رياست جمهوري زنان
در اين مقاله، پس از بررسي ادله صلاحيت زنان براي رياست جمهوري، مهمترين ادله مخالفين مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است. از جمله نتايج اين كه هيچ منعي براي رياست جمهوري زنان از نظر شرعي و قانوني وجود ندارد.
چكيده
رعايت حقوق زن در ابعاد مادي و معنوي، از موضوعات مهمي مي**باشد كه اصل 21 قانون اساسي تضمين و احياي آن را وظيفه دولت دانسته است. از جمله اين حقوق، حق انتخاب شدن است. زنان واجد شرايط نيز حق دارند مانند مردان، براي تصدي مناصب سياسي و اجتماعي، داوطلب شوند. از جمله اين مناصب، منصب رياست جمهوري مي**باشد. در اين نوشتار سعي شده به اين پرسش بايد پاسخ داده شود كه آيا از نظر فقهي و حقوقي، زنان واجد شرايط نيز مي*توانند همانند مردان رييس قوه مجريه شوند يا اين كه زنان به دليل زن بودن صلاحيت اين منصب را ندارند. در اين مقاله، پس از بررسي ادله صلاحيت زنان براي رياست جمهوري، مهمترين ادله مخالفين مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است. از جمله نتايج اين كه هيچ منعي براي رياست جمهوري زنان از نظر شرعي و قانوني وجود ندارد.
واژگان كليدي: حقوق زن، رياست جمهوري، ولايت، وكالت.
قانون اساسي براي رياست جمهوري جايگاه و موقعيت ممتازي را پيش بيني و مسئوليت*هاي سنگيني براي آن در نظر گرفته است. در اصل 113 ق.ا. آمده است:
«پس از مقام رهبري رييس جمهور عاليترين مقام رسمي كشور است و مسئوليت اجراي قانون اساسي و رياست قوه مجريه را جز در اموري كه مستقيما به رهبري مربوط مي شود، بر عهده دارد».
مسئوليت*ها و سمت*هايي كه در اين اصل پيش بيني شده، عبارتند از:
الف)- عاليترين مقام رسمي كشور پس از رهبري؛ اين تعبير، رياست جمهوري را در موقعيتي برتر از رؤساي قواي قضاييه و مقننه قرار مي*دهد.
ب)- مسئول اجراي قانون اساسي؛ بعضي حقوقدانان اين مسئوليت را «مهمترين، سنگينترين و پردامنهترين وظيفه رئيس جـمهور» مي*داننـد (مدني،1374: ج 3، ص 30
.
ج)- رياست قوه مجريه؛ بر اساس اين اصل رئيس جمهور «رياست قوه مجريه» را بر عهده دارد. البته بخشهايي از قوه مجريه بر عهده مقام رهبري است.[II]
مطابق اصل 121 ق.ا. رييس جمهور پاسدار، نگهبان و ناظر بر اجراي قانون اساسي است (هدايت*نيا، 1381: ش15، ص51) بايد در آغاز كار خود بر پاسداري از شريعت و قانون اساسي سوگند ياد نمايد، در قسمتي از سوگندنامه چنين آمده است:
«من به عنوان رييس جمهور در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي*كنم كه پاسدار مذهب رسمي و نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشم».[III]
شرايط رياست جمهوري در اصل 115 ق.1. بيان شده است:
«رييس جمهور بايد از ميان رجال مذهبي و سياسي كه واجد شرايط زير باشند انتخاب گردد: ايراني الاصل، تابع ايران، مدير و مدبر، داراي حسن سابقه و امانت و تقوي، مومن و معتقد به مباني جمهوري اسلامي ايران و مذهب رسمي كشور».
شرايط مذكور در اين اصل را مي*توان اين گونه تفكيك نمود:
- شرط حقوقي؛ رييس جمهور بايد ايراني الاصل باشد. لذا تابعيت اكتسابي مانع انتخاب شدن خواهد بود.
- شرط عقيدتي؛ رييس جمهور به پاسداري از مذهب رسمي كشور (شيعه اثني عشري) سوگند ياد مي*كند؛ بدين ترتيب بديهي است كه وي بايد مسلمان، مومن و معتقد به مذهب رسمي كشور باشد.
- شرط اجتماعي؛ رييس جمهور بايد از «رجال سياسي و مذهبي» باشد. اين شرط به موقعيت اجتماعي داوطلبان اشاره مي*نمايد كه به موجب آن رييس جمهور بايد داراي شهرت بالاي سياسي، مذهبي و از معاريف و مشاهير باشد.
- شرط اخلاقي؛ رييس جمهور بايد شخصي خوش سابقه، امانت دار و پرهيزگار باشد.
- شرط سياسي و اداري؛ رييس جمهور بايد، داراي تجربه مديريتي باشد تا بتواند كشور را به بهترين وجه اداره نمايد(ر.ك.هـاشمي، 1375: صص 328-324).
حال با توجه به مسئوليت*ها، اختيارات و شرايط سنگيني كه در قانون اساسي براي رياست جمهور پيشي بيني شده، اين سؤال مطرح مي*شود كه آيا رياست جمهوري ويژه مردان است و زنان شايستگي تصدي اين سمت را ندارند يا تفاوتي از لحاظ جنسيت وجود ندارد و زنان نيز حق دارند براي تصدي اين سمت اقدام نمايند؟ در اين مورد ديدگاه يكساني وجود ندارد. جمعي صلاحيت زنان را براي رياست جمهوي نفي و برخي اثبات مي*نمايند و هر يك براي مدعاي خود دلايلي اقامه مي*كنند*. در اين نوشتار، اين دو ديدگاه مورد بررسي و ارزيابي قرار خواهد گرفت.
1) دلايل صلاحيت زنان براي رياست جمهوري
با وجود آن*كه حق زنان براي رياست جمهوري بي*نياز از اقامه دليل و برهان است، ولي به دو اصل فقهي جواز و مساوات در اين مورد اشاره مي*شود.
1-1) اصل جواز
اصل جواز مبتني بر دو مقدمه است. مقدمه اول، اين كه انسان*ها از هيچ كاري ممنوع نيستند و از هيچ حقي محروم نمي*باشند، مگر آنكه ممنوعيت يا محروميت صريحاً در قانون ذكر شده باشد. شأن قانونگذار، تحديد اراده افراد و بيان مرز اختيارات آنان است كه به وسيله امر و نهي مقصود خود را بيان مي*كند. وجود الزامات قانوني (امر و نهي و هر چه اختيار انسان را محدود مي*كند) محتاج نص قانون است نه عدم الزامات قانوني (ر.ك. جعفري لنگرودي، سال1370: ص66). بدين ترتيب، وقتي قانونگذار شرايطي را براي تصدي بعضي مناصب حكومتي وضع مي*كند، با اين كار برخي از رسيدن به اين مناصب محروم مي*شوند. به عنوان مثال، در اصل 109 ق.ا. سه شرط در مورد صفات رهبر ذكر شده است:
- صلاحيت علمي لازم براي افتا در ابواب مختلف فقه؛
- عدالت و تقواي لازم براي رهبري امت اسلام؛
- بينش صحيح سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافي براي رهبري».
- با توجه به اين اصل مي*توان نتيجه گرفت كه افراد فاقد اين شرايط نمي*توانند رهبر شوند. همچنين معلوم مي*شود كه جز شرايط مذكور، هيچ شرط ديگري براي رهبري لازم نيست. مثلاً شرط مرجعيت براي رهبري، لازم نيست؛ زيرا اگر اين شرط لازم مي*بود، بايد در قانون ذكر مي*شد.
مقدمه دوم،
در قانون اساسي مرد بودن در رديف شرايط رييس جمهور ذكر نشده، يا زن بودن به عنوان مانعي براي رياست جمهوري بيان نشده است. در اصل 115 ق.ا. شرايط رييس جمهور بيان شده است ولي در ميان شرايط مذكور در اين اصل، شرط مرد بودن ديده نمي*شود.از اين دو مقدمه معلوم مي*شود زنان نيز مانند مردان در صورت دارا بودن شرايط مذكور در اصل 115 ق.ا. مي*توانند داوطلب رياست جمهوري شوند.
1-1-1) نقد و بررسي
اصل جواز در مواردي صحيح و قابـل قبول است. لكـن استـنـاد به اصل 115 ق.ا. براي اثبات صلاحيت زنان براي رياست جمهوري مبتني بر اين است كه، واژه «رجال» در اصل 115 ق.1. ناظر به جنسيت نباشد، آن طور كه قائلين به عدم صلاحيت زنان براي رياست جمهوري به اين واژه استناد مي*كنند. اگر واژه «رجال» ناظر به جنسيت باشد، در اين صورت استدلال به اصل جواز وجهي نخواهد داشت.
2-1) اصل مساوات
اصل مساوات از اصول مهم در قوانين بين المللي و قوانين داخلي است، مانند آنچه كه در ماده*ي يك اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است: «تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي*آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند». همچنين در ماده هفتم آن آمده است: «همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريكي كه براي چنين تبعيضي به عمل آيد، به طور مساوي از حمايت قانون بهره*مند شوند».
ماده 26 ميثاق بين المللي حقوق مدني ـ سياسي نيز ضمن بر شمردن انواع و ابعاد برابري بيان مي*كند: «قانون بايد هر گونه تبعيضي را منع و براي كليه اشخاص، حمايت مؤثر و متساوي عليه هر نوع تبعيض خصوصاً از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقايد سياسي و عقايد ديگر، اصل و منشأ ملي يا اجتماعي، مكنت، نسب يا هر وضعيت ديگر تضمين بكند». در اصل 119 ق.1. نيز به برابري يا مساوات اشاره شده است. اين اصل بيان مي*دارد:
«مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اين*ها سبب امتياز نخواهد بود».
در اين اصل اگر چه از جنسيت نام برده نشده، ولي موارد مذكور نيز از باب نمونه بوده و حصري نبودن آن از عبارت «و مانـند ايـن*ها» به خوبـي معـلوم مي*شود. همچنين مطابق اصل 21 ق.ا:
«دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامي تضمين نمايد و امور زير را انجام دهد: 1- ايجاد زمينه*هاي مساعد براي رشد شخصيت زن و احياء حقوق مادي و معنوي او؛ و...».
حقوق معنوي زن كه بايد توسط دولت (به معناي عام) «تضمين» و «احيا» شود، مصاديق فراواني دارد كه بي*گمان، حق انتخاب شدن به عنوان رييس جمهور يكي از مصاديق مهم آن است. لذا با توجه به اصل 56 ق.ا. كه بيان مي*دارد: «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است. هيچ*كس نمي*تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد مي*آيد اعمال مي*كند». نفي صلاحيت زنان براي رياست جمهوري، در حقيقت سلب اين حق الهي از آنان و قرار دادن آن در اختيار گروهي خاص (مردان) است. بنابراين، اصل مساوات و برابري ايجاب مي*كند كه زنان نيز مانند مردان بتواند براي رياست جمهوري داوطلب شوند.
1-2-1) نقد و بررسي
با وجود اين كه در مورد اصل مساوات اجماع جهاني وجود دارد، لكن در مورد مفهوم آن و به ويژه در مورد استثناءهاي آن، تفاوت*هاي زيادي در نظام هاي حقوقي مشاهده مي*شود. براي داوري در مورد اصل مساوات و لوازم آن در حقوق ايران، لازم است معاني مساوات بيان شود.
1-1-2-1) معاني مساوات
مساوات به شرحي كه در ذيل مي*آيد، دو معناي متفاوت دارد: گاهي مقصود از مساوات، قانون يكسان براي همه و گاهي منظور از آن برابري همه در مقابل قانون است.
1-1-1-2-1) قانون يكسان براي همگان
اگر مقصود از برابري، قانون يكسان براي همگان (برابري مطلق) باشد، يعني هيچ عاملي اعم از جنسيت، مذهب، نژاد و ... در وضع قانون تأثير ندارد و در قانون گذاري، اين تفاوت**ها ناديده گرفته مي*شود. قوانين مدني، جزايي، اساسي و... در مورد زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان، سياه و سفيد يكسان وضع و يكسان نيز اجرا مي*شود. مساوات به اين معنا، هيچ تفاوتي را نمي*پذيرد. ماده 26 ميثاق بين المللي حقوق مدني ـ سياسي با تأكيد بر برابري مطلق و قانون يكسان براي همه، مي*نويسد: «قانون بايد هر گونه تبعيضي را منع و براي كليه اشخاص، حمايت مؤثر و متساوي عليه هر نوع تبعيض خصوصاً از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقايد سياسي و عقايد ديگر، اصل و منشاء ملّي يا اجتماعي، مكنت، نسب يا هر وضعيت ديگر تضمين بكند».
در اين مقاله، پس از بررسي ادله صلاحيت زنان براي رياست جمهوري، مهمترين ادله مخالفين مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است. از جمله نتايج اين كه هيچ منعي براي رياست جمهوري زنان از نظر شرعي و قانوني وجود ندارد.
چكيده
رعايت حقوق زن در ابعاد مادي و معنوي، از موضوعات مهمي مي**باشد كه اصل 21 قانون اساسي تضمين و احياي آن را وظيفه دولت دانسته است. از جمله اين حقوق، حق انتخاب شدن است. زنان واجد شرايط نيز حق دارند مانند مردان، براي تصدي مناصب سياسي و اجتماعي، داوطلب شوند. از جمله اين مناصب، منصب رياست جمهوري مي**باشد. در اين نوشتار سعي شده به اين پرسش بايد پاسخ داده شود كه آيا از نظر فقهي و حقوقي، زنان واجد شرايط نيز مي*توانند همانند مردان رييس قوه مجريه شوند يا اين كه زنان به دليل زن بودن صلاحيت اين منصب را ندارند. در اين مقاله، پس از بررسي ادله صلاحيت زنان براي رياست جمهوري، مهمترين ادله مخالفين مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است. از جمله نتايج اين كه هيچ منعي براي رياست جمهوري زنان از نظر شرعي و قانوني وجود ندارد.
واژگان كليدي: حقوق زن، رياست جمهوري، ولايت، وكالت.
قانون اساسي براي رياست جمهوري جايگاه و موقعيت ممتازي را پيش بيني و مسئوليت*هاي سنگيني براي آن در نظر گرفته است. در اصل 113 ق.ا. آمده است:
«پس از مقام رهبري رييس جمهور عاليترين مقام رسمي كشور است و مسئوليت اجراي قانون اساسي و رياست قوه مجريه را جز در اموري كه مستقيما به رهبري مربوط مي شود، بر عهده دارد».
مسئوليت*ها و سمت*هايي كه در اين اصل پيش بيني شده، عبارتند از:
الف)- عاليترين مقام رسمي كشور پس از رهبري؛ اين تعبير، رياست جمهوري را در موقعيتي برتر از رؤساي قواي قضاييه و مقننه قرار مي*دهد.
ب)- مسئول اجراي قانون اساسي؛ بعضي حقوقدانان اين مسئوليت را «مهمترين، سنگينترين و پردامنهترين وظيفه رئيس جـمهور» مي*داننـد (مدني،1374: ج 3، ص 30
ج)- رياست قوه مجريه؛ بر اساس اين اصل رئيس جمهور «رياست قوه مجريه» را بر عهده دارد. البته بخشهايي از قوه مجريه بر عهده مقام رهبري است.[II]
مطابق اصل 121 ق.ا. رييس جمهور پاسدار، نگهبان و ناظر بر اجراي قانون اساسي است (هدايت*نيا، 1381: ش15، ص51) بايد در آغاز كار خود بر پاسداري از شريعت و قانون اساسي سوگند ياد نمايد، در قسمتي از سوگندنامه چنين آمده است:
«من به عنوان رييس جمهور در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي*كنم كه پاسدار مذهب رسمي و نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشم».[III]
شرايط رياست جمهوري در اصل 115 ق.1. بيان شده است:
«رييس جمهور بايد از ميان رجال مذهبي و سياسي كه واجد شرايط زير باشند انتخاب گردد: ايراني الاصل، تابع ايران، مدير و مدبر، داراي حسن سابقه و امانت و تقوي، مومن و معتقد به مباني جمهوري اسلامي ايران و مذهب رسمي كشور».
شرايط مذكور در اين اصل را مي*توان اين گونه تفكيك نمود:
- شرط حقوقي؛ رييس جمهور بايد ايراني الاصل باشد. لذا تابعيت اكتسابي مانع انتخاب شدن خواهد بود.
- شرط عقيدتي؛ رييس جمهور به پاسداري از مذهب رسمي كشور (شيعه اثني عشري) سوگند ياد مي*كند؛ بدين ترتيب بديهي است كه وي بايد مسلمان، مومن و معتقد به مذهب رسمي كشور باشد.
- شرط اجتماعي؛ رييس جمهور بايد از «رجال سياسي و مذهبي» باشد. اين شرط به موقعيت اجتماعي داوطلبان اشاره مي*نمايد كه به موجب آن رييس جمهور بايد داراي شهرت بالاي سياسي، مذهبي و از معاريف و مشاهير باشد.
- شرط اخلاقي؛ رييس جمهور بايد شخصي خوش سابقه، امانت دار و پرهيزگار باشد.
- شرط سياسي و اداري؛ رييس جمهور بايد، داراي تجربه مديريتي باشد تا بتواند كشور را به بهترين وجه اداره نمايد(ر.ك.هـاشمي، 1375: صص 328-324).
حال با توجه به مسئوليت*ها، اختيارات و شرايط سنگيني كه در قانون اساسي براي رياست جمهور پيشي بيني شده، اين سؤال مطرح مي*شود كه آيا رياست جمهوري ويژه مردان است و زنان شايستگي تصدي اين سمت را ندارند يا تفاوتي از لحاظ جنسيت وجود ندارد و زنان نيز حق دارند براي تصدي اين سمت اقدام نمايند؟ در اين مورد ديدگاه يكساني وجود ندارد. جمعي صلاحيت زنان را براي رياست جمهوي نفي و برخي اثبات مي*نمايند و هر يك براي مدعاي خود دلايلي اقامه مي*كنند*. در اين نوشتار، اين دو ديدگاه مورد بررسي و ارزيابي قرار خواهد گرفت.
1) دلايل صلاحيت زنان براي رياست جمهوري
با وجود آن*كه حق زنان براي رياست جمهوري بي*نياز از اقامه دليل و برهان است، ولي به دو اصل فقهي جواز و مساوات در اين مورد اشاره مي*شود.
1-1) اصل جواز
اصل جواز مبتني بر دو مقدمه است. مقدمه اول، اين كه انسان*ها از هيچ كاري ممنوع نيستند و از هيچ حقي محروم نمي*باشند، مگر آنكه ممنوعيت يا محروميت صريحاً در قانون ذكر شده باشد. شأن قانونگذار، تحديد اراده افراد و بيان مرز اختيارات آنان است كه به وسيله امر و نهي مقصود خود را بيان مي*كند. وجود الزامات قانوني (امر و نهي و هر چه اختيار انسان را محدود مي*كند) محتاج نص قانون است نه عدم الزامات قانوني (ر.ك. جعفري لنگرودي، سال1370: ص66). بدين ترتيب، وقتي قانونگذار شرايطي را براي تصدي بعضي مناصب حكومتي وضع مي*كند، با اين كار برخي از رسيدن به اين مناصب محروم مي*شوند. به عنوان مثال، در اصل 109 ق.ا. سه شرط در مورد صفات رهبر ذكر شده است:
- صلاحيت علمي لازم براي افتا در ابواب مختلف فقه؛
- عدالت و تقواي لازم براي رهبري امت اسلام؛
- بينش صحيح سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافي براي رهبري».
- با توجه به اين اصل مي*توان نتيجه گرفت كه افراد فاقد اين شرايط نمي*توانند رهبر شوند. همچنين معلوم مي*شود كه جز شرايط مذكور، هيچ شرط ديگري براي رهبري لازم نيست. مثلاً شرط مرجعيت براي رهبري، لازم نيست؛ زيرا اگر اين شرط لازم مي*بود، بايد در قانون ذكر مي*شد.
مقدمه دوم،
در قانون اساسي مرد بودن در رديف شرايط رييس جمهور ذكر نشده، يا زن بودن به عنوان مانعي براي رياست جمهوري بيان نشده است. در اصل 115 ق.ا. شرايط رييس جمهور بيان شده است ولي در ميان شرايط مذكور در اين اصل، شرط مرد بودن ديده نمي*شود.از اين دو مقدمه معلوم مي*شود زنان نيز مانند مردان در صورت دارا بودن شرايط مذكور در اصل 115 ق.ا. مي*توانند داوطلب رياست جمهوري شوند.
1-1-1) نقد و بررسي
اصل جواز در مواردي صحيح و قابـل قبول است. لكـن استـنـاد به اصل 115 ق.ا. براي اثبات صلاحيت زنان براي رياست جمهوري مبتني بر اين است كه، واژه «رجال» در اصل 115 ق.1. ناظر به جنسيت نباشد، آن طور كه قائلين به عدم صلاحيت زنان براي رياست جمهوري به اين واژه استناد مي*كنند. اگر واژه «رجال» ناظر به جنسيت باشد، در اين صورت استدلال به اصل جواز وجهي نخواهد داشت.
2-1) اصل مساوات
اصل مساوات از اصول مهم در قوانين بين المللي و قوانين داخلي است، مانند آنچه كه در ماده*ي يك اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است: «تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي*آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند». همچنين در ماده هفتم آن آمده است: «همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريكي كه براي چنين تبعيضي به عمل آيد، به طور مساوي از حمايت قانون بهره*مند شوند».
ماده 26 ميثاق بين المللي حقوق مدني ـ سياسي نيز ضمن بر شمردن انواع و ابعاد برابري بيان مي*كند: «قانون بايد هر گونه تبعيضي را منع و براي كليه اشخاص، حمايت مؤثر و متساوي عليه هر نوع تبعيض خصوصاً از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقايد سياسي و عقايد ديگر، اصل و منشأ ملي يا اجتماعي، مكنت، نسب يا هر وضعيت ديگر تضمين بكند». در اصل 119 ق.1. نيز به برابري يا مساوات اشاره شده است. اين اصل بيان مي*دارد:
«مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اين*ها سبب امتياز نخواهد بود».
در اين اصل اگر چه از جنسيت نام برده نشده، ولي موارد مذكور نيز از باب نمونه بوده و حصري نبودن آن از عبارت «و مانـند ايـن*ها» به خوبـي معـلوم مي*شود. همچنين مطابق اصل 21 ق.ا:
«دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامي تضمين نمايد و امور زير را انجام دهد: 1- ايجاد زمينه*هاي مساعد براي رشد شخصيت زن و احياء حقوق مادي و معنوي او؛ و...».
حقوق معنوي زن كه بايد توسط دولت (به معناي عام) «تضمين» و «احيا» شود، مصاديق فراواني دارد كه بي*گمان، حق انتخاب شدن به عنوان رييس جمهور يكي از مصاديق مهم آن است. لذا با توجه به اصل 56 ق.ا. كه بيان مي*دارد: «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است. هيچ*كس نمي*تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد مي*آيد اعمال مي*كند». نفي صلاحيت زنان براي رياست جمهوري، در حقيقت سلب اين حق الهي از آنان و قرار دادن آن در اختيار گروهي خاص (مردان) است. بنابراين، اصل مساوات و برابري ايجاب مي*كند كه زنان نيز مانند مردان بتواند براي رياست جمهوري داوطلب شوند.
1-2-1) نقد و بررسي
با وجود اين كه در مورد اصل مساوات اجماع جهاني وجود دارد، لكن در مورد مفهوم آن و به ويژه در مورد استثناءهاي آن، تفاوت*هاي زيادي در نظام هاي حقوقي مشاهده مي*شود. براي داوري در مورد اصل مساوات و لوازم آن در حقوق ايران، لازم است معاني مساوات بيان شود.
1-1-2-1) معاني مساوات
مساوات به شرحي كه در ذيل مي*آيد، دو معناي متفاوت دارد: گاهي مقصود از مساوات، قانون يكسان براي همه و گاهي منظور از آن برابري همه در مقابل قانون است.
1-1-1-2-1) قانون يكسان براي همگان
اگر مقصود از برابري، قانون يكسان براي همگان (برابري مطلق) باشد، يعني هيچ عاملي اعم از جنسيت، مذهب، نژاد و ... در وضع قانون تأثير ندارد و در قانون گذاري، اين تفاوت**ها ناديده گرفته مي*شود. قوانين مدني، جزايي، اساسي و... در مورد زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان، سياه و سفيد يكسان وضع و يكسان نيز اجرا مي*شود. مساوات به اين معنا، هيچ تفاوتي را نمي*پذيرد. ماده 26 ميثاق بين المللي حقوق مدني ـ سياسي با تأكيد بر برابري مطلق و قانون يكسان براي همه، مي*نويسد: «قانون بايد هر گونه تبعيضي را منع و براي كليه اشخاص، حمايت مؤثر و متساوي عليه هر نوع تبعيض خصوصاً از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقايد سياسي و عقايد ديگر، اصل و منشاء ملّي يا اجتماعي، مكنت، نسب يا هر وضعيت ديگر تضمين بكند».


Comment