**Hoze Va Rohaniat**

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Parinaz_M
    Senior Member
    • Mar 2003
    • 19964

    #1

    **Hoze Va Rohaniat**

    حوزه و روحانیت

    (1)




    مقدمه:

    بجا دیدیم بجای مقدمه این جزوه، بخشی از پیام ماندگار حضرت امام خمینی «ره» در اواخر سال 67 به روحانیون که به «منشور روحانیت» شهرت یافت را بیاوریم. امیدواریم روشنگر خط اصیل روحانیت علوی گردد:

    « ما بايد بدون توجه به غرب حيله گر و شرق متجاوز و فارغ از ديپلماسي حاكم بر جهان درصدد تحقق فقه عملي اسلام برآييم و الا مادامي كه فقه در كتاب ها و سينه علما مستور بماند، ضرري متوجه جهانخواران نيست و روحانيت تا در همه مسايل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد، نمي تواند درك كند كه اجتهاد مصطلح براي اداره جامعه كافي نيست.


    حوزه ها و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهياي عكس العمل مناسب باشند. چه بسا شيوه هاي رايج اداره امور مردم در سال هاي آينده تغيير كند و جوامع بشري براي حل مشكلات خود به مسايل جديد اسلام نياز پيدا كند.


    علماي بزرگوار اسلام از هم اكنون بايد براي اين موضوع فكري كنند نكته آخري كه توجه به آن لازم است اين كه روحانيون و علما و طلاب بايد كارهاي قضايي و اجرايي را براي خود يك امر مقدس و يك ارزش الهي بدانند و براي خود شخصيت و امتيازي قايل بشوند كه در حوزه ننشسته اند بلكه براي اجراي حكم خدا راحتي حوزه را رها كرده و مشغول به كارهاي حكومت اسلامي شده اند.


    اگر طلبه اي منصب امامت جمعه و ارشاد مردم يا قضاوت در امور مسلمين را خالي ببيند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسووليت نپذيرد و يا دلش را فقط به هواي اجتهاد و درس خوش كند، در پيشگاه خداوند بزرگ يقينا مواخذه مي شود و هرگز عذر او موجه نيست، ما اگر امروز به نظام خدمت نكنيم و استقبال بي سابقه مردم از روحانيت را ناديده بگيريم، هرگز فرصت و شرايط بهتر از اين را نخواهيم داشت.


    اميدوارم از نصايح و تذكرات مشفقانه اين پدر پير و اين خدمتگزار حقير خود دلگير نشده باشيد و در مظان استجابت دعا با انفاس قدسيه و با دل هاي منور خود برايم دعا و طلب مغفرت نماييد من هم از ياد و دعاي خير براي روحانيت اصيل و حوزه هاي علمي غفلت نمي كنم.


    خداوندا توان علما و روحانيت را در خدمت به دين خود افزون نما خداوندا حوزه هاي علميه، اين سنگرهاي پاسداري از فقاهت و اسلام ناب را تا ابد پابرجا بدار خداوندا شهداي روحانيت و حوزه ها را از نعم بيكران و رزق حضور خويش بهره مند فرما »


    این آبروی هزار ساله...

    اين آبروى هزار ساله، عبارت از آن چيزى است كه در طول قرنهاى متمادى، از علم وتقواى علماى بزرگ به دست آمده است. يعنى در اين مجموعه، علامه‏ى حلّى وعلامه‏ى مجلسى وشهيدين و شيخ طوسى و سيّد مرتضى وشيخ انصارى وعلماى بزرگ نجف وبزرگان قم -مرحوم حاج شيخ ومرحوم آقاى بروجردى و ديگران- نقش دارند. به عبارت ديگر، هزاران انسان برگزيده، عمرها را به طهارت و تقوا گذراندند و مجموعه‏هاى علمىِ سطح بالا به وجود آوردند و آثار علمى ارايه دادند، تا به تدريج و به صورت بنيادين، يك جامعه و يك ملت را به روحانيت معتقد كردند.







    God made Coke,
    God made Pepsi,
    God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

    ~Zende Bad Iran Va Irani~
  • Parinaz_M
    Senior Member
    • Mar 2003
    • 19964

    #2
    حوزه و روحانیت


    (2)




    روحانیتی مردمی

    اتصال به توده‏ى مردم، نقاط مثبت روحانيت ماست. مردمى بودن و درد آنها را احساس كردن و براى آنها دل سوزاندن و كار كردن وبه دشمنانشان نزديك نشدن، خصوصيتى است كه هيچ فرقه‏اى از فِرَق روحانى در عالم، آن را نداشته است و الان هم ندارد. اگر اين خصوصيت نبود، اطمينان مردم به روحانيت جلب نمى‏شد كه به خيابانها بيايند وآنطور جان خود را در راه آرمانهاى اين انقلاب، در معرض خطر قرار بدهند.



    ننگ درس خواندن برای مقام!

    ما در حوزه‏ى علميه فرا گرفته بوديم و در كتابهاى آداب المتعلمين هم نوشته‏اند كه وقتى انسان درس مى‏خواند، بايد براى مقام نخواند. براى يك طلبه، اين ننگ است كه براى رسيدن به مقام مادّى درس بخواند؛ امّا در اوسط و محافل ديگر و در مجامع معمولى، دنبال مقام و پول رفتن، هيچ عيبى نيست؛ يك ارزش هم محسوب مى‏شود.




    علمای معروف به مخالف زورگویان

    علماى ما، هميشه براى مردم كار وتلاش مى‏كردند، زحمت مى‏كشيدند، فقرا را پاسدارى مى‏كردند وبه آنها رسيدگى مى‏نمودند.... نمى‏خواهيم بگوييم كه اين، از آن عامهايى است كه تخصيص نخورده و استثنا ندارد.... دأب اصلى، اين بوده كه به فقرا و طبقات ضعيف كمك كنند وبراى حفاظت از اين طبقه، در مقابل زورگو و خان و سلطان بايستند. علماى ما، اصلاً به اين معنا معروف بوده‏اند.



    این مسولیت ما را سنگین کرده است

    امروز، اگر شما بخواهيد وجودتان در عالم روحانيت مفيد باشد و سرمايه‏ى لازم را در مشتتان داشته باشيد، ميدان براى خرج آن، ديگر مسجد خودتان، مجلس روضه‏ى بيست نفر، سى نفر، صد نفر و حوزه‏ى محدود به يك شهر ويك روستا نيست. اگر بخواهيد و آن متاع را داشته باشيد، مى‏توانيد آن را به همه جا برسانيد، اين، مسؤوليت ما را سنگين مى‏كند.



    خط را خیلی راحت گم می کردند

    پانزده‏ى خرداد كه گذشت، يك مرحله از مبارزه سپرى شد، اما مرحله‏ى سخت‏تر مبارزه شروع گرديد؛ آن مرحله‏اى كه خيلى‏ها راحت، خط را گم مى‏كردند و از مبارزه منصرف مى‏شدند....مردمى وجود داشتند كه براى تحمل بار سنگين يك انقلاب، محتاج آن بودند كه زنگار انديشه‏هاى تحميل‏شده‏ى تحريفى غلط، از ذهنهاى آنان پاك بشود. مردمى وجود داشتند كه ساليان دراز -شايد در طول قرنها- به آنها تلقين شده بود كه با قدرتها نبايد جنگيد ونمى‏شود جنگيد.

    مردمى بودند كه فكر نمى‏كردند غير از نماز و نماز مستحبى و انفاق مال جزيى به فقرا، عبادتى وجود داشته باشد كه لازم باشد انسان برايش سرمايه‏گذارى كند. مردمى بودند كه جهاد و امر به معروف ونهى از منكر را قبول نداشتند! نسل اين روزگار ما، بايد اين مطلب را بداند كه در اين مملكت، روزگارى بر اين مردم گذشت كه امر به معروف ونهى از منكر، جزو امور به حساب نمى‏آمد. قبول نداشتند كه بايد نهى از منكر بشود ودر مقابل فساد وظلم وطغيان، مقاومت كرد!



    برخی علما به مبارزه اعتقاد نداشتند!

    البته بايد مطلبى را اعتراف كنيم. اگر اعتراف نكنيم، ديگران از حقايق تلخى كه وجود داشته، سوء استفاده خواهند كرد. همه‏ى علما وروحانيون نبودند كه به مبارزه معتقد باشند. همه فكر نمى‏كردند كه براى آماده كردن مردم، به يك جهاد فكرى واخلاقىِ درازمدت وعميق، احتياج است.

    همه قبول نداشتند كه ما غير از دشمنيها وخصومتهاى كوچك وحقيرى كه در ميان خودمان هست،... دشمن بزرگى به نام دستگاه حاكم جبار وجود دارد كه به خاطر مبارزه‏ى با او، بايد از مبارزه‏هاى كوچك دست برداشت. همه قبول نداشتند كه طلبه‏ى جوان حق دارد در كنار درس ومطالعه ومباحثه، گاهى هم مظالم وفجايعى را كه در جامعه‏ى ما مى‏گذرد، بر زبان جارى كند. وخلاصه، همه قبول نداشتند كه يك انسان موظف است، در اين دوران اختناق، با دستگاه حكام جبار طاغوتى -كه فسادشان بر همه واضح بود- مبارزه كند.








    God made Coke,
    God made Pepsi,
    God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

    ~Zende Bad Iran Va Irani~

    Comment

    • Parinaz_M
      Senior Member
      • Mar 2003
      • 19964

      #3
      حوزه و روحانیت


      (3)




      برخی روحانیون پیام انقلاب را باور نکردند!

      حقيقت اين است كه بعضى از روحانيون، خودشان را جزو اين انقلاب ندانستند. حقيقت اين است كه بعضى از روحانيون، بارهاى سنگين مسؤوليتىِ اين انقلاب را تحمل نكردند. حتّى بالاتر، حقيقت اين است كه بعضى از اين روحانيون، حاضر نشدند حتّى پيام انقلاب را بعد از پيروزى آن، باور كنند. چيزى كه براى ملتهاى دنيا وملتهاى مستضعف وبراى بسيارى از ناظران جهانى قابل فهم بود، براى اينها قابل فهم نبود! بعضيها بودند كه عيبهاى كوچك را در نظام جمهورى اسلامى، عمده وبزرگ كردند.


      برای خدا یک سیلی هم نخورده اند

      آدمهاى راحتطلبى كه هيچ وقت، تن به هيچ زحمتى ندادند؛ در راه خدا، يك سيلى نخوردند؛ براى خاطر خدا وبراى خاطر علم و روحانيت، يك سخن درشت تحمل نكردند. اين دلهاى مريض، باز هم در گوشه وكنار پيدا مىشوند كه عليه انقلاب ونظام جمهورى اسلامى ومسؤولان آن، باز هم بنابه فتنهانگيزى كنند.


      بگوئید برویم نه بروید!

      اگر روحانيت در صف جلو بود، چند فايده عايد خواهد شد. اولين فايده، حفظ وافزايش حيثيت خود روحانيت است. معلوم مىشود كه ما به حرف خودمان عمل مىكنيم. ما كه به مردم گفتيم برويد، خودمان جلوى آنها حركت كردهايم. من هميشه در دوران اختناق، در صحبتهايى كه مىكردم، مىگفتم: فرق رهبر وآدرسدهنده اين است كه آدرسدهنده، مىگويد براى رسيدن به فلان جا، از اين راه برويد، چند كيلومتر را طى كنيد، بعد بپيچيد، تا به فلان مقصد برسيد. اين، آدرس دادن وراهنمايى كردنِ از دور است. رهبر، آن كسى است كه وقتى مىگويند چشمه ومركز مقصود كجاست، دست طرف را مىگيرد، مىگويد برويم. اين، رهبر است. رهبر ما هم كه رهبر شد، اين طورى شد.... امام، منتظر كسى نماند ورفت. خاصيت اين «برويم»، آن است كه مردم دنبال آدم بيفتند...امروز، رهبرى روحانيت به اين است كه به مردم بگويد «برويم»؛ نگويد «برويد».


      امام خودش را هدف کرد

      امام ما، همان كسى كه امروز، انگيزهى انقلابى و روح انقلابى در دنيا، با نام او هيجان پيدا مىكند،... يك مدرّس سطح عالى حوزهى قم بود. البته در دل پاك وروشن او، همه چيز وهمهى حقايقِ جارى آن روز، از لحاظ سياسى روشن وآشكار بود؛ اما منتظر لحظه بود. فرق او وبعضيهاى ديگر اين بود كه وقتى لحظهى مناسب را ديد، خودش را هدف كرد.


      مسائل امروز دنیا را باید شناخت

      اگر ديروز همت ما، فقط كتاب صلات و طهارت و زكات و صوم و حج و حداكثر متاجر واجاره بود، امروز مسأله واحتياج ما، همهى شؤون زندگى يك جامعه است. ما فقهى لازم داريم كه بتواند حكومت وسياست خارجى وروابط بينالملل وبرخورد با شبكهى اقتصادى عظيم جهانى را پاسخگو باشد.... امروز، ديگر مسأله آن نيست كه فلان بن فلان، قاطرش را از فلان جا بار مىكرد، تا به فلان جا ببرد، يا مثلاً پيلهورى، تجارت مىكرد وما بيع وشراى او را مشخص بكنيم.

      امروز ما با شبكههاى اقتصادى دنيا مواجهيم؛ مسألهى نفت، مسألهى دلار، مسألهى تجارت خارجى، مسألهى منابع اوليه. آيا اسلام در اينها حكمى دارد، يا نه؟ اگر بگوييد ندارد، كه اسلام را ناقص دانستهايد؛ مگر مىشود نداشته باشد؟... حالا كه هست، چه كسى بايد آنها را استنباط كند؟


      عالم باتقوای بدون آگاهی گول می خورد

      خداى نكرده، اگر عالمى باتقوا هم باشد، اما آشناى به زمان نباشد، نداند كه در دنيا چه مىگذرد ونداند كه دوست ودشمن ما كيست، يك وقت مىبينيد همين كوه علم وتقوا، به وزنهاى در ترازوى باطل تبديل مىشود. البته، كارش نه از روى عمد واين كه خداى نكرده مىخواهد كار بد بكند؛ بلكه بر اثر ندانستن وضعيت... وندانستن اين كه دشمن كيست واز ما چه مىخواهد، است. آگاه باشيد. « العالم بزمانه لا تهجم عليه اللّوابس»


      ایدئولوژی انقلاب را تبیین کنید

      محققان بنشينند، اينها را تقسيمبندى كنند و تفكر و ذهنيت انقلاب و به تعبير اروپايى آن، ايدئولوژى انقلاب را تدوين كنند وآن را -نه در يك جلد كتاب ونه با يك بيان- بيرون بدهند؛ كه اگر از ما پرسيدند، انقلابتان چيست؟ بگوييم، اين است. اگر شما چنين كارى نكرديد، ديگرانى كه غالباً صلاحيت ندارند، خواهند كرد.







      God made Coke,
      God made Pepsi,
      God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

      ~Zende Bad Iran Va Irani~

      Comment

      • Parinaz_M
        Senior Member
        • Mar 2003
        • 19964

        #4
        حوزه و روحانیت


        (3)




        حوزه باید در متن حوادث علمی باشد

        حوزه، بايد در متن حوادث علمى عالم باشد. امروز، شما بايد بدانيد ودر جريان باشيد كه مثلاً در مقولهى جامعهشناسى، در دنيا چه نظرات وچه ايدههايى هست وچه فكرهايى مىجوشد. گاهى در اين فكرها، عناصر مطلوبى هست؛ آن را جذب كنيد. عناصر نامطلوبى هم هست؛ قبل از آن كه بيايد، دفاع مناسبش را آماده كنيد و ذهنيت جامعه را واكسينه نماييد. اينطور نباشد كه وقتى آمد ويك عده رفتند وخواندند و طرفدار شدند، ما بگوييم كه بله، فلان كس در فلان قضيه، اين طورى گفته واين مطلب، به اين دليل واين دليل واين دليل، درست نيست وراه برخورد، وجود ندارد!


        کار فرهنگی باید هوشمندانه باشد

        كار فرهنگى، اولين خصوصيتى كه دارد، اين است كه بايد هوشمندانه باشد. كار فرهنگى، برف انبارنمىشود واينطور نيست كه هر كس هر كارى از دستش برآمد، بكند. اينگونه كار فرهنگى، به درد نمىخورد. انبوه كار فرهنگى، مهم نيست؛ انتظام كار فرهنگى، چيده شدن وگزيده شدن وهر كارى در جاى خود قرار داشتن، اين مهم است كه بايد هوشمندانه باشد.


        برای همین قوه قضائیه هم روحانی نداریم

        ما امروز، تعداد روحانيونى كه براى كارهاى حساسِ متوقف بر روحانيت لازم داريم، خيلى بيشتر از آن تعدادى است كه داريم. شما الان ببينيد، يك قلم دستگاه قضايى ما، به فضلا، بلكه مجتهدان عادل وباشعور وباهوش وآگاه كه بتوانند يك قضاوت اسلامى را تحويل مردم بدهند، احتياج دارد. نابسامانيهاى قوّهى قضاييه را به برادرانمان در آن قوّه تذكر مىدهيم، مىگويند آدمش را نداريم؛ راست هم مىگويند.... امروز در داخل كشور، در نقاط گوناگونى، نه فقط در حوزهى مسجد وحسينيه وروضه ومنبر، بلكه در صحنههاى مختلف، به وجود روحانيونِ آگاه احتياج است.


        حوزه ها باید حامی مستضعفان باشند

        همانطور كه مىدانيد، روحانيون هميشه ملجأ وملاذ مردم ضعيفند. حوزههاى علميه، با پول همين مردم ضعيف، تغذيه مىكرده ومىكنند. آنهايى كه به ما مراجعه مىكردند، آنهايى كه ما را قبول داشتند، آنهايى كه به ما سلام مىكردند، آنهايى كه پشت سر ما نماز مىخواندند، آنهايى كه پاى منبرهاى ماها مىنشستند، غالباً طبقات متوسط وضعيف مردم بودند. وابستهها، سرمايهداران بزرگ، آدمهايى كه در فكر راحتى دنيا وپول بودند، دور وبر ماها نمىآمدند وبه ماها نزديك نمىشدند. امروز هم، ما بايد همان شاخصها را براى خودمان حفظ كنيم. شعار طرفدارى از مستضعفان، متعلق به علما وروحانيون بود. امروز هم اين شعار، بايد متعلق به روحانيون وعلما باشد.


        زمان کنج خلوت نشینی گذشت!

        امروز، ديگر مثل سابق نيست كه علما بروند كُنج خلوتى را پيدا كنند وبا خيال راحت، در آنجا درس بخوانند. نه، عالمى كه فرداى اين مملكت احتياج دارد، بايد با مسايل زندگى ومسايل روز آشنا باشد. سياست وفهم سياسى وجهتشناسى سياسى، جزو شؤون عالم است.


        طلبه حق ندارد از مسائل جهانی بی اطلاع بماند

        مسألهى فقه وفقاهت وتربيت وتزكيهى فقيه، امروز جزو بزرگترين وظايف است. البته، اين را هم بگويم كه برادران وخواهران طلاب توجه كنند كه امروز طلبه حق ندارد از مسايل جهانى، بىاطلاع بماند. اگر طلبه وفاضل جوان، از مسايل مطلع شد ودر جريان امور قرار گرفت، اين در فهم احكام الهى واحكام شرعى وفتواى صحيح ونزديك به واقع، به او كمك خواهد كرد. اين، راهش آن است كه طلاب بركنار نمانند. در حوزهى قم، براى اين قضايا، بايستى روشهايى را انتخاب بكنند. اين كار، ممكن است با كمك كردن به گسترش معلومات، يا مطرح كردن بعضى از مسايل روز در مجلات اختصاصى حوزهها، يا تخطئه نكردن كسى كه مطالعاتِ روز دارد واز اين قبيل چيزها، انجام بگيرد.


        هر عمامه به سری ایدئولوگ اسلامی نیست اما...

        اين جمهورى، جمهورى اسلامى است؛ يعنى حكومتى متكى بر يك ايدئولوژى است. آن ايدئولوژى هم، اسلام است. اگر اين جمهورى بخواهد بماند، برمبناى اسلام بايد بماند؛ والّا اگر از اسلام تخطى بكند، بقاى آن، بقاى جمهورى اسلامى نيست؛ بقاى چيز ديگرى است. آن كسانى كه مىتوانند اين ايدئولوژى را -كه مبناى اين جمهورى است- تبيين و تفسير كنند و احكامش را بگويند، روحانيون هستند. نه اين كه بگوييم هر عمامهسرى، ايدئولوگ اسلامى است؛ اما ممكن است بگوييم ايدئولوگهاى اسلامى، در ميان عمامهبسرها هستند؛ چون رشتهى تخصصيشان، اين است.


        حوزه بجوشد نظام تثبیت می شود

        اگر امروز، اين چشمهى بابركت نجوشد، فردا جامعهى اسلامى، چيزى در دست نخواهد داشت. اگر امروز، حوزهى علميهاى زنده وبانشاط وپُربار وآگاه وپُرتلاش واهل علم واهل عمل ومنطبق بر وظايف وجود داشته باشد، بيست سال ديگر، جمهورى اسلامىِ تثبيت شده وقوى وواقف به وظايف ومسلط بر امور خود ومجهز در مقابل دشمنان ودست به دامنشو براى دوستان، خواهيم داشت. اگر امروز ما اين حوزه را نداشته باشيم، فردا آن جمهورى را نداريم؛ برو برگرد ندارد.


        مبنای حرکت حوزه پیام امام باشد

        اگر تشكيلاتى بوجود آمد، اما هدف روشنى نداشت، يا هدف داشت وليكن برنامهريزى براى رفتن به سوى آن هدف انجام نگرفت وتشكيلات بىكار ماند، به خودى خود، تشكيلات از هم خواهد پاشيد واگر هم بماند، صورت بىجانى خواهد بود. خاصيت تشكل انسانى، اين است. هدف را محدّد كنيد ومشخص نماييد كه مىخواهيد چه كار كنيد.


        هدف را از پيام امام(ره) بگيريد. امام در اين پيام، پيشنهاد وطرح خاصى را ارايه نفرمودند؛ اما اول تا آخر پيام، سرشار از جهتها واَعلام لازم وتابلوهاى سر راه است كه انسان را هدايت مىكند. بايد هدف اين پيام مبارك -كه من ديدم آقايان روى آن، كار خوبى كردند ونكات پيام را استخراج نمودند وروى آن تأمل ودقت كردند- روشن بشود وحيطهبندى گردد.


        بايد مشخص بشود كه مىخواهيم در حوزه چه كار بكنيم. بعد براساس آن هدف، برنامهريزى كنيد وبر پايهى آن برنامهريزى، هر دستگاهى مشغول كار خودش بشود. اگر بتوانيد كارى بكنيد كه هر طلبهى احساس مسؤوليتدارى در قم، صبح كه بلند مىشود، همچنان كه به فكر برنامهى درس وبحث روزانهاش است، بداند كه براى آن هدف، چهكار بايد بكند.

        اين، شكل ايدهآل كار است وحد اعلى مىباشد. ليكن اگر اين كار هم نشود، همين اندازه معلوم باشد كه شما مىخواهيد ده سال ديگر، چه اتفاقى در قم بيفتد وحوزه در ده سال ديگر، چه فرق وتفاوتى با امروز داشته باشد. اين، تعقيب همان هدف است. اين را مشخصش كنيد وبراساس آن هدف، برنامهريزى نماييد








        God made Coke,
        God made Pepsi,
        God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

        ~Zende Bad Iran Va Irani~

        Comment

        Working...