Khorafat In Iran

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #1

    Khorafat In Iran

    جناب آیت الله مکارم شیرازی با عرض سلام و درود گرم بر شما

    خبرگزاری ایسنا خبر زیر را از قول شما نقل کرده است و همراهان سایت می توانند متن خبر را در اینجا ببینند. در این خبر شما بر ضرورت تعامل بیشتر حوزه و آموزش و پرورش تاکید کرده اید. این تعامل از بحثهای مطرح نیم قرن اخیر است. در دوران پادشاهی محمد رضا شاه پهلوی نیز همین تعامل مورد نظر روسای امور بود. این چنین بود که به سال 1350 خورشیدی در بخشنامه ای (شماره 11620/دو ) به تاریخ 15/6/1350 بانو فرخ رو پارسای وزیر وقت آموزش و پرورش دقیقا همین تعامل را مد نظر داشته و دستور می دهد که برای تهیه مفاد درسی کلاسهای "سالهای سوم – چهارم و پنجم دوره ابتدایی را منحصرا از سه جزوه <<درسهایی از قرآن مجید>> ...که با همکاری آقایان سید رضا برهمی و محمد جواد باهنر (که در حدود یک دهه بعد نخست وزیر معمم نظام جمهوری اسلامی شد!) مولفان کتابهای درسی جدید تعلیمات دینی که با روشی جالب و نفیس تهیه شده است استفاده نمایند."

    دکتر پارسای مانند شما و مردان سیاسی عصر پهلوی و نظام اسلامی شیعه دوازده امامی بود. او علیرغم ادعاهای اخیر و دروغ جریدهء دریدهء کیهان در دفاعیات خود فاش گفته بود که "من شیعه هستم و آرزو دارم شیعه از دنیا بروم" و مانند شما در آرزوی تعامل و تاثیر بیشتر حوزه بر آموزش و پرورش بود. وزیر آموزش و پرورش عصر دوم پهلوی در توجیه دستوربالا می نویسد که: " از آنجا که وزارت آموزش و پرورش لازم می داند نوباوگان این کشور اسلامی با کتاب مقدس آسمانی خود قرآن آشنایی پیدا کنند و از عهده قرائت صحیح آن برآیند و به فهم معارف و عمل کردن به دستورهای آن همت گمارند" و دستور می دهد که جزوه بالا مستقیما برای آموزش دینی سطوح پایه به کار گرفته شود.

    جناب مکارم شیرازی این است نتیجه تعامل حوزه و دانشگاه و حوزه و آموزش و پرورش که با گذشت سی و اندی از آن زمان، ایران، با وجود ذخایر مادی و معنوی خداداده سرشار و با وجود فرهنگ غنی و باستانی خود، و پدید آورنده اولین منشور حقوق بشر و زادگاه سه پیامبر زرتشت، باب و بهاءالله، هنوز اندر خم یک کوچه است و نتیجه این روند تعامل حوزه و دانشگاه چیزی جز ضرر و خسران و عقب ماندگی برای ایرانیان نبوده است. در حال حاضر حاصل این تاثیر و همکاری متقابل آموزش و پرورش و حوزه رکود اقتصاد و صنایع ایران در بازارهای جهانی، فرار مغزها، اعتیاد سرسام آور به مواد مخدر، افزایش کم نظیر خودکشی و خود سوزی و افسردگی و ناامیدی و یاس علاج ناپذیرجوانان، افزایش روزبروز زنان خیابانی و روسپیگری، کاهش ارزش زن به کالایی جنسی در عرصه جامعه، و عادی شدن تمام نمادهای کثیف و معضلات اجتماعی و روابط جنسی ناسالم تقلیدی ازغرب و ناهنجاریهای ناشی از آن در زشت ترین انواع ممکن است.

    شکست فکری و ورشکستگی اندیشه آشکارتر و بارزتر از این کمتر در تاریخ دیده شده است. باید پرسید چرا با وجود کوشش مستمر و فراوان دو نظام شیعه شاهنشاهی و جمهوری اسلامی ایران در تعامل حوزه و آموزش و پرورش، ایران سیر قهقرایی خود را به سرعت طی می کند؟ آیا 150 سال تزریق اجباری دین تقلیدی برای اثبات ناکارآیی آن کافی نیست؟ آیا شما براستی گمان دارید که مشکل جامعه ایران کمبود شیعه است؟ آیا دلیل این روندهای غمناک و دردآور کاستی فاحش حوزه که نماد فکر و اقتصاد و فرهنگ دوران پیش صنعتی است در روآرویی با جهان مدرن و معضلات عصر نوین نیست؟ آیا وقت آن فرا نرسیده که مسوولان کشور و سیاستگزاری به جای اخراج بهائیان دانشجو و استادان بهائی و دگراندیشان فعالانه اینان را به کمک و یاری بطلبند؟ آیا تا به کی باید جوانان و آینده و ذخایر محدود و ملی خود را فدای ایدئولوژی فرسوده و ناکارآمد و منسوخ کنیم؟ چند نسل دیگر از ایرانیان باید در قربانگاه باورهای فکری دست اندرکاران ذبح شوند؟ امیدوارم که مسوولان کشور بهائیان و تمام طیفهای فکری را در راستای سازندگی ایران به خدمت گیرند و ایران را از ورشکستگی فکری کنونی و کاستی های ناشی از سرکوب اندیشه ها و آراء ناب و برخاسته از ایران نجات دهند. بقول معروف جلوی ضرر را از هر جا بگیریم نفع است.

    در خاتمه خبر نیز شما در بارهء لزوم زدودن خرافات از دین سخن رانده اید. لازمه زدودن خرافات نیز آشنایی بیشتر ایرانیان با دین بهائی است. تطابق فلسفی و نظری علم و عقل با دین از اصول مهم دین بهائی است و دین بهائی اولین آئین آسمانی است که این مهم را به عنوان یک اصل مطرح می کند. بدون حضور دین بهائی در گفتمانهای مدنی و دینی معاصر مردم ایران با تناقضات اساسی و بنیادی بین دین از یکسو و علم و عقل از سوی دیگر مواجه هستند. یعنی دقّت بفرمائید که زنده شدن جسمانی مردگانی که قرنهاست جسمشان در اعماق زمین خوابیده و عناصر بدنشان صدها بار در چرخه محیط زیست وارد و خارج شده است و فرار کردن کودکی در سن 5 سالگی از دست ستمکاران زمان و مخفی شدن حضرت قائم درچاهی یا سردابی در سامرا برای هزار سال و ناقص العقل بودن زن و خرافاتی از این قبیل که ناشی از القاآت نادرست رهبران دینی یا برداشت نادرست و ناسره از قرآن است مورد انطباقی با عقل و علم ندارد. همین تناقض آشکار است که مردمی را که دینی با بار اضافه شده خرافات را پذیرفته اند به سمت سکولاریسم تقلیدی ازغرب و یا به سوی جامعهء سرمایه داری افراطی و با بی دینی مفرط سوق می دهد. خواهشمندم که شما از این زاویه به دین بهائی نگاه کنید و بی گمان راهکار مورد نظر خود را در آن خواهید یافت.

    البته در میان کلام جامعه بهائی را نیز به عنوان عنصری بیگانه معرفی کرده اید. و این مساله آخر را بارها در سایتهای مختلف مورد بررسی قرار داده ایم و دوباره عرض می کنم که دین بهائی یک دین اصیل و راستین ایرانی است که با هیچ نهضت و حرکت سیاسی و امپریالیستی بیگانه ربطی ندارد و اگر دانشمندی محقق و حوزه دیده و صاحب تالیف چون شما چنین سخنی را بر زبان می راند جای بسی افسوس و دریغ است و نشان می دهد که سم پاشی و فرافکنی ارگانهای بهائی ستیز و محارب با آموزه های نوین تا چه حدّی موفقیت آمیز بوده است. باری به هر جهت بیش از 150 سال از آغاز دین بهائی می گذرد و در همین 70 سال اخیر بهائی ستیزان مقلد نقدهای سطحی چپ مساله امپریالیسم و استعمار را از روی ناچاری و برای پوشاندن کاستی های اندیشه خود از خرده مارکسیستهای دیپلمه وام گرفتند. البته این وام گیری و استفاده (و شاید بهتر است بگوییم سوءاستفاده) غلط بهائی ستیزان از ارزش نظری نقد سنگین چپ نمی کاهد.

    باید پرسید که چرا مخالفان دین بهائی که مقام و قدرت و منبر و رزق یومی خود را در خطر می دیدند دست به دامن نقد چپ شدند و از آن زاویه به دین بهائی حمله کردند. البته دلیل آن آشکار است و چاره ای دیگر نیز نداشتند. بهائی ستیزان شیعه چون در بحثهای پایه و فلسفه دین و آموزه های اجتماعی کم آوردند و بی پایی آنان برای خودشان آشکار شده بود ناچار به دست آویزی الهام گرفته از چپ به عنوان آخرین راه نجات خود دل بستند. از این رو بود که گندم نماهای جو فروش با تقلید از آن نقدها کوشیدند مردم را از آموزه های بهائی که راهکارهای اساسی برای زنده کردن ایران و پاک کردن آن از لوث خرافات مطرح می کرد دور نگاه دارند.

    البته تمام شواهد بر آن است که روزگار بهائی ستیزان سپری شده است و فعالیتهای بیش از پیش ارگانهای فشار و راست افراطی و بهائی ستیزان و جریدهء دریدهء کیهان نیز راه به جایی نمی برد و مردم ایران به طرز فزاینده ای به دین بهائی جذب می شوند. و اگر در دوران پس از کودتای 28 مرداد مشارکت ساواک و روحانیت شیعه به سرکوب بهائیان انجامید و پنجاه سال اضافه به روحانیت شیعه فرصت داد تا ماهیت خود را بهتر و بیشتر فاش و آشکار کنند، ولی مردم ایران این بار پخته تر از پیشند و ترفندهای پیشین برای حفظ قدرت و سرکوب اندیشه نوین راه به جایی نخواهند برد. در همین دوماه اخیر سه حزب سیاسی مطرح و خوشنام و پرهوادار از سه موضع مختلف نظری و سیاسی به دفاع از بهائیان پرداختند و در بیانیه های رسمی خود خواستار آزادی کامل و به رسمیت شناخته شدن دین بهائی شدند. این امری بی سابقه است و تصور این درجه فکر باز گروههای سیاسی نسبت به دین بهائی در دوران پهلوی ابدا ممکن نبود و ذهنیت شیعه و سم پاشیهای دستگاههای دولتی و ارتجاع مذهبی راه را بر این چنین روشن نگری بسته بود.

    البته شما بخوبی آگاهید که اگر بهائیان دست نشانده عوامل خارجی بودند قاجار جرات نمی کرد دست ستم و شمشیر بر بهائیان بلند کند و هزاران خون بی گناه بر زمین بریزد و اگر دین بهائی دست پرورده استعمار بود بهائیان نیز همچون روحانیت عصر مشروطه به سفارت انگلستان پناه می برد تا از گزند مخالف سالم بماند. مخالفان همزمان و مورخان قاجار چون مولف ناسخ التواریخ و دیگران چنین می گفتند و البته همعصران باب و بهاءالله که با ایشان آشناتر بودند و همعصران بهاءالله و عبدالبهاء تا پس از مشروطیت نیز هرگز چنین نسبتهایی سیاسی به ایشان ندادند.

    به امید روزی که ایران قابلیت ها و توانایی های بالقوه خود را با حضور تمام طیفهای فکری در عرصه جهانی نشان دهد و الگویی برای آزادی و آزاداندیشی و جامعه ای باز برای تمام جهانیان باشد.

    ایام به کام

    کاویان صادق زاده میلانی

    آيت*الله العظمي مكارم شيرازي در ديدار مسوولان حراست آموزش و پرورش هفت استان كشور، بر ضرورت تعامل حوزه و آموزش و پرورش تاكيد كرد.

    به گزارش خبرنگار ايسنا، اين مرجع تقليد، آموزش و پرورش را از مراكز كليدي كشور خواند و گفت: اين نهاد مهم و تاثيرگذار بايد با ايجاد تعامل با حوزه به نهاد شايسته جمهوري اسلامي* و حافظ نظام تبديل شود.

    وي اسلام را بزرگترين مانع مستكبران در دستيابي به اهداف شومشان دانست و عنوان كرد: سياستمداران آمريكايي براي مقابله با اسلام در پي گسترش فرقه*گرايي و ترويج خرافات بين مسلمان هستند. آن*ها با صرف هزينه*هاي كلان وهابي*هاي تندرو، بهايي و دراويش را پرورش مي*دهند.

    مكارم شيرازي تصريح كرد: شيعه بايد همواره هوشيار بوده و نقشه*هاي دشمنان را شناسايي و نقش بر آب كند.

    اين مرجع تقليد با تاكيد بر اين*كه نبايد صدا و سيما، مطبوعات و آموزش و پرورش آفت*زده شوند، گفت: بايد با حفظ وحدت از نظام اسلامي* حمايت كرده تا به پيشرفت در همه عرصه*ها برسيم.

    وي در پايان نسبت به القاء و ترويج شبهات در جامعه هشدار داد و گفت: نبايد اجازه داد خرافات در دين نفوذ كند چون باعث به وجود آمدن مشكلات جبران*ناپذيري مي*شود.


    iran
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #2
    Khorafat Dar Moharram

    درگیری قمه زنان با پلیس اصفهان



    گزارشها از شهر اصفهان در مرکز ایران حاکی است که برخورد پلیس با شماری از عزاداران که با قمه زنی و زنجیرزنی با استفاده از زنجیر تیغدار عزاداری می کردند، به درگیری این عزاداران با پلیس و ایجاد تنش انجامیده است.
    با فرارسیدن ماه محرم که موسم سوگواری امام سوم شیعیان است، پلیس ایران هشدار داده بود که با شیوه هایی همچون قمه زنی و استفاده از زنجیرهای تیغدار که مورد مخالفت رهبر و مراجع دینی ایران است برخورد خواهد کرد.

    بهروز شجاعی خبرنگار در اصفهان در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت که پیش از ظهر پنجشنبه، مصادف با هشتمین روز محرم، اعضای هیئتی به نام مسلم بن عقیل در خیابان زینبیه که از محلات فقیرنشین به شمار می رود، اقدام به قمه زنی و استفاده از زنجیر تیغدار کردند.

    به گفته آقای شجاعی، پلیس ابتدا به عزاداران هشدار داد که این شیوه عزاداری را متوقف کنند اما در پی بی توجهی عزاداران به هشدار پلیس، مأموران یگان ویژه ضدشورش نیروی انتظامی با پرتاب گاز اشک آور به مداخله و متفرق کردن عزاداران پرداختند.

    این خبرنگار می گوید که جمعی از عزاداران و همچنین عده دیگری که به آنان پیوستند با مأموران درگیر شدند و اقدام به شکستن شیشه های ساختمانهای اطراف کردند و طی درگیری، مأموران یگان ويژه دست به تیراندازی هوایی زدند.

    به گزارش این خبرنگار از اصفهان، درگیری حدود دو ساعت ادامه می یابد و آمبولانسهایی هم به محل درگیری اعزام می شوند اما هنوز گزارشی از اینکه آیا کسی طی درگیری زخمی شده است یا نه در دست نیست.

    گفته می شود عده ای طی این درگیری بازداشت شده اند.

    به گفته بهروز شجاعی، برخی افرادی که با مأموران انتظامی درگیر شدند صورت خود را پوشانده بودند.

    بهروز شجاعی می گوید هیئت مسلم بن عقیل از مهاجران عراقی و برخی مردم محلی تشکیل شده و قمه زنی و زنجیرزنی با زنجیرهای تیغدار از سنتهای مرسوم این هیئت بوده است.

    به گفته وی، فردای روزی که درگیری میان برخی اعضای هیئت و مأموران انتظامی رخ داده، این هیئت همچنان در مراسم عزاداری تاسوعا (روز نهم محرم) فعال بوده است.

    آقای شجاعی می افزاید که در آغاز ماه محرم، حدود بیست تا سی تن از میدانداران مراسم قمه زنی در اصفهان و اطراف آن به بازداشت پلیس درآمدند تا از برگزاری این مراسم جلوگیری شود اما به نظر می رسد که گویا میدانداران قمه زنی در هیئت مسلم بن عقیل اصفهان در این بازداشتها از قلم افتاده بودند.



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #3
      يک مقام پليس ايران اعلام کرد، علی رغم اعلام ممنوعيت علم کشی در مراسم عزاداری عاشورا و تاسوعا، پليس در تهران، امسال با اين موضوع برخورد نمی کند.
      سرهنگ مهدی احمدی، رئيس مرکز اطلاع رسانی نيروی انتظامی تهران بزرگ، تاکيد کرد که در سال آينده، پس از بررسی روايات و تعابير موجود، علم کشی ساماندهی خواهد شد.

      با اين حال، آقای احمدی تاکيد کرد که پليس در برخورد با شمايل امامان، تامل نخواهد کرد و آنها را جمع آوری می کند.

      سه روز پيشتر اداره تبليغات اسلامی استان تهران علم کشی و علم *گردانی را که از سنت های ديرينه اين سوگواريها به شمار می رود، در خيابان های پايتخت ايران ممنوع کرد.

      علامت بلند کردن يا علم کشی يکی از اشکال کهن عزاداری ايرانيان در ماه محرم است. باور کهن ايرانيان اين است که علم شاخص حضرت ابوالفضل و علمداری اوست. بسياری به ثواب علم بلند کردن اعتقاد راسخی دارند.



      سيامک آذرطوس که خود در ايام عزاداری علم بلند می کند می گويد: "بيست سال اينکار را کرده ام. اين بحث هم اعتقادی است. بايد خیلی نيت آدم درست باشد. اين هم سمبلی است بالاخره از دين ما."


      بيست سال اينکار را کرده ام. اين بحث هم اعتقادی است. بايد خیلی نيت آدم درست باشد. اين هم سمبلی است بالاخره از دين ما


      سيامک

      اما طی سال های اخير نگاه ديگری قوت گرفته که معتقد است جلوه های منفی به مراسم عزاداری امام سوم شيعيان وارد شده - يا وجود داشته است. اين نگاه ابتدا پديده قمه زنی را ممنوع کرد. امسال هم اعلام شد که با شمايل و تصاويری که از ائمه کشيده شده و مورد استفاده قرار می گيرد برخورد می شود.

      يوسف، که از ساکنان جنوب تهران بوده، با علم و علم کشی مخالف است. وی می گويد: "من اين موضوع را قبول ندارم. چون اين وسط کسانی هم که می آيند گاهی بچه سوسولی است که حالا دو روز هم رفته بدنسازی و هيکل گنده کرده، و می رود زیر علم که دور و اطرافيان نگاه کنند و بگويند طرف چه زور بازويی دارد."

      سنت علم کشی در مراسم مذهبی عاشورا و تاسوعا، نظرات متفاوتی را برانگيخته و برخی، وجود انگيزه های غيرمذهبی در اجرای اين سنت را مورد انتقاد قرار می دهند.


      گاهی بچه سوسولی است که حالا دو روز هم رفته بدنسازی و هيکل گنده کرده، و می رود زیر علم که دور و اطرافيان نگاه کنند و بگويند طرف چه زور بازويی دارد


      يوسف

      برخی از مذهبيون اساسا مداخله دولت را در اين حوزه مورد سوال قرار می دهند و برخی آنرا منوط به نظر مراجع می دانند.

      آن دسته از افرادی هم که خود به اين کار اعتقاد دارند يا برای رفتن زير علم نذر می کنند، به وجود برخی رفتارهای نامتناسب اذعان دارند، اما می گويند نبايد بقيه کسانی که با اعتقاد و نيت واقعی به اين اقدام دست می زنند، به خاطر آنها دچار محدوديت شوند.

      اما به نظر می رسد مقام های ايرانی به دليل پاره ای مشکلات از جمله ترافيک شهری و آنچه که برخی مراجع 'نامنطبق' بر اصل عزاداری می دانند، تصميم به محدود کردن و تغيير رويه اين مراسم گرفته اند.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #4
        آنچه رهبران مذهبی ایران چندان انتظارش را نداشتند این بود که طیفهای مذهبی که گرایش سیاسی هوادار حکومت اسلامی دارند، سوگواریهای ماه محرم را به گونه ای برگزار کنند که اعتراض مراجع تقلید رسمی قم را به همراه داشته باشد.
        آیت الله ناصر مکارم شیرازی از جمله روحانیان عاليرتبه ای است که به شکل علنی به مخالفت با آنچه بدعت در آیین عزاداری می داند پرداخته و انتقاد او که از تلویزیون دولتی ایران هم پخش شده، نشانگر این است که روحانیان سنتی قم از رشد چشمگیر نسل تازه ای از مداحان در چند ساله اخیر خرسند نیستند.

        مداحان که در طول تاريخ عزاداريهای مذهب شيعه، در واقع برای گرم کردن منابر و پس از وعظ روحانیان مردم را می گریاندند، در حال حاضر چنان قدرتی گرفته اند که منبر را تحت الشعاع قرار داده و میان جوانان مذهبی، شهرت و هواداران بیشتری نسبت به روحانیان به دست آورده اند.

        پیشی گرفتن مداحان بر واعظان روحانی را می توان برای نمونه در بازارچه مهستان در خیابان کارگر جنوبی تهران ديد که بورس فروش اقلام مذهبی است و مغازه های بسیاری در این بازارچه یافت می شود که تنها نوارها و سی ديهای مذهبی می فروشند و بیشتر آنها صدای مداحانی است که میان جوانان مذهبی علاقمندان بسیاری دارند.


        در سبکهای جدید که مداحان جوان آنها را توسعه می دهند، گاهی کلمات به صورت آهنگی بی معنا در می آید که با ریتمهای تند و به نوعی با رقص پای مداح و اطرافیانش همراه است؛ شعر آهنگهای مداحی را نیز همین جوانان می گویند و در این شعرها، امامان شیعه مانند معشوق وصف می شوند



        فروش نوارهای سخنرانی واعظان مشهور در رده بعدی قرار دارد و در حال حاضر بیشترین فروش کاستها و سی ديها از آن نسل جوان مداحان است که با سبکهای جدید می خوانند و توانسته اند در مدت کوتاهی صدای مداحان قدیمی را از سکه بیندازند.

        این سبکهای جدید که از موسیقيهای هندی و پاکستانی و بعضاً ریتمهای جوان پسند موسيقی پاپ بهره می برد، جوانان مذهبی هوادار حکومت اسلامی را به خود جذب کرده و همین موضوع باعث مخالفتهای احتیاط آمیزی شده است که مداحان قدیمی و البته روحانیان به آن دامن می زنند.

        مداحان قدیمی این سبکها را نمی پسندند و دور از شأن مجالس سوگواری می دانند و روحانیان صدای این مداحان را غنا، يعنی موسيقی نامشروع به حساب می آورند و به نوعی حرام می دانند.

        همین مخالفتها باعث شد که سید ذاکر مداح جوان ترک زبانی که محبوبیت فراوانی میان جوانان مذهبی داشت و پيراهن آستین کوتاه به تن می کرد و البته با سبکهایی جدید می خواند، از سوی روحانیان طرد و صدایش حرام اعلام شود.

        اما این آخر ماجرا نبود، عبدالرضا هلالی مداحی که در سال 1360 به دنیا آمده در واقع همان کارهای سید ذاکر را ادامه داده است و بنابر شهرت فوق العاده و هواداران بسیاری که میان جوانان مذهبی پیدا کرده، مداحان قدیمی و روحانیان برخورد مسالمت آمیزی با او دارند، در حال حاضر صدای هلالی در بازارهای مذهبی ایران و حتی کربلا و نجف هواداران بسیاری دارد و به نظر می رسد مخالفان او بیشتر به همین دلیل هلالی را تحمل می کنند.


        مداحان نسل جوان علاوه بر آهنگهای تازه، نوع خاصی از لباس، مو و ریش را هم میان هوادارانشان ترویج می کنند



        در سبکهای جدید که مداحان جوان آنها را توسعه می دهند، موسیقی بر شعر پیشی می گیرد و گاهی کلمات به صورت آهنگی بی معنا در می آید که با ریتمهای تند و به نوعی با رقص پای مداح و اطرافیانش همراه است، همان چيزی که جوانان مذهبی دوست دارند: ضرب و ریتم به همراه بر سینه کوبیدنهای سریع و تند.

        شعرهای آهنگهای مداحی را نیز همین جوانان می گویند و در این شعرها، امامان شیعه مانند معشوق وصف می شوند.

        مداحان نسل جوان علاوه بر آهنگهای تازه، نوع خاصی از لباس، مو و ریش را هم میان هوادارانشان ترویج می کنند.

        عبدالرضا هلالی خود از کسانی است که برای اولین بار ریش بلند گذاشت و پیراهن سیاه خاصی با آستین به اصطلاح "شمشیری" مداحی به تن کرد.

        طولی نکشید که نوع پوشش او به سلیقه عمومی هوادارنش تبدیل شد و امروز می توان در بازارچه مهستان لباس خاص هلالی را خرید.

        به نظر می رسد رسمهای جدید سوگواری و آیینهای تازه مذهبی با ورود جوانان متولد سالهای انقلاب رشد بیشتری پیدا کند و این در حالی است که گمان می رود رهبران مذهبی ایران هنوز برنامه خاصی در برخورد با آن تدارک ندیده اند.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #5
          شاهدی می گويد غريب تر از همه، نگاه سربازان شهرستانی و روستائی بود که انگار فيلمی سينمائی در مقابل آنها ظاهر شده بود. بيش از آنکه به وظيفه و دستور فرمانده عمل کنند، تماشا می کردند، آنان چنين عاشورائی نديده بودند.

          غروب روز عاشورا در همان حال که تلويزيون رسمی جمهوری اسلامی با پخش تصويرهای ماهواره ای رسيده از کربلا در صدد جلب احساسات مردم بود و برنامه های خبری هم کار برنامه های توليدی برای عاشورا را می کردند، نيروی انتظامی خبر داشت که دارد در خيابان ميرداماد تهران خبرها می شود.

          روزنامه های آخر هفته تهران که تمام صفحات خود را به شرح عاشورای کربلا اختصاص داده اند از عاشورای ميرداماد گذشتند و تنها شرق بود که گزارش با احتياطی فراهم آورد

          هوای روز سه شنبه، مصادف با بزرگترين عزاداری شيعيان جهان که تاريک شد، از دل سنتی شيعی و ديرپا نشانه ای پست مدرن پديد آمد و دختران و پسران جوان در شمال و جنوب بلوار ميرداماد از اتومبيل های گرانقيمت پياده شدند، پسران با لباس های مشکی مدروز اروپا – که تنها شبيه آن را پشت ويترين مغازه های مشهور می توان ديد – و دختران با چادرهای سياه عربی، لاک های سياه و بعضی با روبنده هائی که بر عشوه آن ها می افزود.

          نيروی انتظامی و دسته ای از حزب اللهی های جنوب شهر از قبل بسيج شده بودند تا مانع از تکرار حادثه دو سه سال اخير در ميدان محسنی شوند اما در حالی که آنها هر رفت و آمدی در ميدان را می پائيدند، راه بلوار، از تقاطع خيابان نفت بسته شد.

          سرودهائی که به صورت جمعی خوانده می شد و به سرعت در مسير شکل می گرفت، گاه کلمات آن تصحيح می شد بر اساس آهنگ های رايج در صدا و سيمای جمهوری اسلامی بود که گاه با تغيير چند کلمه معنای ديگر می گرفت و پيامی ديگر می داد. بزرگترها به ياد شعر و ترانه هائی افتاده بودند که بيست و پنج سال پيش در خيابان های انقلاب زده تهران خوانده می شد.

          تهران در زمستان ۵۷ با خشم می خواند &#171; ای گرگ برو گله ديگر ميش ندارد&#187; و اين خطاب به رژيم پادشاهی بود که داشت آخرين نفس های خود را می کشيد اما در زمستان ۸۳ نسل بعدی می خواندند &#171; گلی که سنجاق بزنه نديدم ... الهی ... فدات شم الهی&#187; و اين باز پيامی است که باز مخاطب آن روحانيونی هستند که در آن زمستان در صف مردم در خيابان بودند.

          جوانان شمال تهران که سال قبل عاشورايشان با ضبط سنج و دف و بلندگوهای بزرگ و دستگاه های صداسازشان همراه شد امسال با اتومبيل هائی آمدند که چهار بلندگوی بزرگ در بالای آن کار گذاشته شده بود و از آن غريبانه کويتی پور پخش می شد، همان نوحه آهنگينی که صدا و سيما هم گاه به ضرورت پخش می کند.

          نيروی انتظامی و دسته ای از حزب اللهی های جنوب شهر از قبل بسيج شده بودند تا مانع از تکرار حادثه دو سه سال اخير در ميدان محسنی شوند اما در حالی که آنها هر رفت و آمدی در ميدان را می پائيدند، راه بلوار، از تقاطع خيابان نفت بسته شد

          سربازان نيروی انتظامی با وسايل ضد شورش درحالی که می کوشيدند خشونتی از آنان سرنزند در کار باز کردن خيابان و جلوگيری از آن چند صدائی بودند که در شلوغی محيط شعارهای سياسی سرداده بودند که صد موتور سوار با زنجير و چوب های بلند، در هر موتور دو تن سياه پوش سوار به ميانه خيابان رسيدند و صحنه خشونت گرفت.

          تازه آمده ها، اول با شعار آشنای &#171;حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست&#187; شروع کردند اما چندان که ديدند صدايشان در فرياد &#171;برادر... برادر&#187; که دخترها در شمال بلوار سرداده بودند گم می شود چه رسد به صدای رساتر سه هزار پسر که جواب می دادند &#171;خواهر...خواهر صدايت را شنيدم... آه از غريبی...&#187; ديگر تاب از دست دادند و خشونت شديدتر شد و چوب ها بود که بلند می شد و به هر جا فرود می آمد.

          جوان هائی که سر و رويشان خونين بود در همان حال که در کوچه های شمال و جنوب ميرداماد از دست می گريختند، خواندند &#171; يزيديان آب... يزيديان آب&#187; و با اين ترانه با همان فرهنگ آشنای هزار ساله شيعه حمله کنندگان سياه پوش و زنجير بر دست و چماق به کف را به سمت ديگر تاريخ شيعه حواله می دادند.

          شب که شد، هنوز صدا از گوشه و کنار بلوار ميرداماد بلند بود که می خواندند &#171;شام غريبان حسين امشب است... امشب است&#187; هزاران شمع در جلو مغازه های دربسته و گران هنوز می سوختند، سرباز روستائی هنوز مبهوت می کوشيد راه را بر هزاران ماشينی باز کند که خبر را شنيده و آمده بودند به تماشا، اتوميبيل های گرانبها، شيشه شکسته اين سو و آن سو رها شده بودند.

          جوانان شمال تهران که سال قبل عاشورايشان با ضبط سنج و دف و بلندگوهای بزرگ و دستگاه های صداسازشان همراه شد امسال با اتومبيل هائی آمدند که چهار بلندگوی بزرگ در بالای آن کار گذاشته شده بود و از آن غريبانه کويتی پور پخش می شد، همان نوحه آهنگينی که صدا و سيما هم گاه به ضرورت پخش می کند

          شاهدی می خواست بيهقی وار تا بنويسد حکايتی چنين و عاشورائی چنان، کس نديده! محمود دولت آبادی نويسنده نامدار کليدر که در همان لحظات بی خبر از همه جا آمده بود بيرون خانه قدمی بزند، گفت: &#171;ما که ديگر انگار از اين نسل جوان فاصله گرفته ايم. سر از کارشان در نمی آورم&#187;

          روزنامه های آخر هفته تهران که تمام صفحات خود را به شرح عاشورای کربلا اختصاص داده اند از عاشورای ميرداماد گذشتند و تنها شرق بود که گزارش با احتياطی فراهم آورد.

          علی رهبر در شرق نوشته است فرهنگ و مآب جوانانی که کاروبار هيات های جديد را بر عهده دارند رنگ ديگری به محرم می دهد و پديده ای را می سازد که در نظر آنان که سال ها هيات های قديمی و سنتی را می گرداندند خوشايند نيست اما هاله تقدسی که لاجرم بر گرد هيات های تازه می نشيند مانع نقد است حتی از سوی قديمی ترهای هياتی.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #6
            روز پنج*شنبه شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که اداره کل امور اوقاف استان گیلان تصمیم گرفته برای مبارزه با خرافه*پرستی، برخی از درختانی را که از آن*ها به عنوان درختان مقدس*نما اسم آورده قطع کنند و حجت*الاسلام اشکوری اعلام کرده ما این چوب*ها را به مصارف خیریه می*رسانیم.


            تا کنون چند اصله درخت قطع شده است؟

            آقای اشکوری اعلام کرده که ما برنامه داریم ۴۰ تا از این درخت*ها را قطع کنیم. اما خبری که در سایت باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صدا و سیما آمده، اعلام شده این ۴۰ پایه قطع شده است.

            امام جمعه شهر هم گفته ۵۰ پایه در استان گیلان شناسایی شده که ما دستور داده*ایم این ۵۰ پایه را قطع کنند، منتهی ما با چند تن از مسوولان ذی*ربط از جمله رییس سازمان جنگل*ها و مراتع و آبخیزداری کشور صحبت کردیم*، این*ها گفتند فعلاً دو اصله قطع شده و بقیه اصله*ها شناسایی شده و می*خواهند قطعشان کنند.

            با مدیر کل محیط زیست استان، و آقای مهندس ابوالقاسم بهرامی، رییس شورای عالی جنگل*ها و مراتع و آب*خیزداری کشور، توسط همکارانمان صحبت کردیم، این*ها به شدت اظهار تاسف کردند و گفتند نهایت تلاشمان را می*کنیم تا جلوی این فاجعه را بگیریم.


            عکس*العمل مردم در این*باره چگونه بوده است؟

            آن*چه من تا کنون اطلاع دارم، عملاً هیچ. من هم تعجب می*کنم که چگونه است مردم محلی و تشکل*های زیست محیطی تا کنون هیچ برخورد جدی و هیچ مقاومتی نکردند و هیچ بیانیه*ای در این مورد صادر نشده است.

            چیزی در حدود ۴۰۰ پایه به عنوان درختان کهنسال در کشورمان داریم این ۴۰۰ پایه بسیار واجد اهمیت*اند و در دنیا بی*نظیرند. مثلاً یک ٱرس ۳۰۰۰ ساله در خراسان داریم که هیچ جای دنیا این ٱرس را ندارد، یا یک صنوبر ۳۰۰ ساله داریم، این صنوبر ۳۰۰ ساله بی*نظیر است، حداقل ۱۰ برابر میانگین سن صنوبرهای معمولی رشد کرده و توانسته به حضور خودش در شرایط مختلف سخت آب و هوایی ادامه دهد.

            اروپایی*ها به*خصوص اکولوژیست*های اروپایی به این تعداد پایه*های کهنسالی که در کشور ما وجود دارد، رشک می*برند و حسرت این را دارند که حتی یکی از این پایه*ها در کشور خودشان باشد.

            این درختان علاوه بر این*که ذخیره ژنتیکی منحصر به *فرد را برای ما فراهم کرده*اند، یک آزمایشگاه طبیعی را هم برای ما فراهم آورده*اند تا بتوانیم با بررسی این گونه*ها و این پایه*ها وضعیت گذشته*ی کشور خودمان را از نظر زیست اقلیمی و جغرافیایی در طول چند هزار سال گذشته بررسی کنیم.

            ما پایه*هایی سه تا چهار هزار ساله در کشورمان شناسایی کردیم. متاسفانه این خطر وجود دارد که اگر این رویه باب شود و برای مبارزه با خرافه*پرستی دستور معدوم کردن درخت*ها را بدهند، ممکن است به بقیه استان*ها تسری پیدا کند و این ویژ*گی ممتازی که کشورمان دارد، یعنی حضور حداقل ۴۰۰ پایه کهنسال را از دست بدهیم.


            گویا صدا و سیما از این عمل به عنوان یک عمل شایسته نام برده است.

            بله، این باعث تاسف است. خبر را در بخش خبری بیست و سی شبکه دو شنیدم و از طرف مدیر کل اوقاف استان گیلان این عمل را به عنوان یک عمل قابل دفاع و مبارزه*ی اصولی با خرافه*پرستی مطرح کرد.

            در صورتی*که برای مبارزه با خرافه*پرستی باید به ریشه*ها بپردازیم. درخت یک ابزار است، باید دید چرا مردم حاجت*های خودشان را از یک درخت می*خواهند.

            به نظر من، سوای این مسأله، درخت مقدس است، یعنی درختی که می*تواند با حضور و فتوسنتز،* حیات را در کره زمین دوام ببخشد، یک موجود بسیار مفیدی است که اگر حفظش کنیم و از آن مواظبت کنیم، نه فقط به نسل حاضر که به نسل آینده و به ارتقای کیفیت زندگی هم کمک می*کنیم.
            یک دلیل مهم *که پایه*های کهنسال تا کنون در کشور ما دوام آورده*اند، همین نگاه تقدس*مآبانه*ای بوده که مردم به آن*ها داشته*اند و حرمت این درختان را حفظ کرده*اند.


            اغلب هم می*بینیم که این درختان در کنار امامزاده*ها حضور دارند، پس این یک ویژ*گی مثبت است. باید این ویژگی را قدر بدانیم، و این مساله را که درخت باید مقدس باشد تقویت کنیم.

            وقتی* پیامبر اسلام می*گوید شکستن شاخه*ی درخت مانند شکستن بال ملائک است، بر این تاکید کرده که درخت آن*قدر ارزشمند و مقدس است که شکستن شاخه*ی درخت، همان*قدر ناراحت کننده است که شکستن بال فرشتگان.

            علاوه بر مسوولین، بیشتر انتظار دارم که تشکل*های مردم، نهاد*های زیست محیطی و مردم محلی در این حوزه*ها فعال*تر برخورد کنند، خودشان از موجودیتشان، از میراث*های طبیعی و فرهنگی*شان دفاع کنند.

            امروز به وسیله همکارانمان با سازمان میراث فرهنگی و گردش*گری تماس گرفتیم، چون تا کنون چند تا از این درخت*ها ثبت ملی شده است.
            با سازمان جنگل و مراتع، موسسه تحقیقات جنگل و مراتع و سازمان حفاظت محیط زیست و بخش*های مختلف صحبت کردیم.

            جالب است که اغلب این مدیران و دوستان از این قضیه اظهار ناراحتی کردند. منتهی اگر مردم محلی به موقع عکس*العمل نشان می*دادند، هوشیارانه عمل می*کردند چنین فاجعه*ای اتفاق نمی*افتاد. اگر این هوشیاری وجود داشته باشد، می*توانیم مطمئن* باشیم که از تکرار چنین فجایعی در آینده ایمن هستیم.

            اگر مردم حساسیت به خرج ندهند و همه را به مسوولیت بخش دولتی واگذار کنند*، با توجه به این*که سیستم*های اداری در ساعت اداری فعالیت می*کنند، هر نوع اتفاقی ممکن است در طبیعت ما بیافتد.

            آرزویم این است که مردم به عنوان اصلی*ترین سنگربان طبیعت ایران وارد عمل شوند و از این مواهب طبیعی و ناب سرزمین مادری حفاظت کنند.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #7
              بيش از 50 قمه زن در خميني شهر دستگير شدند

              سرتيپ احمد رضا رادان در گفتگو با خبرنگار مهربا اعلام اين خبر گفت : بر اساس قوانين برپايي مراسم قمه زني در كشور ممنوع است و درهمين رابطه عده اي در شهرستان خميني شهر اقدام به راه اندازي چنين مراسمي كرده بودند و پليس بر حسب وظيفه قانوني با برگزاركنندگان اين مراسم برخورد مي كند.

              اين در حالي است كه برخي از منابع خبري محلي با انتشار اخبار ضد و نقيض از تجمع عده اي از متخلفين كه مراسم قمه زني آنها توسط نيروهاي پليس در روزهاي گذشته ملغي شده بود از درگيري ميان اين جماعت فرصت طلب و نيروهاي انتظامي خبر داده اند.

              بر اساس گزارشهاي تائيد نشده اين عده پس از شكستن شيشه هاي فرمانداري خميني شهر وارد ساختمان آن شدند و با ماموران نيروي انتظامي درگير شدند كه اين درگيري با دخالت يگان ويژه پايان يافت.

              اين گزارشها از كشته شدن يك نفر در اين درگيريها به دليل شدت خونريزي در بيمارستان الزهراء اين شهرستان خبر مي دهند.

              جانشين فرمانده نيروي انتظامي كشور درباره اين حادثه به خبرنگار مهر گفت: در در گيري كه بين اين افراد و پليس به وجود آمد تعدادي از ماموران نيروي انتظامي زخمي و يك نفر از مردم كشته شد و در تحقيقات پليس مشخص شد فرد كشته شده بر اثر شليك گلوله از تفنگ شكاري به قتل رسيده است و احتمال دارد فرد يا افرادي براي تحريك احساسات مردم و سوء استفاده از دست به چنين اقدامي زده باشند كه البته تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.

              سرتيپ رادان افزود : هم اكنون تعداد 50 نفر از افرادي كه با پليس درگير و قصد قمه زني داشتند دستگير شده اند و تمامي آنها براي تحقيقات تكميلي به مقامات قضائي معرفي شده اند.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #8
                رجبي :

                وجود يا عدم وجود حضرت رقيه (س) به طور قطعي و مسلّم رد نشده است

                محمدحسين رجبي در پاسخ به اين سؤال خبرنگار فرهنگي باشگاه خبري فارس «توانا»، كه آيا وجود دختر سه ساله*اي به نام رقيه براي امام حسين (ع) سنديت دارد يا خير، گفت: به طور قاطع نمي*شود گفت نبوده است و نمي*توان به همان جديت هم گفت وجود داشته است.
                رجبي با اشاره به اينكه در هيچ يك از منابع معتبر تاريخي و مقاتل چنين موردي ديده نمي*شود، گفت: وجود رقيه در مقاتلي همچون خوارزمي و ابي مخنف، تاريخ طبري، فتوح ابن اعصم كوفي و لهوف سيد ابن طاووس كه از اعتبار بالايي برخوردار است ديده نمي*شود.
                اين استاد دانشگاه ادامه داد: مرحوم شيخ عباس قمي - كه در ارادت وي به اهل بيت عليهم السلام شكي نيست - در كتاب «نفس المهموم» كه در رابطه با وقايع كربلا است و نيز در «منتهي الآمال» كه بخش مهمي را به وقايع كربلا اختصاص داده است مي*گويد: من در هيچ سند معتبري راجع به حضرت رقيه چيزي نديدم اما چون شيخ صدوق آن را نقل كرده است و ايشان را قبول دارم، از قول وي آن را نقل مي*كنم.
                رجبي با ذكر اين نكته كه برخي روايات شيخ صدوق قابل رد است، گفت: درست است كه شيخ صدوق پيشواي محدثين است اما از آنجايي كه سندي ارائه نكرده است، بنابراين براي شيخ عباس قمي نيز حجيت ندارد. هر چند كه شيخ صدوق نهايت سعي خود را در جمع*آوري روايات صحيح به كار برده است اما معدود رواياتي نيز در «من لايحضره الفقيه» ايشان وجود دارد كه با سند و مدرك رد شده است. بنابراين تأييد وجود رقيه از سوي ايشان حجيت نمي*آورد.
                وي در ادامه تصريح كرد: وقتي در منابع مختلف راجع به اولاد امام حسين (ع) بحث مي*شود عموماً از 2 دختر به نام*هاي سكينه و رقيه نام برده مي*شود. به عنوان مثال شيخ مفيد - كه آرائش براي محققين حجت است - مي*گويد امام حسين (ع) دو دختر داشته است.
                اين استاد دانشگاه با اشاره به اين كه برخي منابع براي امام حسين(ع) سه دختر برشمرده*اند، گفت: اين منابع به سه دختر اشاره كرده*اند اما تنها از دو نفر نام برده*اند و اين خود جاي سوال دارد. با اين حال، با شرط اينكه اين روايات مستند و صحيح باشند، با اندكي مسامحه و اغماض مي*توان گفت دختر سوم همان رقيه است.
                محمد حسين رجبي در پايان تصريح كرد: در كل اگر بخواهيم يك جمع*بندي در اين مسأله داشته باشيم بايد گفت وجود يا عدم وجود رقيه به طور قطعي و مسلّم رد نشده است. همچنان كه شهيد مطهري نيز در حماسه حسيني(ع) اين مورد را ساقط شده نمي*داند.


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #9

                  iran

                  Comment

                  Working...