Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • "تبديل پول نفت به کالاي مصرفي افتخار نيست." اين بخشي از سخنان حجت* الاسلام* موسوي* لاري، وزير کشور دولت* اصلاحات* بود که به مناسبت دهمين* سالگرد دوم* خرداد در رشت ايراد شد. در اين مراسم که ازسوي* شوراي* ائتلاف* اصلاح* طلبان* گيلان* برگزار شد، لاري ضمن انتقاد از دولت نهم، تاکيد کرد: "براي* ما افتخار نيست* كه* بازار را از سيب* مصري* و انگور مكزيكي* و سيب* زميني* ترك* انباشته* كنيم* و پول* نفت* را به* جاي* اينكه* در جهت* سرمايه*گذاريهاي* اساسي* و بنيادي* به* كار ببريم، به* كالاهاي* مصرفي* تبديل* كنيم*."

    حجت* الاسلام* موسوي* لاري* در ابتداي* سخنان* خود با تاکيد بر اينکه "يكي* از ويژگيهاي* غيرقابل* انكار ايران* اين* است* كه* در تمام* فراز و فرودها توانسته* موجوديت* خود را حفظ* كند" اظهار داشت: "در تاريخ* معاصرمان* كارنامه* ارزشمندي* مثل* انقلاب* مشروطه* داريم، مثل* مبارزات* آزاديخواهانه* ملي* شدن* صنعت* نفت* كه* در حقيقت* مبارزات* آزاديخواهانه* و استبداد ستيزانه* ملت* بوده* است* و مساله* ملي* شدن* صنعت* نفت* به* عنوان* بهانه*اي* براي* بروز و ظهور روح* استبداد ستيزي* اين* ملت* در تاريخ* ثبت* شده* است".

    لاري سپس با اشاره دوم خردادافزود: "يكي* از مقاطع* ديگري* كه* جزو مقاطع* تاريخي* ملت* ماست* و در تعيين* سرنوشت* و در جهت* گيري* جامعه* ما و هدفمند كردن* حركت* مردم* موثر بود، دوم* خرداد ماه* 76 بود. 15 خرداد 42 شروع* مبارزه* امام* و آغاز حركت* و دوم* خرداد 76 از روزهايي* است* كه* در جهت*گيري* مسير حركت* جامعه* ما نقش* بسيار جدي* ايفا كرد. اينكه* ما در اينجا اجتماع* كنيم* و به* احترام* دوم* و سوم* خرداد با هم* تعاطي* فكر داشته* باشيم* و به* گفت* و گو بنشينيم* يكي* از ضروريات* انكارناپذيري* است* كه* بايد مورد توجه* همگان* قرار گيرد."

    موسوي* لاري* در ادامه* با بيان* اينكه* بايد به* فرداها نگاه* و براي* آن* برنامه*ريزي* كرد، گفت: "اگر بخواهيم* به* فردايي* روشن*تر و جامع*تر به* همراه* آرمانهاي* خود برسيم، نمي*توانيم* ديروز خود را فراموش* كنيم. نمي*توانيم* آنچه* كه* در تكوين* دوم* خرداد 76 موثر بود و در دوران* هشت* ساله* بعد از آن* به* دست* آمد را ناديده* بگيريم. تصور من* اين* است* كه* جمع* ما از نظر شرايط* سني* به* گونه*اي* هستند كه* در دوم* خرداد ولو به* صورت* ناظر در صحنه سياسي حضور داشتند. آنچه* كه* مردم* ما در سال* 75 و در نهايت* دوم* خرداد 76 روي* آن* تاكيد كردند مساله*اي* است* كه* نبايد به* راحتي* از كنار آن* گذشت* كه* من* فقط* به* چند نكته* اشاره* مي*كنم."

    لاري* در تشريج اين نکته ها، گفت: "وقتي* بحث* انتخابات* رياست* جمهوري* در سال* 75 مطرح* شد همه* شرايط، امكانات، رسانه*ها و ... در يك* جهت* بسيج* شده* بود. رسانه*هاي* كم* و پرمخاطب، تريبون هاي* رسمي* و غيررسمي* و تحليلگران* با طرف* و بي*طرف، تنها يك* آينده* را با موفقيت* يك* نوع* طرز تفكر ترسيم* مي*كردند و از اينكه* مسير جامعه* تعيين* شده* و مشخص* است* و امكانات* اجازه* نخواهد داد اين* مسير عوض* شود، شرايط* سال* 75 بخصوص* ماههاي* پاياني* آن* بود. اما گذشت* زمان* شرايط* را به* گونه* ديگري* رقم* زد. فروردين* 76 جنب* و جوشي* به* وقوع* پيوست* كه* نشان* مي*دهد تصور تحليلگران* و صاحبان* تريبون ها كه* بر روي* آن* پاي* مي*فشردند، در راي* مردم* ناكارآمد بوده* است. مسير مردم* عليرغم* نبود امكانات* تبليغي* و رسانه*اي* توسط* فرهيختگان* جامعه* به* سمتي* كشيده* شد كه نتيجه* آن* رسيدن* به* قله*ي* دوم* خرداد 76 و انتخابات* رياست* جمهوري* و تدوين* آينده*اي* كه* بعدها به* نام* دوران* اصلاحات* نامگذاري* شد، بود. نمي*توانيم* امروز دور هم* جمع* شويم* و به* فردا فكر كنيم* و اين* نكات* را مورد تامل* قرار ندهيم* و براي* آينده* از آن* بهره* نگيريم."

    براي فردائي بهتر

    وي* با بيان* اينكه* خرداد 76 مقطع* ديگري* در تاريخ* آزاديخواهي* و استقلال* و عدالتخواهي* ملت* شد، افزود: "مردم* در دوم* خرداد 76 به* انديشه* و فكر و منش* و روشي* راي* دادند كه* در تصور آنها اين* روش* مي*توانست* آنها را به* فردايي* بهتر رهنمون* كند و نكته* آغازين* براي* رسيدن* به* شرايطي* بهتر در همه* ابعاد زندگي* باشد. اعم* از حوزه* فرهنگ* و هنر، سياست* و مديريت* داخلي، اقتصاد و هر نوع* مساله*اي* كه* به* آن* فكر مي*كردند. خلاصه اينکه ما تا رسيدن* به* خرداد 76 شاهد وقوع* حادثه*اي* بوديم* كه* ويژگي*اش* اين* بود كه* همه*ي پيشداوري*ها و تحليل*هاي* ذهني* را متفاوت* كرد. باوري* كه* تا آن* روز انعطافي* نسبت* به* موفقيت* يك* سليقه* و جريان* نشان* نمي*داد از صبحگاه* سوم* خرداد ماه* متوجه* شد كه* در درون* جامعه* ما شرايط* ديگري* وجود دارد. مردم* ما صرفا به* آنچه* كه* از رسانه*هاي* رسمي* به* آنها گفته* مي*شود بسنده* نمي*كنند، خود تحليل* مي*كنند و تصميم* مي*گيرند و براساس* برداشتهاي* خود راهشان* را انتخاب* مي*كنند. دولت* اراده* ملي* و منبعث* از راي* دوم* خرداد 76 پا به* عرصه* تصميم* سازي* و تصميم* گيري* گذاشت* و پشتوانه* اين* دولت* فكر و انديشه* و برنامه*ريزي* فرهيختگان* جامعه* بود و توان* اين* دولت* بر گرفته* از اراده* عامه* مردم* كه* در يك* مقطع* بيش* از 20 ميليون* و در چهار سال* بعد بيش* از 23 ميليون* راي* به* كانديداي* اين* طرز تفكر داد. امروز ده* سال* از آن* ماجرا گذشته* است* و دور هم* گرد آمديم* و نمي*خواهيم* تاريخ* خواني* كنيم* و در گذشته* بمانيم* كه* اين* در شان* ملت* ايران* نيست. اما از آيينه* گذشته* به* فردا نگاه* كردن* شرط* بلوغ* سياسي* و اجتماعي* جامعه* ماست. "

    وي* در ادامه با تشريح وضعيت کشور در آستانه دوم خرداد، گفت: "در عرصه* مناسبات* بين* المللي* شرايط* آن* روز ما به* گونه*اي* بود كه* تقريبا تمام* كشورهاي* اروپايي* و عضو اتحاديه* اروپا، سفراي* خود را از ايران* فراخوانده* بودند و رابطه* جمهوري* اسلامي* با كشورهاي* عضو اتحاديه* اروپا به* نقطه* نزديك* به* جوش* رسيده* بود. براساس* اطلاعاتي* كه* بعدها در اختيار مسوولين* ما قرار گرفت، بحرانهاي* وسيعي* براي* تحميل* خسارات* اقتصادي* طراحي* شده* بود، با بهانه*هايي* از قبيل* ميكونوس* و امثال* آن* هزينه* براي* ضربه* زدن* به* مصالح* جمهوري* اسلامي* فراهم* شده* بود. روابط* اقتصادي* ما با دنياي* پيرامون* بخصوص* آنها كه* مي*توانستند نقش* موثر در اقتصاد ما داشته* باشد به* گونه*اي* بود كه* به* هيچ* وجه* حاضر نبودند با شركتها و موسسات* پولي و مالي* و اقتصادي* ايران* ارتباط* برقرار كنند. خريدهاي* ما عمدتا نقدي* بود و بسياري* از بانكها از همكاري* اقتصادي* با ما سر باز مي*زدند. در عرصه* اقتصادي* وضعيت* اقتصادي* كشور، نمي*خواهم* غيرواقع* بينانه* بگويم* بد و بسيار منفي* بود، اما همه* مي*دانيم* تورم* بسيار بالا و ركود بود و خيلي* از پروژه*هاي* ما دچار مشكل* شده* بود. اعتماد متقابل* بين* سرمايه*گذاران* و متصديان* امر تا حدودي* متزلزل* شده* بود، رابطه* بين* فرهيختگان، روشنفكران* و صاحبنظران* با تصميم* گيرندگان* كشور در حد قهر بود. خرداد

    76 شرايط* را به* سمتي* هدايت* كرد كه* همه* آنهايي* كه* از نظر روابط* ديپلماتيك* با ما در آن* شرايط* قرار گرفته* بودند و سفراي* خود را فراخوانده* و از انعقاد هر نوع* قرارداد اقتصادي* سر باز مي*زدند، نه* تنها در بازسازي* روابط* خود تلاش* كردند، بلكه* وقتي* تئوري* گفت و گوي* تمدنها توسط* ايراني*ها مطرح* شد، در سازمان* ملل* اين* نظريه* با استقبال* وسيع* و بدون* راي* منفي* به* تصويب* رسيد. شركتها و موسساتي* كه* تا ديروز حاضر نبودند با ايران* همكاري* كنند به* دليل* در پيش* گرفتن* سياست* تنش* زدايي* و جلوگيري* از دشمن* تراشي*هاي* بيهوده* و رفتار متواضع* و متعادل* در صحنه*اي* بين*المللي* براي* همكاري* با ايران* سبقت* گذاشتند. رشد سرمايه*گذاري* به* بيش* از 2/7 درصد رسيد و فرصتهاي* شغلي* در پايان* برنامه* دوم* و آغاز برنامه* سوم* تا حدود 680 هزار فرصت* شغلي* در سال* رسيد و تهيه* سند چشم* انداز برنامه* 20 ساله* كشور مسير اعتمادسازي* براي* كساني* كه* مي*خواستند در محيط* سالم* در ايران* كار كنند را فراهم* كرد. صندوق* ذخيره* ارزي* براي* ايجاد اطمينان* و پشتوانه*اي* دلگرم* كننده* را براي* سرمايه*گذاران* داخلي* و براي* كنترل* و مهار استفاده* نابجا از درآمدهاي* نفت* تاسيس* شد."

    موسوي* لاري* اما از دولت نهم انتقاد کرد: "براي* ما افتخار نيست* كه* بازار را از سيب* مصري* و انگور مكزيكي* و سيب* زميني* ترك* انباشته* كنيم* و پول* نفت* را به* جاي* اينكه* در جهت* سرمايه*گذاريهاي* اساسي* و بنيادي* به* كار ببريم، به* كالاهاي* مصرفي* تبديل* كنيم* و صندوق* ذخيره* ارزي* را از طريق* واردات* كالاهايي* كه* توليد داخل* را دچار بحران* مي*كنند، مصرف* كنيم. اين* افتخار ما نيست، ملت* ما شايستگي*شان* خيلي* بيشتر از اين* است* كه* نگاهشان* به* سيب* زميني* تركيه*اي، انگور مكزيكي* و سيب* مصري* باشد. ملت* ما ملتي* است* كه* با تواناييهاي* خودش* توانسته* است* ديرپاترين* تمدنهاي* تاريخ* را پايه*ريزي* كند و اين* براي* ما بسيار مايه* وهن* است* كه* فكر كنيم* براي* اينكه* بازارمان* دچار مشكل* نشود يك* روز گوجه* فرنگي* مساله* روز ما باشد و يك* روز تغيير ساعت* و يك* عمر با نوسان* كارت* هوشمند بنزين* همراه* باشيم* و خواب* كارت* ببينيم. من* فكر مي*كنم* ملت* ظرفيتهايي* فراتر از اينها دارد. بخصوص* با پيشينه*اي* كه* مردم* از خود نشان* داده*اند ما ظرفيتهاي* زيادي* براي* آينده* داريم."

    وي* با بيان* اينكه* نمي*خواهم* به* فرصت* سوزيهاي* گذشته* اشاره* نكنم* و تنها از گذشته* تعريف* و تمجيد كنم، گفت: " بايد با توجه* به* جميع* واقعيات* به* استقبال* آينده* برويم. سر جمع* دستاوردهاي* اصلاحات* مثبت* است. نقطه*هاي* ضعفي* هم* داشتيم* كه* بايد جبران* كنيم* و نقطه*هاي* قوتي* داشتيم* كه* بايد به* آن* تاكيد كنم. يكي* از آن* نقاط* اين* بود كه* جريان* حاكم* در دوره* اصلاحات* به* اصل* برنامه*ريزي* باور داشت. برنامه*هايي* كه* در آن* دوره* تدوين* شد چه* برنامه* سوم* و چهارم* و سند چشم* انداز نشانه* اين* واقعيت* بود كه* اصلاحات* بدون* برنامه*ريزي* صورت* نمي*گيرد. يك* انسان* اصلاح* طلب* حتما بايد برنامه*ريز باشد و مديران* منطبق* با اصلاح* طلبي* بدون* برنامه*ريزي* نمي*توانند مديريت* كنند. البته* نقاط* ضعفي* داشتيم* كه* خيلي* از اين* برنامه*ها را نتوانستيم* اجرا كنيم. يا به* دليل* ناتواني* خودمان* يا به* دليل* بحران* آفريني*ها. اگر برنامه*هايي* مثل* بحث* آمايش* سرزميني، اسناد توسعه* استاني، توزيع* امكانات* در سطوح* مختلف* و جغرافياي* كشور كه* مطرح* بود اجرا مي*شد مطمئنا ضعف*هاي* ما كمتر بود."

    لاري در ادامه با تاکيد بر اينکه "مديران* فكر نكنند كه* برنامه*گريزي* نوعي* انقلابي*گري* است" گفت: "توجه به* خواست* و اراده* مردم* به* عنوان* اصل* باشد و مردمسالاري* حرف* تزييني* نيست.انتخابات* يعني* تجلي* حضور مردم* براي* انتخاب* بهترين*ها و رسيدن* به* فردايي* بهتر و انتخابات* امر فرمايشي* و تزييني* نيست."

    پيش شرط اصلاح طلبان

    وي* در ادامه مراسم و در پاسخ* به* سئوال يكي* از حاضرين که راجع به* آينده* اصلاح* طلبان* پرسيده* بود، گفت: "بنده* معتقدم* اصلاح* طلبي* در عمق* جان* مردم* ما بوده* و آنها هيچگاه* از اين* مقوله* رويگردان* نبودند و اگر بتوانيم* فعاليت* صحيح* و مثبت* داشته* باشيم* در صحنه* حضور خواهيم* داشت."

    وي* در مورد پيش* شرط* اصلاح* طلبان* براي* انتخابات* هم* توضيح* داد: "ما هميشه* يك* پيش* شرط* داشتيم* و آن* اينكه* متوليان* امر در بحث* انتخابات* و نظارت* قانون* را مبناي* كار خود قرار بدهند كه* در اين* صورت* ما تابع* قانون* هستيم* حتي* اگر آن* را قبول* نداشته* باشيم."

    Comment



    • پس از اينکه محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران اعلام کرد تهران "هرگز حتي يک قدم هم از برنامه غني سازي هسته اي خود عقب نشيني نخواهد کرد" بوش رئيس جمهوري آمريکا روز گذشته گفت: دولت آمريکا سازمان ملل را تحت فشار خواهد گذاشت تا تحريم هاي گسترده و جديدي را بر عليه ايران در نظر بگيرد.

      بدنبال ارزيابي آژانس بين المللي انرژي اتمي در خصوص تسريع برنامه غني سازي ايران به نشانه اعتراض به دو قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل، اظهارات ديگري نيز عنوان شده اند. در گزارش ارائه شده آژانس اتمي به شوراي امنيت سازمان ملل آمده:ممانعت ايران از ارائه اطلاعات تکميلي، توانايي آژانس را براي نظارت قابليت هاي هسته اي ايران کاهش داده است.

      احمدي نژاد حتي تعليق موقت را نيز از دستور کار برنامه هسته اي ايران خارج کرده است. وي اظهار داشت، قابليت هاي فني ايران به "اوج" رسيده است و "هرگز حتي يک قدم هم از اين مسير عقب نشيني نخواهيم کرد."

      اين در حالي است که بوش در يک کنفرانس خبري اظهار داشت در مورد تحريم هاي جديد با ولاديمير پوتين رئيس جمهوري روسيه و هو جين تائو رئيس جمهوري چين گفتگو خواهد کرد. وي افزود: "اولين چيزي که اين رهبرها بايد بفهمند اين است که ايران دارنده سلاح هسته اي به طرزي باورنکردني جهان را بي ثبات خواهد کرد."

      روسيه و چين که از اعضاي شوراي امنيت هستند، در ماه دسامبر و مارس با اکراه با قطعنامه هاي شوراي امنيت در خصوص تحريم هاي اوليه ايران موافقت کردند. اما به گزارش خبرگزاري رويترز، پوتين روز گذشته در پاسخ به اتخاذ اقدامات شديدتر بر عليه ايران اظهار داشت: "ما با شرکاي خود همکاري خواهيم کرد، همانگونه که هميشه در گذشته چنين کرده ايم. ما نمي خواهيم مانع از دستيابي ايران به فناوري روز شويم، بلکه مي خواهيم از ساخت سلاح هسته اي توسط ايران جلوگيري کنيم." سخنگوي دولت چين نيز در پکن خواستار ديپلماسي قوي تر شد.

      برنارد کوشنر وزير امور خارجه فرانسه نيز روز گذشته خواستار اتخاذ سريع تحريم هاي جديد بر عليه ايران شد. کوشنر با اشاره به مکانيسم چرخشي که اورانيوم غني شده توليد مي کند، اظهار داشت: ايران هم اکنون بيش از 2000 سانتريفيوژ فعال در تأسيسات زيرزميني نطنز دارد. اين در حالي است که در گزارش ارائه شده آژانس اتمي در اواسط ماه مه اين رقم 1312 سانتريفيوژ گزارش شده است.

      آمريکا، انگليس، فرانسه و آلمان در اقدامي ديگر به ايران پيشنهاد داده اند در قبال تعليق فعاليت هاي هسته اي خود، روابط گسترده تر ديپلماتيک و اقتصادي با ايران خواهند داشت. خاوير سولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا هم هفته آينده با علي لاريجاني مذاکره کننده ارشد هسته اي ايران ديدار خواهد کرد، اما اميد چنداني نمي رودکه اين مذاکرات بتواند به پيشرفت تازه اي نائل شود.

      در همين حال محمد البرادعي مدير کل آژانس اتمي نيز روز گذشته در يک کنفرانس خبري در لندن اظهار داشت: آمريکا و ايران ريسک "يک رويارويي مهم" را بالا برده اند. نقطه نظرات البرادعي در خصوص حمايت از مذاکره با ايران قبل از تعليق غني سازي توسط اين کشور دول غربي را به خشم آورده است.

      بوش همچنين در کنفرانس خبري خود از اقدامات ايران بر عليه اتباع ايراني ـ آمريکايي که طي هفته هاي اخير در ايران تحت تعقيب بوده و بازداشت و زنداني شده اند، انتقاد کرد. وي اظهار داشت: "ما براي دولت ايران اين موضوع را کاملا ً روشن کرده ايم که بازداشت اين عزيزان آمريکايي خوب و شايسته اي که آنجا هستند تا شهروندان مفيدي باشند، رفتار قابل قبولي نيست."

      سازمان ديده بان حقوق بشر روز گذشته در گزارشي ناپديد شدن پنجمين تبعه ايراني ـ آمريکايي را در سفر به ايران اعلام کرد. قرار بود علي شاکري تاجر ايراني مقيم ايروينگ ايالت کاليفرنياي آمريکا پس از ديدن مادر بيمار خود، اوايل ماه مه به آمريکا بازگردد. به گفته دو تن از دوستان ايراني وي که در لندن منتظر او بودند، از زمان مراجعت وي به فرودگاه، اثري از او نيست.

      Comment


      • زمان آزمون آن رسیده که آیا جهان واقعا می خواهد ایران را از داشتن سلاح هسته ای باز دارد؟
        دیروز ایران بار دیگر بدون هیچ پاسخی به جامعه بین المللی برای توقف برنامه هسته ای خود، از مهلت تعیین شده گذشت. ولی خطرات فعلی به مراتب بیش از یک سال پیش است. آژانس بین المللی انرژی هسته ای ، وابسته به سازمان ملل، دیروز در گزارشی تائید کرد که ایران ظرف سه ماه گذشته در برنامه هسته ای خود پیشرفت قابل توجهی کرده است. این در حالی است که به نظر می رسید ایران ظرف یک سال گذشته در غلبه بر مسائل فنی مشکل پیدا کرده است.
        آژانس بین المللی انرژی هسته ای همچنان برآورد کرده است که ایران ظرف چهار تا هشت سال آینده قادر به تولید سلاح هسته ای خواهد بود- البته اگر هدفش تولید سلاح باشد یعنی چیزی که ایران تکذیب می کند. ولی هشدار آژانس بین المللی انرژی هسته ای واضح است و آن این که ایران به نقطه ای رسیده است که تنها مانع بر سر راه آن در تولید سلاح هسته ای "زمان" است.
        کوشش های آمریکا و انگلیس برای یافتن حمایت های بیشتر در سازمان ملل برای تصویب قطعنامه سومی برای تشدید تحریم ها علیه ایران، با سخنان تند سارکوزی، رئیس جمهور جدید فرانسه همراه شده است. سارکوزی در اولین اظهار نظر مشروح در موردبرنامه هسته ای ایران گفته است یک ایران مسلح به سلاح هسته ای غیر قابل قبول است. وی افزود: "نباید هیچ تعللی در سخت تر کردن تحریم ها به خرج داد".
        فرانسه همواره همراه با آمریکا و انگلیس از پشتیبانان تحریم ایران بوده است. خبر گزاری رسمی ایران دیروز اعلام کرد میزان 2 میلیارد دلار برای توسعه میادین گاز در پروژه پارس جنوبی، که فرانسویان آن را رها کردند، اختصاص خواهد داد.
        شورای امنیت، در دسامبر گذشته، تحریم های علیه ایران را به برخی مقامات و پروژه های صنعتی تسری داد. در همین حال آمریکا نیز سعی کرد از طریق مالی فشار های جدیدی را بر ایران وارد آورد. ولی مقامات غربی در واقع بر اثر گزارشات محود البردعی از آژانس بین المللی انرژی هسته ای تا حدی منحرف شدند. برخی معتقدند البرادعی در مقابل ایران بیش از حد نرمش نشان داده است. آن ها از پیشنهاد اینکه ایران می تواند غنی سازی محدودی راداشته باشد خوشنود نیستند. این پیشنهاد در حالی ارائه می شود که قبلا قرار بود برای از سر گیری مذاکرات ایران باید غنی سازی را بطور کامل متوقف سازد. وی گفته است که باید پذیرفت که ایران مراحل غنی سازی را انجام داده است.
        گزارش آژانس بین المللی انرژی هسته ای حاکی از آن است که ایران 1640 سانتریفوژ را در ده "مجموعه" بکار انداخته و به سمت تولید صنعتی پیش می رود در حالیکه تا چند ماه پیش ایران در مرحله آزمایشی قرار داشت. آژانس بین المللی انرژی هسته ای معتقد است ایران تقریبا هر هفته یا ده روز یک مجموعه جدید را راه اندازی کرده است. بدین ترتیب تا پایان ماه ژوئن ایران می تواند سه هزار سانتریفوژ را راه اندازی کند. هدف ایران پنجاه و چهار هزار سانتریفوژ است. غنی سازی اورانیوم، که مشکل ترین مرحله تبدیل اورانیوم به سوخت هسته ای است، می تواند در عین حال مواد ضروری برای تولید سلاح هسته ای را نیز تامین کند.
        آژانس بین المللی انرژی هسته ای نگرانی خود را از برنامه ایران برای ایجاد یک راکتور آب سنگین، که راه دیگری برای تولید سلاح هسته ای به شمار می آید، اعلام کرده است. ایران گفته است که در مورد برنامه های خود در این سایت ها به آژانس بین المللی انرژی هسته ای گزارش نخواهد داد. ایران در برابر تحریم های شورای امنیت میزان بازرسی آژانس بین المللی انرژی هسته ای را محدود کرده است.
        ولی ایران بازرسان را اخراج نکرده است و هنوز می گوید که در چهار چوب پیمان ان پی تی حرکت می کند. دیپلمات های غربی که در حال مذاکره برای تحریم های بیشتر هستند، در عین حال امیدوارند که ایران پاسخ روشنی به جامعه جهانی بدهد.

        Comment


        • اين ديگر به يک مسأله عادي تبديل شده. هر باري که مهلت تعيين شده اي براي ايران [توسط سازمان ملل] درحال پايان يافتن است، تشنج روابط بين تهران و واشنگتن افزايش مي يابد. مهلت قطعنامه 1747 نيز از اين قاعده مستثني نيست [پنج شنبه 24 مه]. رييس جمهور احمدي نژاد روز جمعه در تهران اعلام کرد ايران "تا حد ممکن" در برنامه هسته اي خود پيش خواهد رفت. رييس جمهور بوش نيز به نوبه خود در واشنگتن اعلام کرد "روند اعمال تحريم ها بايد تشديد يابد".

          هر مهلتي که از راه مي رسد، زمزمه هايي مبني بر وجود توطئه هاي ايالات متحده رابه همراه دارد و اينکه امريکا اجازه نمي دهد ايران به سلاح هسته اي دست يابد. روز سه شنبه، شبکه خبر ABC اعلام کرد که بوش اجازه انجام عمليات مخفي سازمان سيا براي ايجاد بي ثباتي در حکومت ايران را صادر کرده است. در ژانويه 2005، سيمور هرش روزنامه نگار نيويورک تايمز نيز تأييد کرده بود که سرويس هاي جاسوسي امريکايي عمليات مخفي شناسايي ايران را آغاز خواهند کرد.

          به هرحال نسبت به ماه فوريه مي توان گفت که چيزهايي تغيير کرده: پيشنهاد براي انجام مذاکره. درحالي که ايران و امريکا از 27 سال پيش تاکنون هيچ گونه رابطه ديپلماتيک با يکديگر نداشته اند، ولي بايد روز دوشنبه 28 مي در بغداد حضور يابند و به مذاکره مستقيم بنشينند. البته پيرامون اين نشست همچنان حرف و حديث هايي وجود دارد.

          دو هفته پيش، کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه امريکا فکر مي کرد مي تواند در حاشيه نشست شرم الشيخ با همتاي ايراني خود، منوچهر متکي، ديدار و گفتگو کند. ولي هيأت ايراني در نهايت نشان داد که آمادگي چنين ديداري را ندارد و اين همان چيزي است که امريکايي ها از آن به عنوان مبارزه داخلي جناح هاي مختلف حکومت ايران ياد مي کنند؛ برخي خواهان گشايش و مذاکره و برخي ديگر کاملاً مخالف با نزديک شدن به واشنگتن هستند.

          موضوع بغرنج ديگري که به اين مسايل اضافه شده، ماجراي زندانيان است. اکنون تعداد امريکايي هايي که در ايران زنداني يا مفقود شده اند به نقل از واشنگتن پست به پنج رسيده که معروف ترين آنها هاله اسفندياري است که به عنوان محقق در مؤسسه پژوهشي وودرو ويلسون در واشنگتن کار مي کرده است. خانم اسفندياري 67 ساله از تاريخ 8 مي در زندان اوين بسر مي برد. وي در ماه دسامبر 2006 به ايران رفت تا مادر بيمارش را ملاقات کند. گذرنامه او توقيف شد و مسؤولين ايراني روز سه شنبه او را به "براندازي نرم" حکومت محکوم کردند.

          16 سناتور امريکايي بيانيه اي مبني بر لزوم آزادي او منتشر کرده اند و پيشنهادي نيز در اين زمينه به مجلس نمايندگان تسليم شده است.

          از ديگر چهره هاي زنداني يا مفقود شده: پرناز عظيما، روزنامه نگار راديو فردا؛ کيان تاجبخش، مشاور مؤسسه غيردولتي "اپن سوسايتي ـ جامعه باز ـ و علي شاکري، که از سال 1970 در ايالات متحده زندگي مي کند. وي نيز مي بايست اوايل ماه مي پس از ملاقات مادر بيمارش به امريکا باز مي گشت. او از اعضاي "انجمن صلح شهروندي" است که با دانشگاه کاليفرنيا نيز همکاري دارد.

          از ديد بازهاي امريکايي، اين دستگيري ها به خوبي محدوديت هاي موجود در مذاکره با ايران را نشان مي دهند و همچنين خواست بازها مبني بر صرف نظر از مذاکره با حکومت تهران را به خوبي توجيه مي کنند. خانم اسفندياري در مؤسسه اي کار مي کند که توسط لي هاميلتون اداره مي شود. هاميلتون يکي از نويسندگان گزارش گروه مطالعه عراق است و همچنين يکي از طرفداران سرسخت مذاکره با ايران به شمار مي آيد.

          به گفته تريتا پارسي، رييس شوراي ملي امريکاييان ايراني تبار، "هر باري که موقعيتي پيش مي آيد، نيروهاي مخالف با تحول در هر دو کشور به تلاش مي افتند تا روند ديپلماتيک را با مشکل روبرو کنند." به گفته او، اين دستگيري ها از سوي اعضاي حکومت ايران که از هر گشايشي به سوي غرب واهمه دارند، سر زده است. او مي گويد: "آنها سعي مي کنند با مسموم کردن فضا، وضعيت فعلي را که نه جنگي و نه صلحي در پيش خواهد داشت، حفظ کنند."

          Comment


          • همزمان با سخنان محمود احمدي نژاد و وزير ارشاد دولت وي، ارگان هاي خبري جناح راست در حرکتي هماهنگ، منتقدان دولت را به جاسوسي و وابستگي به خارج متهم کردند، خبر می رسد مامورانی به طور مخفی مشغول تجسس در احوال کارکنان نشريات اصلاح طلبان و حتی فيلمبرداری از محل کار آن ها شده اند.

            روزنامه های هوادار دولت در حرکت هماهنگ خود خواستار برخورد با منقدان دولت شده اند که از ديد آنان يا "کج فهم و مفسدند" و يا "مهره*هاي تربيت يافته دولت آمريكا براي براندازي نرم نظام جمهوري اسلامي."

            در دو شب گذشته، در برابر دو نشريه صبح که در زمره نشريات منقد به حساب می آیند کسانی ديده و حتی دستگير شده اند که مشغول فیلمبرداری از آمد و رفت ها بوده اند. گفته شده که اين گروه متعلق به حفاظت اطلاعات ناجا بوده اند. که به هر حال از مراکز تحت نظر دولت است و فعاليتش اين خبر را تائيد می کند بخش های مختلف دولت مشغول برنامه ريزی تکرار حادثه ای است که به "تعطيل فله ای مطبوعات" معروف شده و در سال 1379 اتفاق افتاد.

            محسنی اژه ای وزير فعلی اطلاعات در آن زمان رييس مجمتع قضائی کارکنان دولت بود که پرونده های مطبوعاتی در آن جا مطرح شد و سعید مرتضوی [دادستان فعلی تهران] قاضی دادگاهی زير دست وی بود و احکام دستگيری دویست روزنامه نگار و تعطیل حدود صد نشريه با امضای محسنی اژه ای صورت گرفت که ايران را در آن سال به عنوان بزرگ ترين زندان روزنامه نگاران جهان معرفی کرد. در حرکت حذفی روزهای اخير، قوه قضاييه و حتی روزنامه های نزديک به جناح محافظه کار [راست سنتی] شرکت ندارند و هواداران و سازمان های تحت نظر دولت به تنهائی از طرق مختلف وارد کار شده اند.

            هفته گذشته وقتي سيد مصطفي تاج زاده، داشت مي گفت "هشدار مي*دهم عده*اي به يکدست*شدن صداها قانع نيستند و گامي به جلو گذاشته*اند" محمود احمدي نژاد انگشت تهديد به سوي کساني گرفته بود که "چند موسسه مالي در اختيار دارند و هر سال ۵۰۰ تا ۶۰۰ ميليارد تومان سود خالص کسب مي کنند و با چنين پولي ده روزنامه و قلم به دست راه مي اندازند تا بتوانند سود چندين درصدي از مردم بگيرند."

            منظور او البته ده ها روزنامه و سايت جناح راست و از جمله سايت هايي که توسط وابستگان وي و با بودجه هاي دولتي به راه افتاده اند نبود؛ او ازکساني سخن مي گفت که با "سياست دولت مخالفت مي کنند و فرياد برمي آورند" و اين کارشان "يا از روي کج فهمي است و يا اينکه خودشان ريشه همه مفاسد هستند."[ از سخنان احمدي نژاد در اصفهان]

            و وزير ارشاد دولت نهم هم با رئيس دولت موافق بود. محمد صفار هرندي که از اولين روز وزارت خود تا به امروز، هيچ فرصتي رابراي انتقاد از مطبوعات از دست نداده، به فاصله چند ساعت از سخنان محموداحمدي نژاد، مطبوعات منتقد دولت را "مروج انديشه هاي مهاجم و پياده نظام هجمه فرهنگي دشمنان نظام" خواند.

            وي با اشاره به "برنامه ناتوي فرهنگي" که "از ميان برخي عناصرداخلي سربازگيري مي کند" به صراحت اعلام کرد که برنامه دولت احمدي نژاد "حمايت از مطبوعاتي است که به دور ازهياهو" در واقع در تاييد دولت مطلب مي نويسند و در غيراين صورت مطبوعاتي تلقي مي شوند که "براي اجنبي يقه دراني مي کنند" و لذا نبايد "انتظار حمايت از سوي نظام را داشته باشند." مطبوعاتي که در فضايي "بي رحمانه" خدمات دولت نهم را ناديده مي گيرند.

            آقاي صفار هرندي که بارها گفته "برخي رسانه*هاي داخلي پياده نظام هجمه فرهنگي دشمن هستند" و مطبوعاتي ها را به "قهوه خانه نشين*هاي قديم كه فقط جايي مي*نشستند و وراجي مي*كردند" تشبيه كرده، بر اساس همين تحليل از تدوين "نظام جامع رسانه ها و مطبوعات و خبرگزاري ها" خبر داد. طرحي که بر اساس آن "حقوق و تکاليف رسانه ها به صورت شفاف تعريف" خواهد شد.

            از احمدي نژاد تا کيهان

            اين سخنان بلافاصله درنشريات جناح راست و سردسته آنان، کيهان که "به دور از هياهو" در تاييد دولت نهم قلم مي زنند، منعکس شد. سردار اصولگرا حسين شريعتمداري، مديرمسئول کيهان و نماينده ولي فقيه در اين ارگان مطبوعاتي در مقاله اي، تحت عنوان "چرا تعجب مي كنيد" [با يک علامت تعجب و يک علامت سئوال] آنچه را که گردانندگان دولت نهم گفته بودند بيشتر باز کرد و از جمله با تکرار اتهاماتي مشابه از "حمايت برخي مطبوعات و سايت هاي اينترنتي از اهداف رواني- تبليغاتي آمريكا عليه ايران اسلامي از جمله حمايت آنان از اراذل و اوباش و سنگ اندازي در راه اجراي طرح تامين امنيت اجتماعي" اعلام کرد که: "هويت حاميان مطبوعاتي، سياسي و محفلي آنها را مي شناسيم و از ماجراي پشت پرده آنان خبر داريم."

            و طبعا وقتي کيهان خبر دارد، سردار حجازي، فرمانده نيروي مقاومت بسيج هم باخبرست: "دشمن با سرمايه*گذارى روى رسانه*ها در پى ايجاد نارضايتى است."


            در چنين وضعيت خطرناکي، طبعا خبرگزاري فارس، وابسته به قوه قضاييه هم بايد به کمک سرداران جناح راست بيايد. اين خبرگزاري در گزارشي به اصطلاح خبري ـ تحليلي، از "عمليات براندازي نرم به سبك بنياد آمريكايي سوروس" که توسط مطبوعاتي ها و فعالين مدني پياده مي شود، پرده برمي دارد.

            در گزارش مزبور مي خوانيم: "بنياد سوروس از موسسات و مراكزي كه به دنبال ايجاد نافرماني مدني در جمهوري *اسلامي *ايران هستند حمايت مي*كند..... بنياد سوروس در كنار بنياد رسانه*اي رابرت مرداك...دومين سازمان رسانه*اي جهان است كه بيشترين شبكه*هاي تلويزيوني، خبرگزاري*ها، سايت*ها، خبرنامه*ها و روزنامه*ها را در سطح جهان مديريت و هدايت مي*كند، اما تفاوت اين است كه فعاليت رسانه*اي مرداك آشكار است و جسورانه در اداره و خريد شبكه*هاي بزرگي چون فاكس نيوز تا الجزيره و حتي رسانه*هاي آسياي دور ظاهر مي*شود، اما سوروس بيشتر اصرار دارد مشي نهان را در خريد و هدايت رسانه*ها ايفا كند".

            نويسنده اين خبرگزاري سپس با هدايت بحث به سوي "خريد و هدايت رسانه ها" مي افزايد: "وزارت اطلاعات مدتي بعد از دستگيري هاله اسفندياري در 18 ارديبهشت و تحقيقات از وي اعلام كرد كه اسفندياري به عنوان يكي از مديران موسسات مرتبط با سوروس، از تلاش اين بنياد براي اجراي براندازي نرم در ايران پرده برداشته است. در گزارش وزارت اطلاعات آمده بود: هاله اسفندياري كه مدير و مؤسس برنامه خاورميانه مركز "ويلسون" در آمريكا است، به عنوان مركز حلقه اتصال ارتباط ايرانيان با سازمان*ها و نهادهاي آمريكايي عمل كرده است".

            براي انجام اين عمل نيز "بنياد سوروس در هر كشور، مجموعه*اي متناسب با همان كشور مشتمل بر فعاليت**هاي فرهنگي، هنري، اجتماعي، سياسي و اقتصادي را با حمايت*هاي پولي و مالي ارائه مي*دهد." به همين علت "اين* روزها، زمان تعيين كننده*اي براي جريان حامي براندازي نرم جمهوري اسلامي ايران بوده و وزارت اطلاعات اين روزها روي نقاط حساس دشمن دست گذاشته است. خشم مقامات آمريكايي از دستگيري حلقه*هاي زنجيره بنياد سوروس در ايران كه در دشنام*هاي ديپلماتيك نمايان شده و فعال نمودن همه ابزارهاي در دسترس براي آزادي اين افراد از وزارت خارجه و ديدبان حقوق بشر گرفته تا رسانه*هاي وابسته، نشان مي*دهد كه دولت جمهوري اسلامي ايران، نقطه اميد ايالات متحده را كه موفقيت تمام سياست*هايش[از قبيل ايجاد فشار رواني بر مردم و القاي ناكارآمدي دولت، خالي كردن صحنه از حضور مردم در بحث هسته*اي، بزرگنمايي مشكلات معيشتي مردم و تحقير نمودن دستاوردهاي اقتصادي، جنجال*آفريني*هاي صنفي در دانشجويان، معلمان، كارگران و زنان و القاي وجود مشكلات دهشتناك حقوق بشري] معطوف به آن شده بود، كور كرده است."

            تحليلي زنجيره اي که بلافاصله خود را در "ششمين اجلاس سراسري مشاوران استانداري ها در امور بانوان" نشان مي دهد.در آنجاخبرنگاراني که براي تهيه گزارش به وزارت کشور رفته بودند "از سالن کنفرانس بيرون رانده" [اعتماد] مي شوند. اين اخراج در پي اعتراض خبرنگاران به سخنان فرشته ساساني، مدير دفتر امور بانوان وزارت کشور و منصوب مصطفي پور محمدي، وزير کشور دولت نهم انجام شد. او خبرنگاران را متهم به گرفتن "هديه در ازاي پوشش خبري" کرد.

            به هر حال هر چه باشد "امروز عصر اطلاع رساني است و بنا به نظر كشورهاي مختلف جهان رابطه اي معنادار ميان قدرت اطلاع رساني حكومت ها با جايگاه آنها در جهان وجود دارد" [غلامعلي حداد عادل] و به نظر احمدی نژاد رييس جمهور نمي توان "ابرقدرت جهان" بود و اجازه داد که رسانه هاي مخالف دولت "رابطه حكومت و ملت را مخدوش" کنند.


            Comment


            • Comment



              • به گفته مقامات بلندپايه آمريکايي، آمريکا قصد دارد در مذاکرات حساس روز دوشنبه که ميان ديپلمات هاي ايران و آمريکا در بغداد برگزار خواهد شد، شرح کاملي از نقش روزافزون نظامي ايران در عراق از جمله واگذاري تسليحات به شبه نظاميان شيعه و سني را ارائه دهد.

                ريان کراکر سفير آمريکا در بغداد همچنين خلاصه اي از اقداماتي را که ايران مي تواند انجام دهد تا به لحاظ سياسي و نظامي به برقراري ثبات در عراق جنگ زده کمک کند، مطرح خواهد کرد. به گفته منابع، نشست هاي بعدي به کيفيت گفتگو و همکاري ايران در هفته هاي آتي بستگي خواهد داشت.

                يک مقام بلندپايه دولت آمريکا که خواست نامش فاش نشود، گفت: "اگر اين نشست مثمر ثمر باشد، با نشست دوم موافقت خواهيم کرد." با اين وجود به گفته تحليلگران، دولت بوش با نفوذ محدودي وارد گفتگو خواهد شد.

                بروس ريدل کارشناس مسائل خاورميانه در موسسه بروکينگز که در گذشته عضو شوراي امنيت ملي و سازمان اطلاعات آمريکا بوده است، مي گويد: "ايران در اين مذاکرات هرگونه مزيتي، هم از لحاظ جغرافيايي و هم جمعيتي و زماني دارد و ايرانيان اين موضوع را مي دانند. ايران نسبت به ما روابط بهتري با همه احزاب سياسي، شبه نظاميان، فرماندهان گروه هاي شبه نظامي شيعه و جوامع کرد عراق دارد. ايران بهترين سازمان اطلاعاتي را در عراق دارد."

                به گفته مقامات نظامي آمريکا، نيروهاي عراقي و آمريکايي در يورش روز چهارشنبه به شهرک صدر بغداد، مخفيگاه جديدي از تجهيزات ساخت بمب و مقادير زيادي وجه نقد ايران را کشف کردند. به گفته مقامات آمريکا، دولت بوش روز دوشنبه جزئياتي را در مورد تجهيزات جنگي ايران که توسط افراطيون عراقي بر عليه نظاميان آمريکا استفاده مي شوند، مطرح خواهد کرد. پيگيري اين طرح نظامي از اواخر سال گذشته شدت گرفته است.

                يک مقام بلندپايه ايراني نيز روز گذشته اعلام کرد دستور کار حسن کاظمي قمي سفير ايران در عراق، گفتگو در مورد روش هاي "عملي" کمک به دولت عراق خواهد بود. اما به گفته مقامات ايران و آمريکا، اين مذاکرات که انتظار مي رود دست کم دو ساعت به طول انجامد، معياري براي محک زدن قصد و نيت طرفين خواهد بود.

                منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران روز گذشته در يک کنفرانس خبري در تهران اظهار داشت: "اگر آمريکا ديدگاهي واقع گرايانه داشته باشد، به سياست هاي غلط خود در عراق اعتراف کند، تصميم بگيرد اين سياست ها را تغيير دهد و به مسئوليت هاي خود احترام بگذارد، طرفين مي توانند به ادامه مذاکرات اميدوار باشند."

                از سوي ديگر خاوير سولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا 31 ماه مه در مادريد با علي لاريجاني مشاور امنيت ملي ايران ديدار خواهد کرد. انتظار مي رود در اين ديدارسولانا مجددا ً پيشنهاد آمريکا را در مورد مذاکره با ايران در خصوص برنامه هسته اي اين کشور اعلام کند. اما اگر تهران همچنان درخواست هاي سازمان ملل را ناديده بگيرد، آنوقت آمريکا و ديگر اعضاي شوراي امنيت خواستار تصويب سومين قطعنامه اين شورا در خصوص اعمال تحريم هاي جديد بر عليه ايران خواهند بود. در همين حال مقامات وزارت خارجه آمريکا نيز اعلام کرده اند اتحاد جامعه بين الملل بر عليه برنامه هسته اي ايران، موضع قدرتمندي به واشنگتن خواهد بخشيد.

                تحليلگران سياسي معتقدند ايران همانند شبه نظاميان عراقي فقط خواستار خروج نظاميان آمريکايي از عراق است. ريدل مي گويد: "آنچه که ما خواهان آن هستيم، يعني پايان خشونت ها، لزوما ً آن چيزي نيست که ايرانيان مي خواهند. آنها مي خواهند ما شکست خورده عراق را ترک کنيم و ديگر طرحي نداشته باشيم تا از عراق بعنوان پايگاهي براي تغيير رژيم ايران استفاده کنيم."


                Comment


                • مبارزه غرب در جهت توقف برنامه هسته اي ايران هنوز کارگر واقع نشده است. شوراي امنيت سازمان ملل هفته گذشته موعد جديدي را براي تعليق غني سازي اورانيوم از سوي ايران مشخص کرد. در همين حال بازرسان سازمان ملل گزارش داده اند 2100 سانتريفيوژ فعال و يا در دست احداث در نيروگاه نطنز وجود دارد که اين رقم بيش از سه برابر رقم سه ماه گذشته است. ايران در مسير دستيابي به هدف اعلام شده خود، راه اندازي 3000 سانتريفيوژ فعال تا تابستان امسال، قرار دارد. اگر از نيروگاهي به وسعت نيروگاه نطنز براي توليد اورانيوم با غناي بالا استفاده شود، مي توان ظرف يک سال سوخت مورد نياز ساخت يک بمب را تهيه کرد. از سوي ديگر در حاليکه آخوندها علنا ً اقدامات شوراي امنيت را ناديده مي گيرند، در عمل نيز به گروگانگيري آمريکايي ها مبادرت ورزيده اند. تاکنون گزارش شده است پنج شهروند ايراني ـ آمريکايي، از جمله هاله اسفندياري محقق کانون وودرو ويلسون که از مراکز حمايت کننده گفتگو ميان ايران و آمريکا است، بازداشت شده اند.

                  در حاليکه ايران همچنان ستيزه جويانه و خصمانه عمل مي کند، دول غربي از جمله خود دولت بوش در مورد چگونگي عملکردشان به اختلاف رسيده اند. بنظر مي رسد برخي از مقامات آمريکا، سفر اخير ديک چني معاون رئيس جمهوري آمريکا به يکي از ناوهاي هواپيمابر شناور در خليج فارس را سرمشق خود قرار داده اند. به گفته اين مقامات، نمي توان حمله نظامي به تأسيسات هسته اي ايران را حذف کرد. برخي ديگر از مقامات بر گسترش روابط آغاز شده ميان مقامات ايران و آمريکا در مورد مسائل عراق تأکيد مي کنند. اين روابط روز دوشنبه با نشست سفراي دو کشور در بغداد ادامه خواهد يافت. محمد البرادعي مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز به نوبه خود استدلال مي کند که شوراي امنيت صرفا ً بايد بپذيرد که "حوادث از سه قطعنامه متفق الرأي و لازم الاجراي اين شورا در خصوص توقف غني سازي ايران پيشي گرفته اند" و شوراي امنيت بايد از تلاش هاي خود براي اجراي اين قطعنامه ها دست بردارد.

                  بنظر نمي رسد هيچ يک از اين گزينه ها کارگر واقع شود. حمله نظامي به ايران اقدامي خطرناک و احتمالا ً بيهوده خواهد بود. دولت بوش معتقد است، شروع مذاکرات گسترده تر استراتژيک با ايران به تعليق غني سازي توسط اين کشور بستگي دارد. رژيم ايران نيز که دهه ها بدنبال چنين توجهي از سوي آمريکا بوده است، نبايد اين اقدام آمريکا را رفتاري خصمانه و غيرقانوني تلقي کند. در نهايت ما فقط مي توانيم از جسارت آقاي البرادعي، کارمند غيرمنتخب عرصه بين المللي که مأموريتش اجراي تصميمات شوراي امنيت است، در شگفت باشيم. البرادعي صرفا ً با وادار کردن شوراي امنيت به مسکوت گذاشتن قطعنامه هاي لازم الاجرا، اقتدار اين شورا را از بين مي برد. اگر قرار باشد اين چنين شود، هرگونه شانس ممانعت از دستيابي ايران به سلاح هاي اتمي از طريق ديپلماسي از بين خواهد رفت.

                  اما در هر حال گزينه بهتري جز ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت و تصويب قطعنامه ديگري در خصوص اعمال تحريم هاي سخت تر بر عليه ايران وجود ندارد. اين همان اقدامي است که دولت بوش خواهان آن است. ايران در برابر فشارهاي اقتصادي آسيب پذير است. صنعت نفت اين کشور به سرمايه گذاري خارجي وابسته است و سوخت اتومبيل هايي که شهرها را خفه کرده اند، اساسا ً بنزين وارداتي است. هنوز اين احتمال وجود دارد که تحريم هايي که واقعا ً اقتصاد ايران را تحت فشار بگذارند و همچنين ارائه پيشنهاد ضمانت هاي گسترده امنيتي و تجاري به تبع تعليق برنامه هسته اي ايران، موضع سخت اين کشور را درهم بشکند. در صورتي که چنين اقدامي صورت نگيرد، تنها گزينه هاي باقيمانده تسليم و يا جنگ خواهد بود.

                  Comment


                  • ايران منتقدان غربي خود را بر سر دوراهي گذاشته است. دولت تهران نه تنها در برابر دو قطعنامه شوراي امنيت که تاکنون به تصويب رسيده مأيوس نشده، بلکه سرعت برنامه غني سازي خود را نيز افزايش داده است؛ برنامه اي که احتمالاً به تهران اجازه خواهد داد تا سه سال ديگر بمب اتمي در اختيار گرفته باشد.

                    مطمئناً حکومت آيت الله ها از هر فرصتي استفاده مي کند و با قاطعيت تمام به سوي هدف خود يعني به نتيجه رساندن برنامه اي که مي گويند "صلح آميز" است، پيش خواهد رفت. آخرين گزارش بازرسان آژانس اتمي که هر بار با موانع بيشتري در کار خود روبرو مي شوند حاکي از آن است که دانشمندان ايراني درحال نصب سانتريفوژهاي بيشتر و قدرتمندتري هستند و به تدريج کنترل کامل روي چرخه سوخت اتمي را به دست مي آورند؛ که اين نيز به نوبه خود مي تواند به توليد سلاح هسته اي ختم شود.

                    به وجود آمدن دودستگي در شوراي امنيت، به دليل مخالفت هاي چين و روسيه در تشديد فشار بر تهران، باعث شده تا اقدامات شوراي امنيت تاکنون نتيجه لازم را ندهد. از طرف ديگر، مذاکرات مستقيم دولت اسلامي با نمايندگان اروپايي نيز آنچنان اميدوارکننده نبوده است. نه وعده "هويج" و نه تهديد "چماق"، هيچ يک نتوانسته اند از قاطعيت حکومت اصولگراي اسلامي بکاهند؛ حکومتي که جاه طلبي هاي هسته اي خود را به مدت 20 سال از جامعه بين الملل مخفي نگهداشته بود.

                    به نظر مي رسد ايران بيشتر مايل است از اعمال انجام شده اي که از سوي تناقض گويي غربي ها ريشه گرفته بهره برد: پيشرفت هاي تکنولوژيکي خود در زمينه هسته اي، حاشيه هاي موجود در تجربه هاي ناکام ايالات متحده در عراق که در سراسر جهان طنين انداخته و در نهايت استقرار نيروي دريايي امريکا در خليج فارس.

                    محمد البرادعي، رييس آژانس بين المللي انرژي اتمي معتقد است خواسته هاي سازمان ملل براي متوقف شدن فعاليت هاي غني سازي ايران از مرز واقعيت گذشته و اين سرآغازي است که از سوي ايالات متحده و اروپا مورد قبول واقع نمي شود: نه خواسته هاي صلح آميز حکومت ستيزه جوي ايران، که طي دهه هاي اخير صرفاً "اهانت مطلق" به ديگران را سرلوحه خود قرار داده، و نه کنترل و نظارت بي وقفه بر روي فعاليت هاي هسته اي ايران. به گفته البرادعي، چاره موقت ايران معلق نگهداشتن زمان است.

                    ايالات متحده و اتحاديه اروپا به اميد تصويب يک قطعنامه جديد در شوراي امنيت، خواهان نشان دادن هر چه بيشتر فوريت و واقعيت امر هستند تا بلکه زمان دستيابي آيت الله ها به سلاح هسته اي فرا نرسد. مطمئناً هرگونه راهکار جديد، چه به صورت وعده و وعيد و چه به صورت تحريم و تهديد، براي تغيير مسير رويدادها کافي خواهد بود.

                    Comment


                    • از ديد کريستين اشترايف، رييس شرکت پژو، درحال حاضر سرمايه گذاري در ايران "به هيچ وجه منطقي نيست". او ترجيح مي دهد اين بازار را ترک کند و شاهد افول فروش خود در سطح جهاني باشد تا اينکه شرکت خود را متوجه خطر کند. ولي شرکت رنو چنين عقيده اي ندارد...

                      کريستين اشترايف، رييس جديد شرکت پژو، در حاشيه نشست عمومي اين شرکت اظهار داشت: "درحال حاضر به هيچ وجه منطقي نيست که يک سازنده اتومبيل سرمايه گذاري هاي صنعتي خود را در ايران افزايش دهد."

                      اين ديدگاه از موقعيت متشنج سياسي ايران و خطرات بايکوت بين المللي که به دليل افراط گرايي هاي رييس جمهور احمدي نژاد در پرونده هسته اي به وجود آمده نشأت مي گيرد. اين مسأله مي تواند به مثابه تهديدي بزرگ براي ثبات اقتصادي اين کشور باشد.

                      خروج تدريجي پژو از بازار ايران به خوبي رکود جهاني فروش اين شرکت را در سال گذشته توضيح مي دهد [درواقع تعداد 50 هزار خودرو کمتر به فروش رسيده]. شرکت پژو در سال 2005 تعداد 304 هزار خودرو به بازار ايران تحويل داد و اين تعداد در سال 2006 به 235 هزار رسيد، يعني در حدود 70 هزار خودرو کمتر از سال 2005. در سه ماهه اول امسال، اين ميزان باز هم کاهش يافت و تنها تعداد 31 هزار خودروي پژو در ايران مونتاژ شد که 35 درصد کمتر از سه ماهه اول سال گذشته بوده است. با اين حال، پژو در 15 سال اخير يکي از بزرگ ترين شرکت هاي خودروسازي بوده که در ايران حضور دارند.

                      در برابر احتياط شرکت پژو، بي پروايي و تهور شرکت رنو بسيار چشمگير است. کارلوس غصن، رييس رنو که اصليت لبناني دارد، تصميم گرفته خطوط توليد رنو "لوگان" را در ايران و هندوستان تأسيس کند. اين در حالي است که تاکنون براي خريد تعداد 100 هزار رنو لوگان ثبت نام بعمل آمده. آيا اين استراتژي بي پروا مي تواند احتياط پژو را نفي کند؟ آينده پاسخ اين سؤال را روشن خواهد کرد.

                      تأمين تسليحات طالبان

                      به نقل از روزنامه ديلي تلگراف، جنگ افزارهاي متعددي، از قبيل موشک هاي زمين به هوا، توسط ايران براي طالبان تأمين شده تا بتوانند با نيروهاي ائتلاف در افغانستان مبارزه کنند.

                      به نوشته اين روزنامه از زبان يک مقام عالي رتبه ارتش بريتانيا، سپاه پاسداران که درواقع بازوي نظامي و ايدئولوژيکي جمهوري اسلامي است، تأمين کننده صدها سلاح براي گروه طالبان بوده است. در بين اين تسليحات، موشک هاي ضدهوايي SAS Strella نيز به چشم مي خورد که در واقع تهديدي جدي براي هليکوپترهاي نيروهاي ائتلاف مي باشد.

                      مواد منفجره، مين هاي ضدتانک، کلاشينکوف، خمپاره انداز، موشک انداز و تيربار نيز جزو سلاح هايي هستند که به صورت مخفي به افغانستان منتقل شده اند. به نقل از اين روزنامه، اين تسليحات توسط نيروهاي ويژه امريکايي که در کنار ارتش افغان تغيير موضع داده اند شناسايي شده است.

                      اين روزنامه محافظه کار از زبان يک منبع نظامي مي نويسد: "گزارش ها حاکي از آن است که برخي از سازمان ها، از جمله سازمان هاي ايراني، به طور قابل ملاحظه اي از طالبان حمايت مي کنند."

                      اين درحالي است که منابع ديپلماتيک در لندن نگراني خود را از تأمين تسليحات طالبان توسط ايران اعلام کرده بودند. نکته سؤال برانگيز اين است که چرا ايران عليرغم نداشتن منفعت استراتژيک در افغانستان قصد دارد با تلاش هاي غربي ها در اين کشور به مخالفت برخيزد.

                      در ماه آوريل، ژنرال امريکايي پيتر پيس، رييس ستاد مشترک ارتش، تأييد کرده بود که نيروهاي ائتلاف در نزديکي قندهار [جنوب افغانستان] تيربارها و مواد منفجره اي را که ساخت ايران است شناسايي کرده اند، ولي از سوي ديگر خاطرنشان کرد که هيچ نشانه اي دال بر دخالت مستقيم دولت ايران يافت نشده است.

                      Comment


                      • در آستانه آماده شدن دیپلمات های ایران و آمریکا برای مذاکره فردا در بغداد، تهران به چه فکر می کند؟ گزارشات معمول و روزمره در این زمینه کارساز نیست چون ایرانیان بطور علنی سخن نمی گویند. ولی از طریق هنر قدیمی خواندن فکر، می توانیم به تخمین آنچه در ذهن آن ها می گذرد دست یابیم.

                        تهران از همان چیزی که از سال 1979 از آن واهمه داشت امروز نیز هراس دارد: یعنی توطئه آمریکا برای بر اندازی انقلاب اسلامی. فکر توطئه خارجی ها بر تمام تصمیمات ایرانیان سایه انداخته است. آمریکائیان می گویند از نوری الملکی، نخست وزیر شیعه عراق حمایت می کنند، ولی تهران اعتقاد چندانی به آن ندارد. چرا باید آمریکا در عراق از یک دولت شیعه حمایت کند و بدین ترتیب قدرت ایران را در منطقه افزایش دهد؟
                        تهران از خود می پرسد: بوش واقعا به دنبال چیست؟ عربستان سعودی، دوست و متحد آمریکا، طرفدار کودتای ایاد علیاوی در عراق است؛ نخست وزیر موقت عراق که توسط استاد تمام توطئه کنندگان یعنی ام آی 6 انگلیس تعلیم دیده است. رئیس توطئه کنندگان آمریکا، یعنی دیک چنی، هقته پیش به ریاض رفت و از سعودی ها خواست از متحد ایران یعنی المالکی حمایت کنند. ایرانیان گیج شده اند. اگر بوش واقعا از نوری المالکی حمایت می کنند، ایرانی ها انتظار دارند این مطلب را فردا به صراحت از زبان رایان کروکر، سفیر آمریکا در عراق بشنوند.
                        در ذهن تهران، همچنان فکر توطئه آمریکا برای براندازی رژیم ایران دور می زند. کوندلیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا، در مصاحبه اخیر خود با فاینانشال تایمز این موضوع را انکار کردولی از متوقف کردن کمک 75 میلیون دلاری آمریکا به رادیوی طرفدار دموکراسی در ایران و گروه های غیر دولتی مخالف حکومت ایران سخنی نگفت. تهران معتقد است این بودجه برای تشویق انقلابی "نرم" به شیوه اتقلاب های گرجستان و اوکراین در ایران بکار می رود.
                        به همین دلیل ایرانی ها هاله اسفندیاری، یک ایرانی-آمریکایی که با مرکز وودرو ویلسون همکاری می کند را دستگیر کرده اند. آن ها می دانند که او یک جاسوس نیست؛ منابع ضد اطلاعات ایران نیز تائید کردند که وی نقش جاسوسی نداشته است. ولی رهبران ایران می خواهند نشان دهند که حتی یک مادر بزرگ بی آزار را هم برای ترساندن فعالین سیاسی به زندان می اندازند. ملایان شاید در فکر باز کردن باب گفتگو با واشنگتن باشند ولی نمی خواهند مردم عادی فکر کنند که آن ها با شیطان بزرگ کنار آمده اند.
                        ایران از گفتگو متنفر است. این واقعیت دیگری است که می توان در ذهن تهران تشخیص داد. تهران چندان نامطمئن بود که چه کسی باید با کروکر در بغداد ملاقات کند که حسن کاظمی قمی را برای مشاوره به تهران فراخواند. ایرانیان نمی خواهند قبل از اینکه توافق کاملی در مورد آمریکا در درون حاکمیت به وجود آید موضعی بگیرند. افراد مصلحت گرا در تهران سخنان هنری کیسینجر، وزیر خارجه سابق آمریکا را یاد آور می شوند که گفته بود ایران و آمریکا منافع مشترکی دارند. ولی تندرو های ایران، که به سپاه پاسداران نزدیک هستند تاکید می کنند که هر گونه مذاکره با آمریکا نوعی دام است.
                        از نظر رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای، مساله اصلی حفظ اعتبار انقلاب است؛ چیزی که در وضعیت ایران با حکومت ملایان که چندان هم محبوب نیستند آسان نیست.خامنه ای به دنبال چنان مذاکره ای در مورد عراق است که بتواند در داخل از آن دفاع کند و نام خود را در زیر آن بنویسید. در این وضع او بیشتر دنباله رو هست تا رهبر. وی از این هراس دارد که آمریکا با بازی های سیاسی از مصلحت گرایان درمقابل تند رو ها حمایت کند که در این صورت کار وی مشکل می شود. شایعات تهران هم که گویای بیماری شدید وی است. این هم شاید دلیل دیگری برای عدم پذیرش هر گونه نتایجی از مذاکرات عراق باشد. در حال حاضر هر دو کشور از پیش کشیدن مساله برنامه هسته ای ایران حذرمی کنند.
                        غرور ملی ایرانیان نیز درست مثل حس مشروعیت رژیم شکننده است. به این دلیل آن ها در صورت امر و نهی و تحمیل شرایط یا اتهام زدن آمریکا در مذاکرات بغداد عکس العمل شدید نشان خواهند داد. وقتی کروکر از ایران بخواهد که سلاح های مرگبار به عراق نفرستد، ایرانیان ابتدا این امر را انکار می کنند ولی اگر تصمیم بگیرند از ارسال سلاح خودداری خواهند کرد.
                        این مذاکرات بر پایه عدم اطمینان طرفین بنا شده است. این امر لزوما به این معنی نیست که مذاکرات شکست می خورد؛ مذاکرات تشنج زدایی آمریکا و شوروری هم در شرایط سوء ظن و عدم اطمینان انجام شد. مصلحت گرایان ایران مذاکرات در سطحی بالاتر، مثلا در حد جیمز بیکر، وزیر خارجه سابق آمریکا، و با دستور جلسه ای وسیع تر را انتظار دارند - ولی خواهش می کنم بین خودمان باشد ! ایران تا از مقاصد واقعی آمریکا مطلع نشود حاضر به ریسک نیست.
                        ایران انتطار شنیدن چه اعلامیه را از سوی کروکر در عراق دارد؟ مثلا چیزی شبیه: "ایالات متحده آماده است بصورت دو جانبه در مورد مسائل مورد علاقه دو کشور مذاکره کند." این جمله می تواند سر آغاز یک بازی دیپلماتیک باشد که ایران را هم تشویق می کند و هم می ترساند.

                        Comment


                        • تحليل محتواي "کيفرخواست دادستان" در پرونده ي محاکم فعالان سياسي و مطبوعاتي و احکام قضات محترم دادگاه ها به موازات دلايل رد صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي توسط شوراي نگهبان، از جمله مي تواند بيانگر اين نکته باشد که "نقد و نقض قانون اساسي" يکي از بالاترين اتهام ها و جرائم اصلاح طبان و نيروها ي دگرانديش بوده و هست. اتهام هايي که در مجموع هزاران سال بازداشت و زندان، صدها سال محروميت اجتماعي و مطبوعاتي و محروميت از مشاغل و مناصب دولتي، و ده ها ميليارد ريال وثيقه و يا پرداخت جريمه ي نقدي، به عنوان مجازات قضايي و يا محروم شدن از نمايندگي مجلس و حتي از دست دادن کسب و کار يا شغل، پيامد آن بوده است.

                          در شرايطي که نقد قانون اساسي و حتي تلاش براي اصلاح آن اصولا جرم نيست و نمي توان به راحتي چنين محکوميت هايي براي آن منظور کرد، نقض آن توسط مقام هاي سياسي و اجرايي که خود بايد پاسدار قانون اساسي باشند نه تنها جرم که درخور مجازات هاي سنگين است. حال اگر ناقض قانون رئيس جمهور کشور، به عنوان "مسئول اجراي قانون اساسي" ياشد، موضوع درخور توجه بيشتري خواهد بود، و اگر گفتار و رفتار وي به گونه اي باشد که شائبه ي زيرپا گذاردن تعهدات بين المللي ايران را دامن بزند، موضوع مهم تر، اساسي تر و پيچيده تر هم خواهد شد.

                          ذيل اصل يکصد و بيست و يکم قانون اساسي، در متن "سوگندنامه رئيس جمهور" يک فراز قابل تامل وجود دارد: من سوگند ياد مي کنم که "از هرگونه خودکامگي بپرهيزم و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي که قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت کنم".

                          قانون اساسي ايران در ارتباط با "آزادي و حرمت اشخاص" و کسب و کار آن ها، و حقوقي که "براي ملت" شناخته است، مواد فراواني دارد که به پاره اي از آنها اشاره خواهم کرد. همچنين اعلاميه جهاني حقوق بشر و ديگر مصوبات نهادي بين المللي از جمله مصوبات مجمع عمومي سازمان ملل که ايران متعهد به اجراي آن است، حقوقي را براي شخصيت هاي حقيقي و حقوقي و موسسات و شرکت ها درنظر گرفته که رئيس جمهور يک کشور نه تنها نمي تواند به اين راحتي آنها را ناديده بينگارد، بلکه متعهد به اجراي آن است.

                          در اين شرايط، آقاي احمدي نژاد در آخرين سفر استاني خود، در ارتباط با تصميمي متضاد با نگاه کارشناسي "شوراي پول و اعتبار" به موضوع سود بانک هاي دولتي و خصوصي در سال 86، در ميان مردم اردستان سخناني فرموده است که در آن "جرم جديدي" از منظر ايشان تعريف شده، بلکه دم خروس را از پس پرده ي اين مخالفت خواني ها و کنه کينه با فعاليت بخش خصوصي و بانک ها، به نمايش مي گذارد: جرم بانکداردان خصوصي اين است که "موسسه را تاسيس کنند و ميلياردها تومان به جيب بزنند و دست آخر ده ها روزنامه تاسيس کنند و عده اي را در آن جا مشغول کنند تا با قلم زدن هايشان بتوانند جوسازي کنند".

                          "جرم جديد" مورد اشاره رئيس جمهور " بانکداري" و "کارآفريني" است و پيامد آن تاسيس روزنامه و اشتغال به کار روزنامه نگاران منتقد، مستقل و احيانا اصلاح طلب و دگرانديش. حال بحثي بر اين نيست که در شرايط حضور و فعاليت ده ها بانک و موسسه مالي و اعتباري، دم از "انحصار" زدن، نشانه از ناآگاهي و بي اطلاعي از اصطلاحات اقتصادي است. همچنين بحث اين نيست که ايشان در جايگاه قانونگزاري و تعيين مصاديق جرم قرار ندارد و تنها مي تواند مجري قوانين کشور باشد. بحث اصلي اين است که ايشان به عنوان پاسدار قانون اساسي ايران چگونه به خود حق مي دهد که در رفتاري توام با "خودکامگي"، عليه "حقوق، آزادي و حرمت اشخاص" و حقوقي که قانون اساسي براي ملت ضروري شناخته است سخن بگويد، و در نشست هيات دولت بر خلاف نظر کارشناسان و نهادهاي اصلي تصميم ساز، دستور به نقض مصوبات کارشناسي شده بدهد.

                          اين گويش، منش و روش آشکارا و به صراحت 2 ماده از 30 ماده اعلاميه جهاني حقوق بشر را نقض مي کند و با مواد بسيار ديگري در تضاد و تناقض است:

                          ماده 17- (1) هر شخص به تنهايي يا به صورت جمعي حق مالکيت دارد. (2) هيچ کس را نبايد از حق مالکيت محروم کرد.

                          ماده 19- هر فردي حق آزادي عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسي از داشتن عقايد خود بيم و نگراني نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسائل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزي آزاد باشد.

                          ما به ازاي اين مواد در اصول قانون اساسي ايران چنين است:
                          اصل بيستم- "همه افراد ملت اعم از زن و مرد يکسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند."
                          اصل بيست و چهارم- "نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند، مگر آنکه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد."
                          اصل بيست و هشتم- "هر کس حق دارد شغلي را که بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومي و حقوق ديگران نيست برگزيند..."
                          اصل سي و هفتم- "اصل، برائت است و هيچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمي شود، مگر اينکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد."

                          چنانچه ملاحظه مي شود، آقاي احمدي نژاد نه تنها بر خلاف سوگندنامه و وظايف قانوني خود عمل مي کند، بلکه در جايگاه دادستان، مدعي العموم، هيات منصفه و قاضي مي نشيند و به ملت تهمت و افترا مي بندد و عليه حقوق قانوني آنان حکم صادر مي کند و به تشويش افکار عمومي مي پردازد.

                          سوال اين است، در جايگاهي که پس از 28 سال از تصويب قانون اساس، مسئولان عاليرتبه نظام به اين نتيجه رسيده اند که بخشي از وظايف "بخش دولتي" از جمله فعاليت بانکداري مندرج در اصل چهل و چهارم قانون اساسي، به بخش خصوصي واگذر شود، چرا دولت احمدي نژاد نه تنها در اين زمينه اقدام لازم را به عمل نياورده و اهمال کرده است، بلکه بر خلاف نظر کارشناسي "شوراي پول و اعتبار" و قاطبه ي اقتصاددانان دلسوز کشور، با تصميم هاي حساب نشده، بانک هاي خصوصي کشور را به ورطه ي ورشکستي مي کشاند و سرمايه گذاران و مديران آن ها را هر روز به گونه اي مورد عنايت ويژه خود قرار مي دهد و به اتهام هاي گوناگون مي نوازد؟

                          پرسش اساسي تر اين است که اگر مجازات شهروندان ايران در نقد قانون اساسي آن است که در طلايه ي اين مقاله آمد، مجازات ناقض قانون اساسي و زيرپاگذارنده ي تعهدات بين المللي ايران چيست؟ چه کسي بايد مجرم را تعيين و به دست مجازات بسپارد؟افکار عمومي به ويژه در چند ماهه ي اخير نظر خود را داده است، مقام هاي ناظر، مدافعان قانون و قانونگزارن نشسته بر صندلي سبز رنگ مجلس کي بايد به وظايف خود عمل کنند؟


                          Comment


                          • پرتز رهبری حزب کارگر را 'از دست می دهد'


                            پرتز از جمله کسانی بود که در ارتباط با جنگ لبنان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
                            نظرسنجی ها در خارج از مراکز اخذ رای در اسرائیل حاکی از آن است که عمیر پرتز، وزیر دفاع اسرائیل، در تلاش خود برای حفظ ریاست حزب کارگر ناکام خواهد ماند.
                            یک نظرسنجی خروجی پیش بینی کرد که اهود باراک، نخست وزیر سابق، برنده انتخابات رهبری حزب کارگر خواهد شد اما نظرسنجی دیگری به احتمال پیروزی عامی آیالون، رهبر سابق شین بت، اشاره دارد.

                            با این حال به نظر نمی رسد هیچ یک از رقبا 40 درصد لازم برای پرهیز از دور دوم انتخابات را کسب کرده باشد. دور دوم در صورت لزوم ظرف دو هفته برگزار خواهد شد.

                            هر دو نفر تهدید کرده اند حزب کارگر را از ائتلاف حاکم خارج کنند مگر آنکه اهود اولمرت از نخست وزیری استعفا دهد.

                            این تحولات ناشی از انتقاد ملامت بار یک گزارش رسمی از آقای اولمرت در زمینه نحوه جنگ تابستان گذشته در لبنان است.

                            مایک سارجنت، خبرنگار بی بی سی در بیت المقدس، می گوید رقابت نزدیکتر از آن است که بتوان نتیجه را پیش بینی کرد به گونه ای که نظرسنجی ها برای دو کانال مختلف تلویزیونی دو نتیجه متفاوت را پیش بینی می کند.

                            نظرسنجی برای کانال دو می گوید که آقای آیالون با 39 درصد آرا در مسیر پیروزی قرار دارد درحالی که اهود باراک 33 درصد و عمیر پرتز 19 درصد آرا را کسب می کنند.

                            اما "کانال اسرائیل" گفت نظرسنجی آن 38 درصد آرا را از آن باراک، 36 درصد را متعلق به آیالون و 17 درصد را ازان پرتز می داند.

                            مقام های حزب کارگر می گویند که بیش از 65 درصد از 103 هزار عضو حزب در این انتخابات رای داده اند.

                            نتیجه نهایی انتخابات صبح روز سه شنبه اعلام خواهد شد.

                            آقای پرتز در دولت ائتلافی اهود اولمرت سمت وزارت دفاع را برعهده دارد و به دلیل نحوه مدیریت جنگ لبنان در تابستان گذشته، همراه با آقای اولمرت، هدف انتقادهای گسترده بوده است.

                            از آنجا که حزب کارگر شریک اصلی در دولت ائتلافی اهود اولمرت، نخست وزیر از حزب کدیما، محسوب می شود، نتیجه انتخابات جاری می تواند بر سرنوشت دولت تاثیر بگذارد.

                            آقای اولمرت تحت فشار قرار داشته است تا به دلیل بی کفایتی در اداره جنگ لبنان از سمت خود کناره گیری کند اما وی بر ادامه زمامداری خود اصرار ورزیده است.


                            Comment


                            • در حاليکه ماشالله شمس الواعظين، "کشف شبکه جاسوسي امريکا را که با هدف ايجاد بي ثباتي در ايران فعاليت مي کرد" و همچنين شدت گرفتن "حملات آمريکا به ايران" را در روزهاي اخيربا "مذاکرات بغداد" مرتبط مي داند، وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي به دانشگاهيان کشور هشدار داد که "به شدت در معرض تهديد سرويسهاي جاسوسي بيگانه" هستند. سرويس هايي که "تلاش دارند به افراد و مراكز مهم و حساس كشور دسترسي يابند."

                              مدير کل ضدجاسوسي وزارت اطلاعات، که خبر "شناسايي و ضربه زدن به چند شبكه جاسوسي مورد حمايت اشغالگران" را مي داد، در حالي دانشگاهيان کشور را طعمه اصلي سرويس هاي جاسوسي بيگانه خواند که روزنامه کيهان پيش از اين جمع زيادي از هنرمندان و روزنامه نگاران کشور را "جاسوس عوامل بيگانه" خوانده بود. بحثي که حسن عباسي، تئوريسين سپاه پاسداران، آن را به گونه ديگري مطرح کرده بود: "استراتژي* اصلي* آمريكا براي* براندازي* ايران، حوزه* تهديد نرم* است. آنها مي*گويند هدف* ما سرزمين* ايران* نيست، بلكه* شهروند ايراني* است." و اين شهروندان" يا روشنفكرند يا روزنامه*نگارند يا دانشمند و دانشگاهي*اند و..." كساني* كه* "با آماج* قلب* كار مي*كنند، عشق* يا نفرت* ايجاد مي*كنند. اينكه* قلب* مملو بشود از عشق* يا نفرت* مربوط* به* حوزه* تهديد نرم* است".

                              همان نگاهي که خبرگزاري فارس هم دارد. اين خبرگزاري جناح راست درراستاي بررسي "فعاليت هاي بنياد سوروس" به خوانندگانش چنين القا مي کند که اين بنياد "در هر کشور، مجموعه*اي متناسب با همان کشور مشتمل بر فعاليت**هاي فرهنگي، هنري، اجتماعي، سياسي و اقتصادي را با حمايت*هاي پولي و مالي ارائه مي*دهد". چنين است که "حضور کيان تاجبخش در محافل سياسي، اجتماعي، رسانه*اي و فرهنگي*اي که هيچ فصل مشترکي با يکديگر از حيث اتصال ماهيت و موضوع ندارند و دعوت نهادهايي چون خانه هنرمندان ايران، انجمن جامعه شناسي ايران، دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و... از وي" او را به يکي از جاسوساني بدل مي کند که "با آماج قلب کار مي کنند."

                              قلب، همان جايي که کيهان نيز بدان نظر دارد: "كيان تاجبخش از عوامل اطلاعاتي بنياد جرج سورس يك ماه پيش... براي سخنراني به خانه هنرمندان رفت و شائول بخاش [جاسوس صهيونيست و همسر هاله اسفندياري] نيز... براي گاهنامه بخارا در سوگ و ستايش روزنامه نگاران جاسوس مطلب مي نويسد."

                              و تازه اين بخشي از داستان است: "پژوهشگران كيهان شواهد و قرائن متعددي در دست دارند كه اين انجمن از امكانات خانه هنرمندان- كه تعلق به بيت المال دارد- براي پيشبرد بخشي از پروژه سياه ناتوي فرهنگي در ميان هنردوستان جوان، بهره مي برند". و طبعا "روزنامه كيهان در آينده نزديك عملكرد" آن را "بازخواني خواهد كرد".

                              همان نوع بازخواني که بر مبناي اين نوع استدلال ها در باره روزنامه نگاران کشور انجام شده است: "سه سال پيش- مهرماه سال 1383- نگارنده[حسين شريعتمداري] طي يادداشت نسبتاً مفصلي با عنوان خانه عنكبوت از يك شبكه عمليات تبليغاتي- رواني ياد كرده و اسنادي از ساختار تشكيلاتي و هويت آمريكايي اين شبكه را همراه با اسامي اختصاري برخي از اعضاي آن فاش ساخت.... اين شبكه هويت آمريكايي و شناسنامه ايراني دارد. مركز اصلي كنترل و هدايت آن در آمريكاست و چند مركز مياني در كشورهاي اروپايي وظيفه برقراري ارتباط ميان مركز اصلي با اعضاي شبكه در داخل كشور را برعهده دارند... بيشترين فعاليت تخريبي اين شبكه از طريق سايت هاي اينترنتي، روزنامه هاي زنجيره اي، محفل هاي دو گروه افراطي مدعي اصلاحات و... صورت مي پذيرد..... مركز كنترل و هدايت اين شبكه در آمريكا، بعد از دريافت گزارش اعضاي داخلي شبكه از ايران، خط تبليغاتي مورد نياز خود را به صورت خبر، گزارش، تحليل، مقاله و... به سرپل هاي اروپايي و از آنجا به رابطين اصلي شبكه در ايران منتقل مي كند. اين خط تبليغاتي- مثلا فلان يادداشت يا گزارش- با امضاي يكي از اعضاي دست چندم شبكه روي سايت هاي امروز، گويا نيوز، پيك نت و... مي رود و يا در يكي از روزنامه هاي زنجيره اي چاپ مي شود و سپس خبرگزاري هاي خارجي و مقامات آمريكايي، اروپايي و اسرائيلي با استناد به اين اخبار و گزارش ها كه ساخته و پرداخته خود آنها بوده است، تبليغات گسترده اي را عليه نظام، اسلام و مسئولان عالي رتبه كشور تدارك مي بينند... "

                              کاري که صد البته بي اجر نمي ماند: "عوامل شبكه مزبور در دو گروه افراطي مدعي اصلاحات- به عنوان خبرنگار جذب روزنامه هاي زنجيره اي شده و سپس با ترفندهاي ناجوانمردانه اي نظير آلودگي به فساد اخلاقي، وعده فروپاشي قريب الوقوع نظام و قول پست و مقام و يا تحصيل رايگان در كشورهاي اروپايي و آمريكا و... وادار به همكاري با اين شبكه" مي شوند. البته اسامي هم هست، که آوردن آن ضرورت ندارد، کافيست دو خط مطلب ناخوشايند نوشته باشيد تا در اين ليست خود را بيابيد.

                              بر اساس همين تحليل هاست که "مقام اطلاعاتي" دوران جمهوري اسلامي مي گويد: "سرويس*هاي جاسوسي بيگانه براي جذب افراد مورد نظر خود با ارائه وعده*هاي دروغ، تطميع، وعده اقامات و رواديد، بورسيه تحصيلي و ارائه كمكهاي مختلف و حتي تهديد افراد استفاده كرده بودند". و از چه کساني: "متاسفانه اساتيد دانشگاه*هاي ما به شدت در معرض تهديد سرويس هاي جاسوسي بيگانه هستند و با برقراري يك ارتباط ساده علمي از طرف بيگانگان ناگهان خود را در يك دام خطرناك اطلاعاتي مي*بينند".

                              از همين روست که اين مقام امنيتي از سر دلسوزي مي گويد: "ما به همه اتباع كشورمان بخصوص فعالان علمي و اساتيد دانشگاهي هشدار مي دهيم كه به ارتباط با بيگانگان به راحتي اعتماد نكنند و دريافت پول از بيگانه* اي كه قصد او و حتي تابعيت آن نامعلوم است، قبول نكنند چرا كه اين افراد با ترفندهاي اطلاعاتي فرد را به دام خود مي*اندازند و ناگهان افراد در پشت پرده با يك سرويس اطلاعاتي بزرگ و بي*رحم روبرو مي*شوند." يک سرويس اطلاعاتي بي رحم که در گيرو دار مذاکره با آمريکا اعلام مي کند: هاله اسفندياري به اتهام "اقدام عليه امنيت كشور از طريق فعاليت*هاي تبليغي و جاسوسي به نفع بيگانگان" دستگير شده و در حال حاضر در بازداشت به سر مي برد. همين طور کيان تاجبخش: "اين تبعه ايراني نيز به اتهام اقدام عليه امنيت كشور از طريق فعاليت تبليغي *و جاسوسي به نفع بيگانگان در بازداشت موقت به سر مي*برد".[سخنگوي قوه قضاييه] واتهام نازي عظيما، خبرنگار "راديو فردا وابسته به سازمان سيا در ايران را هم اقدام عليه امنيت كشور است".

                              يک سرويس اطلاعاتي که راه محافظت از حکومت رادر "قطع ارتباط ايرانيان داخل کشور با خارج" يافته است. ليست طولاني ممنوع الورود ها و ممنوع الخروج ها را صاحبان همين تفکر نوشته اند.


                              Comment


                              • "مدير كل اداره ضد جاسوسي وزارت اطلاعات معتقد است استادان دانشگاه تحت عنوان برنامه ها و نشست هاي علمي در معرض استفاده هاي اطلاعاتي سرويس هاي خارجي هستند".

                                عصر ديروز در يكي از ساختمانهاي متعلق به وزارت اطلاعات واقع در تهران و با حضور چند تن از خبرنگاران "تعيين صلاحيت شده" خبرگزاري ها و نشريات، جلسه كنفرانس مطبوعاتي مدير كل اداره ضد جاسوسي وزارت اطلاعات برگزار شد.

                                در اين جلسه كه متن خبر مورد تائيد پس از پايان جلسه بين افراد توزيع شد، مدير كل اداره ضد جاسوسي وزارت اطلاعات نسبت به اينكه برخي از اساتيد دانشگاه در معرض استفاده* اطلاعاتي از سوي كشورهاي خارجي قرار گرفته اند هشدار داد.

                                مديركل ضدجاسوسي وزارت اطلاعات دراين نشست ضمن اشاره به تلاشي چند شبكه جاسوسي متعلق به اشغاگران عراق، با بيان اينكه "ما نگران برخي اقداماتي هستيم كه در مناطق مرزي و بعضا مركزي و حتي تهران شكل مي*گيرد" گفت: "لازم است كه مردم مطلع شوند تا بيگانگان نتوانند از برخي ظرفيت*هايي كه در مناطق مرزي ما وجود دارد، سواستفاده كنند".

                                وي با بيان اينكه شبكه* هاي شناسايي شده توسط وزارت اطلاعات با سرويس*هاي اطلاعاتي آمريكا، انگليس مرتبط بوده و از جانب گروه*هايي در عراق حمايت مي*شده اند، حوزه* فعاليت اين شبكه در ايران را آذربايجان غربي، كردستان، خوزستان، كرمانشاه، همدان و تهران معرفي كرد، و افزود: "خوشبختانه اين شبكه شناسايي شد و ضربه خورد و توفيقات خوبي نيز به دست آمد".

                                مديركل ضدجاسوسي وزارت اطلاعات در بيان تركيب افراد اين شبكه كه به گفته* وي دراقصي نقاط كشور پراكنده بودند، اظهار داشت: "ما با شگردهاي خاص اطلاعاتي و حركت*هاي به موقع توانستيم اين افراد را شناسايي و اقداماتشان را خنثي كنيم".

                                وي با بيان اينكه فعالين اين شبكه جاسوسي "تلاش داشتند به افراد و مناطق مهم و حساس كشور دسترسي پيدا كرده و با نفوذ در اين مراكز و به كارگيري افراد موردنظرشان بهره*هاي اطلاعاتي" داشته باشند، گفت:" آنها تلاش مي*كردند اطلاعات طبقه*بندي شده كه مورد نياز سرويس*هاي اطلاعاتي اشغالگران است را از داخل ايران كسب كنند".

                                وي انجام عمليات*هاي تخريبي، بمب*گذاري، ترور، ربايش افراد، فيلمبرداري و عكسبرداري از مراكز حساس با نظارت سرويس*هاي اطلاعاتي اشغالگران را از جمله اقدامات اين شبكه برشمرد و افزود: "آنها با اقدامات نرم*افزاري و عمليات رواني در مناطق مرزي سعي در اين داشتند كه گسست و واگرايي قومي نسبت به نظام در مناطق مرزي ايجاد كند و با استفاده از عناصر ضد انقلاب در مناطق مرزي سعي داشتند به اختلافات دامن بزنند...آنها با راه*اندازي و ايجاد گروه*هاي خلاف*كار با پوشش*هاي سلفي و تكفيري كه آموزش مي*دادند از تضادهاي مذهبي و فرقه*اي استفاده مي*كردند و دامنه* فعاليت* آنها متاسفانه هم شامل مسايل عملياتي اطلاعاتي و هم مسايل فرهنگي و قومي و ظرفيت*هاي منطقه*اي مي*شد و آنها به اختلافات كه در مناطق بود دامن مي*زدند".
                                وي با تاكيد بر اينكه همچنان چرخه* اطلاعاتي از جانب ما وجود دارد، تصريح كرد:" اين شبكه بصورت اساسي ضربه خورده و اگر معدودي از افراد در آن همچنان فعاليت دارند، يا تحت نظارتند يا خيلي زود نسبت به دستگيري آنها اقدام مي*كنيم".

                                شنبه گذشته وزارت اطلاعات طي بيانيه اي خبر از دستگيري چند تيم جاسوسي داده بود كه توسط اشغالگران عراق در مرز هاي شرقي سازماندهي شده بودند.

                                در ادامه اين كنفراس خبري مديركل ضد جاسوسي وزارت اطلاعات با ابراز تاسف از اينكه "بسياري از جاسوسهاي بكار گرفته شده در شبكه* جاسوسي كه اخيرا شناسايي شد از اتباع ايراني بودند" اظهار داشت:" ما احساس نگراني مي*كنيم، بايد مراقب باشيم بسياري از مرزنشينان ما در معرض سوءاستفاده هستند. آنها خود بايد اجازه ندهند مورد سواستفاده قرار گيرند".

                                وي با يادآوري اينكه سرويس*هاي اطلاعاتي چه در اين موضوع و چه در موضوع*هاي ديگر، وعده* ويزا، اقامت در كشور اروپايي و پرداخت مبالغي را به طرفهايي كه مورد طعمه قرار مي*گيرند، مي*دهند، گفت: "آنها هيچ*گاه به وعده*هايشان عمل نمي*كنند؛ چه بسيار افراد خودي كه به اين وعده*ها دل خوش كرده*اند اما به آنها نرسيده*اند و اين اقدامات جز وطن*فروشي چيز ديگري نصيب آنها نكرده است".

                                وي در ادامه با اظهار نگراني نسبت به بسياري از نشستهايي كه تحت عنوان نشست*هاي علمي توسط بيگانگان برگزار مي*شود، گفت: "متاسفانه اساتيد ما در معرض تهديدات اطلاعاتي قرار گرفته*اند و آنها با شيوه*هايي كه دارند ابتدا يك ارتباط ابتدايي برقرار مي*كنند اما به زودي اين ارتباط علمي تبديل به ارتباط اطلاعاتي مي*شود". در حاليکه: "هر بيگانه*اي كه ارتباطي برقرار كرد، قابل اعتماد نيست. خيلي از مصاحبه*هايي كه صورت مي*گيرد علمي نيست بلكه ترفندي است تا افراد خواسته*هاي آنها را دنبال كنند".

                                وي در عين حال خاطرنشان كرد: "البته دستگاه اطلاعاتي ايران در خيلي جاها با شيوه*هاي اطلاعاتي سرراه اين سرويس*هاي اطلاعاتي قرار مي*گيرد تا مانع سواستفاده* آنها شود و در خيلي جاها مانع رفتن افراد به آن سوي مرزها و جذب آنها شده*ايم. البته در خيلي از موارد مردم با ما همكاري كرده*اند و در برخي موارد نيز مرزنشينان متاسفانه همكاري لازم را نداشتند".

                                پيش از اين نيز طي دستورالعملي كه از سوي معاونت امنيت انتظامي نيروي انتظامي صادر شده بود كليه اتباع خارجي از حضور طولاني و زندگي در مناطق مرزي و شهرهاي حاشيه مرز ممنوع شده بودند.

                                در ادامه اين نشست مدير كل اداره ضد جاسوسي وزارت اطلاعات با تاكيد بر اينكه مجموعه فعاليتهايي كه به عنوان تهاجم اطلاعاتي عليه كشور انجام مي*شود، ابعاد و عمق گسترده دارد، افزود: "آنها سعي دارند به جاهايي نفوذ كنند بنابراين همه بايد هوشيار باشيم. رسانه*ها بايد در اين زمينه نقش بازي كنند و نقش آنها در اين زمينه گويا و كاربردي است".

                                پيش از اين وزير اطلاعات ايران، محسني اژه اي در يک كنفرانس مطبوعاتي اعلام كرده بود: "بيش از يكصد نفر كه فعاليت هاي جاسوسي مي كنند در تور امنيتي وزارت اطلاعات قرار دارند".

                                در گزارش جلسه مدير كل اداره ضد جاسوسي با خبرنگاران، هيچ اسمي از وي برده نشد.


                                Comment

                                Working...
                                X