Why USA supports Israel so much?

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Why USA supports Israel so much?

    جان ميرشمير و استفن والت

    بررسي علل حمايت گسترده امريكا از اسرائيل


    ممكن است فرض شود كه پيوستگي ميان اين دو دولت براساس منافع استراتژيك مشترك است و يا الزامات اخلاقي، امريكا را به اين كار وا مي دارد؛ ولي هيچ توضيحي نمي*تواند حمايت مادي و ديپلماتيك بي*دريغ آمريكا از اسرائيل را توجيه نمايد.


    چكيده:

    آمريكا در كمك*هاي عظيم مالي و نظامي خود به اسرائيل حد و مرزي نمي*شناسد و هيچ شروطي را هم براي آن تعيين نمي*كند؛ اگر اين مساعدت*ها به ساير كشورها به صورت اقساط سه ماهه صورت مي*گيرد و اگر از آنها خواسته مي*شود، وجوه دريافت شده خود را در ايالات متحده هزينه كنند، اسرائيل از همه اين قيودات رها است.
    اين حمايت گسترده، كه البته بايد پشتيباني كامل ديپلماتيك و رسانه*اي را هم بدان افزود؛ با چه منطقي صورت مي*گيرد؟ نويسنده دلايلي را كه محافل صهيونيست امريكايي مطرح مي*كنند، يكي يكي نقد مي*كند و نهايتا نتيجه مي*گيرد، هيچ دليل استراتژيكي و يا الزامات به اصطلاح اخلاقي نمي*تواند توجيه كننده اين حجم مساعدات به اسرائيل باشد مگر اينكه بگوييم لابي* قدرتمند صهيونيست در آمريكا پشت اين جريانات است.

    در طي چند دهه گذشته و به ويژه از زمان جنگ شش روزه سال 1967، نقطه ثقل سياست خاورميانه ايالات متحده امريكا، رابطه اين كشور با اسرائيل بوده است. تركيب حمايت بي دريغ از اسرائيل و تلاش*هاي مرتبط با گسترش «دموكراسي» در سراسر اين منطقه، باعث برافروخته شدن افكار عمومي اعراب و دنياي اسلام شده و نه تنها امنيت امريكا بلكه بقيه جهان را هم به خطر انداخته است. اين وضعيت در تاريخ سياسي امريكا معادلي ندارد؛ چرا امريكا امنيت خود و بسياري از متحدانش را به خاطر منافع يك دولت ديگر (اسرائيل) رها مي*كند؟
    ممكن است فرض شود كه پيوستگي ميان اين دو دولت براساس منافع استراتژيك مشترك است و يا الزامات اخلاقي، امريكا را به اين كار وا مي دارد؛ ولي هيچ توضيحي نمي*تواند حمايت مادي و ديپلماتيك بي*دريغ آمريكا از اسرائيل را توجيه نمايد.
    در مقابل، نفوذ سلطه گرانه سياست امريكا در منطقه خاورميانه، تماما ريشه در سياست داخلي اين كشور دارد و به ويژه با فعاليت*هاي «لابي اسرائيل» مرتبط است. تاكنون همه گروه*هاي داراي منافع خاص، در سياست خارجي امريكا انحراف ايجاد كرده اند، اما هيچ گروهي ذي نفوذي اين انحراف را تا آنجا ايجاد نكرده كه امريكا از مسير منافع ملي خود فاصله بگيرد و در همين حال، دولت مردم را متقاعد كند كه منافع اين كشور و اسرائيل كاملا يكي است.
    از زمان جنگ اكتبر سال 1973، واشنگتن از اسرائيل در همان سطحي كه از هر كشور ديگري هم پشتيباني مي*نموده حمايت مي*كرد. از سال 1976، اين حمايت*ها شامل پرداخت سالانه كمك*هاي عظيم و مستقيم اقتصادي و نظامي شد و اين در مجموع، بزرگ*ترين كمكي بود كه از زمان جنگ جهاني دوم صورت مي*گرفت و به راحتي بالغ بر 140 ميليارد دلار مي*گرديد. اسرائيل حدود سه ميليارد دلار كمك مستقيم را هر سال دريافت مي*كرد كه تقريبا شامل يك پنجم بودجه كمك*هاي خارجي و ارزش آن حدود 500 دلار براي هر فرد اسرائيلي بود. اين سخاوتمندي زماني برجسته مي*شود كه بدانيم، اسرائيل اكنون با در آمد سرانه تقريبا برابر با كره جنوبي يا اسپانيا، جزو كشورهاي صنعتي ثروتمند محسوب مي*شود.
    ديگر كشورهاي دريافت كننده كمك، پولشان را به صورت اقساط سه ماهه دريافت مي*كنند؛ اما اسرائيل تمام كمك*ها را در آغاز هر سال مالي يكجا دريافت مي*كند و بدين ترتيب، مي*تواند سود عظيمي را نيز نصيب خود كند. از بسياري از دريافت كنندگان كمك*هاي نظامي خواسته مي*شود كه همه پول*هاي دريافتي خود را در امريكا خرج كنند، اما به اسرائيل اجازه داده مي*شود كه تقريبا 25 درصد اين كمك*ها را به يارانه* بخش صنعتي صنايع دفاعي خود اختصاص دهد. اسرائيل تنها دريافت كننده كمكي است كه مجبور نيست در مورد نحوه هزينه كردن آن توضيح دهد و همين امر سبب مي*شود كه جلوگيري از صرف اين پول*ها در مواردي كه ظاهرا امريكا مخالف آن است، مثل شهرك* سازي در كرانه باختري، عملا غير ممكن گردد. علاوه بر اين، امريكا حدود سه ميليارد دلار براي توسعه سيستم*هاي تسليحاتي اسرائيل كمك مي*كند و زمينه را براي اين رژيم جهت دستيابي به سلاح*هاي فوق پيشرفته مثل هليكوپترهاي «بلك*هاوك» و جت*هاي «اف - 16» فراهم مي*سازد. بالاخره اينكه امريكا به اسرائيل اطلاعات جاسوسي*اي مي*هد كه از دادن آن به هم پيمانانش در ناتو نيز خودداري مي*نمايد و چشم خود را در مورد تلاش*هاي اسرائيل براي دستيابي به سلاح*هاي هسته اي نيز بسته است.

    حمايت ديپلماتيك واشنگتن از اسرائيل

    از سال 1982، امريكا 32 قطعنامه* شوراي امنيت كه اسرائيل را محكوم مي*كرد، وتو نمود و اين تعداد، بيش از مجموع وتوهايي است كه توسط ديگر اعضاي شوراي امنيت صورت گرفته است. امريكا جلوي تلاش*هاي كشورهاي عربي را براي نام بردن از رادخانه* هسته*اي اسرائيل در پيش نويس آژانس بين المللي انرژي اتمي گرفت. ايالات متحده در زمان جنگ در صدد نجات اسرائيل بر مي*آيد و در مذاكرات صلح هم جانب اسرائيل را مي*گيرد. دولت نيكسون از اسرائيل در مقابل خطر مداخله شوروي حمايت نمود و در خلال جنگ اكتبر، به اين رژيم كمك*هاي تداركاتي كرد. واشنگتن در مذاكراتي كه به پايان اين جنگ انجاميد، وارد شد و نقش كليدي را در مذاكرات قبل و بعد از پيمان اسلو در سال* 1993 بازي كرد. در هر كدام از موارد بالا، اختلاف ميان مقامات امريكايي و اسرائيلي، لحظه*اي بود و امريكا پيوسته از موضع اسرائيل حمايت مي*كرد، يك امريكايي شركت كننده در مذاكرات كمپ ديويد سال 2000 بعدا گفت: در بسياري از مواقع ما مثل وكيل اسرائيل عمل مي*كرديم. بالاخره اينكه، هدف جاه طلبانه دولت بوش در تغيير شكل خاورميانه تا حدودي به تقويت جايگاه استراتژيك اسرائيل مربوط مي*شود.
    اين سخاوتمندي فوق العاده زماني مي*تواند توجيه شود كه اسرائيل را يك سرمايه استراتژيك و حياتي بدانيم و يا حمايت امريكا از آن را به خاطر الزامات اخلاقي توجيه كنيم. اما هيچ توضيحي در اين مورد قانع كننده نيست. ممكن است از اين مسئله دفاع شود كه اسرائيل در طي دوران جنگ سرد، يك سرمايه و پشتيبان براي امريكا بود. اسرائيل به عنوان نماينده امريكا، پس از سال 1967 جلوي توسعه طلبي شوروي در منطقه را گرفت و شكست*هاي خفت باري را متوجه نمايندگان شوروي مثل مصر و سوريه نمود. اسرائيل گاهي از ديگر هم پيمان امريكا (مثل شاه حسين اردن) نيز حمايت مي*نمود و ارتش آن، مسكو را مجبور كرد تا بيشتر حمايت*هايش را متوجه نمايندگان خود كند. اسرائيل همچنين اطلاعات جاسوسي مفيدي را در مورد توانايي*هاي شوروي به امريكا ارائه كرد.
    به هر حال، حمايت از اسرائيل در آن زمان چندان هم ارزان تمام نشد و روابط ميان امريكا و دنياي عرب را پيچيده كرد. به عنوان مثال، تصميم براي اعطاي 2/2 ميليارد دلار به عنوان كمك نظامي اضطراري در خلال جنگ اكتبر به اسرائيل، باعث شد كه اوپك دست به تحريم* نفتي بزند و از اين بابت خسارات قابل توجهي متوجه اقتصاد غرب شد. در همه اين موارد، نيروهاي مسلح اسرائيل در موقعيتي نبودند كه از منافع امريكا در منطقه حمايت كنند. به عنوان مثال، در زماني كه انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 نگراني*هايي را درباره امنيت فرآورده*هاي نفتي ايجاد نمود، آمريكا نمي*توانست به اسرائيل اتكا كند و در عوض مجبور شد كه خودش دست به استقرار نيروهاي واكنش سريع بزند.
    جنگ نخست خليج فارس وضعيتي را ايجاد نمود كه مي*رفت تا اسرائيل تبديل به يك وزنه استراتژيك شود. آمريكا نمي*توانست از پايگاه*هاي اسرائيل بدون آنكه ائتلاف ضد عراق به هم بريزد استفاده كند و مجبور شده بود، منابع را طوري به كار بگيرد (مثل موشك*هاي پاتريوت) كه اسرائيل را از انجام هر اقدامي تكرار شد: هر چند اسرائيل مشتاق بود كه به خاطر امريكا به عراق حمله كند، اما بوش نمي*توانست بدون آنكه جبهه مخالفان عرب در هم ريزد، از اسرائيل در خواست كمك كند. بدين ترتيب اسرائيل يك بار ديگر كنار ايستاد.
    حمايت امريكا از اسرائيل در آغاز دهه 1990 و حتي پس از 11 سپتامبر به صورتي گسترده*تر و با اين ادعا توجيه مي*شد كه هر دو دولت توسط گروه*هاي توريستي كه ريشه در دنياي عرب و اسلام دارند، تهديد مي*شوند و «دولت*هاي سركش» از اين گروه*ها حمايت مي*كنند و در پي دسترسي به سلاح*هاي كشتار جمعي هستند. موضع مذكور فقط بدين خاطر اتخاذ نشد كه واشنگتن دست اسرائيل را در برخورد با فلسطيني*ها باز بگذارد و آن را تحت فشار بگذارد تا امتياز بگيرد و همه مبارزان فلسطيني را زنداني كند يا بكشد، بلكه امريكا مي*خواست به سمت كشورهايي چون ايران و سوريه هم برود بدين ترتيب به نظر مي*رسيد كه اسرائيل براي امريكا در جنگ عليه ترور، تبديل به يك هم پيمان مهم شده است، زيرا دشمنان او دشمنان امريكا هم بودند در حقيقت اسرائيل مديون جنگ عليه ترور و طالب برخورد گسترده*تري با دولت*هاي به اصطلاح سركش بود.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2
    تروريسم تنها در حوزه مخاصمه محدود نمي*شود، بلكه تاكتيكي است كه توسط يك جبهه گسترده گروه*هاي سياسي به كار گرفته شده است. سازمان*هاي تروريستي كه اسرائيل را تهديد مي*كند، براي ايالات متحده تهديد محسوب نمي*شوند، مگر در زماني كه عليه آنها مداخله نمايد (مثل مداخله در لبنان در سال 1982)؛ علاوه بر اين، انتفاضه فلسطيني، خشونتي تصادفي، و يكباره نيست كه مستقيما اسرائيل يا «غرب» را هدف قرار دهد؛ اين امر تا حدود زيادي واكنش به تلاش هميشگي اسرائيل براي ايجاد شهرك در كرانه غربي و نوار غزه است.
    چيزي كه اهميت بيشتر دارد، توجه به اين موضوع است كه اسرائيل و آمريكا به خاطر اين در مورد خطر تروريسم شريك هستند كه داراي سابقه روابطي سبب ساز بوده*اند؛ امريكا بدين خاطر با مشكل تروريسم مواجه است كه در وجه خوش بينانه*اش، يك متحد نزديك اسرائيل است، نه چيز ديگر.
    حمايت از اسرائيل تنها دليل تروريسم بر ضد امريكا نيست، بلكه بخش مهمي از آن است و همين، جنگ عليه ترور را مشكل مي*كند. شكي نيست كه محرك بسياري از رهبران القاعده، مثل اسامه بن لادن، حضور اسرائيل در بيت المقدس و گرفتاري فلسطيني*ها است. پشتيباني بي*قيد و شرط امريكا از اسرائيل حمايت مردمي از تندروها (گروه*هاي استقلال طلب) و جذب داوطلبان را آسان* مي*سازد. آنهايي كه به اصطلاح دولت*هاي سركش در خاورميانه خوانده مي*شوند، براي منافع حياتي ايالات متحده يك تهديد مهلك محسوب نمي*شوند و به همان مقدار كه براي اسرائيل تهديد هستند، براي امريكا نيستند. حتي اگر اين دولت*ها سلاح*هاي هسته*اي به دست بياورند - چيزي كه ظاهرا امري نامطلوب است - نه امريكا و نه اسرائيل را تهديد نمي*كند؛ زيرا تهديد كننده نمي*تواند بدون دريافت پاسخي خرد كننده، تهديدش را عملي نمايد. خطر تحويل سلاح* هسته*اي به تروريست*ها هم معادله دور از ذهن است، زيرا يك دولت مستقل نمي*تواند مطمئن باشد كه اين انتقال بر ملا نمي*شود يا پس از آن، سرزنش و تنبيه نمي*شود. داشتن رابطه با اسرائيل، عملا برخورد امريكا با اين دولت*ها را با مشكل بيشتري مواجه مي*كند زرداخانه هسته*اي اسرائيل، از جمله دلايل برخي از همسايگان آن در داشتن سلاح*هاي هسته*اي است و ترساندن آنها به تغيير رژيمشان، صرفا به اين ميل دامن مي*زند.
    آخرين دليل در مورد سوال برانگيز بودن ارزش* استراتژيك اسرائيل اين است كه رفتار آنها مثل يك متحد صادق نيست. مقامات اسرائيل بعضا خواسته*هاي امريكا را ناديده مي*گيرند و به قول*هايشان عمل نمي*كنند (مثل تعهد به توقف شهرك سازي و خودداري از «ترورهاي هدفمند» رهبران فلسطيني).
    اسرائيل تكنولوژي حساس نظامي را از رقباي بالقوه چون چين به دست مي*آورد، چيزي كه بازرس كل وزارت خارجه آن را «يك الگوي سيستماتيك و در حال رشد نقل و انتقال غير مجاز» خواند. طبق گزارش اداره بازرسي كل، اسرائيل همچنين «بيشترين عمليات جاسوسي را عليه امريكا، در مقايسه با ديگر متحدان اين كشور، انجام داد.» علاوه بر مورد جاناتان پولاد، كه مقادير زيادي از اطلاعات طبقه بندي شده را از اوال دهه 1980 به اسرائيل منتقل كرد (و طبق گزارش، اين اطلاعات به اتحاد شوروي هم انتقال مي*يافت تا اين كشور نيز ويزاهاي بيشتري را جهت خروج يهوديان از اين كشور صادر نمايد)، در سال 2004 نيز زماني كه فاش شد يك مقام كليدي پنتاگون به نام دلاري فارنكلين اطلاعات طبقه بندي شده را به يك ديپلمات اسرائيلي منتقل كرده است، جنجال تازه*اي بر پا شد. اسرائيل تنها كشوري نيست كه در امريكا دست به جاسوسي زده است، ولي تمايلش به جاسوسي در كشورهاي مدافع اصلي آن است، ظن بيشتري را در مورد ارزش راهبردي اسرائيلي به وجود مي*آورد.
    ارزش راهبردي اسرائيل، تنها موضوعي نيست كه بايد بدان توجه شود. حاميانش نيز استدلال مي*كنند كه اسرائيل شايستگي حمايت بي*حد و حصر را دارد، زيرا به گفته آنها، اسرائيل آسيب پذير بوده و در محاصره دشمنان قرار دارد؛ آنها اسرائيل را دموكراتيك مي*دانند و مي*گويند، مردم يهود به خاطر جناياتي كه سابقا بر آنها روا شده، رنج برده*اند و بنابراين، اسرائيل شايستگي آن را دارد كه رفتار ويژه*اي با آن بشود؛ و اين رفتار جانبدارانه با اسرائيل، اخلاقا در مقايسه با دشمنان، ارجحيت دارد. اما بررسي دقيق*تر آشكار مي*كند كه هيچ كدام از اين استدلال*ها مجاب كننده نيستند. يك نگاه واقع بينانه نشان مي*دهد كه رفتار گذشته و حال اسرائيل، هيچ مبناي اخلاقي*اي را براي ارجح دانستن آن بر فلسطيني*ها به وجود نمي*آورد.
    شكل گيري نخستين اسرائيل اغلب اين گونه توصيف مي*شود كه داود توسط جالوت به نبرد خوانده شد؛ اين در حالي است كه گفت*وگو و مصالحه در شكل*گيري آن، به حقيقت نزديك*تر است. اكنون نيز بر عكس تصورات حاكم، صهيونيست*ها تجهيزات نظامي بيشتر و بهتري دارند و در خلال جنگ استقلال سال*هاي 49_1947 (عيله انگليس)، از نيروهاي مناسب*تري بهره بردند و همين پيشينه باعث شد كه نيروهاي دفاعي اسرائيل مقابل مصر در سال 1956، و باز هم عليه مصر، اردن و سوريه در سال 1967، به سرعت و به آساني به پيروزي برسند _ همه اين*ها قبل از آن كمك*هاي وسيع امريكا آغاز شود، رخ داده بود _ امروز اسرائيل قوي*ترين قدرت نظامي خاورميانه است. نيروهاي متعارف آن خيلي برتر از همسايگانش است و اسرائيل تنها دولت داراي سلاح هسته*اي در منطقه است. مصر و اردن با اسرائيل پيمان*هاي صلح امضا كرده*اند و عربستان سعودي نيز چنين پيشنهادي داده است. سوريه حمايت شوروي را از دست داده است؛ عراق توسط سه جنگ مخرب ويران شده است و ايران هم صدها مايل از آن فاصله دارد. فلسطيني*ها به سختي داراي يك نيروي موثر هستند. براساس يك ارزيابي كه در سال 2005 توسط «مركز مطالعات استراتژيك جافي» وابسته به دانشگاه تل آويو، صورت گرفت، «موازنه استراتژيك به طرز معني*داري به نفع اسرائيل است و اين شكاف كيفي ميان توانايي نظامي و نيروهاي باز دارنده آن و همسايگانش، همچنان پنهان مانده است.» اگر پشتيباني از تو سري خور، يك انگيزه الزام آور است، در اين صورت ايالات متحده بايد از دشمنان اسرائيل حمايت بكند! به علاوه، اينكه اسرائيل يك كشور دموكراتيك است به وسيله ديكتاتوري*هاي متخاصم محاصره شده، نمي*تواند كمك*هاي امريكا در سطح كنوني به آن را توجيه نمايد؛ بسيار از كشورهاي دموكراتيك در گوشه و كنار جهان وجود دارند، اما هيچ كدام از آنها چنين كمك*هاي بي*حد و حصري را دريافت نمي**كنند. برخي از جنبه*هاي دموكراسي اسرائيلي با ارزش*هاي بنيادين امريكا مغايرت دارد.
    اسرائيل به وضوح به عنوان يك دولت يهودي تاسيس شد و شهروندي در آن مبتني بر اصل خوني و خويشاوندي است. در چنين شرايطي، تعجب برانگيز نيست كه با يك ميليون و 300 هزار عرب، مثل شهروندان درجه دو رفتار مي*شود. سومين مورد توجيه نيز به تاريخ رنج كشيدن يهوديان در غرب مسيحي و به ويژه در هولوكاست، مربوط مي شود. به خاطر اين كه يهوديان در طي قرن*ها آزار ديدند، بايد فقط در يك سرزمين مادري احساس امنيت كنند، اكنون بسياري از مردم امريكا معتقدند كه اسرائيل شايستگي دريافت رفتار ويژه از جانب امريكا را دارد. اين در حالي است كه اسرائيل نيز مرتكب جنايات تازه*اي عليه بسياري از بي*گناهان ديگر شده است: يعني عليه فلسطيني*ها.
    حاميان اسرائيل به علاوه اين گونه القا مي*كنند كه اين دولت در جست*وجوي صلح بوده و در هر وضعيتي و حتي در شرايطي كه تحريك هم شده، از خود خويشتن داري زيادي نشان داده است. در مقابل، گفته مي*شود كه اعراب دست به شرارت زيادي زده*اند. در حالي كه چنين نبوده است. بن گوريون اعتراف كرد كه صهيونيست*هاي اوليه از خير خواهي نسبت به اعراب فلسطيني كه در سرزمين خود مورد تجاوز قرار گرفته و ايستادگي مي*كردند، دور بودند. صهيونيست*ها دولت خود را در سرزمين اعراب ايجاد كردند. ايجاد اسرائيل در سال 48_1947، به اقداماتي چون پاكسازي قومي، اعدام*ها، كشتارها و هتك نواميس توسط يهوديان انجاميد و رفتارهاي بعدي اسرائيل هم اغلب وحشيانه بوده و با هر گونه ادعايي در مورد ارجحيت اخلاقي آن ناسازگار بوده است. به عنوان مثال، بين سال*هاي 1949و 1956، نيروهاي امنيتي اسرائيل، 2700 تا 5000 نفر از اعراب را به قتل رساندند، افرادي كه اكثريت قريب به اتفاق آنها غير مسلح بودند. نيروهاي «آي دي اف» (نيروهاي دفاعي اسرائيل) صدها زنداني جنگي مصري را كه در دو جنگ 1956 و 1947 اسير شده بودند، كشتند؛ و در همان حال، در سال 1967، اسرائيل 100هزار تا 260 هزار فلسطيني را از كرانه باختري تازه تصرف شده بيرون راند و 80 هزار سوري را نيز از ارتفاعات جولان اخراج كردند.
    در طي انتفاضه نخست* «اي دي اف» در بين نظاميان خود باتون توزيع مي*كرد و آنها را تشويق مي*نمود كه استخوان*هاي معترضان فلسطيني را بشكنند. شاخه سوئدي نجات كودكان برآورد كرد كه 23/600 تا 900/29 كودك، طي دو سال نخست انتفاضه بر اثر ضرب و جرح نياز به معالجات پزشكي پيدا كردند». تقريبا يك سوم آنها 10 سال و يا كمتر سن داشتند. واكنش به انتفاضله دوم، حتي خشونت* آميزتر بوده است؛ «هاآرتص» در تيتر اول خود اعلام كرد كه «آي دي اف... دارد تبديل به يك ماشين كشنده مي*شود كه كار آمدي آن عبارت است از دميدن ترس و وحشت، كه امري تكان دهنده است.» نيروهاي اي دي اف در روزهاي نخست قيام (فلسطيني*ها) يك ميليون گلوله شليك كردند از آن زمان، اسرائيل در مقابل هر اسرائيل كشته شد، 3 تا 4 فلسطيني را به قتل رساند كه بيشتر آنها را افراد بي*گناه تشكيل مي*دادند؛ علاوه بر آن، ارزش* دارد كه بدانيم، صهيونيست*ها با بمب*هايي كه از فلسطين به انگليس انتقال داده شد تا در آنجا عمليات تروريستي انجام شود، مرتبط بودند. اسحاق شامير هم كه زماني يك تروريست بود و بعدا نخست وزير شد، اعلام كرد كه «نه قوميت*هاي يهودي و نه سنت يهودي نمي*تواند تروريسم را به عنوان يك وسيله براي مبارزه ناديده بگيرند».توسل فلسطيني*ها به تروريسم نمي*تواند تجعب برانگيز باشد. فلسطيني*ها معتقدند كه آنها راه ديگري براي مجبور كردن اسرائيلي*ها به دادن امتياز ندارند. همان طور كه ايهود باراك زماني تصديق كرد، اگر او به عنوان يك فلسطيني متولد مي*شد، «به سازمان*هاي تروريستي مي*پيوست».
    بنابراين، اگر نه دلايل استراتژيكي و نه الزامات اخلاقي نمي*توانند علت حمايت آمريكا از اسرائيل باشند، ما چطور مي*توانيم اين مساله را توضيح دهيم؟ فقط مي*توان گفت: توضيح آن به قدرت بي*مانند لابي اسرائيل (در امريكا) برمي*گردد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • mike435
      Senior Member
      • Aug 2006
      • 2104

      #3
      why do you care so much? you dont even live here


      G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4
        mr politician mike loool this a informative article about reasons usa supports israel written by Stephan Walt and Jan Meir Shamir
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • mike435
          Senior Member
          • Aug 2006
          • 2104

          #5
          i think this is the same article as above here is the English version the english seems to be longer maybe its more complete



          G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #6
            thanx for english version
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #7
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              Working...