آيا بهتر نيست كشورهاي عربي سكوت كنند!
اگر بيانيه مشترك اردن و مصر كه پس از ديدار ناگهاني رهبران اين دو كشور صادر كرد تنها به انتقاد از حزب الله و حماس و اقدام آن ها در ربودن سه نظامي صهيونيستي بسنده كرد و حملات "اسرائيل" به لبنان را محكوم كرد، اما از سوي ديگر، بيانيه عربستان كه يك سخنگوي رسمي اين كشور آن را صادر كرد، خطرناك تر از مصر و اردن پيش رفته و به ديده شك به مقاومت فلسطين و لبنان نگريسته است.
سه روز پس از حمله ويرانگر هوايي، دريايي و زميني ماشين جنگي دشمن صهيونيستي به تاسيسات زيرساختي لبنان به نظر مي رسد كه ابراز همبستگي كشورهاي جهان به مراتب بهتر از كشورهاي عربي بوده است.
جالب توجه است كه سه كشور عربي عربستان سعودي، مصر و اردن در يك اقدام بي سابقه مقاومت اسلامي لبنان را مستقيما مسئول تجاوزات رژيم صهيونيستي به لبنان دانستند. اين كشورها در بيانيه هايي كه در خصوص حمله اين رژيم به لبنان صادر كردند عمليات فدايي و بي نظير مجاهدان حزب الله لبنان عليه اهداف نظامي دشمن را كه به هلاكت هشت صهيونيست و اسارت دو نفر ديگر انجاميد، ماجراجويي بي حساب و كتاب قلمداد كردند كه به مصالح و آرمان هاي عربي هيچ كمكي نمي كند!
اگر بيانيه مشترك اردن و مصر كه پس از ديدار ناگهاني رهبران اين دو كشور صادر كرد تنها به انتقاد از حزب الله و حماس و اقدام آن ها در ربودن سه نظامي صهيونيستي بسنده كرد و حملات "اسرائيل" به لبنان را محكوم كرد، اما از سوي ديگر، بيانيه عربستان كه يك سخنگوي رسمي اين كشور آن را صادر كرد، خطرناك تر از مصر و اردن پيش رفته و به ديده شك به مقاومت فلسطين و لبنان نگريسته و با آوردن جملات زير در اين بيانيه اين دو مقاومت را نامشروع دانسته است. در اين بيانيه آمده است كه بايد ميان مقاومت مشروع و ماجراجويي هاي بي حساب و كتاب عناصر داخل يك كشور و خارج از آن كه بدون رجوع به دولت و هماهنگي و مشورت با كشورهاي عربي صورت مي گيرد، تفاوت قائل شد. همچنين در اين بيانيه آمده است كه چنين اقداماتي بسيار خطرناك هستند و همه كشورهاي عربي و دستاوردهاي آن ها را از بين مي برد بدون اين كه اين كشورها مورد مشورت قرار گرفته باشند.
تا به حال جنبش هاي مقاومت عربي در اجراي عمليات هاي خود عليه اشغالگران از رژيم هاي عربي كسب تكليف نكرده اند و درخواست عربستان از مقاومت فلسطين و لبنان در اين خصوص بسيار نادرست است.
اين مواضع عربستان سعودي گنگ و نامفهوم است و سؤالات زيادي را در خصوص انگيزه هاي واقعي اين كشور مطرح مي سازد. مقاومت لبنان مانند آنچه اين بيانيه عربستان مطرح كرده هيچ وقت عمليات هاي مشروع و فدايي خود عليه اشغالگران صهيونيست را بدون حمايت نظام و رژيم لبنان انجام نداده است بلكه كاملا با حمايت اين نظام انجام داده است. آقاي ايميل لحود رئيس جمهور منتخب لبنان و رهبران اين كشور از عمليات هاي حزب الله پشتيباني مي كنند. همچنين ارتش لبنان و شمار زيادي از احزاب سياسي مانند حزب ميشل عون و سليمان فرنجيه و حتي وليد جنبلاط هم خواهان يكپارچگي ملي در مقابل تجاوزات صهيونيست ها شده اند.
به نظر مي رسد كه بيانيه عربستان مشروعيت لبنان را در تشكل "المستقبل" به رهبري سعد الحريري مي داند و با همه نيروهاي لبناني مخالف مقاومت هم پيمان شده است.
در واقع اين اقدام عربستان، خروج از سياست هاي اصولي اين كشور است كه در طول چندين دهه شاهد آن بوديم. معمولا اين كشور با ايما و اشاره آمريكا مواضعي چون موضع اخير خود اتخاذ مي كرد، اما در عين حال سعي مي نمود كه پوششي عربي براي آن بيابد. درست مانند طرح «عادي سازي روابط» كه از ابتكار عربستان به طرحي عربي تبديل شد و نشست سران عرب در بيروت آن را تصويب كرد. همچنين طرح مشهور ملك فهد كه نشست سران عرب در رباط آن را پذيرفت، از اين قرار بود. اما اكنون نمي دانيم كه چه چيزي تغيير كرده است. چرا عربستان اين اندازه سعي مي كند كه طرح آمريكا و اسرائيل عليه لبنان، سوريه، ايران و فلسطين را نجات دهد. آيا اين سياست در راستاي خدمت به مصالح عربستان و منطقه عربي است؟
البته شايد برخي ها مجادله كنند و اين موضع عربستان را عقلايي و واقع بينانه و از زاويه ديگر بدانند و بگويند كه موازنه قدرت به نفع عرب ها نيست و عمليات هاي فدايي به تخريب كشورهايي مانند لبنان مي انجامد و به نفع ايران و برنامه هسته اش تمام مي شود.!
چرا اين سياست واقع بينانه و عقلايي كشورهاي عربي تا به حال حتي يك اسير را از زندان هاي اشغالگران صهيونيست آزاد نكرده و حتي نتوانسته فلسي به فلسطينيان تحت محاصره در نوار غزه و كرانه باختري كه آب و غذا و همه چيز به رويشان بسته شده است، كمك كند و جلوي حتي يك گلوله خمپاره به نيروگاه هاي برق و شبكه هاي آبرساني و پل هاي نوار غزه و لبنان را نگرفته است و براي هفت هزار فلسطيني محاصره در گذرگاه رفح كه از سه هفته پيش در بدترين شرايط به سر مي برند، كاري صورت نداده است. آيا غير از اين است كه اين سياست به اصطلاح عقلايي تنها به نفع دشمنان است.
ما از كشور عربستان و كشورهاي عربي نمي خواهيم كه به لبنان و نوار غزه و كرانه باختري ارتش اعزام كنند و به مسلمانان در مقابل صهيونيست ها كمك كنند، علي رغم اين كه اين وظيفه اي ديني و اخلاقي است اما ما از كشورهاي عربي به خصوص عربستان مي خواهيم حداقل مانند واتيكان و دولت هاي اروپايي از جمله فرانسه كه عليه تجاوزات دشمن صهيونيستي موضعي قوي گرفته است، موضع بگيرد.
انتظار نداريم كه دولت عربستان مانند شهيد فيصل بن عبدالعزيز از سلاح نفت استفاده كند، بلكه مي خواهيم كه در اعتراض به تجاوزات اسرائيل و براي ابراز همبستگي با ملت هاي لبنان و فلسطين حداقل روزانه يك ميليون بشكه از توليد نفت خود بكاهد. اين كشور هيچ ضرري نمي كند بلكه حتي سود هم خواهد كرد، چرا كه عمليات حزب الله و حماس تا حد زيادي بهاي نفت را افزايش داده است و هر گونه كاهشي در توليد نفت عربستان با افزايش بهاي نفت جبران مي شود.
مقاومت لبنان كاري را انجام داد كه هيچ دولت عربي نتوانسته انجام دهد، به خصوص دولت هايي كه با هزينه كردن ميلياردها دلار ارتش هاي خود را به سلاح هاي آمريكايي و انگليسي مجهز كرده اند.
مقاومت لبنان به رهبري حزب الله كه برخي كشورهاي عربي آن را نامشروع و عمليات هاي فدايي اش را ماجراجويي مي دانند، شهرهاي حيفا، نهاريا و عكا را با موشك هاي خود هدف قرار داد ؛ در حالي كه كشورهاي عربي و يا هيچ رهبر عربي جرأت نداشته تا به حال به چنين اقدامي دست بزند.
اگر بيانيه مشترك اردن و مصر كه پس از ديدار ناگهاني رهبران اين دو كشور صادر كرد تنها به انتقاد از حزب الله و حماس و اقدام آن ها در ربودن سه نظامي صهيونيستي بسنده كرد و حملات "اسرائيل" به لبنان را محكوم كرد، اما از سوي ديگر، بيانيه عربستان كه يك سخنگوي رسمي اين كشور آن را صادر كرد، خطرناك تر از مصر و اردن پيش رفته و به ديده شك به مقاومت فلسطين و لبنان نگريسته است.
سه روز پس از حمله ويرانگر هوايي، دريايي و زميني ماشين جنگي دشمن صهيونيستي به تاسيسات زيرساختي لبنان به نظر مي رسد كه ابراز همبستگي كشورهاي جهان به مراتب بهتر از كشورهاي عربي بوده است.
جالب توجه است كه سه كشور عربي عربستان سعودي، مصر و اردن در يك اقدام بي سابقه مقاومت اسلامي لبنان را مستقيما مسئول تجاوزات رژيم صهيونيستي به لبنان دانستند. اين كشورها در بيانيه هايي كه در خصوص حمله اين رژيم به لبنان صادر كردند عمليات فدايي و بي نظير مجاهدان حزب الله لبنان عليه اهداف نظامي دشمن را كه به هلاكت هشت صهيونيست و اسارت دو نفر ديگر انجاميد، ماجراجويي بي حساب و كتاب قلمداد كردند كه به مصالح و آرمان هاي عربي هيچ كمكي نمي كند!
اگر بيانيه مشترك اردن و مصر كه پس از ديدار ناگهاني رهبران اين دو كشور صادر كرد تنها به انتقاد از حزب الله و حماس و اقدام آن ها در ربودن سه نظامي صهيونيستي بسنده كرد و حملات "اسرائيل" به لبنان را محكوم كرد، اما از سوي ديگر، بيانيه عربستان كه يك سخنگوي رسمي اين كشور آن را صادر كرد، خطرناك تر از مصر و اردن پيش رفته و به ديده شك به مقاومت فلسطين و لبنان نگريسته و با آوردن جملات زير در اين بيانيه اين دو مقاومت را نامشروع دانسته است. در اين بيانيه آمده است كه بايد ميان مقاومت مشروع و ماجراجويي هاي بي حساب و كتاب عناصر داخل يك كشور و خارج از آن كه بدون رجوع به دولت و هماهنگي و مشورت با كشورهاي عربي صورت مي گيرد، تفاوت قائل شد. همچنين در اين بيانيه آمده است كه چنين اقداماتي بسيار خطرناك هستند و همه كشورهاي عربي و دستاوردهاي آن ها را از بين مي برد بدون اين كه اين كشورها مورد مشورت قرار گرفته باشند.
تا به حال جنبش هاي مقاومت عربي در اجراي عمليات هاي خود عليه اشغالگران از رژيم هاي عربي كسب تكليف نكرده اند و درخواست عربستان از مقاومت فلسطين و لبنان در اين خصوص بسيار نادرست است.
اين مواضع عربستان سعودي گنگ و نامفهوم است و سؤالات زيادي را در خصوص انگيزه هاي واقعي اين كشور مطرح مي سازد. مقاومت لبنان مانند آنچه اين بيانيه عربستان مطرح كرده هيچ وقت عمليات هاي مشروع و فدايي خود عليه اشغالگران صهيونيست را بدون حمايت نظام و رژيم لبنان انجام نداده است بلكه كاملا با حمايت اين نظام انجام داده است. آقاي ايميل لحود رئيس جمهور منتخب لبنان و رهبران اين كشور از عمليات هاي حزب الله پشتيباني مي كنند. همچنين ارتش لبنان و شمار زيادي از احزاب سياسي مانند حزب ميشل عون و سليمان فرنجيه و حتي وليد جنبلاط هم خواهان يكپارچگي ملي در مقابل تجاوزات صهيونيست ها شده اند.
به نظر مي رسد كه بيانيه عربستان مشروعيت لبنان را در تشكل "المستقبل" به رهبري سعد الحريري مي داند و با همه نيروهاي لبناني مخالف مقاومت هم پيمان شده است.
در واقع اين اقدام عربستان، خروج از سياست هاي اصولي اين كشور است كه در طول چندين دهه شاهد آن بوديم. معمولا اين كشور با ايما و اشاره آمريكا مواضعي چون موضع اخير خود اتخاذ مي كرد، اما در عين حال سعي مي نمود كه پوششي عربي براي آن بيابد. درست مانند طرح «عادي سازي روابط» كه از ابتكار عربستان به طرحي عربي تبديل شد و نشست سران عرب در بيروت آن را تصويب كرد. همچنين طرح مشهور ملك فهد كه نشست سران عرب در رباط آن را پذيرفت، از اين قرار بود. اما اكنون نمي دانيم كه چه چيزي تغيير كرده است. چرا عربستان اين اندازه سعي مي كند كه طرح آمريكا و اسرائيل عليه لبنان، سوريه، ايران و فلسطين را نجات دهد. آيا اين سياست در راستاي خدمت به مصالح عربستان و منطقه عربي است؟
البته شايد برخي ها مجادله كنند و اين موضع عربستان را عقلايي و واقع بينانه و از زاويه ديگر بدانند و بگويند كه موازنه قدرت به نفع عرب ها نيست و عمليات هاي فدايي به تخريب كشورهايي مانند لبنان مي انجامد و به نفع ايران و برنامه هسته اش تمام مي شود.!
چرا اين سياست واقع بينانه و عقلايي كشورهاي عربي تا به حال حتي يك اسير را از زندان هاي اشغالگران صهيونيست آزاد نكرده و حتي نتوانسته فلسي به فلسطينيان تحت محاصره در نوار غزه و كرانه باختري كه آب و غذا و همه چيز به رويشان بسته شده است، كمك كند و جلوي حتي يك گلوله خمپاره به نيروگاه هاي برق و شبكه هاي آبرساني و پل هاي نوار غزه و لبنان را نگرفته است و براي هفت هزار فلسطيني محاصره در گذرگاه رفح كه از سه هفته پيش در بدترين شرايط به سر مي برند، كاري صورت نداده است. آيا غير از اين است كه اين سياست به اصطلاح عقلايي تنها به نفع دشمنان است.
ما از كشور عربستان و كشورهاي عربي نمي خواهيم كه به لبنان و نوار غزه و كرانه باختري ارتش اعزام كنند و به مسلمانان در مقابل صهيونيست ها كمك كنند، علي رغم اين كه اين وظيفه اي ديني و اخلاقي است اما ما از كشورهاي عربي به خصوص عربستان مي خواهيم حداقل مانند واتيكان و دولت هاي اروپايي از جمله فرانسه كه عليه تجاوزات دشمن صهيونيستي موضعي قوي گرفته است، موضع بگيرد.
انتظار نداريم كه دولت عربستان مانند شهيد فيصل بن عبدالعزيز از سلاح نفت استفاده كند، بلكه مي خواهيم كه در اعتراض به تجاوزات اسرائيل و براي ابراز همبستگي با ملت هاي لبنان و فلسطين حداقل روزانه يك ميليون بشكه از توليد نفت خود بكاهد. اين كشور هيچ ضرري نمي كند بلكه حتي سود هم خواهد كرد، چرا كه عمليات حزب الله و حماس تا حد زيادي بهاي نفت را افزايش داده است و هر گونه كاهشي در توليد نفت عربستان با افزايش بهاي نفت جبران مي شود.
مقاومت لبنان كاري را انجام داد كه هيچ دولت عربي نتوانسته انجام دهد، به خصوص دولت هايي كه با هزينه كردن ميلياردها دلار ارتش هاي خود را به سلاح هاي آمريكايي و انگليسي مجهز كرده اند.
مقاومت لبنان به رهبري حزب الله كه برخي كشورهاي عربي آن را نامشروع و عمليات هاي فدايي اش را ماجراجويي مي دانند، شهرهاي حيفا، نهاريا و عكا را با موشك هاي خود هدف قرار داد ؛ در حالي كه كشورهاي عربي و يا هيچ رهبر عربي جرأت نداشته تا به حال به چنين اقدامي دست بزند.


Comment