Religion and Ex-Communist Countries of east-Europe

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Religion and Ex-Communist Countries of east-Europe

    وضعيت مذهب، كليسا و اعتقادات دينى در كشورهاى كمونيستى سابق




    اشاره:

    اخيرا تحقيقات جامعى در ارزيابى موقعيت مذهب و كليسا در كشورهاى اروپاى شرقى و مركزى كه ده سال پيش، از قيد رژيمهاى كمونيستى آزاد شدند، توسط گروهى از محققين صورت گرفته كه نتيجه آن در قالب دو كتاب به بازار عرضه شده است. نتايج‏بدست آمده نشان مى‏دهد كه منحنى تغييرات گرايش به مذهب و كليسا در كشورهاى سه گانه اروپايى مورد نظر (اين دسته بندى سه گانه در سال 1991 بر حسب ميزان گرايش مردم به مذهب انجام پذيرفته است) به شرح زير بوده است: گرايش به كليسا در سالهاى اول آزادى، بسيار زياد، در سالهاى ميانى ثابت و در سالهاى اخير گسترش يافته است. گرايش به مذهب در كشورهاى اروپاى شرقى و مركزى همراه با تنوع و تعدد مذاهب، بخصوص گسترش نهضتهاى مذهبى مآب، همراه بوده است. در مجموع، تحقيقات انجام شده، وضعيت فعلى كليساها را (اعم از ارتدوكسى، كاتوليكى و پروتستانى) نسبت‏به گذشته، كم رونقتر و آينده آن را نگران كننده توصيف نموده است. در اين مقاله به خلاصه‏اى از نتايج‏بدست آمده از اين دو كتاب كه در مجله كاتوليكى ايل رنيو به چاپ رسيده، اشاره مى‏گردد.

    پس از گذشته ده سال از واژگونى رژيمهاى كمونيستى در كشورهاى اروپايى و نقش عمده‏اى كه اين سقوط در ارائه آزادى به كليساهاى مسيحى ايفا نمود، ارزيابى موقت از اين آزادى در طى اين ده سال مفيد به نظر مى‏رسد. در سال‏1989، يعنى زمان سقوط اين رژيم، چه تحولات و دگرگونيهايى در زمينه مذهبى - كليسايى رخ داد؟ امروزه بعد از فروپاشى اين رژيم، كليساهاى مسيحى در جامعه اروپايى چه نقشى را بازى مى‏كنند؟ آيا اين پيشرفتهاى بوجود آمده در شرق و غرب با هم يكسانند، يا اينكه اين دو قسمت از اروپا در سالها و يا دهه‏هاى آينده، هر يك راه متفاوت از ديگرى را در زمينه مذهبى طى خواهند كرد؟ در چه فضايى، يافتن وجوه مشترك بين كشورهاى مختلف و كليساهاى مختلف در اروپاى مركزى و شرقى امكان پذير مى‏باشد و تفاوتهاى عمده آنها را چگونه مى‏توان يافت؟

    براى ارزيابى فوق مى‏توان به مطالب ارزنده در دو كتاب منتشر شده مراجعه نمود: كتاب اول تحت عنوان «مذاهب بعد از سقوط كمونيسم در كشورهاى اروپاى شرقى - مركزى‏»، تاليف دتلف پولاك (Detelef Pollack) و ديگر مؤلفين همكار با وى، كتاب دوم تحت عنوان «مذهب در رفرمهاى بوجود آمده در كشورهاى اروپاى شرقى - غربى‏»، تاليف تئولوگ اتريشى به نام زولهنر (M.Zulehaner) است.

    در كتاب اول، به نقش نسبى تك تك كشورهاى واقع در منطقه از استوونى تا بلغارستان اشاره مى‏كند و كتاب دوم تجزيه و تحليلهايى را حسب تحقيقاتى كه از نوامبر سال‏1997 تا مارس 1998 صورت گرفته، درج كرده است. اين تحليل براساس سؤالهايى كه از 1000 تا 1200 نفر افراد 18 تا 65 ساله در ده كشور پرسيده شده، بعمل آمده است.

    در كتاب اول، ضمن اشاره به توسعه مذهبى كليسايى طى تسلط رژيم كمونيست‏به بررسى سه مرحله مى‏پردازد:

    مرحله اول، از پايان جنگ جهانى دوم تا ظهور دموكراسى مردم در طى سالهاى‏49-1948

    مرحله دوم، بررسى دهه‏هاى پنجاه، شصت و هفتاد

    مرحله سوم، بررسى نيمه دوم دهه هفتاد تا سقوط كمونيسم.

    در مرحله اول، تعداد زيادى از كشورهاى زير نفوذ رژيم شوروى، موفق به مقاومت‏شديد در مقابل تحولات ناشى از رژيم كمونيست مى‏شوند. در مرحله دوم، ضعف قابل ملاحظه كليساها و كناره‏گيرى آنها از زندگى عوام، از جمله كم شدن اعضاى كليساها حضور كم رنگ افراد در كليسا و حسب آمارهاى مربوطه، تقليل گرايشات مذهبى فردى مشهود است. مرحله سوم، تحولات تدريجى كاملا متضادى را نشان مى‏دهد; يعنى بر تعداد افرادى كه كليسا را ترك كرده‏اند، افزوده مى‏شود، اما به پديده بيدارى مذهبى، نه تنها در رابطه با بروز گرايشات مذهبى فردى، بلكه در رابطه با ظهور نهادهاى مذهبى، توجه مى‏شود. «پولاك‏»، جامعه شناس مذهبى، ويژگيهاى خاص اين مرحله را چنين بررسى مى‏كند: «تشكيل گروههاى غيررسمى متعهد كه در جهت استقرار صلح، دفاع از محيط زيست، دفاع از حقوق بشر و حقوق زنان و دفاع از تجربيات فردى و همچنين دفاع از گروههايى كه از وعده‏هاى دولت‏سوسياليستى مبنى بر ايجاد ترقى و رفاه و مصرف و ارائه يك ديدگاه آلترناتيو از يك جامعه مبتنى بر مشاركت و دورى جستن از روحيه اشتراكى اقدام مى‏كنند.»

    دو كتاب مذكور در ارائه يك قضاوت عمومى نسبت‏به وجود رشد مذهبى كليسايى بعد از فروپاشى كمونيسم از خود احتياط نشان مى‏دهند.

    اين دو كتاب بر سر يك موضوع توافق دارند: قسمت اعظم حركت‏شديد مذهبى - كليسايى قابل توجهى كه سريعا در خيلى از كشورها بعد از سقوط كمونيسم پديد آمد، محو يا توسط چشم اندازهاى متنوع جايگزين گرديد. در پايان «زولنهر» اظهار مى‏دارد كه در سال 1998 در اين كشورها، تعداد افرادى كه خود را «مذهبى‏» مى‏خواندند، به طور قابل توجهى كمتر از تعداد اين افراد در سال 1991 بوده است.

    اما به غير از استثنائاتى، افزايش قشر مذهبى نسبت‏به قشر غيرمذهبى آن، بعد از سقوط كمونيسم، قابل توجه است. «پولاكو» در خاتمه مى‏نويسد: از اينكه بعد از بيدارى مذهبى - كليسايى در اروپاى مركزى و شرقى، تفاوت بين تك تك اين كشورها افزايش يافت، دلايل بارزى وجود دارد. اين تفاوتها قبل از هرچيز، به مذاهب غالب در اين كشورها مربوط مى‏شود; يعنى برخى كشورها با اكثريت كاتوليك و برخى ديگر با اكثريت ارتدوكس هستند. در بطن اين چهارچوب مذهبى - كليسايى، در اروپاى شرقى، مانند آلمان شرقى، استونى و تا اندازه‏اى در لتونى، ارتدوكسها در اكثريت هستند. در كنار اكثريت مذهبى، عوامل ديگرى مانند روابط بين كليسا و هويت ملى (ثابت‏شده است كه كليساى كاتوليك، تنها كليسايى است كه توانسته اعضاى خود را بهتر حفظ كند، اما كليساى انجيلى در اين باره كمتر موفق بوده است) پيوند خورده و نقش عمده‏اى در خود آگاهى كليساهاى زير نفوذ رژيم كمونيست‏بازى كرده است.

    از نظر افكار عمومى، امروزه متمايز كردن كشورهاى اروپاى مركزى - شرقى، براساس درجه اعتقاد مذهبى (ديندارى) و تعلق كليسايى قابل سنجش است. با توجه به تحقيقاتى كه زولنهر در ده كشور اروپايى به عمل آورده، اين كشورها به سه رده تقسيم بندى مى‏شوند. كشورهايى چون جمهورى چك و آلمان شرقى كه در رده پايين قرار دارند (زياد مذهبى نيستند)، دوم لهستان، رومانى، ليتوانى و كرواسى كه در رده بالا قرار دارند (شديدا مذهبى هستند) و در رده وسط، مجارستان، اسلوونى و اوكراين كه درجه اعتقادات مذهبى عادى دارند.

    بدين طريق، هنگام انجام اين تحقيقات كه از سال‏1997 تا 1998 و بر روى افراد از سنين 18 تا 65 سال صورت گرفت، در جمهورى چك 30 درصد، آلمان شرقى سابق 25 درصد، لهستان 92 درصد، رومانى‏89 درصد، اسلوونى‏53 درصد و مجارستان‏56 درصد، به خدا معتقد بودند. درصد افرادى كه اين تحقيقات بر روى آنها انجام گرفته و آنان خود را شخصا مذهبى مى‏دانند، بين 75 درصد در لهستان و 25 درصد در آلمان شرقى،29 درصد در جمهورى چك،49 درصد در اسلوونى در نوسان مى‏باشد. اظهار تعلق به يك مذهب مسيحى در جمهورى چك‏27 درصد ولى برعكس، مجارستان 60 درصد و لهستان‏93 درصد مى‏باشد.

    اين تحقيقات به كشورهاى ملحد نيز مربوط مى‏شود: «دو كشور آلمان شرقى و جمهورى چك داراى اكثريت ملحد مى‏باشند. درصد قابل توجهى از ملحدين، در مجارستان و اسلوونى هستند. برعكس، از تعداد ملحدين در لهستان، رومانى، اوكراين، كروواسى و ليتونى كاسته شده است.

    از نقطه نظر جهانى، درصد الحاد بين افراد با تحصيلات بالا، زياد و در بين افراد با تحصيلات متوسطه، باز هم بالاتر مى‏باشد. به همين نسبت، در شهرهاى بزرگ، تعداد ملحدين در بين مردان كارمند و كارگران با كار مستقل بيشتر مى‏باشد.

    تحقيقات «پولاك‏»، سهم و مساعدتهاى ملى مختلف براى رشد و تكامل مذهب در كشورهاى مختلف را بعد از سقوط كمونيسم تاييد مى‏كند. خانم «ايرنا بوروويك‏» (از گروه پولاك) در ملاحظات خود راجع به تعلقات كليسايى و اعتقادات مذهبى فردى در كشور زادگاهش (لهستان) اظهار مى‏دارد كه علائم مشاهده شده در كشورش، ناشى از ويژگيهاى خاص اين كشور در رابطه با دگرگونيهاى مذهبى در كشورش مى‏باشد كه در اين رابطه، به احتمال قوى نمى‏توان انتظار «تحولات بزرگى‏» را داشت. در لهستان، روند تبديل دين به يك مساله فردى، حتى در زمينه مذهبى، به معنى زير سؤال بردن مذهب «بخصوص وقتى كه كليسا شكلهاى جديدى از اتحاد و اشتراك مؤمنين را ارائه مى‏دهد»، نيست.

    در رابطه با رومانى كه‏87 درصد مردم آن ارتدوكس هستند (براساس آمار سال 1992)، آقاى «آندره اى روث‏» به افزايش نفوذ اجتماعى كليسا و نقش مثبت آن در افكار عمومى اشاره مى‏كند و مى‏گويد: «امروزه نزديكى به كليسا و اعتقادات مذهبى براى هر كسى در هر زمينه فعاليتى مثل فعاليتهاى سياسى، روزنامه نگارى، روابط عمومى، طريقه‏اى نيكوست و آزمايشى عمده از انكار واقعى مجدد كمونيسم مى‏باشد.»

    كمبود اطلاعات معتبر به مؤلف اجازه نمى‏دهد نسبت‏به اعتقادات مذهبى مردم رومانى اظهارات قطعى بنمايد. به نظر وى، صحبت كردن از يك «روند سكولاريزه شدن‏» (جامعه رومانى)، مشابه آنچه كه در جوامع غربى مترقى بعد از صنعتى شدن اين جوامع بوجود آمد، پيشداورى است.

    در مورد بلغارستان، براى اقشار وسيع مردم بلغار، هويت ارتدوكسى، بيش از هر چيز، يك مفهوم و معناى كلى فرهنگى و مشروع را مى‏بخشد. كليساى ارتدوكس بلغارستان، فرصتهاى منحصر به فردى كه خلاء ايدئولوژى بعداز سقوط رژيم كمونيست را ايجاد نمودند، يا درك نكرد و يا حداقل بهره بردارى را از آن نمود. نتايج تحقيقات در رابطه با مردم بلغارستان، يك «روند فردگرايى شديد، رشد يك برخورد صريح و دورى از سنت گرايى در رابطه با طريقه‏هاى مذهبى، دگمها و شهادتهاى مذهبى را نشان مى‏دهد.»

    در زمينه مذهبى - كليسايى، نمى‏توان اين جمهورى و سه جمهورى ديگر بالكان را از نقطه نظر جهانى مورد ارزيابى قرار داد: امروز استونى را مى‏توان يك جامعه سكولاريزه به حساب آورد. در اين كشور، «درصد اعضاى كليساها در رابطه با جمعيت جهانى بسيار پايين است و تعداد كسانى كه در سطح كليسايى اشتغال دارند، زياد نيست. اما علاقه به مذهب وجود دارد. اين علاقمندى به مذهب و كليسا، بعد از سال‏1989 سريعا افزايش يافت، ولى كمى بعد از آن، از شدت آن كاسته شد. مؤلف در استونى به روشنى «از سويى به كمبود وابستگى به كليسا و اعتقاد مذهبى و فعاليت كليسايى و از سوى ديگر، به عدم تعلق كليسايى و بى اعتقادى و فاصله گيرى از كليسا» اشاره مى‏كند.

    اما در مورد لتونى، مؤلفين تاييد مى‏كنند كه در پايان سال‏1996، حدود 35 درصد از مردم لتونى وابسته به يك جامعه مذهبى و در انجام فرايض دينى فعال بودند. تقريبا تعداد افرادى كه «رسما متعلق به يك مذهب هستند، ولى به انجام فرايض دينى نمى‏پردازند و همچنين تعداد كسانى كه با مذهب نظر موافق دارند، ولى به جامعه‏اى مسيحى متعلق نيستند (ثبت نيستند)، دو برابر شده است‏». طريقه‏هاى مسيحى سنت گرا (لوترانها، كاتوليكها، ارتدوكسها) با دولت، روابط فشرده‏اى برقرار نمودند و در حيات فرهنگى و معنوى جامعه نفوذ نمودند. طريقه‏هاى «غير سنت گرا» هنوز نتوانسته‏اند نظم ثابتى در جامعه لتونى پيدا كنند.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2

    در گزارش مربوط به هر يك از اين كشورها، مشكل حضور و نفوذ جنبشهاى مذهبى جديد با هويت مسيحى و غيرمسيحى به تنهايى مورد بررسى قرار گرفته است. اين امر نشان مى‏دهد كه امروزه حتى در كشورهاى اروپايى مركزى و شرقى، كثرت گرايى مذهبى قابل توجهى وجود دارد كه نگرانى ايجاد رقابت در كليساى رسمى را برمى‏انگيزد. اما كليه مؤلفين معتقدند كه مساله كثرت گرايى مذهبى گروهى محدود را شامل مى‏شود: «با توجه به تعداد زياد جريانات و گروههاى جديد مذهبى، درصد پيروان آنها پايين است‏».

    در كشورهايى كه تحقيقات فوق در آنها به عمل آمده، آنها در مقابل اين سؤال كه چه انتظارى از كليساى كاتوليك دارند، 58 درصد از آنها درباره موضوع و حكمت‏حيات و46 درصد آنها درباره مسائل اخلاقى فردى و27 درصد درباره مشكلات فعلى اجتماعى، انتظار پاسخ از طرف كليسا را دارند. 54 درصد آنها خواهان اين مساله هستند كه كليسا بايد در مقابل رشد بى تفاوتيهاى اجتماعى، موضع گيرى نمايد و فقط‏29 درصد و 32 درصد موافق با موضعگيرى كليسا نسبت‏به طرز سياست‏حكومتى و شيوه كار و محتواى وسايل ارتباطات اجتماعى كشورشان بودند. اين تجزيه و تحليل، دلالت‏بر اين امر دارد كه (البته به غير از بعضى استثنائات) كليساها و بويژه كليساى كاتوليك، از طرف جامعه كشورهاى سابق كمونيستى مورد انتقاد واقع شده‏اند.

    براساس تحقيقات فوق، تعداد افرادى كه در ده سال آينده انتظار يك توسعه مذهبى را دارند، بيش از افرادى است كه ده سال پيش اين توسعه مذهبى را تاييد مى‏كردند. اما اينكه در ده سال آينده در تك تك اين كشورها امور چگونه يشرفت‏خواهند كرد، چيزى بيان نشده است. مسلم شده است كه كليساهاى مختلف مسيحى در اين آزادى جديد بدست آمده بعد از كمونيسم، نه فقط در زمينه تربيتى فعال شده‏اند، بلكه نيروهايى را كه در زمينه مذهبى، جامعه آنها را شكل مى‏دهد، تربيت كرده و مشغول به كار كرده‏اند.

    در پاييز سال جارى، اسقفهاى اروپايى در رم براى بحث و گفت و گو درباره موضوع موقعيت و ديدگاه كليساى كاتوليك و مذهب مسيحى در اروپا يك سينود ويژه برگزار خواهند نمود. اولين سينود ويژه آنان، در سال 1991 برگزار گرديد. در اجلاس آينده، اسقفها ديدگاههاى خود را در زمينه پيشرفتهاى مذهبى - كليسايى در ده سال اخير در سطح اروپا، چه اروپاى غربى و چه شرقى، بررسى خواهند كرد و با انجام اين كار، نمى‏توانند آمارهاى دلسرد كننده و نتيجه گيريهاى تحقيقات جامعه شناسى درباره اديان و كليساها را در نظر نگيرند.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3
      سکس و فحشا، چين را به زانو درآورد





      همين‌ چند شماره‌ پيش‌ بود كه‌ مطلبي‌ را با عنوان‌ «تجارت‌ آسان‌، تجارت‌ سكس‌»برايتان‌ نوشتيم‌; اين‌ كه‌ چگونه‌ دول‌ غربي‌ و در راس‌ آنان‌ صهيونيست‌ها جوامع‌ غربي‌ را به‌ سوي‌ فحشا سوق‌ مي‌دهند.پس‌ از چاپ‌ اين‌ مطلب‌ نامه‌هاي‌ زيادي‌ به‌ دست‌ ما رسيد مبني‌ بر اين‌ كه‌ اين‌ مطلب‌ ذهن‌ جوانان‌ كشور را روشن‌ كرده‌ و...در اولين‌ نامه‌اي‌ كه‌ در اين‌ خصوص‌ داشتيم‌، آمده‌ بود كه‌ به‌ كشورهاي‌ جنوب‌ شرق‌ آسيا هم‌ اشاره‌اي‌ داشته‌ باشيد; چرا كه‌ هر ساله‌ توريست‌هاي‌ زيادي‌ از دنياي‌ غرب‌، تعطيلات‌ خود را در كشورهايي‌ نظير تايلند كه‌ به‌ «مركز فساد دنيا»شهرت‌ دارد، همچنين‌ هنگ‌ كنگ‌، سنگاپور و...مي‌گذرانند.
      اين‌ شد كه‌ تصميم‌ گرفتيم‌ مطلبي‌ نيز در اين‌ راستا بنويسيم‌...

      از قطب‌ دنيا انتظار نمي‌رود

      «فساد در تايلند، سنگاپور و ديگر كشورهاي‌ جنوب‌ شرقي‌ آسيا را مي‌توان‌ قبول‌ كرد، اما در جمهوري‌ خلق‌ چين‌، نه‌...»اين‌ جمله‌اي‌ است‌ از سوي‌ يكي‌ از اساتيد جامعه‌شناسي‌ دانشگاه‌ پكن‌ به‌ نام‌ «جياسيو كوان‌»وي‌ در ادامه‌ مي‌گويد:«ما يكي‌ از قطب‌هاي‌ جهان‌ هستيم‌ و به‌همراه‌ كره‌ شمالي‌ تنها كشورهاي‌ كمونيست‌ در دنيا(كوبا در ظاهر كمونيست‌ است‌)به‌ شمار مي‌آييم‌...»
      جمهوري‌ خلق‌ چين‌ با مساحتي‌ نزديك‌ به‌ ۹ ميليون‌ و سيصد هزار كيلومتر مربع‌ و به‌ عنوان‌ پرجمعيت‌ترين‌ كشورهاي‌ جهان‌، با جمعيتي‌ بالغ‌ بر يك‌ ميليارد و ششصد و پنجاه‌ هزار نفر، يكي‌ از قطب‌هاي‌ سياسي‌ دنيا، با قدرت‌ نظامي‌ و هسته‌اي‌ بالا، سد راهي‌ براي‌ دول‌ غربي‌ مي‌باشد; چرا كه‌ اكنون‌ سياستمداران‌ چين‌ طي‌ سالها حكومت‌ كمونيستي‌ توانسته‌اند تا حدي‌ اقتصاد كشورشان‌ را سرپا نگه‌ دارند.
      آيا توليد حداقل‌ يك‌ ميليارد نان‌ در روز، كار آساني‌ است‌؟ به‌ طور حتم‌ نه‌، اما اين‌ كاري‌ است‌ كه‌ در چين‌ روزانه‌ انجام‌ مي‌گيرد و از لحاظ فرهنگي‌ نيز، در چين‌ همچنان‌ مجازات‌ پخش‌ كنندگان‌ فيلم‌هاي‌ مبتذل‌، اعدام‌ است‌ و سياستمداران‌ چيني‌ در صدد بدترين‌ برخوردها با اين‌ گونه‌ معضلات‌ اجتماعي‌ هستند، اما حال‌ غرض‌ از نوشتن‌ اين‌ مطالب‌ چيست‌؟

      نام‌ من‌ «زون‌»است‌

      به‌ تازگي‌ در كشور پهناور و پرجمعيت‌ چين‌ دامنه‌ فحشا به‌ قدري‌ وسيع‌ شده‌ است‌ كه‌ حتي‌ افراد تحصيل‌كرده‌ نيز به‌ آن‌ رو آورده‌اند.
      «زون‌»دخترك‌ لاغر اندام‌ ۲۳ ساله‌اي‌ از ايالت‌ «سي‌چوآن‌»چين‌ است‌.او اولين‌ عضو خانواده‌اش‌ مي‌باشد كه‌ وارد كالج‌ شده‌ است‌.«سارا شيفر»خبرنگار «نيوزويك‌»در شماره‌ ۱۳ اكتبر اين‌ مجله‌ مي‌نويسد:«او پس‌ از اتمام‌ كالج‌ موفق‌ شد به‌ معتبرترين‌ دانشگاه‌ چين‌ در جنوب‌ اين‌ كشور، يعني‌ «ووهان‌»وارد شود و همين‌ امر باعث‌ شد تا وي‌ بتواند خانواده‌اش‌ را نيز از فقر نجات‌ دهد.پدر «زون‌»صاحب‌ يك‌ كسب‌ و كار بسيار كوچك‌ و جمع‌وجور بود، از اين‌ رو ، «زون‌»در «ووهان‌»مجبور بود براي‌ تامين‌ مخارج‌ خود كار كند، ولي‌ دستمزد او به‌ سختي‌ كفاف‌ زندگي‌اش‌ را مي‌داد...تا اين‌ كه‌ مدير و صاحب‌ يك‌ هتل‌ محلي‌، او را ديد و به‌ او پيشنهاد كاري‌ را داد كه‌ ده‌ برابر كار پيشخدمتي‌ در رستوران‌ برايش‌ درآمد داشت‌; كاري‌ كه‌ خسته‌ كننده‌ نبود و در روز تنها ۲، ۳ ساعت‌ وقت‌ او را مي‌گرفت‌ و او را از تنهايي‌ نيز در مي‌آورد اما آن‌ كار چه‌ بود؟
      زون‌ كه‌ دوست‌ ندارد نام‌ خانوادگي‌اش‌ فاش‌ شود، مي‌گويد:«بدنم‌ را فروختم‌; چون‌ چاره‌اي‌ نداشتم‌»
      پس‌ از مدتي‌ «زون‌»شماره‌ يك‌ محل‌ كارش‌ شد و مردان‌ پولدار دوست‌ داشتند كه‌ اين‌ شماره‌ يك‌ را در قبال‌ مبالغ‌ گراني‌ به‌ دست‌ آورند.زون‌ مي‌گويد:«همه‌ مجبورند با مشكلات‌ زندگي‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ كنند و زندگي‌ خود را بگذرانند، من‌ هم‌ سعي‌ كردم‌ احساسات‌ منفي‌ را از خودم‌ دور كنم‌ و روي‌ اين‌ كه‌ حالا دارم‌ چه‌ كار مي‌كنم‌، تمركز كنم‌.مي‌دانيد كه‌ اين‌ روزها، كاري‌ برايمان‌ نيست‌ و اوضاع‌ اقتصادي‌ چين‌، به‌ خصوص‌ پس‌ از ورود بيماري‌ «سارس‌»به‌ اين‌ كشور خراب‌ شده‌ و بيشتر شركت‌ها ورشكسته‌ شدند و زنان‌ بي‌كار زيادي‌ را به‌ جامعه‌ معرفي‌ كردند...»
      «زون‌»كه‌ به‌ زودي‌ دانشجوي‌ ارشد دانشگاه‌ اقتصاد در «ژانگ‌نن‌»خواهد شد، در ادامه‌ مي‌گويد:«حالا من‌ قادرم‌ براي‌ خانواده‌ام‌ بر اساس‌ درآمدم‌، به‌ طور مرتب‌ پول‌ بفرستم‌، اما جرات‌ نمي‌كنم‌ خيلي‌ زياد برايشان‌ بفرستم‌; چرا كه‌ مشكوك‌ مي‌شوند و مي‌پرسند كه‌ من‌ اين‌ همه‌ پول‌ را از كجا آورده‌ام‌...»

      تجارت‌ ممنوع‌ است‌

      در شهرهاي‌ مختلف‌ چين‌ پهناور، به‌ تازگي‌ فحشا بسيار دامنه‌دار شده‌ است‌ و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ حزب‌ كمونيست‌ در دهه‌ ۱۹۵۰ به‌ طور كلي‌ روي‌ تجارت‌ از طريق‌ سكس‌، خط بطان‌ كشيد، تا جايي‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ جاسوساني‌ در محله‌هاي‌ مختلف‌ بر سر كار گذاشته‌ شدند تا از ورود و خروج‌ زياد مردان‌، صاحبان‌ منازل‌ را به‌ قوادي‌ دستگير و به‌ اشد مجازات‌ يعني‌ اعدام‌، محكوم‌ كنند و هنوز هم‌ دولت‌مردان‌ اين‌ كشور مي‌گويند:«سكس‌ ممنوع‌»آنها در طول‌ ۳۰ سال‌ توانستند به‌ خوبي‌ سكس‌ و فحشا را مهار كنند، اما در اواخر دهه‌ ۸۰ ميلادي‌ اين‌ مسئله‌ دوباره‌ رونق‌ گرفت‌.در آن‌ دهه‌، چين‌ دچار رفرم‌ يا به‌ اصطلاح‌ تغيير ساختار اجتماعي‌ شد و تقسيم‌ سرمايه‌داري‌ را به‌ عنوان‌ الگوي‌ خود برگزيد.

      چرا اين‌ طور شد؟

      «جياسيو كوان‌»استاد دانشگاه‌ مي‌گويد:«واقعا چه‌ بلايي‌ سرمان‌ آمده‌؟ اگر بخوايم‌ ژاپن‌ را مثال‌ بزنيم‌، مي‌بينيم‌ كه‌ آنها تحت‌ سلطه‌ امريكا هستند، تايلند هم‌ كه‌ با سياست‌ دولتش‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ اين‌ كشور از آن‌ لحاظ كه‌ چيزي‌ براي‌ عرضه‌ ندارد، مي‌تواند از اين‌ راه‌ درآمدزايي‌ كرده‌ و ارز وارد كشور كند.همين‌ طور سنگاپور، مالزي‌، كامبوج‌، ميانمار و...
      اما ما چه‌؟ ما كه‌ تا همين‌ ۶ سال‌ پيش‌ با قلدري‌، هنگ‌ كنگ‌ را از انگليس‌ گرفتيم‌ و امريكا را تهديد كرديم‌ تا ناوگان‌هاي‌ خود را از آبهاي‌ چين‌ دور كند، حالا به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ايم‌ كه‌ آنها با استفاده‌ از فرهنگ‌ غربي‌شان‌ در صدد ضربه‌ زدن‌ به‌ ما هستند و به‌ نظر من‌ موفق‌ هم‌ شده‌اند.همان‌طور كه‌ آنان‌ چندي‌ پيش‌ با بيماري‌ ساختگي‌ «سارس‌»نيز به‌ اقتصاد ما ضربه‌ زدند، آنها مي‌خواهند چين‌ را نابود كنند».
      و اين‌ تمام‌ ماجرا نيست‌; چرا كه‌ توريست‌هايي‌ كه‌ به‌ چين‌ سفر مي‌كنند، اولين‌ چيزي‌ كه‌ به‌ چشمشان‌ مي‌خورد، فساد و فحشا در قشرهاي‌ مختلف‌ جامعه‌ است‌.تا جايي‌ كه‌ طبق‌ آخرين‌ آمار در اين‌ كشور ۱۰ ميليون‌ زن‌ فاسد زندگي‌ مي‌كنند و همه‌شان‌ هم‌ تحصيل‌ كرده‌ نيستند، اما شاگردان‌ كالج‌ها و آنها كه‌ تازه‌ فارغ‌ التحصيل‌ شده‌اند، با الگو قرار دادن‌ دنياي‌ غرب‌ به‌ اين‌ امر بسيار مشتاقند و حتي‌ تعداد زيادي‌ از دختران‌ جوان‌ براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ پول‌، شهرهاي‌ كوچك‌ را به‌ قصد شهرهاي‌ بزرگ‌ ترك‌ مي‌كنند; زيرا معتقدند در آن‌ شهرها خرج‌ زندگي‌ بالاست‌، اما در عوض‌ زندگي‌، لوكس‌ و شيك‌ است‌.
      اما چرا اين‌ طور است‌؟ «كوان‌»مي‌گويد:«بسياري‌ از اين‌ دخترها، از طرف‌ خانواده‌هايشان‌ حمايت‌ نمي‌شوند.والدين‌ آنها در واقع‌ از آنها هم‌ محتاج‌ترند.پس‌ دخترها براي‌ پرداخت‌ مخارج‌ تحصيل‌ و اقامت‌ در شهرها دست‌ به‌ چنين‌ كارهايي‌ مي‌زنند.آنها ابتدا به‌ سراغ‌ همكلاسي‌هايشان‌ مي‌روند، اما پسرهاي‌ دانشگاه‌ هم‌ نمي‌توانند مخارج‌ بالاي‌ آنها را بپردازند.دخترها دنبال‌ كساني‌ هستند كه‌ آنها را به‌ ميزهاي‌ شام‌ آنچناني‌ در «ديسكو»هاي‌ وسوسه‌انگيز دعوت‌ كنند و برايشان‌ لباس‌هاي‌ گرانقيمت‌ بخرند و پايان‌ هفته‌ را با هم‌ سر كنند و...براي‌ بسياري‌ از اين‌ زنان‌ جوان‌، اين‌ كار فرار از زندگي‌ ملامت‌آور خسته‌ كننده‌اي‌ است‌ كه‌ والدينشان‌ داشته‌ و دارند; والديني‌ كه‌ در كارخانه‌ها، زمين‌هاي‌ كشاورزي‌ و يا كارگاههاي‌ كوچك‌ براي‌ يك‌ لقمه‌ نان‌ جان‌ مي‌كنند.
      «لي‌ يين‌ هه‌»يكي‌ از محققان‌ معروف‌ مي‌باشد كه‌ پيرامون‌ مسائل‌ جنسي‌ بسيار كار كرده‌ است‌.او مي‌گويد:«اين‌ روزها تقاضا براي‌ دختر دانشجو و اساسا دخترهاي‌ تحصيل‌كرده‌ بسيار بالاست‌»
      اما فحشا براي‌ حزب‌ كمونيست‌ چين‌ اندكي‌ معضل‌آميز شده‌ است‌.در گذشته‌ اين‌ طور تبليغ‌ مي‌شد كه‌ اين‌ دولت‌ بيماري‌هاي‌ اجتماعي‌ را مهار كرده‌ است‌، به‌ همين‌ علت‌ است‌ كه‌ امروز دولت‌ مركزي‌ به‌ شدت‌ خود را به‌ ناداني‌ مي‌زند.اين‌ مسئله‌ حتي‌ با وجود بيماري‌هاي‌ مقاربتي‌ و خطرناكي‌ همچون‌ ايدز در ميان‌ افراد، رشد زيادي‌ را نشان‌ مي‌دهد و سلامت‌ اين‌ كشور پرجمعيت‌ را به‌ خطر انداخته‌ است‌.
      اخيرا يك‌ روزنامه‌ محلي‌ گزارش‌ داده‌ است‌ كه‌:«حدود ۸ درصد از شاگردان‌ دختر كالج‌ها در ووهان‌، براي‌ پول‌، خود را مي‌فروشند...»
      در پي‌ انتشار اين‌ مطلب‌ حكومت‌ پكن‌، اين‌ روزنامه‌ را تحت‌ فشار قرار داد و مدير نشريه‌ مجبور به‌ اخراج‌ «چن‌جي‌رن‌»(نويسنده‌ آن‌)مقاله‌ شد.
      هنوز اندكي‌ از چاپ‌ آن‌ خبر نگذشته‌ بود كه‌ مقامات‌ رسمي‌ «ووهان‌»تابلوهايي‌ در جلوي‌ كالج‌ها نصب‌ كردند و دانشجويان‌ را از داشتن‌ روابط نامشروع‌ با كارگران‌ آن‌ شهر به‌ دلايل‌ بهداشتي‌ برحذر داشتند.
      گفتني‌ است‌ در «ووهان‌»خيابان‌ «بار استريت‌»مكاني‌ براي‌ تجارت‌ است‌ و هنوز هم‌ مردان‌ پولدار در آنجا به‌ دنبال‌ دانشجويان‌ زيبا مي‌روند.
      «ونگ‌ فنگ‌»دانشجوي‌ دانشگاه‌ «ووهان‌»كه‌ شغل‌ تابستاني‌اش‌ سرد كردن‌ نوشيدني‌ در يك‌ كافه‌ نزديك‌ محل‌ تحصيل‌ خود، مي‌گويد:«وقتي‌ شما اين‌ مردهاي‌ جوان‌ پولدار را مي‌بينيد، اساسا وسوسه‌ مي‌شويد»
      ونگ‌ فنگ‌ اذعان‌ مي‌دارد كه‌ اين‌ مردها از هيچ‌ دختر زيبايي‌ نمي‌گذرند و حتي‌ به‌ ياد مي‌آورد كه‌ چه‌ طور به‌ خودش‌ پيشنهادهاي‌ وسوسه‌انگيز داده‌اند، اما او مقاومت‌ كرده‌ است‌.فنگ‌ مي‌گويد:«زندگي‌ همشاگردي‌هايم‌ خيلي‌ سخت‌ است‌.برخي‌ از آن‌ها متعلق‌ به‌ خانواده‌هايي‌ هستند كه‌ تنها ماهي‌ ۳۰۰ يوآن‌; يعني‌ چيزي‌ كمتر از ۴۰ دلار در آمد دارند».
      با اين‌ همه‌ بايد اعتراف‌ كرد كه‌ فقر آنها عامل‌ فحشا نيست‌.«تاكه‌ كي‌»دختري‌ ۲۴ ساله‌ و متولد «ووهان‌»است‌ كه‌ پس‌ از سه‌ سال‌ تحصيل‌ در دانشگاه‌ مديريت‌ اقتصاد از آنجا اخراج‌ شد و علت‌ اين‌ امر تنها اين‌ بود كه‌ او مي‌ديد دخترهاي‌ همسن‌ و سالش‌ هزاران‌ دلار در آمد داشتند، و معتقد بود:«زندگي‌ كوتاه‌ است‌ و بايد از آن‌ لذت‌ برد.نه‌ تنها دخترهاي‌ خانواده‌هاي‌ فقير، بلكه‌ دخترهاي‌ خانواده‌هاي‌ پولدار هم‌ اين‌ كارها را انجام‌ مي‌دهند; چرا كه‌ هيچ‌كس‌ از پول‌ بدش‌ نمي‌آيد، هيچ‌كس‌ هم‌ ناراحت‌ نمي‌شود، از اين‌ كه‌ پول‌ بيشتري‌ به‌ دست‌ آورد».
      او در يك‌ داروخانه‌، لوازم‌ آرايشي‌ مي‌فروشد، اما چند شب‌ در هفته‌ هم‌ يواشكي‌ ممكن‌ است‌ در لابي‌ هتل‌هاي‌ ۵ ستاره‌ شهر معتبر «ووهان‌»با تجار پولدار همصحبت‌ شود...
      هم‌ اكنون‌ دولت‌ چين‌ بر سر يك‌ دوراهي‌ قرار گرفته‌ است‌، اگر فحشا را آزاد كند، تمام‌ وجهه‌ سوسياليستي‌اش‌ زير سوال‌ مي‌رود و همچنين‌ ايدز و امراض‌ ديگر مقاربتي‌ جامعه‌ را به‌ ورطه‌ خطرناكي‌ خواهند كشاند.
      «ليو دالين‌»پرفسور دانشگاه‌ شانگهاي‌ مي‌گويد:«اين‌ يك‌ انتخاب‌ دشوار است‌، انتخابي‌ كه‌ روبه‌روي‌ آن‌ تعداد بيشماري‌ زن‌ جوان‌ چيني‌ قرار دارند».

      اما آگاهان‌ سياسي‌ چه‌ مي‌گويند؟

      آنها بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ دول‌ غربي‌ و در راس‌ آنان‌ امريكا مي‌خواهد با رواج‌ فساد اخلاقي‌ در چين‌، اين‌ كشور را از لحاظ سياسي‌ زير سوال‌ ببرند و تا حدي‌ هم‌ موفق‌ شده‌اند، شما چه‌ فكر مي‌كنيد؟
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      Working...