارائه طرحهاى كلان عمرانى كه كشور، پس از جنگ به آنها نياز داشت، ساختار مديريتى نظام را بر عهده گرفتند و در حال حاضر، اكثر مسئولان و مديران جامعه، از اين نسل هستند.
3. نسل سوم، فرزندان نسل دوم هستند و تجربه قبل از انقلاب و جنگ را ندارند.
4. نسل چهارم، فرزندان نسل سوم هستند. اينها نسلى هستند كه در واقع، در آينده، تبديل به نسل خواهند شد و در حال حاضر، كودك هستند و تقريباً ده سال ديگر، در عرصه اجتماع، ظاهر خواهند شد.
ويژگىهاى نسل سوم
وضعيت كلى جوانان كشور، نشان مىدهد كه 70 درصد جمعيت جامعه، زير 30 سال هستند و 35 درصد از آنها، در گروه سنى جوانان قرار دارند. اگر سن جوان را بين 15 تا 28 سال تعريف كنيم، 25 ميليون جوان داريم كه به عنوان يك سرمايه بسيار عظيم، بخش مهمى از جامعه كنونى را شكل داده، 20 سال آينده نيز در اختيار همين جوانان نسل سوم انقلاب مىباشد. از اين رو، شناخت صحيح اين نسل و ويژگىهاى آن، از اهميت فوقالعادهاى برخوردار بوده، ضرورت توجه به آن را در بخشهاى سياستگذارى و اجرايى كشور، خاطرنشان مىسازد.
در يك دستهبندى، ويژگىهاى نسل سوم عبارتند از:
1. به لحاظ شخصيتى، هويتى شكليافتهتر و مستقلتر دارد.
2. در توجه به مظاهر دينى، گزينشگرست؛ مظاهر اساسى را ترجيح مىدهد و بيش از آن كه به مظاهر دينى تكيه كند، به جوهر و گوهر دين تكيه دارد.
3. بيشتر ترجيح مىدهد آن طورى كه هست، ديده شود و كمتر به پنهانكارى در رفتارها تمايل دارد.
4. با خوشبينى، به تعامل با جهان و فرهنگهاى مختلف مىانديشد.
5. بيشتر واقعگراست و طرح و برنامههاى فردى و اجتماعى را بيشتر از نسل گذشته، با ملاكهاى در دسترس بودن، عملى بودن و راهگشا بودن، مىسنجد.
6. برخلاف بعضى برداشتهاى جامعهشناسى سياسى، اين نسل، بر اساس تجربههاى تاريخى، به جدايى دين از سياست، تمايل نشان نخواهد داد؛ بلكه به تعديل ارتباط آن دو، تمايل دارد.
7. از سياستزدگى، گريزان است و بدون آن كه وابستگى جناحى به احزاب و افراد سياسى داشته باشد، خودجوش در جهت تداوم انقلاب اسلامى گام برمىدارد و بدون درگيرى در مجادلات سياسى، به رشد، توسعه و خدمتگزارى به مردم، همت مىگمارد.
8. تمايل زيبايى شناختى و هنرى اين نسل، در مقايسه با نسل قبل، بيشتر است.
9. صميمىتر و راحتتر با ديگران معاشرت مىكند.
10. ويژگى ديگر اين نسل، پويايى و روحيه انتقادگرى است كه در مقابل انحرافات احتمالى و كجروىها، به سرعت از خود واكنش نشان مىدهد و بدون توسل به خشونت، خطاها را اصلاح مىكند.
11. مدار حركت اين نسل، بر شناخت و تجزيه و تحليل حوادث سياسى جهان، موضع گيرى صحيح و مقابله سريع با تهديدات بيگانگان استوار است. شرايط جهانى، انفجار اطلاعاتى و گردش سريع اطلاعات، پويايى و قدرت تحليل بالايى به اين نسل بخشيده است.
12. نسل سوم، ميزان تبعيت و تأثيرپذيرىاش از ديگران، بسيار بالاست و در نتيجه، احتياج به الگوى مناسب دارد.
13. اين نسل، به فرهنگ و سنتهاى ايرانى علاقهمند و به دين و اخلاق خود پاىبند است و ابعاد فرهنگى، هنرى و زيباشناختى فرهنگ ايرانى، براى آنها بسيار جذابيت دارد.
نسل سوم چيست و از چه ويژگىها و خواستههايى برخوردار است و آيا مسئله شكاف نسلى در جامعه ما واقعيت دارد و براى جلوگيرى از بروز آن چه بايد كرد، موضوع اصلى نوشتار حاضر است كه تلاش شده با استفاده از نظرات كارشناسان و صاحبنظران، به بررسى آن پرداخته شود.
تغيير و تحول نسلها، يكى از مباحث مهم در حوزه جامعهشناسى است و در آموزههاى اسلامى نيز بسيار مورد توجه قرار گرفته است. امام على عليهالسلام مىفرمايد: «فرزندانتان را به اخلاق [آداب] و خوىهاى خودتان منحصر و مقيد مسازيد؛ چه آنها براى زمانى جز زمان شما آفريده شدهاند». انقلاب اسلامى، از ابتداى شكلگيرى تا كنون، نسلهاى متعددى را پشت سر گذاشته، در سالهاى اخير، شاهد كاربرد برخى اصطلاحات نظير «نسل سوم»، «تفاوت نسلها»، «شكاف يا انقطاع نسل» در برخى مطبوعات و محافل فرهنگى هستيم. اين كه نسل سوم چيست و از چه ويژگىها و خواستههايى برخوردار است و آيا مسئله شكاف نسلى در جامعه ما واقعيت دارد و براى جلوگيرى از بروز آن چه بايد كرد، موضوع اصلى نوشتار حاضر است كه تلاش شده با استفاده از نظرات كارشناسان و صاحبنظران، به بررسى آن پرداخته شود.
تعريف نسل
دايرةالمعارف علوم اجتماعى، نسل (Generation) را اين چنين تعريف كرده است: «در جمعيتشناسى، به گروهى از افراد اطلاق مىشود كه مرحلهاى از حيات را با يكديگر آغاز كرده يا پايان داده باشند». از ديدگاه «بيگر» نيز منظور از نسل، گروهى از افراد مىباشند كه در فاصله زمانى معينى به دنيا آمدهاند. اصولاً اين واژه در جامعه شناسى سياسى كه رفتار سياسى را با نسل در ارتباط مىداند، نقش دارد؛ زيرا نسل براى بيان اختلافات فردى و گروهى و نيز توضيح فرهنگ، منافع و رفتار، به اندازه طبقه اجتماعى، اهميت دارد. منظور از واژه نسل، فاصله بين تولد والدين و تولد فرزندان است كه معمولاً سى سال گرفته مىشود؛ يعنى سه نسل در صد سال يا يك قرن.
تفاوت نسلها
از ديدگاه روانشناختى و جامعهشناختى، بين بينشها، منشها و خواستههاى دو نسل، تفاوت وجود دارد. به صورت طبيعى، هيچ نسلى، آيينه تمام نماىآرمانهاى نسل قبل و به ويژه انعكاسدهنده خصلتها و منشهاى آنها نيست. هر نسلى، شرايط و خصوصيات روانى - اجتماعى خاص خودش را دارد كه قطعاً جنبههاى مثبت و منفى را در برمىگيرد. تحول، اقتضا دارد كه نسل جديد، در منش، خصلت و بينش، تابلوى نسل قبل نباشد؛ به ويژه با توجه به اين كه سرعت تحولات، در تمامى عرصههاى زندگى بشرى، شتاب فزاينده و رو به تزايدى پيدا كرده است. از اين رو، تفاوت نسلها، بيشتر از گذشته احساس مىشود. حالت مخاطرهآميز اين وضعيت، شكاف و گسست نسلى است كه به معناى دور شدن تدريجى دو يا سه نسل پياپى از يكديگر، از حيث جغرافيايى، عاطفى، فكرى و ارزشى، وضعيت جديدى را ايجاد مىكند كه در اصطلاح، گسست نسلها ناميده مىشود. در اين وضعيت، غالباً نوجوانان و جوانان مىكوشند تا آخرين پيوندهاى وابستگى خود را از والدين يا نسل بالغ بگسلند و اغلب در اين راه، به گردنكشى و طغيانگرى مىپردازند». بر روى يك لوح سنگى كه از تمدنهاى قديم به دست آمده، نوشته شده است كه «نسل جوان ما، نسلى نظامگسيخته است؛ نظامگسيخته عمل مىكند و اين مسئله، ممكن است كه تمدن ما را بر باد دهد».
مجموعه تفاوتهايى كه ميان دو نسل وجود دارند، عبارتند از:
1. تفاوت در آرمانها و هدفهاى دونسل.
2. تفاوت در مفاهيم دو نسل.
3. تفاوت در الگويابى و گروههاى مرجع.
4.تفاوت در اصطلاحات روزمره دو نسل.
5. تفاوت در ظاهر، پوشش و نوع سخن گفتن در ميان دو نسل.
6. تفاوت در انتظار از زندگى و به دنبال آن، تفاوت در سبك زندگى و همين تفاوتها و ويژگىهاست كه نوعى ماهيت جديد، تازه و متفاوت از نسلهاى گذشته را براى نسل جديد ايجاد مىكند. در شكلگيرى اين فاصله و تفاوت ميان نسلها، عوامل گوناگونى نقش دارند كه برخى طبيعىاند؛ نظير اقتضائات سنى و برخى ناشىاز شرايط خاص جامعه و جهان كنونى مىباشند.
نسلهاى انقلاب اسلامى
انقلاب اسلامى از ابتداى شكلگيرى تا كنون، با چهار نسل مواجه بوده كه عبارتند از:
1. نسل اول، افرادى هستند كه در سال 1342 جوان بودند و بخشى از عمر خود را صرف مبارزه با استبداد رژيم منفورسابق كردند و به همراه امام (ره)، باعث به وجود آمدن انقلاب اسلامى شدند و جمهورى اسلامى را تشكيل دادند. اين نسل را كه مىتوان فداكارترين مجموعه وفادار به آرمانهاى انقلاب نام نهاد، در دشوارترين روزهاى انقلاب، مديريت جامعه را بر عهده گرفتند و با وجود چالشها و توطئههاى گوناگون، موفق شدند انقلاب را از مسير انحراف نجات دهند.
2. نسل دوم كه پرورده نسل اول است، كسانى هستند كه موتور حركت انقلاب اسلامى بودند و جنگ تحميلى را اداره كردند و با كمترين امكانات، توانستند بر ارتش مزدور صدام پيروز شوند و حماسههاى جاودانهاى از خود به يادگار بگذارند و در واقع، نسل انقلاب و جنگ نام دارند. اين افراد، كسانى هستند كه تجربه پيروزى انقلاب 1357 را دارند و با تجربه جنگ، وارد ميدان سازندگى شده، در ارائه طرحهاى كلان عمرانى كه كشور، پس از جنگ به آنها نياز داشت، ساختار مديريتى نظام را بر عهده گرفتند و در حال حاضر، اكثر مسئولان و مديران جامعه، از اين نسل هستند.
3. نسل سوم، فرزندان نسل دوم هستند و تجربه قبل از انقلاب و جنگ را ندارند.
4. نسل چهارم، فرزندان نسل سوم هستند. اينها نسلى هستند كه در واقع، در آينده، تبديل به نسل خواهند شد و در حال حاضر، كودك هستند و تقريباً ده سال ديگر، در عرصه اجتماع، ظاهر خواهند شد.
ويژگىهاى نسل سوم
وضعيت كلى جوانان كشور، نشان مىدهد كه 70 درصد جمعيت جامعه، زير 30 سال هستند و 35 درصد از آنها، در گروه سنى جوانان قرار دارند. اگر سن جوان را بين 15 تا 28 سال تعريف كنيم، 25 ميليون جوان داريم كه به عنوان يك سرمايه بسيار عظيم، بخش مهمى از جامعه كنونى را شكل داده، 20 سال آينده نيز در اختيار همين جوانان نسل سوم انقلاب مىباشد. از اين رو، شناخت صحيح اين نسل و ويژگىهاى آن، از اهميت فوقالعادهاى برخوردار بوده، ضرورت توجه به آن را در بخشهاى سياستگذارى و اجرايى كشور، خاطرنشان مىسازد.
در يك دستهبندى، ويژگىهاى نسل سوم عبارتند از:
1. به لحاظ شخصيتى، هويتى شكليافتهتر و مستقلتر دارد.
2. در توجه به مظاهر دينى، گزينشگرست؛ مظاهر اساسى را ترجيح مىدهد و بيش از آن كه به مظاهر دينى تكيه كند، به جوهر و گوهر دين تكيه دارد.
3. بيشتر ترجيح مىدهد آن طورى كه هست، ديده شود و كمتر به پنهانكارى در رفتارها تمايل دارد.
4. با خوشبينى، به تعامل با جهان و فرهنگهاى مختلف مىانديشد.
5. بيشتر واقعگراست و طرح و برنامههاى فردى و اجتماعى را بيشتر از نسل گذشته، با ملاكهاى در دسترس بودن، عملى بودن و راهگشا بودن، مىسنجد.
6. برخلاف بعضى برداشتهاى جامعهشناسى سياسى، اين نسل، بر اساس تجربههاى تاريخى، به جدايى دين از سياست، تمايل نشان نخواهد داد؛ بلكه به تعديل ارتباط آن دو، تمايل دارد.
7. از سياستزدگى، گريزان است و بدون آن كه وابستگى جناحى به احزاب و افراد سياسى داشته باشد، خودجوش در جهت تداوم انقلاب اسلامى گام برمىدارد و بدون درگيرى در مجادلات سياسى، به رشد، توسعه و خدمتگزارى به مردم، همت مىگمارد.
8. تمايل زيبايى شناختى و هنرى اين نسل، در مقايسه با نسل قبل، بيشتر است.
9. صميمىتر و راحتتر با ديگران معاشرت مىكند.
10. ويژگى ديگر اين نسل، پويايى و روحيه انتقادگرى است كه در مقابل انحرافات احتمالى و كجروىها، به سرعت از خود واكنش نشان مىدهد و بدون توسل به خشونت، خطاها را اصلاح مىكند.
11. مدار حركت اين نسل، بر شناخت و تجزيه و تحليل حوادث سياسى جهان، موضع گيرى صحيح و مقابله سريع با تهديدات بيگانگان استوار است. شرايط جهانى، انفجار اطلاعاتى و گردش سريع اطلاعات، پويايى و قدرت تحليل بالايى به اين نسل بخشيده است.
12. نسل سوم، ميزان تبعيت و تأثيرپذيرىاش از ديگران، بسيار بالاست و در نتيجه، احتياج به الگوى مناسب دارد.
13. اين نسل، به فرهنگ و سنتهاى ايرانى علاقهمند و به دين و اخلاق خود پاىبند است و ابعاد فرهنگى، هنرى و زيباشناختى فرهنگ ايرانى، براى آنها بسيار جذابيت دارد.


Comment