Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • بريتانيا و آمريکا قرار است امروز، شنبه 15 مهر (7 اکتبر) درباره تدابيری که ممکن است عليه ايران اتخاذ کنند، به بحث و گفتگو بنشينند.
    کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا قرار است با تونی بلر، نخست وزير بريتانيا ديدار و با او درباره امکان اعمال تحريم عليه ايران گفتگو کند.

    اعضای دائم شورای امنيت و آلمان که سعی دارند ايران را به کنار گذاشتن برنامه غنی سازی اورانيوم تشويق کنند، روز جمعه در جريان مذاکراتی در لندن موافقت کردند که درباره تحريم های احتمالی عليه ايران گفتگو کنند.

    نيکلاس برنز، از مقام های بلندپايه در وزارت امور خارجه آمريکا در واشنگتن اعلام کرده که کار برای تنظيم پيش نويس يک قطعنامه شورای امنيت برای اعمال تحريم عليه ايران طی اين هفته آغاز می شود.

    اما خبرنگار بی بی سی در امور ديپلماتيک می گويد ميان اين کشورها در اين زمينه اختلافات عميقی وجود دارد و به ويژه، روسيه تاکيد دارد که مذاکره با ايران بايد ادامه يابد.

    پيشتر، مارگارت بکت، وزير امور خارجه بريتانيا، تصريح کرده بود که تا کنون هيچ اقدام خاصی عليه ايران در نظر گرفته نشده و هيچ جدول زمانی برای تحريم ها وجود ندارد.

    در عين حال، خانم بکت روز جمعه در پايان نشست وزيران خارجه شش قدرت جهان در لندن از تصميم اين کشورها برای به بحث گذاردن تحريم های احتمالی عليه ايران خبر داد.

    خانم بکت در بيانيه کوتاهی پس از پايان اين نشست گفت: "ما عميقا مايوس شده ايم که ايران حاضر نيست فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را... طبق قطعنامه 1696 شورای امنيت سازمان ملل به حال تعليق در آورد."


    بسياری از مردم ايران از برنامه هسته ای اين کشور حمايت می کنند

    مقام های رسمی پنج عضو دايم شورای امنيت بعلاوه آلمان در پايتخت بريتانيا ديدار کردند تا در مورد اينکه آيا بايد از شورای امنيت سازمان ملل متحد خواهان تحريم ايران شوند يا نه به گفتگو بپردازند.

    وزير امور خارجه بريتانيا در عين حال افزوده که مجموعه پيشنهادهای تشويقی که پيش از اين به ايران داده شده همچنان به قوت خود باقی است و از ادامه تلاش ها برای يافتن راه حل از طريق مذاکره خبر داده است.

    قرار بود در اين جلسه درباره تحريم ايران تصميم گيری شود اما پس از آنکه اعلام شد هواپيمای حامل کاندوليزا رايس وزيرخارجه آمريکا دچار نقص فنی شده و او دير به جلسه خواهد رسيد، قرار شد در جلسه لندن در اين باره تصميم گيری نشود.

    ادامه غنی سازی اورانيوم

    نشست لندن پس از آن تشکيل می شود که دولتهای اروپايی به اين نتيجه رسيدند که ايران به هيچ وجه حاضر نيست به خواست آنها مبنی بر توقف غنی سازی اورانيوم عمل کند.

    نشست وزيران خارجه شش دولت درگير با مسئله اتمی ايران مقدمه ای است برای نشست شورای امنيت که قرار است طی آن در مورد نحوه برخورد با سرپيچی ايران از قطعنامه 1696 اين شورا تصميمگيری شود.

    آمريکا با همراهی آلمان در حال تدوين قطعنامه تازه ای عليه ايران است که در آن از شورای امنيت خواسته می شود ايران را تحت تحريم قرار دهد.

    کاندوليزا رايس، وزيرخارجه آمريکا گفته که تلاش برای حل مسئله اتمی ايران از اين پس از مرحله مذاکره وارد مرحله مجازات می شود.

    مخالفت روسيه با تحريم

    اما سرگئی لاوروف، وزيرخارجه روسيه يک روز پيش از اينکه برای بحث در مورد تحريم ايران به همتايانش در لندن بپيوندد با تحريم ايران مخالفت ورزيده و گفته که آمريکا با تدوين قطعنامه ای برای تحريم ايران، تلاش جامعه جهانی برای حل مسئله اتمی ايران را وارد وضعيت بغرنجی می کند.


    روسيه به عنوان عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد دارای حق وتوست و می تواند مانع تصويب قطعنامه های اين شورا شود

    روسيه به عنوان عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد دارای حق وتوست و می تواند مانع تصويب قطعنامه های اين شورا شود.

    قطعنامه 1696 شورای امنيت به صراحت تحريم ايران را در نظر نگرفته بلکه تنها اشاره کرده که اگر ايران به اين قطعنامه عمل نکند، شورای امنيت می تواند تدابيری برای نحوه برخورد با اين کشور بينديشد.

    اصل 41 منشور ملل متحد به شورای امنيت امکان می دهد کشورها را برای واداشتن به اجرای قطعنامه های خود تحت تحريم اقتصادی يا ديپلماتيک قرار دهد و از آنجا که ايران به قطعنامه 1696 شورای امنيت در مورد الزام توقف غنی سازی اورانيوم عمل نکرده، شورای امنيت برخورد با ايران را در چارچوب اين اصل در نظر گرفته است.

    ايران می گويد برنامه هسته ای اين کشور کاملا صلح آميز است اما آمريکا ايران را به تلاش برای توليد سلاح های هسته ای متهم می کند.

    Comment


    • گزارش ها حاکی از آن است که گوگل در حال انجام مذاکراتی برای خريد سايت 'يوتيوب' (YouTube) است که فيلم های ويديويی کاربران را به اشتراک می گذارد. رقم پيشنهادی گوگل برای خريد اين سايت يک ميليارد و ۶۰۰ هزار دلار اعلام شده است.
      روزنامه وال استريت ژورنال با اعلام اين خبر نوشته که مذاکرات در مراحل حساسی است و گفتگوها ممکن است به شکست بيانجامد.

      هيچ کدام از شرکت های گوگل و يوتيوب در اين مورد اظهار نظر نکرده اند.

      يوتيوب که در فوريه سال ۲۰۰۵ راه اندازی شد، به سرعت گسترش يافته و به يکی از محبوب ترين سايت های اينترنتی بدل شده است. کاربران، روزانه ۱۰۰ ميليون ويديو از طريق اين سايت تماشا می کنند.

      اين شرکت که توسط سه تن از کارکنان سابق پی پال ،(PayPal) واحد پرداخت پول الکترونيکی شرکت ای بی ،(eBay) بنيان گذاشته شده، شايعات پيشين در مورد خريدش را تکذيب کرده بود.

      چاد هورلی، مدير اجرايی يوتيوب، اوايل سال جاری گفته بود که قصد فروش اين شرکت را ندارند و از احتمال عرضه عمومی سهامش خبر داده بود.

      مشکل بالقوه برای يوتيوب و خريداران احتمالی اش اين خواهد بود که با حجم فزاينده فيلم ها و موزيک ويديوهايی که حقوق مادی شان پرداخت نشده، چگونه برخورد کنند.

      برآوردها حاکی است يوتيوب هر ماه ۲۰ ميليون بيننده دارد

      Comment


      • لابد می دانی که اینجا وقت زیادی را صرف تماشا یا گوش دادن به کانال های خبری می کنم. با تاسف باید بگویم که از این کار لذت زیادی نمی برم. فقط برای خودم متاسف نیستم. اغلب اوقات فکر می کنم که مردم آمریکا لایق کانال های بهتری هستند و باید درباره آنچه که در دنیای کنونی می گذرد بیشتر و بهتر بدانند بخصوص که در اکثر نقاط دنیا می شود به شکلی حضور آمریکا و آمریکایی ها را حس کرد.


        شبکه های خبری آمريکا کمتر به خبرهای خارجی می پردازند

        منظورم فقط جنگ و درگیری نیست. مثلاً آمریکا حدود پانزده میلیارد دلار صرف کمک به مبارزه با ایدز می کند. خیلی بیراه نیست اگر بگویم آمریکایی ها اثرگذارترین ملت در جهان کنونی و در عین حال از جمله بی خبرترین مردم دنیا هستند.

        مثالی بزنم. چند وقت پیش روزی که مجلس نمایندگان آمریکا توافق اتمی این کشور با هند را داشت تصویب می کرد، سر کار بودم. محل کارم را که ترک کردم هنوز بحث ها در میان نمایندگان در جریان بود، از طریق خبرگزاری ها می شد فهمید که چقدر بحث ها داغ است.

        دلیلش هم روشن بود، این توافق خیلی مهم است و بعضی از نمایندگان معتقد بودند که زمینه تضعیف پیمان منع سلاح های کشتار جمعی را فراهم می کند.

        یک ساعت بعد وقتی در آپارتمانم تلویزیون را روشن کردم دیدم هیچ کدام از شبکه هایی که مردم معمولاً نگاه می کنند، از سی ان ان تا فاکس و ان بی سی، در این باره چیزی ندارد. در طول شب هم در بولتن های هیچ کدام از کانال ها خبری در این باره نیامد.

        اما تا دلت بخواهد خبرهای خرد و ریز توسط این شبکه ها پخش می شد، مثلاً در باره بازیگری که داشت از شوهرش جدا می شد یا درباره یک دزدی مسلحانه در یکی از ایالت های جنوبی.

        روز بعد در محل کار فهمیدم که توافق اتمی آمریکا و هند در مجلس نمایندگان تصویب شده است.

        حالا برسیم به اینکه این کانال ها که مردم تماشا می کنند چطوری خبر و تفسیر می دهند. در جریان جنگ اسرائیل و حزب الله یک شب سی ان ان که از بقیه کانال های آمریکایی شناخته شده تر است درباره آن جنگ یک برنامه جالب داشت.

        مجری برنامه یک نقاشی گرافیکی را به بینندگان برنامه نشان داد. یک درخت بود که روی تنه اصلی آن نوشته شده بود ایران.

        درخت چند شاخه بزرگ داشت که روی هر کدام یک اسم بود: حزب الله، حماس، سوریه، شورشیان عراق. چند اسم دیگر هم بود که دقیقاً یادم نیست.


        معاهده هسته ای آمريکا و هند در خبرها پوشش زيادی نگرفت

        مجری این برنامه خبری، بله مجری نه تحلیلگر یا مهمان برنامه، داشت سعی می کرد ثابت کند که ایران منشاء تمام بدبختی ها در منطقه است.

        شاید خیلی ها در ایران که از خبرهای مربوط به فلسطین و عراق در صدا و سیما خسته شده اند از این نظر بدشان نیاید.

        اما این برنامه در شبکه سی ان ان چنان ناشیانه این نظر را تبلیغ می کرد که هر آدم عاقلی خنده اش می گرفت و در عین حال متاسف می شد.

        تازه تقریباً همه معتقدند که سی ان ان، بخصوص کانال جهانی آن، از فاکس و سی بی اس و بقیه خیلی بهتر است، واقعاً هم همینطور است و این شبکه چند خبرنگار خیلی خوب دارد، از جمله خبرنگار ارشد آن در مقر سازمان ملل.

        من به این نتیجه رسیده ام که فقط به بولتن کوتاه چند دقیقه ای این شبکه ها نگاه کنم و بس. البته این بولتن ها با تبلیغات تلویزیونی عجیب و غریب قطع می شوند.

        مثلاً خبر عراق و تصاویر کشت و کشتار که تمام می شود یک مرتبه می بینی یک پیرمرد آمریکایی روی صفحه ظاهر می شود با یک قوطی قرص توی دستش.

        پیرمرد با قسم می خواهد ثابت کند که این قرص قدرت جنسی اش را زیاد کرده، آخر هم با لبخند و چشمک می گوید: It’s good to feel younger than your son. خیلی خوب است که از پسرت بیشتر احساس جوانی کنی.

        با ناپدید شدن پیرمرد دوباره خبرخوان ظاهر می شود و مثلاً می گوید خوب حالا برویم به افغانستان، در جنوب آن کشور امروز ده نفر در جریان انفجار یک بمب کشته شدند.

        Comment


        • با نزدیک شدن انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا، جمهوریخواهان این کشور که کنترل مجلس نمایندگان و سنا را بر عهده دارند نگران از دست دادن کنترل خود بر قوه مقننه هستند.
          نظرسنجی ها و بررسی های انجام شده نشان می دهد که سیاست های ناموفق جورج بوش رئیس جمهور جمهوریخواه آمریکا در عراق و نیز رسوایی های اخلاقی پيرامون عملکرد مارک فولی، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان، که هفته پیش مجبور به استعفا شد شرایط را برای بازگشت دمکرات ها به صحنه مهیا کرده است.

          بررسی جامعی که اخیرا توسط موسسه تحقیقاتی پیو در واشنگتن منتشر شده است نشان می دهد که عراق موضوع محوری انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکاست.

          اوضاع نابسامان عراق موجب شده است که بر خلاف انتخابات گذشته که موضوعات محلی و ایالتی از حداکثر اهمیت برخوردار بودند، این بار یکی از مسائل ملی تعیین کننده نتیجه انتخابات باشد.

          نظرسنجی موسسه پیو حاکی از آن است که 58 درصد از مردم آمریکا معتقدند که اقدامات ارتش این کشور در عراق ناموفق بوده است.

          براساس اين نظرسنجی 47 درصد، یعنی قریب نیمی از مردم آمریکا، براين باورند که اوضاع عراق نه فقط کمکی به مبارزه با تروریسم نمی کند بلکه موجب گسترش فعالیت های تروریستی شده است.

          بر اساس نظرسنجی یاد شده 51 درصد از رای دهندگان می گويند به دمکرات ها و 38 درصد به جمهوریخواهان رای خواهند داد.

          البته اين نظرسنجی ملی است و دقيقا تمايلات رای دهندگان در حوزه های مختلف در ايالات را منعکس نمی کند اما در مجموع نشان دهنده گرايش مردم آمريکا به تغيير اوضاع است.

          رسوايی مارک فولی

          از سوی دیگر بررسی های موسسه پیو نشان می دهد که رسوایی اخلاقی مربوط به مارک فولی عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا که اخیرا مجبور به استعفا شد گرچه تاثیری منفی بر وجهه عمومی این حزب گذارده اما به نظر نمی رسد که تغییر زیادی در نتیجه انتخابات ایجاد کند.


          رسوايی مربوط به مارک فولی ممکن است به ضرر جمهوری خواهان تمام شود

          هفته گذشته فاش شد که مارک فولی، نماينده سابق فلوريدا در مجلس نمايندگان، برای کارآموزان مذکر نوجوان در کنگره پيام هايی با مضمون جنسی فرستاده است. او بلافاصله پس از افشای موضوع، از نمايندگی استعفا داد.

          این در حالیست که یک نظرسنجی دیگر که توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس انجام شده حاکيست که این ماجرا می تواند رای گروه های مستقل را به نفع دمکرات ها تغییر دهد.

          در مجموع به نظر می رسد که شانس دمکرات ها برای پیروزی در مجلس نمایندگان بیش از جمهوریخواهان باشد.

          اما جمهوریخواهان ممکن است بتوانند با فاصله کمی کنترل خود را بر مجلس سنا همچنان حفظ کنند.

          اگر کنگره آمریکا به دست دمکرات ها بیافتد جورج بوش در دو سال پایانی دوران ریاست جمهوری خود با موانع زیادی برای اجرای سیاست های خود بخصوص در عراق روبرو خواهد شد.

          انتخابات کنگره هر دو سال يک بار برگزار می شود که طی آن کليه 435 کرسی مجلس نمايندگان و تقريبا يک سوم کرسی های مجلس سنا - از يکصد کرسی - به رای گذاشته می شود.

          اعضای مجلس نمايندگان برای دوره های دو ساله انتخاب می شوند اما دوره کار سناتورها شش سال است.

          جمهوری خواهان از سال 1994 تاکنون کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست داشته اند، البته به جز يک دوره کوتاه که کنترل سنا در دست دمکرات ها بود.

          هم اکنون 231 کرسی مجلس نمايندگان در اختيار جمهوريخواهان و 201 کرسی در اختيار دمکرات هاست و يک کرسی نيز در اختيار يک نماينده مستقل است. دو کرسی اين مجلس خالی مانده است.

          در سنا، جمهوريخواهان 55 کرسی را در مقابل 44 کرسی برای دمکرات ها کنترل می کنند و يک سناتور مستقل است.

          Comment


          • آمريکا و اتحاديه اروپا پس از گفتگوهای طولانی بر سر تبادل اطلاعات مربوط به مسافران خطوط هوايی در اين زمينه به توافق تازه ای دست يافته اند.
            اين موافقتنامه موقتی جايگزين توافقی خواهد شد که دادگاه اروپايی در ماه مه غيرقانونی اعلام کرده بود.

            براساس موافقتنامه تازه، اتحاديه اروپا اطلاعات مسافران - شامل 34 قلم داده در مورد هر مسافر - را در اختيار آمريکا خواهد گذاشت درحالی که براساس سيستم قبلی آمريکا حق داشت مستقيما به پايگاه داده های مسافران دسترسی و اطلاعات مورد نظر را استخراج کند.

            آمريکا پس از حملات هواپيماربايان انتحاری در روز 11 سپتامبر 2001 به نيويورک و واشنگتن خواستار اطلاعات درباره مسافران هوايی شده بود.

            مقام های اتحاديه اروپا اين معامله تازه را که پس از 9 ساعت مذاکره در يک کنفرانس ويدئويی به دست آمد يک "نتيجه خيلی مهم" برای اروپا خوانده اند.

            اعتبار موافقتنامه قبلی در روز اول اکتبر منقضی شد و دو طرف در آن تاريخ موفق به توافق بر سر قراردادی تازه نشده بودند. موافقتنامه تازه تا پايان سال 2007 اعتبار خواهد داشت.

            مذاکره در مورد يک موافقتنامه دائمی ميان آمريکا و اتحاديه اروپا، به هنگام ديدار مقام های اتحاديه اروپا از واشنگتن در ماه نوامبر آغاز خواهد شد.

            وزرای دادگستری کشورهای اتحاديه اروپا قرار است جمعه برای بحث درباره معامله تازه، که احتمالا هفته آينده رسما تصويب خواهد شد، ملاقات کنند.

            فرانکو فراتينی، کميسر قضايی اتحاديه اروپا، گفت که بر سر سازوکارهای جديدی توافق شده است تا خطوط هوايی براساس آن داده های مسافران را در اختيار آمريکا بگذارند.

            مقام های آمريکايی بيش از اين قادر به "استخراج" مستقيم اطلاعات - از جمله شامل جزئيات کارت اعتباری، گذرنامه و شماره تلفن مسافر - از سيستم کامپيوتری شرکت های هوايی نخواهند بود.

            آقای فراتينی گفت اين اطلاعات در اختيار وزارت امنيت داخلی آمريکا قرار داده خواهد شد تا از آنجا ميان ساير سازمان های مسئول مبارزه با تروريسم توزيع شود.

            به گفته جانی دايموند، خبرنگار بی بی سی، فعالان حقوق مدنی استدلال کرده اند که ميزان اطلاعات جمع آوری شده حريم خصوصی افراد را می شکند و اينکه سيستم حفاظت از اين داده ها پس از انتقال آنها به آمريکا چندان قوی نيست.

            Comment


            • دادگاهی در بلژیک، یک ایرانی را که مدعی بمب گذاری در هواپیما بود پس از بازداشت برای تشخیص روانی نزد روانشناسان و روانپزشکان فرستاده است.
              این ایرانی که در حدود چهل سال دارد هفته گذشته خود را به پلیس فرودگاه شارلوروا (Charlero) بلژیک معرفی کرد و مدعی شد که یک ناشناس از وی خواسته است با استفاده از مواد منفجره هواپیمایی را در مسیر شارله روی- دوبلین منفجر کند.

              به گزارش رویتر، پلیس در ابتدا این ادعا را بسیار جدی گرفت. اما با بازجویی و تفتیش از وی هیچ نشانه و مدرکی در این باره پیدا نکرد.

              پلیس وی را به دادگاه فرستاد و دادگاه قرار بازداشت وی به اتهام قصد انجام حمله تروریستی را صادر کرد و درعین حال به علت شواهد حاکی از بیماری روانی وی را برای تشخیص روانی نزد روانشناسان فرستاده است.

              لیویه پله نس سخنگوی پلیس بلژیک از این مرد ایرانی که خود را بازرگان معرفی کرده بود به عنوان مردی خوش پوش یاد کرد که مقیم ایران است و با پاسپورت ایرانی در اروپا مسافرت های زیادی کرده است.

              ایرانی بازداشت شده به زبان های انگلیسی و کمی هم آلمانی سخن می گفت.

              سخنگوی پلیس بلژیک می گوید هنگامی که ماموران، پاسپورت این ایرانی را برای سفر به ایرلند کنترل می کردند، به وی اطلاع دادند که ویزای او برای سفر به آن کشور اعتبار ندارد.

              این فرد سپس ادعا کرد که یک فرد ناشناس به وی مواد منفجره داده است و از او خواسته است تا هواپیمای شرکت رایان ایر که وی قرار بود با آن مسافرت کند را منفجر کند.

              خانم پله نس می گوید تصاویر دوربین های فرودگاه هیچ صحنه ای از ملاقات این مرد ایرانی با فرد دیگری را ضبط نکرده اند.

              بازداشت این فرد روز 27 سپتامبر صورت گرفت ولی روز گذشته در مطبوعات بلژیک و خبرگزاریها انعکاس یافت.

              طرح حمله به هواپیماهای مسافربری در لندن که اخیرا کشف شد، سبب تشدید تدابیر امنیتی در فرودگاه های اغلب کشورهای اروپایی و نگرانی مسافران هواپیما ها شده است.

              Comment


              • مترو اصفهان فقط و فقط از يك لايه*ى خاص زمين مي*تواند عبور كند و لايه*ى انتخابى فعلى جريان آب*هاى زيرزمينى شهر اصفهان را قطع و كل شهر را نابود مي*كند.


                اين مطلب را عبدالعظيم شاه*كرمى ـ كارشناس ژيوتكنيك و سازه ـ در گفت*وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) *بيان كرد.

                وى تصريح كرد:* اگر مترو از لايه*ى ماسه*يى و نفوذپذير اصفهان (همان لايه*اى كه تاكنون از آن عبور كرده است) بگذرد، براى محيط زيست شهر اصفهان مشكل ايجاد مي*شود و يك فاجعه در شهر رخ مي*دهد.

                او با تاكيد بر اين*كه موقعيت سطحى و عمقى مترو اهميت دارد، افزود: مترو بايد از لايه*ى نفوذناپذير سطح پايينى يا لايه*ى سنگى بالاتر عبور كند. لذا عبور مترو از ,چه لايه*اى, مهم*تر از ,چه موقعيتى, است و بايد اثر لايه را از نظر جريان آب*هاى زيرزمينى و ايستايى زمين بررسى و مترو را با آن*ها هماهنگ كرد كه اكنون اين كار انجام نشده است.

                وى با اشاره به اين*كه اختلال در جريان آب*هاى زيرزمينى وضعيت بناها را در سطح زمين برهم مي*زند، گفت: دو ضلع مدرسه*ى چهارباغ در خيابان چهارباغ عباسى به*دليل رطوبت و نشست زمين مشكل پيدا كرده*اند و هر تغيير ديگرى در آن محيط، وضعيت نامناسب بنا را تشديد مي*كند و اگر مسير مترو از لايه*ى شنى و ماسه*يى ادامه يابد، همه چيز برهم مي*خورد.

                شاه*كرمى اضافه كرد: براى ايجاد مترو اصفهان بايد لايه*شناسى مي*شد؛ در واقع، ارتعاش*ها و نشست بناها در اطراف خط مترو رخ مي*دهند، اما ايجاد سد براى جريان آب*هاى زيرزمينى در كل شهر تاثير مي*گذارد و بالادست و پايين*دست خط متر دو منطقه*ى متفاوت خواهند شد.

                وى يادآور شد: اصفهان پيش از دوره*ى صفوي، *شهرى با يك رودخانه*ى فصلى بوده است و براى تبديل شدن به محيطى براى زندگى به مهندسى هوشمندانه نياز داشت. مهندسى دوره*ى صفوى عناصرى را مانند زمين، ساختمان، *آب سطحى و آب زيرزمينى به يكديگر متصل كرده بود و اگر اكنون بخشى از اين حلقه*هاى اتصال از ميان برود، همه*ى عناصر دچار مشكل مي*شوند.

                او بار ديگر تاكيد كرد: در مطالعات مترو بايد اثرهاى متقابل و تشديدكننده*ى ساختمان*هاى اطراف، زمين، آب زيرزمينى و شهر به*صورت توام مطالعه شود كه اين امر تاكنون مدنظر نبوده است.

                Comment


                • نمايندگان شوراى اروپا با امضاى توافق*نامه*اى بر استقلال شبكه*هاى ملى كشورهاى اروپايى تاكيد كردند.

                  به گزارش سرويس تلويزيون ايسنا، در اين توافق*نامه كه اوايل مهر ماه به تصويب نمايندگان شوراى اروپا رسيد بر اين نكته كه شبكه*هاى راديويى و تلويزيونى ملى اروپا فعاليتى مستقل از دولت*ها خواهند داشت مهر تاييد گذاشته شد و نمايندگان خواهان استقلال سياسى و اقتصادى شبكه*هاى ملى اروپا شدند.

                  به اعتقاد آنان استقلال همه جانبه شبكه*هاى ملى در كوران رقابت*ها شبكه*هاى ملى و خصوصى در نهايت به از دست ندادن مخاطبان و حتى افزايش بينندگان تلويزيونى شبكه*هاى ملى منجر مي*شود.

                  به نقل از EBU، اين توافق*نامه شامل تعدادى بندهاى راهبردى است كه از اعضا خواسته شده اين اصول را مبناى عملكرد و تصميمات خود قرار دهند.

                  تعهد به چارچوب*هاى جهانى شبكه*هاى راديو و تلويزيوني، نقش و مسووليت*هاى شبكه*ها، نحوه و سرمايه*گذارى بر روى اين شبكه*ها و حمايت از كاركنان شبكه*هاى ملى اروپا از جمله مواردى است كه در بندهاى راهبردى اين توافق نامه لحاظ شده است.

                  Comment


                  • بوى تعفن فضا را پر كرده بود، با اينكه همه بچه*ها جلوى دماغشان را گرفته بودند و به سختى نفس مي*كشيدند اما چشمهايشان كاملا باز بود چون بايد از ميان انبوه سرنگهاى آلوده*اى كه بر زمين افتاده بود جاى پا پيدا مي*كردند.
                    به گزارش خبرنگار اجتماعى فارس، سفر دو روزه خبرنگاران حوزه بهزيستى به تبريز با بازديد از منطقه آسيب خيز ,ايده لو, در حاشيه شهر تبريز آغاز شد، جايى كه با ورود ماشين ما به داخل محله، همه چشمها از ميان پنجره ها، درهاى نيمه باز يا به عنوان رهگذر ما را تا زير پل ايده لو كه محل مصرف معتادان بود بدرقه كرد.
                    مردها جلوى در ايستاده بودند و زنها از لابه لاى درهاى نيمه باز حركتهاى ما را زير نظر داشتند، شايد فكر مي*كردند مامور هستيم، نمى دانم، رضا كه راهنماى ما بود، توضيح داد: در هر كدام از خانه*هاى اين محله را كه بزنيد هر چقدر هروئين كريستال بخواهيد پيدا مي*كنيد، مردم اين منطقه از همين راه امرار معاش مي*كنند حتى با دريافت مقدارى پول، محلى را هم براى مصرف مواد مخدر در اختيار معتادان قرار مي*دهند.
                    از كنار يك گودال بزرگ رد شديم كه مملو از منجلاب بود و بوى تعفن آن آزار مى داد اما به اطرافمان كه نگاه كرديم ديديم اگر تحمل چند دقيقه گذر از كنار اين گودال براى ما اين قدر سخت است، دهها و صدها انسانى كه در اين محله زندگى مي*كنند و هر روز اين بوى تعفن را تحمل مى كنند، چه گناهى دارند.
                    بالاتر از گودال، پلى بود كه زير آن معتادان جاى امنى را براى مصرف پيدا كرده بودند، انبوه سرنگهاى تزريق شده، به شكلى رقت*بار بر روى هم افتاده بودند و كسى جرئت دست زدن به آنها را نداشت، حتى هيچ كس به ديوار پل هم دست نزد، زيرا ايدز در يك قدمى ما بود، همه تلاش اعضاى گروه اين بود كه جاى پايشان را درست انتخاب كنند، مبادا پايشان روى سرنگى برود و فاجعه رخ دهد.
                    اما انبوه سرنگها تنها نشان معتادان پنهان شده نبود، كيسه*هاى خالى به جا مانده هروئين، پنبه الكلهايى كه از رضا گرفته بودند هم در كنار سرنگها چشمك مي*زد.
                    رضا كه خودش قبلا معتاد بوده و اكنون ترك كرده است، جوانى بلندبالا و خوش قيافه است كه اكنون براى كمك به همنوعانش به يك سازمان غير دولتى حامى بيماران معتاد پيوسته است و با همكارى بهزيستى استان آذربايجان شرقى براى اينكه از شيوع بيمارى ايدز و انتقال آن جلوگيرى كند، به توزيع سرنگ يكبار مصرف، سرسوزن و بسته هاى آرم دار پنبه الكل بين اهالى ايده لو مشغول شده است.
                    او گفت: اكثر مردم اين منطقه حاشيه*اي، فقير هستند و شغلى غير از خريد و فروش هروئين و كريستال ندارند، معتاد هم زياد دارند، زير اين پل محل معروف معتادان براى تزريق است آنها در جاهاى مختلف اين محله ديده بان دارند و هر وقت غريبه*اى وارد اين محله شود، به سرعت به هم خبر مي*دهند و معتادان خيلى زود محل را ترك مي*كنند.
                    اطراف گودال و در كنار همين پل معروف معتادان كه بوى تعفن آن قابل تحمل نبود، خانه*هاى زيادى بود كه اهالى آن به بهانه*هاى مختلف بيرون در ايستاده بودند و منتظر رفتن ما بودند، آنها با غريبه*ها حرف نمي*زدند، در حالى كه سوار ماشين مي*شديم تا برگرديم فقط صداى پچه*هايى را مي*شنيديم كه با لاستيكهاى كهنه چرخ خودروها بازى مي*كردند و در حالى كه نگاهشان ما را تعقيب مي*كرد، در برق نگاهشان مي*شد، آينده*اى مشابه بزرگترهايشان را پيدا كرد.
                    تبريز، شهرى كه با قدمت ديرينه*اش اكنون، يك ميليون و 400 هزار نفر را در خود جاى داده است با مردمانى سختكوش و ديندار درحاشيه*اش، بيش از 600 هزار حاشيه نشين را جاى داده است كه شايد بسيارى از آنها وضعيت مشابه ايده لو دارند و گر چه ساختار اين شهر چنان است كه گداپرورى و تكدى در آن رشد نمي*كند اما در جوار اين شهر زيبا و تاريخي، انسانهايى كه با هزار مشكل و درد زندگى مي*كنند را به راحتى مي*توان پيدا كرد.
                    حسين معتمد*نيا، مدير كل بهزيستى استان آذربايجان غربى فرداى آن روز به خبرنگارانى كه از تهران آمده بودند، گفت: تبريز شهر مردان و زنان غيور و ديندار است، مردمانى كه به علت تعصب مذهبى كه دارند، اجازه رشد آسيبهاى اجتماعى را نمي*دهند، به همين علت تبريز كمترين ميزان آسيبهاى اجتماعى را دارد و شما در اين شهر به ندرت ممكن است با گدا يا فردبي*خانمانى مواجه شويد.
                    او اضافه كرد: تبريز، از مجموع دو كلمه، تب و ريز تشكيل شده است و اين طور كه شايع است از نظر تاريخى علت اين نامگذارى اين است، زمانى كه زليخا از دورى يوسف تب كرده بود، وقتى به اين شهر آمد، تب او ريخته شد به همين علت اين شهر تبريز نامگذارى شد!
                    ديدار از تبريز و استان آذربايجان شرقى با كاروان بهزيستى به منطقه ايده لو محدود نشد، ,گجيل, بازارى كه درست در دل شهر تبريز محل رفت و آمد خلافكاران بود هم حكايتى داشت، در بازار گجيل هر چه مى خواستى يافت مي*شد، از شير مرغ تا جان آدميزاد با اين ويژگى كه همه آنها دست دوم بودند.
                    رضا همراه ما و آهنگري، مدير روابط عمومى بهزيستى استان آذربايجان شرقى گفتند كه اين بازار در ظاهر محل فروش اجناس دست دوم است كه رو به روى بازار سمساريها داير شده است اما در اصل اينجا محل فروش اجناس دزدى است كه همه جور خلاف ديگر هم درون آن هست.
                    در بازار گجيل انواع لباسهاى دست دوم، مبلمان خانه، ميز و صندلي، تلويزيون، يخچال، انواع لوازم برقي، لوازم يدكي، آهن، كولر، بخارى و ... پيدا مي*شد، رضا *گفت: در پوشش اين بازار در واقع مواد مخدر خريد و فروش مي*شود، پشت بازار گجيل محلى است كه معتادان براى تزريق مواد مخدر و كارهاى ديگر به آنجا مي*روند بنابراين بهتر است گروه ما كه هم فرصت محدودى دارد و هم تعدادى زن همراه آن است به پشت اين بازار نرود به صلاح نيست!
                    كاروان خبرنگاران بهزيستى هر جا كه مى رفت، با دردمندان و نيازمندان رو به رو مي*شد، علت آن هم مشخص است، وظايفى كه براى سازمان بهزيستى كشور تعريف شده است همين است، رسيدگى به امور دردمندان، نيازمندان، فقرا، آسيب ديدگان اجتماعي، معلولان و بى سرپرستان جامعه.
                    شيرخوارگاه رفيع ملكى تبريز، محل ديگرى بود كه اين كاروان به آنجا رفت، موقوفه آقاى رفيع ملكى كه با ساختمانى نوساز و تميز پذيراى 33 كودك، يك روزه تا 6 ساله بى سرپرست بود كه 13تاى آنها دختر و بقيه پسر بودند يك پزشك، دو نفر مددكار،* 4 مربى و دو كمك مربى هم مسئوليت نگهدارى از آنها را به عهده داشتند.
                    اشرف شفيعي، مدير اين مركز بود اما رفتار او با اين كودكان شبيه يك مدير مركز نبود، او واقعا مانند مادرى دلسوز آنها را آغوش مى كشيد، نوازش مي*كرد، با زبان كودكانه با آنان سخن مي*گفت و از حال و هوا و روحيه تك تك بچه ها خبر داشت.
                    وقتى وارد اتاق بزرگى شديم كه محل زندگى و بازى كودكان بود، او تك تك بچه ها را به ما معرفى كرد و از روحيات آنها گفت: مريم كم*رو است و اصلا با كسى حرف نمي*زند، رضا بچه شيطونى است اما خيلى باهوش است، على لوزه دارد، يك بار عمل كرده اما دكتر مى گويد بايد يك بار ديگر هم عمل شود، يك گوش شيوا مشكل شنوايى دارد كه برايش سمعك خريده*ايم، يكى از بچه ها هم عقب مانده ذهنى بود.
                    بچه*ها بازى مي*كردند، بازيهاى كودكانه، دور ما مي*چرخيدند و شعر مي*خواندند، على مي*رقصيد، تلويزيون برنامه خردسالان پخش مى كرد و چند تايى از بچه ها مجذوب برنامه تلويزيون شده بودند، اعضاى گروه ما هم از بچه*هاى شاد اين شيرخوارگاه با دوربينهاى موبايلشان عكس مي*گرفتند، اى كاش شادى اين بچه*ها هميشگى بود.
                    قرار بود از يك منطقه آسيب خيز ديگر به نام ,آخمغيه, هم ديدن كنيم اما فرصت كم سفر دو روزه ما اين اجازه را نداد، شايد هم مسئولان بهزيستى استان آذربايجان شرقى كه مهمانشان بوديم و الحق مهمان نواز بودند، نمي*خواستند بيش از اين تصويرى دردناك در ذهن خبرنگارانى كه از تهران آمده بودند بنشيند، اين بود كه برنامه*هاى تفريحى و بازديد از زيبايي*هايى استان نيز در برنامه سفر قرار گرفت.
                    مقبرة الشعرا، جايى كه شاعر پر آوازه آذربايجان، شهريار در آن آرام گرفته است اولين محلى بود كه بازديد كرديم، مقبره شهريار در كنار امامزاده ابراهيم در مركز شهر تبريز قرار گرفته است در فضايى مدور در زير زمين كه با سقفى شيشه*اى از فضاى بيرون جدا شده است عاشقان اين شاعر بنام ايران براى اداى احترام به او پله*ها را به سمت پايين طى مي*كنند، بر سنگ قبر بزرگ و سفيد او مي*نشينند، فاتحه مي*خوانند و شعرى از او را زمزمه مي*كنند, به على شناختم من به خدا قسم خدا را ,.
                    در اطراف آرامگاه او نيز تابلوهاى بزرگ چوبى و فرشباف كه شعرهاى شهريار را در دل خود دارند چشم نواز است:, حيدر بابا، دنيا يالان دنيا دي،* سليماندان نوحدان، گالان دنيا دى,، طرحى هم از شهريار به صورت نقوش كاشى در يك طرف اين دايره نقش بسته است كه مسافران و بازديد كنندگان به يادگار در كنار آن عكس مي*گيرند.

                    Comment


                    • بعد از آن به كندوان رفتيم، از باغهاى بزرگ و سرسبز گردو در اسكو گذشتيم و به خانه*هاى سنگى در پاى كوه در كندوان رسيديم، ديدنى بود، تمام كوه مانند لانه زنبور خانه خانه بود، سنگهايى در كوه كه به شكل هرم در كنار هم به شكل باشكوهى ايستاده بودند، صحنه*اى رويايى از طبيعت زيباى ايران را به نمايش گذاشته بود، مردم اين منطقه داخل اين ستونهاى هرمى سنگى را خالى كرده بودند، برايش پنجره ساخته بودند، حتى سيم برق هم كشيده بودند، شب كه شد، چراغهاى اين اتاقهاى سنگى كه محل زندگى بود روشن شد، صحنه*اى به ياد ماندى كه بايد از نزديك ببينى تا باور كنى.
                      كندوان به حق يكى از ديدني*ترين مناطق ايران است كه با وجود اينكه تعداد زيادى گردشگر ايرانى و خارجى هر روز براى ديدن آن مى آيند؛ هنوز به درستى حق آن ادا نشده است و معرفى آن قطعا مي*تواند اين مكان را به يكى از قطبهاى جذب توريست كشور مبدل كند.
                      در پاى كوه و اين خانه*هاى زيباى سنگي، بازار سيار گياهان دارويى به صورت غرفه غرفه برپا شده است، بر روى ظرف يا گونى هر گياه نام آن و خواصش نوشته شده و گردشگران در حين بازديد از كندوان سرى هم به اين بازار مي*زنند اما به نظر مي*رسد براى جذب توريست روشهاى بهتر و تميزترى هم باشد كه مغفول مانده است، در انتهاى اين بازار كه در فضاى باز برپا شده است، آبى از كوه مى آيد كه معروف است براى بيماران كليوى و كسانى كه سنگ كليه دارند خوب است، نمي*دانم واقعيت دارد يا نه؛ اما همين معروفيت باعث شده عده زيادى فقط براى خوردن اين آب و مداوا به كندوان بيايند در كنار آن هم، بازار فروش ظروف و بشكه*هاى پلاستيكى بر پا شده است كه كلى هم فروش دارد.
                      شب هنگام در راه بازگشت به تبريز به پارك ايل گلى كه يكى از تفريحگاههاى زيباى تبريز است رفتيم، استخر بزرگ آب آن در ميان پارك، با فواره هاى بلندش كه با چراغهاى رنگين آْذين شده بود، واقعا زيبا بود، هواى اطراف استخر از قسمتهاى ديگر سردتر بود، پارك بزرگى كه با درختان سر سبز بلندش مطمئنا هوايى كاملا متفاوت با هواى سنگين تهران را به ريه*هاى ما مي*فرستاد.
                      آخرين جايى كه در اين سفر فشرده دو روزه از آن ديدن كرديم، مركز نگهدارى زنان بيمار روانى مزمن مراغه بود كه به مركز نيكان معروف است، ماريا مهاجران، از دو سال پيش اين مركز را تاسيس كرده است، قبلا محل اين مركز كوچك و اجاره*اى در وسط شهر بود اما اكنون در زمينى به مساحت 2800 مترمربع و ساختمانى با زيربناى 1500 مترمربع محل مناسبى براى نگهدارى اين بيماران ايجاد شده است كه به گفته، فريد براتي، رئيس ستاد ساماندهى بيماران روانى مزمن بهزيستى كه در مراغه به ما پيوست در خاورميانه بى نظير است.
                      اين مركز ظرفيت نگهدارى 100 زن بيمار روانى مزمن را دارد اما اكنون فقط يك طبقه آن ساخته شده است و فعلا 65 زن بى سرپرست در اين مركز نگهدارى مي*شوند.
                      حياط بزرگ اين مركز به اندازه كافى وسايل ورزش، بازى و سرگرمى را براى زنان مقيم اين مركز در خود جاى داده است، در اتاق ,كار درمانى,، زنان بيمار به گلدوزي، گلسازي، فرشبافى و خياطى مشغولند و انصافا توليدات خوبى دارند، در سالن خواب آنان، در بالاى تخت هر فرد، نام بيمار، سن، وضعيت و نام پزشك وى نوشته شده است.
                      فضاى درونى اين مركز كاملا تميز بود و برق مي*زند، براتى گفت: تصور نكنيد به خاطر ورود خبرنگاران اينجا را اين قدر تميز كرده*اند، اينجا هميشه همين طور است، هر كدام از مسئولان نيز اگر شك دارند مي*توانند به طور غير منتظره از اين مركز ديدن كنند، سازمان بهزيستى اگر امكانات و اعتبارات لازم را در اختيار داشته باشد مي*تواند تعداد ديگرى از اين مراكز را در استانهاى ديگر داير كند اما براى اداره اين مركز هم يارانه كافى در اختيار بهزيستى قرار نمي*گيرد.
                      به گفته براتى براى نگهدارى هر يك از اين بيماران ماهانه 125 هزار تومان در اختيار اين مركز قرار مى گيرد، در حالى كه هزينه تمام شده خدمت به اين بيماران ماهانه 375 هزار تومان براى هر فرد است.
                      وى اضافه كرد: اين يارانه براى بيمارانى كه كس و كارى دارند و مي*توانند مبلغى را به عنوان كمك هزينه نگهدارى به مركز بپردازند كفايت مي*كند در حالى كه 46 نفر از اين بيماران هيچ كسى را ندارند و بر اساس قانون، دولت بايد براى آنان 60 درصد هزينه اضافه بپردازد كه هنوز اين نياز برآورده نشده است در حالى كه براى مراكز روانپزشكى تهران كه مسلما سطح خدمات پايينترى نسبت به اين مركز دارد يارانه هر بيمار ماهانه 475 هزار تومان است، بيمارستان روانپزشكى روزبه با 600 هزار تومان يارانه به ازاى هر بيمار فقط دارو درمانى مي*كند و مركز خصوصى مهرگان نيز براى نگهدارى هر بيمار 850 هزار تومان در ماه دريافت مي*كند در حالى كه كيفيت خدمات مركز نيكان از همه اين مراكز بهتر است.
                      ماريا مهاجران، مدير مركز نيكان گفت: همه بيمارانى كه در اين مركز مستقر هستند قبلا زندگى عادى داشته*اند، البته ممكن است زمينه هاى ژنتيكى بيمارى روانى نيز داشته*اند ولى اكثر اين بيماران بر اثر وقوع يك حادثه ناگوار در زندگى مانند از دست دادن يك عزيز، حادثه تصادف، طلاق والدين يا هر واقعه ديگرى دچار بيمارى روانى مزمن شده*اند.
                      به گفته مهاجران، اسكيزوفرنى شايعترين اختلال روانى است كه بيماران روانى مزمن به خاطر آن اكنون در اين مركز نگهدارى مى شوند، اما بيماران ديگرى هم داريم، يك نفر از بيماران اين مركز به نام لعيا ديپلمه است كه پس از قبولى در كنكور بيمار روانى شده است.
                      با لعيا 20 ساله به گفت و گو نشستيم، لعيا گفت: سال آخر دبيرستان بودم كه كنكور دادم، با تلاش زياد در دانشگاه هنر قبول شدم، اما چون تجديدى داشتم و نتوانستم ديپلم بگيرم نتوانستم وارد دانشگاه شوم، اين مسئله خيلى در روحيه من اثر گذاشت با اين حال يكسال ديگر هم درس خواندم و دوباره در دانشگاه قبول شدم اما وقتى وارد دانشگاه شدم، همكلاسى هايم مسخره*ام مى كردند، همين مسائل باعث شد تا از اين مركز سر در بياورم.
                      گروه خبرنگاران مشغول گفت و گو با لعيا بود كه آزاده دختر جوان ديگرى كه در اين مركز بود جلو آمد و با صداى بلند گفت: با من هم مصاحبه كنيد، آزاده آن قدر جدى بود كه نا خودآگاه توجه همه را به خودش جلب كرد.
                      آزاده با صداى بلند شرح زندگيش را با تمام جزئيات آن تعريف مي*كرد: بابام معتاد بود و هميشه با چوب مادرم را كتك مي*زد، مادرم از بابام طلاق گرفت و رفت چون بابام يك بار محكم با چوب توى سر مادرم زد و مامانم قهر كرد و از خانه رفت.
                      من هم از خانه فرار كردم، اما پليس منو گرفت و برد پيش دائي*ام كه توى نمايشگاه ماشين كار مي*كرد، همون كه يك پيكان زرد داره خانه اجاره*ايش هم سنگ سفيده، اما دائي*ام مرا به بيمارستان رازى برد، توى بيمارستان به من موز و سيب دادند، من سيب خيلى دوست دارم، از آنجا مرا به خانه عمويم بردند اما از آنجا هم قهر كردم تا اينكه دوباره مرا به بيمارستان رازى بردند، از آنجا به بيمارستان فياض بخش رفتم و بالاخره منو اينجا به مراغه آوردند.
                      آزاده ادامه داد:* يك بار هم از اين مركز فرار كردم كه پليس مرا گرفت و برد پيش آقاى نقوى كه به اين مركز كمك مي*كنه، اما آقاى نقوى منو كتك نزد و با من دعوا نكرد، او به من سيب و موز داد و دوباره منو به اين مركز برگرداند.
                      از مركز نيكان كه خارج مى شديم چشمهاى بيماران ما را تعقيب مي*كرد آنها حيرت زده به ما نگاه مي*كردند و دست تكان مي*دادند، شايد آنها هم به گونه*اى طبيعى و بى آنكه ماده مخدرى مصرف كرده باشند، به حالت خلسه و نشئگى رسيده*اند تا فراموش كنند، شايد هم اين دست روزگار است كه بازى مي*كند شايد هم اين دنياست كه ..., حيدر بابا، دنيا يالان دنيا دى,.

                      گزارش از: افشين شاعرى

                      Comment


                      • برنامه 60 دقيقه سی بی اس گزارش داد به يک سند سری دست يافته که ليست اشخاص تحت کنترل در سفر هوايی درآن آمده است. آنچه جالب است اين است که در ليست 44000 نفری بسياری از نام ها آنقدر عمومی است که تعداد زيادی به آن نام خوانده ميشوند. مثلا گری اسميت، جان ويليامز، رابرت جانسون. 60 دقيقه با 12 نفر به نام رابرت جانسون مصاحبه کرده است و همه آن ها گفتند هر بار که ميخواهند سوار هواپيما شوند آن ها را بازداشت ميکنند. در اين ليست همچنين نام اوو مورالس رئيس جمهوربوليوی و نبيه بری سخنگوی پارلمان لبنان نيز آمده است. نکته جالب ديگر اين که نام 14 نفر از کسانی که هواپيمای 11 سپتامبر ربودند نيز هنوز در ليست است.

                        Comment


                        • لهستان و گرجستان
                          روسيه از دو جبهه زير فشار
                          امريكا برای جدائی از ايران




                          در روزهای گذشته، روسيه از دو طرف زير فشار قرار گرفته و آنگونه كه پوتين در ارتباط با گرجستان اعلام كرده، اين فشارها عمدتا و بصورت غير مستقيم از جانب امريكا به روسيه وارد می آيد.

                          با آنكه رسما گفته نمی شود، اما آشكار است كه امريكا روسيه را برای نوعی همراهی با خويش بر سر مسئله اتمی ايران زير فشار قرار داده است. روزنامه چپ گرای "نويس دويچلند" چاپ آلمان از قول خبرگزاری فرانسه نوشت:

                          روسيه به لهستان هشدار داد كه در صورت نصب دفاع سيستم دفاع موشكی متعلق به امريكا يا ناتو در خاك اين كشور، مسكو به اقدامات لازم دست خواهد زد. سخنگوی وزارت امور خارجه روسيه مخائيل كامنين گفت :

                          لهستان ادعا می كند كه نصب سيستم دفاع موشكی امريكا در لهستان متوجه امنيت روسيه نيست، اما روسيه نمی تواند اين ادعا را بپذيرد و به آن اطمينان كند. او يادآور شد كه نصب سيستم دفاع موشكی می تواند تاثير منفی بر ثبات استراتژيك منطقه داشته باشد و همچنين بر روابطه بين دو دولت سايه افكند. درهمين ارتباط سرگئی لابروف وزير امور خارجه روسيه نيز وارد ورشو شد و با همتای خود "آنا فتوگا" گفتگو كرد. او گفت روسيه همچنان از روابط متقابل جانبداری می كند و آن را به سود منافع هر دو كشور می داند. لاورف سعی می كند راه را برای مذاكره مستقيم بين پوتين و رئيس جمهور لهستان هموار سازد. روابط دو كشور بعد از حمايت لهستان از انقلاب نارنجی در اوكرائين نيز رو به تيرگی گذاشته بود.

                          در ارتباط با تحريكات اخير گرجستان و شتاب گرفتن پيوند اين كشور با ناتو نيز پوتين در نطق خود در برابر فراكسيون مسكو در پارلمان اين كشور گفت: من به كسی توصيه نمی كنم كه بخواهد با زبان تحريك آميز و تهديد كننده با روسيه سخن بگويد. مسكو تهديد كرده كه قيمت گاز را درانطباق با قيمت جهانی در گرجستان بالا خواهد برد. گرجستان در همسوئی با ناتو و امريكا، اخيرا موانعی در راه ماموريت صلح ارتش روسيه مستقر بين گرجستان و ابخازی بوجود آورده است. اين نيرو تاكنون مانع از سر گيری جنگی جديد بين ابخازی و گرجستان بوده است.


                          Comment


                          • درخانه ای واقع در خيابان نواب صفوی تهران 8 هزار آمپول مخدر "نورجيزك" كشف و دو تن باسامی سجاد 22 ساله واحمد33 ساله دستگير شدند. ( البته اگر يك وقت بخواهند گزارشی از اين ماجرا در سيمای جمهوری اسلامی پخش كنند و يا يك سريال تلويزيونی تهيه كننده اسامی اين افراد يا "مستعار" و "جعلی" اعلام خواهد شد و يا تبديل به بابك و خسرو و داريوش خواهد شد!!)

                            رئيس كلانتر بازار كه خانه متهمين نيز در آن منطقه بوده دراين ارتباط گفت: آمپول های نورجيزك در دو مدل بسته بندی در پلمپ زرد رنگ و آبی رنگ ارائه مي*شود كه به ترتيب قيمت آنها برابر با دو هزار تا سه هزار تومان است و با توجه به اين كه محموله مكشوفه از نوع پلمپ آبی رنگ بوده، ارزش ريالی آن بالغ 24 ميليون تومان است.

                            خانواده*ها دقت كنند كه اگر فرزندانشان از اين امپول ها استفاده كرده باشند روی بازو جای آن باقی است.

                            اين آمپول به بهانه ترك اعتياد در جامعه پخش شده و اين در حاليست كه مصرف ترياك به مراتب كم زيان تر است. و مصرف نورجيزك درآمدن از چاله و افتاده به چاه است. دو مركز ديگر پخش نورجيرگ علاوه بر ناصرخسرو، خيابان فياض بخش و محله عودلاجان واقع در پامنار تهران است.

                            Comment


                            • بازرسان مسئول تحقيق پرونده قتل آنا پوليتکووسکايا، روزنامه نگار سرشناس روس، می گويند مرگ وی احتمالا با فعاليت های خبری اش مرتبط بوده است.
                              خانم پوليتکووسکايا از منتقدان صريح اللهجه اقدامات کرملين در چچن، بود که روز شنبه به ضرب گلوله در مسکو کشته شد و جسدش در آسانسور خانه اش در يک مجتمع ساختمانی در مسکو پيدا شد.

                              به گزارش خبرگزاری ايتارتاس ماموران پليس با استفاده از تصاوير دوربين امنيتی ساختمان طرحی از ضارب احتمالی کشيده اند.

                              يک شبکه تلويزيونی روسيه به نقل از مقام های پليس گزارش داده که در اين حادثه سه گلوله به بدن خانم پوليتکووسکايا و يک گلوله به سر وی شليک شده است.

                              اندک زمانی پس از اعلام خبر کشته شدن خانم پوليتکووسکايا، شخصيت های مختلف به اين روزنامه نگار روس ادای احترام کردند.

                              ميخاييل گورباچوف، رئيس جمهور شوروی سابق، قتل خانم پوليتکووسکايا را 'جنايتی وحشيانه' خوانده و آنرا ضربه ای به مطبوعات مستقل و دموکراتيک در روسيه ناميده است.


                              "وظيفه پزشکان بازگرداندن سلامتی به بيماران است و وظيفه خواننده ها هم آواز خواندن است. وظيفه يک روزنامه نگار هم نوشتن آنچيزی است که او در عالم واقع می بيند. اين تنها يک وظيفه است


                              آنا پوليتکووسکايا

                              شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا، گفته " ايالات متحده از قتل روزنامه نگار مستقل، خانم پوليتکووسکايا، حيرت زده و عميا متاسف است.

                              مدير 'مرکز روزنامه نگاری در شرايط حاد' می گويد هرگاه اين سئوال پيش می آمد که آيا گزارش خبری صادقانه در روسيه وجود دارد يا نه، تقريبا هميشه اولين نامی که به ذهن خطور می کرد پوليتکووسکايا بود.

                              'مدافع جسور حقوق بشر'

                              خانم پوليتکووسکايا دو سال قبل در حالی که با هواپيما عازم شهر بسلان در جنوب چچن بود دچار مسموميت شديد غذايی شد که به اعتقاد همکارانش سوءقصدی به جان وی بود.

                              وی قصد داشت برای تهيه گزارش در مورد ماجرای گروگانگيری مدرسه ای در بسلان گزارش تهيه کند که البته به خاطر مسموميت موفق به اين کار نشد.




                              خانم پوليتکووسکايا، که برای روزنامه نووايا گازِتا، کار می کرد به افشا گری موارد نقض حقوق بشر توسط نيروهای روسيه در چچن شهرت داشت.

                              وی همچنين نويسنده کتابی بود که در آن شديدا از سياست های ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه انتقاد شده بود.

                              وی در سال 2002 زمانی که شورشيان چچن افراد حاضر در يک سالن تئاتر در مسکو را به گروگان گرفتند برای آزادسازی گروگان ها نقش ميانجيگر را بازی کرد.

                              رئیس اتحادیه روزنامه نگاران روسیه، خانم پوليتکووسکايا را وجدان روزنامه نگاری روسیه توصيف کرده است.

                              خبرنگار بی بی سی در مسکو می گويد وی يکی از معدود روزنامه نگاران مستقل و سرشناسی بود که در روسيه باقی مانده اند و مرگ او با خشم و ناباوری گسترده روبرو خواهد شد.

                              نيکولا داک وورت از گروه عفو بين الملل گفت: "روسيه يک مدافع جسور و فداکار حقوق بشر را از دست داده است."

                              سازمان عفو بين الملل خواستار تحقيقاتی کامل درباره اين قتل شده است اما آنا زِلکينا، تحليلگر مسائل سياسی روسيه، شک دارد که اين تحقيقات به نتيجه برسد.

                              'روزنامه نگاری صادقانه'


                              روسيه يک مدافع جسور و فداکار حقوق بشر را از دست داده است


                              نيکولا داک وورت، گروه عفو بين الملل

                              خانم پوليتکووسکايا در سال 2001 پس از تهديد جانش موقتا به وين پايتخت اتريش گريخت. اين پس از دريافت يک پيام الکترونيکی بود که می گفت يک پليس روس که اين خبرنگار او را به ارتکاب جنايت عليه غيرنظاميان متهم کرده، قصد انتقامجويی دارد.

                              وی دو سال پيش در مصاحبه با بی بی سی گفت عليرغم دريافت اينگونه تهديدها احساس می کرده وظيفه اوست به گزارشگری ادامه دهد.

                              وی گفت: "صد در صد مطمئنم که در خطر بودن بخشی عادی از کار من، يا کار هر روزنامه نگار روس است و من نمی توانم از کارم دست بکشم چون وظيفه ای بر دوش دارم."

                              "وظيفه پزشکان بازگرداندن سلامتی به بيماران است و وظيفه خواننده ها هم آواز خواندن است. وظيفه يک روزنامه نگار هم نوشتن آنچيزی است که او در عالم واقع می بيند. اين تنها يک وظيفه است."

                              Comment


                              • گروه نمايشی "سايه مهر" که به دعوت رايزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی از تهران به پاريس آمده بود؛ به مناسبت هشتصدمين سال تولد جلال الدين محمد مولوی، نمايشی با رقص و آواز و موسيقی به صحنه آورد که با استقبال انبوه تماشاگران روبرو شد.
                                در اين برنامه که در تالار بزرگ سازمان يونسکو برگزار شد و ورود به آن برای همگان آزاد بود، بيش از سی رقصنده و خواننده و نوازنده سازهای ايرانی و اروپايی که تقريبا نيمی از آنان زنان و دختران جوان را تشکيل می دادند، نمايش رستاخير عشق را به کارگردانی حسين مسافر آستانه به صحنه آوردند.

                                گروه سايه مهر در سال 1998 پا گرفت و تاکنون دوازده برنامه نمايشی اجرا کرده است که بيشتر آنها به کارگردانی حسين مسافر آستانه بوده است. نمايشنامه رستاخيز عشق نوشته محمد رحمانيان است. او که کارش را از سال 1360 شروع کرده و تا کنون بيش از چهل نمايشنامه نوشته است، برای رستاخيز عشق، دوازده بخش از مهمترين بخش های زندگی مولانا را برگزيده و به گفته خودش سعی کرده است با يک ترکيب "پست مدرنيستی" آنها را کنار هم قرار دهد.




                                رحمانيان گفت: "به دليل اينکه بيشتر با مخاطب خارجی زبان در ارتباط هستيم، ترجيح داديم بدون ديالوگ کار کنيم. در واقع نمايشنامه من يک مقدار پيشنهاد بود که توسط کارگردان آن شکل عملی گرفت و توسط نادر رجب پور به شکل رقص درآمد."

                                رحمانيان در رابطه رقص ها با نمايشنامه اش گفت " نمونه خيلی خوب آن توطئه برای قتل شمس تبريز بود که با تلفيقی از باله مدرن و رقص 'خنجر ترکمنی' شکل گرفته بود و به نظرم يکی از بهترين صحنه های نمايش بود."

                                او در سال های پيش از انقلاب از هنرمندان تالار رودکی و از شاگردان "رابرت دو وارن" استاد باله وزارت فرهنگ و هنر آن سال ها بوده است. اما به نظر می رسد به دليل کمی وقت، فرصت کافی برای رهبری و تمرين رقصندگان فراهم نبوده و نتيجه چندان رضايت بخش از کار در نيامده است.

                                رجب پور که سعی کرده رقص های محلی و عشايری ايران را با جلوه هايی از باله مدرن در آميزد و به خلاقيتی دست يابد، گفت: "مايه اصلی، رقص های محلی ايران است. البته، کاملا محلی نرفتيم. کمی استيليزه اش کرديم و آورديمش در کار سماع. در بلوچستان اين فيگورها را خيلی داريم. در کردستان خيلی داريم. در جنوب 'رقص زار' داريم که نشات گرفته از سماع است، در شمال هم کسانی هستند که سماع می کنند با حرکات خودشان."

                                در مورد چرخش های صوفيانه که کار را بسيار شبيه رقص دراويش ترکيه کرده بود رجب شور گفت: " البته چرخش ها شبيه چرخش ترک هاست ولی ما دو دستمان بالا به طرف آسمان است و آنها يک دستشان بالاست و يک دستشان به طرف زمين. از آسمان می گيرند و به زمين می دهند ولی چرخيدن ها در هز حال همان چرخش سماع است."

                                بيشترين سهم در توفيق برنامه رستاخيز عشق را بايد به موسيقی آن داد. ساخته های خوب آهنگساز جوان سعيد ذهنی که نوای سازهای سنتی و بومی ايران را با سازهای کلاسيک غربی درآميخته بود همراه با صدای سوپرانوی شقايق الهياری در کنار آوازهای سنتی علی مينوسپهر حال و هوايی مناسب صحنه های نمايش به وجود آورده بود و همنوازی سازهايی مثل ويولن سل کنار کمانچه و تار به نتايج جذاب و گاه درخشانی می رسيد.

                                در پاسخ سئوال من در مورد استفاده اندک از موسيقی آيين های بومی، سعيد ذهنی گفت: " در صحنه ديدار عطار و مولانا، از تکنوازی "دوتار" در ترکيب ارکستر استفاده کرديم و آن کاملا نغمه ای از شمال خراسان بود و يا موسيقی با "نی" را به عنوان ساز کاراکتر مولانا طراحی کرديم و يا "تنبور" را با مايه های موسيقی ترکمن و با اشاره به موسيقی ترکس برای شمس انتخاب کرديم. ما بی بهره نمانديم در استفاده کردن از موسيقی روستايی خودمان."




                                حسين مسافر آستانه کارگردان نمايش رستاخيزعشق در مورد کارش گفت: " ايده اصلی از نويسنده است. او صحنه های بيشتری نوشته بود و مراحل زندگی مولانا را در بيست تابلو تنظيم کرده بود ولی چون قرار بود اين نمايش بيشتر در خارج از ايران اجرا شود، از صحنه های ديالوگ دار صرفنظر کرديم و به جای آن سعی کردم تصوير سازی کنم. من با تصوير و موسيقی سعی کردم بيان آنچه را که در متن وجود داشته روی صحنه بياورم به همين دليل بسياری از صحنه ها را در هم تلفيق کردم و با حذف يکی دو صحنه، اين نمايش در دوازده صحنه تنظيم شد."

                                حسين مسافر آستانه از اينکه فرصت کافی برای تمرين نداشته و تالار يونسکو را محل مناسبی برای تئاتر نيافته بود از نتيجه کارش چندان راضی نبود و برخی از ناهماهنگی ها و ضعف های اجرا را می پذيرفت.

                                Comment

                                Working...
                                X