فعاليت اقتصادى زنان از ديدگاه قرآن
نظر به اهميت موضوع و شبهات و اشكالاتى كه در زمينه كارِ زنان در مراكز عمومى مطرح شده و آراء و ديدگاه هاى مختلفى را پديد آورده است، اين نوشتار به بررسى اين مسئله از ديدگاه آيات پرداخته و از چند شاهد روايى نيز مدد جسته است.
مقدّمه
فعاليت اقتصادى و كار و تلاش، همواره قرين زندگى زنان بوده است. زنان در طول تاريخ، علاوه بر انجام كارهاى خانه، هميشه همگام با مردان به فعاليت هايى مثل كشاورزى و دام دارى اشتغال داشته و از اين طريق، بخشى از هزينه خانواده را بر دوش كشيده و به اقتصاد خانواده كمك مى كرده اند. اما در زمان هاى گذشته، فعاليت هاى ياد شده نظير ساير كارهايى كه زنان در خانه انجام مى دادند، كارِ خانه به شمار مى رفته و در مقابل آن مزدى به زن پرداخت نمى شده است.
با حركت جوامع به سوى دستاوردهاى تمدن جديد و تبديل كارگاه هاى خانگى و كوچك به كارخانه و جاى گزينى ماشين به جاى نيروى انسانى، اشتغال زنان به فعاليت هاى اقتصادىِ بيرون از خانه، طى چند دهه اخير، اهميت ويژه اى يافته است; به گونه اى كه در حال حاضر مشاركت اقتصادى و اشتغال زنان به فعاليت اقتصادى در بيرون خانه، يكى از مسائل مهم و مطرح زنان در جامعه امروز ماست. نظر به اهميت موضوع و شبهات و اشكالاتى كه در زمينه كارِ زنان در مراكز عمومى مطرح شده و آراء و ديدگاه هاى مختلفى را پديد آورده است، اين نوشتار به بررسى اين مسئله از ديدگاه آيات پرداخته و از چند شاهد روايى نيز مدد جسته است.
واژگان محورى
كار: «كار» در لغت، به معناى تلاش و كوشش و فعاليت، و در اصطلاح اقتصادى، يكى از عوامل توليد است. دانشمندان علم اقتصاد در تعريف كار گفته اند: «نيروى كار يكى از عوامل عمده توليد و متشكّل است از اعمال قوّه فكرى يا دستى كه در برابر آن مزد، حقوق، معاش، يا حق الزحمه كار و كسب گرفته مى شود.»1 بر اساس اين تعريف، فعاليتى كه در برابر آن مزد پرداخت نشود كار محسوب نمى شود. به همين سبب، كارى كه زنان در خانه انجام مى دهند فعاليت اقتصادى به شمار نمى آيد و زنان خانه دار در جمعيت غير فعّال و بيكار قرار مى گيرند.2
اشتغال: در فرهنگ نامه هاى اقتصادى، «اشتغال» به معناى مشغول بودن به كار تعريف شده است.3 بنابراين تعريف، هرگونه فعاليتى كه انسان، اعم از زن يا مرد، در خانه يا بيرون از خانه انجام دهد اشتغال است. اما برخى از اقتصاددانان قيد مزد و پاداش را نيز بر تعريف اشتغال افزوده و بيان داشته اند: اشتغال مشغول بودن به كارى است كه پاداش و مزد در برابر آن وجود داشته باشد. بر اساس اين تعريف، مفهوم «اشتغال» محدودتر شده و فقط شامل كارها و فعاليت هايى مى شود كه در قبال آن دستمزدى پرداخت شود. اما تلاش هايى كه مجانى صورت مى گيرند مثل برخى از كارهاى زنان در خانه، مشمول اشتغال نخواهند بود. مقصود از اشتغالِ زنان در اصطلاح رايج، همين معناست.
محل بحث
كار زنان در دو عرصه مطرح است: يكى در عرصه خصوصى و فعاليت هايى كه زنان براى سامان دهى منزل در داخل خانه انجام مى دهند; مانند پخت و پز، شستوشو، رفت و روب و رسيدگى به همسر و فرزندان كه از ديرباز به عنوان كارِ خانه شناخته شده اند; دوم كار در عرصه عمومى و اجتماعى كه از آن به «كار بيرون» تعبير مى شود. چنانچه گفته شد، واژه هاى «كار» و «اشتغال»، در اصطلاح رايج كنونى، شامل فعاليت هايى كه زنان در خانه انجام مى دهند نمى شود.4 در نتيجه، تلاشى كه زنان در خانه براى سامان دهى كانون خانواده انجام مى دهند مثل بچه دارى زن در داخل خانه، فعاليت اقتصادى به حساب نمى آيد.5بحث ما در اين مقاله بيشتر در ارتباط با نوع دوم از كار است; زيرا آنچه امروزه به عنوان يك مسئله مطرح است و موافق و مخالف در ارتباط با آن در كتاب ها و مقالات به بحث و بررسى مى پردازند، اشتغال زنان به كار و فعاليت در مراكز توليدى و خدماتى و ادارى در بيرون از خانه است.
سؤال اصلى اين است كه آيا زنان مى توانند همانند مردان در عرصه اجتماعى، فعاليت اقتصادى داشته باشند، يا تلاش در عرصه اجتماعى، و كار و توليد و تجارت و بازرگانى و ارائه خدمات عمومى، ويژه مردان است؟ در پاسخ به اين پرسش، ديدگاه هاى متفاوتى ارائه شده اند. اين نوشته به بررسى اين مسئله از ديدگاه وحى مى پردازد.
شواهد قرآنى بر جواز فعاليت هاى اقتصادى زنان
واژه هاى «فعل»، «عمل» و «كسب» در قرآن به معناى كار و تلاش هستند، اما معمولا به معناى اقتصادى آن ـ كه خصوص فعاليتى است كه براى تحصيل درآمد انجام مى گيرد و در برابر آن مزدى پرداخت مى شود ـ به كار نمى رود; براى مثال، واژه «فعل» و مشتقّات آن قريب 108 بار در قرآن به كار رفته اند كه در هيچ يك از آن ها مراد از «فعل» كار اقتصادى و تلاش مادى نيست. واژه «عمل» و مشتقّات آن قريب 360 مورد در آيات آمده اند كه بيشتر آن ها به معناى تلاش اخروى است. تنها در برخى از آيات به معناى تلاش مادى به كار رفته اند; مثل:
ـ (أَمَّاالسَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِى الْبَحْرِ)(كهف: 79); اما آن كشتى مال گروهى از مستمندان بود كه با آن در دريا كار مى كردند.
ـ (وَ مِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلا دُونَ ذَلِكَ)(انبياء: 82); و گروهى از شياطين براى او (حضرت سليمان) غوّاصى مى كردند و كارهايى غير از اين نيز براى او انجام مى دادند.
ـ (وَ مِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ) (سبأ: 11); و گروهى از جن پيش روى او (حضرت سليمان) به اذن پرودگارش كار مى كردند.
واژه «كسب» نيز 67 بار در قرآن به كار رفته، ولى معمولا به معناى كار اقتصادى نيست. تنها در يك مورد در آيه (للرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ ممّا اكْتَسَبْنَ) (نساء: 32) (مردان را نصيبى است از آنچه به دست مى آورند و زنان را نصيبى) به معناى تلاش مادى و كسب درآمد استعمال شده است كه مى توان براى اثبات مشروعيت فعاليت اقتصادى زنان به آن استناد كرد; زيرا اگر كار كردن براى آنان مجاز نبود، آيه شريف آنان را مالك دست رنج خود قرار نمى داد. بنابراين، واژه هاى «فعل»، «عمل» و «كسب» در اين آيات غالباً به معناى كار مادى نيستند و در آياتى هم كه به معناى تلاش مادى آمده اند معمولا نمى توانند در اين موضوع، مشكلى را از ميان بردارند. در نتيجه، هرچند معناى لغوى اين واژه ها «كار» است، به ويژه لفظ «عمل» كه در كتاب هاى عربى امروز به معناى تلاش اقتصادى به كار مى رود، اما در بحث قرآنى نمى توانيم براى اثبات يا رد اشتغال زنان، به اين آيات استناد كنيم.
آيات ديگرى كه در اين موضوع مى توانند ما را يارى دهند آياتى هستند كه واژه هاى به كار رفته در آن ها به صراحت، به معناى كار نيست، اما به دلالت التزامى، معناى كار و تلاش مادى از آن ها استفاده مى شود. اين آيات را مى توان در چهار گروه بررسى كرد:
نخست، آياتى كه انسان ها را به وفاى به عقد موظف كرده است;
دوم، آياتى كه كار و تلاش مادى را براى انسان ها مجاز دانسته است. در اين آيات، بيشتر از واژه تركيبى «ابتغاء فضل» استفاده شده است;
سوم، آياتى كه برخى از معاملات را حلال و برخى را حرام كرده است;
چهارم، آياتى كه مى توان از آن ها برخى از اشتغالات خاص را استفاده كرد.
گروه اول: آيات وفاى به عقد
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ) (مائده: 1); اى كسانى كه ايمان آورده ايد، به پيمان ها و قراردادها وفا كنيد. «وَفى» و«اَوْفى» هر دو به معناى تمام كردن و كامل كردن است.6 «عقود» جمع «عقد» به معناى بستن و گره زدن چيزى به چيز ديگر است.7 اين واژه گرچه در اصل، براى امور محسوس وضع شده، اما در انواع معاملات و پيمان هاى غير محسوس، كه نوعى از بستن و گره زدن در آن ها لحاظ شده است، به كار مى رود.8
جمله (اوفوا بالعقود) امر است و انسان ها را به وفا كردن به هر چيزى كه به آن «عقد» گفته شود، امر كرده است. اين آيه از دو جهت فراگير است: نخست از جهت مصداقِ عقد; زيرا در آن عقد خاصى ذكر نشده است. بنابراين، هر گونه معامله و پيمانى را كه شرعيت آن از سوى شارع رسيده باشد، شامل مى شود، خواه از عقود لازم باشد ـ مثل بيع و اجاره و مزارعه و مساقات ـ يا از عقود جايز ـ مثل قرض و وديعه. دوم از جهت مخاطب كه زن و مرد را شامل مى شود. نه در اين آيه و نه در هيچ آيه ديگرى حكم وفاى به عقد به گروه يا صنف خاصى منحصر نشده است. بنابراين، بر زن و مرد واجب است كه به پيمان ها و قراردادهاى خود از هر نوعى كه باشند وفا كنند. استفاده مشترك زن و مرد در وجوب وفاى به عقود شرعى، به اندازه اى روشن بوده است كه فقيهان در سراسر فقه، براى لزوم وفاى به عقد به اين آيه استدلال كرده و در هيچ موردى از دخالت جنسيت در الزام آيه شريفه، بحثى نكرده اند. ديده نشد كه فقيهى ترديد كرده باشد در اينكه اگر زنى عقد اجاره يا بيع يا مضاربه و يا هر عقد مشروعى با ديگرى امضا كرد لازم الوفا است و بايد به آن پايبند باشد. اين سخن بدان معناست كه حكمى كه در آيه بيان شده ميان مرد و زن مشترك است. لازمه اين دستور مشترك آن است كه همچنان كه مردان مى توانند پيمان تجارى و بازرگانى داشته باشند يا با كسى عقد اجاره ببندند و خود را اجير كنند، زنان نيز مى توانند. اگر زن نمى توانست در هيچ قرارداد تجارى و بازرگانى شركت كند يا مثل صغار، هيچ گونه معامله اى براى او جايز نبود، وجوب وفاى به عقد به طور مطلق، برايش معنا نداشت. در حقيقت، از او عقدى محقق نمى شد تا لازم الوفا باشد. بنابراين، لزوم وفاى به عقود و اشتراكِ زن مرد در اين خطاب، دليل بر جواز مشاركت زنان در فعاليت هاى اقتصادى و تحصيل درآمد از طريق اجاره يا تجارت وبازرگانى و عقود شرعى ديگر است.
بلى، «اوفو» صيغه مذكر است، اما دليل بر اختصاص اين حكم به مردان نيست; زيرا روش قرآن در بيان احكام مشترك ميان مرد و زن، بر خطابِ مذكر است. براى مثال، شكى نداريم كه اقامه نماز و پرداخت زكات كه با خطاب مذكر در آيه (وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ) در موارد متعددى از سوره بقره9 به طور مكرّر و در برخى از سوره هاى ديگر، آمده و وجوب روزه ماه رمضان كه در آيه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)(بقره: 183) بيان شده، براى زنان و مردان است. آيا مى توان معتقد شد در اين آيات، به دليل آنكه خطاب در «اقيمو» و «آتو» و «الذين آمنو» و «عليكم» به صيغه مذكر است، وجوب نماز و زكات و روزه به مردان اختصاص دارد؟
نظر به اهميت موضوع و شبهات و اشكالاتى كه در زمينه كارِ زنان در مراكز عمومى مطرح شده و آراء و ديدگاه هاى مختلفى را پديد آورده است، اين نوشتار به بررسى اين مسئله از ديدگاه آيات پرداخته و از چند شاهد روايى نيز مدد جسته است.
مقدّمه
فعاليت اقتصادى و كار و تلاش، همواره قرين زندگى زنان بوده است. زنان در طول تاريخ، علاوه بر انجام كارهاى خانه، هميشه همگام با مردان به فعاليت هايى مثل كشاورزى و دام دارى اشتغال داشته و از اين طريق، بخشى از هزينه خانواده را بر دوش كشيده و به اقتصاد خانواده كمك مى كرده اند. اما در زمان هاى گذشته، فعاليت هاى ياد شده نظير ساير كارهايى كه زنان در خانه انجام مى دادند، كارِ خانه به شمار مى رفته و در مقابل آن مزدى به زن پرداخت نمى شده است.
با حركت جوامع به سوى دستاوردهاى تمدن جديد و تبديل كارگاه هاى خانگى و كوچك به كارخانه و جاى گزينى ماشين به جاى نيروى انسانى، اشتغال زنان به فعاليت هاى اقتصادىِ بيرون از خانه، طى چند دهه اخير، اهميت ويژه اى يافته است; به گونه اى كه در حال حاضر مشاركت اقتصادى و اشتغال زنان به فعاليت اقتصادى در بيرون خانه، يكى از مسائل مهم و مطرح زنان در جامعه امروز ماست. نظر به اهميت موضوع و شبهات و اشكالاتى كه در زمينه كارِ زنان در مراكز عمومى مطرح شده و آراء و ديدگاه هاى مختلفى را پديد آورده است، اين نوشتار به بررسى اين مسئله از ديدگاه آيات پرداخته و از چند شاهد روايى نيز مدد جسته است.
واژگان محورى
كار: «كار» در لغت، به معناى تلاش و كوشش و فعاليت، و در اصطلاح اقتصادى، يكى از عوامل توليد است. دانشمندان علم اقتصاد در تعريف كار گفته اند: «نيروى كار يكى از عوامل عمده توليد و متشكّل است از اعمال قوّه فكرى يا دستى كه در برابر آن مزد، حقوق، معاش، يا حق الزحمه كار و كسب گرفته مى شود.»1 بر اساس اين تعريف، فعاليتى كه در برابر آن مزد پرداخت نشود كار محسوب نمى شود. به همين سبب، كارى كه زنان در خانه انجام مى دهند فعاليت اقتصادى به شمار نمى آيد و زنان خانه دار در جمعيت غير فعّال و بيكار قرار مى گيرند.2
اشتغال: در فرهنگ نامه هاى اقتصادى، «اشتغال» به معناى مشغول بودن به كار تعريف شده است.3 بنابراين تعريف، هرگونه فعاليتى كه انسان، اعم از زن يا مرد، در خانه يا بيرون از خانه انجام دهد اشتغال است. اما برخى از اقتصاددانان قيد مزد و پاداش را نيز بر تعريف اشتغال افزوده و بيان داشته اند: اشتغال مشغول بودن به كارى است كه پاداش و مزد در برابر آن وجود داشته باشد. بر اساس اين تعريف، مفهوم «اشتغال» محدودتر شده و فقط شامل كارها و فعاليت هايى مى شود كه در قبال آن دستمزدى پرداخت شود. اما تلاش هايى كه مجانى صورت مى گيرند مثل برخى از كارهاى زنان در خانه، مشمول اشتغال نخواهند بود. مقصود از اشتغالِ زنان در اصطلاح رايج، همين معناست.
محل بحث
كار زنان در دو عرصه مطرح است: يكى در عرصه خصوصى و فعاليت هايى كه زنان براى سامان دهى منزل در داخل خانه انجام مى دهند; مانند پخت و پز، شستوشو، رفت و روب و رسيدگى به همسر و فرزندان كه از ديرباز به عنوان كارِ خانه شناخته شده اند; دوم كار در عرصه عمومى و اجتماعى كه از آن به «كار بيرون» تعبير مى شود. چنانچه گفته شد، واژه هاى «كار» و «اشتغال»، در اصطلاح رايج كنونى، شامل فعاليت هايى كه زنان در خانه انجام مى دهند نمى شود.4 در نتيجه، تلاشى كه زنان در خانه براى سامان دهى كانون خانواده انجام مى دهند مثل بچه دارى زن در داخل خانه، فعاليت اقتصادى به حساب نمى آيد.5بحث ما در اين مقاله بيشتر در ارتباط با نوع دوم از كار است; زيرا آنچه امروزه به عنوان يك مسئله مطرح است و موافق و مخالف در ارتباط با آن در كتاب ها و مقالات به بحث و بررسى مى پردازند، اشتغال زنان به كار و فعاليت در مراكز توليدى و خدماتى و ادارى در بيرون از خانه است.
سؤال اصلى اين است كه آيا زنان مى توانند همانند مردان در عرصه اجتماعى، فعاليت اقتصادى داشته باشند، يا تلاش در عرصه اجتماعى، و كار و توليد و تجارت و بازرگانى و ارائه خدمات عمومى، ويژه مردان است؟ در پاسخ به اين پرسش، ديدگاه هاى متفاوتى ارائه شده اند. اين نوشته به بررسى اين مسئله از ديدگاه وحى مى پردازد.
شواهد قرآنى بر جواز فعاليت هاى اقتصادى زنان
واژه هاى «فعل»، «عمل» و «كسب» در قرآن به معناى كار و تلاش هستند، اما معمولا به معناى اقتصادى آن ـ كه خصوص فعاليتى است كه براى تحصيل درآمد انجام مى گيرد و در برابر آن مزدى پرداخت مى شود ـ به كار نمى رود; براى مثال، واژه «فعل» و مشتقّات آن قريب 108 بار در قرآن به كار رفته اند كه در هيچ يك از آن ها مراد از «فعل» كار اقتصادى و تلاش مادى نيست. واژه «عمل» و مشتقّات آن قريب 360 مورد در آيات آمده اند كه بيشتر آن ها به معناى تلاش اخروى است. تنها در برخى از آيات به معناى تلاش مادى به كار رفته اند; مثل:
ـ (أَمَّاالسَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِى الْبَحْرِ)(كهف: 79); اما آن كشتى مال گروهى از مستمندان بود كه با آن در دريا كار مى كردند.
ـ (وَ مِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلا دُونَ ذَلِكَ)(انبياء: 82); و گروهى از شياطين براى او (حضرت سليمان) غوّاصى مى كردند و كارهايى غير از اين نيز براى او انجام مى دادند.
ـ (وَ مِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ) (سبأ: 11); و گروهى از جن پيش روى او (حضرت سليمان) به اذن پرودگارش كار مى كردند.
واژه «كسب» نيز 67 بار در قرآن به كار رفته، ولى معمولا به معناى كار اقتصادى نيست. تنها در يك مورد در آيه (للرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ ممّا اكْتَسَبْنَ) (نساء: 32) (مردان را نصيبى است از آنچه به دست مى آورند و زنان را نصيبى) به معناى تلاش مادى و كسب درآمد استعمال شده است كه مى توان براى اثبات مشروعيت فعاليت اقتصادى زنان به آن استناد كرد; زيرا اگر كار كردن براى آنان مجاز نبود، آيه شريف آنان را مالك دست رنج خود قرار نمى داد. بنابراين، واژه هاى «فعل»، «عمل» و «كسب» در اين آيات غالباً به معناى كار مادى نيستند و در آياتى هم كه به معناى تلاش مادى آمده اند معمولا نمى توانند در اين موضوع، مشكلى را از ميان بردارند. در نتيجه، هرچند معناى لغوى اين واژه ها «كار» است، به ويژه لفظ «عمل» كه در كتاب هاى عربى امروز به معناى تلاش اقتصادى به كار مى رود، اما در بحث قرآنى نمى توانيم براى اثبات يا رد اشتغال زنان، به اين آيات استناد كنيم.
آيات ديگرى كه در اين موضوع مى توانند ما را يارى دهند آياتى هستند كه واژه هاى به كار رفته در آن ها به صراحت، به معناى كار نيست، اما به دلالت التزامى، معناى كار و تلاش مادى از آن ها استفاده مى شود. اين آيات را مى توان در چهار گروه بررسى كرد:
نخست، آياتى كه انسان ها را به وفاى به عقد موظف كرده است;
دوم، آياتى كه كار و تلاش مادى را براى انسان ها مجاز دانسته است. در اين آيات، بيشتر از واژه تركيبى «ابتغاء فضل» استفاده شده است;
سوم، آياتى كه برخى از معاملات را حلال و برخى را حرام كرده است;
چهارم، آياتى كه مى توان از آن ها برخى از اشتغالات خاص را استفاده كرد.
گروه اول: آيات وفاى به عقد
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ) (مائده: 1); اى كسانى كه ايمان آورده ايد، به پيمان ها و قراردادها وفا كنيد. «وَفى» و«اَوْفى» هر دو به معناى تمام كردن و كامل كردن است.6 «عقود» جمع «عقد» به معناى بستن و گره زدن چيزى به چيز ديگر است.7 اين واژه گرچه در اصل، براى امور محسوس وضع شده، اما در انواع معاملات و پيمان هاى غير محسوس، كه نوعى از بستن و گره زدن در آن ها لحاظ شده است، به كار مى رود.8
جمله (اوفوا بالعقود) امر است و انسان ها را به وفا كردن به هر چيزى كه به آن «عقد» گفته شود، امر كرده است. اين آيه از دو جهت فراگير است: نخست از جهت مصداقِ عقد; زيرا در آن عقد خاصى ذكر نشده است. بنابراين، هر گونه معامله و پيمانى را كه شرعيت آن از سوى شارع رسيده باشد، شامل مى شود، خواه از عقود لازم باشد ـ مثل بيع و اجاره و مزارعه و مساقات ـ يا از عقود جايز ـ مثل قرض و وديعه. دوم از جهت مخاطب كه زن و مرد را شامل مى شود. نه در اين آيه و نه در هيچ آيه ديگرى حكم وفاى به عقد به گروه يا صنف خاصى منحصر نشده است. بنابراين، بر زن و مرد واجب است كه به پيمان ها و قراردادهاى خود از هر نوعى كه باشند وفا كنند. استفاده مشترك زن و مرد در وجوب وفاى به عقود شرعى، به اندازه اى روشن بوده است كه فقيهان در سراسر فقه، براى لزوم وفاى به عقد به اين آيه استدلال كرده و در هيچ موردى از دخالت جنسيت در الزام آيه شريفه، بحثى نكرده اند. ديده نشد كه فقيهى ترديد كرده باشد در اينكه اگر زنى عقد اجاره يا بيع يا مضاربه و يا هر عقد مشروعى با ديگرى امضا كرد لازم الوفا است و بايد به آن پايبند باشد. اين سخن بدان معناست كه حكمى كه در آيه بيان شده ميان مرد و زن مشترك است. لازمه اين دستور مشترك آن است كه همچنان كه مردان مى توانند پيمان تجارى و بازرگانى داشته باشند يا با كسى عقد اجاره ببندند و خود را اجير كنند، زنان نيز مى توانند. اگر زن نمى توانست در هيچ قرارداد تجارى و بازرگانى شركت كند يا مثل صغار، هيچ گونه معامله اى براى او جايز نبود، وجوب وفاى به عقد به طور مطلق، برايش معنا نداشت. در حقيقت، از او عقدى محقق نمى شد تا لازم الوفا باشد. بنابراين، لزوم وفاى به عقود و اشتراكِ زن مرد در اين خطاب، دليل بر جواز مشاركت زنان در فعاليت هاى اقتصادى و تحصيل درآمد از طريق اجاره يا تجارت وبازرگانى و عقود شرعى ديگر است.
بلى، «اوفو» صيغه مذكر است، اما دليل بر اختصاص اين حكم به مردان نيست; زيرا روش قرآن در بيان احكام مشترك ميان مرد و زن، بر خطابِ مذكر است. براى مثال، شكى نداريم كه اقامه نماز و پرداخت زكات كه با خطاب مذكر در آيه (وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ) در موارد متعددى از سوره بقره9 به طور مكرّر و در برخى از سوره هاى ديگر، آمده و وجوب روزه ماه رمضان كه در آيه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)(بقره: 183) بيان شده، براى زنان و مردان است. آيا مى توان معتقد شد در اين آيات، به دليل آنكه خطاب در «اقيمو» و «آتو» و «الذين آمنو» و «عليكم» به صيغه مذكر است، وجوب نماز و زكات و روزه به مردان اختصاص دارد؟


Comment