انديشه قوم برگزيده در يهوديت
تفسير برگزيدگى از جهاتى چند ضرورت دارد، زيرا اعضاى قوم برگزيده و مقدس كه حسب فرض خدا در آنان حلول كرده، كوچكترين و ضعيفترين ملت در شرق دور بودند و در هيچ شرايطى قوم برتر و يا حاكم بر ديگران نبودند، بلكه پس از تحمل شكستهاى پىدرپى سرانجام اسير بابليان شدند.
اشاره
انديشه قوم برگزيده از بنيادىترين مباحثى است كه همواره در تاريخ قوم يهود مطرح بوده است. يهوديان بسته به ديدگاهشان در اين مسئله، رويكردى انحصارگرايانه يا توأم با تساهل و تسامح در برابر پيروان ساير اديان در پيش گرفتهاند. در اين مقاله تلاش شده است تا مسئله برگزيدگى بنىاسرائيل از جنبههاى مختلف بحث و بررسى شود.
در ابتدا به كاربردها و معانى واژه «برگزيدگى» در كتاب مقدس عبرى و سپس به ديدگاههاى مختلف در باب خاستگاه انديشه قوم برگزيده اشاره شده است. در مرحله بعدى برداشتهاى مختلف از مفهوم برگزيدگى، ذيل پنج تفسير تبيين شده است: 1. برگزيدگى بهمثابه تفوق و برترى قوم يهود كه از اين تفسير سه برداشت ارائه شده است؛ 2. برگزيدگى بهمثابه تكليف و مسئوليت دينى؛ 3. برگزيدگى بهمثابه سرّى از اسرار الاهى و يك امر ربانى و ملكوتى؛ 4. برگزيدگى بهمثابه حكم ازلى؛ 5. برگزيدگى بهمثابه موهبت الاهى. ديدگاه متفكران يهودى (نظير فيلون، يهودا هلوى، اسپينوزا، موسى مندلسن، كاوفمان كهلر، مُردخاى كاپلان و مارتين بوبر)، ديدگاه يهوديان اصلاحگرا، ديدگاه قرآن كريم و متألهان مسيحى و پيامدهاى نظرىِ برگزيدگى (سرزمين موعود و اعتقاد به ماشيح) از جمله موضوعاتى است كه در اين مقاله به اختصار مورد بحث قرار گرفته است.
معانى مختلف برگزيدگى در كتاب مقدس عبرى
عنوان عام قومِ برگزيده بيانگر اين انديشه است كه قوم اسرائيل رابطه ويژه و منحصر به فردى با خداى جهان دارند. اين انديشه در سراسر تاريخ تفكر يهود انديشهاى محورى بوده و در مفاهيم كتاب مقدس ريشهاى بس عميق دارد و در تلمود، فلسفه و عرفان يهودى بسط يافته است. اين واژه براى نشان دادن موارد زير بهكار رفته است: 1. انتخاب اشخاص از سوى خدا براى ايفاى نقش خاص يا به عنوان كاهن. برگزيدگى در آيه ذيل به اين معنا به كار رفته است: «زيرا يهوه خدايت او را از همه اسباطت برگزيده است تا او و پسرانش هميشه بايستند و به نام خداوند خدمت نمايند» (تثنيه، 18:5). در سموئيل نيز به همين معنا به كار رفته است، آنجا كه مىگويد: «و آيا او را از جميع اسباط اسرائيل برنگزيدم تا كاهن من بوده، نزد مذبحِ من بيايد؟» (اول سموئيل، 2:2
. 2. در مورد كسانى كه نقش پادشاه را ايفا مىكنند، نيز بهكار رفته است: «و داود بهميكال گفت به حضور خداوند بود كه مرا بر پدرت و بر تمامى خاندانش برترى داد تا مرا بر قوم خداوند يعنى بر اسرائيل پيشوا سازد» (دوم سموئيل، 6:21). در اول پادشاهان آمده است: «اما داود را برگزيدم تا پيشواى قوم من اسرائيل بشود» (اول پادشاهان، 8:16). 3. به معناى اختصاص دادن مكانى خاص به محل مقدس و عبادت نيز به كار رفته است. كوتاه سخن آنكه، كلمه عبرى bhr (برگزيدن) بر برگزيدن اشخاص براى ايفاى نقش خاص مثلاً به عنوان كاهن يا پادشاه و نيز براى انتخاب مكانهاى مقدس دلالت دارد.
در سفر تثنيه به معناى خاص الاهياتى اين واژه اشاره شده است(Judaica, 498-9) . بر اساس اين برداشت، برگزيدگى گوهر و ماهيت عهدى است كه رابطه اساسى ميان خدا و اسرائيل را نشان مىدهد و در سرتاسر كتاب مقدس عبرى بر آن تأكيد شده است.
به رغم تحقيقات انتقادى گستردهاى كه در عصر حاضر در زمينه معانى و تفسير واژه عهد صورت گرفته و نيز نظريات مختلفى كه در اين باره ابراز شده، اين توافق عام وجود دارد كه مؤلفان كتاب مقدس اين رابطه را بسيار اساسى دانستهاند. درعينحال رابطه ميان خدا و اسرائيل بسيار گسترده و عميقتر از آن است كه واژه «برگزيدن» بتواند آن را نشان دهد. در عاموس از كلمه Yado (شناخت از نزديك يا شناخت خصوصى) براى بيان اين رابطه ويژه استفاده شده است: «من شمارا فقط ازتمامى قبايلزمين شناختم، پس عقوبت تمام گناهان شما را بر شما خواهم رساند» (عاموس، 3:2). بر اساس اين آيه برگزيدگى امتياز ويژهاى است كه وظيفه و مسئوليت مضاعف را بر قوم يهود تحميل مىكند.
نويسندگان سفر تثنيه تفسير كلامى و الاهياتىترى از عهد پيشنهاد كردند، چه آنكه شأن و جايگاه اسرائيل را به عنوان قوم خدا ارتقا دادند. انتخاب قوم يهود مرهون محبت خدا به ايشان است: «و شما را برنگزيد از اين سبب كه از ساير قومها كثيرتر بوديد، زيرا شما از همه قومها قليلتر بوديد، ليكن از اين جهت كه خداوند شما را دوست مىداشت» (تثنيه، 7:7ـ
. با اينكه كل زمين به او تعلق دارد، و تمام اقوام تحت حكومت اوست، خداوند از آن ميان تنها قوم يهود را برگزيد.
رابطه مبتنى بر عهد، به شيوهاى كه توضيح داده شد، همراه و ملازم با قبول مسئوليت است. گزينش الاهى پاسخ متقابل انسان را مىطلبد: «يوشع به قوم خود گفت شما بر خود شاهد هستيد كه يهوه را براى خود اختيار نمودهايد تا او را عبادت كنيد. گفتند شاهد هستيم. گفت پس الان خدايانِ غير را كه در ميان شما هستند دور كنيد و دلهاى خود را به يهوه خداى اسرائيل مايل سازيد» (يوشع، 24:22ـ23). اسرائيل با اين انتخاب موظف شدند «تا آنكه فرايض او را نگاه دارند و شريعت او را حفظ نمايند.» افراد برگزيده به انجام وظايف خاص و ايفاى نقشهاى ويژه موظفند: «زيرا او را مىشناسم كه فرزندان و اهل خانه خود را بعد از خود امر خواهد فرمود تا طريق خداوند را حفظ نمايند» (پيدايش، 18:19).
هنرى اتلن در مقاله «قوم برگزيده» به اين موضوع پرداخته است. او در شروع بحث به آيهاى از سفر خروج اشاره مىكند كه به زعم وى، خاستگاه اصلى انديشه قوم برگزيده در كتاب مقدس است؛ آنجا كه خداى اسرائيل خطاب به بنىاسرائيل مىگويد: «اكنون اگر آواز مرا فىالحقيقة بشنويد و عهد مرا نگاه داريد همانا خزانه خاص من از جميع قومها خواهيد بود، زيرا كه تمامى جهان از آن من است و شما براى من مملكت كَهَنَه و امت مقدس خواهيد بود» (خروج، 19:5 ـ6). اتلن واژه Segulan را آنگونه كه در قرون وسطا به كار مىرفته، مدنظر قرار داده است. واژه فوق به معناى متناسب، منطبق و هماهنگ به كار مىرفته است. بنابراين وقتى از برگزيدگى صحبت مىكنيم، منظور ما هماهنگى دوسويه و متقابلى است كه ميان قوم بنىاسرائيل و خداى آنان وجود دارد. اين هماهنگى قوم يهود را از ساير اقوام متمايز مىسازد(Atlen 1987, 55) .
بنىاسرائيل متعهد شدند ملل جهان را متقاعد سازند كه تنها يك خداى مقتدر وجود دارد و تنها او مىتواند خيرات را به آنان عطا كند. آنان بر اساس اين رسالتى كه به عهده گرفتند كارگزاران دين حقيقى (اشعيا، 42:3ـ4) و در پايان جهان نور امتها خواهند بود (اشعيا، 42:6). قوم اسرائيل هرگز چنين تصور نمىكردند كه خداوند بدون توجه به اعمال آنان همواره از ايشان مساعدت كند، اما فكر طرد مطلق از سوى خدا براى آنان غيرقابل تصور بود: «شما قوم من نيستيد و من خداى شما نيستم» (هوشع، 1:9). خلاصه آنكه عامل اصلى گزينش آنان درنهايت به عامل تعيينكننده طرد ايشان مبدل گشت.
طبق گفته تورات، عهدى كه خداوند با ابراهيم بست تنها به اسحاق و دودمان وى تعلق گرفته است. حتى در برخى از آيات، خدا اسحاق را يگانه پسر ابراهيم دانسته است. به نظر مىرسد كه خاستگاه انديشه قوم برگزيده را بايد در چنين آياتى جستوجو كرد. در اين مجال به اختصار به پارهاى از آيات تورات كه صراحت در اين معنا دارند، اشاره مىكنم.
الف. آياتى كه از يهوديان به عنوان قوم مقدس ياد مىكند (تثنيه، 7:6). به معناى دقيق كلمه، واژه «مقدس» وصف خاص خداست كه او را به عنوان خدا از مخلوقات متمايز مىسازد، اما اراده خدا بر آن تعلق گرفت كه اين واژه را به قومى كه متمايز از ساير اقوام بودند اعطا كند (لاويان، 20:26) و اين حكايت از رابطه ويژه اين قوم با خدا دارد. اين كلمه، كه عموما در تثنيه و آثار بعدى بهكار رفته است، بيانگر عمل الاهى برگزيدگى است و احتمالاً قبل از قرن هفتم بهكار نرفته است؛ در عين حال اين برداشت بنيادين يكى از باورهاى اوليه در زندگى اسرائيل بوده است.
در سفر تثنيه كه از قوم يهود به قوم مقدس خدا ياد شده، چند نكته درخور توجه وجود دارد: 1. شما قوم مقدس خدا هستيد و به خدا اختصاص يافتهايد؛ 2. خداوند شما را از ميان ساير اقوام برگزيد و 3. برگزيدگى صرفا از آنروست كه خداوند شما را دوست مىداشت و مىخواست به عهدى كه با پدران شما بسته بود، وفا كند.
ب. ازقوم يهود به عنوان قوم خاص ياد شده است، آنجا كه مىگويد: اگر مطيع خدا باشند و عهد او را نگه دارند، قوم خاص او خواهند بود (خروج، 19:5).
خاستگاه انديشه قوم برگزيده
در باب خاستگاه انديشه قوم برگزيده ديدگاههاى مختلفى وجود دارد و جالب توجه آنكه براى هريك از آنها مىتوان شواهد و مستنداتى در كتابمقدس عبرى يافت. عدهاى معتقدند برگزيدگى بنىاسرائيل رابطه تنگاتنگى با مسئله عهد دارد. برخى يكتاپرستى را وجه تمايز قوم يهود از ساير اقوام مشرك و بتپرست مىدانند و معتقدند براى اينكه يهوديان فريب مشركان را نخورند، نبايد با آنان درآميزند. جمعى خاستگاه انديشه قوم برگزيده را اسارت بابلى مىدانند، زيرا يهوديان پس از اسارت مشاهده كردند كه نهتنها وعدههاى خدا در مورد آنان عملى نگشت، كه به طور روزافزون بر مصائب و بدبختىهاى آنان افزوده شد و در قياس با ساير اقوام مشرك و بتپرست وضعيتى به مراتب وخيمتر پيدا كردند. علماى يهود براى تسلىخاطر يهوديان بر برگزيدگى آنان نزد خدا تأكيد كردند و آينده درخشانى را به ايشان نويد دادند. به هرحال نمىتوان هيچ يك از عوامل فوق را به تنهايى علت و منشأ برگزيدگى دانست، بلكه تمام عوامل ذكر شده به نوعى در پديدآمدن انديشه قوم برگزيده دخالت دارند. در اينجا به اختصار به عوامل ياد شده مىپردازيم.
تفسير برگزيدگى از جهاتى چند ضرورت دارد، زيرا اعضاى قوم برگزيده و مقدس كه حسب فرض خدا در آنان حلول كرده، كوچكترين و ضعيفترين ملت در شرق دور بودند و در هيچ شرايطى قوم برتر و يا حاكم بر ديگران نبودند، بلكه پس از تحمل شكستهاى پىدرپى سرانجام اسير بابليان شدند.
اشاره
انديشه قوم برگزيده از بنيادىترين مباحثى است كه همواره در تاريخ قوم يهود مطرح بوده است. يهوديان بسته به ديدگاهشان در اين مسئله، رويكردى انحصارگرايانه يا توأم با تساهل و تسامح در برابر پيروان ساير اديان در پيش گرفتهاند. در اين مقاله تلاش شده است تا مسئله برگزيدگى بنىاسرائيل از جنبههاى مختلف بحث و بررسى شود.
در ابتدا به كاربردها و معانى واژه «برگزيدگى» در كتاب مقدس عبرى و سپس به ديدگاههاى مختلف در باب خاستگاه انديشه قوم برگزيده اشاره شده است. در مرحله بعدى برداشتهاى مختلف از مفهوم برگزيدگى، ذيل پنج تفسير تبيين شده است: 1. برگزيدگى بهمثابه تفوق و برترى قوم يهود كه از اين تفسير سه برداشت ارائه شده است؛ 2. برگزيدگى بهمثابه تكليف و مسئوليت دينى؛ 3. برگزيدگى بهمثابه سرّى از اسرار الاهى و يك امر ربانى و ملكوتى؛ 4. برگزيدگى بهمثابه حكم ازلى؛ 5. برگزيدگى بهمثابه موهبت الاهى. ديدگاه متفكران يهودى (نظير فيلون، يهودا هلوى، اسپينوزا، موسى مندلسن، كاوفمان كهلر، مُردخاى كاپلان و مارتين بوبر)، ديدگاه يهوديان اصلاحگرا، ديدگاه قرآن كريم و متألهان مسيحى و پيامدهاى نظرىِ برگزيدگى (سرزمين موعود و اعتقاد به ماشيح) از جمله موضوعاتى است كه در اين مقاله به اختصار مورد بحث قرار گرفته است.
معانى مختلف برگزيدگى در كتاب مقدس عبرى
عنوان عام قومِ برگزيده بيانگر اين انديشه است كه قوم اسرائيل رابطه ويژه و منحصر به فردى با خداى جهان دارند. اين انديشه در سراسر تاريخ تفكر يهود انديشهاى محورى بوده و در مفاهيم كتاب مقدس ريشهاى بس عميق دارد و در تلمود، فلسفه و عرفان يهودى بسط يافته است. اين واژه براى نشان دادن موارد زير بهكار رفته است: 1. انتخاب اشخاص از سوى خدا براى ايفاى نقش خاص يا به عنوان كاهن. برگزيدگى در آيه ذيل به اين معنا به كار رفته است: «زيرا يهوه خدايت او را از همه اسباطت برگزيده است تا او و پسرانش هميشه بايستند و به نام خداوند خدمت نمايند» (تثنيه، 18:5). در سموئيل نيز به همين معنا به كار رفته است، آنجا كه مىگويد: «و آيا او را از جميع اسباط اسرائيل برنگزيدم تا كاهن من بوده، نزد مذبحِ من بيايد؟» (اول سموئيل، 2:2
در سفر تثنيه به معناى خاص الاهياتى اين واژه اشاره شده است(Judaica, 498-9) . بر اساس اين برداشت، برگزيدگى گوهر و ماهيت عهدى است كه رابطه اساسى ميان خدا و اسرائيل را نشان مىدهد و در سرتاسر كتاب مقدس عبرى بر آن تأكيد شده است.
به رغم تحقيقات انتقادى گستردهاى كه در عصر حاضر در زمينه معانى و تفسير واژه عهد صورت گرفته و نيز نظريات مختلفى كه در اين باره ابراز شده، اين توافق عام وجود دارد كه مؤلفان كتاب مقدس اين رابطه را بسيار اساسى دانستهاند. درعينحال رابطه ميان خدا و اسرائيل بسيار گسترده و عميقتر از آن است كه واژه «برگزيدن» بتواند آن را نشان دهد. در عاموس از كلمه Yado (شناخت از نزديك يا شناخت خصوصى) براى بيان اين رابطه ويژه استفاده شده است: «من شمارا فقط ازتمامى قبايلزمين شناختم، پس عقوبت تمام گناهان شما را بر شما خواهم رساند» (عاموس، 3:2). بر اساس اين آيه برگزيدگى امتياز ويژهاى است كه وظيفه و مسئوليت مضاعف را بر قوم يهود تحميل مىكند.
نويسندگان سفر تثنيه تفسير كلامى و الاهياتىترى از عهد پيشنهاد كردند، چه آنكه شأن و جايگاه اسرائيل را به عنوان قوم خدا ارتقا دادند. انتخاب قوم يهود مرهون محبت خدا به ايشان است: «و شما را برنگزيد از اين سبب كه از ساير قومها كثيرتر بوديد، زيرا شما از همه قومها قليلتر بوديد، ليكن از اين جهت كه خداوند شما را دوست مىداشت» (تثنيه، 7:7ـ
رابطه مبتنى بر عهد، به شيوهاى كه توضيح داده شد، همراه و ملازم با قبول مسئوليت است. گزينش الاهى پاسخ متقابل انسان را مىطلبد: «يوشع به قوم خود گفت شما بر خود شاهد هستيد كه يهوه را براى خود اختيار نمودهايد تا او را عبادت كنيد. گفتند شاهد هستيم. گفت پس الان خدايانِ غير را كه در ميان شما هستند دور كنيد و دلهاى خود را به يهوه خداى اسرائيل مايل سازيد» (يوشع، 24:22ـ23). اسرائيل با اين انتخاب موظف شدند «تا آنكه فرايض او را نگاه دارند و شريعت او را حفظ نمايند.» افراد برگزيده به انجام وظايف خاص و ايفاى نقشهاى ويژه موظفند: «زيرا او را مىشناسم كه فرزندان و اهل خانه خود را بعد از خود امر خواهد فرمود تا طريق خداوند را حفظ نمايند» (پيدايش، 18:19).
هنرى اتلن در مقاله «قوم برگزيده» به اين موضوع پرداخته است. او در شروع بحث به آيهاى از سفر خروج اشاره مىكند كه به زعم وى، خاستگاه اصلى انديشه قوم برگزيده در كتاب مقدس است؛ آنجا كه خداى اسرائيل خطاب به بنىاسرائيل مىگويد: «اكنون اگر آواز مرا فىالحقيقة بشنويد و عهد مرا نگاه داريد همانا خزانه خاص من از جميع قومها خواهيد بود، زيرا كه تمامى جهان از آن من است و شما براى من مملكت كَهَنَه و امت مقدس خواهيد بود» (خروج، 19:5 ـ6). اتلن واژه Segulan را آنگونه كه در قرون وسطا به كار مىرفته، مدنظر قرار داده است. واژه فوق به معناى متناسب، منطبق و هماهنگ به كار مىرفته است. بنابراين وقتى از برگزيدگى صحبت مىكنيم، منظور ما هماهنگى دوسويه و متقابلى است كه ميان قوم بنىاسرائيل و خداى آنان وجود دارد. اين هماهنگى قوم يهود را از ساير اقوام متمايز مىسازد(Atlen 1987, 55) .
بنىاسرائيل متعهد شدند ملل جهان را متقاعد سازند كه تنها يك خداى مقتدر وجود دارد و تنها او مىتواند خيرات را به آنان عطا كند. آنان بر اساس اين رسالتى كه به عهده گرفتند كارگزاران دين حقيقى (اشعيا، 42:3ـ4) و در پايان جهان نور امتها خواهند بود (اشعيا، 42:6). قوم اسرائيل هرگز چنين تصور نمىكردند كه خداوند بدون توجه به اعمال آنان همواره از ايشان مساعدت كند، اما فكر طرد مطلق از سوى خدا براى آنان غيرقابل تصور بود: «شما قوم من نيستيد و من خداى شما نيستم» (هوشع، 1:9). خلاصه آنكه عامل اصلى گزينش آنان درنهايت به عامل تعيينكننده طرد ايشان مبدل گشت.
طبق گفته تورات، عهدى كه خداوند با ابراهيم بست تنها به اسحاق و دودمان وى تعلق گرفته است. حتى در برخى از آيات، خدا اسحاق را يگانه پسر ابراهيم دانسته است. به نظر مىرسد كه خاستگاه انديشه قوم برگزيده را بايد در چنين آياتى جستوجو كرد. در اين مجال به اختصار به پارهاى از آيات تورات كه صراحت در اين معنا دارند، اشاره مىكنم.
الف. آياتى كه از يهوديان به عنوان قوم مقدس ياد مىكند (تثنيه، 7:6). به معناى دقيق كلمه، واژه «مقدس» وصف خاص خداست كه او را به عنوان خدا از مخلوقات متمايز مىسازد، اما اراده خدا بر آن تعلق گرفت كه اين واژه را به قومى كه متمايز از ساير اقوام بودند اعطا كند (لاويان، 20:26) و اين حكايت از رابطه ويژه اين قوم با خدا دارد. اين كلمه، كه عموما در تثنيه و آثار بعدى بهكار رفته است، بيانگر عمل الاهى برگزيدگى است و احتمالاً قبل از قرن هفتم بهكار نرفته است؛ در عين حال اين برداشت بنيادين يكى از باورهاى اوليه در زندگى اسرائيل بوده است.
در سفر تثنيه كه از قوم يهود به قوم مقدس خدا ياد شده، چند نكته درخور توجه وجود دارد: 1. شما قوم مقدس خدا هستيد و به خدا اختصاص يافتهايد؛ 2. خداوند شما را از ميان ساير اقوام برگزيد و 3. برگزيدگى صرفا از آنروست كه خداوند شما را دوست مىداشت و مىخواست به عهدى كه با پدران شما بسته بود، وفا كند.
ب. ازقوم يهود به عنوان قوم خاص ياد شده است، آنجا كه مىگويد: اگر مطيع خدا باشند و عهد او را نگه دارند، قوم خاص او خواهند بود (خروج، 19:5).
خاستگاه انديشه قوم برگزيده
در باب خاستگاه انديشه قوم برگزيده ديدگاههاى مختلفى وجود دارد و جالب توجه آنكه براى هريك از آنها مىتوان شواهد و مستنداتى در كتابمقدس عبرى يافت. عدهاى معتقدند برگزيدگى بنىاسرائيل رابطه تنگاتنگى با مسئله عهد دارد. برخى يكتاپرستى را وجه تمايز قوم يهود از ساير اقوام مشرك و بتپرست مىدانند و معتقدند براى اينكه يهوديان فريب مشركان را نخورند، نبايد با آنان درآميزند. جمعى خاستگاه انديشه قوم برگزيده را اسارت بابلى مىدانند، زيرا يهوديان پس از اسارت مشاهده كردند كه نهتنها وعدههاى خدا در مورد آنان عملى نگشت، كه به طور روزافزون بر مصائب و بدبختىهاى آنان افزوده شد و در قياس با ساير اقوام مشرك و بتپرست وضعيتى به مراتب وخيمتر پيدا كردند. علماى يهود براى تسلىخاطر يهوديان بر برگزيدگى آنان نزد خدا تأكيد كردند و آينده درخشانى را به ايشان نويد دادند. به هرحال نمىتوان هيچ يك از عوامل فوق را به تنهايى علت و منشأ برگزيدگى دانست، بلكه تمام عوامل ذكر شده به نوعى در پديدآمدن انديشه قوم برگزيده دخالت دارند. در اينجا به اختصار به عوامل ياد شده مىپردازيم.


Comment