تاكتيك هاي جنگ رواني
جنگ رواني همچنين عبارت از مجموعه اقدامات تبليغي ـ رواني يك كشور يا گروه به منظور اثرگذاري و نفوذ بر عقايد و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب.
جنگ رواني از واژه*هايي است كه تاكنون تعاريف متنوع و گوناگوني بر اساس شرايط استفاده از آن ارائه شده است. ارتش امريكا در مارس 1955 در آيين*نامه رزمي خود تعريفي جالب از جنگ رواني در عرصه بين*المللي ارائه كرد؛ جنگ رواني در آيين*نامه ياد شده اين گونه تعريف شده است: «جنگ رواني استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تأثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي*طرف و يا گروه دوست است به نحوي كه پشتيباني براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي باشد».به اعتقاد ويليام داواتي جنگ رواني عبارت است از: «مجموع اقداماتي كه از طرف يك كشور به منظور اثرگذاري و نفوذ بر عقايد و رفتار دولتها و ملتهاي ديگر در جهت مطلوب و با ابزارهايي غير از ابزار نظامي، سياسي و اقتصادي انجام مي*شود». طرفداران اين نگرش اغلب بر اين باورند كه تبليغات جزء اصلي و اساسي جنگ رواني است نه همه آن.
جنگ رواني همچنين عبارت از مجموعه اقدامات تبليغي ـ رواني يك كشور يا گروه به منظور اثرگذاري و نفوذ بر عقايد و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب.
- اهداف جنگ رواني
در تدوين يك جريان خبري با استفاده از اصول جنگ رواني آنچه لازم است در ابتدا مورد توجه قرار گيرد اهداف جنگ رواني است. كه عبارتند از :
•از بين بردن اميد نزد مخاطبان، كشور و يا جناح مقابل
•بي اعتمادي نسبت به رهبران كشور يا جناح مقابل
•شكاف در بين جامعه مخاطب
اين نوع جنگ، در واقع جنگ عليه عقل دشمن اعلام مي*شود و نه به منظور دربندكشيدن بدن او .
- مهترين ابزارهاي جنگ رواني
تلويزيونها:
•تلويزيونهاي عادي
•تلويزيونهاي خبري
•تلويزيونهاي ويژه – منطقه اي
راديوها:
•راديوهاي عادي
•راديوهاي ويژه
خبرگزاري*ها:
•استفاده مستقيم
•استفاده غير مستقيم
مطبوعات:
•مطبوعات ملي
• مطبوعات فراملي
سايتهاي خبري:
• سايتهاي ويژه
•پست الكترونيك
مهمترين مخاطبان جنگ رواني نيز عبارتند از:
•مردم
•احزاب
•سياستمداران
•گروهها، سازمانها و نهادهاي دولتي و غيردولتي
•دولتها
•سازمان*هاي بين المللي
- برخي نمونه هاي جنگ رواني
در طول سال 1385، برخي از مهمترين سناريوهايي كه به طور همزمان و به منظور اعمال جنگ رواني عليه ايران صورت گرفت عبارت بودند از:
•سناريوي تهديد آميزبودن ايران براي ملل جهان و اين كه دستيابي ايران به انرژي هسته اي تهديدي براي همه كشورهاي جهان است.
•سناريوي ارعاب و تهديد ايران با انتشار محتواي بالاي رسانه اي در خصوص امكان حمله آمريكا و يا اسرائيل به ايران
•سناريوي تشويق ايران به مذاكره مستقيم با آمريكا
•سناريوي دشمن سازي از ايران براي اعراب و ترغيب ملل عرب و مسلمانان براي مقابله با ايران
•محك زدن ايران به شيوه هاي مختلف، به منظور دريافت اين نكته كه آيا ايران به خواست 5+1 درمورد برنامه هسته اي اش تن مي دهد يا خير؟
•سناريوي هالوكاست و پيگيري سناريوي تهديد آميزبودن انديشه دولت ايران براي ملل جهان حتي فارغ از دستيابي اين كشور به انرژي هسته اي
•سناريو اتصال برنامه هسته اي ايران به كره شمالي و بهره گيري ايران از عملكرد هسته اي كره شمالي به نفع پرونده هسته اي خود
•سناريوي هلال شيعي
•سناريوي تهديد سني ها با گسترش تعداد و نفوذ شيعيان در منطقه تحت حمايت ايران
- مرور برخي سناريوهاي جنگ لبنان:
•انتخاب تيتر واحد « بحران خاورميانه » به « جاي بحران لبنان »، به عنوان تيتر كلي و هدايت گر مجموعه گزارشها، اخبار و تحليلهاي مرتبط با جنگ در لبنان و اسرائيل و تكرار آن به صورت زيرنويس هنگامي كه خبر مرتبط با آن منتشر مي شد، خود نشاني از طراحي و ساخت سناريويي با عنوان مورد نظر و گسترش بحران به كل منطقه را داشت.
•سناريوي ديگري كه آمريكايي*ها در راستاي طرح خاورميانه بزرگ با بهره گيري از بحران لبنان توسط رسانه هاي خود دنبال كردند، اين بود كه غرب از حفظ خاورميانه به عنوان جايگاهي براي اعراب و نه يك امپراطوري مذهبي براي ايران حمايت مي كند. زمينه سازي براي اين سناريو نيز با طرح تيترهاي عمده و بزرگ در رسانه هاي مطرح با عنوان " ايران به دنبال كسب قدرت برتر در خاورميانه " دنبال مي شود.
•*ايجاد ارتباط مستقيم بين پرونده هسته اي ايران و بحران لبنان؛
اغلب تحليلهاي رسانه اي آمريكا و اسرائيل حول اين مطلب ارائه مي شدند كه جمهوري اسلامي ايران براي منحرف كردن توجه سران هشت كشور صنعتي جهان از برنامه هسته*اي خود، حزب*الله لبنان را براي آغاز جنگ با اسراييل تحريك كرده است.
• *رسانه هاي آمريكا و اسرائيل، حزب الله لبنان را به عنوان نمونه كوچكي از تهديد ايران براي صلح جهاني ترسيم مي كردند و چنين تحليل مي كردند كه در صورت مجهز شدن ايران به بمب هسته اي، حمايت هسته اي اين كشور از تروريسم جهاني چه فجايعي كه به بار نخواهد آورد.
- راهبردهاي اساسي جنگ رواني
طراحان جنگ رواني ، نبرد خود را بر تبليغات استوار كرده*اند . هدف آنها تاثيرگذاري بر عقايد افراد و يا جامعه موردنظر مي*باشد . امروزه در ادبيات جنگ رواني واژه تبليغات معادل واژه پروپاگاندا قرار گرفته است. جنگ رواني از همه تاكتيكهايي كه يك عامل تبليغاتي و يا يك پروپاگاندا اجنت انجام مي*دهد، بهره مي برد . اين عوامل سعي مي*كنند افكار عمومي طرف مقابل را به تسخير كشانده و از شيوه*هاي زير حداكثر استفاده را بنمايند . مديران و طراحان خبري پيش از هر چيز ، بايد مخاطب خود را به خوبي مورد شناسايي قرار داده و از طريق روشهاي روانشناسي اجتماعي ، ميزان تاثيري را كه هر يك از تاكتيكهاي جنگ رواني مي توانند ايفا كنند را پيدا نمايند . تاكتيكهاي جنگ رواني بسيارند و متناسب با شرايط روز، در حال گسترش و رشد روز افزون هستند.
- برخي از مهمترين تاكتيكهاي جنگ رواني
سانسور Censorship
سانسور عبارت است از حذف عمدي موادي از جريان عبور آگاهيها ، به منظور شكل دادن عقايد و اعمال ديگران است . اين حذف عمدي مي*تواند به دو شكل صورت پذيرد . سانسور در ساده*ترين معني*اش ، رسيدگي و آزمايش پيامهاي كثيرالانتشار توسط اولياي امور به جهت بازداشت موادي است كه از نظر آنان نامطلوب است . اين شكل سانسور ، همان ايجاد مانع قبلي يا عملي جهت جلوگيري از انتشار مواد نامطلوب است كه مثلا مي*تواند شامل حذف واژه*ها ،عبارات يا جملاتي خاص ، توسط سانسورگر باشد .
اما سانسور در شكل گسترده*ترش ، مي*تواند دربرگيرنده هر نوع تلاشي جهت تضعيف يا جلوگيري از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخي از اولياي امور باشد . بدين*ترتيب ، ممكن است دولتي جلوي انتشار اطلاعات يا اخباري را كه مي*تواند بازتابي مخالف يا ناموافق بر مقامات آن دولت داشته باشد ، بگيرد يا ممكن است دولت مذكور اقدام به صدور مجوزهايي كند كه از اين راه انتشار مواد نامطلوب را دچار مشكل يا فترت سازد . از طرف ديگر ، ممكن است اولياي امور اقدامي تنبيهي نيز بر عليه خاطيان درپيش گيرند . بدين*منظور كه مطمئن شوند خاطيان ، ديگر دست به خلاف نخواهند زد و نيز ديگران را از انتشار مواد داراي ايراد ، برحذر دارند .
به اين ترتيب مي*شود برخي از روزنامه*ها يا مجلات را از امكانات چاپي محروم كرد ، مالياتهاي سنگين يا موانع اقتصادي ديگر را اعمال كرد ، سردبيران را به زندان انداخت يا جواز كار فعاليتهاي راديو – تلويزيوني را لغو كرد . دولتهاي مستبد و خودكامه از سانسور براي ابقاء قدرت خويش بهره*برداري مي*كنند . اما دولتهاي آزادمنش به علت سنتهاي موجود حاكي از انزجار نسبت به سانسور بايد به روشهاي ديگري جهت ابقاء خود متوسل شوند ( روشهايي مانند تلاش براي جلب حمايت صادقانه رسانه*هاي متنفذ ، يا ارجاع مستقيم مشكل خود به مردم ) . سانسور در ايالات متحده بيشتر در سطح محلي مشاهده شده است . در اين سطح،تا به حال اقدامات بسياري به منظور جلوگيري از اهانت و قبيح*پردازي ( به ادعاي سانسورگران ) در مواد و موضوعات چاپي و فيلمهاي سينمايي صورت گرفته است .
اخبار كنترل شده : شكل خفيفي از سانسور نيز كه اخبار كنترل شده نام گرفته ، وجود دارد . در اخبار كنترل*شده ، توزيع اطلاعات به طريقي است كه حافظ حداكثر منافع توزيع*كننده باشد . دولتها ، اصناف و ديگر ديوان*سالاريها ، غالب اوقات در كنترل اخبار مقصر قلمداد مي*شوند .
سانسور برون*قانوني : سانسور برون*قانوني سانسوري است كه خارج از كنترل قانون يا قدرت قانوني باشد. چنين سانسوري مي*تواند داوطلبانه باشد . مثل وقتي كه سردبيري ، عبارت يا واژه*اي را از دست*نوشته خود حذف مي*كند چرا كه احساس مي*كند از ذوق سليم به دور است يا كتابداري كه كتابي را از دور خارج مي*كند ، بدين علت كه به نظر او قبيح و اهانت*آميز است و وي مطالب قبيح و اهانت*آميز را دوست ندارد .
از يك لحاظ سانسور برون قانوني مي*تواند غير داوطلبانه باشد مانند وقتي كه سانسور خود پاسخي به فشارهاي اقتصادي ، سياسي يا فشارهاي ديگري از اين قبيل است . مثلا يك ايستگاه راديو – تلويزيوني ممكن است انتقاد از مقامات دولتي را به علت تهديدهاي واقعي يا احتمالي ، از جانب آن مقامات درخصوص تمديد مجوز مسكوت گذارد .
تحريف Disortion
يكي از رايجترين شيوه*هاي پوشش* خبري و مطبوعاتي ، تغيير متن پيام به شيوه*هاي مختلف از طريق دستكاري خبر است . در مسئله تحريف سه پديده به چشم مي*خورد كه عبارتند از : تعديل ، شاخ و برگ دادن و جذب . يك خبر در حين انتقال از شخصي به شخص ديگر به تدريج كوچكتر از گذشته ، قابل فهم*تر و از نظر بازگو كردن ، ساده*تر مي*شود . در حين فرايند انتقال متوالي بسياري از جزييات اصلي خبر كم*كم تعديل مي*شوند ، تجربه*هايي كه در مورد تحريف انجام شده است ، نشان مي*دهد كه بسياري از جزييات موجود در ابتداي زنجيره انتقال به*شدت حذف مي*شوند . هر بار كه خبر تحريف*شده نقل مي*شود ، ميزان جزييات ، هرچند با كندي ، كاهش مي*يابد .
در همان زماني كه فرايند تعديل انجام مي*گيرد ، شاخ و برگهاي ديگري به خبر اضافه مي*گردد . فرايند شاخ و برگ دادن به خبر ، به ادراك انتخابي و حفظ انتخابي موضوع در ذهن و نقل جزئيات كمي از موضوع اصلي مبتني است . با اينكه فرايند شاخ و برگ دادن مانند فرايند تعديل در هر بار كه خبر نقل مي*شود ، انجام مي*گيرد ولي عناصري كه در اين فرايند بر آنها تكيه مي*شود و در هر نوبت تكرار شمي*آيند ، يكي نيستند . اين ويژگي بيشتر به تركيب جامعه اي كه خبر در آن منتقل مي*شود، وابسته است . عناصري در اين فرايند شاخ و برگ پيدا مي*كنند كه از نظر نقل كننده خبر با اهميت هستند .
چه چيزي سبب حذف برخي جزييات و بيان برخي ديگر مي*شود ؟ چگونه مي*توانيم اين امر را كه برخي اجزا جاي اجزاي ديگر را مي*گيرند و موجب تغيير يك حقيقت مي*شوند ، بيان نماييم ؟
پاسخ به اين پرسشها در فرايند جذب يافت مي*شود كه نتيجه نيروي جاذبه عادات ، تمايلات و احساسات موجود شنونده است . براي مثال هنگام نقل يك خبر و سپس بازگو كردن مجدد آن ، فرايند جذب موضوع اصلي روي مي*دهد ، آنگاه عناصر خبر منطبق شده يا سازمان داده مي*شوند تا با انگيزه اصلي خبر هماهنگ شوند و اين هماهنگي به گونه*اي صورت مي*گيرد كه خبر را در نهايت امر منسجم*تر ، منطقي*تر و داراي ظاهر بهتري سازد . غالبا فرايند جذب با هدف مورد انتظار فرد هماهنگي دارد و درك و يادآوري امور طبق معمول صورت مي*گيرد . از همه اينها مهمتر اينكه فرايند جذب به خودي خود بيانگر تغييرات و تحريفاتي است كه منعكس*كننده احساسات ريشه*دار در شخص مي*باشد و همچنين وضعيت و جهت*گيري او را منعكس مي*كند .
جنگ رواني همچنين عبارت از مجموعه اقدامات تبليغي ـ رواني يك كشور يا گروه به منظور اثرگذاري و نفوذ بر عقايد و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب.
جنگ رواني از واژه*هايي است كه تاكنون تعاريف متنوع و گوناگوني بر اساس شرايط استفاده از آن ارائه شده است. ارتش امريكا در مارس 1955 در آيين*نامه رزمي خود تعريفي جالب از جنگ رواني در عرصه بين*المللي ارائه كرد؛ جنگ رواني در آيين*نامه ياد شده اين گونه تعريف شده است: «جنگ رواني استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تأثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي*طرف و يا گروه دوست است به نحوي كه پشتيباني براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي باشد».به اعتقاد ويليام داواتي جنگ رواني عبارت است از: «مجموع اقداماتي كه از طرف يك كشور به منظور اثرگذاري و نفوذ بر عقايد و رفتار دولتها و ملتهاي ديگر در جهت مطلوب و با ابزارهايي غير از ابزار نظامي، سياسي و اقتصادي انجام مي*شود». طرفداران اين نگرش اغلب بر اين باورند كه تبليغات جزء اصلي و اساسي جنگ رواني است نه همه آن.
جنگ رواني همچنين عبارت از مجموعه اقدامات تبليغي ـ رواني يك كشور يا گروه به منظور اثرگذاري و نفوذ بر عقايد و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب.
- اهداف جنگ رواني
در تدوين يك جريان خبري با استفاده از اصول جنگ رواني آنچه لازم است در ابتدا مورد توجه قرار گيرد اهداف جنگ رواني است. كه عبارتند از :
•از بين بردن اميد نزد مخاطبان، كشور و يا جناح مقابل
•بي اعتمادي نسبت به رهبران كشور يا جناح مقابل
•شكاف در بين جامعه مخاطب
اين نوع جنگ، در واقع جنگ عليه عقل دشمن اعلام مي*شود و نه به منظور دربندكشيدن بدن او .
- مهترين ابزارهاي جنگ رواني
تلويزيونها:
•تلويزيونهاي عادي
•تلويزيونهاي خبري
•تلويزيونهاي ويژه – منطقه اي
راديوها:
•راديوهاي عادي
•راديوهاي ويژه
خبرگزاري*ها:
•استفاده مستقيم
•استفاده غير مستقيم
مطبوعات:
•مطبوعات ملي
• مطبوعات فراملي
سايتهاي خبري:
• سايتهاي ويژه
•پست الكترونيك
مهمترين مخاطبان جنگ رواني نيز عبارتند از:
•مردم
•احزاب
•سياستمداران
•گروهها، سازمانها و نهادهاي دولتي و غيردولتي
•دولتها
•سازمان*هاي بين المللي
- برخي نمونه هاي جنگ رواني
در طول سال 1385، برخي از مهمترين سناريوهايي كه به طور همزمان و به منظور اعمال جنگ رواني عليه ايران صورت گرفت عبارت بودند از:
•سناريوي تهديد آميزبودن ايران براي ملل جهان و اين كه دستيابي ايران به انرژي هسته اي تهديدي براي همه كشورهاي جهان است.
•سناريوي ارعاب و تهديد ايران با انتشار محتواي بالاي رسانه اي در خصوص امكان حمله آمريكا و يا اسرائيل به ايران
•سناريوي تشويق ايران به مذاكره مستقيم با آمريكا
•سناريوي دشمن سازي از ايران براي اعراب و ترغيب ملل عرب و مسلمانان براي مقابله با ايران
•محك زدن ايران به شيوه هاي مختلف، به منظور دريافت اين نكته كه آيا ايران به خواست 5+1 درمورد برنامه هسته اي اش تن مي دهد يا خير؟
•سناريوي هالوكاست و پيگيري سناريوي تهديد آميزبودن انديشه دولت ايران براي ملل جهان حتي فارغ از دستيابي اين كشور به انرژي هسته اي
•سناريو اتصال برنامه هسته اي ايران به كره شمالي و بهره گيري ايران از عملكرد هسته اي كره شمالي به نفع پرونده هسته اي خود
•سناريوي هلال شيعي
•سناريوي تهديد سني ها با گسترش تعداد و نفوذ شيعيان در منطقه تحت حمايت ايران
- مرور برخي سناريوهاي جنگ لبنان:
•انتخاب تيتر واحد « بحران خاورميانه » به « جاي بحران لبنان »، به عنوان تيتر كلي و هدايت گر مجموعه گزارشها، اخبار و تحليلهاي مرتبط با جنگ در لبنان و اسرائيل و تكرار آن به صورت زيرنويس هنگامي كه خبر مرتبط با آن منتشر مي شد، خود نشاني از طراحي و ساخت سناريويي با عنوان مورد نظر و گسترش بحران به كل منطقه را داشت.
•سناريوي ديگري كه آمريكايي*ها در راستاي طرح خاورميانه بزرگ با بهره گيري از بحران لبنان توسط رسانه هاي خود دنبال كردند، اين بود كه غرب از حفظ خاورميانه به عنوان جايگاهي براي اعراب و نه يك امپراطوري مذهبي براي ايران حمايت مي كند. زمينه سازي براي اين سناريو نيز با طرح تيترهاي عمده و بزرگ در رسانه هاي مطرح با عنوان " ايران به دنبال كسب قدرت برتر در خاورميانه " دنبال مي شود.
•*ايجاد ارتباط مستقيم بين پرونده هسته اي ايران و بحران لبنان؛
اغلب تحليلهاي رسانه اي آمريكا و اسرائيل حول اين مطلب ارائه مي شدند كه جمهوري اسلامي ايران براي منحرف كردن توجه سران هشت كشور صنعتي جهان از برنامه هسته*اي خود، حزب*الله لبنان را براي آغاز جنگ با اسراييل تحريك كرده است.
• *رسانه هاي آمريكا و اسرائيل، حزب الله لبنان را به عنوان نمونه كوچكي از تهديد ايران براي صلح جهاني ترسيم مي كردند و چنين تحليل مي كردند كه در صورت مجهز شدن ايران به بمب هسته اي، حمايت هسته اي اين كشور از تروريسم جهاني چه فجايعي كه به بار نخواهد آورد.
- راهبردهاي اساسي جنگ رواني
طراحان جنگ رواني ، نبرد خود را بر تبليغات استوار كرده*اند . هدف آنها تاثيرگذاري بر عقايد افراد و يا جامعه موردنظر مي*باشد . امروزه در ادبيات جنگ رواني واژه تبليغات معادل واژه پروپاگاندا قرار گرفته است. جنگ رواني از همه تاكتيكهايي كه يك عامل تبليغاتي و يا يك پروپاگاندا اجنت انجام مي*دهد، بهره مي برد . اين عوامل سعي مي*كنند افكار عمومي طرف مقابل را به تسخير كشانده و از شيوه*هاي زير حداكثر استفاده را بنمايند . مديران و طراحان خبري پيش از هر چيز ، بايد مخاطب خود را به خوبي مورد شناسايي قرار داده و از طريق روشهاي روانشناسي اجتماعي ، ميزان تاثيري را كه هر يك از تاكتيكهاي جنگ رواني مي توانند ايفا كنند را پيدا نمايند . تاكتيكهاي جنگ رواني بسيارند و متناسب با شرايط روز، در حال گسترش و رشد روز افزون هستند.
- برخي از مهمترين تاكتيكهاي جنگ رواني
سانسور Censorship
سانسور عبارت است از حذف عمدي موادي از جريان عبور آگاهيها ، به منظور شكل دادن عقايد و اعمال ديگران است . اين حذف عمدي مي*تواند به دو شكل صورت پذيرد . سانسور در ساده*ترين معني*اش ، رسيدگي و آزمايش پيامهاي كثيرالانتشار توسط اولياي امور به جهت بازداشت موادي است كه از نظر آنان نامطلوب است . اين شكل سانسور ، همان ايجاد مانع قبلي يا عملي جهت جلوگيري از انتشار مواد نامطلوب است كه مثلا مي*تواند شامل حذف واژه*ها ،عبارات يا جملاتي خاص ، توسط سانسورگر باشد .
اما سانسور در شكل گسترده*ترش ، مي*تواند دربرگيرنده هر نوع تلاشي جهت تضعيف يا جلوگيري از انتشار مواد نامطلوب از نظر برخي از اولياي امور باشد . بدين*ترتيب ، ممكن است دولتي جلوي انتشار اطلاعات يا اخباري را كه مي*تواند بازتابي مخالف يا ناموافق بر مقامات آن دولت داشته باشد ، بگيرد يا ممكن است دولت مذكور اقدام به صدور مجوزهايي كند كه از اين راه انتشار مواد نامطلوب را دچار مشكل يا فترت سازد . از طرف ديگر ، ممكن است اولياي امور اقدامي تنبيهي نيز بر عليه خاطيان درپيش گيرند . بدين*منظور كه مطمئن شوند خاطيان ، ديگر دست به خلاف نخواهند زد و نيز ديگران را از انتشار مواد داراي ايراد ، برحذر دارند .
به اين ترتيب مي*شود برخي از روزنامه*ها يا مجلات را از امكانات چاپي محروم كرد ، مالياتهاي سنگين يا موانع اقتصادي ديگر را اعمال كرد ، سردبيران را به زندان انداخت يا جواز كار فعاليتهاي راديو – تلويزيوني را لغو كرد . دولتهاي مستبد و خودكامه از سانسور براي ابقاء قدرت خويش بهره*برداري مي*كنند . اما دولتهاي آزادمنش به علت سنتهاي موجود حاكي از انزجار نسبت به سانسور بايد به روشهاي ديگري جهت ابقاء خود متوسل شوند ( روشهايي مانند تلاش براي جلب حمايت صادقانه رسانه*هاي متنفذ ، يا ارجاع مستقيم مشكل خود به مردم ) . سانسور در ايالات متحده بيشتر در سطح محلي مشاهده شده است . در اين سطح،تا به حال اقدامات بسياري به منظور جلوگيري از اهانت و قبيح*پردازي ( به ادعاي سانسورگران ) در مواد و موضوعات چاپي و فيلمهاي سينمايي صورت گرفته است .
اخبار كنترل شده : شكل خفيفي از سانسور نيز كه اخبار كنترل شده نام گرفته ، وجود دارد . در اخبار كنترل*شده ، توزيع اطلاعات به طريقي است كه حافظ حداكثر منافع توزيع*كننده باشد . دولتها ، اصناف و ديگر ديوان*سالاريها ، غالب اوقات در كنترل اخبار مقصر قلمداد مي*شوند .
سانسور برون*قانوني : سانسور برون*قانوني سانسوري است كه خارج از كنترل قانون يا قدرت قانوني باشد. چنين سانسوري مي*تواند داوطلبانه باشد . مثل وقتي كه سردبيري ، عبارت يا واژه*اي را از دست*نوشته خود حذف مي*كند چرا كه احساس مي*كند از ذوق سليم به دور است يا كتابداري كه كتابي را از دور خارج مي*كند ، بدين علت كه به نظر او قبيح و اهانت*آميز است و وي مطالب قبيح و اهانت*آميز را دوست ندارد .
از يك لحاظ سانسور برون قانوني مي*تواند غير داوطلبانه باشد مانند وقتي كه سانسور خود پاسخي به فشارهاي اقتصادي ، سياسي يا فشارهاي ديگري از اين قبيل است . مثلا يك ايستگاه راديو – تلويزيوني ممكن است انتقاد از مقامات دولتي را به علت تهديدهاي واقعي يا احتمالي ، از جانب آن مقامات درخصوص تمديد مجوز مسكوت گذارد .
تحريف Disortion
يكي از رايجترين شيوه*هاي پوشش* خبري و مطبوعاتي ، تغيير متن پيام به شيوه*هاي مختلف از طريق دستكاري خبر است . در مسئله تحريف سه پديده به چشم مي*خورد كه عبارتند از : تعديل ، شاخ و برگ دادن و جذب . يك خبر در حين انتقال از شخصي به شخص ديگر به تدريج كوچكتر از گذشته ، قابل فهم*تر و از نظر بازگو كردن ، ساده*تر مي*شود . در حين فرايند انتقال متوالي بسياري از جزييات اصلي خبر كم*كم تعديل مي*شوند ، تجربه*هايي كه در مورد تحريف انجام شده است ، نشان مي*دهد كه بسياري از جزييات موجود در ابتداي زنجيره انتقال به*شدت حذف مي*شوند . هر بار كه خبر تحريف*شده نقل مي*شود ، ميزان جزييات ، هرچند با كندي ، كاهش مي*يابد .
در همان زماني كه فرايند تعديل انجام مي*گيرد ، شاخ و برگهاي ديگري به خبر اضافه مي*گردد . فرايند شاخ و برگ دادن به خبر ، به ادراك انتخابي و حفظ انتخابي موضوع در ذهن و نقل جزئيات كمي از موضوع اصلي مبتني است . با اينكه فرايند شاخ و برگ دادن مانند فرايند تعديل در هر بار كه خبر نقل مي*شود ، انجام مي*گيرد ولي عناصري كه در اين فرايند بر آنها تكيه مي*شود و در هر نوبت تكرار شمي*آيند ، يكي نيستند . اين ويژگي بيشتر به تركيب جامعه اي كه خبر در آن منتقل مي*شود، وابسته است . عناصري در اين فرايند شاخ و برگ پيدا مي*كنند كه از نظر نقل كننده خبر با اهميت هستند .
چه چيزي سبب حذف برخي جزييات و بيان برخي ديگر مي*شود ؟ چگونه مي*توانيم اين امر را كه برخي اجزا جاي اجزاي ديگر را مي*گيرند و موجب تغيير يك حقيقت مي*شوند ، بيان نماييم ؟
پاسخ به اين پرسشها در فرايند جذب يافت مي*شود كه نتيجه نيروي جاذبه عادات ، تمايلات و احساسات موجود شنونده است . براي مثال هنگام نقل يك خبر و سپس بازگو كردن مجدد آن ، فرايند جذب موضوع اصلي روي مي*دهد ، آنگاه عناصر خبر منطبق شده يا سازمان داده مي*شوند تا با انگيزه اصلي خبر هماهنگ شوند و اين هماهنگي به گونه*اي صورت مي*گيرد كه خبر را در نهايت امر منسجم*تر ، منطقي*تر و داراي ظاهر بهتري سازد . غالبا فرايند جذب با هدف مورد انتظار فرد هماهنگي دارد و درك و يادآوري امور طبق معمول صورت مي*گيرد . از همه اينها مهمتر اينكه فرايند جذب به خودي خود بيانگر تغييرات و تحريفاتي است كه منعكس*كننده احساسات ريشه*دار در شخص مي*باشد و همچنين وضعيت و جهت*گيري او را منعكس مي*كند .


Comment