
صندوق كودكان ملل متحد (يونيسف*)
خبرگزاري فارس: يونيسف به عنوان يك «آژانس عملياتي» از ساختاري برخوردار است كه مي*تواند به صورت مستقل سياست*هاي لازم را جهت اجرا تصويب نمايد. اين ساختار به دليل حضور كشورهاي كوچك و ضعيف و قدرت رأي آن*ها، مورد رضايت كشورهاي قدرتمند نيست و مشكلاتي را در راستاي فعاليت*هاي سازمان ايجاد مي*كند.
جنگ جهاني دوم قربانيان زيادي داشت كه از جمله آنان، كودكان و زنان بودند. وضعيت فاجعه*بار كودكان و فكر حمايت از آن*ها و جلوگيري از تكرار چنين وضعيتي، منجر به اين شد كه مجمع عمومي در دسامبر 1946 به توصيه شوراي اقتصادي و اجتماعي، صندوق بين*المللي سازمان ملل متحد را جهت حمايت از كودكان در اروپا و چين و كشورهايي كه درگير جنگ شده بودند تأسيس نمايد. با گذشت چند سال، در دسامبر 1950 بنا به تصميم مجمع عمومي، مأموريت صندوق به سوي ارائه كمك*هاي لازم، براي كودكان كشورهاي در حال توسعه تغيير جهت داد. در نهايت در اكتبر 1953 مجمع عمومي برآن شد تا اين سازمان را به عنوان «ركن دائمي» نظام ملل متحد قرار دهد. در همين راستا، نام آن را به «صندوق كودكان ملل متحد» تغيير داد.
صندوق كودكان ملل متحد با توجه به مسئوليت ها و فعاليت*هاي آن از بابت بقا، حمايت و ارتقاي جايگاه اجتماعي و آموزشي كودكان و زنان در سطح جهان، به ويژه كشورهاي كم توسعه و عقب*مانده، در ميان اركان فرعي سازمان ملل متحد، از حيث فعاليت درحوزه توسعه انساني و پايدار جايگاه خاصي دارد.
ساختار سازماني يونيسف
يونيسف يكي از اركان دائمي سازمان ملل متحد است. لازم به يادآوري است كه سازمان ملل متحد علاوه بر شش ركن اصلي، داراي اركان فرعي متعددي است كه هريك از آن*ها وابسته به يكي از اركان اصلي هستند. اين اركان فرعي كه عموماً شرايط لازم براي تبديل شدن به سازمان*هاي تخصصي را دارند به دلايل سياسي كه ناشي از سياست و منافع قدرت*هاي بزرگ است، تغيير وضعيت نيافته*اند، علت مخالفت كشورهاي بزرگ، آزادي عمل و قدرت مستقلي خواهد بود كه اين سازمان*ها به دست خواهند آورد و مشكلاتي كه اين آزادي مي*تواند براي كشورهاي مذكور پديد آورد.
اركان فرعي به موجب قطع*نامه*هاي صادره از سوي مجمع عمومي تأسيس مي*شوند، اين اركان تنها در صورتي ايجاد مي*شوند كه اختيارات آن*ها در چارچوب اختيارات صريح يا ضمني مجمع قرار گيرد. يونيسف به عنوان يك «آژانس عملياتي» از ساختاري برخوردار است كه مي*تواند به صورت مستقل سياست*هاي لازم را جهت اجرا تصويب نمايد. اين ساختار به دليل حضور كشورهاي كوچك و ضعيف و قدرت رأي آن*ها، مورد رضايت كشورهاي قدرتمند نيست و مشكلاتي را در راستاي فعاليت*هاي سازمان ايجاد مي*كند.
يونيسف در ساختار سازماني خود داراي سه ركن است:
1) هيئت اجرايي؛ 2) دبيرخانه؛ 3) دفاتر منطقه*اي.
هيأت اجرايي: اين ركن از نمايندگان 41 دولت عضو و با توجه به توزيع جغرافيايي و نمايندگي دولت*هاي اصلي اهداكننده و دريافت*كننده كمك تشكيل مي*شود. انتخاب آن*ها بر عهده شوراي اقتصادي و اجتماعي است و توزيع جغرافيايي اعضا تقريباً ثابت است.
دبيرخانه: يك مدير اجرايي به عنوان رييس دبيرخانه از سوي دبير كل سازمان ملل متحد و با مشورت هيئت اجرايي انتخاب مي*شود. مدير اجرايي مسئول اداره و اجراي برنامه*هاي هيئت اجرايي يونيسف است.
دفاتر منطقه*اي: اين دفاتر به نهادهاي مختلف دولت*هاي عضو در تدارك، اجرا و ارزيابي برنامه*هايي كه يونيسف در اجراي آن همكاري دارد، ياري مي*دهند. دفاتر منطقه*اي يونيسف در مناطق زيرمستقر مي*باشند: آسياي شرقي و پاكستان (بانكوك ـ تايلند)، آفريقاي شمالي و آسياي غربي (امان ـ اردن)، جنوب و آسياي مركزي (دهلي*نو ـ هندوستان)، آفريقاي شرقي و جنوبي (نايروبي ـ كنيا)، آفريقاي مركزي و غربي (ابيجان ـ ساحل عاج)، كشورهاي آمريكايي و حوزه كارائيب (بوگوتا – كلمبيا).
جايگاه و اهميت يونيسف
براي درك اهميت يونيسف، فقط لازم است نگاهي به وضعيت كودكان در مناطق و كشورهاي مختلف، به ويژه كشورهاي جنگ*زده بيندازيم. فقر، گرسنگي، بي*سوادي، جنگ و ناامني، و بيماري*هاي مختلف از جمله ايدز، در كشورهاي فقير آفريقا، آمريكاي لاتين و ناامني شديد در كشورهاي جنگ*زده*اي چون، بوسني، كوزوو، افغانستان، عراق، سودان، رواندا و اخيراً لبنان، به خوبي نشان مي*دهد كه كودكان و زنان اولين قربانيان هستند.
از جنگ جهاني دوم تاكنون، به ويژه پس از پايان يافتن جنگ سرد، ميليون*ها كودك و زن براثر مناقشه*هاي قومي، مذهبي و داخلي و جنگ*هاي منطقه*اي و بين*المللي، دچار رنج و محنت شده*اند. وضعيت اسف*باري كه در روندا، سودان، افغانستان، عراق و لبنان حاكم است و در بوسني و كوزوو حاكم بوده است، شرايطي را در جامعه جهاني به وجود آورده است كه برنامه و بودجه*هاي بين*المللي را خواستار است. اگر حمايت*ها و اطلاع*رساني سازمان*هايي مانند يونيسف نباشد شرايط بدتر هم مي*شود، اهميت و جايگاه يونيسف و ديگر سازمان*هاي بين*المللي فعال در اين حوزه، علاوه بر كمك*هاي مستقيم، بررسي وضعيت و آگاه ساختن جامعة بين*المللي از مناطق بحراني و خطرزا براي كودكان و زنان است.
كودكان به دليل آسيب*پذيري بالا و عدم توانايي حفظ حيات خويش به تنهايي، در حوادث و جنگ*ها اولين كساني هستند كه قرباني مي*شوند. گذشته از اين، اگر كودكان، از شرايط آموزشي و بهداشتي مناسب دور بمانند و با وضعيت ناسالمي رشد كنند، در آينده مي*توانند يكي از عوامل عقب*ماندگي جوامع باشند. كودكاني كه با فقر، بي*سوادي و سطح فرهنگي نامناسب رشد مي*كنند، در آينده جامعه*اي را تشكيل مي*دهند كه پتانسيل و فاكتورهاي انساني توسعه را ندارند. امروزه، توسعه صرفاً با منابع مالي و سرمايه*اي يا علم و تكنولوژي پيشرفته به دست نمي*آيد، بلكه نيروي انساني تحصيل*كرده، سالم، متوازن و سازگار با توسعه هم نياز است. پيشرفت به افراد و انسان*هايي نياز دارد كه فرهنگ و خصيصه*هاي فرهنگي رشديافته و مدرني داشته باشند. مطمئناً با كودكاني كه در فقر، گرسنگي و جنگ بزرگ شده*اند نمي*توان چنين جوامعي را ساخت.
به عنوان مثال افغانستان، كشوري است كه علاوه بر فقر مالي و علمي، دچار فقر فرهنگي نيز هست، يعني اين كه بي*سوادي و سطح پايين فرهنگي در افغانستان، جامعه*اي را شكل داده است كه بنيادي*ترين عامل توسعه، يعني نيروي انساني مناسب را ندارد. اين شرايط افغانستان، به دو سه دهه اخير بر مي*گردد كه هيچ گاه شرايط خوبي براي آموزش و پرورش كودكان در افغانستان فراهم نشده است و فضاي مناسب براي توسعه و ارتقاي فرهنگي به دليل ناامني و جنگ از دست رفته است. يونيسف از طريق شبكه وسيع ميداني خود در كشورهاي در حال توسعه و عقب*مانده، در قالب هدف*هاي ملي توسعه، در زمينه بهداشت، تغذيه، آموزش و پرورش، محيط زيست، بهداشت محيط و آب، ارتقاي جايگاه اجتماعي و فرهنگي كودكان و زمان، رسيدگي به كودكان بي*پناه و در معرض خطر ناامني جنسي، جلوگيري از گسترش بيماري*هاي خاص مانند ايدز و حمايت از مبتلايان به اين گونه بيماري*ها و آسيب*ها و ديگر زمينه*هاي واجد اهميت براي كودكان، برنامه*هايي را با همكاري دولت*ها، گروه*هاي محلي و فعالان اجتماعي به اجرا در مي*آورد.
خبرگزاري فارس: يونيسف به عنوان يك «آژانس عملياتي» از ساختاري برخوردار است كه مي*تواند به صورت مستقل سياست*هاي لازم را جهت اجرا تصويب نمايد. اين ساختار به دليل حضور كشورهاي كوچك و ضعيف و قدرت رأي آن*ها، مورد رضايت كشورهاي قدرتمند نيست و مشكلاتي را در راستاي فعاليت*هاي سازمان ايجاد مي*كند.
جنگ جهاني دوم قربانيان زيادي داشت كه از جمله آنان، كودكان و زنان بودند. وضعيت فاجعه*بار كودكان و فكر حمايت از آن*ها و جلوگيري از تكرار چنين وضعيتي، منجر به اين شد كه مجمع عمومي در دسامبر 1946 به توصيه شوراي اقتصادي و اجتماعي، صندوق بين*المللي سازمان ملل متحد را جهت حمايت از كودكان در اروپا و چين و كشورهايي كه درگير جنگ شده بودند تأسيس نمايد. با گذشت چند سال، در دسامبر 1950 بنا به تصميم مجمع عمومي، مأموريت صندوق به سوي ارائه كمك*هاي لازم، براي كودكان كشورهاي در حال توسعه تغيير جهت داد. در نهايت در اكتبر 1953 مجمع عمومي برآن شد تا اين سازمان را به عنوان «ركن دائمي» نظام ملل متحد قرار دهد. در همين راستا، نام آن را به «صندوق كودكان ملل متحد» تغيير داد.
صندوق كودكان ملل متحد با توجه به مسئوليت ها و فعاليت*هاي آن از بابت بقا، حمايت و ارتقاي جايگاه اجتماعي و آموزشي كودكان و زنان در سطح جهان، به ويژه كشورهاي كم توسعه و عقب*مانده، در ميان اركان فرعي سازمان ملل متحد، از حيث فعاليت درحوزه توسعه انساني و پايدار جايگاه خاصي دارد.
ساختار سازماني يونيسف
يونيسف يكي از اركان دائمي سازمان ملل متحد است. لازم به يادآوري است كه سازمان ملل متحد علاوه بر شش ركن اصلي، داراي اركان فرعي متعددي است كه هريك از آن*ها وابسته به يكي از اركان اصلي هستند. اين اركان فرعي كه عموماً شرايط لازم براي تبديل شدن به سازمان*هاي تخصصي را دارند به دلايل سياسي كه ناشي از سياست و منافع قدرت*هاي بزرگ است، تغيير وضعيت نيافته*اند، علت مخالفت كشورهاي بزرگ، آزادي عمل و قدرت مستقلي خواهد بود كه اين سازمان*ها به دست خواهند آورد و مشكلاتي كه اين آزادي مي*تواند براي كشورهاي مذكور پديد آورد.
اركان فرعي به موجب قطع*نامه*هاي صادره از سوي مجمع عمومي تأسيس مي*شوند، اين اركان تنها در صورتي ايجاد مي*شوند كه اختيارات آن*ها در چارچوب اختيارات صريح يا ضمني مجمع قرار گيرد. يونيسف به عنوان يك «آژانس عملياتي» از ساختاري برخوردار است كه مي*تواند به صورت مستقل سياست*هاي لازم را جهت اجرا تصويب نمايد. اين ساختار به دليل حضور كشورهاي كوچك و ضعيف و قدرت رأي آن*ها، مورد رضايت كشورهاي قدرتمند نيست و مشكلاتي را در راستاي فعاليت*هاي سازمان ايجاد مي*كند.
يونيسف در ساختار سازماني خود داراي سه ركن است:
1) هيئت اجرايي؛ 2) دبيرخانه؛ 3) دفاتر منطقه*اي.
هيأت اجرايي: اين ركن از نمايندگان 41 دولت عضو و با توجه به توزيع جغرافيايي و نمايندگي دولت*هاي اصلي اهداكننده و دريافت*كننده كمك تشكيل مي*شود. انتخاب آن*ها بر عهده شوراي اقتصادي و اجتماعي است و توزيع جغرافيايي اعضا تقريباً ثابت است.
دبيرخانه: يك مدير اجرايي به عنوان رييس دبيرخانه از سوي دبير كل سازمان ملل متحد و با مشورت هيئت اجرايي انتخاب مي*شود. مدير اجرايي مسئول اداره و اجراي برنامه*هاي هيئت اجرايي يونيسف است.
دفاتر منطقه*اي: اين دفاتر به نهادهاي مختلف دولت*هاي عضو در تدارك، اجرا و ارزيابي برنامه*هايي كه يونيسف در اجراي آن همكاري دارد، ياري مي*دهند. دفاتر منطقه*اي يونيسف در مناطق زيرمستقر مي*باشند: آسياي شرقي و پاكستان (بانكوك ـ تايلند)، آفريقاي شمالي و آسياي غربي (امان ـ اردن)، جنوب و آسياي مركزي (دهلي*نو ـ هندوستان)، آفريقاي شرقي و جنوبي (نايروبي ـ كنيا)، آفريقاي مركزي و غربي (ابيجان ـ ساحل عاج)، كشورهاي آمريكايي و حوزه كارائيب (بوگوتا – كلمبيا).
جايگاه و اهميت يونيسف
براي درك اهميت يونيسف، فقط لازم است نگاهي به وضعيت كودكان در مناطق و كشورهاي مختلف، به ويژه كشورهاي جنگ*زده بيندازيم. فقر، گرسنگي، بي*سوادي، جنگ و ناامني، و بيماري*هاي مختلف از جمله ايدز، در كشورهاي فقير آفريقا، آمريكاي لاتين و ناامني شديد در كشورهاي جنگ*زده*اي چون، بوسني، كوزوو، افغانستان، عراق، سودان، رواندا و اخيراً لبنان، به خوبي نشان مي*دهد كه كودكان و زنان اولين قربانيان هستند.
از جنگ جهاني دوم تاكنون، به ويژه پس از پايان يافتن جنگ سرد، ميليون*ها كودك و زن براثر مناقشه*هاي قومي، مذهبي و داخلي و جنگ*هاي منطقه*اي و بين*المللي، دچار رنج و محنت شده*اند. وضعيت اسف*باري كه در روندا، سودان، افغانستان، عراق و لبنان حاكم است و در بوسني و كوزوو حاكم بوده است، شرايطي را در جامعه جهاني به وجود آورده است كه برنامه و بودجه*هاي بين*المللي را خواستار است. اگر حمايت*ها و اطلاع*رساني سازمان*هايي مانند يونيسف نباشد شرايط بدتر هم مي*شود، اهميت و جايگاه يونيسف و ديگر سازمان*هاي بين*المللي فعال در اين حوزه، علاوه بر كمك*هاي مستقيم، بررسي وضعيت و آگاه ساختن جامعة بين*المللي از مناطق بحراني و خطرزا براي كودكان و زنان است.
كودكان به دليل آسيب*پذيري بالا و عدم توانايي حفظ حيات خويش به تنهايي، در حوادث و جنگ*ها اولين كساني هستند كه قرباني مي*شوند. گذشته از اين، اگر كودكان، از شرايط آموزشي و بهداشتي مناسب دور بمانند و با وضعيت ناسالمي رشد كنند، در آينده مي*توانند يكي از عوامل عقب*ماندگي جوامع باشند. كودكاني كه با فقر، بي*سوادي و سطح فرهنگي نامناسب رشد مي*كنند، در آينده جامعه*اي را تشكيل مي*دهند كه پتانسيل و فاكتورهاي انساني توسعه را ندارند. امروزه، توسعه صرفاً با منابع مالي و سرمايه*اي يا علم و تكنولوژي پيشرفته به دست نمي*آيد، بلكه نيروي انساني تحصيل*كرده، سالم، متوازن و سازگار با توسعه هم نياز است. پيشرفت به افراد و انسان*هايي نياز دارد كه فرهنگ و خصيصه*هاي فرهنگي رشديافته و مدرني داشته باشند. مطمئناً با كودكاني كه در فقر، گرسنگي و جنگ بزرگ شده*اند نمي*توان چنين جوامعي را ساخت.
به عنوان مثال افغانستان، كشوري است كه علاوه بر فقر مالي و علمي، دچار فقر فرهنگي نيز هست، يعني اين كه بي*سوادي و سطح پايين فرهنگي در افغانستان، جامعه*اي را شكل داده است كه بنيادي*ترين عامل توسعه، يعني نيروي انساني مناسب را ندارد. اين شرايط افغانستان، به دو سه دهه اخير بر مي*گردد كه هيچ گاه شرايط خوبي براي آموزش و پرورش كودكان در افغانستان فراهم نشده است و فضاي مناسب براي توسعه و ارتقاي فرهنگي به دليل ناامني و جنگ از دست رفته است. يونيسف از طريق شبكه وسيع ميداني خود در كشورهاي در حال توسعه و عقب*مانده، در قالب هدف*هاي ملي توسعه، در زمينه بهداشت، تغذيه، آموزش و پرورش، محيط زيست، بهداشت محيط و آب، ارتقاي جايگاه اجتماعي و فرهنگي كودكان و زمان، رسيدگي به كودكان بي*پناه و در معرض خطر ناامني جنسي، جلوگيري از گسترش بيماري*هاي خاص مانند ايدز و حمايت از مبتلايان به اين گونه بيماري*ها و آسيب*ها و ديگر زمينه*هاي واجد اهميت براي كودكان، برنامه*هايي را با همكاري دولت*ها، گروه*هاي محلي و فعالان اجتماعي به اجرا در مي*آورد.


Comment