Islamic World and Radicalism

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Islamic World and Radicalism

    جهان اسلام و راديكاليزم افراطي



    در اين تحقيق، ضمن اشاره به شاخص*ها و روش*هاي خشونت گرايان اسلامي ،* سعي شده است ،*به اين پرسش كه عمليات استشهادي با كدام معرفت و با كدامين فرجام خواهي صورت مي گيرد،*پاسخ داده شود. سپس به بررسي ريشه*هاي خشونت گرايي در جهان اسلام و نمونه*هاي خشونت گرايي و راديكاليزم و در مقابل رفتارهاي اتحاد گرايانه مي*پردازيم.


    در اين تحقيق، ضمن اشاره به شاخص*ها و روش*هاي خشونت گرايان اسلامي ،* سعي شده است ،*به اين پرسش كه عمليات استشهادي با كدام معرفت و با كدامين فرجام خواهي صورت مي گيرد،*پاسخ داده شود. سپس به بررسي ريشه*هاي خشونت گرايي در جهان اسلام و نمونه*هاي خشونت گرايي و راديكاليزم و در مقابل رفتارهاي اتحاد گرايانه مي*پردازيم.
    شهيد در لغت ،*به معني گواه كشته در راه خدا و كسي كه چيزي از او پوشيده نيست ، آمده است(1)
    واژه*هاي شهيد ،*شاهد ،*شهادت و مشهود در انسان بيانگر نوعي خاص از ديانت ،* رويت كردن،* حضور و آگاهي يافتن است. ( 2)* در اصطلاح اين واژه بر افرادي اطلاق مي*شود كه در راه خدمت به دين و دفاع از آن،* جان خود را فدا كنند؛ (3) اما واژه عمليات "* استشهادي "* در واقع طلب شهادت و عملي آگاهانه در راه خدمت به دين و دفاع از آن است؛* ولي طلب شهادت و طلب مرگ ،* بر اساس تعصب كور ،*دو مقوله كاملا متفاوت*اند ،*زيرا در طلب شهادت به غير از باور و اعتقاد شخصي،* نصوص و متون ديني معتبر نيز بايد عمل را تأييد كنند؛*ولي طلب مرگ بر اساس تعصب جرم انديشانه ،*تنها باور و اعتقاد شخصي را به همراه دارد؛ ولي هيچ گونه تائيدي از قرآن و سيره و سنت رسول الله در آن يافت نمي*شود؛* در واقع يكي شجاعت و ديگري حماقت است؛ اما عمل به تعصب*هاي جزم انديشانه و كور ،* كينه نهفته و ناداني نفرت انگيز ،*جمود و تحجر و پيروي از آباء و اجداد،* بي پيشتوانه عقلي ،*خلاف نص صريح قرآن و سنت رسول*الله است ،*زيرا در قرآن خطاب به پيامبر اكرم (*ص)* آمده است "* قل يا اهل الكتاب تعالو الي كلمه سوا بيننا و بينكم "* (4)* اي اهل كتاب بياييد سخني را پيروي كنيم كه ميان ما و شما يكسان است .
    در حقيقت ،*فراخواني و دعوت به سوي اصول مشترك ماند اصل توحيد در نظر است. هم چنين در قرآن آمده است :* "* ولا يجر منك شنئان قوم علي الا تعدلو "* (5)*:* د رمقابل دشمن حتما بايد عدالت را رعايت كنيد؛ در غير اين صورت از عدالت ساق مي*شويد . همچين در قرآن بر سنت نبوي و مسئله اخلاق و رفتار پيامبر (*ص) تأكيد شده است؛* مانند "* انك لعلي خلق عظيم"* (6) در سيره اخلاقي سياسي پيامبر (ص)*احترام به ديگران هر چند در عقيده با او مخالف باشند ،* نكته*اي مهم و با اهميت است ؛*ولي متاسفانه تندروي و اتخاذ خط مشي راديكاليزم افراطي در جهان اسلام ،*نوعي خروج از دستورات اسلام و رايش به انديشه*هاي جاهلي و ترويج گرايش قبيل وارگي است.
    در عمليات انتحاري مقبل در جامعه ديني خدمت به دين و دفاع از آن با آگاهي و معرفت ملاك است ؛* ولي چگونه افكار منجمد و متحجرانه كلمه حقي را مي*گويند و اراده باطل مي كنند. (7) دعوت باطلي در دنيا معاصر است كه بر آن لباس حق پوشانده آند اين همان دعوت خوارج است كه حضرت علي (ع) را تكفير كرد و سرانجام به جنابت*هاي متعدد دست يازيد . البته پس از ماجراي 11 سپتامبر 2001 به لحاظ رويارويي با نيروهاي استكباري ،* روش تندروي و راديكاليزم افراطي محبوبيتي كاذبانه يافت و شايد هم يكي از اهداف و نقشه*ةاي استكبار جهاني حمايت ظاهري از اين رويكرد افراطي در ميان مسلمين است تا بتواند به اهدف شوم خود در ايجاد تفرقه دست يابد. به هر حال تند روي و رايدكاليزم چه مورد حمايت استكبار جهاني باشد و چه نباشد ،*در جهان اسلام منفور و مذموم است . شواهد تاريخي و تجربي دنياي معاصر نيز نشان دهنده مطورد بودن اين رويكرد است.

    پيدايش خوارج سياسي در دوره حضرت علي (ع) ،* پيدايش فرقه وهابيت در دوره*هاي جديد القاعده و طالبان و نيروهاي خود سرا در ايران همگي حاكي از فراز و نشيب*هاي اين تفكر در جهان اسلام است در بررسي ريشه*هاي اين جريان مي*توان گفت : تند روي و راديكاليزم ،*محصول عوامل زير است"*
    1. برداشت*هاي شخصي فاقد معرفت و شناخت صحيحي از اسلام
    2. عدم تأسي به اصول و قواعد مسلم قرآني
    3. عدم تأسي به سيره و سنت رسول*الله
    4. اهداف و نقشه*هاي استكبار جهاني در ايجاد تفرقه
    5. به لحاظ روان شناختي و تيپولوژي سخت عاطفي و احساساتي و فاقد تعامل با ايده*هاي متفاوت و گوناگون

    شاخص *ها و ديدگاه*هاي خشونت گرايان اسلامي

    1. گرايش به اسلام گرايي سلفي و سنت*هاي وهابي

    بيشتر طرفداران خشونت در جهان اسلام از يك رگه بنياد گرايانه سلفي و خود ستيزي برخوردارند.
    آنان در تحليل مسائل اجتماعي . سياسي ،* قشري نگر و تحجر بوده و خشونت را داراي بار ذاتي و مطلق مي*دانند و از يك سيستم كاملا بسته ،*به قضاوت در مسائل مي*نشينند معمولا پيروان اين نظام جزم انديشانه ،*گيرنده*هاي فكري و عقيدتي خود را بر ساير سيگنال*هاي دانش سياسي اسلام بسته نگه داشته و از تفسيرهاي شخصي و سليقه*اي بهره مي*برند . خشونت گرايان اسلامي سنت*هاي وهابيت جمود گرايي منحرف را اتخاذ كرده اند تا در تبار شناسي خود به سابقه تاريخي استناد كنند و نيز از تهمت بي*هويتي رهايي يابند غافل از اينكه خود ستيزي آنان ،* علت از بين رفتن خودشان خواهد بو و همين دليلي بر بي هويتي آنان است ،*زيرا تجويز مطلق خشونت به معناي جايز دانستن خشونت در جهت نفي خشونت نيز هست و چيزي كه نافي خود باشد اساسا باطل و نادرست است . (

    2. رويكرد به منطق راديكالي و افراطي جريان جهادي

    عليرغم اينكه در اسلام ،* جماد امري پسنديده و مقبول است ؛* ولي خروج از اعتدال و روي آوردن به افراط و تفريط ،*امري مذموم است . خشونت بايد مطابق با عدالت باشد و از مرزهاي آن تجاوز نكند (9)
    اسلام شدت عمل را تنها به ميزان ضرورت مجاز دانسته است. در فقه سالامي قاعده "* الاسهل فالا سهل "* به ما مي*گويد:* زماني كه مراحل ساده و آراي ساز و كار و كار سازتر است،* نبايد به سراغ مراحل شديد تر رفت ؛ يعني اسلام شدت عمل را تنها به ميزان ضرورت مجاز مي داند (10)* در حالي كه يكي از ويژگي*هاي خشونت گرايان اسلامي ،*شدت عمل به عنوان يك هدف و ارزش است.

    3. پيرو كنش هاي اجتماعي عاطفي – ارزشي

    اگر بر اساس يك تقسيم بندي ،*كنش*هاي اجتماعي را به كنش*هاي ستني كنش*هاي عاطفي و كنش*هاي عقلاني تقسيم كنيم(11) در گروهك*هاي خشونت گراي اسلامي ،*كنش*ةاي عاطفي نمود بيشتري دارد. كنش*هاي عاطفي كنش*هايي هستند كه بر ارادت شخصي به رهبراني چون اسامه بن لادن و نخبگان آن استوار است و سلطه*اي كاريزمايي در گروه*هاي تروريستي و خشونت گرا ايجاد كرده است. كه در تمامي رده**هاي گروهك*هاي خشونت گرا مشاهده مي*شود رهبران كريزماي القاعده و ساير گروه*هاي تروريستي ، در پاسخ به "*مسئله معنايابي "* در تقابل بين فرهنگ اسلامي و غرب در دنياي مدرن ،*رشد و نمو يافتند و در نتيجه كنش*هاي طرفداران خشونت گرايي اسلامي ،*خالي از وجه معنا،*ارزش و جهت گيري نيست . عقايد ميليشاي القاعده به هر صورت داراي برداشت ،*نيرو و تاريخ دروني خاص خويش است در اين ميان نخبگان القاعده و گروه*هاي خشونت گرا ،*چون تعاريف جعلي جديدي از جهان معاصر و انسان عرضه مي كنند هرگاه پيرواني بيابند كه به تعريف عرضه شده ، متعهد باشند يك جنبش اجتماعي و لو منحرف پديد مي*ايد كه به نظام اعتقادي واحدي معتقد بوده و معمولا در شرايط تهي شدن زندگي از معنا در زمينه*اي از نارضايتي نسبت به محيط پيرامون پديد مي*آيد و اين نخبگان دست به بسيج پيروان مي*زنند. ميان پيروان و نخبگان خشونت گرا ارادت از نوع كنش عاطفي ارزش است وجه مهم انديشه كاريزما در آثار و تجديد سنت است (13) كه در القاعده و ساير گروه*هاي خشونت گرا ،* *اسلام گرايي سلفي ،*با بار ارزشي منفي در ضمير آنان پنهان است.

    4. پيرو اصالت پراگماتيسم اسلامي و عمل گرايي شتاب*زده

    طرفداران راديكال افراطي ،*عمل را شرط لازم هدف مي*دانند و از مشرب تجربه گرايي بهره مي*گيرند(13) نخبگان گروه*هاي خشونت گرا معتقدند كه فكر و انديشه بايد با مقاصد سود و نفع همراه باشد. تا نتايجي كه مورد نظر است ،*تحقق يابد؛*به اين وسيله حقيقت را از راه عمل مورد كاوش شناخت قرار مي*دهند . با عنايت به اينكه عنصر اصلي حقيقت براي آنان " فايده" است به اين ترتيب ،*روشن مي*شود كه چگونه حل مشكلات اجتماعي سياسي ،*جانشين دستيابي به حقيقت مي*شود . نخبگان القاعده مانند تفكر ماكياول ،*براي رسيدن به مقصود و هدف تمام راه*هاي غير مشروع را پيشنهاد مي كنند و در اين رابطه ،*از تاريخ دليل و شاهد مي*آورند ؛* ولي هيچ گونه دليل موجهي براي مشروع بودن عقايد و اندرزهاي خود ندارند.

    5. ايجاد يك غيريت سياسي ستيزه جو ،*با بهره*وري از حربه تكفير

    خشونت گرايان اسلامي راديكال ،*به دليل پيروي از قشري گري و سطحي نگري در مسائل اجتماعي ، سياسي ،*دائما در باز توليد تعريف خود غيريت سازي مي*كنند و پس از غيريت سازي خصمانه وجه سياسي براي آن مي*تراشند و از رابطه تضاد و تقابل كه نوعي بينش و منش وجه حذف فيزيكي است ، استفاده مي*برند . براي آنان فرقي نمي*كند كه در غيريت سازي نيروهاي اشغالگر ، بيگانه باشد يا مردم مسلمان شيعه عراق يا اهل سنت مخالف خشونت گرايي ، در قوه مخيله آنان ،*حربه تكفير با بهانه*اي واهي ،*تنها ابزاري كاربردي براي حذف رقيب است . حريف عقيدتي ،*فرهنگي خود را به يك حريف سياسي ستيزه جو تبديل مي*كند تا بتوانند در حفظ آرمانها و ارزش*هاي منفي خود كه پنداري بيش نيست ،*جان و حيثيت خود را فدا كنند .

    6. پردازنده و تئوريزه كننده گفتان خشونت

    خشونت گرايان اسلامي با توجه به اينكه از هيچ عقبه فكري معقولي برخوردار نيستند و فاقد تئوري زيست اجتماعي ،*سياسي منسجم هستند ،*اخيرا در ترورهاي كور خود ، براي توجيه اهداف و ارزش*هاي منفي خود ،*اقدام به تئوري سازي (14) بر مبناي فكري سطحي و بي عمق كرده*اند ؛*آنان با الهام از شخصيت كاريز ماتيك نخبگان خود و نقش عنصر احساسات و عواطف روحي ، رواني و تحصيلات اكادميك و حوزه*اي ،*در مدارجي بالاتر پشتيبان خود ،* تئوري ترور و خشونت را در چارچوب پراگماتيسم اسلامي ،*رويكرهاي داروينيسم اجتماعي يعني «الحق لمن غلب » كه از خصم خود فرهنگ غربي گزينش كرده*اند ،*با لعاب و روكش اسلام گراي سلفي در كاربرد واژه*هاي شهيد ،*جهاد با كفار و مشركين به صورت گفتمان خشونت در ميان جواناني كه اكثرا احساساتي و عاطفه گرا هستند ،*كاربردي كرده*اند.

    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2

    روش و شيوه*هاي خشونت گرايان اسلامي

    با اذعان به اين مطلب كه ماهيت و اهداف خشونت و ترور ،*از گذشته تا كنون ،*تفاوت چنداني نكرده است . بايد گفت كه روش و تاكتيك*هاي حوزه عملكرد آنان پيچيده و گسترده*تر شده است .(15) خشونت گرايي و تروريسم ، در گذشته ،*واكنشي محلي و ملي بود ،*اما امروز شكلي پيشرفته و بين*المللي به خود گرفته و با توجه به فرايند جهاني شدن و در كنار عوارض ناشي از جهاني شدن ، از حوزه قدرت*هاي ملي فرارفته و به صورت يك معضل بين*المللي در آمده است . (16) اكنون لازم است براي شناخت بهتر آنان ، به شيوه*ها و روش*هاي خشونت گراي آنان را به صورت مختصر اشاره شود .

    1. شيوه تداوم حملات فرسايشي و جنگ رواني (17)

    نيروهاي خشونت گرا ،*اميدوارند كه استمرار و گسترش حملات مسلحانه به نيروهاي اشغالگر ، آنان را به لحاظ روحي و رواني ،*گرفتار يك جنگ فرسايشي كند و به نوعي حضور آمريكا در ويتنام را در اذهان تداعي سازد تا هم مردم آمريكا دست به اعتراض شديد بزنند و هم مردم عراق ، خشم و نارضايتي خود را نشان دهند ؛*در حالي كه اعتراضات مردم آمريكا محدود و نارضايتي عراق از حضور امريكايي*ها ، هنوز به يك مبارزه عمومي تبديل نشده است ، بلكه به عكس ، مردم از نيروهاي خشونت گرا بيزار شده*اند ،*زيرا اين جنگ رواني و شايعه پراكني را نيروهاي خشونت گرا در مراسم عزاداري مردم عراق در حرم شريف امام موسي كاظم (ع) به كار بردند كه به كشته شدن عده بيشماري از مردم عراق در كاظمين منجر شد .

    2. انفجارهاي خياباني و حملات خمپاره*اي و گسترش ناامني شهري

    نيروهاي خشونت گرا تا كنون موجب كشته و زخمي شدن صدها هزار نفر در شهرهاي مختلف عراق شده*اند ،*اين روش براي ناامن نشان دادن شهرها و زير سؤال بردن توان امنيتي دولت عراق است . از جمله به چند نقطه در بغداد و زائران امام موسي كاظم (ع) كه در اين مورد ،*القاعده عراق رسما مسئوليت را به عهد گرفت . (1

    3. شيوه عمليات انتحاري در ميان مردم و نيروهاي اشغالگر

    شيوه عمليات انتحاري ، را زماني به كار مي*برند كه در عمليات از راه دور يا عمليات اقدام و گريز ،*به استيصال رسيده باشند . مانند عمليات 11 سپتامبر 2001 كه سه فروند هواپيماي مسافربري امريكايي را با سرنشينان بي گناه ،*به برج*هاي دو قلوي مركز تجارت جهاني و مقر پنتاگون زدند يا حمله به پايگاه نيروهاي امريكايي در ظهران عربستان ،*حمله به پايگاه*هاي امنيتي وابسته به حكومت عربستان ، حمله به صفوف مردم و جواناني كه براي ثبت نام در نيروي انتظامي و ارتش عراق در بغداد اجتماع كرده بودند و نيز عمليات انتحاري به سفارتخانه مصر در پاكستان . (20)

    4. حمله به تأسيسات زيربنايي و حياتي عراق

    شايد اين روش را بتوان ارعاب سيستماتيك نام نهاد كه گروهك خشونت گرا ، وجود يك پيام سياسي مشخصي را مفروض مي*انگارد . (21) انجام انفجار در تأسيسات زيربنايي عراق ، به ويژه در خطوط انتقال نفت ،*گاز و بنزين ، با دو منظور اخلال در خطوط ،*به اين علت كه سوخت به نيروگاه*هاي برق و ساير مؤسسات زيربنايي نرسد و از سوي ديگر مردم عراق با كمبود برق و خاموشي*هاي مكرر روبرو شوند . پيامد اين حوادث ،*يكي كاهش صادرات نفت عراق و در نتيجه كاهش سطح درآمد دولت جديد و بروز مشكلات اجتماعي اقتصادي در جامعه خواهد بود و ديگري تشديد نارضايتي مردم و بي كفايتي دولت جديد . البته سلسله عمليات انتحاري از خطوط اصلي نفت عراق ،*يعني خط شمالي « كركوك » به سوي «جيحان» تركيه ،*در درياي مديترانه و خط جنوبي بصره به سوي دو اسكله مهم الاميه و البكر را شامل مي*شود .

    5. گروگان گيري و گروگان كشي به شيوه ذبح گروگان*ها

    اين روش براي تحت فشار قراردادن دولت*هاي اشغالگر ، از طريق اعتراض مردم آن كشورها اتخاذ شده است ؛*شايد هم منظور ديگري در پي داشته باشد و آن اينكه خشونت گرايان قاطعيت داشته و حاضر به هيچ گونه تساهل و تسامح در قبال اشغالگران نيستند .
    در اين روش ، از بين اتباع امريكا ، ايتاليا ،*كره جنوبي ،*ژاپن و .... تا كنون انتخاب شده*اند ؛*به اين منظور كه از اين طريق ،*مردم اين كشورها دولت*هايشان را تحت فشار سياسي قرار دهند تا از حضور در عراق منصرف شوند ؛*البته افراط خشونت گرايان به حدي رسيده است كه گروگان*ها را در برخي موارد ذبح كرده*اند . (22) بازتاب منفي اين عامل زماني به اوج خود مي*رسد كه اين عمل زشت و زننده از طريق شبكه*هاي ماهواره*اي جهان به نمايش در مي*آيد .

    6. ترور مقامات ،*مسئولان و حاميان دولت عراق

    خشونت گرايان براي رسيدن به اهداف خود ، به ترور شخصيت*هاي سياسي ، فرهنگي و اقتصادي حامي دولت اقدام مي*كنند . افرادي چون عزالدين سليم ،*رئيس پيشين شوراي حكومتي عراق ، عقيله هاشمي عضو اين شورا و معاون وزير خارجه دولت انتقالي جعفري ،*ترور آيت*الله حكيم و بخش ديگر ترورها متوجه نيروهاي درجه دوم ،*به ويژه نيروهاي پليس ، روحانيون سرشناس شيعه و سني ، برخي اساتيد دانشگاه بغداد ،*برخي اعضاي كابينه دولت عراق به نخست وزيري نوري المالكي تجار و بازرگانان حامي دولت عراق و ...
    اين اقدامات بيشتر به منظور پشيمان كردن و منصرف ساختن حاميان و مسئولان دولتي از پذيرش سمت در دولت عراق است تا از اين طريق ،*دولت از خلاقيت و تواناني افراد كارآمد و مؤثر محروم شده ، با شكست تدريجي روبرو شود . (23)

    نمونه*هايي از خشونت گرايي گروه*هاي افراطي

    از حركت*هاي افراطي «وهابيت» در اقصي نقاط جهان اسلام مي*توان به «القاعده» در عراق ، افغانستان و سومالي اشاره كرد كه با ايجاد خشونت ، سعي در ايجاد تفرقه در صفوف مسلمين كرده ، از سويي در راستاي اهداف استكبار جهاني قرار گرفته است . گروه ديگر «جندالله» در منطقه سيستان و بلوچستان ايران است كه فاجعه كشتار تاسوكي را به وجود آورد كه ظاهرا اين گروه نيز تابع وهابيت و القاعده بوده (24) ،*حتي در برخي مناطق پاكستان هم به ترور عمليات انتحاري دست مي*يازد و برخي قرائن نشان مي*دهد كه كمك*هاي مالي خود را از عمال استكبار جهاني دريافت مي*كند .
    گروه انحرافي و افراطي ديگر «سپاه صحابه » است كه به فرقه اهل حديث پاكستان وابسته بوده و فاجعه كشتار شهر كلگيت پاكستان و به شهادت رساندن شهيد عارف الحسيني از جنايات آنان است . (25) اين گروه به شدت عاطفي و احساساتي بوده و فاقد تعامل با ايده*هاي متفاوت از خود است . اين گروه در برخي زمان*ها به تحريك دولت پاكستان ( دوره ضياالحق ) و اخيرا به تحريك استكبار جهاني ، *به عمليات تروريستي روي مي*آورد . (26)
    گروه انحرافي ديگر «جماعت مسلح اسلامي» الجزاير است كه از جبهه نجات اسلامي جدا شده و در كشتارهاي مسلمين الجزاير شركت مي*كند ،*اين گروه عمدتا كساني هستند كه در جنگ عليه شوروي سابق در افغانستان شركت كرده بودند و در دوره طالبان نيز حضور داشتند و به افغان*هاي عرب مشهورند و چون از گروه عباس مدني و علي بلحاج جدا شده*اند ،*گروهي را با نام گردان*هاي وحشت يا «كتيبه الاهوال » در الجزاير تشكيل داده*اند و زمينه تزايد كشتار مسلمين را فراهم مي*كنند . (27) هم چنين گروه*هاي جيش شعبي وابسته به حزب بعث و القاعده عراق كه از تندروهاي اهل سنت عراق به شمار مي*آيند كه در جبهه*اي مشترك ، عليه صفوف مسلمين ،*به ترور و بمب گذاري در اماكن مقدس و معابر عمومي اقدام مي*كنند . در واقع اين گروه*ها به جاي مبارزه با استكبار جهاني ،*در راستاي اهداف مستكبران امريكايي و اسرائيلي ، سلاح*هاي خود را به روي مسلمين مي*گشايند و با ايجاد تفرقه در عراق ، يكي از بازوان نظامي امريكا در اين كشور به حساب مي*آيند در ايران نيز نيروهاي خود سر ، طي سال*هاي گذشته ،*به عمليات تروريستي روي آوردند كه توسط دولت جمهوري اسلامي ايران به سزاي اعمال خود رسيدند .

    نمونه*هايي از گروه*هاي وحدت اسلامي

    در ميان شيعه و اهل سنت فهيم ،*گروه*هاي بوده*اند كه براي اتحاد ميان صفوف مسلمين تلاش كرده*اند و انرژي و پتانسيل خود را در راه مبارزه با استكبار جهاني مصروف داشته*اند . از جمله "*انجمن مسلم متحده محاذ "* در پاكستان و جمعيت علماي پاكستان (2 و نيز در لبنان حزب الله و جنبش امل برخي جمعيت*هاي علماي اهل سنت اين كشور ( 29 )* در الجزاير جبهه نجات اسلامي ،*در فلسطين جنبش جهاد اسلامي (*هماس)*،* درعراق مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق و حزب الدعوه در تونس جنبش "*نهدا گ* به رهبري راشد الغنوشي در مصر اخوان المسلمين ،* درا فغانستان گروه*هاي جهادي حامي شهيد احمد شاه مسعود،*در ايران اكثر مردم ايران و مسئولان سياسي جمهوري اسلامي ،*خواستار وحدت اسلامي بوده*آند امام خميني ( ره )*در يكي از پيامهاي خود آورده است:* "* ما با مسلمين اهل سنت يكي هستيم واحد هستيم كه مسلمان و برادر هستيم، اگر كسي كلامي بگويد كه باعث تفرقه بين ما مسلمان*ها بشود،*بدانيد يا جاهل هستند يا از كساني هستند كه ميخواهند بين مسلمانان اختلاف بيندازند ،* ما همه با هم برداريم "* (30).

    نتيجه

    در اين مقاله ،*با عنايت به اينكه موضوع اصلي ،*خشونت گراياني بود كه حقيقت را انحصاري پنداشته و از اين زاويه خود را مكلف دانسته*اند ،*براي اثبات ايده نابخردانه خود،*همه مخالفان خود را از طريق فرهنگ تقابل يحذف كنند به نظر مي*رسد مرور مختصر برايده*هاي ناصواب آنان مي*تواند ،*مرهمي باشد بر تحمل بد انديشان خشونت*گرا تا شايد در فرصتي مغتنم چاره*اي انديشه شود و جهان اسلام از شر كژانديشان خلاصي و رهايي يابد. گذشت كه استناد به عمليات استشهادي زماني معنا مي*يابد كه عملي آگاهانه و از سر معرفت خواهي باشد ؛* و گرنه تعصب كوركورانه و پي جويي فعاليت*هاي كينه توازانه و نفرت*آنگيز ،*به جز تبعيت از هواي نفس و پيروي از اميال ،*هيچ ارمغاني باري انسانيت نخواهد داشت. چنين عمليات*هاي انتحاري و شورش هاي بي*پايه و اساس ،* چيزي بيش از شورش اميال نيست . شورش اميالي كه در فرهنگ دين و نصوص و حياني محكوم به شكست است.
    در مرور اجمالي بر ديدگاه*ها و ويژگي*هاي خشونت گرايان اين امر بر ما آشكار شد كه در كنش هاي اجتماعي معطوف به عاطفه ،*چون وابسته به هنجارها و ارزش*هايي است كه به اشتباه و انحراف ،*اعضاي گروه*هاي خشونت*گر ارزش پنداشته و به صورت اكتسابي آنها را اتخاذ كرده*اند ،*اين ارزش*ها به يك باور از جنس سخت عقيدتي تبديل شده است كه در تنظيم رفتار و عمليات انتحاري آنان نقش تعيين كننده و سهم مهمي به خود اختصاص داده است پس منشاء باورهاي القاعده و گروه*هاي خشونت گرا ،* براي ما مهمتر و كليدي تر از خو گروه القاعده و خشونت گرايان است.
    در واقع در نبر فكري با آنان ،*بايد بر آشكار كردن نيت*هاي پنهان و نهان خشونت*گرايان تأكيد كرد در واقع قوه و نيروي پنهاني كه پيامدهاي عملي آنچه خشك انديشان در قالب گزاره*هاي خبري مطرح مي*كنن و در مقدس جلوه دادن اعمال خود از طريق شكنجه ،*ترور و كشتار ،*چيرگي آيين خود را تضمين مي*كنند در اين مقاله نيز اشاره شد كه نوع الهام گيري از شخصيتهاي كاريزماتيك نخبگان نقش عنصر احساسات و عواطف روحي . رواني ،*نقش استكبار جهاني در استفاده ابزاري از آنان ،*تحصيلات آكادميك و حوزه آي آنان ،*رويكردهاي داروينيسم اجتماعي و استفاده از مباني بي*پايه اسلام گرايي سلفي در كاربرد واژه*هاي شهيد و جهاد با كفار و مشركين به صورت گفتمان خشونت گرايي كاربردي شده است نبرد فكري ما تنهادر حوزه فرهنگي نبايد متوقف شود و بايد همواره بر اتحاد گروه*ةاي اسلامي تكيه كنيم و از تفرقه و اعمال خشونت به شدت پرهيز كرد. دامنه فعاليت ما بايد از حوزه نظ ي به حوزه عملي سرايت كند و نه تنها نهادهاي دولتي بلكه بيشتر توسط نهادهاي مدني در جمهوري اسلامي اقدام به برگزاري نشست*هاي علمي فرهنگي بين المللي در ميان گروههاي سياسي ،* جهادي و فرهنگي مسمانان بدون وقفه صورت پذيرد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    Working...