Lailatol Ghadr ( Shabe Ghadr )

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Lailatol Ghadr ( Shabe Ghadr )



    ليلة القدر در نگاه علامه طباطبايى (رحمة الله)

    نويسنده:‌ حسين ملانورى



    اشاره: مهم‏ترين مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه هماره مورد توجه مؤمنين بوده و خواهد بود. آنچه در پيش روى داريد بحثى پيرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبايى رحمه الله در تفسير شريف الميزان است كه در دو سوره «قدر» و «دخان‏» مطرح گرديده است. اميد كه مورد توجه واقع شده و راهنماى خوبى براى معرفى اين شب در شب‏هاى احياء باشد.







    شب قدر يعنى چه؟

    مراد از قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است و شب قدر شب اندازه‏گيرى است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير مى‏كند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسان‌ها و امورى از اين قبيل را در اين شب مقدر مى‏گرداند.



    شب قدر كدام شب است؟

    در قرآن كريم آيه‏اى كه به صراحت‏ بيان كند شب قدر چه شبى است ديده نمى‏شود. ولى از جمع‏بندى چند آيه از قرآن كريم مى‏توان فهميد كه شب قدر يكى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان است. قرآن كريم از يك سو مى‏فرمايد: «انا انزلناه فى ليلة مباركة‏» (1) . اين آيه گوياى اين مطلب است كه قرآن يكپارچه در يك شب مبارك نازل شده است و از سوى ديگر مى‏فرمايد: «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن‏» (2). و گوياى اين است كه تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مى‏فرمايد: «انا انزلناه فى ليلة القدر» (3). از مجموع اين آيات استفاده مى‏شود كه قرآن كريم در يك شب مبارك در ماه رمضان كه همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اينكه كدام يك از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن كريم چيزى بر آن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مى‏توان آن شب را معين كرد.

    در بعضى از روايات منقول از ائمه اطهار عليهم‌السلام شب قدر مردد بين نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان است و در برخى ديگر از آنها مردد بين شب بيست و يكم و بيست و سوم و در روايات ديگرى متعين در شب بيست و سوم است(4). و عدم تعين يك شب به جهت تعظيم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند.

    پس از ديدگاه روايات ائمه اهل بيت عليهم‌السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و يكى از سه شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم است. اما روايات منقول از طرق اهل سنت‏ به طور عجيبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نيستند ولى معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم ماه رمضان. شب قدر است(5) و در آن شب قرآن نازل شده است.



    تكرار شب قدر در هر سال

    شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى كه قرآن در آن نازل شد نيست ‏بلكه با تكرار سال‌ها، آن شب نيز تكرار مى‏شود. يعنى در هر ماه رمضان شب قدرى است كه در آن شب امور سال آينده تقدير مى‏شود. دليل بر اين امر اين است كه:

    اولا: نزول قرآن بطور يكپارچه در يكى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممكن است ولى تعيين حوادث تمامى قرون گذشته و آينده در آن شب بى‏معنى است.

    ثانيا: كلمه «يفرق‏» در آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم‏» (6) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مى‏رساند و نيز كلمه «تنزل‏» در كريمه «تنزل الملئكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر»(7) به دليل مضارع بودنش دلالت‏بر استمرار دارد.

    ثالثا: از ظاهر جمله «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن‏» ( چنين برمى‏آيد كه مادامى كه ماه رمضان تكرار مى‏شود آن شب نيز تكرار مى‏شود. پس شب قدر منحصر در يك شب نيست‏ بلكه در هر سال در ماه رمضان تكرار مى‏شود.

    در اين خصوص در تفسير برهان از شيخ طوسى از ابوذر روايت‏شده كه گفت: به رسول خدا صلي‌الله عليه و آله عرض كردم يا رسول‌الله آيا شب قدر شبى است كه در عهد انبياء بوده و امر به آنان نازل مى‏شده و چون از دنيا مى‏رفتند نزول امر در آن شب تعطيل مى‏شده است؟ فرمود: «نه بلكه شب قدر تا قيامت هست‏» (9)



    عظمت‏شب قدر

    در سوره قدر مى‏خوانيم: «انا انزلناه فى ليلة القدر و ما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر» . خداوند متعال براى بيان عظمت ‏شب قدر با اين كه ممكن بود بفرمايد: «وما ادريك ما هى هى خير من الف شهر» يعنى با اين كه مى‏توانست در آيه دوم و سوم به جاى كلمه «ليلة القدر» ضمير بياورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت اين شب دلالت كند. و با آيه «ليلة القدر خير من الف شهر» عظمت اين شب را بيان كرد به اين كه اين شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن اين شب از هزار ماه، بهتر بودن از حيث فضيلت عبادت است. چه اين كه مناسب با غرض قرآن نيز چنين است. چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به خدا نزديك و به وسيله عبادت زنده كند. و احياء يا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.

    از امام صادق عليه‌السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ (با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است).

    حضرت فرمود: «عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد.» (10)



    وقايع شب قدر:



    1- نزول قرآن

    ظاهر آيه شريفه «انا انزلناه فى ليلة القدر» اين است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبير به انزال كرده كه ظهور در يكپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزيل كه ظاهر در نزول تدريجى است.



    قرآن كريم به دو گونه نازل شده است:

    1- نزول يكباره در يك شب معين.

    2- نزول تدريجى در طول بيست و سه سال نبوت پيامبر اكرم (ص) .



    آياتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مكث ونزلناه تنزيلا» (11) نزول تدريجى قرآن را بيان مى‏كند.

    در نزول دفعى (و يكپارچه)، قرآن كريم كه مركب از سوره‏ها و آيات است ‏يك دفعه نازل نشده است ‏بلكه بصورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آياتى كه درباره وقايع شخصى و حوادث جزيى نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنين آياتى درست در نمى‏آيد مگر اينكه زمان و مكانش و واقعه‏اى كه درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طورى كه اگر از آن زمان‏ها و مكان‏ها و وقايع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن يك باره نازل شده، قهرا موارد آن آيات حذف مى‏شود و ديگر بر آنها تطبيق نمى‏كنند، پس قرآن به همين هيئت كه هست دو بار نازل نشده بلكه بين دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصيل است. همان اجمال و تفصيلى كه در آيه شريفه «كتاب احكمت اياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير» (12) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن كريم به صورت اجمال و يكپارچه بر پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله نازل شد و در طول بيست و سه سال به تفصيل و به تدريج و آيه به آيه نازل گرديد.



    2- تقدير امور

    خداوند متعال در شب قدر حوادث يك سال آينده را از قبيل مرگ و زندگى، وسعت ‏يا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خير و شر، طاعت و معصيت و... تقدير مى‏كند.

    در آيه شريفه «انا انزلناه فى ليلة القدر» (13) كلمه «قدر» دلالت ‏بر تقدير و اندازه‏گيرى دارد و آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم‏»(14) كه در وصف شب قدر نازل شده است ‏بر تقدير دلالت مى‏كند. چون كلمه «فرق‏» به معناى جداسازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است. و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه‏گيرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله‏اند، يكى اجمال و ابهام و ديگرى تفصيل. و شب قدر به طورى كه از آيه «فيها يفرق كل امر حكيم‏» بر مى‏آيد شبى است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصيل بيرون مى‏آيند.



    3- نزول ملائكة و روح

    بر اساس آيه شريفه «تنزل الملئكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر»(15)، ملائكة و روح در اين شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند. مراد از روح آن روحى است كه از عالم امر است و خداى متعال درباره‏اش فرموده است «قل الروح من امر ربى‏»(16). در اين كه مراد از امر چيست؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسير شريف‌الميزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث‏ به دو روايت در مورد نزول ملائكة و اينكه روح چيست ‏بسنده مى‏شود.

    الف: پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائكه‏اى كه ساكن در «سدرة المنتهى‏» هستند و جبرئيل يكى از ايشان است نازل مى‏شوند در حالى كه جبرئيل به اتفاق سايرين پرچم‏هايى را به همراه دارند.

    يك پرچم بالاى قبر من، و يكى بر بالاى بيت‌المقدس و پرچمى در مسجدالحرام و پرچمى بر طور سينا نصب مى‏كنند و هيچ مؤمن و مؤمنه‏اى در اين نقاط نمى‏ماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام مى‏كند، مگر كسى كه دائم‌الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت‏ خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد (17).

    ب: از امام صادق عليه‌السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئيل بزرگتر است و جبرئيل از سنخ ملائكة است و روح از آن سنخ نيست مگر نمى‏بينى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئكة والروح‏» پس معلوم مى‏شود روح غير از ملائكة است(1.



    4- سلام و امنيت:

    قرآن كريم در بيان اين ويژگى شب قدر مى‏فرمايد: «سلام هى حتى مطلع الفجر»(19). كلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى‏» اشاره به اين مطلب دارد كه عنايت الهى تعلق گرفته است‏ به اين كه رحمتش شامل همه آن بندگان بشود كه به سوى او روى مى‏آورند و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به اين معنا كه عذابى جديد نفرستد. و لازمه اين معنا اين است كه در اين شب كيد شيطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانكه در بعضى از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است.

    البته بعضى از مفسرين گفته‏اند: مراد از كلمه «سلام‏» اين است كه در شب قدر ملائكة از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مى‏دهند.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2
    شب قدر و اجابت دعا




    بنا بر روايات و ظاهر آيات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا لي الله عليه و آله نيست و فرشتگان در شب قدر مقدرات يك سال را نزد «ولي مطلق زمان » مي*آورند و بر او عرضه مي*كنند. اين واقعيت از روز نخستين خلقت بوده است و تا قيامت هم ادامه دارد.



    امام علي غليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت*ها) فرو فرستاده مي*شود، پس از درگذشت پيامبر نيز اين شب صاحباني دارد.»

    شب قدر، بزرگترين، شريف*ترين، پر ارج*ترين و پر رمز و رازترين شب*ها در گردونه زمان است كه قلم*ها در وصفش مي*شكنند و زبان*ها در توصيفش قاصر و عقل و تدبيرها در فهم آن مبهوت و متحير مي*مانند.

    شبي كه به فرموده امام صادق عليه السلام قلب رمضان به شمار مي*آيد. بهترين شب سال، شب قدر است كه خداوند در قرآن كريم آن را شبي پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه بيان مي*كند.

    آيا به راستي بركتي بالاتر از اين هست كه يك شب هم تراز هزار ماه يعني 30 هزار شب يا 83 سال و 4 ماه قرار گيرد؟

    چرا اين شب «شب قدر» ناميده شده است؟ چه اسراري در آن نهفته و چه وقايع و حوادثي در آن رخ داده و مي*دهد؟

    مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم دين درباره نامگذاري اين شب به «شب قدر» مطالب و دلايل زيادي آورده*اند.

    شب قدر يعني شب بزرگ و باعظمت، زيرا در قرآن كريم «قدر» به معناي منزلت و بزرگي خدا آمده است. (حج /74)

    همه مقدرات بندگان نيز در طول سال در اين شب رقم مي*خورد. (دخان /4)

    همچنان كه امام رضا عليه السلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را از اين سال تا سال بعد پيش خواهد آمد مقدر مي*فرمايد از زندگي يا مرگ، از خوب يا بد يا روزي، پس آنچه خداوند در اين شب مقرر فرمود، وقوع آن حتمي خواهد بود.»

    البته اين امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مساله اختيار ندارد زيرا تقدير الهي به وسيله فرشتگان طبق شايستگي*ها و لياقت*هاي افراد و ميزان ايمان و تقوا و پاكي نيت و اعمال آنهاست.

    بدون شك مفاهيمي چون وعده و وعيد، انذار و بشارت، كيفر و پاداش در قرآن و روايات بدون اراده و اختيار انسان بي معنا خواهد بود.

    حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوه*هايي از حضور اراده و اختيار انسان است. بزرگترين اشتباه درباره حقيقت مشيت الهي اين است كه گروهي خود را صاحب همه چيز مي*دانند و تصور مي*كنند خداوند به صورت مطلق همه كارها را به بندگان خود واگذار كرده است؛ پس نه ثواب و عقاب در كار است و نه مسووليت و اخلاق.

    گروهي ديگر نيز فكر مي*كنند انسان موجودي مجبور است كه هيچ اختيار و آزادي ندارد و همه چيز توسط قضا و قدر تعيين مي*شود.

    در حالي كه حقيقت امري ميان اين دو نظر است يعني نه جبر قضا و قدر و نه واگذاري مطلق به بندگان، چرا كه بعضي از كارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام مي*دهيم مثل خوردن*، آشاميدن*، رفتن*، آمدن و ... و در بعضي ديگر از كارها همچون به دنيا آمدن، از دنيا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نيست.

    در شب قدر فرشتگان بسياري به زمين مي*آيند به طوري كه زمين بر آنها تنگ مي*شود، لذا آن را «شب قدر» ناميده*اند زيرا يكي از معاني «قدر» به معناي ضيق و تنگ است (اطلاق /7) و در اين شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسيله فرشته صاحب قدر بر پيامبر صلي الله عليه و آله نازل شد.

    پنهان بودن شب قدر

    شب قدر در طول سال بيش از يك شب نيست و آن شب نيز در ماه مبارك رمضان واقع شده است. اين مساله، مورد قبول همه مسلمانان است كه هيچ گونه شك و ترديدي در آن وجود ندارد؛ زيرا از سويي خداوند در قرآن مي*فرمايد: «ماه رمضان ماهي است كه قرآن در آن نازل شده است.» (بقره /185)

    و از سوي ديگر در آيه اول سوره قدر مي*خوانيم «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستاديم.» از همراه كردن اين دو آيه مباركه به يكديگر چنين نتيجه*گيري مي*شود كه شب قدر خارج از ماه مبارك رمضان نيست و حتما در اين ماه قرار دارد.

    بنابر روايات اسلامي خداوند اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده است تا مومنان به همه دعاها روي آورند. همان گونه كه وقت مرگ را پنهان كرده است تا مردم در همه حال پذيراي آن باشند.

    وقت قيامت و ظهور امام زمان (عج) را نيز مخفي كرده تا اهل معصيت آنها را دستاويزي براي نيل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل مومنان در همه حال مراقبت بيشتري از خود نشان دهند. بر همين مبنا شب قدر مخفي است و زمان دقيق آن مشخص نيست.

    امام علي عليه السلام دليل مخفي بودن شب قدر را در اين مي*داند كه مومنان شب*هاي بيشتري را قدر بدانند و به آرزوي درك فضيلت آن به كارهاي نيك و عبادت بيشتري پرداخته و از معاصي و زشتي*ها دوري گزينند و در پرستش خداوند تلاش بيشتري نمايند.

    از سوي ديگر شب قدر بايستي مخفي باشد زيرا اگر شب خاصي معين مي*شد، برخي افراد بر اثر توفيق شب زنده*داري و احيائ آن به عُجب و غرور مبتلا مي*شدند اما هنگامي كه زمان آن معين نباشد، بر اثر مواظبت بيشتر، ملكات فاضله در نفس*شان راسخ*تر مي*شود و در نتيجه از بركات و فيوضات بيشتري در اين شب*ها بهره*مند مي*شوند.

    اگر اين شب معلوم بود، حرمت و عظمت درخورشان را نداشت، زيرا مردم همواره براي هر چه كه از ديد آنها مخفي است، احترام بيشتري قائلند.


    فضايل شب قدر

    بي*ترديد شب قدر از شب*هاي با عظمت و با اهميت سال است و دليل فضيلت اين شب بر ساير شب*ها به اعتبار اموري است كه در اين شب محقق مي*شود.

    - شب آمرزش گناهان: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در تفسير سوره «قدر» فرمودند: «هر كس شب قدر را احيا بدارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامي گناهانش آمرزيده مي*شود.»

    - قلب رمضان: امام صادق عليه السلام فرمودند: «از كتاب خدا استفاده مي*شود كه شماره ماه*هاي سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماه*ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان ليلة القدر است.»

    - بهتر از هزار ماه: در فرهنگ غني اسلام، همه چيز را با معيارهاي الهي مي*سنجند و بر همين اساس قرآن در مورد اين شب مي*فرمايد: «ليلة القدر خير من الف شهر» در دعاي 44 صحيفه سجاديه نيز مي*خوانيم: «(عبادت و بندگي در) شبي از شب*هاي آن را بر (عبادت در) شب*هاي هزار ماه قرار داد (چون خيرات و بركات و سودهاي ديني و دنيوي در آن است ) و آن را شب قدر ناميد.»

    - نزول قرآن در اين شب: طبق روايات موجود، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است. اين نزول دفعي و يكباره قرآن است اما نزول تدريجي و تفصيلي قرآن طي بيست و سه سال دوران نبوت پيامبر گرامي به صورت الفاظ نازل شده است.

    از ديگر فضايل اين شب نامگذاري يكي از سوره*هاي قرآن به نام «قدر» است و اين خود گوياي فضيلت و اهميت اين شب است. اين شب، شب مباركي است زيرا خدا مي*فرمايد: و قرآن كه بهترين خيرات و بركات است در اين شب مبارك نازل شده است. (دخان /3)

    نزول ملائكه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. چنان كه امام باقر عليه السلام نيز فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبيل نماز و زكات و انواع كارهاي خوب بهتر است از عمل در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد.» شب قدر سراسر خير و سلامت است و از هر امر ناپسندي به دور است و اين خود نيز نشان شرافت آن بر هزار ماه است.


    حضرت مهدي(عج)، صاحب شب قدر

    بنا بر روايات و ظاهر آيات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا لي الله عليه و آله نيست و فرشتگان در شب قدر مقدرات يك سال را نزد «ولي مطلق زمان » مي*آورند و بر او عرضه مي*كنند. اين واقعيت از روز نخستين خلقت بوده است و تا قيامت هم ادامه دارد.

    از سويي نيز بنابر روايات زمين از نخستين روز خلقت تا آخر فناي دنيا بي*حجت نخواهد بود چنان كه امام علي عليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت*ها) فرو فرستاده مي*شود، پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز اين شب صاحباني دارد.»

    حجت خدا در زمين در زمان حاضر وجود مقدس و مبارك حضرت مهدي(عج) است و اوست كه حجت خدا و وصي اوصيا و خليفه رسول خدا و معصوم از هر گناه و پليدي است و لذا صاحب شب قدر است.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3
      قرآن و شب قدر


      ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم.




      در برخي از احاديث آمده است كه راوي به امام جعفر صادق عليه السلام مي*گويد:

      درباره شب قدر، به من اطلاعاتي بدهيد! آيا اين شب، فقط در روزگاران گذشته] مثلا روزگار حيات پيامبر صلي الله عليه و آله[ بوده است ]و اكنون ديگر نيست[، يا اين كه شب قدر، در هر سال، هست؟ امام مي*فرمايد: "لو رفعت ليلة القدر، لرفع القرآن" – اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نيز بر مي*دارند.(1)

      اين بيان امام صادق عليه السلام اشاره است به فلسفه غايي نزول انسان به زمين. جهان ارضي، از آن رو منزلگاه انسان قرار داده شد، تا انسان در اين منزلگاه، آزمايش شود، و كامل و ناقص، و سعيد و شقي، از هم باز شناخته آيد، و سرانجام، انسان به حركت تكاملي و كمالي بپردازد، و به سوي خدا برود. اين امر مستلزم برقرار بودن جهان ارض است. برقرار بودن جهان ارض، مستلزم حكمت و تقدير، و اجرا و تدبير است، و اين همه مربوط به شب قدر و تنظيم امور، و حضور ولي و حجت است. پس از برقرار شدن اينها همه، كتاب شناخت و عمل لازم است. پس حكمت بقاي جهان ارضي، حركت تكاملي انسان است، در رابطه با كتاب و حجت. و چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضي است، اين است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نيز برداشته خواهد شد. و تكليفي و فعلي و حركتي باقي نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا اين دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا اين هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلي، در صورتي تكامل و كمال است، كه به پيروي از اين دو انجام يابد، و در خط تعليمي و ارشادي اين دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد – آري: "… ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا." چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضي است، اين است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نيز برداشته خواهد شد. و تكليفي و فعلي و حركتي باقي نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا اين دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا اين هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلي، در صورتي تكامل و كمال است، كه به پيروي از اين دو انجام يابد، و در خط تعليمي و ارشادي اين دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد.


      بدينگونه اين بيان امام نيز اشاره است به همان حكمت عميق، و راز عظيم وجود و ارتباط و امتزاج هدايت تكويني و هدايت تشريعي، و رابطه مستقيم "حجت صامت" – يعني: "قرآن"، با "حجت ناطق" – يعني: امام. و اين تعليم، توضيح سخن معروف پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است، در "حديث ثقلين"، كه در پيش ذكر شد. در بسياري از متون "حديث ثقلين" اين جمله نيز آمده است:

      "لن يفترقا حتي يردا علي الحوض."

      - اين دو نهاد گرانبها (كه در ميان امت مي*گذارم و مي*روم، يعني: قرآن و امام)، تا روز قيامت، كه در لب حوض كوثر، نزد من باز آيند، از يكديگر جدا نشوند.

      در پايان اين بحث، مطلب عظيم ديگري قابل اشاره است و آن مطلب، رابطه علم امام است با "شب قدر" از سويي، و با "قرآن كريم" از سويي ديگر. آيا آن چه از امور و مقدرات، در شب قدر، بر امام عرضه مي*گردد، و در مرحله تحقق و اجرا، به دست امام اجرا مي*شود، در چه ارتباطي با قرآن كريم، و آيات، و علوم و كلمات، و اسرار قرآن قرار دارد؟ اين مسئله، از نظر شناخت ابعاد گوناگون قرآن كريم، و بواطن آيات، و قدرت*هاي نهفته در آنها، اهميت بسيار دارد. خواص واقعي آيات، كه گاه در جاهايي ذكر شده است – به اين شناخت بستگي دارد، و تحقق آن خواص نيز، بيشتر، در گرو پيدا كردن علمي از اين رشته است.

      در تاييد اين موضوع، يادآوري اين امر نيز مفيد است، كه مي*بينيم نزول قرآن در شب قدر بوده است، بلكه در سوره "قدر" و سوره "دخان" نخست سخن از نزول قرآن، در اين شب رفته است، و سپس خود شب قدر و محتوي و حقايق آن بيان گشته است.

      علي و شب قدر

      امام علي عليه السلام در حديثي كه برخي از مقامات خويش را براي حارث همداني ياد مي*كند، مي*گويد: "مرا در شب قدر، همه ساله، نيرويي افزون رسد. و اين در فرزندانم كه نگهبانان دينند، چنان آمدن شب و روز، تا قيامت باقي است." (2) امام صادق عليه السلام – به نقل از پدر خويش – گويد:

      هنگامي، علي عليه السلام، سوره "انا انزلناه" را مي*خواند، كه فرزندانش، حسن و حسين، در نزد او بودند. حسين به پدرش عرض كرد: اي پدر، وقتي تو اين سوره را مي*خواني، شيريني و حلاوت ديگري از آن حس مي*شود؟ ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم. در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، فيصله مي*يابد، و تعيين مي*گردد. اين همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو مي*فرستيم.


      حضرت علي عليه السلام فرمود: اي فرزند پيامبر و اي فرزند من! من از اين سوره چيزي مي*دانم كه تو (اكنون) نمي*داني. چون اين سوره فرود آمد، جد تو پيامبر صلي الله عليه و آله مرا خواست. وقتي نزد او رفتم، سوره را خواند، آنگاه دست خويش را به روي شانه راست من نهاد و فرمود: اي برادر و وصي من، و اي ولي امت من پس از من، و اي جنگنده بي امان با دشمنان من … اين سوره، پس از من، از آن تو است، و پس از تو، از آن دو فرزند تو است. جبرئيل – كه در ميان فرشتگان او برادر من است – حوادث يك سال امت مرا (در شب قدر) به من خبر مي*دهد. پس از من اين اخبار را به تو خواهد داد. "و لها نور ساطع، في قلبك و قلوب اوصيائك الي مطلع فجر القائم" – و اين سوره، در قلب تو، و در قلب اوصياي تو، همواره، نوري تابناك خواهد افشاند، تا به هنگام طلوع سپيده دمان ظهور قائم.(3)

      ليله مباركه

      شب قدر، در قرآن كريم، علاوه بر سوره "قدر"، در سوره "دخان" نيز مطرح گشته است. در آيات آغاز اين سوره، از نزول قرآن در شب قدر، و تعيين امور بر طبق حكمت، سخن رفته است:

      "انا انزلناه في ليلة مباركه، انا كنا منذرين. فيها يفرق كل امر حكيم. امرا" من عندنا، انا كنا مرسلين."(4)

      - ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم.

      در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، فيصله مي*يابد، و تعيين مي*گردد. اين همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو مي*فرستيم.

      در اين آيات نيز، سخن از شب قدر و شب تقدير و بركت است، و سخن از نزول قرآن است، و فرود آمدن فرشتگان به امر خدا: در اين ليله مباركه، قرآن را فرستاديم. در اين شب، هر امري، بر طبق حكمت، فيصله مي*يابد، و جدا جدا تقدير و تعيين مي*شود.

      در اين آيه نيز، فعل به صورت مستقبل (يفرق) ادا شده است، و دلالت بر استمرار دارد، مي*فهماند كه اين تفريق و تحكيم امور، همواره در چنين شبي انجام مي*پذيرد.

      تنظيم امور، در طول زماني، مستلزم اجمال و تفصيل است، يعني: نخست همه امور را به طور كلي تعيين كنند، و سپس جزئيات آن را در جريان تحقق قرار دهند. فرض كنيد: شما برنامه و مخارج يك ساله خود را، همراه كارها و وظايفي كه داريد، ابتدا در نظر مي*گيريد و تعيين مي*نماييد. سپس در طول سال، بر طبق آن برنامه تعيين شده، به طور دقيق و منظم، عمل مي*كنيد. اين حقيقت كه لازمه طبيعي نظم و تنظيم است، و مربوط است به "تفريق" امور، يعني: فيصله دهي و جدا نهي يك يك امور و مسائل، در حديثي ياد شده است. در اين حديث، امام صادق عليه السلام مي*فرمايد:

      قال: "فيها يفرق كل امر حكيم" فكيف يكون حكيما، الا ما فرق … (5)

      خداوند فرموده است: "در اين شب، هر كاري استوار و با حكمت، معين مي*شود". و چگونه چيزي، استوار و با حكمت تواند بود، مگر آنچه به طور مشخص، برنامه*ريزي و تعيين شده باشد؟

      بنابراين، جريان يافتن استوار و منظم امور گوناگون در عالم، با اين همه ژرفي و پهناوري، با ميلياردها ميليارد اجزا و افراد، و با ميلياردها ميليارد قانون و ناموس چنين است كه نخست در برنامه*اي دقيق، و تقدير حكيمانه مقرر مي*گردد، و سپس در ارتباط با خليفه خدا در زمين (يعني: مجري و ناظر اجرا)، به مرحله تحقق مي*رسد. و بدينگونه، اين آيات همه دلالت دارد بر استمرار وجود "حجت خدا" در زمين. و اكنون، حجت خدا در زمين، و واسطه فيض، و ولي مطلق، و به تعبير شيخ بهاء الدين عاملي: "صاحب اسرار خدايي در اين جهان"(6)، امام موعود، قطب دوران، روح جهان، حقيقت زمان، و عدل قرآن، حضرت حجت بن الحسن المهدي است، صلوات الله و سلامه عليه. و او خود، صاحب شب قدر است، و آستان اعلاي او، محل فرود آمدن روح و فرشتگان است در شب قدر. در حديث است كه:

      مردمان، در شب قدر، در حال نمازند و دعا و مسئلت كردن از درگاه خدا و صاحب اين امر، سرگرم است به كار فرشتگاني كه نزد او فرود مي*آيند و مقدرات و امور و پرونده حوادث سال را پيش او مي*آورند … (7)
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4


        اختيار انسان و شب قدر



        آنچه از مجمــوع مباحث به دست ميــآيد اين است كه با ملاحظـه آيـات و روايـات و دريافت ها و مشاهدات، اطمينان كامل پيدا مى كنيم كه شب قدر هيچ گونه منافاتى با اختيار انسان ندارد و يقين، او در مقـدرات و سرنوشتى كه در شب قدر برايش رقم مى خورد موثر است؛ حتى مى شود گفت كه نقش اصلى را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند.




        ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند به شرح زير تقديم مى گردد:



        ?- حالات و دريافت هاى شخصى

        كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داريهاي شب قدر بهره بردارى كرده و فيض معنوى مى برند. ريشه اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود افراد بر مى گردد و اينكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات شب قدر و فضيلت هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانيم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينكه يكى از راه هاى رسيدن به اينكه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است.


        2- شناساندن شب قدر

        خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فيها من الصلاه والزكاه و انواع الخير خير من الف شهرليس فيها ليله القدر)) (1)؛ كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود. اگر كارهاى نيك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثيرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عايد بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بيان كردن اين مطلب، سود و زيانى را متوجه هيچ كس نمى كند، چه انگيزه اى در اعلام اين شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتيجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا بايد مردم در جريان آن باشند و دانستن آن چه گره اي از كار بندگان مى گشايد؟ مى دانيم كه كار بيهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسنديده نيست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمين كه هيچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى شود، اين است كه بنده سرنوشت و مقدرات خويش را به قرآن پيوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خويش قرار بدهد،اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است واگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.


        ?- اجماع و سيره مسلمانان

        مى دانيم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهميت شب قدر و احياى آن تاكيد فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب، اهتمام مى ورزند. نقل شده كه يكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اينكه شب قدر را درك كند، يك سال تمام يعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى كرد.(2) اين همه اقبال و توجه به تشكيل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نياز و تضرع و ابتهال، همراه گريه وزارى و استغفار، برخاسته از يك واقعيت انكارناپذير است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.


        ?- سفارش امامان دين بر احياى شب قدر حتى در حال بيمارى

        امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: ((وصل فى كل واحده منهما مئه ركعه))؛ در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان ((واحيهما ان استطعت الى النور))؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن ((واغتسل فيهما))؛ در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.
        اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب ر، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى شود. از حديث فوق، مى توان تاثير فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزيابى كرد. مى بينيم ابوبصير كه يك راوى زبردست و كار كشته در فن روايت است، با پيش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهميت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام (ع) هم، چنان بر اهميت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمايند كه رضايت نمى دهند بنده حتى اگر بيمار باشد، از نتيجه اعمال صالح خويش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثير انسان را مشخص مى كند، جمله پايانى امام (ع) است كه آن را به عنوان ريشه و علت تاكيد و تشويق بر عمل صالح بيان فرموده اند؛ آنجا كه فرمودند: ((و تقبل اعمال المومنين))؛ اعمال مومنان در شب قدر پذيرفته مى شود. (3)


        5- تشويق زياد به دعاهاى ماثور و راز و نياز

        مى دانيم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى ترين و پر محتواترين دعاهاست؛ دعاهايى مانند ((جوشن كبير))، ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ه، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مايه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعيه اى كه انسان را با دريايى از معارف آشنا مى كند. انسان با خواندن دعا از يك طرف، با ياد آورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى پايان خداى مهربان او را در كنار و دستگير خويش مى بيند و نور اميد در دلش مى درخشد و از ديگر سو، با ياد آوردن سختى هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارىهاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قيامت، شعله هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقيق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گرديده و آنچه عيش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه بايد باشد مى سنجد و زيانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى يابد و علاوه بر شك و ترديدى كه نسبت به راه و روش نا مطلوب خويش پيدا مى كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصميمى سرنوشت ساز مى گيرد و مسير زندگى اش را دگرگون مى كند. اگر هم به اين مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بيشتر مواظبت خواهد داشت؛ زيرا بيم و اميدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به يارىاش مى شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پايان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد. از گفتار فوق، اين نتيجه به دست مىآيد كه در واقع خود انسان وارد مسير سرنوشت خويش گشته و آن را تغيير مى دهد. گاهى براى پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشيند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود. بنابراين، دعا در شب هاى قدر كه يك كار اختيارى است منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همين دليل به آن سفارش اكيد شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دين و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب هاى قدر تاكيد بيشترى بر اين امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بيهوده از بزرگان سر نمى زند.


        6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر

        پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: ((من ادرك ليله القدر، فلم يغفر له فابعده الله )) (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرين بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى (ص) قابل قبول نيست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى خاصيت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمايند. ((انس بن مالك)) از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمودند(ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فيه ليله خير من الف شهر))؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخير كله))؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى نصيب مانده است. ((ولا يحرم خيرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است. روايات، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهكار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن كارها ميخوارگى يا ((دايم الخمر)) بودن و نيز آزار پدر و مادر است.


        7- شب قدر مكمل اعمال صالح

        يكى از دلايل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پيمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر اين جهان را ترك كنند. پيش از اين گفتيم كه امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه ((ليله القدر خير من الف شهر)) فرمودند: مراد اين است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روايتى نيز از امام باقر(ع) وارد شده، در پاسخ به اين پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت ديگر فلسفه شب قدر چيست؟ ايشان مى فرمايند: ((و لولا ما يضاعف الله للمومنين، لما بلغوا ولكن الله عز و جل يضاعف لهم الحسنات))؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن ها را چند برابر مى فرمايد تا كاستى هايشان جبران شود. از اين روايت و روايت قبلى به خوبى مى توان فهميد كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه يك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن يك عمل صالح با ولايت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر، عمل اختيارى صالحى است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مى شود. در روايات به پاره اى از اعمال سفارش شده كه نتيجه ويژه آن در شب قدر نهفته است.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #5



          8- نتيجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر:

          1- نماز ((انس بن مالك)) از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است.
          2- افطارى دادن با مال حلال ((ابو شي ابن حيان)) از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمودند: ((من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت عليه الملائكه و ليالى رمضان كلها و صافحه جبرائيل(ع) ليله القدر و من صافحه جبرائيل(ع) يرق قلبه و تكثر دموعه...)) (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
          3- صدقه درباره امام زين العابدين(ع) آمده است: ((كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل يوم بدرهم فيقول: لعلى اصيب ليله القدر)) (؛ در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم. ((عبدالله بن مسعود)) روايت مى كند كه شبى رسول خدا(ص) از نماز عشا فارغ شد، مردى از ميان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غريبم و بر هيچ چيز قدرت ندارم. مرا طعامى دهيد. رسول خدا گفت: اى فقير، ذكر غريب مكن كه دل مرا اندوهگين ساختى. بعد از آن فرمودند: غريبان چهار قسمتند: 1- مسجدى كه در ميان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند. 2- مصحفى و قرآنى كه در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند. 3- عالمى كه در ميان جماعتى باشد و ايشان تفقد وى نكنند و از او مسايل دينى سوال نكنند. 4- اسيران اهل اسلام كه در ميان كفار باشند، پس فرمود: كيست كه موونه و غذاى اين مرد را كفايت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على(ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا(س) رفت و گفت: اى دختر رسول خد، در كار اين ميهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسين گرسنه اند و شما روزه داريد و آن طعام يك نفر را بيشتر كفايت نمى كند. على(ع) فرمود: آن را حاضر كن.
          فاطمه(س) طعام را پيش آورد. حضرت امير آن طعام را پيش ميهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از اين طعام بخورم ميهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت ميهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه(س) را گفت در روشن كردن چراغ ديگر تعلل كن تا ميهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى خورد. و چون ميهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه(س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. اميرالمومنين فرمود: اى فقير، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سير شدم؛ پس على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسين(ع) و فضه و همسايگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)

          4- شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند: ((من احيا ليله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله)) (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
          5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند: ((من اغتسل ليله القدر و احياها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه)) (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزيده مى شود. رواياتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش ه، مانند دور شدن عذاب دوز كه در حديث پيامبر اكرم(ص) ذكر شده بود، نتيجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اينكه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد، كافى باشد، ولى براى تكميل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعيين سرنوشت خويش است را مطرح مى كنيم. اين بحث تكميلى را در دو بخش انجام مى دهيم:

          1-عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان. 2-عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.
          1- پاداش ها در ماه مبارك رمضان

          امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذيرفته و كارهاى زشت بخشيده شده است. خواندن يك آيه قرآن در اين ماه، برابر با يك ختم قرآن در ماه هاى ديگر است. كسى كه برادر خود را با يك لبخند شاد كند، در روز واپسين خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در اين ماه يارى كند، خداوند در روزى كه قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگيرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هركس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قيامت بر وى خشم نكند. هركس درمانده اى را فريادرسى كند، خداوند در روز قيامت وى را از رسوايى بزرگ ايمن گرداند و رسوايش نكند. كسى كه ستمديده اى را يارى كند، خداوند او را در دني، در مقابل دشمنانش يارى كرده و در روز قيامت نيز، در موقف حساب و ميزان ياريش فرمايد. (12) و در روايت ديگر امام صادق(ع) از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به ديگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى كند. (13) دو روايت بالا ارتباط محكم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسيم سيماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.
          2- پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آيات و روايات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتيجه كار بنده دانسته، يا عمل او را تنها عامل معرفى كرده اند.
          نمونه اى از اين آيات و روايات: ((ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم))(14)؛ در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمى دهد، تا آنان حال خود را تغيير دهند. ((ظهر الفساد فى البر والبحر بما كسبت ايدى الناس ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلهم يرجعون)) (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دريا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشانند، باشد كه باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت ((ابن حبان)) و ((حاكم)) از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدير و سرنوشت ها را دگرگون مى كند و تنها نيكى است كه مايه افزايش عمر مى گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم مي ماند.
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #6
            جستجوي " قدر" در شبي به قدرِ هستي




            در شب قدر است كه به تقدير محبوب، آدميزادگان به تشنگي وافر جان خود واقف مي شوند و بر آن مي شوند تا دمي به زلال جان افزاي رمضان برمند از آن تلبيس ها و تدليس هايي كه همه جانشان را در اغواي پرغرور خود به ستم فتح كرده است.


            ما اين قرآن ِعظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است)در شب قدر نازل كرديم؛ و چه كس تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد؟ شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و برتر است.در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا (بر مقام ولايت نبى و امام عصر (عج) به فرمان الهى، سرنوشت و مقدرات خلق را نازل مى گردانند؛ اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه شهود.

            معرفت به شب قدر، اسباب دريافت وسيع ترين و ژرف ترين معاني شوق آفرين وجود است. شبي كه همه رودخانه هاي مغفرت را با خود به همراه دارد و سرشار از زيباترين نجواهاي عاشقانه مخلوقات با خداوند است. انساني كه در طول سال در هياهوي بي حاصل ماده دست و پا مي زند و براي مطلق خواهي خود مطلقا حقي براي احدي قايل نيست و در بيغوله زارهاي نفس اماره آشوبگرش مي لولد در چنين شبي به بارقه وزشهاي رحماني گويي دوباره مي رويد. انگار از متن خودخواهي خود به ديگرخواهي سرك مي كشد و براي آباداني جان ويرانه اش مطالبه منجي مي كند.

            به سعي خود نتوان برد پي به گوهر مقصود

            خيال باشد كاين كار بي حواله برآيد

            در شب قدر است كه به تقدير محبوب، آدميزادگان به تشنگي وافر جان خود واقف مي شوند و بر آن مي شوند تا دمي به زلال جان افزاي رمضان برمند از آن تلبيس ها و تدليس هايي كه همه جانشان را در اغواي پرغرور خود به ستم فتح كرده است.

            شب قدر است و طي شد نامه هجر

            سلام فيه حتي مطلع الفجر

            شب قدر، شب شان و شرف است. شبي كه در ميان همه شبهاي ديگر از جايگاهي بلند مرتبه و عظيم برخوردار است

            مرحوم طبرسى [1]گويد:

            از آن روي به اين شب، قدر گفته اند كه داراى شرف و پايه اى بلند و شانى عظيم است. مثل اينكه گويند: مرد داراى قدر؛ يعنى داراى شرف و منزلت. چنان چه قرآن مى فرمايد: "و ما قدروا الله حق قدره"، يعنى عظمت و شأن خدا را آن گونه كه بايد به جا نياوردند.

            "ابوبكر وراق" گويد:

            " لان من لم يكن ذا قدر اذا احياها صار ذاقدر".

            آن شب را قدر ناميده اند، از اين روي كه انسان ها با زنده نگه داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند.

            شب قدر را بايد با همه توان و با همه جان به عاشقانه ترين گونه ممكن پاسداشت و آن را به كف آورد. احياي اين شب احياي جان است. احياي همه سرزمين هاي پرشكوفه معنويت است كه در ايام ديگرآن به تندبادهاي هرزه گرد ماديت داديم و به نسيان از آن گذشتيم. اين عزيز فياض را بايد پاسداشت و اين شبچراغ جان افروز را بايد به جان تا هنگامه سحر- همان دمي كه محقان ِفيض را بروات ِ بهشت مي دهند- روشن داشت تا به روشناي ملكوت رسيد.

            مرو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول

            ز ورد نيم شب و درس صبحگاه رسيد

            برخي عقيده دارند كه اين شب را بدان سبب قدر گفته اند كه كارهاى خدايى را در آن شب پاداشى بزرگ و گران سنگ است. شب قدر بر اين اساس شب پاداش و اجرست. شبي كه همه زارعان صداقت و همه عاشقان رفاقت با يار ازل و همه كساني كه به وضويي عاشقانه دست از تعلقات دون شستند و به نماز خلوص ايستادند در بارگاه معشوق به بار نشستن اعمال خود را مي بينند.

            شايد چو يوسفم بنوازد عزيز مصر

            پاداش محنتي كه به زندان كشيده ام

            گروهى ديگر نيز اين شب را به اين علت قدر گفته اند كه كتابى گرانبها بر پيامبرى بلند مرتبه، براى امتى بلند پايه با دستان فرشته اى گران قدر نازل شد[2]. كتابي كه راهگشاي انسان براي رسيدن به قله هاي بلند نجات گرديد و چشمه هاي پرجوشش يقين را در دل او روياند.

            سرت سبز و دلت خوش باد و جاويد

            كه خوش نقشي نمودي از خط يار

            و در قدر و منزلت ِشب قدر همين بس كه سوره مباركه "قدر" در شأن آن نازل شد.



            از زاويه*اي ديگر اگر بخواهيم به شب نوراني قدر بنگريم مي توان گفت كه يكي از معانى (قدر) ضيق و تنگى است. اين شب را از آن رو (قدر) گفته اند كه زمين به واسطه فراواني ورود و فرود فرشتگان در آن، تنگ مى شود. زمين در اين شب، سرشار از فرشتگانى است كه تا سپيده دم، هم صدا با زمينيان به احياى آن شب مى پردازند و به وظايف خويش مى رسند. در اين زمينه قرآن كريم مى فرمايد: تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر

            يكي ديگر از معاني "قدر" اندازه گيري است و بسيارى از دانشمندان اين معنا را پذيرفته اند؛ چون در اين شب، همه چيز اندازه گيرى مى شود، به آن شب قدر گفته مى شود. از جمله مقدرات اين شب، سرنوشت افراد، جامعه، حوادث و پيش آمده، مانند جنگ، زلزله، پيروزى، شكست، سعادت و شقاوت و...است. در اين شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد[3]. پس به بياني ديگر مي توان گفت كه شب قدر شب حكمت است. حكمت، به معناي مجموعه اي از معرفت هاي استدلالي و شهودي است كه ما را قادر به فهم ناديدني هاي عالم وجود مي كند.

            حكمت در لغت به معناي نوعي محكم كاري است كه درآن رخنه اي راه نداشته باشد. " حكمة به كسر حاء و بر وزن «فِعْلة» بنا شده و معناي آن نوعي از احكام و اتقان يا نوعي از امر استوار متقن است كه در آن رخنه و ضعفي مشهود نباشد و كاربرد آن قطعاً شامل معلومات عقلي حق و درست و بطلان ناپذير و دور از كذب مي شود.[4]"

            همچنين حكمت را به معناي دانايي، دانشمندي و عرفان نيز به كاربرده اند و نسبت آن را با حقيقت وارسي كردند. البته رفته رفته اين واژه مفهومي فلسفي پيدا كرد و در بحث درباره باورها، معرفت و حقيقت به كار رفت.

            واژه حكمت بيست بار در قرآن كريم تكرار شده و خداوند متعال خود را بدين صفت وصف فرموده و در اين كتاب آسماني 91 بار از آن تمجيد كرده است.

            صفت فوق 36 بار همراه با صفت عليم، 47 بار همراه با صفت عزيز و چهار بار با صفت خبير و يك بار همراه با صفت توّاب، حميد، علي و واسع بيان شده است.[5]



            عالمان لغوي براي واژه حكمت دو معناي بنيادين ياد كرده اند: معناي اوّل: منع و معناي دوم: استواري است. [6] ارتباط واژه فوق، با هر دو معني از آن روي است كه حكمت مانع از ناداني و زشت خويي است و همچنين بر علمي كه خالي از خلل است اطلاق مي شود.

            "اهل علم در معناي اين كلمه 29 قول بيان كرده اند كه برخي از معاني آنها نزديك به همديگر است و پاره اي از مؤلّفان، معاني بيشتري درباره اين واژه برشمرده اند. چون بناي ما بر اختصار است، مي گوييم اصل واژه، مصدر باب اِحكام است به معناي محكم كاري؛ چه در علم، چه در عمل و چه در گفتار يا در همه اين امور"[7]

            سقراط، عقيده داشت كه حكمت، بصيرت به آن حقيقتي است كه براي انسان منشأ خير است؛ و خير (خوبي) آن چيزي است كه موجب سلامت نفس مي شود. از نظر او نفس سليم آن نفسي است كه توانسته ميان ظواهر و بواطن امور هماهنگي پديد آورد.[8]

            حكمت، يعني مقدمات علمي، عملي و روحي براي نيل انسان به هدف والاي انسانيت و آنچه را كه احاديث در تفسير اين كلمه آورده اند مصداقي از مصاديق اين تعريف عام است.

            در شب قدر بر بنياد حكمت بالغه الهي مقدرات انسان رقم مي خورد.

            از حضرت امام رضا (ع)، روايت شده است كه

            (...يقدر فيها ما يكون فى السنه من خير او شر او مضره او منفعه او رزق او اجل و لذلك سميت ليلة القدر[9])

            اين شب را ليلة القدر ناميده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبيل خوبى، بدى، زيان، سود، روزى (معيشت) ولادت و مرگ در آن شب اندازه گيرى مى شود.

            امام صادق(ع)، خطاب به (ابوبصير) فرمودند:

            يا ابا محمد، يكتب وفد الحاجه فى ليلة القدر و المنايا والبلايا و الارزاق و ما يكون الى مثلها فى قابل فاطلبها فى احدى وثلاث

            اى ابو محمد، در شب قدر حاجيان مشخص شده و پيشامدها و مرگ ها و روزيها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آينده (شب قدر ديگر) رقم مى خورد؛ پس آن را در شب بيست و يكم و بيست سوم ماه جستجو كن. البته اينكه خداوند بر پايه حكمت و مصلحت، تقدير امور مى فرمايد، به شايستگى و ظرفيت و حال افراد و جوامع بستگى دارد.

            قدر، باران رحمتى است كه در جويبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جارى است. شخصيت افراد به گونه اى شكل گرفته كه بعضى از آنان توان پذيرش جريان رودى وسيع از رحمت و بركت قدر را دارند و برخى ديگر، زمينه كمترى براى جذب رحمت و عنايت دارند؛ برخى، هيچ گونه آمادگى ندارند تا آنجا كه زمينه وجودشان چون سنگى سخت و نفوذ ناپذير است. حقيقت شب قدر از نوع حقايق قرآنى است و همان طور كه قرآن شفا و درمان است، شب قدر نيز اين گونه است:

            و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه للمومنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا[10]

            قرآن غذاى سالم روح انسان هاست. اين غذاى دلپذير براى روان سالم لذت بخش است. اما اگر كسى بيمار باشد، نه تنها از اين سفره رنگين دلپذير و غذاى شفابخش بهره اى نمى برد، بلكه براى او مايه آزردگى نيز هست.

            تا دم از شام سر زلف تو هرجا بزند
            با صبا گفت و شنيدم سحري نيست كه نيست
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • golgol85
              Senior Member
              • Jan 2006
              • 4957

              #7
              migan ke 23 mah ramezoon ehtemalesh bishtareh ke shabe ghadr bashe. mah ramezoon ham dareh be payan mirese, how sad

              Comment

              • donsaeid
                Senior Member
                • Nov 2005
                • 28300

                #8
                yeah!

                i think too that it maybe 23 or 25! only god knows!

                but still i love lailatol ghadr!
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                • donsaeid
                  Senior Member
                  • Nov 2005
                  • 28300

                  #9
                  اختيار انسان و شب قدر



                  آنچه از مجمــوع مباحث به دست ميــآيد اين است كه با ملاحظـه آيـات و روايـات و دريافت ها و مشاهدات، اطمينان كامل پيدا مى كنيم كه شب قدر هيچ گونه منافاتى با اختيار انسان ندارد و يقين، او در مقـدرات و سرنوشتى كه در شب قدر برايش رقم مى خورد موثر است؛ حتى مى شود گفت كه نقش اصلى را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند.




                  ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند به شرح زير تقديم مى گردد:



                  ?- حالات و دريافت هاى شخصى

                  كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داريهاي شب قدر بهره بردارى كرده و فيض معنوى مى برند. ريشه اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود افراد بر مى گردد و اينكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات شب قدر و فضيلت هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانيم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينكه يكى از راه هاى رسيدن به اينكه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است.


                  2- شناساندن شب قدر

                  خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فيها من الصلاه والزكاه و انواع الخير خير من الف شهرليس فيها ليله القدر)) (1)؛ كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود. اگر كارهاى نيك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثيرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عايد بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بيان كردن اين مطلب، سود و زيانى را متوجه هيچ كس نمى كند، چه انگيزه اى در اعلام اين شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتيجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا بايد مردم در جريان آن باشند و دانستن آن چه گره اي از كار بندگان مى گشايد؟ مى دانيم كه كار بيهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسنديده نيست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمين كه هيچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى شود، اين است كه بنده سرنوشت و مقدرات خويش را به قرآن پيوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خويش قرار بدهد،اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است واگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.


                  ?- اجماع و سيره مسلمانان

                  مى دانيم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهميت شب قدر و احياى آن تاكيد فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب، اهتمام مى ورزند. نقل شده كه يكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اينكه شب قدر را درك كند، يك سال تمام يعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى كرد.(2) اين همه اقبال و توجه به تشكيل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نياز و تضرع و ابتهال، همراه گريه وزارى و استغفار، برخاسته از يك واقعيت انكارناپذير است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.


                  ?- سفارش امامان دين بر احياى شب قدر حتى در حال بيمارى

                  امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: ((وصل فى كل واحده منهما مئه ركعه))؛ در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان ((واحيهما ان استطعت الى النور))؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن ((واغتسل فيهما))؛ در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.
                  اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب ر، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى شود. از حديث فوق، مى توان تاثير فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزيابى كرد. مى بينيم ابوبصير كه يك راوى زبردست و كار كشته در فن روايت است، با پيش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهميت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام (ع) هم، چنان بر اهميت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمايند كه رضايت نمى دهند بنده حتى اگر بيمار باشد، از نتيجه اعمال صالح خويش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثير انسان را مشخص مى كند، جمله پايانى امام (ع) است كه آن را به عنوان ريشه و علت تاكيد و تشويق بر عمل صالح بيان فرموده اند؛ آنجا كه فرمودند: ((و تقبل اعمال المومنين))؛ اعمال مومنان در شب قدر پذيرفته مى شود. (3)


                  5- تشويق زياد به دعاهاى ماثور و راز و نياز

                  مى دانيم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى ترين و پر محتواترين دعاهاست؛ دعاهايى مانند ((جوشن كبير))، ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ه، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مايه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعيه اى كه انسان را با دريايى از معارف آشنا مى كند. انسان با خواندن دعا از يك طرف، با ياد آورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى پايان خداى مهربان او را در كنار و دستگير خويش مى بيند و نور اميد در دلش مى درخشد و از ديگر سو، با ياد آوردن سختى هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارىهاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قيامت، شعله هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقيق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گرديده و آنچه عيش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه بايد باشد مى سنجد و زيانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى يابد و علاوه بر شك و ترديدى كه نسبت به راه و روش نا مطلوب خويش پيدا مى كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصميمى سرنوشت ساز مى گيرد و مسير زندگى اش را دگرگون مى كند. اگر هم به اين مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بيشتر مواظبت خواهد داشت؛ زيرا بيم و اميدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به يارىاش مى شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پايان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد. از گفتار فوق، اين نتيجه به دست مىآيد كه در واقع خود انسان وارد مسير سرنوشت خويش گشته و آن را تغيير مى دهد. گاهى براى پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشيند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود. بنابراين، دعا در شب هاى قدر كه يك كار اختيارى است منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همين دليل به آن سفارش اكيد شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دين و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب هاى قدر تاكيد بيشترى بر اين امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بيهوده از بزرگان سر نمى زند.


                  6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر

                  پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: ((من ادرك ليله القدر، فلم يغفر له فابعده الله )) (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرين بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى (ص) قابل قبول نيست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى خاصيت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمايند. ((انس بن مالك)) از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمودند(ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فيه ليله خير من الف شهر))؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخير كله))؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى نصيب مانده است. ((ولا يحرم خيرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است. روايات، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهكار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن كارها ميخوارگى يا ((دايم الخمر)) بودن و نيز آزار پدر و مادر است.


                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment

                  • donsaeid
                    Senior Member
                    • Nov 2005
                    • 28300

                    #10
                    7- شب قدر مكمل اعمال صالح

                    يكى از دلايل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پيمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر اين جهان را ترك كنند. پيش از اين گفتيم كه امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه ((ليله القدر خير من الف شهر)) فرمودند: مراد اين است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روايتى نيز از امام باقر(ع) وارد شده، در پاسخ به اين پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت ديگر فلسفه شب قدر چيست؟ ايشان مى فرمايند: ((و لولا ما يضاعف الله للمومنين، لما بلغوا ولكن الله عز و جل يضاعف لهم الحسنات))؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن ها را چند برابر مى فرمايد تا كاستى هايشان جبران شود. از اين روايت و روايت قبلى به خوبى مى توان فهميد كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه يك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن يك عمل صالح با ولايت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر، عمل اختيارى صالحى است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مى شود. در روايات به پاره اى از اعمال سفارش شده كه نتيجه ويژه آن در شب قدر نهفته است.


                    8- نتيجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر:

                    1- نماز ((انس بن مالك)) از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است.
                    2- افطارى دادن با مال حلال ((ابو شي ابن حيان)) از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمودند: ((من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت عليه الملائكه و ليالى رمضان كلها و صافحه جبرائيل(ع) ليله القدر و من صافحه جبرائيل(ع) يرق قلبه و تكثر دموعه...)) (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
                    3- صدقه درباره امام زين العابدين(ع) آمده است: ((كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل يوم بدرهم فيقول: لعلى اصيب ليله القدر)) (؛ در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم. ((عبدالله بن مسعود)) روايت مى كند كه شبى رسول خدا(ص) از نماز عشا فارغ شد، مردى از ميان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غريبم و بر هيچ چيز قدرت ندارم. مرا طعامى دهيد. رسول خدا گفت: اى فقير، ذكر غريب مكن كه دل مرا اندوهگين ساختى. بعد از آن فرمودند: غريبان چهار قسمتند: 1- مسجدى كه در ميان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند. 2- مصحفى و قرآنى كه در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند. 3- عالمى كه در ميان جماعتى باشد و ايشان تفقد وى نكنند و از او مسايل دينى سوال نكنند. 4- اسيران اهل اسلام كه در ميان كفار باشند، پس فرمود: كيست كه موونه و غذاى اين مرد را كفايت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على(ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا(س) رفت و گفت: اى دختر رسول خد، در كار اين ميهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسين گرسنه اند و شما روزه داريد و آن طعام يك نفر را بيشتر كفايت نمى كند. على(ع) فرمود: آن را حاضر كن.
                    فاطمه(س) طعام را پيش آورد. حضرت امير آن طعام را پيش ميهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از اين طعام بخورم ميهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت ميهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه(س) را گفت در روشن كردن چراغ ديگر تعلل كن تا ميهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى خورد. و چون ميهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه(س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. اميرالمومنين فرمود: اى فقير، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سير شدم؛ پس على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسين(ع) و فضه و همسايگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9)

                    4- شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند: ((من احيا ليله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله)) (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
                    5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند: ((من اغتسل ليله القدر و احياها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه)) (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزيده مى شود. رواياتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش ه، مانند دور شدن عذاب دوز كه در حديث پيامبر اكرم(ص) ذكر شده بود، نتيجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اينكه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد، كافى باشد، ولى براى تكميل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعيين سرنوشت خويش است را مطرح مى كنيم. اين بحث تكميلى را در دو بخش انجام مى دهيم:

                    1-عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان. 2-عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.
                    1- پاداش ها در ماه مبارك رمضان

                    امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذيرفته و كارهاى زشت بخشيده شده است. خواندن يك آيه قرآن در اين ماه، برابر با يك ختم قرآن در ماه هاى ديگر است. كسى كه برادر خود را با يك لبخند شاد كند، در روز واپسين خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در اين ماه يارى كند، خداوند در روزى كه قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگيرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هركس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قيامت بر وى خشم نكند. هركس درمانده اى را فريادرسى كند، خداوند در روز قيامت وى را از رسوايى بزرگ ايمن گرداند و رسوايش نكند. كسى كه ستمديده اى را يارى كند، خداوند او را در دني، در مقابل دشمنانش يارى كرده و در روز قيامت نيز، در موقف حساب و ميزان ياريش فرمايد. (12) و در روايت ديگر امام صادق(ع) از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به ديگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى كند. (13) دو روايت بالا ارتباط محكم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسيم سيماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.
                    2- پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آيات و روايات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتيجه كار بنده دانسته، يا عمل او را تنها عامل معرفى كرده اند.
                    نمونه اى از اين آيات و روايات: ((ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم))(14)؛ در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمى دهد، تا آنان حال خود را تغيير دهند. ((ظهر الفساد فى البر والبحر بما كسبت ايدى الناس ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلهم يرجعون)) (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دريا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشانند، باشد كه باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت ((ابن حبان)) و ((حاكم)) از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدير و سرنوشت ها را دگرگون مى كند و تنها نيكى است كه مايه افزايش عمر مى گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم مي ماند.
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment

                    • donsaeid
                      Senior Member
                      • Nov 2005
                      • 28300

                      #11
                      شب قدر و اجابت دعا



                      بنا بر روايات و ظاهر آيات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا لي الله عليه و آله نيست و فرشتگان در شب قدر مقدرات يك سال را نزد «ولي مطلق زمان » مي*آورند و بر او عرضه مي*كنند. اين واقعيت از روز نخستين خلقت بوده است و تا قيامت هم ادامه دارد.



                      امام علي غليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت*ها) فرو فرستاده مي*شود، پس از درگذشت پيامبر نيز اين شب صاحباني دارد.»

                      شب قدر، بزرگترين، شريف*ترين، پر ارج*ترين و پر رمز و رازترين شب*ها در گردونه زمان است كه قلم*ها در وصفش مي*شكنند و زبان*ها در توصيفش قاصر و عقل و تدبيرها در فهم آن مبهوت و متحير مي*مانند.

                      شبي كه به فرموده امام صادق عليه السلام قلب رمضان به شمار مي*آيد. بهترين شب سال، شب قدر است كه خداوند در قرآن كريم آن را شبي پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه بيان مي*كند.

                      آيا به راستي بركتي بالاتر از اين هست كه يك شب هم تراز هزار ماه يعني 30 هزار شب يا 83 سال و 4 ماه قرار گيرد؟

                      چرا اين شب «شب قدر» ناميده شده است؟ چه اسراري در آن نهفته و چه وقايع و حوادثي در آن رخ داده و مي*دهد؟

                      مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم دين درباره نامگذاري اين شب به «شب قدر» مطالب و دلايل زيادي آورده*اند.

                      شب قدر يعني شب بزرگ و باعظمت، زيرا در قرآن كريم «قدر» به معناي منزلت و بزرگي خدا آمده است. (حج /74)

                      همه مقدرات بندگان نيز در طول سال در اين شب رقم مي*خورد. (دخان /4)

                      همچنان كه امام رضا عليه السلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را از اين سال تا سال بعد پيش خواهد آمد مقدر مي*فرمايد از زندگي يا مرگ، از خوب يا بد يا روزي، پس آنچه خداوند در اين شب مقرر فرمود، وقوع آن حتمي خواهد بود.»

                      البته اين امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مساله اختيار ندارد زيرا تقدير الهي به وسيله فرشتگان طبق شايستگي*ها و لياقت*هاي افراد و ميزان ايمان و تقوا و پاكي نيت و اعمال آنهاست.

                      بدون شك مفاهيمي چون وعده و وعيد، انذار و بشارت، كيفر و پاداش در قرآن و روايات بدون اراده و اختيار انسان بي معنا خواهد بود.

                      حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوه*هايي از حضور اراده و اختيار انسان است. بزرگترين اشتباه درباره حقيقت مشيت الهي اين است كه گروهي خود را صاحب همه چيز مي*دانند و تصور مي*كنند خداوند به صورت مطلق همه كارها را به بندگان خود واگذار كرده است؛ پس نه ثواب و عقاب در كار است و نه مسووليت و اخلاق.

                      گروهي ديگر نيز فكر مي*كنند انسان موجودي مجبور است كه هيچ اختيار و آزادي ندارد و همه چيز توسط قضا و قدر تعيين مي*شود.

                      در حالي كه حقيقت امري ميان اين دو نظر است يعني نه جبر قضا و قدر و نه واگذاري مطلق به بندگان، چرا كه بعضي از كارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام مي*دهيم مثل خوردن*، آشاميدن*، رفتن*، آمدن و ... و در بعضي ديگر از كارها همچون به دنيا آمدن، از دنيا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نيست.

                      در شب قدر فرشتگان بسياري به زمين مي*آيند به طوري كه زمين بر آنها تنگ مي*شود، لذا آن را «شب قدر» ناميده*اند زيرا يكي از معاني «قدر» به معناي ضيق و تنگ است (اطلاق /7) و در اين شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسيله فرشته صاحب قدر بر پيامبر صلي الله عليه و آله نازل شد.

                      پنهان بودن شب قدر

                      شب قدر در طول سال بيش از يك شب نيست و آن شب نيز در ماه مبارك رمضان واقع شده است. اين مساله، مورد قبول همه مسلمانان است كه هيچ گونه شك و ترديدي در آن وجود ندارد؛ زيرا از سويي خداوند در قرآن مي*فرمايد: «ماه رمضان ماهي است كه قرآن در آن نازل شده است.» (بقره /185)

                      و از سوي ديگر در آيه اول سوره قدر مي*خوانيم «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستاديم.» از همراه كردن اين دو آيه مباركه به يكديگر چنين نتيجه*گيري مي*شود كه شب قدر خارج از ماه مبارك رمضان نيست و حتما در اين ماه قرار دارد.

                      بنابر روايات اسلامي خداوند اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده است تا مومنان به همه دعاها روي آورند. همان گونه كه وقت مرگ را پنهان كرده است تا مردم در همه حال پذيراي آن باشند.

                      وقت قيامت و ظهور امام زمان (عج) را نيز مخفي كرده تا اهل معصيت آنها را دستاويزي براي نيل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل مومنان در همه حال مراقبت بيشتري از خود نشان دهند. بر همين مبنا شب قدر مخفي است و زمان دقيق آن مشخص نيست.

                      امام علي عليه السلام دليل مخفي بودن شب قدر را در اين مي*داند كه مومنان شب*هاي بيشتري را قدر بدانند و به آرزوي درك فضيلت آن به كارهاي نيك و عبادت بيشتري پرداخته و از معاصي و زشتي*ها دوري گزينند و در پرستش خداوند تلاش بيشتري نمايند.

                      از سوي ديگر شب قدر بايستي مخفي باشد زيرا اگر شب خاصي معين مي*شد، برخي افراد بر اثر توفيق شب زنده*داري و احيائ آن به عُجب و غرور مبتلا مي*شدند اما هنگامي كه زمان آن معين نباشد، بر اثر مواظبت بيشتر، ملكات فاضله در نفس*شان راسخ*تر مي*شود و در نتيجه از بركات و فيوضات بيشتري در اين شب*ها بهره*مند مي*شوند.

                      اگر اين شب معلوم بود، حرمت و عظمت درخورشان را نداشت، زيرا مردم همواره براي هر چه كه از ديد آنها مخفي است، احترام بيشتري قائلند.


                      فضايل شب قدر

                      بي*ترديد شب قدر از شب*هاي با عظمت و با اهميت سال است و دليل فضيلت اين شب بر ساير شب*ها به اعتبار اموري است كه در اين شب محقق مي*شود.

                      - شب آمرزش گناهان: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در تفسير سوره «قدر» فرمودند: «هر كس شب قدر را احيا بدارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامي گناهانش آمرزيده مي*شود.»

                      - قلب رمضان: امام صادق عليه السلام فرمودند: «از كتاب خدا استفاده مي*شود كه شماره ماه*هاي سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماه*ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان ليلة القدر است.»

                      - بهتر از هزار ماه: در فرهنگ غني اسلام، همه چيز را با معيارهاي الهي مي*سنجند و بر همين اساس قرآن در مورد اين شب مي*فرمايد: «ليلة القدر خير من الف شهر» در دعاي 44 صحيفه سجاديه نيز مي*خوانيم: «(عبادت و بندگي در) شبي از شب*هاي آن را بر (عبادت در) شب*هاي هزار ماه قرار داد (چون خيرات و بركات و سودهاي ديني و دنيوي در آن است ) و آن را شب قدر ناميد.»

                      - نزول قرآن در اين شب: طبق روايات موجود، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است. اين نزول دفعي و يكباره قرآن است اما نزول تدريجي و تفصيلي قرآن طي بيست و سه سال دوران نبوت پيامبر گرامي به صورت الفاظ نازل شده است.

                      از ديگر فضايل اين شب نامگذاري يكي از سوره*هاي قرآن به نام «قدر» است و اين خود گوياي فضيلت و اهميت اين شب است. اين شب، شب مباركي است زيرا خدا مي*فرمايد: و قرآن كه بهترين خيرات و بركات است در اين شب مبارك نازل شده است. (دخان /3)

                      نزول ملائكه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. چنان كه امام باقر عليه السلام نيز فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبيل نماز و زكات و انواع كارهاي خوب بهتر است از عمل در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد.» شب قدر سراسر خير و سلامت است و از هر امر ناپسندي به دور است و اين خود نيز نشان شرافت آن بر هزار ماه است.


                      حضرت مهدي(عج)، صاحب شب قدر

                      بنا بر روايات و ظاهر آيات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا لي الله عليه و آله نيست و فرشتگان در شب قدر مقدرات يك سال را نزد «ولي مطلق زمان » مي*آورند و بر او عرضه مي*كنند. اين واقعيت از روز نخستين خلقت بوده است و تا قيامت هم ادامه دارد.

                      از سويي نيز بنابر روايات زمين از نخستين روز خلقت تا آخر فناي دنيا بي*حجت نخواهد بود چنان كه امام علي عليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت*ها) فرو فرستاده مي*شود، پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز اين شب صاحباني دارد.»

                      حجت خدا در زمين در زمان حاضر وجود مقدس و مبارك حضرت مهدي(عج) است و اوست كه حجت خدا و وصي اوصيا و خليفه رسول خدا و معصوم از هر گناه و پليدي است و لذا صاحب شب قدر است.
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #12
                        نويسنده: محمدرضا حكيمي

                        قرآن و شب قدر



                        ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم.




                        در برخي از احاديث آمده است كه راوي به امام جعفر صادق عليه السلام مي*گويد:

                        درباره شب قدر، به من اطلاعاتي بدهيد! آيا اين شب، فقط در روزگاران گذشته] مثلا روزگار حيات پيامبر صلي الله عليه و آله[ بوده است ]و اكنون ديگر نيست[، يا اين كه شب قدر، در هر سال، هست؟ امام مي*فرمايد: "لو رفعت ليلة القدر، لرفع القرآن" – اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نيز بر مي*دارند.(1)

                        اين بيان امام صادق عليه السلام اشاره است به فلسفه غايي نزول انسان به زمين. جهان ارضي، از آن رو منزلگاه انسان قرار داده شد، تا انسان در اين منزلگاه، آزمايش شود، و كامل و ناقص، و سعيد و شقي، از هم باز شناخته آيد، و سرانجام، انسان به حركت تكاملي و كمالي بپردازد، و به سوي خدا برود. اين امر مستلزم برقرار بودن جهان ارض است. برقرار بودن جهان ارض، مستلزم حكمت و تقدير، و اجرا و تدبير است، و اين همه مربوط به شب قدر و تنظيم امور، و حضور ولي و حجت است. پس از برقرار شدن اينها همه، كتاب شناخت و عمل لازم است. پس حكمت بقاي جهان ارضي، حركت تكاملي انسان است، در رابطه با كتاب و حجت. و چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضي است، اين است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نيز برداشته خواهد شد. و تكليفي و فعلي و حركتي باقي نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا اين دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا اين هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلي، در صورتي تكامل و كمال است، كه به پيروي از اين دو انجام يابد، و در خط تعليمي و ارشادي اين دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد – آري: "… ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا." چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضي است، اين است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نيز برداشته خواهد شد. و تكليفي و فعلي و حركتي باقي نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا اين دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا اين هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلي، در صورتي تكامل و كمال است، كه به پيروي از اين دو انجام يابد، و در خط تعليمي و ارشادي اين دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد.


                        بدينگونه اين بيان امام نيز اشاره است به همان حكمت عميق، و راز عظيم وجود و ارتباط و امتزاج هدايت تكويني و هدايت تشريعي، و رابطه مستقيم "حجت صامت" – يعني: "قرآن"، با "حجت ناطق" – يعني: امام. و اين تعليم، توضيح سخن معروف پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است، در "حديث ثقلين"، كه در پيش ذكر شد. در بسياري از متون "حديث ثقلين" اين جمله نيز آمده است:

                        "لن يفترقا حتي يردا علي الحوض."

                        - اين دو نهاد گرانبها (كه در ميان امت مي*گذارم و مي*روم، يعني: قرآن و امام)، تا روز قيامت، كه در لب حوض كوثر، نزد من باز آيند، از يكديگر جدا نشوند.

                        در پايان اين بحث، مطلب عظيم ديگري قابل اشاره است و آن مطلب، رابطه علم امام است با "شب قدر" از سويي، و با "قرآن كريم" از سويي ديگر. آيا آن چه از امور و مقدرات، در شب قدر، بر امام عرضه مي*گردد، و در مرحله تحقق و اجرا، به دست امام اجرا مي*شود، در چه ارتباطي با قرآن كريم، و آيات، و علوم و كلمات، و اسرار قرآن قرار دارد؟ اين مسئله، از نظر شناخت ابعاد گوناگون قرآن كريم، و بواطن آيات، و قدرت*هاي نهفته در آنها، اهميت بسيار دارد. خواص واقعي آيات، كه گاه در جاهايي ذكر شده است – به اين شناخت بستگي دارد، و تحقق آن خواص نيز، بيشتر، در گرو پيدا كردن علمي از اين رشته است.

                        در تاييد اين موضوع، يادآوري اين امر نيز مفيد است، كه مي*بينيم نزول قرآن در شب قدر بوده است، بلكه در سوره "قدر" و سوره "دخان" نخست سخن از نزول قرآن، در اين شب رفته است، و سپس خود شب قدر و محتوي و حقايق آن بيان گشته است.

                        علي و شب قدر

                        امام علي عليه السلام در حديثي كه برخي از مقامات خويش را براي حارث همداني ياد مي*كند، مي*گويد: "مرا در شب قدر، همه ساله، نيرويي افزون رسد. و اين در فرزندانم كه نگهبانان دينند، چنان آمدن شب و روز، تا قيامت باقي است." (2) امام صادق عليه السلام – به نقل از پدر خويش – گويد:

                        هنگامي، علي عليه السلام، سوره "انا انزلناه" را مي*خواند، كه فرزندانش، حسن و حسين، در نزد او بودند. حسين به پدرش عرض كرد: اي پدر، وقتي تو اين سوره را مي*خواني، شيريني و حلاوت ديگري از آن حس مي*شود؟ ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم. در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، فيصله مي*يابد، و تعيين مي*گردد. اين همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو مي*فرستيم.


                        حضرت علي عليه السلام فرمود: اي فرزند پيامبر و اي فرزند من! من از اين سوره چيزي مي*دانم كه تو (اكنون) نمي*داني. چون اين سوره فرود آمد، جد تو پيامبر صلي الله عليه و آله مرا خواست. وقتي نزد او رفتم، سوره را خواند، آنگاه دست خويش را به روي شانه راست من نهاد و فرمود: اي برادر و وصي من، و اي ولي امت من پس از من، و اي جنگنده بي امان با دشمنان من … اين سوره، پس از من، از آن تو است، و پس از تو، از آن دو فرزند تو است. جبرئيل – كه در ميان فرشتگان او برادر من است – حوادث يك سال امت مرا (در شب قدر) به من خبر مي*دهد. پس از من اين اخبار را به تو خواهد داد. "و لها نور ساطع، في قلبك و قلوب اوصيائك الي مطلع فجر القائم" – و اين سوره، در قلب تو، و در قلب اوصياي تو، همواره، نوري تابناك خواهد افشاند، تا به هنگام طلوع سپيده دمان ظهور قائم.(3)

                        ليله مباركه

                        شب قدر، در قرآن كريم، علاوه بر سوره "قدر"، در سوره "دخان" نيز مطرح گشته است. در آيات آغاز اين سوره، از نزول قرآن در شب قدر، و تعيين امور بر طبق حكمت، سخن رفته است:

                        "انا انزلناه في ليلة مباركه، انا كنا منذرين. فيها يفرق كل امر حكيم. امرا" من عندنا، انا كنا مرسلين."(4)

                        - ما قرآن را، در شبي با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستاديم، تا خلق را بياگاهانيم و هشدار دهيم.

                        در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، فيصله مي*يابد، و تعيين مي*گردد. اين همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو مي*فرستيم.

                        در اين آيات نيز، سخن از شب قدر و شب تقدير و بركت است، و سخن از نزول قرآن است، و فرود آمدن فرشتگان به امر خدا: در اين ليله مباركه، قرآن را فرستاديم. در اين شب، هر امري، بر طبق حكمت، فيصله مي*يابد، و جدا جدا تقدير و تعيين مي*شود.

                        در اين آيه نيز، فعل به صورت مستقبل (يفرق) ادا شده است، و دلالت بر استمرار دارد، مي*فهماند كه اين تفريق و تحكيم امور، همواره در چنين شبي انجام مي*پذيرد.

                        تنظيم امور، در طول زماني، مستلزم اجمال و تفصيل است، يعني: نخست همه امور را به طور كلي تعيين كنند، و سپس جزئيات آن را در جريان تحقق قرار دهند. فرض كنيد: شما برنامه و مخارج يك ساله خود را، همراه كارها و وظايفي كه داريد، ابتدا در نظر مي*گيريد و تعيين مي*نماييد. سپس در طول سال، بر طبق آن برنامه تعيين شده، به طور دقيق و منظم، عمل مي*كنيد. اين حقيقت كه لازمه طبيعي نظم و تنظيم است، و مربوط است به "تفريق" امور، يعني: فيصله دهي و جدا نهي يك يك امور و مسائل، در حديثي ياد شده است. در اين حديث، امام صادق عليه السلام مي*فرمايد:

                        قال: "فيها يفرق كل امر حكيم" فكيف يكون حكيما، الا ما فرق … (5)

                        خداوند فرموده است: "در اين شب، هر كاري استوار و با حكمت، معين مي*شود". و چگونه چيزي، استوار و با حكمت تواند بود، مگر آنچه به طور مشخص، برنامه*ريزي و تعيين شده باشد؟

                        بنابراين، جريان يافتن استوار و منظم امور گوناگون در عالم، با اين همه ژرفي و پهناوري، با ميلياردها ميليارد اجزا و افراد، و با ميلياردها ميليارد قانون و ناموس چنين است كه نخست در برنامه*اي دقيق، و تقدير حكيمانه مقرر مي*گردد، و سپس در ارتباط با خليفه خدا در زمين (يعني: مجري و ناظر اجرا)، به مرحله تحقق مي*رسد. و بدينگونه، اين آيات همه دلالت دارد بر استمرار وجود "حجت خدا" در زمين. و اكنون، حجت خدا در زمين، و واسطه فيض، و ولي مطلق، و به تعبير شيخ بهاء الدين عاملي: "صاحب اسرار خدايي در اين جهان"(6)، امام موعود، قطب دوران، روح جهان، حقيقت زمان، و عدل قرآن، حضرت حجت بن الحسن المهدي است، صلوات الله و سلامه عليه. و او خود، صاحب شب قدر است، و آستان اعلاي او، محل فرود آمدن روح و فرشتگان است در شب قدر. در حديث است كه:

                        مردمان، در شب قدر، در حال نمازند و دعا و مسئلت كردن از درگاه خدا و صاحب اين امر، سرگرم است به كار فرشتگاني كه نزد او فرود مي*آيند و مقدرات و امور و پرونده حوادث سال را پيش او مي*آورند … (7)
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • donsaeid
                          Senior Member
                          • Nov 2005
                          • 28300

                          #13
                          شب*هاي قدر از ديدگاه اهل سنت


                          در نوشتار حاضر، فارغ از بحث تشيع، موضوعات و وجوهي از موارد مرتبط با شب قدر را، با تعاريف و گفتارهاى عالمان و مستند به كتب روايى و شروح تفسيري اهل سنت تقريرخواهيم نمود؛ بدان اميد كه اين باب گشوده شده، در پى*آمد خود تحقيقات و مباحث جامع‏تر را نيز به دنبال آورد.


                          از جمله مواردى كه در كتب روايى و آثار مفسران اهل سنت در مورد آن، اختلاف نظر وجود دارد و سرانجام اجماع عالمان اين مذهب برآن مهر خاتمت مى‏نهد، موضوع «جايگاه زمانى شب قدر» است. شب قدر، اگر چه در تواتر روايات شيعى، قطعاً از شب*هاى دهه سوم ماه مبارك رمضان شمرده مى‏شود و ترديد در آن نيز به واسطه روايات منقول از ناحيه معصومين(ع) و نيز تفاوت تفاسير روايات است، اما از اين حيث كه شبى خارج از ماه رمضان نيست، مورد اجماع كلي و قطعى است.

                          مقدمه

                          موضوع و اهميت شب قدر، همان*طور كه در ادبيات فكرى، عقيدتى و روايى شيعه جايگاه ويژه و بالايى دارد، در بين ساير فرق مسلمين نيز شأن و جايگاه خاص خود را دارد. دو فرقه و شعبه اصلى آيين اسلام، يعني مذاهب تشيع و تسنن، اگر چه در برخى موارد و موضوعات مرتبط با شب*هاى قدر و آيين‏ها و مناسك ويژه، آن، اختلاف نظرهايى دارند، اما در اهميت و جايگاه آن ترديد روا نمى‏دارند.
                          شايد اختلاف‏هاى روايي و موضوعى كه در اين نوشتار به عمده‏ترين آن*ها اشاره خواهد شد، مباحثى باشد در خور توجه و اهميت، اما مهم‏تر از همه اين مباحث، قبول بالاتفاق وجود چنين شبى است و فيض جارى*اي كه خداوند در اين شب از آسمان و به مداومت مى‏فرستد. سرچشمه اين اتفاق نظر و عقيده نيز آيات مشير به اين موضوع در قرآن كريم است و سرچشمه آن اختلاف نظرها، تأثير و تاثر اختلاف عقايد و برداشت*ها از اين آيات، كه در ميراث حديثى و روايى هر دو فرقه رسوخ يافته است.

                          در نوشتار حاضر، فارغ از بحث تشيع، موضوعات و وجوهي از موارد مرتبط با شب قدر را، با تعاريف و گفتارهاى عالمان و مستند به كتب روايى و شروح تفسيري اهل سنت تقريرخواهيم نمود؛ بدان اميد كه اين باب گشوده شده، در پى*آمد خود تحقيقات و مباحث جامع‏تر را نيز به دنبال آورد.


                          بحث نخست: زمان شب قدر
                          از جمله مواردى كه در كتب روايى و آثار مفسران اهل سنت در مورد آن، اختلاف نظر وجود دارد و سرانجام اجماع عالمان اين مذهب برآن مهر خاتمت مى‏نهد، موضوع «جايگاه زمانى شب قدر» است. شب قدر، اگر چه در تواتر روايات شيعى، قطعاً از شب*هاى دهه سوم ماه مبارك رمضان شمرده مى‏شود و ترديد در آن نيز به واسطه روايات منقول از ناحيه معصومين(ع) و نيز تفاوت تفاسير روايات است، اما از اين حيث كه شبى خارج از ماه رمضان نيست، مورد اجماع كلي و قطعى است.

                          در ميان عالمان و در ميراث روايى و تفسيرى اهل سنت، اما، ابتدا در اين خصوص و سپس در قطعى كردن جايگاه اين شب در ماه مبارك رمضان ترديد و تفاوت وجود دارد. دسته‏اى از روايات، همچون روايت مشهور «ابوحنيفه» در «شرح الازهار»، بر اين اعتقاد تاكيد مى‏كند كه شب قدر به طور قطعى و يقينى نمى‏تواند در اين دهه باشد و بلكه در تمامى ليالى سال پنهان است. روايت مذكور، كه در ضمن مسئله‏اى فقهى وارد شده، چنين است: «شب قدر، در ميان شب*هاى سال پنهان است و چنان*چه كسى طلاق همسرش را مشروط به انجام در شب قدر نمايد، بدون گذشت يكسال كامل، طلاق واقع نشده است»(ج1ـ ص57).

                          اين حكم*واره و در واقع روايت مستند، اشاره به اين معنا دارد كه جايگاه زمانى شب قدر، در حد احتمال قريب به يقين نيز نيست تا بتوان بر مبناى آن، به شكوك فروع و احتمالات نيز توجه كرد. در حقيقت، اين روايت و روايات مشابه، چون روايت «عبدالله بن مسعود» با اين مضمون كه: «تنها كسى مى‏تواند شب قدر را درك كند كه يكسال تمام شب زنده دارى كرده باشد» (درالمنثور، ج6ـ ص376)، بر موضوع پنهان بودن شب قدر به لحاظ جايگاه زمانى تاكيد دارد و اين بدان معناست كه احتمال قرار داشتن شب قدر در يكى از شب*هاى دهه آخر ماه مبارك منتفى و حداقل به لحاظ احتمال، برابر با شب*هاى ديگر سال است.

                          اين دسته از روايات منقول در منابع اهل سنت، البته از سوى دسته*اي ديگر از روايات معتبرتر، كه در نهايت به اجماع بيشتر مفسران و عالمان اهل سنت انجاميده است، مورد ترديد و انكار قرار گرفته است. اگر گشودن بابى با عنوان «باب فضيلة (فضل) ليلةالقدر» ملازم و در كنار ابواب «صوم» و «صيام» در منابع روايى اهل سنت نشانه و اشاره‏اى نزديك به موضوع قرار داشتن شب قدر در ماه رمضان و ارتباط آن با ماه صيام پنداشته نشود، روايات معتبر چندانى در اين خصوص وجود دارد كه بر موضوع فوق تاكيد دارد.

                          از «ماوردى» در «الحاوى الكبير» روايتى سراغ داريم با اين مضمون كه: «در اين كه شب قدر در دهه سوم ماه رمضان است، ترديدى بين عالمان نبايد باشد، چه، ابوذر از رسول الله روايت كرده است كه اين شب در دهه پايانى ماه رمضان است» (ص483). نيز روايت «عبدالله بن عمر» از رسول خدا(ص) كه فرموده است: «شب قدر را در دهه پايانى رمضان بجوييد» (درالمنثور، ج6ـ ص372).

                          شايد روايت «عايشه» از احوال رسول مكرم اسلام در دهه پايانى ماه رمضان را نيز تاكيدى بر اين جايگاه زمانى بتوان شمرد: «آنگاه كه دهه آخر رمضان فرا مى‏رسيد، رسول خدا شب*ها را بيدار بود و اهل و خويش خود را نيز بيدار مى‏داشت و از زنان دوري مي*جست»(المغنى، ج 3ـ ص 179) و نيز روايت »ابن عمر« از اعتكاف پيامبر در دهه پايانى ماه مبارك رمضان را كه در »صحيح مسلم« آمده است: «پيامبر دهه انجامين ماه رمضان را در اعتكاف بودند» (شرح نووي، ج8 ـ*ص 66).

                          گفته شد كه با وجود تعدد روايات دسته دوم، يعنى روايات مؤيد قرار داشتن شب قدر در ظرف زمانى ماه مبارك رمضان و به خصوص در دهه سوم اين ماه، روايات و احكام و تفاسير دسته اول از مفسران و عالمان اهل سنت مبنى بر پنهان بودن شب قدر در ليالى مجموع سال تضعيف مى‏شود؛ اما باب اختلاف بر سر تعيين جايگاه واقعى اين شب در ميان شب*هاى دهه آخر رمضان هم*چنان در ميان راويان و مفسران حديث اهل تسنن مفتوح است.

                          روايات و مباحث متعدد و متفاوتى در اين خصوص در منابع اهل سنت وارد شده است كه در يك طبقه بندى كلى به سه دسته روايات تاكيده كننده بر شب بيست و يكم، شب بيست و سوم و شب بيست و هفتم تقسيم مى‏شوند. البته روايات بسيار ضعيفي نيز مبني بر ليلةالقدر بودن شب هفدهم وجود دارد؛ ازجمله روايت «ابن عباس» در «درالمنثور» (ج6ـ ص376).

                          عمده‏ترين و بيشترين تاكيد در روايات منابع سنى، بر شب بيست و سوم حكايت دارد و البته اين تنها در منابع منعكس شده است و در عمل (امروزه) به استناد روايات مربوط به شب بيست و هفتم، اين احتمال قوى‏تر از سايرين دانسته شده و بر آن تأكيد مى‏شود و اعمال ويژه و مؤكد شب قدر نيز در ميان اهل سنت، به طور خاص در اين شب صورت مى‏پذيرد. برخى روايات وارده در منابع اهل سنت در اين زمينه را مرور مى‏نماييم:

                          در «صحيح مسلم» آمده است: «گفته شده شب بيست و سوم، شب قدر است و اين موضوع قول بسيارى صحابه و تابعين است» (ج8 ـ ص 5 و در روايتى از »ابن عمر» منقول است كه «فردى نزد پيامبر عرض كرد كه در خواب ديده است شب قدر، هفت روز مانده به پايان رمضان است و پيامبر فرمود خواب*هاى شما كه بر بيست و سوم توافق دارند صحيح*اند و هر كس خواست شب*زنده*دارى قدر را درك كند، اين شب را احياء نگهدارد» (مجمع البيان، ج10ـ ص) و نيز روايت منقول از «سعيد بن جبير» در «درالمنثور»(ج6ـ ص 373) كه مؤيد همين نظر است.

                          داستان معروف «عبدالله بن انيس جُهنى» و «شب جهنى» نيز كه به تكرار در روايات و منابع اهل سنت و شيعه نقل شده است، نيز، تاكيدى بر شب بيست و سوم ماه رمضان به عنوان شب قدر است. چكيده داستان عبدالله و «شب جهنى» چنين است: عبدالله بن انيس از تيره جهنيه كه رمه*دارى باديه نشين بود، به دليل دورى از مدينه، امكان حضور دايم در مدينه را نداشت. روزى خدمت رسول خدا رسيد و احوال خويش عرضه داشت كه به دليل بعد مسافت امكان حضور دايم در شب‏هاى رمضان و احياء نگهداشتن را در مدينه ندارد و از پيامبر خواست تا شب قدر را براى او معين كند تا در آن شب در مدينه حضور يابد و به عبادت بپردازد. پيامبر در پاسخ وى فرمود: «شب بيست و سوم ماه رمضان»(درالمنثور، ج6ـ ص 373) و از آن پس، شب بيست و سوم به عنوان شب قدر و «شب جهنى» معروف شد.
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment

                          • donsaeid
                            Senior Member
                            • Nov 2005
                            • 28300

                            #14


                            در كنار اين روايات، دسته‏اى ديگر از روايات و تفاسير اهل سنت، حكايت از «ليلة القدر» بودن شب‏هاى بيست و يكم و بيست و هفتم دارند و قول دوم از روايات اين دسته، يعنى شب قدر بودن بيست و هفتم، تقريباً پذيرفته‏تر از قول اول است؛ اگر چه با قول ليلة القدر بودن شب بيست و سوم نيز به لحاظ تعدد روايات و تفاسير سندى در برابرى است، اما به جهت اقبال خاص، امروزه شايع‏تر از ديدگاه ديگر مورد اهتمام اهل سنت است وشبى است كه بزرگ شمرده مى‏شود. البته شبهاى بيست و سوم و بيست و يكم نيز مانند آنچه در بين شيعيان متداول است، در بين اهل سنت محل اهتمام و توجه‏اند.

                            اما روايات متعددى نيز در خصوص ليلة القدر بودن شب بيست و هفتم وجود دارد كه مى‏توان با مراجعه به كتب روايى بعض تفاسير آنها را مشاهده كرد. اجمالاً تاكيد و يقينى منقول از «ابىّ بن كعب» در ضمن روايت منقول از وى در صحيح مسلم از «زرّ بن حبيش» كه مي*گويد «ابي قسم ياد كرده است شب قدر شب بيست و هفتم است، زيرا به روايت پيامبر در بامداد شب قدر خورشيد كم*رونق و كم*رمق و بدون پرتوهاى چندان طلوع مى‏كند» (ج8 ـ ص65) را اگر ضميمه كنيم به روايات ديگر مثل روايتى منقول از پيامبر(ص) توسط «عايشه» كه: «شب قدر را در شب بيست و هفتم بجوييد» و روايت*هاى مشابه ديگر، تقريباً احتمالى كه براى روايات شب بيست و سوم به دست مى‏آمد، براى اين شب نيز قابل تصور است و البته تاكيد بر اين شب از سوى اهل سنت بدون دليل ديگرى و شايد در پى*آمد عرف رايج بين عالمان و عاميان، ترجيح بلامرجحي است كه يافتن دليل براى آن حوصله بررسى متون فراوانى را آن*هم بدون اعتماد به رسيدن به نتيجه قطعى مى‏طلبد.

                            به*هرحال بين شب بيست و سوم (كه روايات معروف اهل سنت و شيعه به صورت مشترك بدان اشاره دارند) و شب بيست و هفتم، تاكيد و ترديدى خاص وجود ندارد، الا تفاوت نظرى كه بدان اشاره شد.

                            در مجموع، به نظر مى‏رسد حاصل جمع روايات و وجه غالب آن*ها و ديگر تفاسير اهل سنت، نخست بر مسئله جايگاه زمانى شب قدر در ماه مبارك رمضان و سپس در قرار داشتن اين شب در دهه سوم اتفاق دارند و وجوه ديگر با وجود تعدد و كثرت سندى و اقبال به آن*ها، به لحاظ ضعف در برابر اين دسته روايات و تفاسير منقول، معتبر نباشند.


                            بحث دوم: عموميت شب قدر
                            از جمله مباحث ديگرى كه در خصوص شب قدر مطرح است، اختصاص و عموميت زمانى شب قدر به دوره‏اى خاص، يا جريان داشتن اين باب واسعه الهى در همه دوره*هاست. از موضوعاتى كه تقريباً اتفاق نظر در مورد آن به حد اجماع و تواتر رسيده است، عموميت داشتن شب قدر در همه دوره‏ها و زمان*هاست؛ اما پاره‏اى احاديث و روايات منقول در اسناد روايى اهل سنت، كه گاه به آن*ها استدلال مى‏شود و بى طرفدار نيز نيستند، بر اين اعتقاد استوارند كه شب قدر مخصوص به دوره خاص حيات پيامبر بوده است و ديگر شب قدرى وجود ندارد. به بيان ديگر، اين شب، اختصاص به دوره‏اى خاص از زمان (دوران حيات پيامبر) داشته و قابل تكرار نيست.

                            دسته‏اى ديگر از روايات كه در بين روايات شيعه نيز مشابه آن يافت مى‏شود، برعكس، نه تنها دايره عموميت شب قدر را از دوران پيامبر تا روزگار ما وسعت مى‏دهد، بلكه آن را به قبل از آن دوره نيز سرايت مى‏دهد و اين اعتقاد را كه شب قدر از ابتداى خلقت آدم وجود داشته و بابى وسيع از ابواب رحمت الهى بوده مسلم مى‏پندارد و بر آن ابرام مى‏ورزد.
                            اكنون روايات مؤيد هر سه نظر را مرور مى‏كنيم.

                            گفتيم آن*چه مسلم است، وجود «شب قدر» به عنوان شبى متفاوت از ساير ليالى سال است؛ شبى كه اهميت آن براى همه مشخص و تأييد شده است. دسته‏اى از روايات، از جمله روايت منقول در «صحيح بخارى» و «فتح البارى» بر اين موضوع حكايت دارد كه »شب قدر از ميان رفته» و «شب مخصوصي بوده كه در زمان پيامبر وجود داشته است»(تفسير القاسمي*،ج17ـ ص 217). روايت ديگرى نيز در «صحيح بخارى» از قول «عبادة بن صامت» نقل شده با اين مضمون كه «پيامبر تصميم داشتند ما را از شب قدر به طور دقيق آگاه كنند، اما در راه دو نفر را در حال نزاع ديدند و وقتى به جمع ما وارد شدند، فرمودند به دليل همين (نزاع*ها) شب قدر از ميان شما برداشته شد»(كتاب فضل ليلة*القدر ـ باب 32). البته عده‏اى اعتقاد دارند كه اين برداشتن، قطعى نيست و تنها آگاهى از ظرف زمانى شب قدر را از بين برده است.

                            اما اين دسته از روايات با پاره‏اى از روايات و شروح ديگر در مورد اختصاصى بودن شب قدر در تضاد است. روايات دسته دوم نيز در جمع روايات اهل سنت ديده مى‏شود و حتى بر دسته اول به لحاظ تعداد و اهميت رجحان دارد. از جمله اين روايات،*نقل «اباهريرة» است از قول «عبدالله بن مكانس» كه به «اباهريره» گفته بود:« گمان مى‏كنند شب قدر از بين رفته» و وى در پاسخ گفته بود: «دروغ است و در همه ماه‏هاى رمضانى كه در پيش روست، شب قدر قرار دارد»(درالمنثور،ج6ـ ص372).
                            از «عبدالله بن عمر» نيز روايت است كه: «درباره شب قدر از پيامبر(ص) سؤال شد كه آيا هميشگى است يا اختصاص به زمان خاصى دارد؟(و) حضرت فرمود همه ماههاى رمضان داراى شب قدر است»(همان).
                            از جمله روايات شيعه نيز در اين خصوص روايات «هشام بن حكم» از امام صادق(ع) است كه آن حضرت فرمودند: «شب قدر در تمام سال*ها موجود است» (وسايل الشيعه، ج10ـ ص 359).

                            پس در مجموع در مى‏يابيم كه آنچه به طور اجماع مورد پذيرش است، اين است كه شب قدر اختصاص به دوره‏اى خاص از تاريخ يعنى زمان پيامبر نداشته و تاكنون ادامه دارد و تا ابد نيز چنين خواهد بود.

                            پاره‏اى ديگر از روايات، بر ممتاز بودن امت محمد(ص) به اين امتياز و فقدان آن براى ساير امت‏هاى قبل از اسلام اشاره دارند و بر اين عقيده استوارند كه شب قدر امتيازي اختصاصي براى مسلمين است و در امت*هاي گذشته سابقه نداشته است. به خصوص، در ميان روايات اهل سنت، اين نظر طرفداران بسيار دارد كه شب قدر وجهى اختصاصى براى امت اسلامى است در تعليل اين استناد نيز گفته*مي*شود چون پيامبر اعمال امت‏هاى پيشين را نگريست، دريافت اعمال صالح آنان به دليل عمر طولانى*شان بسيار بيشتر از امت خودش است و بهمين دليل از خداوند خواست شب قدر را به مسلمانان اختصاص دهد تا اين كاستى جبران شود و آنها با داشتن اعمال نيك بيش از پيشينيان، ممتاز شوند(درالمنثور،ج6ـ ص371) و نيز روايات ديگرى از اين دست، كه اشاره به ممتاز بودن امت پيامبر به واسطه جعل شب قدر براى آنان دارند (همان).

                            در كنار اين دسته روايات پرطرفدار، پاره‏اى روايات ديگر، اين موضوع را تاييد نمي*كنند و اين اختصاص و امتياز را به قبل نيز سرايت مى‏دهند. اگر چه تعداد اين دسته روايات بين اهل سنت كمتر است، اما در منابع شيعه روايات زيادى يافت مى‏شود كه ضمن آن*ها، شب قدر براى قبل از امت پيامبر نيز دانسته شده است.

                            از اين دسته روايات، از جمله مى‏توان به روايت «درالمنثور» منقول از ابوذر اشاره كنيم كه از پيامبر پرسيد: «آيا شب قدرى كه در امت‏هاى پيشين بوده و براى امت تو هم هست تا ابد ادامه خواهد داشت» و پيامبر نيز فرمودند: «آرى» (و مخالفتى با بيان ابوذر نكردند).( همان، ص373). از روايات شيعه نيز روايت منقول از حضرت امام جواد را مي*توان ذكر كرد كه در ضمن حديثى مفصل فرمودند: »به خدا سوگند... امرى كه بر تمام انبياء تا حضرت محمد در شب قدر نازل مى‏شد، وصيت كردن بود و قرار دادن شخص به عنوان وصى» (اصول كافي، ج1ـ ص250).

                            در جمع روايات سه گانه فوق، بايد گفت شب قدر با توجه به روايات و مستندات، از ديد شيعه اختصاص به قبل از پيامبر و بعد از آن تا امروز دارد و شايد فضيلت‏هاى آن در امت پيامبر ازدياد پيدا كرده و از ديد اهل سنت، شبى است اختصاصي براى امت پيامبر كه تا امروز نيز ادامه دارد و قبل از پيامبر نبوده و در واقع امتياز مسلمانان بر ساير امت*هاست؛ اگر چه رواياتى اندك شمار نيز در منابع اهل سنت وجود دارد كه شب قدر را فقط مربوط به زمان پيامبر مى‏داند.


                            بحث سوم: مسئله نزول قرآن در شب قدر
                            به استناد سه آيه از قرآن كريم، شارحان و مفسران شيعه و سنى معتقدند قرآن كريم در شب قدر نازل شده است: نخست، آيه اول سوره «قدر» (انا انزلناه فى ليلة القدر)، و دوم، آيه سوم سوره «دخان» (انا انزلناه فى ليلة مباركة) و سوم، آيه 185 سوره «بقره» (شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن). اگر تواتر عالمان و مفسران در خصوص تأييد مرجع ضمير بودن قرآن در دو آيه اول هم نبود، بى ترديد آيه سوم اشاره به نزول قرآن در شب قدر در ماه رمضان داشت. اما جمع اين سه آيه، ترديدى باقى نمى‏گذارد كه نزول قرآن در شب قدر بوده است و يكباره صورت گرفته است.

                            اما اختلاف نظر ناشى از موضوع، از آن*جاست كه عالمان و مفسراني از اهل سنت، معتقدند ظرف مكانى نزول قرآن، «بيت المعمور» بوده در آسمان‏ها و قلب مبارك پيامبر نبوده و در ضمن شروع نزول قرآن نيز در اين شب بوده است. مفسران زيادى چون «رشيدرضا» در «المنار»، «سيد قطب» در «فى ظلال القرآن»، «جواهري طنطاوى» در«جواهر القرآن» و «المراغى» در تفسير خود، اعتقاد به آغاز نزول قرآن در شب قدر دارند (تفسيرالمراغي، ج25، ص119).

                            نظر اول تاييد شده توسط اين دسته شارحان در مورد آغاز نزول در شب قدر، سخن درستى نيست؛ چون در مورد مسئله آغاز نزول در صبحگاه بيست و هفتم رجب و غار حرا اتفاق نظر كلى وجود دارد و غير از آن مورد پذيرش نمى‏تواند باشد؛ الا اينكه آغاز بعثت را غار حرا بدانيم و بيست و هفتم رجب و آغاز نزول قرآن را شب قدر در ماه رمضان، كه فرض درستى نيست.

                            در خصوص نزول قرآن بر قلب پيامبر يا نزول بر «بيت المعمور» كه دومى قول مورد اتفاق اهل سنت است، نيز بايد گفت كه رواياتى از منابع اهل سنت كه در اين خصوص تاييد و تاكيد دارند، نمى‏توانند نافى روايات انزال قرآن بر سينه مبارك پيامبر باشند؛ چرا كه جايگاه، مرتبه و مكانت حضرت پيامبر از همه آسمان*ها و عوالم فراتر است و بيت المعمور در رتبه بالاترى از مكانت ايشان قرار ندارد كه امتيازى دانسته شود.

                            علاوه بر اين، نزول دفعى و نزول تدريجى دو مقوله جداست. در نزول دفعى، نياز به نزول آيه آيه و قرائت و مرور آن نيست و روح و كليت قرآن نازل مى‏شود در نزول تدريجى به مناسبت‏ها و اسباب نزول مختلف آيات تناسب آن نازل، قرائت، حفظ و به ياد سپرده مى‏شود و شيوع مى‏يابد. اضافه مى‏كنيم كه آنچه ذات معصوم و حضرت كردگار در مى‏يابد نيز چيزى جز آن است كه ما درمى‏يابيم و بنابراين آنچه در ارتباط با بندگان مطرح است، نزول تدريجى است كه در آن شبهه‏اى نيست و در واقع نحوه، مكان و زمان نزول دفعى قرآن، تغييري در نزول تدريجى ايجاد نمى‏كند.

                            اما روايات مربوطه. روايت «ابن عباس» كه در جمع اين موضوع مستند اهل سنت قرار گرفته، چنين است: »پس از نزول قرآن در شب قدر، فرشته وحى نزول تدريجى قرآن را از غار حرا آغاز كرد و به مرور زمان و در پاسخ به نيازمندى‏ها و سئوالات بندگان بر محمد فرود آورد». اين روايت با روايت ديگرى از »مقاتل« تكميل مى‏شود كه مى‏گويد: خداوند متعال قرآن را در شب قدر از لوح محفوظ بر فرشتگان امين وحى نازل فرمود و همه ساله خداى سبحان به اندازه يك سال تا سال آينده وحى را نازل مى‏فرمايد و جبرئيل آن را اندك اندك بر پيامبر فرود مى‏آورد« (مجمع البيان، ج10ـ ص 51.

                            روايات متعدد ديگر نيز در اين خصوص ذكر شده است كه جمع آن*ها، در نهايت ما را به اين نتيجه مي*رساند كه در مورد نزول كلي قرآن در شب قدر اختلاف نظر وجود ندارد و ظرف زماني آن در همين شب مبارك است؛ اگر چه در مورد جايگاه نزول نيز، حتي اگر به قول اهل سنت معتقد باشيم و نزول بر بيت المعمور را بپذيريم، باز با روايات و معتقدات شيعه در اين خصوص و در تاييد نزول بر سينه مبارك پيامبر در تنافي نخواهد بود.
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #15
                              امام علي غليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت*ها) فرو فرستاده مي*شود، پس از درگذشت پيامبر نيز اين شب صاحباني دارد.»

                              شب قدر، بزرگترين، شريف*ترين، پر ارج*ترين و پر رمز و رازترين شب*ها در گردونه زمان است كه قلم*ها در وصفش مي*شكنند و زبان*ها در توصيفش قاصر و عقل و تدبيرها در فهم آن مبهوت و متحير مي*مانند.

                              شبي كه به فرموده امام صادق عليه السلام قلب رمضان به شمار مي*آيد. بهترين شب سال، شب قدر است كه خداوند در قرآن كريم آن را شبي پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه بيان مي*كند.

                              آيا به راستي بركتي بالاتر از اين هست كه يك شب هم تراز هزار ماه يعني 30 هزار شب يا 83 سال و 4 ماه قرار گيرد؟

                              چرا اين شب «شب قدر» ناميده شده است؟ چه اسراري در آن نهفته و چه وقايع و حوادثي در آن رخ داده و مي*دهد؟

                              مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم دين درباره نامگذاري اين شب به «شب قدر» مطالب و دلايل زيادي آورده*اند.

                              شب قدر يعني شب بزرگ و باعظمت، زيرا در قرآن كريم «قدر» به معناي منزلت و بزرگي خدا آمده است. (حج /74)

                              همه مقدرات بندگان نيز در طول سال در اين شب رقم مي*خورد. (دخان /4)

                              همچنان كه امام رضا عليه السلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را از اين سال تا سال بعد پيش خواهد آمد مقدر مي*فرمايد از زندگي يا مرگ، از خوب يا بد يا روزي، پس آنچه خداوند در اين شب مقرر فرمود، وقوع آن حتمي خواهد بود.»

                              البته اين امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مساله اختيار ندارد زيرا تقدير الهي به وسيله فرشتگان طبق شايستگي*ها و لياقت*هاي افراد و ميزان ايمان و تقوا و پاكي نيت و اعمال آنهاست.

                              بدون شك مفاهيمي چون وعده و وعيد، انذار و بشارت، كيفر و پاداش در قرآن و روايات بدون اراده و اختيار انسان بي معنا خواهد بود.

                              حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوه*هايي از حضور اراده و اختيار انسان است. بزرگترين اشتباه درباره حقيقت مشيت الهي اين است كه گروهي خود را صاحب همه چيز مي*دانند و تصور مي*كنند خداوند به صورت مطلق همه كارها را به بندگان خود واگذار كرده است؛ پس نه ثواب و عقاب در كار است و نه مسووليت و اخلاق.

                              گروهي ديگر نيز فكر مي*كنند انسان موجودي مجبور است كه هيچ اختيار و آزادي ندارد و همه چيز توسط قضا و قدر تعيين مي*شود.

                              در حالي كه حقيقت امري ميان اين دو نظر است يعني نه جبر قضا و قدر و نه واگذاري مطلق به بندگان، چرا كه بعضي از كارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام مي*دهيم مثل خوردن*، آشاميدن*، رفتن*، آمدن و ... و در بعضي ديگر از كارها همچون به دنيا آمدن، از دنيا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نيست.

                              در شب قدر فرشتگان بسياري به زمين مي*آيند به طوري كه زمين بر آنها تنگ مي*شود، لذا آن را «شب قدر» ناميده*اند زيرا يكي از معاني «قدر» به معناي ضيق و تنگ است (اطلاق /7) و در اين شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسيله فرشته صاحب قدر بر پيامبر صلي الله عليه و آله نازل شد.

                              پنهان بودن شب قدر

                              شب قدر در طول سال بيش از يك شب نيست و آن شب نيز در ماه مبارك رمضان واقع شده است. اين مساله، مورد قبول همه مسلمانان است كه هيچ گونه شك و ترديدي در آن وجود ندارد؛ زيرا از سويي خداوند در قرآن مي*فرمايد: «ماه رمضان ماهي است كه قرآن در آن نازل شده است.» (بقره /185)

                              و از سوي ديگر در آيه اول سوره قدر مي*خوانيم «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستاديم.» از همراه كردن اين دو آيه مباركه به يكديگر چنين نتيجه*گيري مي*شود كه شب قدر خارج از ماه مبارك رمضان نيست و حتما در اين ماه قرار دارد.

                              بنابر روايات اسلامي خداوند اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده است تا مومنان به همه دعاها روي آورند. همان گونه كه وقت مرگ را پنهان كرده است تا مردم در همه حال پذيراي آن باشند.

                              وقت قيامت و ظهور امام زمان (عج) را نيز مخفي كرده تا اهل معصيت آنها را دستاويزي براي نيل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل مومنان در همه حال مراقبت بيشتري از خود نشان دهند. بر همين مبنا شب قدر مخفي است و زمان دقيق آن مشخص نيست.

                              امام علي عليه السلام دليل مخفي بودن شب قدر را در اين مي*داند كه مومنان شب*هاي بيشتري را قدر بدانند و به آرزوي درك فضيلت آن به كارهاي نيك و عبادت بيشتري پرداخته و از معاصي و زشتي*ها دوري گزينند و در پرستش خداوند تلاش بيشتري نمايند.

                              از سوي ديگر شب قدر بايستي مخفي باشد زيرا اگر شب خاصي معين مي*شد، برخي افراد بر اثر توفيق شب زنده*داري و احيائ آن به عُجب و غرور مبتلا مي*شدند اما هنگامي كه زمان آن معين نباشد، بر اثر مواظبت بيشتر، ملكات فاضله در نفس*شان راسخ*تر مي*شود و در نتيجه از بركات و فيوضات بيشتري در اين شب*ها بهره*مند مي*شوند.

                              اگر اين شب معلوم بود، حرمت و عظمت درخورشان را نداشت، زيرا مردم همواره براي هر چه كه از ديد آنها مخفي است، احترام بيشتري قائلند.


                              فضايل شب قدر

                              بي*ترديد شب قدر از شب*هاي با عظمت و با اهميت سال است و دليل فضيلت اين شب بر ساير شب*ها به اعتبار اموري است كه در اين شب محقق مي*شود.

                              - شب آمرزش گناهان: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در تفسير سوره «قدر» فرمودند: «هر كس شب قدر را احيا بدارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامي گناهانش آمرزيده مي*شود.»

                              - قلب رمضان: امام صادق عليه السلام فرمودند: «از كتاب خدا استفاده مي*شود كه شماره ماه*هاي سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماه*ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان ليلة القدر است.»

                              - بهتر از هزار ماه: در فرهنگ غني اسلام، همه چيز را با معيارهاي الهي مي*سنجند و بر همين اساس قرآن در مورد اين شب مي*فرمايد: «ليلة القدر خير من الف شهر» در دعاي 44 صحيفه سجاديه نيز مي*خوانيم: «(عبادت و بندگي در) شبي از شب*هاي آن را بر (عبادت در) شب*هاي هزار ماه قرار داد (چون خيرات و بركات و سودهاي ديني و دنيوي در آن است ) و آن را شب قدر ناميد.»

                              - نزول قرآن در اين شب: طبق روايات موجود، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است. اين نزول دفعي و يكباره قرآن است اما نزول تدريجي و تفصيلي قرآن طي بيست و سه سال دوران نبوت پيامبر گرامي به صورت الفاظ نازل شده است.

                              از ديگر فضايل اين شب نامگذاري يكي از سوره*هاي قرآن به نام «قدر» است و اين خود گوياي فضيلت و اهميت اين شب است. اين شب، شب مباركي است زيرا خدا مي*فرمايد: و قرآن كه بهترين خيرات و بركات است در اين شب مبارك نازل شده است. (دخان /3)

                              نزول ملائكه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. چنان كه امام باقر عليه السلام نيز فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبيل نماز و زكات و انواع كارهاي خوب بهتر است از عمل در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد.» شب قدر سراسر خير و سلامت است و از هر امر ناپسندي به دور است و اين خود نيز نشان شرافت آن بر هزار ماه است.


                              حضرت مهدي(عج)، صاحب شب قدر

                              بنا بر روايات و ظاهر آيات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا لي الله عليه و آله نيست و فرشتگان در شب قدر مقدرات يك سال را نزد «ولي مطلق زمان » مي*آورند و بر او عرضه مي*كنند. اين واقعيت از روز نخستين خلقت بوده است و تا قيامت هم ادامه دارد.

                              از سويي نيز بنابر روايات زمين از نخستين روز خلقت تا آخر فناي دنيا بي*حجت نخواهد بود چنان كه امام علي عليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت*ها) فرو فرستاده مي*شود، پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز اين شب صاحباني دارد.»

                              حجت خدا در زمين در زمان حاضر وجود مقدس و مبارك حضرت مهدي(عج) است و اوست كه حجت خدا و وصي اوصيا و خليفه رسول خدا و معصوم از هر گناه و پليدي است و لذا صاحب شب قدر است.

                              Comment

                              Working...