Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #4981
    جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا منتقدان طرح جدید خود برای عراق را به بی مسئولیتی متهم کرده است.
    آقای بوش در پاسخ به انتقادات مطرح شده به اعزام بیش از 20 هزار نیروی تازه نفس به عراق که عمدتا از سوی کنگره تحت کنترل دموکرات ها بیان شده گفته است که "آنها (اعضای کنگره) در بیان دیدگاه های خود آزاد هستند اما مخالفت با همه برنامه ها و عدم ارانه پیشنهادی به جای آن، غیر مسئولانه است."

    رییس جمهوری آمریکا گفته است که کسانی که از دادن فرصت به برنامه های او خودداری می کنند، باید برنامه جایگزینی ارائه کنند.

    طرح رییس جمهوری آمریکا برای اعزام نیروهای جدید به عراق با مخالفت اکثر دموکرات ها و برخی جمهوریخواهان روبرو شده و آنها این اقدام را به معنای گسترش بحران در عراق تلقی کرده اند.

    هیلاری کلینتون، سناتور دموکرات آمریکا و نامزد احتمالی رقابت های ریاست جمهوری سال آینده در مورد امکان موفقیت طرح جدید آقای بوش ابراز تردید کرده است. خانم کلینتون که به بغداد سفر کرده گفته است که در مورد تعهد دولت عراق نسبت به برخورد با گروه های نظامی غیر قانونی شک دارد.

    سخنان آقای بوش در حالی ایراد شده که کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا برای دیدار با رهبران خاورمیانه عازم منطقه شده است. وی قرار است پس از دیدار با رهبران اسرائیلی و فلسطینی به کشورهای مصر، اردن، کویت و عربستان سعودی سفر کند.

    خبرنگاران هدف از سفر خانم رايس را جلب حمايت گسترده اعراب از طرح جديد جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا در عراق می دانند. خبرنگار بی بی سی در بيت المقدس می گويد که بسياری از کشورهای عربی خواهان دخالت بيشتر آمريکا در حل بحران خاورميانه در مقابل حمايت از طرح آقای بوش هستند.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #4982
      رؤسای جمهور ايران و ونزوئلا از کشورهای عضو اوپک خواستند که از ميزان صدور نفت خود بکاهند.
      محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، در اولين روز از سفر خود به آمريکای لاتين در کاراکاس، پايتخت ونزوئلا با هوگو چاوز ديدار و گفتگو کرد.

      رؤسای جمهور دو کشور گفتند که قصد دارند از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) بخواهند که نفت خام کمتری به بازار بفرستد.

      دولت ونزوئلا از دولت ايران در امر برنامه غنی سازی هسته ای حمايت کرده است.

      آقای چاوز رئيس جمهور ايران را "برادر" خواند و گفت که او در راه اهداف عادلانه و انقلابی مبارزه می کند.

      او همچنين گفت که بازارهای جهانی از نفت خام اشباع شده است و اوپک بايد صادرات خود را کاهش دهد تا از سقوط بيشتر قيمت نفت جلوگيری شود.

      دو کشور از صادرکنندگان عمده نفت و اعضای سازمان اوپک هستند.

      ونزوئلا و ايران موافقت کرده اند که ۲ ميليارد دولار به اجرای طرح هايی در کشورهای درحال توسعه اختصاص دهند.

      خبرگزاری دولتی ايران، ايرنا، گزارش کرده که تا پايان سفر رئيس جمهور ايران چندين سند همکاری در زمينه *های گوناگون ميان اعضای هيات های دو طرف به امضا می رسد.

      روابط ايران و ونزوئلا در چند سال گذشته گسترش قابل توجهی داشته و پس از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، مواضع تند رؤسای جمهور اين دو کشور عليه جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، و سياست های دولت وی، ايران و ونزوئلا را بيش از پيش نزديک کرده است.

      قرار است رئيس جمهور ايران در ادامه سفر چهار روزه خود به آمريکای لاتين، به بوليوی نيکاراگوئه و اکوادور نيز سفر کرده و با سران چپ گرای اين کشورها ديدار کند.

      برخی ناظران می گويند روابط گرم رئيس جمهور ايران با رهبران چپ گرای آمريکای لاتين موجب نگرانی ايالات متحده خواهد شد.

      کاخ سفيد سخت نگران است که با تحرکات ديپلماتيک اخير، جبهه تازه ای در قاره آمريکای لاتين عليه ايالات متحده شکل بگيرد.



      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #4983
        محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران که برای دیدار با سران چند کشور آمریکای لاتین به این منطقه سفر کرده، بامداد یکشنبه به وقت تهران در ماناگوا، پایتخت نیکاراگوئه مورد استقبال دانیل اورتگا رییس جمهوری این کشور قرار گرفته است.
        با ورود رییس جمهوری ایران، دانیل اورتگا و محمود احمدی نژاد در پایتخت نیکاراگوئه اولین دور مذاکرات را انجام داده اند.

        آقای احمدی نژاد پس از دیدار با هوگو چاوز، رییس جمهوری ونزوئلا در کاراکاس به نیکاراگوئه سفر کرده است. وی قرار است سپس به اکوادور سفر کند.

        طبق گزارش ها قرار است آقای احمدی نژاد در مراسم تحليف رافائل کورئا، رئيس جمهور تازه اکوادورشرکت کند. وی در اکوادور با ایوو مورالس، رییس جمهوری بولیوی نیز دیدار خواهد کرد.

        در دیدار رییس جمهوری ایران و ونزوئلا، 11 تفاهم نامه و قرارداد به امضای طرفین رسید که از میان آنها می توان به همکاری های نفتی میان شرکت نفت ونزوئلا و پتروپارس ایران اشاره کرد.

        روابط ايران و ونزوئلا در چند سال گذشته گسترش قابل توجهی داشته و پس از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، مواضع تند رؤسای جمهور اين دو کشور عليه جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، و سياست های دولت وی، ايران و ونزوئلا را بيش از پيش نزديک کرده است.

        برخی ناظران می گويند روابط گرم رئيس جمهور ايران با رهبران چپ گرای آمريکای لاتين موجب نگرانی ايالات متحده می شود.

        حمایت از کاهش صدور نفت

        رؤسای جمهور ايران و ونزوئلا از کشورهای عضو اوپک خواستند که از ميزان صدور نفت خود بکاهند.

        رؤسای جمهور دو کشور گفتند که قصد دارند از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) بخواهند که نفت خام کمتری به بازار بفرستد.


        iran

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #4984
          در حالي که اعضاي کابينه در غياب رئيس جمهور که به ونزوئلا، نيکاراگوئه و اکوادور رفته است سرگرم تدوين لايحه بودجه 1386 کل کشورند، روز گذشته مجلس بدون برنامه ريزي قبلي در دو حرکت، در مقابل دولت ايستاد و نشان داد قصد ندارد اجازه دهد که سال آينده هم دولت با گشاده دستي و برداشت از صندوق ذخيره ارزي به قصد خريد محبوبيت براي خود سرمايه و فرصت هاي کشور را به باد دهد. در همين حال وزير اقتصاد، رييس بانک مرکزي و رييس سازمان مديريت و برنامه به مجلس احضار شدند تا فردا در مورد پيشرفت برنامه هاي اقتصادي و عمراني و حساب برداشت هاي قبلي از صندوق ذخيره ارزي گزارش بدهند.

          حرکت اساسي نمايندگان مجلس در جلسه روز يکشنبه بيانيه اي بود که که با امضاي 150 نفر از اعضاي مجلس قانونگذاري ايران منتشر شد و يک سري محدوديت هايي را براي بودجه بندي دولت قائل شد و نشان داد که بدون رعايت اين محدوديت ها بودجه سال 86 تصويب شدني نيست. حرکت ديگر رد طرح دو فوريتي براي برداشت دو ميليارد دلار از صندوق ذخيره براي صنايع برق بود که با امضاي صد و هفتاد نماينده بر اساس خواست دولت مطرح شده بود.

          در بيانيه صد و پنجاه نماينده مجلس دولت موظف شده است ضمن ارائه لايحه بودجه سال 1386 کل کشور گزارش تفصيلي حاوي شرايط متغيرهاي عمده اقتصادي کشور نيز عرضه شود. اين درخواست در حالي صورت مي پذيرد که غلامعلي حداد رئيس مجلس چند هفته پيش با نوشتن يک نامه خبر داد که دولت بايد گزارش عملکرد اقتصادي و ميزان انطباق آن با قانون برنامه چهارم را ارائه دهد که اين کار انجام نشده است.

          متن نامه ارسال شده از سوي نمايندگان به اين شرح است:

          "در آستانه تقديم لايحه بودجه کل کشور به مجلس شوراي اسلامي ضرورت دارد؛ با توجه به تجربه تقديم لوايح متعدد مالي طي سال جاري و به منظور جلوگيري از ارائه لوايح مشابه در سال آتي، نکات ذيل از طرف دولت مورد ملاحظه قرار گرفته و در اين لايحه مهم اعمال شود.

          هرچند شناخته شدن لايحه بودجه به سند پيشنهادي دخل و خرج دولت براي سال آتي امر متعارفي است ؛ ليکن امروزه علاوه بر اين مقوله، بودجه حاوي و حامل سياست هايي است که بر مجموعه اقتصاد ملي تاثيرگذار است ؛ لذا دولت بايد مجموعه سياست هاي اقتصادي مورد نياز اقتصاد ملي و از جمله سياست هاي زمين و مسکن که ضروري است، ظرف سال آتي اتخاذ شود و با سياست هاي مندرج در برنامه هاي توسعه اي ميان مدت و بلندمدت کشور ناسازگاري ندارد، را مدنظر داشته، آنها را در لايحه بودجه اعمال نمايد.
          بدين ترتيب رويکرد اتخاذ سياست هاي بسيار مقطعي و غيرنظام وار جاي خود را به سياست هايي منسجم و سيستمي مي دهد و تصميم گيري براي فعالان اقتصادي در افق زماني لااقل يک سال شفاف، تسهيل و مطمئن مي شود.

          تمامي تلاش دولت بايد کاهش هزينه هاي جاري و در جدي ترين شکل ممکن باقي ماندن در سطح اعتبارات عمراني قانون بودجه مصوب سال 1385 کشور باشد، به نحوي که وابستگي بودجه عمومي دولت به درآمدهاي ناشي از ارز نفتي نسبت به وضعيت فعلي به ميزان معناداري کاهش يابد. بديهي است، مي توان متناسب با افزايش ماليات هايي که از محل رونق در اقتصاد ملي امکان حصول مي يابند، بر هزينه هاي عمراني و عنداللزوم هزينه اي اجتناب ناپذير به لحاظ قانوني افزود.

          همچنين، ماده واحده لايحه بودجه بايد داراي کمترين تبصره ممکن باشد، تبصره ها عمدتا احکام قانوني غيرمرتبط با لايحه بودجه هستند که به دلايل غيراقتصادي به قانون بودجه اضافه شده اند. اين تبصره ها اگر ضرورت وجودي دارند، بايد جداگانه و طي تشريفات خاص قانوني در مجلس شوراي اسلامي مطرح و عنداللزوم به قانون تبديل شوند.

          به نظر ما هر قدر تعداد تبصره ها کمتر باشد، بيانگر دقت و اهتمام بيشتر دولت در تهيه لايحه بودجه تلقي مي شود.پيشنهادات مطروحه در لايحه بودجه نبايد بر حجم توقعات عمومي بيفزايد و در عين حال بايد همه راهکارهاي منجر به بي انضباطي مالي در بودجه و در محتواي لايحه تقديمي مسدود شود. نبايد از اين نکته اساسي غفلت کرد که حجم وسيعي از هزينه هايي که منشاء کسري بودجه هستند، ريشه در بي انضباطي هاي مالي و دستورالعمل هاي مبهم به کارگيري نيروهاي انساني به صورت غيررسمي دارد.

          در بيانيه آمده است؛ بايد فرآيند رسيدگي به بودجه شرکت هاي دولتي که به لحاظ ماهيت ماموريت هاي خود متفاوت از بودجه عمومي دولت هستند، مشمول تجديدنظر قرار گرفته، از پيشنهاد صوري بودجه شرکت هاي دولتي، بانک ها و موسسات انتفاعي وابسته به دولت که در عين حال بررسي و تصويب صوري اجتناب ناپذير آن را در مجلس به دنبال دارد، پرهيز شود و راهکاري مناسب پيشنهاد شود.

          همچنين، دولت بايد ضمن لايحه بودجه گزارش تفصيلي حاوي شرايط متغيرهاي عمده اقتصادي کشور و نسبت آنها را با اوضاع اقتصادي بين المللي، به مجلس شوراي اسلامي تقديم نمايد و در خصوص مقولاتي از قبيل چشم انداز بودجه، کسري، بدهي هاي کوتاه مدت و بلندمدت، رشد اقتصادي، تورم، بيکاري، صادرات، واردات پيش بيني اجراي بودجه بر اشتغال کشور و حتي تاثير اجراي بودجه بر فرهنگ درمان و توزيع درآمد، مقايسه مقادير توليد ناخالص داخلي استان ها به واسطه اجراي بودجه و تاثير آن بر درآمدهاي استاني به صورت کمي اظهارنظر نمايد و متعهد شود که در صورت تصويب لايحه، اهداف کمي مطروح در آن گزارش تحقق خواهد شد.

          بدين ترتيب نظارت پذيري مجلس ممکن مي شود. به عبارت ديگر سند تحليلي بودجه را بايد به سندي توسعه اي و نه صرفا سندي حاوي دخل و خرج دولت مبدل کرد. اين حداقل انتظاري است که اميد داريم در جريان تقديم لايحه بودجه عملياتي شود.

          در راستاي سياست واگذاري امور به استان ها و شهرستان ها به نظر مي رسد؛ ضرورتي ندارد که بخش عمده اي از اعتباراتي که بايد توسط مجريان دولت در استان ها هزينه شود، به صورت متمرکز در اختيار سازمان ها و دستگاه هاي مرکزي در تهران قرار داده شود، تا بعدا حسب صلاحديد توزيع نمايند. در اين خصوص بايد تعاملات سازنده اي را ساماندهي کرد تا آثار ناشي از بهينه شدن اعتبارات و مديريت مربوط به آنها در اقتصاد دولت متجلي و بهره وري افزايش يابد.

          همچنين، از آنجا که بر اساس قانون اصلاح ماده 3 قانون برنامه توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور مصوب 1383 واردات بنزين تا پايان سال 1385 مجاز بوده و دولت متعهد بوده است؛ راهکارهاي ممکن و آمادگي لازم را براي وضعيت ناشي از ممنوعيت ورود بنزين فراهم سازد، ضروري است لايحه بودجه با توجه به اين قانون به مجلس شوراي اسلامي تقديم شود."

          رد فوريت ها

          به اين ترتيب جلسه روز يکشنبه مجلس، تندترين جلسه در ارتباط با روند حرکت اقتصادي کشور بود. به طوري که نمايندگان به فوريت دو طرح و يك لايحه راي ندادند.

          طرح دو فوريتي اول كه با مخالفت نمايندگان مواجه شد برداشت 2 هزار ميليارد تومان براي تامين كسري اعتبار صنعت برق كشور بود كه اكثريت نمايندگان تزريق اين نوع پول ها را اولا موجب تورم ثانيا بخشي نگري و ثالثا مغاير اصل 44 قانون اساسي براي كاهش تصدي گري دولتي دانسته و با آن مخالفت كردند. اين طرح به معناي برداشت دو ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي بود.

          دستور ديگر، يك فوريت طرح استفساريه بند (ج) ماده 93 قانون برنامه چهارم توسعه بود كه با راي منفي نمايندگان روبرو شد.

          دستور بعدي، دو فوريت لايحه تسويه بدهي هاي دولت به بانك ها بود كه آن هم با مخالفت مجلس به تصويب نرسيد و قرار شد به صورت عادي در دستور كار قرار گيرد. در اين لايحه دولت اجازه برداشت 5/3 ميليون دلار از حساب ذخيره ارزي براي پرداخت بدهي خود به بانك ها را خواستار شده است.

          احضار مديران دولت

          در همين حال معلوم شد نمايندگان عضو کميسيون برنامه و بودجه و محاسبات که از ترکيب اعضاي کميسيون هاي مختلف تشکيل شده و مهم ترين کميسيون مجلس به حساب مي آيد از وزير اقتصاد و دارايي، رييس كل بانك مركزي و رييس سازمان مديريت و برنامه*ريزي خواسته اند روز سه شنبه در كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات حضور پيدا *كنند و به پرسش*هاي نمايندگان مجلس پاسخ خواهند داد.

          مرتضي تمدن عضو كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس با عنوان اين خبر تصريح كرد: «اين مسوولان موظفند در جلسه گزارشي از عملكرد تراز حساب ذخيرهء ارزي، پيشرفت فيزيكي پروژه*هاي تصويب شده در سال 85 و عملكرد بودجه*اي دولت در 9ماههء اول سال به كميسيون برنامه و بودجه و محاسبه، ارايه دهند.»

          وي در خصوص ارايهء گزارش عملكرد حساب ذخيرهء ارزي طي سال گذشته متذكر شد:«در حال حاضر،*طرح*هايي براي برداشت از موجودي ذخيرهء ارزي وجود دارد از جمله طرح يك*فوريتي براي بهداشت و درمان (يك ميليارد دلار) و به احتمال زياد نيز نمايندگان با اين*گونه فوريت*ها و به ويژه يك ميليارد دلار درخواستي براي بهداشت و درمان موافقت نخواهند كرد.»

          به گفته تمدن «با ارايه گزارشي شفاف از حساب ذخيرهء ارزي، بعيد است نمايندگان مجلس با برداشت اين مبالغ از حساب ارزي موافقت كنند.روند برداشت از اين حساب رويكرد درستي نيست. مجلس به سختي مقاومت نشان مي*دهد و به نظر مي*رسد طرح*ها و لايحهء موجود در مجلس مورد تصويب قرار نگيرد و يا مبلغي پايين*تر از مبلغ پيشنهادي تصويب شود.

          هم*اكنون، وضعيت حساب ذخيره ارزي براي بسياري از كارشناسان، دست*اندركاران و نمايندگان مجلس شفاف نيست. آن*ها نگراني*هاي بسياري از اقبال بي*محاباي دولت نسبت به اين موجودي دارند.

          از سوي ديگر، گزارش*هاي موجود از موفقيت*آميز نبودن اغلب پروژه*هاي عمراني، شيوهء اختصاص اعتبار به آن*ها و هدر رفتن و ضايع*شدن بسياري از منابع مالي در اين پروژه*ها حكايت دارد.

          اين دو موضوع*اساسي به همراه عملكرد بودجهء دولت در 9 ماه گذشته را رييس كل بانك مركزي، رييس سازمان مديريت و برنامه*ريزي و وزير اقتصاد و دارايي فردا براي نمايندگان مجلس توضيح *مي*دهند.

          روزنامه هاي هوادار دولت – مانند کيهان، سياست روز، ايران و رسالت – از انتشار تصميم هاي مهم مجلس در عنوان اصلي خود خودداري کرده و به جاي آن عکس و تيترهائي را درباره سفر احمدي نژاد به آمريکاي لاتين و تشکيل محور ضد امپرياليستي در صدر اخبار خود آورده اند.

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #4985
            رئیس جمهوری ونزوئلا خبر داد تهران و کاراکاس برای حمایت از سرمایه گذاری در کشورهای ضدامپریالیستی تا آخر ماه ژانویه صندوق راهبردی با سرمایه اولیه دو میلیارد دلاری ایجاد می کنند.

            هوگو چاوز پس از دیدار با احمدی نژاد اعلام کرد؛ کشورهای ایران و ونزوئلا به علت مازاد عرضه نفت در بازارهای جهانی خواستار کاهش تولید اوپک هستند. وی اظهار داشت، ایران و ونزوئلا توافق کردند که تلاش های مشترک خود را برای همراه ساختن اعضای اوپک و تولیدکنندگان غیرعضو اوپک برای حمایت از قیمت نفت و جلوگیری از کاهش آن به کار گیرند.
            کارگزاران در سرمقاله دوشنبه خود اين سئوال را مطرح کرده که آيا رييس جمهور می تواند قراردادهایی غیرمتعارف که احتمال دردسرسازی آنها وجود دارد منعقد کند؟ یک فرض این است که این صندوق هرگز تاسیس نخواهد شد و پولی نیز از سوی ایران در آن ریخته نمی شود که در این صورت چه الزامی به اعلام این خبر وجود دارد و چه کمکی به ایران می کند. چرا باید برای چیزی که امکان تحقق آن وجود ندارد هزینه بپردازیم و امیدهایی را در میان کشورهای ضدامپریالیست ـ که معلوم نیست کدام کشورها با چه ویژگی ها و در کدام مناطق جغرافیایی قرار دارند ـ ایجاد کنیم که بعدها به بد عهدی متهم شویم.

            به نوشته اين روزنامه، یک فرض نیز آن است که رئیس جمهور ایران با جمع بندی همه جانبه به این نتیجه رسیده است که تاسیس این صندوق و واریز یک میلیارد دلار به حساب آن فایده دارد و قطعا باید شروع به کار کند. در این صورت آیا عقد این قرارداد نیاز به مجوز مجلس قانونگذاری ندارد؟ در حالی که مطابق قانون های موجود عقد قراردادهای خارجی که رقم آن نزدیک به 20 میلیون دلار است باید با مجوز مجلس باشد آیا عقد قرارداد یک میلیارد دلاری بدون اجازه مجلس ممکن است؟

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #4986
              معرفي مفسدين اقتصادي و مجازات آنان دردستگاه قضايي مساله اي است كه همه با آن موافقت كرده اند. اما اين موافقت دراصل نوعي اعتراض و ايستادگي در مقابل شعاري است كه از سوي جناح ها بيشتر به فرافكني و شانه خالي كردن دولت ازعواقب اقدامات و ناتواني هايش تعبيرشده است.

              دولت درطول يك سال گذشته همواره منشاء مشكلات اقتصادي كشوررا،كه مهمترين شان تورم و گراني كالاهاي اساسي از جمله نان، مرغ، گوشت، تخم مرغ و... بود، جريان سازي هاي يك جناح خاص معرفي کرده است. تاجايي كه علي اكبر جوانفكر، مشاور مطبوعاتي احمدي نژاد مدعي شد: "اخيرا از مبادي خاصي، هزاران پيام كوتاه(اس ام اس) مبني براحتمال افزايش قيمت برخي از كالا ها ارسال شده است". احمدي نژادخود نيز در جمع مردم نظرآباد، انگشت اتهام را متوجه بانك پارسيان و معامله اي براي فروش سهام 28 درصدي ايران خودرو دراين بانك به يك شخص حقيقي كرد.

              چند روز بعد واقعياتت پشت پرده اين معامله – که به کلي با اظهارات رييس جمهور تفاوت داشت - مشخص شد. اما احمدي نژاد دست از اين اتهام زني ها برنداشت و برغم بالا گرفتن موج گراني، هرگونه تقصير دولت را تكذيب كرد. از نظر دولت گراني وجود نداشت بلكه تنها جوي رواني بود که رسانه ها مسبب آن بودند، حتي تلويزيون. چنين بود که دولت از صدا و سيما خواست نرخ كالاها را آنطور كه مورد تائيد دولت باشد، اعلام كند.اما در واكنش به اين درخواست،ضرغامي رئيس صدا و سيما اعلام كرد:"ما چگونه اعلام كنيم گوشت كيلويي 3800 تومان است؟"

              در ميان اين جو تکذيب و سر به زير برف فرو بردن، به تدريج هشداري كه اقتصاد دانان و كارشناسان مسايل اقتصادي مطرح كرده بودند ، به واقعيت نزديك شد و بحران اقتصادي چهره خود را نمايان کرد: تخم مرغ هرعدد 960 ريال، گوجه فرنگي كيلويي 7500 ريال، گوشت كيلويي 60000 ريال، سيب زميني كيليويي 5000 ريال... وافزايش 40 تا 90 درصدي قيمت حبوبات و از همه مهمتر افزايش قيمت نان در فضايي كه خبراز افزايش قيمت بنزين در سال 86 هم از سوي مردم شنيده مي شود.

              اينها همه دولت را دروضعيتي قرار دادكه حتي نمايندگان هم فکر دولت درمجلس، دولت را به فرافکني و ناتواني در انجام وظايف متهم کردند. با اين حال رئيس جمهور هنوز به خود نيامده و درجلسه هفته گذشته تکرار كرد: "افزايش قيمت ها ناشي از ريشه هايي است كه به دولت جديد ارث رسيده است... برخي عناصر در دوره هاي گذشته از رانت هاي مختلف برخوردار بودند و همان ها امروز با بكارگيري ثروت هاي نامشروع خود سعي در ايجاد تلاطم در بازار و بازي قيمت ها دارند".

              رئيس هيات دولت درزماني اين مساله را مطرح مي كندكه نه تنها در کنترل قيمت قيمت كالاهاي اساسي، درمانده، بلکه در بحث نوسان قيمت مسكن وافزايش نرخ مكالمات تلفني و مسايلي از اين دست نيز تنها مقصر واقعي شناخته شده است. ضمن آنکه هنوز از لايحه بودجه هم خبري نيست.

              مفسد اقتصادي را اعلام كنيد

              چنين است که حالا همه جناح ها و حتي قوه قضاييه، خواستار معرفي رسمي مفسدين اقتصادي شده اند. رئيس جمهور پيش ازاين نيز در موقعيتي اينچنيني قرار گرفته و حتي 15 روز فرصت داده بود تا مفسدان سرمايه هاي ملي را باز گردانند.فرصتي که به پايان رسيد و ديگر سخني از آن نرفت.

              اماحالا تفاوت اصلي دراين است که اگردرآن زمان خيلي ها وجود دو يا سه نفر را مصداقي براي فساد كل سرمايه داران ايراني كه از بانك ها وام هاي كلان اخذ كرده بودند ندانستند،امروز همه با رئيس جمهورهمگام و خواستار معرفي هر چه زود تر افرادي شده اند كه با رانت دولت هاي قبلي به ثروت هايي دست يافته اند. همان ها كه مي توانند بازار ايران را با نوسان شديد قيمت ها مواجه كنند.

              عماد افروغ، نماينده مردم تهران دراين باره مي گويد: "متاسفانه دولت نيز عزم جدي براي مبارزه با فساد اقتصادي ندارد وازآن به عنوان ابزار تبليغاتي سود مي برد". وي در ادامه مي افزايد:"دولت در يك سال و نيم گذشته فقط حرف زده و شعارداده است". روزنامه جمهوري اسلامي هم درسرمقاله روز يكشنبه خود اعلام نوشت:"اكنون بيش از يك سال و نيم است كه مردم مطالب زيادي درباره مافياي ثروت و قدرت و كساني كه ثروت هاي نامشروع اندوخته اند و با استفاده از يارانه هاي غير قانوني و سوءاستفاده از موقعيت و قدرت مانع اصلاح امور مي شوند و به گراني ها دامن مي زنند، مي شنوند، ولي هنوزهيچ فرد مشخصي به مردم و يا مراجع قضايي معرفي نشده وهيچ تغييري در اوضاع پديد نيامده است".

              در پايان اين سرمقاله ضمن هشداري به دولت آمده است: "فرصت بسيار مغتنمي پيش آمده كه دولت با عزم جزم و اراده مستحكم به خشكاندن ريشه اين عناصر فاسد و مفسد همت گمارد و مردم را از ديو گراني برهاند. اگر اين فرصت مناسب از دست برود معلوم نيست بعد از اين بتوان مردم را با مقصر قلمداد كردن اين و آن توجيه كرد".

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #4987
                با دستگيري ديپلمات هاي ايراني درکنسولگري ايران دراربيل، تنش ميان تهران و واشنگتن به بيشترين حد خود رسيده است. مقامات ايراني طي روزهاي گذشته تلاش کرده اند با اعلام اعتراض خود از طريق فراخواندن سفيرعراق و سويس (به عنوان حافظ منافع آمريکا در ايران)، براي آزادي افراد ياد شده از طريق مقامات عراقي اقدام کنند.

                دستگيري پنج ايراني دراربيل که درست يک روز بعد از سخنراني جورج بوش رييس جمهوري امريکا درخصوص سياست جديد کاخ سفيد درخاورميانه انجام شد، گمانه زني هايي را درخصوص روزهايي پرتنش تر، مطرح ساخته است. برخي ازمطبوعات آمريکايي اين پرسش را مطرح کرده اند که آيا رييس جمهوري آمريکا دستوري را براي برخورد شديد تر با ايران صادر کرده است؟ حکمي که مي تواند با استفاده ازاختيارات رييس جمهوري وبدون اطلاع کنگره به امضا رسيده باشد. طي روزهاي گذشته برخي مقامات گنگره آمريکا نگراني خود را از اينکه وزارت دفاع بدون اطلاع گنگره نيروهايي را به ايران براي مقاصد اطلاعاتي به ايران اعزام کند ابراز داشته اند.

                مقامات ايراني ازاينکه افراد دستگير شده ديپلمات بوده اند سخن مي گويند. با اين وجود يکي ازمقامات وزارت خارجه آمريکا از اينکه افراد ياد شده، سپاهي بوده و مصونيت ديپلماتيک نداشته اند، سخن گفته است. اين مقام وزارت خارجه مدعي شده که ساختمنا اربيل، محل اقامت افرادي بود که فعاليت هايي که نيروهاي امنيتي ائتلاف انجام مي دادند را مورد هدف قرار مي داد وبه تقويت منازعات فرقه اي دامن مي زد. به گفته اين مقام آمريکايي: "برخي ازمقامات ارشد عراقي به مسئولان آمريکايي گفته اند که ساختمان ياد شده، دفتري بوده است که عملا توسط توسط سپاه پاسداران براي فعاليت هايش مورد استفاده قرار گرفته است." او افزوده است که حتي مقامات وزارت امور خارجه عراق هم به اين موضوع اعتقاد ندارند کساني که در اين ساختمان بوده اند از مصونيت ديپلماتيک داشته اند.

                با توجه به اينکه کاخ سفيد اعلام کرده است که رييس جمهوري امريکا شخصا دستور دستگيري افراد ياد شده را صادر کرده است عملا مي توان از دور جديدي از برخورد با ايران را پيش رو ديد که در کنار فشارهاي اقتصادي ماه گذشته، تلاش مي کند عرصه را به دولت تهران تنگ کند. کاخ سفيد طي روزگذشته مدعي شده بود که "ايراني ها به ناآرامي هاي درعراق کمک مي کند ومقامات آمريکا وظيفه دارند که دراين زمينه اقدام کنند چرا که چنين اقداماتي زندگي مردم را به خطر مي اندازد. استفان هادلي مشارو امنيت ملي آمريکا به شبکه اي بي سي گفته است: " ما مي خواهيم بدانيم که ايران درداخل عراق چه مي کند." از سوي ديگر ديک چني معاون رييس جمهوري امريکا نيز به شبکه فاکس نيوز درخصوص نقش ايران درعراق گفته است: "ايراني ها از آب گل آلود عراق مي خواهند ماهي بگيرند."

                رايس وزير امورخارجه آمريکا نيز درطي سفر خود به اسراييل دراورشليم به خبرنگاران گفت آنچه که دستگيري ايراني ها که به دستور رييس جمهوري امريکا انجام شده، بخشي از تلاش هاي گسترده در پاسخ به "رفتار پرخاشگرانه" ايران است:" ما نمي خواهيم که آنها به بي ثباتي درعراق اقدام کنند."

                طي روزهاي گذشته بوش رييس جمهوري آمريکا با اعلام سياست جديد خاورميانه کاخ سفيد، از تلاش جديد براي انزواي ايران وسوريه خبرداد. اين درحالي است که ايران عملا طي هفته هاي گذشته به صورت زنجيروار تحت فشارهاي اقتصادي گسترده اي قرار داشته است وانتظار مي رود با توجه به تحريم هاي سازمان ملل وعزم ايالات متحده براي تحت فشار قراردادن دولت تهران، اين اقدامات طي هفته هاي آينده افزايش يابد.

                هاردلي گفته است که مقامات آمريکايي مي دانند که نيروهاي جهاني ازسوريه به عراق مي آيند وايران هم به تهيه اسلحه براي عناصري که به عراقي ها ونيروهاي آمريکايي حمله مي کنند، کمک مي کند. او تاکيد کرده است که آمريکا اين روند را قطع خواهد کرد. هاردلي از اينکه به اين پرسش پاسخ دهد که آيا آمريکا به آن سوي مرزها نيز حملات خود را گسترش خواهد داد يانه خودداري کرده است. اما باب گيتس وزير دفاع آمريکا روز گذشته اعلام کرد که حمله به آن سوي مرزها( ايران) آخرين اقدام خواهد بود.

                موضوع حمله نظامي به ايران طي روزهاي گذشته و پس از سختگيري هاي جديد آمريکا درخصوص ناآرامي ها درعراق، يکي ازمهمترين موضوعات را در رسانه هاي امريکا به خود اختصاص مي دهد. درحال حاضر بيم آن مي رود که نيروهاي امريکايي به مواضع نيروهاي ايراني به بهانه حمايت ومسلح کردن شورشيان، درخاک ايران تعرض کنند. مقامات ايراني بارها اعلام کرده اند که به هرحمله اي به صورت جدي واکنش نشان خواهند داد.

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #4988
                  بوش مخفيانه به نيروهاي آمريکا در عراق دستور داده است مقامات ايراني و اعضاي سپاه پاسداران را، که حامي و پشتيبان مالي نيروهاي ضد آمريکايي هستند مورد حمله قرار دهند. اين دستور گفته مي شود به دنبال آن صادر شده که گزارش هاي تازه اي از دخالت هاي ايران در مقياس وسيع در تشديد خشونت در عراق به کاخ سفيد رسيده است.

                  حمله به دفتر نماينگي ايران در اربيل عراق که توسط ايران و متحدان آن کشور در عراق محکوم شد، در فاصله اي کمتر از دو هفته پس از دستگيري يک مقام بلند پايه سپاه پاسداران همراه با مدارکي مرتبط با خونريزي هاي عراق، در نزديکي بغداد اتفاق مي افتد. اين امر نگراني از رويارويي مستقيم نيروهاي آمريکا و عوامل ايران را دامن زده است.

                  در تحولي ديگر،منابع اطلاعاتي آمريکا خبر داده اند که رژيم تهران از سني هاي مسلح و از شبه نظاميان مورد حمايت روحانيون شيعه طرفداري مي کند. سياستي بر پايه "هرج و مرج کنترل شده" در عراق که توسط نيروهاي سپاه انفلابي قدس، شاخه خارجي ارتش، و حزب الله شيعه در لبنان و سني هاي حماس درسرزمين هاي فلسطيني هم دنبال مي شود.

                  درگيري هاي گروه هاي مسلح شيعه و سني ماه هاست که در عراق باعث کشته شدن هزاران غير نظامي شده است. ولي بنا به گفته يک مقام رسمي، فرمانده ارشد قدس که ماه گذشته با نام مستعار شيرازي دستگير شد مدارکي را با خود حمل مي کرد که نشان دهنده ارتباط وي با هر دو طرف منازعات عراق بود. اين مقام به نيويورک سان گفت: "ما نقشه هاي حمله و تعدادي شماره تلفن پيدا کرديم که متعلق به شورشيان سني بود و مدارک متعددي که نشان از برنامه هاي آن ها داشت."

                  يکي از اين مدارک به دست آمده ارزيابي سپاه قدس بود از وضعيت عراق، که حکايت از رقابت ايران و سعودي براي تسلط بر منطقه مي کند. در اين مدارک گفته شده بود که از آنجا که سني هاي عراق مورد حمايت کشور هاي همسايه از جمله سعودي هستند، ايران بايد کمک خود را به گروه هاي شيعي بيشتر کند.

                  بنا بر منابع خبري روزنامه تلگراف، ايران با ايجاد شبکه اي از شرکت هاي صادرات - واردات جعلي در الانبار عراق، راه هائي براي کمک رساندن به شورشيان سني ايجاد کرده است. در ملاقاتي محرمانه، رهبران قبايل نزديک به شورشيان، جزئيات اين تبادلات مالي را به اطلاع مايکل روبين، عضو سابق پنتاگون و مشاور دولت موقت ائتلاف ملي عراق رسانده اند.

                  روبين در جلسه اي متشکل ازکارشناسان موسسه آمريکن انترپرايزگفت :"کاميون هاي پر از تلويزيون و وسايل خانه از سوي ايران به عراق فرستاده مي شود که پول فروش آن به سمت شورشيان سني سرازير مي گردد" وي افزود:" ايراني ها در انتخاب شريک خود کاملا عمل گرا و مصلحت گرا هستند."

                  " فرض اشخاصي مثل توني بلر و گروه مطالعات ايران، که از مذاکرات با ايران حمايت دفاع مي کنند، اين است ايران از يک عراق با ثبات حمايت مي کند. اين فرض نادرستي است، ايران البته چيزي مثل سومالي را در مرز خود نمي خواهد ولي مسلما به حضور يک سويس هم در کنار خود موافق نيست. آن ها با همين هرج و مرج کنترل شده خوش هستند."

                  به گفته اين منابع، جمهوري اسلامي با افرادي مرتبط با القاعده که در انفجار مسجد سامره نيز نقش داشته اند رابطه خوبي داشته اند.

                  عليرضا جعفرزاده، يک پناهنده ايراني [نزديک به مجاهدين خلق] که براي اولين بار فعاليت هاي هسته اي ايران را به جهانيان معرفي کرد، مدارکي هم از جزئيات شبکه وسيع قدس در عراق تهيه کرده که نشان مي دهد عمليات اين تشکيلات در بصره و نجف و از طريق انواع سازمان هاي به اصطلاح مذهبي و فرهنگي و هئيت هاي نمايندگي ايران در سراسر عراق به منظور کمک و تجهيز و تسليح گروه هاي مسلح و شورشي انجام مي شود.

                  هزاران شيعه مسلح براي تعليمات نظامي و آموزش هاي مذهبي به ايران سفر کرده اند و اين در حالي است که شبکه قدس هر ماه ميليون ها دلار از طريق ديپلماتيک و مرز هاي آزاد به درون عراق مي فرستد.

                  مقامات انگليسي و آمريکايي ادعا مي کنند که ايران منبع اصلي تامين مواد و مصالح توليد بمب هاي دست سازي است که باعث مرگ هزاران عراقي شده است. به گفته جعفرزاده:" اطلاعات جديد از ايران حاکي از آن است که سپاه پاسداران انقلاب و نيروي ويژه قدس بزرگترين نيرو هاي عمل کننده در داخل خاک عراق هستند. جز از طريق مهار نفوذ ايران و دستگيري و محاکمه نيرو هاي وابسته به آن، نمي توان به يک دولت وحدت ملي در عراق دست يافت."

                  يکي از نشانه هاي اين نفوذ دستگيري فرمانده سپاه قدس در بغداد در ماه گذشته بود که با وساطت دولت عراق، به عنوان ديپلمات آزاد شد.

                  کوندليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، ديروز در مصاحبه اي گفت پرزيدنت بوش دستور نابود کردن شبکه هاي وابسته به ايران، موجود در عراق را صادر کرده است. وي گفت: "فکر نمي کنم هيچ دولتي در دنيا حاضر باشد بنشيند و اجازه دهد ايراني ها شبکه هايي را در درون عراق داشته باشند که به توليد مواد منفجره از نوع پيشرفته اقدام و سربازان آن دولت را به قتل رسانند."

                  برخي از دموکرات ها بوش را متهم به سواستفاده از وقايع عراق براي اقدام نظامي عليه ايران کرده اند. توني شاو، سخن گوي وي گفت:" هيچ گونه تدارک جنگي در کار نيست ولي پرزيدنت بوش مصمم به دفاع از نيروهاي آمريکا در منطقه است."

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #4989
                    سفر وزير امور خارجه امريکا به خاورميانه به هدف حمايت از طرح جرج بوش در عراق آغاز شد. وي طي سفر خود همچنين قصد دارد فشارهاي وارده بر ايران و سوريه را افزايش دهد.

                    به راستي که اکنون به هيچ وجه زمان مصالحه و سازش ديپلماتيک نيست. به دنبال تصميم جرج بوش براي اعزام 12500 سرباز جديد به عراق که انتقادات شديدي نيز بر آن وارد شد، سفر رايس به خاورنزديک و اروپا بيشتر به نظارت بر استقرار نيروهاي نظامي تشابه دارد تا به انجام اقدامات ديپلماتيک.

                    رايس روز پنج شنبه در پاسخ به سناتورها اظهار داشت: "اکنون با يک خاورميانه جديد روبرو هستيم. در اين خاورميانه نيروها از نو چيده شده اند. در يک طرف، اصلاح طلبان و سران مسؤوليت پذير اسراييل، اردن، مصر، عراق، عربستان سعودي و سرزمين هاي فلسطيني قرار گرفته اند و در طرف ديگر تندروهاي مختلف اسلامي که از خشونت استفاده مي کنند تا هرج ومرج را اشاعه دهند، دولت هاي دموکراتيک را از پا درآورند و درنهايت نگرش هاي متحجر و ستيزنده خود را تحميل کنند."

                    اينجاست که ايران و سوريه خود را در بطن موضوع سخنراني روز چهارشنبه رييس جمهور امريکا احساس مي کنند: "ما هرگونه حمايت و پشتيباني ازطرف ايران و سوريه را سرکوب خواهيم کرد." وي همچنين افزود: "ما شبکه هايي را که تسليحات پيشرفته و آموزش هاي نظامي براي دشمنان ما در عراق تأمين مي کنند، دفع خواهيم نمود و آنها را از بين خواهيم برد."

                    اين درحالي است که سرمقاله نويس وال استريت ژورنال از عبارت "کلام جنگ" که توسط ارتش امريکا در زمان حمله به نمايندگي ايران در شهر اربيل بيان شد استقبال کرده است. به نقل از روزنامه نيويورک تايمز، اين "بازگشت به استراتژي مقابله" به واسطه آمارهاي نظامي بدست آمده توجيه مي شود: "بين ماه هاي سپتامبر و دسامبر، 78 سرباز از نيروهاي مؤتلفه به وسيله بمب هاي ساخته شده در ايران، کشته و 243 نفر نيز زخمي شده اند." همچنين وال استريت ژورنال پيشنهاد مي دهد که پست هاي مرزي شلمچه و مهران تعطيل و انجمن هاي ايراني به اصطلاح خيريه نيز بسته شوند؛ انجمن هايي که حتي امکان دارد به وسيله نيروهاي ويژه خود به شورش در هر کشوري اقدام کنند.

                    کاندوليزا رايس در برابر سناتورهاي مضطرب اطمينان داده است که طرح هاي فعلي به عراق محدود مي شوند، ولي نمي توان تضمين کرد که رييس جمهور براي حمله به کشور ديگري نظر کنگره امريکا را جويا شود. در حال حاضر از تحقق برنامه گروه بيکر-هاميلتون که در آن به لزوم "مشارکت ايران و سوريه در اقدامات راهگشاي سياسي" اشاره شده بود، بسيار دور هستيم. رييس ديپلماسي امريکا در اين خصوص اظهار داشت که "گفتگو با اين حکومت ها را نمي توان به هيچ وجه به عنوان راهکارهاي ديپلماتيک به حساب آورد". ازطرف ديگر، نيکلاس برنز معاون وي نيز گفت: "ايران بايد ياد بگيرد که چگونه به ما و به نيروهاي امريکايي حاضر در خاورنزديک احترام بگذارد."

                    ائتلاف ضدايراني

                    تلاش هاي امريکا در متقاعد کردن بانک هاي بين المللي به عدم سرمايه گذاري در زيرساخت هاي نفتي ايران کم کم دارد نتيجه مي دهد. روز پنج شنبه نام بانک سپه به دليل نقش آن در صادرات موشک به ليست سياه خزانه داري امريکا اضافه شد. جان نگروپونت، کارشناس عالي رتبه سيا، طي کميسيوني در مجلس سنا اظهار داشت: "تأثيرات ايران تا حدي گسترده است که از تهديدهاي برنامه هسته اي اين کشور نيز فراتر مي رود."

                    کاندوليزا رايس همچنين طي سفر خود به شهرهاي اورشليم، رام الله، لوکسور، امان، کويت، رياض، لندن و برلين در نشست يک گروه غيررسمي به نام "شوراي همکاري خليج به اضافه 2" [کشورهاي عربستان، بحرين، امارات متحده، قطر، کويت، عمان به اضافه اردن و مصر] نيز شرکت خواهد کرد. طبق خواسته واشنگتن، اين نشست "تبادل اطلاعات" درواقع به يک ائتلاف ضدايراني شباهت خواهد داشت، ولي در چارچوب آن همچنين تلاش هايي به منظور يافتن راه حل براي درگيري هاي اسراييل و فلسطين نيز انجام خواهد شد. در اين رابطه در وزارت امور خارجه امريکا شنيده مي شود که رييس ديپلماسي اين کشور به دنبال 8 بار سفر خود به اين منطقه طي 2 سال، صرفاً اين هدف را دنبال مي کند که "وضعيت کنوني منطقه را سنجيده و آنچه را که انجام آن امکان پذير خواهد بود برآورد کند".

                    يکي از مشاوران کاخ سفيد مي گويد که طبق نظر کارشناسان امريکايي، اوضاع و احوال فعلي براي اقدامات ديپلماتيک آماده نيست و به علاوه " در طرح بوش هيچ ديدگاهي نسبت به اين موضوع آورده نشده است". ازطرف ديگر، روزنامه وال استريت ژورنال از خواست واشنگتن در اختصاص 86 ميليون دلار به محمود عباس خبر مي دهد، تا بدين طريق بتواند گارد رياست جمهوري خود را عليه گروه حماس مسلح کند.

                    رابرت مالي، مشاور سابق بيل کلينتون دراين خصوص مي گويد: "ما با آتش بازي مي کنيم." ولي به هر حال اينها خطرات ديپلماسي جنگ است.

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #4990
                      محافظه کاران و اصلاح طلبان با گفتن اين که اظهارات تحريک کننده وي، ضررش از فايده اش بيشتر است، صريحا ديپلماسي اتمي رئيس جمهور احمدي نژاد را به چالش کشيده اند. اين انتقاد هاي بي سابقه بعد از اينکه شوراي امنيت سازمان ملل ماه گذشته، ايران را به دليل متوقف نکردن غني سازي اورانيوم تحريم کرد، آغاز شد.
                      بعضي از منتقدين عقيده دارند که تحريم شدن ايران ثابت مي کند که اين کشور بايد سياست هايش را تغيير بدهد. اين امر باعث شد که عده اي از نمايندگان مجلس به فکر بيافتند که در صورتي که شوراي امنيت سازمان ملل، تحريم هاي بيشتري را براي ايران در نظر بگيرد، منوچهر متکي، وزير امور خارجه را استيضاح بکنند.
                      نورالدين پير موذن، نماينده مجلس، گفت: "اينکه هر 15 عضو شوراي امنيت سازمان ملل به اتفاق آرا عليه ايران راي داده اند، نشان دهنده ضعف دستگاه ديپلماتيک ماست". از محبوبيت احمدي نژاد از بعد از شکست ماه گذشته متحدان نزديکش در انتخابات شوراي شهر، که به گونه اي رفراندوم عملکرد 18 ماه گذشته او محسوب مي شد، کاسته شده است.

                      او روز جمعه، کشور را به منظور ديدار از آمريکاي جنوبي و ملاقات با رهبران ضد آمريکايي آن منطقه ترک کرد که اين دومين سفر وي طي چهار ماه اخير بوده است. منتقدان مي گويند هدف از اين سفر، تا حدودي به منظور منحرف کردن توجه ها از عدم موفقيت ديپلماسي وي در کشور است. با وجود اين انتقادات، رئيس جمهور تندروي ايران، بي اعتناست و با جديت از ايستادگي ايران در مقابل آمريکا و متحدانش در مورد فعاليت هاي اتمي ايران، حمايت مي کند. او مکررا تعليق غني سازي اورانيوم را حتي به قيمت از دست دادن شرکاي تجاري اش مثل چين که از ايران خواسته بودند که به فراخوان هاي بين المللي پاسخ بدهد، رد کرد و اولويت اول را در سخنراني هاي شهرستاني اش در ماه گذشته به اين مقوله اختصاص داد. تاکتيک هاي او باعث خشم هر دو طيف سياسي ايران شده است.

                      روزنامه تندرو جمهوري اسلامي اخيرا در سر مقاله اي خطاب به رييس جمهور نوشت: "اينکه جنابعالي در تمام شهر ها و در همه سخنراني هايتان از انرژي هسته صحبت مي کنيد، به نظر نمي رسد که استراتژي سياسي صحيحي باشد.... لحن صحبت شما بسيار توهين آميز است و کلمات زيبايي بکار نبرده ايد و چنين استنباط مي شود که درمورد مقوله انرژي هسته اي يک جور لجبازي وجود دارد".

                      روزنامه آفتاب يزد، روزنامه اصلاح طلب هم نوشت که سياست انرژي هسته اي به توانايي ايران براي دست يابي به فن آوري اتمي، لطمه مي زند. اين روزنامه روز گذشته در قسمت نقد صفحه اول خود نوشت: "موضع گيري مثبت براي دست يابي به انرژي هسته اي و عواقب منفي منتج از فقدان خردمندي در مرحله بدست آوردن آن، بر کسي پوشيده نيست. ... بعضي از مقامات طوري رفتار مي کنند که انگار هرکسي که از دولت انتقاد مي کند، جاسوس دشمن است". شوراي امنيت سازمان ملل، روز 23 دسامبر به اتفاق آرا تحريم ايران را به دليل ممانعت از تعليق غني سازي اورانيوم که ماده اوليه توليد سلاح اتمي است را تصويب کردند. آمريکا و متحدانش ايران را متهم مي کنند که بطور مخفيانه در حال توليد سلاح اتمي است، اين اتهام را ايران تکذيب مي کند.

                      اصلاح طلبان سال گذشته را در سکوت بسر برده بودند، اصلاح طلبان تمايل خود را مبني بر اينکه ايران کاري کند که ترس کشورهاي ديگر از اينکه ايران مي خواهد بمب اتمي بسازد را برطرف کند و به غني سازي اورانيوم پايان بدهد، اعلام کرده بودند، اين سياستي بود که در زمان رئيس جمهور سابق، محمد خاتمي، اجرا مي شد. جبهه مشارکت ايران اسلامي، بزرگترين حزب اصلاح طلب ايران، گفت که اجماع آرا در شوراي امنيت نشان داد که دولت احمدي نژاد توانايي رفتار صحيح در قبال پرونده اتمي را ندارد. اين حزب در اعلاميه اي آورده است: "مقاومت در برابر قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل، ما را در انزواي بيشتري قرار خواهد داد. ... لازم است سياستي را در پيش بگيريم که از لطمه هاي بيشتر جلوگيري شود. راه حل گفتگو همراه با تعليق غني سازي اورانيوم و با هدف برگرداندن پرونده اتمي به آژانس بين المللي انرژي اتمي، مي تواند کشور ما را از بحران دور کند". همچنين احمدي نژاد با اظهاراتش عليه اسرائيل و به دليل برگزاري کنفرانس ماه گذشته درباره هولوکاست نازي ها، خشم جهاني را برانگيخته است. به نظر مي رسد که صف آرايي تندرو ها از محافظه کاراني که در انتخابات رياست جمهوري به احمدي نژاد راي دادند و با اين احساس که او زمان زيادي را صرف مبارزه با غرب مي کند و وقت کمتري را به مشکلات داخلي ايران اختصاص مي دهد، جدا شده است. ايرج جمشيدي، تحليلگر سياسي معتقد است: "گفته مي شود که تحريم ايران تا حدودي به دليل موضع گيري هاي ضد اسرائيلي احمدي نژاد و کنفرانس هولوکاست، صورت گرفت. تعداد زيادي از سران کشورمعتقدند که سخنراني هاي احمدي نژاد به ايران لطمه مي زند. همچنين راه حل هاي سياسي او برنامه اتمي ايران را از منبع افتخار ملي به منبع منازعات تبديل کرده است. احمدي نژاد در تبليغات رياست جمهوري اش دو وعده داده بود: آوردن پول نفت بر سر سفره هاي ايران و دفاع از دست آورد هاي اتمي ايران. وي در هر دو مورد شکست خورد".

                      اسماعيل گرامي مقدم، نماينده اصلاح طلب مجلس مي گويد که حتي کساني که در انتخابات سال 2005 به احمدي نژاد راي داده بودند هم کم کم اميدشان را از دست مي دهند. او مي گويد: "مردم ديگر وقتي احمدي نژاد به شهرستان ها سفر مي کند نارضايتي خود را علنا نشان مي دهند. سياست هاي اتمي و داخلي بايد تغيير کند".

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #4991
                        در جلسات دادگاه تروريستهاي بنيادگرا، شکايت مربوط به ترور شش قرباني ديگر ترور در شهرري با نام هاي ابراهيم قمري، غلامرضا عبداللهي، مجتبي امين، مريم متقي، محمود کاوه و محمدحسين مهراسبي نيز مطرح شد. به گفته وکيل حجاريان شبکه ترور در شهر ري که پيش از آن و طي چند سال قبل چندين نفر ديگر را هم مجروح كرده و يا به قتل رسانده بودند، اما اين افراد يا خانواده آنان هيچگاه به دادگاه آورده نشدند و پرونده فردي بنام کاوه كه يکي از قربانيان ترور اين گروه بود نيز در بيمارستان هفتم تير مفقود شد، به خانواده مهراسبي يکي ديگر از قربانيان اجازه مراسم ختم داده نشد و حتي حجله اش به رگبار بسته شد. پيگيري پرونده قتل مريم متقي نتيجه اي در برنداشت و پي جويي پرونده ديگر قربانيان ابراهيم قمري، مجتبي امين و غلامرضا عبداللهي به سرانجام نرسيد.

                        حاشيه جلسات محاكمه تروريست هايي كه به حجاريان حمله كرده بودند نيز نكات مهمي داشت. در آخرين جلسه محاكمه هنگام ورود متهمان به دادگاه جمعي از حضار دادگاه صلوات فرستادند و از ميان همان جمع معدودي که هم سن متهمان به نظر مي رسيدند به علي پورچالويي بيش از ديگر متهمان عرض ارادت و مودت کردند، پورچالويي هم ارادت آنها را بي پاسخ نگذاشت و هنگامي که مي خواست بر روي صندلي بنشيند براي دوستان خود دست تکان داد.

                        نهايتا چند روز بعد حكم طنزآميز دادگاه صادر شد. به گزارش روابط عمومي دادگستري کل استان تهران سعيد عسگر به اتهام اقدام عليه امنيت کشور از طريق مباشرت به ترور سعيد حجاريان و ابوالقاسم شفيعي به مجازات 15 سال حبس در زندان اصفهان محکوم شدند.سيد محسن مجيدي( پاسدار سژاه پاسداران)نيز به اتهام اقدام عليه امنيت کشور از طريق معاونت در ترور حجاريان و شفيعي و کاوه به 10 سال حبس در زندان شيراز محکوم شدند و محمدعلي مقدمي به اتهام اقدام عليه امنيت کشور از طريق معاونت در ترور حجاريان به 7 سال حبس در زندان کرمانشاه محکوم شد.بقيه متهمان نيز به حبس از چهار تا سه سال محكوم شده و موسي جان نثاري، مهدي روغني و سعيد گگوناني نيز تبرئه شدند. [روزنامه بهار – بيست و نهم ارديبهشت 1378]

                        جبهه مشارکت پيش از صدور حکم، طي بيانيه اي نسبت به شيوه محاکمه عوامل ترور حجاريان اعتراض کرد و نوشت:
                        "متهمان پرونده جواناني هستند که ادعا مي کنند با انگيزه مذهبي مدتهاست تشکيل گروه داده و با تهيه سلاح و شناسايي اهداف خود و عمليات مسلحانه درصدد اصلاح جامعه برآمده اند. اگر فشار افکار عمومي در قضيه ترور آقاي حجاريان نبود معلوم نبود تاکنون اينان دستگير و به اقدامات آنان خاتمه داده مي شد، حال آنکه براي دستگاههاي انتظامي و امنيتي شناسايي افراد کم سن و سال و عمدتاً بي تجربه و برخورد با آنان نبايد چندان دشوار بوده باشد.اين بيانيه همچنان اعلام كرد: دادگاه به ريشه ماجرا که چگونه عده اي به خود حق داده اند در زمان استقرار حکومت مشروع جمهوري اسلامي درصدد قضاوت برآمده و نسبت به ديگران اجراي حکم کنند، نپرداخت و مشخص نکرد که بر اساس کدام آموزه ها اين جوانان با قهقهه و اعتماد به نفس و در ميان صلوات و تکبير دوستانشان (!) همچون قهرمانان در جايگاه حاضر مي شوند و بدون ذره اي احساس پشيماني به نقل داستاني که اجزاي آن نيز حاوي تناقضات بسيار است، مي پردازند.دادگاه مشخص نکرد که چرا در ميان حوادث سالهاي اخير در شهر ري که به اين گروه نسبت داده شده، مواردي که به قتل منجر شده است مورد بررسي قرار نگرفت؟" [روزنامه همشهري – بيست و ششم ارديبهشت 1379]

                        ماجراي ترور حجاريان و محاکمه عوامل آن در همين جا پايان نيافت بلكه چند ماه بعد در ميان شگفتي محافل سياسي ايران خبر رسيد که محکومين پرونده مزبور آزاد شده اند. گفته مي شد توجيه قاضي پرونده آن بوده است که چون اين حکم قطعي نيست متهمان مي توانند تا صدور حکم بعدي آزاد باشند. در حكومتي كه روزنامه نگاران و فعالان سياسي قبل از محاكمه ماهها زنداني مي شدند تروريستها حتي پس از محاكمه و صدور حكم نيز آزاد شده بودند.

                        در اين زمان چند ماهي از تشکيل مجلس ششم گذشته بود؛ نمايندگان مجلس اسماعيل شوشتري، وزير دادگستري را به مجلس فراخواندند تا در اينباره از او پرسش کنند. سؤال نمايندگان اين بود که چرا روزنامه نگاران حتي پيش از محاکمه ماهها در حبس نگه داشته مي شوند اما متهمان ترورهاي متعدد که در دادگاه اعتراف نيز کرده اند آزاد شده اند. به گفته نمايندگان وزير مزبور تأکيد داشت که تصميم گيري در اين مورد با قاضي است و او در اين مورد نمي تواند پاسخگو باشد و حاضر نشد كه در مجلس حضور يابد. فاطمه حقيقت جو نماينده تهران در مجلس با اعتراض به اين مسئله معتقد بود: «وزير دادگستري رابط سه قوه است و از ليست پيشنهادي رئيس قوه قضائيه براي عضويت در کابينه انتخاب مي شود. به اين ترتيب رئيس جمهور اختيار تام براي انتخاب وزير دادگستري را ندارد و وزير کسي است که بيشترين هماهنگي را با رئيس قوه قضائيه دارد، بنابراين بايد شاهد پاسخگويي بيشتري در خصوص مسائل قوه قضائيه از سوي وزير دادگستري باشيم.» [روزنامه همشهري –هشتم آذر 1379]

                        اظهارات وزير دادگستري در کميسيون قضائي مجلس نمايندگان را قانع نکرد و آنان وزير را براي پاسخگوئي در جلسه علني به مجلس فراخواندند. وزير دادگستري البته به مجلس نيامد و مهدي کروبي رئيس مجلس در پاسخ به تذکر يکي از نمايندگان در اينباره گفت: «وزير دادگستري معتقد است که چون در مسائل مربوط به قوه قضائيه مسئوليتي ندارد، لذا پاسخگو نمي تواند باشد.»کروبي اضافه کرد که پرسش از وزير دوستانه بوده و وي نيز دوستانه در جلسه کميسيون قضائي حاضر شده و به آن پاسخ داده است! به دنبال خودداري وزير دادگستري از حضور در جلسه پنجاه تن از نمايندگان طرح استيضاح وزير دادگستري را امضا کردند که محقق نشد. [روزنامه همشهري – دهم دي ماه 1379]

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #4992
                          "در حالي که ايران و ونزوئلا طر*ح*هايي را براي يك سرمايه*گذاري مشترك دو ميليارد دلاري براي تامين بودجه*ي سرمايه*گذاري*ها در دو کشور اعلام كردند، روز شنبه احمدي نژاد و چاوز اعلام كردند كه اين مبلغ هم چنين صرف پروژه*هايي در كشورهاي دوست خواهد شد. چاوز گفت: اين كار به ما اجازه خواهد داد كه اساس سرمايه*گزاري*هايي را بيش از هر چيز در كشورهايي كه دولت*هايشان براي آزادي خود از يوغ امپرياليست (آمريكا) تلاش مي*كنند تشكيل دهيم... احمدي نژاد نيز اين اقدام را تصميمي بسيار مهم خواند كه به ارتقاي همكاري* مشترك در كشورهاي جهان سوم به ويژه در آمريكاي لاتين و كشورهاي آفريقايي كمك خواهد كرد". (ايسنا – 24 دي)

                          قطعا انتشار اخبار چنين بذل و بخشش هايي، ايرانيان گرفتار مشکلات اقتصادي، و حتي بسياري از مسوولان ايراني آگاه به وضعيت وخيم بودجه کشور را، به غايت خشمگين مي کند. اما قطعا ايرانيان منتقد چنين تصميم هاي پرهزينه اي، در روزهاي آينده به اندازه کافي در نقد رفتارهاي نمايشي رييس جمهور در عرصه خارجي خواهند نوشت. در نتيجه، ما در اين مقاله قصد داريم از زويه ديگري به خبر فوق نگاه کنيم: از زاويه تاثير آن بر "غير ايرانيان" مخالف سياست هاي آمريکا.

                          اين واقعيت قابل انکار نيست که شعارها و اقدامات محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، در ميان بسياري از نيروهاي ضد آمريکايي در کشورهاي مختلف جهان، با استقبال مواجه شده است. نيروهايي که در ميان آنها، از شهروندان مسلمان خاورميانه گرفته تا اقليت هاي مهاجر مقيم کشورهاي غربي، از تکنوکرات هاي چيني و روس گرفته تا رئيس جمهورهاي چپ گراي آمريکاي لاتين، و از احزاب ضد يهودي جهان گرفته تا حتي برخي از روشنفکران ضدآمريکايي غربي را مي توان ديد.

                          وقتي رييس جمهور ايران استانداردهاي دو گانه نئومحافظه کاران آمريکا را در مورد دموکراسي يا تروريسم به نقد مي کشد، حمايت بوش از نقض حقوق فلسطيني ها را محکوم مي کند، رفتار با زندانيان گوانتانامو را ناعادلانه مي شمارد، از مسووليت آمريکا در مشکلات کشورهاي فقير سخن مي گويد، يا نتايج حمله نظامي به عراق را زير سوال مي برد، "حرف دل" بسياري از منتقدان سياست هاي ايالات آمريکا در جهان را مي زند؛ و البته، حقايق بسياري در تمام اين انتقادات وجود دارد.

                          اما چيزي که ظاهرا بسياري از هواداران ضدآمريکايي شعارهاي احمدي نژاد در درک آن مشکل دارند، اين است که تمام اين حقايق را، هميشه گذشته از نيروهاي مترقي، تاکنون بسياري ديگري از ديکتاتورهاي دنيا هم بر زبان آورده اند. ديکتاتورهايي که با آگاهي از تصوير منفي سياست هاي دولت آمريکا در نزد بخش هاي وسيعي از افکار عمومي جهان، کوشيده اند با طرح شعارهاي ضد واشنگتن و حتي صرف بودجه هاي قابل توجه در مسير آنچه "مقابله با آمريکا" مي نامند، در ميان منتقدان برشمار ايالات متحده محبوبيت و مشروعيت به دست آوردند؛ و غالباً نيز در پيدا کردن کساني که در گوشه و کنار جهان از شنيدن شعارهاي آنها به هيجان آيند، نااميد نشده اند. آقاي احمدي نژاد هم دقيقا با علم به همين واقعيت است که، از وقتي بر سر پرونده هسته اي تحت فشار جهاني قرار گرفته، تصميم گرفته شانس خود را براي استفاده از نيروهاي ضدآمريکايي جهان بر ضد دشمنانش امتحان کند، و البته نااميد هم نشده است.

                          استقبال بسياري از نيروهاي چپ گراي دنيا از شعارهاي "ضدامپرياليستي" تندروهاي حاکم بر ايران، به نوعي تکرار تجربه اي است که پس از انقلاب سال 79، در اين کشور به وقوع پيوست. سخن از زماني است که در ايران نيز، چون بسياري ديگر از کشورهاي دنيا دغدغه اصلي فعالان چپ بر دو محور "تضاد با آمريکا" و "تضاد طبقاتي" متمرکز شده بود. در آن زمان نيز، تندروهاي مذهبي ايران با سر دادن شعارهاي بسيار راديکال در هر دو زمينه، هيجان زيادي را در ميان نيروهاي چپ برانگيختند. نيروهايي آنچنان هيجان زده که در ماه هاي پس از انقلاب، بيشتر نگراني خود را بر سنجش ميزان ضد آمريکايي بودن و ضد سرمايه داري بودن حاکمان جديد متمرکز کرده بودند، و نه ميزان رعايت دموکراسي و حقوق بشر از سوي آنان. به همين علت بود که اغلب فعالان "ضد امپرياليستي"، نه تنها به محاکمات سريع و اعدام هاي ماه هاي اول پس از انقلاب اعتراضي نداشتند، که بعضاً حکومت جديد را به خاطر آنچه عدم تسريع کافي در اعدام "عوامل امپرياليسم" مي ناميدند، به "سازشکاري" متهم مي کردند.

                          اين در حالي بود که تندروهاي مذهبي، نحوه رقابت با شعارهاي چپ ها در زمينه سرمايه داري و امپرياليسم را به خوبي بلد بودند. اين تندروها، در حالي که گروه هاي چپ، مايوسانه به تلاش براي تبيين انديشه هاي "ضد امپرياليستي" خود براي کارگران و دهقانان ادامه مي دادند، با سر دادن شعارهاي تندتري چون "جنگ فقر و ثروت"، با تحقير و متهم کردن "همه" ثروتمندان، با "تقديس" افراطي "همه" فقرا، و با تکيه بر بيان مذهبي قابل فهم براي توده ها، موفق شدند به راحتي طبقات پايين اجتماع را پشت سر خود بسيج کنند. طبقاتي که اغلب نيز تحت نفوذ روحانيون سنتي "فقير" بودند که "هنوز" به واسطه انقلاب ثروتمند نشده بودند.

                          مهم تر آنکه، در زمينه مبارزه با آمريکا، در حالي که بسياري از گروه هاي چپ حکومت جديد را به آمريکايي بودن متهم مي کردند، ناگهان در اقدامي باورنکردني سفارت ايالات متحده در ايران اشغال شد و ديپلمات هاي آمريکايي به تحقيرآميزترين شکل ممکن به گروگان گرفته شدند. اقدامي که باعث شد تا درجمهوري اسلامي ايران، بر خلاف شوروي، چين، کوبا و ... آمريکايي ها از داشتن حتي کوچکترين دفتر نمايندگي ديپلماتيک در خاک ايران محروم شوند. اين اقدام آنچنان گروه هاي ضدآمريکايي ايراني را غافلگير کرد، که تقريباً همگي به ناچار به ابراز حمايت از اشغال سفارت پرداختند؛ و به اين ترتيب، بسياري از گروه هاي چپ، تنها اندکي قبل از سرکوب شدن گسترده توسط حکومت ايران، دنباله رو مواضع "ضدآمريکايي" آن شده بودند.

                          اکنون، اگرچه 26 سال از آن زمان گذشته است، اما دولت جديد ايران، به نوعي در حال تکرار همان تجربه قديمي است: تجربه بهره برداري تبليغاتي از شعارهاي چپ گرايانه و "هيجان آفريني" در ميان طيف وسيعي از نيروهاي ضدآمريکايي مسلمان و غيرمسلمان، نيروهايي که به ظاهرا "هنوز"، حاضرند فريب هر ديکتاتوري که عليه ايالات متحده شعار بدهد را بخورند.

                          ترديد نيست که سياست هاي دولت آمريکا در جهان، با انتقادات بي شماري مواجه است. اما به نظر مي رسد تا وقتي دموکراتيک بودن، شرط قبول عضويت در "کلوپ" منتقدان اين سياست ها نباشد، کلوپ مزبور از مشروعيت سياسي و اخلاقي کافي برخوردار نخواهد بود.

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #4993
                            مریخ نوردهای دوگانه سازمان هوا فضای آمریکا، ناسا، این ماه وارد چهارمین سال حضور خود در سیاره سرخ می شوند.
                            مریخ نوردهای اسپیریت و آپورتونیتی که در ژانويه سال 2004 به فاصله 20 روز از يکديگر بر سطح مريخ فرود آمدند، در سه سال گذشته انبوهی از اطلاعات ارزشمند را درباره اين سياره به زمین ارسال کرده اند و به محققان ناسا برای شناخت بهتر نزدیک ترین همسایه ما در منظومه شمسی کمک فراوانی کرده اند.

                            این در حالی است که بر اساس برنامه ریزی اولیه سازمان ناسا، این دو روبات برای ماموریتی سه ماهه طراحی شده بودند.

                            مسؤولان ناسا با اشاره به عملکرد موفق اسپیریت و آپورتونیتی از انجام تغییرات نرم افزاری در آنها برای ادامه ماموریت آنها خبر می دهند.

                            اسکات مکسول از مدیران طرح مریخ نوردهای ناسا می گوید این کار با هدف افزایش کارایی و استقلال این دو روبات از مرکز فرماندهی آنها در زمین انجام شده است.

                            ناسا پیش از این نیز با ارتقای نرم افزاری مریخ نوردها بر اساس تجربه عملکرد آنها بر روی سطح مریخ به افزایش کارایی آنها کمک کرده بود.

                            آقای مکسول گفت: "هر دو مریخ نورد تاکنون دوبار از نظر نرم افزاری ارتقا یافته اند که به توانایی آنها افزوده است. کارایی این دو در مسیریابی بر روی سطح ناهموار مریخ و رد کردن موانع افزایش یافته است. در حال حاضر این دو روبات می توانند اجسام متحرک بر روی مریخ را شناسایی و ردیابی کند و یا با تجزیه و تحلیل تصاویر برداشت شده، جابجایی توده های خاک و عناصر مختلف بر روی این سیاره را بررسی کنند."

                            "آنها به گونه ای برنامه نویسی شده اند که همه تغییرات اقلیمی مریخ را به دقت زیر نظر دارند و کوچک ترین رخداد جالب توجه را به مرکز کنترل خود گزارش می کنند. مریخ نوردهای ما بعد از سه سال فعالیت بر روی مریخ و افزایش تجربه ما، باهوش تر شده اند."

                            آخرین تغییرات نرم افزاری دو مریخ نورد اسپیریت و آپورتونیتی به گونه ای طراحی شده اند تا با افزایش استقلال عملکردی آنها از مرکز فرماندهی ناسا به کاهش هزینه های این سازمان و ارتقای توان عملیاتی آنها کمک شود.

                            این استقلال نسبی در تعیین مسیر حرکت مریخ نوردها، تحلیل رخدادهای سطحی مریخ و حرکت بازوهای روبات اعمال می شود.

                            آقای ماکسول می گوید محققان این سازمان سعی دارند از تجربیات این ماموریت در طراحی ماموریت های آتی استفاده کنند.

                            "این دو خودرو موفق شده اند یازده برابر بیش از مدت پیشبینی شده اولیه بر روی سطح ناهموار و منجمد مریخ دوام بیاورند. در این مدت این دو روبات بارها از کار افتاده اند و هربار ما با بررسی مشکل به وجود آمده توانسته ایم راه حلی برای ادامه حرکت آنها بر روی سیاره سرخ پیدا کنیم."

                            مریخ نورد اسپیریت در مدت حضور خود در مریخ در حدود 7 کیلومتر حرکت کرده و با ارسال 88 هزار و پانصد عکس به زمین توانسته به درک بهتر نحوه حرکت آب بر روی این سیاره کمک کند.

                            آپورتونیتی نیز تاکنون مسافتی تقريبا 10 کیلومتر را بر سطح اين سياره طی کرده و مشغول بررسی دوره های زمین شناختی این سیاره است.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #4994
                              رحيم صفوی، فرمانده کل سپاه پاسداران ايران، سه کشور آمريکا، بريتانيا و اسرائيل را 'محور شرارت' ناميده و آنها را متهم کرده که می *خواهند بين كشورهای اسلامی خصوصا اهل تشيع و تسنن نفاق و تفرقه ايجاد كنند.
                              به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، آقای صفوی روز يکشنبه 14 ژانويه (24 ديماه) در ديدار با وزير دفاع سودان گفته است: "آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستی محور شرارت عليه جهان اسلام و حتی كل بشريت هستند. امروز فتنه جديد آنها ايجاد اختلاف بين شيعه و سنی است كه اميدواريم اين طرح همچون توطئه* های ديگر آنها با شكست مواجه شود."

                              ترکيب 'محور شرارت' را جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، پس از واقعه يازدهم سپتامبر و حمله نيروهای ائتلاف به افغانستان، به سه کشور کره شمالی، ايران و سوريه اطلاق کرد.

                              فرمانده سپاه پاسداران ايران در حالی اين سخنان را مطرح کرده که آقای بوش چند روز پيشتر جمهوری اسلامی و سوريه را به دخالت در امور عراق متهم کرده و هشدار داده بود با گروه هايی که در آسيب رساندن به نيروهای آمريکايی نقش داشته باشند، مقابله خواهد کرد.


                              در صورت هر نوع تجاوز بيگانگان توانايی مقابله با آنها را داريم، ضمن اينكه شرايط سياسی – امنيتی آمريكايی ها و صهيونيست ها برای باز كردن يک جبهه جديد عليه ايران به هيچ وجه مناسب نيست


                              رحيم صفوی، فرمانده کل سپاه ايران

                              برخی ناظران می گويند موضعگيری اخير آقای بوش در قبال ايران و يورش نيروهای آمريکايی به يک دفتر وابسته به دولت جمهوری اسلامی در کردستان عراق نشان از تندتر شدن سياست آمريکا در رويارويی با ايران است.

                              روز يکشنبه، ديک چنی، معاون رئيس جمهور آمريکا، نيز در يک گفتگوی تلويزيونی به ايران هشدار داد در امور داخلی عراق دخالت نکند و گفت برای دولت آمريکا بسيار مهم است که ايران "عوامل خود را در خانه نگه دارد."

                              در همين حال فرمانده سپاه پاسداران ايران گفته کشورش نگران تهديدات آمريكا و اسرائيل نيست و افزوده: "در صورت هر نوع تجاوز بيگانگان توانايی مقابله با آنها را داريم، ضمن اينكه شرايط سياسی – امنيتی آمريكايی ها و صهيونيست ها برای باز كردن يک جبهه جديد عليه ايران به هيچ وجه مناسب نيست."

                              ايران روز يکشنبه خواهان آزادی هر چه سریعتر پنج تبعه بازداشت شده خود در شهر اربیل در شمال عراق توسط آمریکا شد.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #4995
                                کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا که در خاورميانه به سر می برد، روز دوشنبه، 15 ژانويه، با اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل، ديدار و گفتگو کرده است.
                                خانم رايس که برای ديداری يک هفته ای به منطقه سفر کرده روز يکشنبه با محمود عباس، رييس تشکيلات خودگردان فلسطينی، و ملک عبدالله، پادشاه اردن، در باره اختلاف فلسطينيان و اسرائيل و همچنين ادامه نا آرامی در عراق ديدار و گفتگو کرده بود.

                                قرار است وزير خارجه آمريکا در ادامه سفر منطقه ای خود برای گفتگو با رهبران مصر، عربستان سعودی و کويت عازم اين کشور ها شود.

                                هدف از ديدار منطقه ای خانم رايس جلب حمايت کشورهای عرب و اسرائيل از استراتژی جديد جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، در باره عراق عنوان شده است.

                                در همانحال، کشورهای عرب بر ايالات متحده فشار آورده اند که نقشی اساسی تر در از سرگيری روند صلح بين فلسطينيان و اسرائيل ايفا کند.

                                خانم رايس در آستانه سفر خود به خاورميانه گفت که حامل پيشنهاد جديدی برای حل اختلافات فلسطينيان و اسرائيل نيست اما در جريان ملاقات با رهبران منطقه هر راه حل "خلاق" برای خاتمه دادن به اين بحران را مورد بررسی قرار خواهد داد.

                                ايالات متحده اعلام داشته که از راه حلی حاوی تشکيل کشور مستقل فلسطينی در کنار اسرائيل حمايت می کند اما چنين راه حلی بايد شامل تضمين امنيت اسرائيل نيز باشد.

                                پس از پيروزی جنبش اسلامگرای حماس در انتخابات پارلمان فلسطينی در اوايل سال گذشته و تشکيل کابينه فلسطينی توسط اين گروه، آمريکا تماس های رسمی خود را با دولت فلسطينی قطع کرده است.

                                با اينهمه، مقامات آمريکايی محمود عباس، رييس تشکيلات فلسطينی را به عنوان طرف مذاکره مورد قبول قرار داده اند.

                                تفاوت در ارزيابی مشکلات

                                جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، در اعلام سياست جديد خود در عراق گفت که استقرار ثبات و امنيت در اين کشور برای صلح و ثبات تمامی خاورميانه و جلوگيری از نفوذ افراطگرايی اسلامی در منطقه ضرورت دارد.

                                عبدالله در ملاقات با رايس در مورد خطر بروز سه جنگ داخلی در خاورميانه هشدار داد

                                در مقابل، بسياری از رهبران عرب تاکيد داشته اند که حل مساله عراق مستلزم يافتن راه حلی برای مناقشه فلسطينيان و اسرائيل است زيرا گروه های افراطی از اين مساله برای برانگيختن احساسات و جلب حاميان جديد بهره برداری می کنند.

                                خانم رايس در مصاحبه مطبوعاتی مشترک با محمود عباس اين نظر را رد کرد که درگيری در عراق باعث شده است تا ايالات متحده توجه چندانی به مساله اختلاف فلسطينيان و اسرائيل نداشته باشد.

                                وی گفت که ايجاد کشور مستقل فلسطينی بايد به عنوان مساله ای که به خودی خود دارای اهميت است دنبال شود و نه به دليل وضعيت ايران، عراق يا هر مساله ديگری و وعده داد که ايالات متحده از هر تلاشی برای تحقق آرمان فلسطينيان برای داشتن کشوری مستقل حمايت خواهد کرد.

                                در همين مصاحبه مطبوعاتی، رييس تشکيلات خودگردان گفت که مردم فلسطين راه حل مبتنی بر وجود موقتی کشور فلسطينی، از جمله يک مرحله انتقالی تا استقرار حاکميت کامل ملی خود را نمی پذيرند و آن را راه حلی واقع نگرانه تلقی نمی کنند.

                                وی همچنين هشدار داد که اگر مذاکرات جاری با جنبش حماس برای تشکيل دولت وحدت ملی به نتيجه نرسد، دستور برگزاری انتخابات پيشرس پارلمانی و رياست جمهوری را صادر خواهد کرد.

                                در مقابل، جنبش حماس خانم رايس را متهم کرده است که در اختلاف بين جنبش فتح، به رهبری آقای عباس، و حماس، از "بخشی از فلسطينيان در برابر بخشی ديگر" جانبداری کرده است.

                                اختلاف حماس و فتح باعث نگرانی رهبران عرب منطقه شده و پادشاه اردن هشدار داده است که ممکن است اين مساله باعث شود تا خاورميانه با سه جنگ داخلی - در عراق، در لبنان و در مناطق فلسطينی - مواجه شود.

                                در مورد عراق، پادشاه اردن گفته است که اعراب سنی بايد در روندهای سياسی مشارکت داده شوند و در غير اينصورت، هر نوع راه حلی محکوم به شکست است و می تواند باعث تشديد خشونت و درگيری شود.


                                iran

                                Comment

                                Working...