
مصاحبه با نوام چامسكي
آيا دولتي مستقل در عراق تشكيل خواهد شد؟
در اين گفت*وگو، نوام چامسكي با ذكر دلايلي نظير لزوم تقويت موقعيت آمريكا در منطقه خاورميانه و به دست آوردن منابع نفتي عراق كه جزء دلايل اصلي حمله آمريكا و انگليس به اين كشور بوده است، خاطرنشان مي*كند كه آمريكا هرگز اجازه تشكيل يك دولت مستقل را در اين كشور نخواهد داد.
چكيده:
جنگ عراق به دليل ويژگي*هاي منحصر به فرد خود، شرايط جديدي را براي دولت ايالات متحده رقم زده است كه با جنگ ويتنام تفاوت*هايي اساسي دارد. در اين گفت*وگو، نوام چامسكي با ذكر دلايلي نظير لزوم تقويت موقعيت آمريكا در منطقه خاورميانه و به دست آوردن منابع نفتي عراق كه جزء دلايل اصلي حمله آمريكا و انگليس به اين كشور بوده است، خاطرنشان مي*كند كه آمريكا هرگز اجازه تشكيل يك دولت مستقل را در اين كشور نخواهد داد. وي مي*افزايد، آمريكا تاكنون در هيچ يك از مستعمره*هاي خود اجازه تشكيل يك دولت دموكرات را نداده است و شرايط عراق نيز به اين ترتيب خواهد بود.
* آيا ممكن است نظر خود را در مورد جنگ كنوني در عراق بيان كنيد؟ همان*طور كه مي*دانيد، اينك بسياري از منتقدان جنگ مي*گويند كه اين اشغال نظامي، يك اشتباه تاريخي است كه قابل مقايسه با اشغال ويتنام توسط ايالات متحده مي*باشد.
البته من فكر نمي*كنم كه در ويتنام اشتباهي رخ داد. من معتقدم كه آن جنگ يك موفقيت بود. در اين مورد، من با نظرات احزاب راست و چپ و دوستانم و ساير افراد مخالفم.
براي تعيين اين كه آيا اين جنگ (جنگ ويتنام) يك شكست بود، در ابتدا بايد اهداف آن را شناخت. ما داراي يك مجموعه غني و غيرقابل مقايسه از اسناد مختلف در مورد برنامه*ريزي داخلي هستيم كه از هر كشور ديگري، غني*تر و پربارتر است. پس ما مي*توانيم اهداف اين جنگ را به خوبي دريابيم. در واقع، با توجه به روي دادن اين جنگ در دهه 70 ميلادي، پنتاگون مدارك خود را انتشار داده است، همان*طور كه تاكنون اسناد مربوط به دخالت*هاي ايالات متحده در گواتمالا، اندونزي، نيكاراگوئه، كوبا و شيلي و هر جاي ديگري كه بخواهيد، ارائه شده*اند. البته مهم*ترين مانع فراروي سلطه*جويي آمريكا در دنيا، روحيه ملي*گرايي استقلال*جويانه در اين كشورها بوده است. اين روحيه مردمي، همچون يك ويروس، با همه*گيري خود سد محكمي در برابر قدرت*هاي بزرگ از سوي كشورهاي جهان سوم و يا به اصطلاح «جنوب» مي*باشد. و البته اين روحيه مردمي، همچون يك ويروس، با همه**گيري خود سد محكمي در برابر قدرت*هاي بزرگ از سوي كشورهاي جهان سوم و يا به اصطلاح «جنوب» مي*باشد. و البته اين روحيه به روشني در اسناد منتشره در مورد جنگ ويتنام وجود دارد.
اگر به سال*هاي دهه 50 و 60 ميلادي بنگريم، خواهيم ديد كه آمريكا با نگراني، پيشرفت*هاي مربوط به ويتنام شمالي را پي*گيري مي*كرد، چرا كه ممكن بود اين پيشرفت*ها بر ساير كشورها تأثير بگذارد. همچنين يك ويتنام كاملاً مستقل، ممكن بود كه حتي اندونزي را تصرف كند.
در سال 1960 ميلادي، آمريكا دريافت كه توانايي حفظ نظام كنوني ويتنام را ندارد. سيستم حكومتي تحت حمايت آمريكا تا آن زمان 60000 ويتنامي را قتل*عام نموده بود و به نظر مي*رسيد كه ديگر امكان مقاومت در برابر مقاومت*هاي مردمي وجود ندارد. لذا در سال 1962 ميلادي، كندي ويتنام را اشغال كرد و به دنبال آن، بمباران*هاي آمريكا، حملات شيميايي و آواره نمودن مردم ويتنام به كمپ*هاي مخصوص آغاز شد. در 1967 ميلادي، ويتنام جنوبي تقريباً ويران شده بود، به صورتي كه يكي از نويسندگان اعتقاد داشت كه آيا امكان دارد ويتنام يك بار ديگر هويت فرهنگي و تاريخي خود را كه با تهاجمات بزرگ*ترين لشكركشي طول تاريخ جهان روبه*رو شده بود، به دست آورد؟
شرايط جنگ ويتنام آن دوره به مراتب بدتر از عراق كنوني بود و با شروع مقاومت*هاي ملي در برابر تجاوز آمريكا، همگان اتفاق نظر پيدا كردند كه اين جنگ، دامنه*دار و طولاني خواهد بود. اما در سال*هاي آغازين دهه 70 ميلادي به نظر مي*رسيد كه اهداف آمريكا از اشغال ويتنام – يعني ويراني كامل كشوري استقلال*طلب – به دست آمده است و صرف هزينه بيشتر بي*فايده بود.
اما اينك عراق شرايط ديگري دارد. هيچ نقطه*اي در عراق براي ويران كردن وجود ندارد. عراق برخلاف ويتنام داراي منابع ارزشمندي است. در عراق علاوه بر منابع فراوان كنوني نفت، ذخاير سرشار كشف نشده زيادي نيز وجود دارد كه حتي ممكن است اين كشور را به رتبه بالاترين دارنده ذخاير نفت و يا رتبه*هاي دوم و سوم برساند. اينك، دستيابي به اين كشور و منابع آن به سهولت قابل دسترس است و مطمئناً سودهاي ناشي از اين محصول، به جيب شركت*هاي آمريكايي و سپس انگليسي سرازير خواهد شد. بدين ترتيب، با كنترل اين منابع، آمريكا در جايگاه بسيار قدرتمندي و حتي بيش از وضعيت كنوني قرار گرفته و تأثير بيشتري نير بر ساير كشورهاي دنيا خواهد داشت.
من معتقدم كه برنامه*ريزان آگاه به خوبي از اين امر اطلاع دارند كه اشغال عراق چه مزايايي در پي خواهد داشت. لوزنسي مشاور امنيت ملي رئيس جمهور اسبق ايالات متحده (جيمي كارتر) اخيراً اشاره نمود كه «پيروزي ما در جنگ عراق و كنترل اين كشور، مي*تواند حاكميت اقتصادي ايالات متحده را در دو قاره آسيا و اروپا به ارمغان آورد.»
در مجموع من معتقدم، ايالات متحده مي*تواند ظرف 15 سال و با استفاده از منابع سرشار اين كشور، عراق را بازسازي نمايد. عراق، پيش از جنگ با ايران، كشوري پيشرفته در گروه كشورهاي جهان سوم به شمار مي*رفت. البته اين بازسازي منوط به تصميمات اشغالگران آمريكايي است و به نظر من، آنان چنين تصميمي ندارند. در طول دو سال گذشته، آمريكايي*ها با انحلال اتحاديه*هاي كارگري، بر هم زدن سازمان*دهي ادارات، دستگيري مديران و رهبران عراقي، موجي از اقدامات مختلف را به اجرا نهاده*اند. اين اقدامات حتي موجب بروز مقاومت*هاي مردمي نيز شده است. هر چند من معتقدم، كه بمب*گذاري*هاي كنوني با مردم عراق ارتباطي ندارد. من معتقدم مردم عراق كه حاميان {آيت*الله} سيستاني هستند، علي رغم عدم پذيرش خواسته*هاي اشغالگران و همچنين مخالفت دروني با برگزاري انتخابات، گام به گام با مراحل نوسازي سياسي عراق پيش رفته*اند.
به نظر من، ايالات متحده و انگليس هرگز به عراق آزاد و مستقل اجازه ابراز وجود نخواهند داد؛ هر چند وضعيت كنوني با اهداف بنيادين غرب از حمله به عراق متفاوت است. هدف اصلي آمريكا و انگليس، اطمينان از عدم حكومت عراقيان بر اين كشور بود، چرا كه در غير اين صورت، نبايد از كشتار گسترده شيعيان در سال 1991 ميلادي و تحريم*هاي خاص عليه رژيم صدام كه هرگز به نابودي حكومت صدام حسين منجر نمي*شد، حمايت مي*نمودند. هر چند در شرايط كنوني دلايل آمريكا در مورد عدم سرنگوني صدام در آن زمان، قابل توجه و شگفت*آور است.


Comment