Islam In Germany

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #1

    Islam In Germany

    مواضع طرفین متضادتر از این نمی*تواند باشد. در حالی که وزیر کشور آلمان، شویبله، بر قواعد عمومی بازی تأکید می*ورزد، قواعدی که در پرتوی آن به رسمیت شناخته شدن مسلمانان در آلمان صورت تحقق می*پذیرد، ایوب اکسل کولر، رئیس شورای نوبنیاد هماهنگی مسلمین، از نبود اراده*ی واقعی از جانب دولت آلمان برای دست*یابی به اهداف گفت*وگو با مسلمانان انتقاد می*کند.

    در واقع آن*چه مانع نزدیکی گروه*های اسلامی به دولت آلمان می*شود اختلاف بر سر مسائلی چون امکان برابری حقوق زن و مرد در اسلام، دیدگاه گروه*های اسلامی در مورد حجاب الزامی دختران یا عدم جواز شرکت دختران در کلاس*های ورزش در مدرسه است. به خصوص موضوع عدم جدایی میان دین و دولت، که به عنوان یک ویژگی به اسلام نسبت داده می*شود، ناسازگاری میان دولت آلمان و عقائد اسلامی را تثبیت می*کند.

    در این شرايط به رسمیت شناخته شدن اسلام بیش*تر به یک خیال می*ماند. گروه*های اسلامی آلمان اما در این فرآیند نقشی اساسی برعهده دارند. جوامع اسلامی آلمان از این رو مورد ملامت*اند که از سازمان*دهی یک*پارچه*ی گروه*های اسلامی ناتوانند. علاوه بر این آن*ها قادر نیستند ساختار سازمانی گروه*های اسلامی و نیز مفاهیم متنوع دینی*شان را به روشنی به نظاره*گران خارجی عرضه کرده و تنها چهره*ی سنتی یا حتی بنیادگرای اسلام را به دیگران معرفی می*کنند. این امر باعث شده است که سیاست*مداران آلمان نگاه سخت*گیرانه*ای نسبت به مسلمانان پیدا کنند. این سخت*گیری بیش از هر چیز در مباحث مربوط به "آزمون اعطای حق تابعیت"، که یک سال پیش برای مسلمانان مهاجر طرح*ریزی شد، بروز پیدا کرده است. آن*چه در این قوانین به وضوح قابل مشاهده است، وجود موانع و شرايط دشوار برای به رسمیت شناخته شدن اجتماعی مسلمانان در آلمان است.

    طبق این قانون مسلمانان باید مرتباً نسبت به قانون اساسی اعلام وفاداری و اقرار کنند که به مفاهیمی چون تساوی حقوق زن و مرد و عدم جواز خشونت*ورزی با زنان اعتقاد دارند، تا تساوی حقوق*شان با دیگر شهروندان به رسمیت شناخته شود. فشار برای اقرار به این مسائل نشان می*دهد که مسلمانان هم*چنان مانند گذشته به عنوان افرادی توسعه*نیافته و نیز به مثابه تهدیدی برای نظم جامعه*ی غربی در نظر گرفته می*شوند. این قبیل نسبت*ها اموری است که مسلمانان هر روز در آلمان با آن مواجه هستند.

    به رسمیت نشناختن گروه*های اسلامی

    یکی دیگر از موانع نزدیکی گروه*های اسلامی با دولت آلمان، که مانعی در راه به رسمیت شناخته شدن اسلام در آلمان است، ضعف فاحش ساختار تشکیلاتی سازمان*های اسلامی و عدم اعتبار کافی آنان در مقایسه با مراکز مسیحی است.
    گرچه چهار گروه بزرگ اسلامی آلمان اخیراً اقدام به تشکیل شورای مشترکی به نام "شورای همکاری مسلمین" کرده*اند، اما شویبله، وزیر کشور آلمان، در دومین کنفرانس اسلامی به صراحت در مورد آن گفت: «به*رغم آن*که شورای تازه*تأسیس همکاری مسلمین نهاد جالبی است، اما هنوز نمی*تواند ادعا کند که نماینده*ی تمام مسلمانان مقیم آلمان است و این حرکت تنها اولین گام مهم مسلمانان برای تعامل و همکاری با دولت آلمان شمرده می*شود.»

    روشن است که سازمان*دهی گروه*های اسلامی آلمان به فراگیری، شفافیت، و استحکام ساختار گروه*های مسیحی نیست، اما این بدان معنا نيست که این گروه*ها هنوز شایسته*ی به رسمیت شناخته شدن نیستند.

    طبیعی است چنان*چه ابتکار جالب مسلمانان برای تشکیل شورایی واحد با واکنش دل*گرم*کننده*ی سیاست*مداران آلمان مواجه نشود، قطعاً آنان در جدیت سخنان مقامات رسمی کشور در مورد تعامل با مسلمین شک خواهند کرد.

    البته باید در نظر داشت آن چه کار را برای گروه*های اسلامی سخت*تر می*کند آن است که مسلمانان سکولار هم به شورای همکاری به دیده*ی شک و ناباوری می*نگرند. آن*ها نگرانند که این شورا نماینده*ی اسلام سنتی شده و قرائت اسلام سکولار را نادیده بگیرد. رئیس جامعه*ی ترک*های آلمان، کنعان کولات، با تأکید تمام به این نکته اشاره می*کند که اسلام سنتی محض راه ورود مسلمانان به جامعه*ی آلمان را مسدود خواهد کرد. به همین دلیل او درصدد تشکیل مرکزی است که در قالب آن دانشمندان نواندیش مسلمان تفسیر سکولار از اسلام را در جامعه توسعه بدهند.

    اختلاف میان مسلمانان سنتی و سکولار تنها در مورد چگونگی تفسیر و استنباط مفاهیم اسلامی نیست، بلکه آن*ها در مورد انتظارات از مجامع بزرگ اسلامی مانند کنفرانس اسلامی هم اختلاف نظر دارند.

    یکی از زنان معتقد به اسلام سکولار می*گوید: «مسأله*ی ما با طرفداران اسلام سنتی تنها مناقشات الهیاتی و دین*شناسانه نیست بلکه ما علاوه بر آن به شرايط عملی زندگی مسالمت*آمیز مسلمین در تمام جهان، به ویژه در جامعه*ی میزبان آلمان هم می*اندیشیم.»

    اما کنفرانس اسلامی به تنهایی نمی*تواند پاسخ*گوی خواسته*های تمام این گروه*ها باشد. این که آیا و چگونه مسلمانان می*توانند با جامعه*ی آلمان سازگاری پیدا کنند، مسأله*ای نیست که تنها مسلمانان در مورد آن تصمیم بگیرند. شرط اساسی این مسأله پذیرفته شدن مسلمانان از جانب جامعه*ی آلمان است.

    مجامع بزرگ اسلامی بایستی در رأس تمام مسائل، به مسأله*ی به رسمیت شناخته شدن اسلام به عنوان یک دین از جانب دولت آلمان و امتزاج آن با جامعه*ی آلمانی بپردازند. برای نیل به این مقصود باید میان مبانی حقوقی زندگی مسالمت*آمیز در جامعه*ی آلمان و محتوای دینی تعادل ایجاد کرد و به این ترتیب زمینه*ی تساوی اجتماعی نهادینه*شده*ی اسلام با سایر ادیان را مهیا ساخت.

    مسلمانان، به ویژه شورای همکاری مسلمین باید بکوشند تا با فراموش کردن اختلافات سیاسی کهنه، دیگر گروه*های اسلامی را بر کشتی اتحاد خود سوار کنند و از سوی دیگر دولت آلمان باید اسلام را به عنوان بخشی از اجزاء تشکیل*دهنده*ی این جامعه بپذیرد تا گفت*وگو میان اسلام و دولت آلمان معنا پیدا کند. مادام*که این دو شرط اساسی متحقق نشده است، نشست*های مشترک با مقامات سیاسی کشور باد به غربال پیمودن است.

    از سویی دیگر رسمی و نهادینه شدن اسلام شانس*های متنوعی را به آلمان می*دهد. از جمله آن*که در این صورت مسلمانان خود را جزئی از اجتماع می*دانند و ضمن احساس تعلق به آن، وفاداری خود به جامعه*ی آلمان را به اثبات خواهند رساند. اعطای رسمیت به اسلام علاوه بر این، نشان*گر اعتبار نظام ارزشی آزادی*محور غرب است.


    iran
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #2
    سال*ها است که محققان به بررسی مسئله نحوه معرفی اسلام از طریق رسانه*های مختلف مشغولند. گاهی "مرکز اروپایی نظارت بر راسیسم و بیگانه*ستیزی" (EUMC) گزارشی از تحقیقات خود در این زمینه را ارائه می*کند، گاهی موسسات دانشگاهی و گاهی مراکز علاقمند به اسلام. اما آن چه در این میان به طرز چشم*گیری محسوس است نتایج مشابه این مطالعات است. تمامی این تحقیقات به این نکته اذعان می*کنند که "گزارشات رسانه*های غربی به ایجاد ترس از اسلام و قضاوت پیش داورانه در مورد آن دامن زده و این فرایند را تشدید می*کند."

    مرکز اروپایی نظارت بر راسیسم و بیگانه*ستیزی برآن است که "رادیوها، تلویزیون*ها و مطبوعات غربی تنها در اوائل ایجاد تنش میان اسلام و غرب می*کوشیدند که یک گفت*وگوی راهگشا و سازنده با اسلام برقرار کنند و اکنون مسیر دیگری را در پیش گرفته*اند."

    یکی از اعضای مرکز مطالعات ترکی در شهر اسن آلمان هم می*گوید: "پس از ترور کارگردان هلندی تئو فان گوگ، سیرگزارش*گری رسانه*ها درمورد اسلام دست خوش فضایی ملتهب و هراس آلود شده است. "

    کی حافظ، اسلام*شناس و استاد دانشکده رسانه*ها و علوم ارتباطات در دانشگاه ارفورت آلمان نیز معتقد است: "شبکه*های تلویزیونی ARD و ZDF آلمان در برنامه*های مربوط به اسلام شکل ساده شده*ای از جنگ فرهنگ*ها را مبنای کار خود قرار داده و با برنامه*هایشان ترس از اسلام را تشدید می*کنند. "


    عقایدی این گونه همگن به ما می*گویند که با پدیده غیر قابل اختلافی روبرو هستیم: یکسان*سازی غیرمجاز رفتار همه مسلمانان و یک کاسه کردن جنبه*های مثبت و منفی عملکرد همه گروه*های اسلامی.

    مواجهه غیرعلمی با اسلام در این رسانه*ها زمانی به اوج خود می*رسد که رادیو و تلویزیون و حتی روزنامه*ها و هفته*نامه*های مختلف با تمرکز بر وضعیت فرهنگی نامطلوب مهاجران مسلمان در جوامع اروپایی، می*کوشند اسلام را به عنوان دلیل عدم تطابق مسلمانان با جامعه میزبان معرفی کنند.

    مطالعات جدید در مورد نحوه معرفی اسلام در رسانه*های عمومی

    جدیدترین نمونه مطالعات در مورد چگونگی تصویر اسلام در رسانه*ها پژوهشی است به نام "چهره خشن و تضادگرای اسلام در شبکه*های تلویزیونی ARD و ZDF آلمان" به مدیریت کی حافظ. موسسه او تمام برنامه*های تلویزیونی این ۲ شبکه درمورد اسلام در سال*های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است.

    بر اساس نتایج جالب توجه این تحقیق در ۸۱ درصد از برنامه*ها، اسلام با موضوعاتی که به طور مستقیم یا ضمنی دارای مفهوم منفی هستند ارتباط داده شده است. به عنوان مثال در ۲۳.۳۱ درصد از برنامه*ها نام اسلام در کنار مقولاتی چون تروریسم و افراط گرایی قرار گرفته است.

    در ۱۶.۵۴ درصد از برنامه*ها نام اسلام در جنب مسائلی مثل تضاد و کشمکش بین المللی مطرح شده است. در ۹.۷۷ درصد از برنامه*های این ۲ شبکه تلویزیونی اسلام مروج عدم تسامح و رواداری دینی دانسته شده و در ۴.۵۱ درصد از برنامه*ها بحث از اسلام همزمان با بحث سرکوب زنان و تبعیض علیه آنان مورد توجه قرار گرفته است.

    تنها در ۱۱ درصد از برنامه*ها کوشیده شده اسلام با مفاهیم متعالی چون فرهنگ و دین ارتباط داده شود و نیز تنها در ۸ درصد از برنامه*ها اسلام و ارتباط سازنده آن با مسائل اجتماعی و روزمره مورد بحث بوده است.

    در جمع*بندی این پژوهش آمده است: "مشکل اصلی معرفی مسائل منفی در کنار نام اسلام نیست بلکه مسئله مهم آن است که در اثر پخش این*گونه برنامه*های جهت*دار، به تدریج ابعاد فرهنگی اسلام، کارکردهای مثبت آن در زندگی روزمره معتقدان و نیز سایر نکات برجسته این دین از اذهان عمومی در غرب محو می*شود."

    گزارش*های یک جانبه

    رسانه*های غربی در این قبیل برنامه*های خود آن*گاه که مثلا ادعا می*کنند تمرکز اسلام بر مسئله تمسک به خشونت در مقایسه با سایر ادیان بیشتر است، کاملا از دایره بی*طرفی و همه جانبه*نگری که از اجزاء اصلی گزارشات علمی است خارج می*شوند زیرا به این نکته اشاره نمی*کنند که همه مسلمانان طرفدار بکارگیری خشونت نیستند و علاوه بر آن درمیان پیروان سایر ادیان هم گونه*های افراطی وجود دارد. اخبار حملات هندوهای افراطی به پیروان دیگر ادیان، تصمیم سال*ها قبل سیک*ها برای بمباران یک شهر در هند، برخوردهای بنیادگرایان مسیحی با اهالی سایر فرقه*های مسیحیت و دیگر اخبار مربوط به افراط*گری بنیادگرایان دینی شاهد خوبی بر این ادعاست.

    کی حافظ معتقد است این نحوه گزارش*گری یک*سو نگر به اسلام، طبعا واکنش رسانه*ای درمیان مسلمانان ایجاد می*کند. برنامه*های رسانه*های ایران در مورد یهودی*ها و یا مطالب منتشر شده در مورد سایر ادیان در رسانه*های مصر نمونه*ای از واکنش برخی کشورهای اسلامی به معرفی منفی اسلام در رسانه*های غرب است.

    گزارش*هایی که تمرکزشان تنها بر بازنمایی جلوه*های منفی اسلام است سایر جنبه*های آن را به تدریج در افکار غربیان کم*رنگ می*کنند. برنامه*هایی مانند "حضور در عرصه جمعه*ها" متعلق به شبکه ZDF آلمان که علاوه بر پخش از تلویزیون، ویدئوی آن نیز به تازگی در معرض فروش عمومی قرارگرفته*است یا سلسه برنامه*های "سخن اسلامی" شبکه SWR که در ۶ هفته متمادی پخش می*شود. برنامه*هایی از این قبیل زیاد است. برنامه*هایی که مرکز اروپایی نظارت بر راسیسم و بیگانه*ستیزی از ژورنالیست*های آن به طور عمومی انتقاد می*کند که چهره*ای از اسلام ارائه می*کنند که "احساس خشم و نفرت از آن را به بار می*آورد."

    اما علاوه بر این برنامه*ها گزارشات دیگری هم باید باشد که روی دیگر سکه را بنماید؛ گزارش*هایی در مورد پیش داوری متعصبانه درباره اسلام.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #3
      درس دینی امروز کلاس ۹ب، درمورد روز جمعه و اهمیت آن دراسلام است. بچه*ها هر کدام نظری در مورد آن می*دهند.حسین که ۱۵ ساله است روز جمعه را با جشن شِکر(عید فطر در اصطلاح آلمانی*ها) اشتباه می*گیرد. خانم معلم «لامیا کادور» از این مسئله ناراضی به*نظر می*رسد و در ضمن می*گوید: "به*نظر من عبارت جشن شِکر احمقانه است. بچه*ها بگویید ببینم آخرین روزی که ماه رمضان با آن به پایان می*رسد چه نام دارد؟". آلف می*داند و فریاد زنان می*گوید: "شکستن روزه".

      این نمای معمول یک کلاس درس آشنایی با اسلام در مدرسه گلوک*هاف در دینس لاکن*لوبرگ است. اما آنچه غیرمعمول به*نظر می*رسد قرار گرفتن این درس در برنامه*های مدرسه است.

      درس آشنایی با اسلام از سال ۱۹۹۹ به طور مستمر در برنامه*های درسی ایالت نورد راین*-**وست *فالن آلمان قرار داشته است، جایی که در آن ۸۰۰۰ دانش*آموز در ۱۳۰ مدرسه مشغول تحصیل هستند. البته این درس هنوز مثل درس مسیحیت نیست که به وسیله اعضای رسمی این دین تدریس می شود.

      برای این که درس اسلام هم به وسیله خود مسلمانان در مدارس برگزار شود، شهرهای پیش*رویی مثل دویزبورگ و کلن از سال ۲۰۱۰ جاده را برای بقیه شهرها صاف می کنند.

      وزیر امور تطبیق*پذیری(خارجیان با آلمان) برنامه*ریزی کرده*است که تا قبل از ۵ سال دیگر، هر بچه مسلمان در ایالت نورد راین-*وست فالن در مدرسه، درس آشنایی با اسلام را به زبان آلمانی و به*وسیله معلم*هایی که در آلمان تحصیل کرده*اند بیاموزد.

      خانم معلم باز از بچه*ها می پرسد: "بچه*ها ۳ جمعه قبل از شکستن روزه(عید فطر) چه روزی است؟".

      در کلاس ۹ب سکوت حکم*فرما می*شود.بالاخره حسین حدس می زند: "۳ جمعه قبل از عید فطر روز جشن عشق است!".
      به ذهن هیچ*کدام از بچه*ها نمی*رسد که بگویند: "لیله*القدر، شب تعیین، شب فرمان". هیچ*کدام از بچه*های مسلمان در کلاس با نام و اهمیت مقدس*ترین شب در تقویم سال اسلامی آشنا نیستند. خانم معلم اما از این که کسی چیزی نمی داند تعجب نمی*کند. او می*گوید سطح دانش اسلامی بچه*ها فاجعه*آمیز است.

      نسل اول مهاجرین به آلمان معلومات دینی خود را از خانه پدری*شان به این کشور می*آورند، اما نسل*های بعدی مورد غفلت قرار می*گیرند. در بهترین شرایط، بچه*ها تنها به مکتب قرآن می*روند اما کادور معتقد است این به*هیچ*وجه نمی*تواند جای درس آشنایی با اسلام را بگیرد.

      کادور برای نوجوان*ها از شخصی که به کار تجارت می*پرداخت و محمد نام داشت می*گوید که در شب قدر اولین سوره قرآن را به*وسیله جبرئیل دریافت کرد. او می*گوید بر اساس اعتقادات اسلامی در شب قدر فرشته*ها دعای مردم را شنیده و آن را اجابت می*کنند. بچه*ها شگفت*زده می*شوند. آلف می*پرسد: "راستی فرشته*ها آلمانی حرف می زنند یا ترکی؟".

      همواره از سال های ۱۹۷۰ به بعد تلاش*هایی برای برگزاری درس علوم اسلامی در مدارس ایالت نورد راین - وست فالن آلمان صورت گرفته*است که البته به دلیل عدم وجود نمایندگی رسمی از جانب مسلمانان این تلاش*ها کاملا موفق نبوده*است.
      در حال حاضر در شهرهای دویزبورگ و کلن مساجد و مراکز اسلامی در صدد انتخاب یک شورای مورد قبول سنی*ها، شیعیان و سایر فرق اسلامی هستند تا با طراحان برنامه*های درسی این ایالت به همکاری پرداخته و زمینه قرار گرفتن رسمی درس اسلام در برنامه*های مدارس را آماده کنند.

      برای این که درس آشنایی با اسلام به صورت رسمی و آئین نامه*ای وارد برنامه درسی مدارس شود، باید حدود ۱۳۰۰ معلم وجود داشته باشد. در حال حاضر تنها ۲۰ جوان در دانشگاه مونستر به تحصیل در این رشته مشغول هستند. وزیر آموزش و پرورش ایالت تاکید دارد که این تعداد به طور قطع باید افزایش پیدا کند.

      هم*چنین برای رسمی کردن این درس لازم است کتاب آموزشی مناسب به زبان آلمانی تدوین شود. هم*اکنون بعضی معلم*ها برای تدریس در ۷ پایه مختلف درسی از یک متن واحد استفاده می*کنند.

      مشکل دیگر آن است که میزان حقوق معلمان درس آشنایی با اسلام چندان مناسب نیست. البته معلمان برای مقابله با این مشکل کاری که به طور مشخص روش آلمانی*ها است را انجام داده*ند.آن*ها یک موسسه برای خود تاسیس کرده*اند: "موسسه معلمان درس اسلام در مدارس عمومی ایالت نورد راین - وست فالن". این موسسه برای موفقیت باید به فکر ایجاد هم*بستگی و پیوند بیشتر میان اعضا بوده و نماینده علایق همه آن*ها باشد.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #4
        Some 18,000 German nationals have become Muslims since 1945, the daily Cologne-based Koelnische Rundschau newspaper quoted the Islam-Archive Central Institute, based in the western town of Soest.

        Around 4,000 Germans converted to Islam last year, the German Islamic think-tank said.

        Some 80 percent of those who converted were Christians.

        The major share of converts, around 60 percent, are women.

        The head of the Islam-Archive Central Institute, Salim Abdullah was quoted as saying earlier that most of those who converted to Islam, have been well-educated.

        According to a Berlin-based Muslim leader Mohammad Herzog, there are various motives for the sharp rise in the number of converts, saying many have been former devout Christians who had cast doubts about their faith.

        Meanwhile a sociologist, Monika Wohlrab-Sahr, pointed out many potential converts view Islam "a very genuine alternative".

        Interestingly enough, whenever the German media steps up its attack on Islam, more people convert to Islam than in normal years, Abdullah said.

        There are 3.5 million Muslims, most of them Turks, living in Germany.

        iran

        Comment

        Working...