Announcement

Collapse
No announcement yet.

Khamenei Is Sick

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • رهبر
    درچه حالی است
    جامعه
    در چه انديشه؟




    رهبر جمهوری اسلامی، در روزهای گذشته از سايه بيرون آمد تا به شايعاتی که پيرامون بيماری او وجود دارد خاتمه بدهد. نخستين عکسی که از وی انتشار يافت، نه تنها به شايعات خاتمه نبخشيد بلکه بر آن افزود، زيرا وی چنان در حالتی از بی حالی بود که حتی عبا را هم تماما بر شانه خود نکشيده و يا نتوانسته بود بکشد و بسياری حدس زدند که زير عبا دستگاهی پزشکی به وی وصل است!

    در روزهای گذشته تصاوير ديگری از وی پخش شد، هم بمناسبت ملاقات با رئيس شورای امنيت ملی روسيه و هم مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا. دراين تصاوير نيز صورت پف کرده رهبر حمل بر مصرف بيش از حد "کورتيزون" شد.

    چه بيماری وی جدی باشد و چه نباشد، آنچه که در ماجرای شايعه بيماری وحتی مرگ رهبر قابل تعمق و تامل است، دليل گسترش کم نظير چنين شايعه و علاقه مردم به پخش آن است، چنان که بعد از پخش تصاوير وی در روزهای اخير نيز شايعات ادامه دارد. نويسندگان سايت های امنيتی و وابسته به دولت و مصباح يزدی، بويژه دو سايت "رجا نيوز" و "فارس" که جای خالی سايت های سازمان امنيت موازی در دوران خاتمی "يه خبر" و "دريچه" و "گويا الف" را پر کرده اند، در دو روز گذشته به زعم خود تلاش کرده اند اين شايعه را ريشه يابی کنند. همانگونه که از ماهيت نويسندگان اين دو سايت بر می آمد و بر می آيد، آنها بجای نزديک شدن به واقعيات روان اجتماعی و جستجوی دليل گسترش شايعه در جامعه، به پرونده سازی امنيتی برای اين و آن روی آورده اند و کم بی راه نيز نرفته اند. آنها نخواسته اند بپذيرند که شايعه محصول سانسور و ميوه درخت اختناق است، که اگر چنين نباشد نيازی به شايعه نيست.

    در زمان شاه نيز به کرات چنين شد. مثل شايعه زن گرفتن پنهان شاه در سالهای دهه 50 و داستان هائی که در باره "طلا" دختر زيبای راه يافته به دربار شاه بر سر زبان ها بود و سرانجام نيز معلوم شد، زياد هم شايعه نبوده است. يا شايعه طلاق فرح و شاه، که در کتاب های خاطرات درباری ها، پس از انقلاب معلوم شد اين شايعه نيز پر بی راه نبوده است. يا شايعه قتل مهندس "پالانچيان" بدستور اشرف پهلوی و يا سقوط و مرگ ارتشبد خاتم فرمانده نيروی هوائی و شوهر خواهر شاه در يک پرواز ورزشی و بدستور شاه، برای مقابله با کودتای او عليه دربار و...حتی شايعاتی که در دو سال آخر حکومت شاه درباره بيماری سرطان او در محافل سر زبان ها بود و بتدريج از محافل نيز بيرون آمده بود.

    اما، در باره شايعه بيماری و مرگ رهبر. چرا بايد مرگ و يا بيماری يک مقام حکومتی تا اين حد مورد توجه مردم باشد!

    1- هرکس بگويد مردم با اندوه اين شايعه را نقل می کرده و يا می کنند، به خود و ديگران دروغ گفته است.

    2- اگر همه قدرت و اختيارات در يکجا و در يک فرد متمرکز نبود و نباشد چرا مردم بايد فکر کنند که با نبودن او اوضاع از اين وضع بحرانی بيرون می آيد؟

    سايت های امنيتی می توانند به نگاه امنيتی خود ادامه بدهند و به بهانه شايعه مرگ يا بيماری رهبر برای اين و آن پرونده سازی کنند، اما وای بر حکومتی که سازمان های نظرسنجی و جامعه شناختی آن نتوانند از دل اين نوع شايعات، آن حقيقتی را در آورده و در برابر حکومت قرار دهند که در بالا به آن اشاره شد.

    در ارتباط با شايعه بيماری و مرگ رهبر دو گزارش را جداگانه نيز دراين شماره پيک نت آورده ايم. يکی گزارش سايت "رجا نيوز" که همسر سخنگوی دولت "الهام" آن را اداره می کند و ديگری گزارش راديو صدای آلمان است که بر مبنای گزارش رجا نيوز تهيه شده است


    Comment


    • رهبر ايران به شايعاتی که چند هفته پيش در مورد بيماری و احتمال مرگ وی در رسانه های غربی مطرح شده بود واکنش نشان داد.
      آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی طی سخنرانی در جمع فرماندهان و شماری از اعضای نيروی هوايی ارتش که به مناسبت روز نيروی هوايی به ديدار وی رفته بودند گفته است: "دشمنان نظام اسلامی شايعات مختلفی درباره فوت و بيماری درست می* کنند تا شايد چند روزی روحيه ملت ايران را تضعيف کنند اما آنها نمی* دانند که در ايران با يک شخص روبرو نيستند، بلکه با ملتی روبرو هستند که در پاسخ به توطئه* ها و حيله *های دشمن روز ۲۲ بهمن در سراسر کشور به خيابانها می *آيد و با فريادهای پرشور، قدرت و هوشياری و استقامت خود را در دفاع از اسلام و انقلاب و ايران نشان خواهد داد".

      شماری از مخالفان جمهوری اسلامی مدتهاست عنوان می کنند که رهبر ايران به سرطان مبتلاست و حالش خوب نيست.

      اوائل سال جاری ميلادی، شايعه وخامت وضع جسمی آيت الله خامنه ای پس از آن قوت گرفت که مايکل لدين، يکی از مخالفان سرسخت حکومت ايران و از نظريه پردازان سرشناس جريان فکری نومحافظه کاران در آمريکا آن را تأييد کرد.

      غيبت آيت الله خامنه ای از مراسم عيد قربان نيز بر قوت اين شايعه افزود.

      اين شايعه تکذيب سخنگوی وزارت امورخارجه ايران را به همراه داشت اما آيت الله خامنه ای همچنان به مدت دو سه هفته ای در ديدارهای عمومی ديده نشد.

      در اين ميان، برای نخستين بار گزارشی از وضعيت جسمی آيت الله خامنه ای از طريق خبرگزاری فارس منتشر شد که به محافل محافظه کار ايران منسوب است.

      اين خبرگزاری شايعه وخامت وضع جسمی آيت الله خامنه ای را با شايعاتی که گاه با عنوان دروغ سال منتشر می شوند و همچنين با شايعاتی مقايسه کرد که پس از انقلاب 1979 درباره وضع جسمی آيت الله خمينی بنيانگذار جمهوری اسلامی مطرح می شد اما در عين حال خبر داد که آيت* الله خامنه ای مدتی دچار سرماخوردگی نسبتاً شديد بوده و به همين دليل، از تعداد برنامه های وی با توصيه پزشکان کاسته شده است.

      هشدار عليه حمله به ايران

      آيت الله خامنه ای در سخنرانی در جمع نفرات نيروی هوايی همچنين موضوع احتمال حمله به ايران را مطرح کرده و آن را شايعه ای ديگر دانسته که "دشمن" به دليل "دچار شدن به ضعف و استيصال" مطرح کرده است.

      او در عين حال هشدار داده که هرگونه حمله به ايران، "عکس العمل همه جانبه" ملت ايران را نسبت به حمله کنندگان و منافع آنان در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت و در پاسخ به کسانی نيز که می گويند قدرت دشمن را دست کم نگيريد گفته است: "اين حرف درستی است و در فرهنگ عميق ملت ايران نيز مورد تأکيد است اما آيا عاقلانه است که دشمن را دست کم نگيريم اما در مقابل، عظمت و تواناييهای ملت ايران را ناديده بگيريم"؟

      آيت الله خامنه ای درباره حمله به ايران افزود: "معتقديم هيچ کس، چنين بی*عقلی و خطايی نخواهد کرد و کشور و منافع خود را به خطر نخواهد انداخت، البته برخی می گويند رئيس جمهور آمريکا، اهل محاسبه و در نظر گرفتن عواقب کارهايش نيست، اما اين جور اشخاص را هم می* توان سرعقل آورد و تحليلگران و سياست سازان آمريکايی اين را می* فهمند که ملت ايران هيچ تعرضی را بدون پاسخ نخواهد گذاشت".

      رهبر ايران ادامه داده که: "ملت ايران را با اين مسائل نترسانند، زيرا مگر تا به حال آمريکا به ايران حمله نکرده است"؟

      افزايش تحريمها

      او همچنين به تهديد مقامات آمريکايی اشاره کرده که می گويند در صورت پافشاری ايران بر ادامه دادن به فعاليتهای حساس اتمی با تصويب قطعنامه های تازه ای در شورای امنيت، به ميزان تحريمهايی که عليه ايران اعمال شده خواهند افزود.

      آيت الله خامنه ای چنين تهديدهايی را موضوعی تکراری خوانده و گفته است: "آمريکا و برخی کشورهای ديگر از سالها پيش جمهوری اسلامی ايران را تحريم کرده *اند اما ملت ايران در همين فضای تحريم به پيشرفتهای درخشان علمی- فناوری و موفقيتهای فراوان رسيده است؛ بنابراين اين ملت بزرگ را از تحريم نترسانيد چرا که وقتی ملتی بيدار شد و تواناييهای خود را کشف کرد هيچ چيز قادر نخواهد بود او را متوقف کند".

      Comment


      • جلسه سه نفره هاشمی- مشکینی- امینی

        برای بررسی گزارش کار رهبر و وظائف مجلس آینده خبرگان

        مخالفت مصباح یزدی با اعلام قائم مقام و اشاره هاشمی به چند فرد شایسته!

        مقدمات اعلام نام

        رهبر جانشین علی خامنه ای



        هاشمی رفسنجانی در سفر به قم و دیدار با شماری از مراجع مذهبی مقیم قم، مقدمات گشایش دور جدید مجلس خبرگان را فراهم ساخت. این مجلس قرار است اسفند ماه در تهران گشایش یابد. شاید مهم ترین بخش دیدار هاشمی از قم، ملاقات و جلسه مشترک او با آیت الله مشکینی و آیت الله امینی نایب رئیس و دبیر مجلس خبرگان بود، که از جزئیات آن خبری انتشار نیافته است.

        درآستانه سفر رفسنجانی به قم، آیت الله امینی مصاحبه ای کوتاه با خبرگزاری داخلی کرده و ضمن تاکید بر حضور نداشتنش در مجلس خبرگان آینده و ضرورت ماندن در حوزه علمیه قم اشاره به گزارشی کرد که درباره رهبری تهیه شده، اما قابل انتشار نیست. او گفت که این گزارش توسط کمیسیونی تهیه شده که خود وی عضو آنست.

        آن مصاحبه را شاید بتوان با دیدار سه نفره هاشمی، مشکینی و امینی پیوند زد و از دل آن نه تنها بخشی از انگیزه سفر هاشمی به قم، بلکه مضمون و دلیل جلسه سه نفره مورد بحث را بیرون کشید.

        بخشی از یک سخنرانی هاشمی که برای شماری روحانی و طلبه در قم ایراد شد نیز دارای چنان اهمیت و حاوی چنان اشاراتی بود که بلافاصله سایت خبری وابسته به مصباح یزدی بنام "رجانیوز" یک اشاره آن را بصورت تحریف شده و تحریک آمیز منتشر کرد.

        هاشمی دراین سخنرانی گفت:

        "مهم*ترين كار حفظ نظام است و حوزه*ها و خبرگاني كه از مردم راي گرفته*اند، مسئول اين مهم هستند. مي*شد براي انتخاب رهبر سازوكار ديگري انتخاب كرد اما از آن جا كه رهبر و ولي فقيه مسئول همه امور كشور است و امر وي براي مردم و همه مسئولين مطاع است، انتخاب وي از راه مجلس خبرگان عقلاني*ترين و منطقي*ترين راه است.

        به نظر من انتخاب شخص آيت الله علي خامنه*اي در شرايط بسيار حساس و خطير سال 68 بهترين و مناسب*ترين انتخاب بود و امروز نيز ايشان بهترين گزينه مناسب براي اين مسند هستند. - اما- خبرگان در شرايط حاضر نبايد از بررسي افراد واجد صلاحيت براي رهبري غافل باشد و بايد گزينه*هاي مناسب را مورد بررسي قرار داده و چنان كه در سال 68 در ظرف چند ساعت توانست بهترين انتخاب را براي جايگزيني امام انجام دهد، اكنون نيز مطالعه و بررسي گزينه*هاي مطلوب را از قبل انجام داده باشد. "



        رجانیوز همین بخش آخر را برجسته کرده و با اشاره به دوران قائم مقامی آیت الله منتظری در زمان حیات آیت الله خمینی نوشت: "آن تجربه ناموفق نباید تکرار شود."

        رجانیوز و در واقع مصباح یزدی که برای ریاست مجلس خبرگان و سپس جانشینی علی خامنه ای خیز برداشته است، تلاش برای یافتن افرادی برای جانشینی علی خامنه ای را به کوشش برای اعلام یک قائم مقام برای وی تعبیر کرد. تعبیری که شاید با آگاهی از خبرهائی در پشت صحنه باشد! اما آنچه مسلم است و هم در سخنرانی هاشمی و هم مقابله مصباح یزدی مشهود است، اینست که مجلس خبرگانی که از اسفند ماه تشکیل می شود می خواهد رهبر جانشین را انتخاب کند. حال یا فعلا بعنوان قائم مقام و یا بعنوان کاندیدا و جانشین مخفی تا در لحظه موعود نامش اعلام شود.

        آیا دیدار سه نفره مشکینی، امینی و هاشمی آخرین رایزنی ها در همین ارتباط نبوده است؟



        Comment


        • Comment


          • سخنان آیت الله مقتدائی نایب رئیس جامعه مدرسین قم

            درباره دیدار و مذاکرات با رهبر که تاکنون فاش نشده بود

            رهبر خواست

            به فکر جانشین باشیم!

            اگر خبرگان به این نتیجه برسند که مسئولی اگر باقی بماند ضربه به رهبری است، پیشنهاد عزل

            او را به رهبر می دهند. رهبر در جلسه روحانیون در قم گفت: در آستين خود افرادي را براي رهبري آماده داشته باشيد تا اگر حادثه*‏اي پيش آمد، بتوانيد از بين افراد صاحب*‏صلاحيت كه قبلا مد نظر گرفته*‏ايد، بهترين آنها را انتخاب كنيد.





            آیت الله مقتدائی نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو مجلس خبرگان و همچنین احمدخاتمی که عضو خبرگان و عضو شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران است دو اظهار نظر در روزهای اخیر پیرامون وظائف مجلس خبرگان و انتخاب رهبر کرده اند. احمدی خاتمی گفت:

            اگر كسي همه تخصص*ها را داشته باشد، رياضي*دان باشد، فيزيكدان باشد، شيميدان باشد، نظامي برجسته باشد اما فقاهت نداشت باشد ولي فقيه نمي*شود و به اين دليل است كه از شرايط منتخب در خبرگان اجتهاد است.

            اگر خبرگان به جايي رسيد كه فرض كنيد بودن يك مسوول ضربه به رهبري است، وارد عمل مي*شود و به رهبري به عنوان پيشنهاد مي*گويد اگر اين مسوول باشد آسيب به نهاد رهبري مي*رسد.



            آیت الله مقتدائی نیز بنا بر خبری که خبرگزاری ایلنا مخابره کرد گفت:

            مجلس خبرگان دوره سوم هم بطور منظم و محرمانه مصداق*‏هاي صاحب*‏ صلاحيت براي تصدي رهبري را بررسي كرده است كه اين رويه در مجلس چهارم نيز ادامه خواهد داشت.

            مقام معظم رهبري در جلسه*‏اي در قم كه با حضور اساتيد و اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه و علما بزرگ قم تشكيل شد، بطور صريح و با تاكيد فرمودند كه شما بايد در آستين خود افرادي را براي رهبري آماده داشته باشيد تا اگر حادثه*‏اي پيش آمد، بتوانيد از بين افراد صاحب*‏صلاحيت كه قبلا مد نظر گرفته*‏ايد، بهترين آنها را انتخاب كنيد. مقتدايي اظهار داشت: اينكه خدايي ناخواسته حادثه*‏اي رخ ‏دهد و بعد مجلس خبرگان به فكر بررسي مصاديق بيفتد، مصلحت نيست، چرا كه هر كار عجولانه*‏اي ممكن است به پشيماني منجر شود. با توجه به تاكيد مقام معظم رهبري، همواره كميسيوني در مجلس خبرگان در اين زمينه كار كرده و در بين مراجعي كه هستند، يا در بين كساني كه در حد مرجعيت بوده يا كساني كه ممكن است صلاحيت، اهميت و توان آن را پيدا كنند، بررسي کرده است.

            كميسيون ویژه در مجلس خبرگان همواره مراقب موضع*‏گيري*‏ها، سخنراني*‏ها، عزل و نصب*‏ها و ملاقات*‏هاي رهبري است و خود مقام معظم رهبري هم دستور داده*‏اند كه دفاتر و مراكز تحت نظارتشان كمال همكاري را با مجلس خبرگان داشته باشند.

            Comment


            • Questions Abound on Health of Iran's Khamenei

              Speculation is mounting in American and Israeli intelligence and defense circles about the declining health of Iran's 67-year-old supreme leader, who is believed to be suffering from cancer.

              At the end of December, Iran analysts inside the intelligence community were asked to draw up possible succession scenarios for Ayatollah Ali Khamenei after he appeared on state-run television looking gaunt and sickly. On January 4, stories spread throughout the Internet and some Iranian exile publications that Ayatollah Khamenei was dead.

              On January 8, the supreme leader addressed crowds in Qom. From a balcony, he delivered a fiery speech, declaring that his country would never stop enriching uranium.

              Yesterday, Iran released an official photograph of him meeting with the secretary of Russia's security council, Igor Ivanov. Iranian TV reported that during the meeting, the supreme leader suggested that the two countries enter an anti-American energy alliance.

              The health of Ayatollah Khamenei is of immense interest to the West. He is believed to have led the recent political pushback against President Ahmadinejad, a former intelligence commander in Iran's Revolutionary Guard who has threatened to wipe Israel off the map and has used his power of patronage and appointment to fill his country's civil bureaucracy with many of his old Revolutionary Guard allies.

              However, the supreme leader is no moderate, either. The general in charge of the Quds Force, which American soldiers are now hunting in Iraq, reports directly to him.

              The death of Ayatollah Khamenei would likely set off a battle for succession. Among the top candidates for supreme leader is a spiritual leader and mentor to Mr. Ahmadinejad who has advocated an apocalyptic version of Ayatollah Ruhollah Khomeini's Shiite Islam, Ayatollah Mesbah Yazdi. Another is a former Iranian president and interlocutor with the Israelis when America and the Jewish state sold arms to Iran in exchange for Hezbollah's release of hostages in Lebanon, Akbar Hashemi Rafsanjani.

              An American intelligence analyst said yesterday that he is confident America's intelligence agencies would know if the Iranian supreme leader had indeed died. "There are all kinds of things we are looking for. We will know because there will be a power struggle, and it will be impossible to keep that secret. This is not the Soviet Union or North Korea," the analyst, who requested anonymity, said.

              The deputy director of research at the Washington Institute for Near East Policy, Patrick Clawson, said he does not think Ayatollah Khamenei is dead. But he also said the West has notoriously missed the deaths of Iranian leaders.

              "Nobody knew Khomeini was sick; no one knew the shah was sick," he said. "We did not have any idea these guys were going to die. And I don't think we will know about Khamenei until the day it happens."

              Comment


              • Comment


                • Sometime in late November or early December, Iran's Supreme Leader Ali Khamenei gathered his top advisers for an overall strategic review. The atmosphere was highly charged, because Khamenei's doctors have diagnosed a serious cancer and do not expect the Supreme Leader to live much more than a year. A succession struggle is already under way, with the apparently unsinkable Hashemi Rafsanjani in the thick of it, even though Khamenei, and his increasingly powerful son Mushtaba, is opposed to the perennial candidate-for-whatever.

                  Despite this disquieting news, the overall tone of the conversation was upbeat, because the Iranians believe they see many positive developments, above all, the declaration that "it has been promised that by 8 April, we will be in a position to show the entire world that 'we are members of the club.'" This presumably refers to nuclear weapons. Against this cheery background, the assessment of the Iranian leaders continued:


                  The weakness of the Bush administration is notable. Recent public opinion polls show the country seriously divided, and the top Iranian experts on North America have concluded that the president is paralyzed, unable to make any tough decision (and hence unable to order an attack against Iran);


                  2006 is an election year, and even some Republicans are distancing themselves from Bush, weakening the White House even further;


                  Israel is facing the darkest moment in its history (remember that this conversation took place before Sharon's stroke). Likud is divided, Netanyahu is openly against Sharon, and the Labor party has lost its old guard. No strong government is possible (and hence Israel is similarly unable to order an attack against Iran). Therefore this is a moment for Iran to take maximum advantage;


                  Iranian power and prestige is at an all-time high among the Palestinian terrorist groups, from Hamas, Islamic Jihad, and Fatah, to secular, even Communist groups. Terrorists who in the past had rejected Iranian approaches now travel to Tehran for support;


                  The Syrians have given Iran final say over the activities of Sunni terrorist groups in their country;


                  Iran now exercises effective control over groups ranging from Hezbollah, Ansar al-Islam, al Qaeda, Jaish-e-Muhammad, Jaish-e-Mahdi, and Jaish-e-Huti (Yemen) to the Joint Shi'ite Army of Iraq, Yemen, Afghanistan, Syria, and part of Saudi Arabia, as well as Islamic movements in Thailand, Malaysia, and Indonesia;


                  In the four and a half months since Mahmoud Ahmadinejad has become president, he has brought the extremist group led by Mezbah Yazdi under control, and, notably, he has forced Syria to resist all pressure from the United States;


                  The Europeans are no longer necessary for the Iranian strategy, and can now be "thrown out of our game." They are in no position to do any damage because they are too busy fighting with one another;


                  Khamenei called for two urgent missions. The first was to do everything possible to drive up oil prices by an additional 30 percent by the first week in April. The second was to intensify the propaganda war against the West in the same period. He stressed that it was important to compel the United States to face at least three crises by the April 8.
                  In short, the Iranians at the highest levels of the regime believe they have good reason for behaving quite feisty, and if you look at the events that have taken place since then, you will see that the mullahs are acting consistently with the analysis presented to (and in part by) Khamenei. The propaganda war — lately and dramatically in the form of the cartoon crusades — has indeed been intensified. The Europeans have been systematically dissed, and more: Their embassies in Tehran have been stoned, Iranian diplomats have insulted them with regularity, and the regime slapped a trade embargo on all goods coming from the infidel Europeans. When the French announced that the Iranian nuclear program was undoubtedly designed to produce weapons, Tehran demanded an apology. Above all, there is no longer any pretense of cooperation with the Big Three negotiators on the nuclear program.

                  This suggests that the mullahs do indeed believe they have acquired nuclear weapons, and there is no longer any need to play stalling games with the Germans, French, and Brits. Nor is there any reason to feign humanity in the treatment of their own people. The repression of any and all groups which might conceivably organize an anti-mullah revolution looks to reach the historic levels of the immediate post-revolutionary period, when hanging judges routinely ordered the execution of thousands of citizens for often-fabricated crimes. Of late, the regime has beaten, tortured, and incarcerated thousands of Tehran bus drivers, Bahais, Sufis, and Ahwaz Arabs, and they have even threatened the families of political prisoners, saying that the whole lot of dissidents will be killed if the U.N. votes for sanctions.

                  This brutal and open use of the mailed fist bespeaks utter contempt for the West; Khamenei & Co. do not think we will respond, do not fear Western action, and believe this is a historic movement for the advance of their vision of clerical fascism. But it also bespeaks a chilling recognition of their nemesis: the Iranian people. President Ahmadinejad recently canceled most foreign travel by regime officials, for example, which is not the sign of a confident mullahcracy; quite the contrary, in their heart of hearts, they know that they are walking a fragile tightrope, and their incessant preventive actions against normal Iranians look very much like Mickey Mouse, in racing frantically to stop an army of bucket-carrying brooms from drowning him.

                  Moreover, the runaway optimism (which in many clerical minds goes hand in hand with the conviction that the Shiite Messiah, the 12th Imam, is about to reappear, thereby ushering in the End of Days) is not as solidly grounded as the mullahs might wish. For starters, oil prices are headed south, not toward the 30-percent increase ordered by the supreme leader. And the analysis of the perceived "paralysis" of the United States is nothing more than a replay of the usual blunder committed by our enemies, who look at us and see fractious politics, widespread self-indulgence, and an unwillingness or inability to face up to real war. In this, as in so many other ways, the mullahs of the Islamic Republic are emulating failed tyrants, from the German Kaiser and Führer to the Italian Duce, the Iraqi dictator, and the Soviet Communist first secretaries, all of whom learned, to their ruin, that free societies are quite capable of turning on a dime and defending their interests and values with unanticipated ferocity.

                  And indeed, after years of dithering, we now have the first encouraging signs that this administration is inclined to support revolution in Iran. Secretary of State Rice, after her laudable reform of the Foreign Service, has now asked Congress for an additional $75 million to advance the cause of freedom in Iran. This is good news indeed, especially since there were hints in her testimony to the Senate Foreign Relations Committee on Wednesday that we have already begun supporting Iranian trade unions, and even training some of their leaders. To be sure, the bulk of the money — $50 million — will go to the bureaucratic, and thus far utterly uninspiring, group running radio and TV Farda for the State Department, and the profoundly disappointing and feckless National Endowment for Democracy and the Democratic and Republic Institutes, but at least some money is promised for independent Farsi language broadcasters. Even with these shortcomings, we should celebrate Rice's embrace of the cause of Iranian freedom so concretely.
                  On the other hand, there is no reason for joy at the news that assistant secretary Steve Rademacher seems to have gratuitously and foolishly promised that we will not use military power against Iran's nuclear facilities. There is every reason to leave such stratagems in the haze of uncertainty, even if — as I have long argued — you believe it would not be a good idea, at least at this moment. Such declarations will reinforce the mullahs' conviction that they have nothing to fear from us, and encourage them to race ahead with their murderous actions.

                  Even the world at large is beginning to bestir itself. Wednesday was a day of support for the Iranian bus drivers all across the civilized world. The AFL-CIO, driven by Teamsters' president James Hoffa, in tandem with Senator Rick Santorum, has been leading the charge, now joined by unions in France, Britain, Spain, Austria, Norway, Denmark, Sweden, Germany, Canada, Japan, Thailand, Malaysia, the Philippines, Australia, New Zealand, Chile, and Bermuda. The appeasers in the Italian trade unions, like their opportunistic bosses, sat it out. Still, it's an impressive list.

                  It's a small and long overdue step forward, to be sure, but great journeys sometimes begin slowly and uncertainly. The great thing is that, after years of empty rhetoric, stalled internal debates, and the paralysis so dear to Khamenei's heart, we have finally gotten started. Will it succeed? Do the tens of millions of Iranians who rightly hate their rulers have the stomach, the imagination, and the discipline to organize the downfall of the regime?

                  Comment


                  • Nobody knows, perhaps not even the revolutionaries themselves. But America has moved, and when America moves, even gingerly, there will be ripples throughout Iran and throughout the region. The key imperative is that, now that we are in, we must persist and prevail. So far, so good: In the State of the Union, the president spoke eloquently of our respect for the Iranian people and our determination to help them if they show the will and the capacity to act effectively. That was exactly the right note. And the secretary of State was similarly and appropriately modest in her rhetoric, speaking of our desire to support freedom — not announcing a national crusade, and not threatening dramatic action. It is for the Iranians to liberate their country. If they are willing to fight for freedom, we should stand with them.

                    Now, finally, they know we will. And the cry of "faster, please" must quickly go out to them.

                    Comment


                    • وزير دادگستري گفت: برخي طرح دولت وحدت ملي را که شايسته جمهوري اسلامي نيست مطرح مي*‏کنند و با اين وسيله مي*‏خواهند سهم احزاب را بگيرند درحالي*‏که ساختار حکومتي و فرهنگي کشور ما اجازه اين کار را نمي*‏دهد.

                      به گزارش"ايلنا"به نقل از پايگاه اطلاع رساني دولت، سخنگوي دولت در گردهمايي مبلغان اعزامي به دانشگاه*‏هاي سراسر کشور با تاکيد براينکه دکتر احمدي نژاد، رئيس*‏جمهور، سنبل ونمادي از گفتمان انقلاب است، گفت: دشمنان با حمله به رئيس*‏جمهور و دولت نهم، قصد مبارزه با گفتمان انقلاب اسلامي را دارند و مقام معظم رهبري به همين خاطر ازدولت احمدي نژادحمايت مي*‏کنند.
                      غلامحسين الهام خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبري خطاب به رئيس*‏جمهور فرمودند که دشمنان شما را هدف قرار داده*‏اند ولي هدف اصلي آنها ضربه زدن به انقلاب است و ما بايد در مقابل توطئه*‏ها هوشيار باشيم.
                      وي يادآور شد:رهبر معظم انقلاب طرز فکر و مباني دولت نهم را قبول داشته و از گفتمان اين دولت حمايت مي*‏کند وايشان تفکر دولت را به عنوان گفتمان انقلاب پذيرفته*‏اند.
                      وزير دادگستري يادآور شد: مساله عبور ازاحمدي نژاد که امروز در برخي محافل مطرح مي*‏شود بيشتر به خاطر مقابله با گفتمان دولت نهم است.
                      الهام گفت: برخي نيز طرح دولت وحدت ملي را که شايسته جمهوري اسلامي نيست مطرح مي*‏کنند و با اين وسيله مي*‏خواهند سهم احزاب را بگيرند درحالي*‏که ساختار حکومتي و فرهنگي کشور ما اجازه اين کار را نمي*‏دهد.
                      وي توضيح داد: نگاه مقام معظم رهبري به گفتمان دولت*‏هاي قبلي انتقادي بود و اصولا ايشان در دوران سازندگي و اصلاحات موضوع مبارزه با اشرافي*‏گري و فساد را مطرح مي*‏کردند.
                      وي يادآورشد:درگذشته عده*‏اي دفاع ملت ايران از ملت*‏هاي مظلوم را زيرسوال مي*‏بردند و با اين استراتژي قصد داشتند عمق قدرت استراتژيک ما را در جهان اسلام از بين ببرند.
                      الهام با اشاره به اينکه مسلمانان عمق قدرت استراتژيک ما هستند،گفت: ملت ايران استراتژي مقابله با ظلم و حمايت از مظلوم را تا آخرين نفس ادامه خواهد داد.
                      الهام بااشاره به اينکه مقام معظم رهبري سعي دارند درحداقل ضرورت*‏ها از حکم ولايتي خود استفاده کنند، اظهار داشت: ولي در دولت قبل رهبر انقلاب در دوره*‏اي با صراحت در مقابل برخي تصميمات قانونگذاري خصوصا در زمينه مطبوعات و مسائل فرهنگي ورود پيدا کرده و موضع*‏گيري نمودند.
                      وي ادامه داد: اخيرا ايشان نيز برغم بيماري و با سينه*‏اي خسته در دانشگاه علم و صنعت حاضر شدند و در مکاني که موضوعيت نيز داشت مطالب مهمي را دسته بندي و اتمام حجت فرمودند.
                      سخنگوي دولت دربخش ديگري از سخنانش در زمينه ارزيابي کارکرد بين المللي دولت*‏هاي گذشته ، گفت: در دولت*‏هاي گذشته حاکمان مرعوب و يا مجذوب دشمن بودند.
                      غلامحسين الهام خاطرنشان کرد: آنها دنبال تغيير نظام اسلامي به نظام دموکراتيک و حل کردن آن در نظام مورد پسند آمريکا بودند.برخي کارگزاران نظام اسلامي با حرکت*‏هاي نرم، دم از سکولاريزم مي*‏زدند در حالي که برخي از آنها حاکم در همين نظام اسلامي نيز بودند و اين مسائل رهبر انقلاب را رنج مي*‏داد.
                      وي ادامه داد: در دوره آنها مقام معظم رهبري به مباني آنها نگاهي توام با ابهام داشتند و به همين دليل اصلاحات آمريکايي و اسلامي را تفکيک کرده و مکرر يادآوري مي*‏نمودند.
                      الهام اظهار داشت: در دوره*‏هاي گذشته احياي تخت جمشيد به عنوان نماد جمهوري اسلامي ايران مطرح شد ولي مقام معظم رهبري همچنين احمدي نژاد در مقابل اين تفکر به شلمچه رفتند و با چفيه که نمادي از ايثار و شهادت طلبي است، بازگشتند.
                      وي تصريح کرد: امروز اگر ما تعبير دولت اسلامي را به کار ببريم برخي دوستان دلخور مي*‏شوند، اين در حالي است که نظام اسلامي ظرفيت بقاء دارد و نبايد اجازه دهيم اين ظرفيت*‏ها مکتوم بماند.
                      وزير دادگستري گفت: نبايد حوادث 10سال گذشته که بر سر نظام و انقلاب آورده*‏اند را فراموش کنيم زيرا رهبر انقلاب نيز هرگز آن دوران را فراموش نخواهند کرد.
                      الهام اظهار داشت: کساني که در انقلاب با همين نظام و ساختار سياسي به قدرت رسيدند بدنبال تهي کردن روح و باطن حکومت از اسلاميت و شاخص*‏هاي آن رفتند.
                      وي افزود: آنها دنبال عبور از مباني اسلامي نظام هستند و نگراني*‏هاي مقام معظم رهبري معطوف به همين مساله است.
                      وي ادامه داد: رهبر انقلاب در سال 79 در سخت ترين شرايط و تحت فشار بودند و در سخنراني خود اعلام کردند اگر قرار است اتفاقي بيفتد از نوع عاشوراي حسيني است نه صلح حسني، ما نبايد آن دوران را فراموش کنيم.

                      Comment

                      Working...
                      X