متن زیر ترجمه متن یك سخنرانی كلیدی ارائه شده در مراسمی تحت عنوان «صداهایی از ایران» است كه از سوی سازمان بین*المللی «اصل ١٩» در ٢٧ سپتامبر در لندن برگزار شد. برنامه هم*چنین شامل شعر و موسیقی و ادبیات ایران، از جمله با شركت زیبا كرباسی و قاضی ربیحاوی، بود. متن اصلی سخنرانی به زبان انگلیسی در سایت زیر قابل دسترسی است:
اصل ١٩ اعلامیه جهانی* حقوق بشر بر یكی از بنیادی*ترین حقوق بشر تأكید می*كند - حق آزادی* بیان: «هر كس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ حق مزبور شامل آن است كه فرد از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممكن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.»
این حق برای بسیاری* از فعالیت*های انسانی در یك محیط اجتماعی اساسی است، از ارتباطات گرفته تا تبادل اندیشه*ها، از آموزش تا تحقیق، و از گفتمان سیاسی تا فعالیت*های ادبی و هنری. این واقعیت كه ما اكنون در جهانی كه «عصر ارتباطات» نام گرفته زندگی می*كنیم این حق را به اساسی*ترین حقوق تبدیل كرده است.
امشب ما صداهایی از ایران را می*شنویم، ولی در خود ایران صداهای مشابه مرتبا خاموش می*شود. جمهوری اسلامی فقط به طیف معدودی از صداها اجازه می*دهد كه شنیده شود و همه اشكال ابراز عقیده بیان را زیر كنترل گرفته است. نه فقط جلسات عمومی مانند آن چه كه امشب در این جا برگزار می*شود به اجازه رسمی نیاز دارد، بلكه همه ابزار بیان از كتاب و روزنامه گرفته تا فیلم و نمایش و موسیقی و نمایشگاه*های هنری از پیش باید از سوی مقامات به تصویب برسد. رسانه*های پخش، رادیو و تلویزیون، در انحصار حكومت است، و استفاده از گیرنده*های ماهواره*ای قانونا منع شده است.
سركوب آزادی بیان در جمهوری اسلامی ایران نهادینه شده است. قانون اساسی، آزادی بیان را به آن چه كه «مخل به مبانی اسلام» نباشد محدود كرده است. تفسیر این قید به عهده روحانیت حاكم گذاشته شده است كه ساختار قدرت را تحت تسلط خود دارد و قوانین را باید از تصویب نهایی خود بگذراند. در نتیجه، قوانین به شدت سختی وضع شده*اند كه همه اشكال بیان را برای تطبیق آن با تفسیر رسمی از اسلام و ارزش*های مربوط به آن كه بسیار تنگ تعریف شده*اند محدود می*كنند، و مجازات*های سختی* برای متخلفان، از جریمه و زندانی طولانی گرفته تا شلاق و اعدام، مقرر می*دارند.
اصل ١٩ اعلامیه جهانی* حقوق بشر بر یكی از بنیادی*ترین حقوق بشر تأكید می*كند - حق آزادی* بیان: «هر كس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ حق مزبور شامل آن است كه فرد از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممكن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.»
این حق برای بسیاری* از فعالیت*های انسانی در یك محیط اجتماعی اساسی است، از ارتباطات گرفته تا تبادل اندیشه*ها، از آموزش تا تحقیق، و از گفتمان سیاسی تا فعالیت*های ادبی و هنری. این واقعیت كه ما اكنون در جهانی كه «عصر ارتباطات» نام گرفته زندگی می*كنیم این حق را به اساسی*ترین حقوق تبدیل كرده است.
امشب ما صداهایی از ایران را می*شنویم، ولی در خود ایران صداهای مشابه مرتبا خاموش می*شود. جمهوری اسلامی فقط به طیف معدودی از صداها اجازه می*دهد كه شنیده شود و همه اشكال ابراز عقیده بیان را زیر كنترل گرفته است. نه فقط جلسات عمومی مانند آن چه كه امشب در این جا برگزار می*شود به اجازه رسمی نیاز دارد، بلكه همه ابزار بیان از كتاب و روزنامه گرفته تا فیلم و نمایش و موسیقی و نمایشگاه*های هنری از پیش باید از سوی مقامات به تصویب برسد. رسانه*های پخش، رادیو و تلویزیون، در انحصار حكومت است، و استفاده از گیرنده*های ماهواره*ای قانونا منع شده است.
سركوب آزادی بیان در جمهوری اسلامی ایران نهادینه شده است. قانون اساسی، آزادی بیان را به آن چه كه «مخل به مبانی اسلام» نباشد محدود كرده است. تفسیر این قید به عهده روحانیت حاكم گذاشته شده است كه ساختار قدرت را تحت تسلط خود دارد و قوانین را باید از تصویب نهایی خود بگذراند. در نتیجه، قوانین به شدت سختی وضع شده*اند كه همه اشكال بیان را برای تطبیق آن با تفسیر رسمی از اسلام و ارزش*های مربوط به آن كه بسیار تنگ تعریف شده*اند محدود می*كنند، و مجازات*های سختی* برای متخلفان، از جریمه و زندانی طولانی گرفته تا شلاق و اعدام، مقرر می*دارند.

Comment