**Iran, Islam, Va Yadmanhaye Basta'ani**

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Parinaz_M
    Senior Member
    • Mar 2003
    • 19964

    #1

    **Iran, Islam, Va Yadmanhaye Basta'ani**

    ايران، اسلام و نگهداشت يادمانهاي
    باستاني





    در حدود 98% از ما مردم ايران مسلمانيم. ما ايرانيان مسلمان به اسلام به حکم اينکه مذهب ماست ايمان و اعتقاد داريم و به ايران به حکم اينکه ميهن ماست مهر مي ورزيم.


    از اين رو سخت علاقه منديم که مسايلي را که از يک طرف با آنچه به آن ايمان و اعتقاد داريم و از طرف ديگر با آنچه به آن مهر مي ورزيم پيوند دارد به روشني درک کنيم و تکليف خود را در آن مسايل بدانيم. ما هم احساسات مذهبي اسلامي داريم و هم احساسات ميهني ايراني، که اين احساسات هيچ کدام همديگر را نقض نمي کند. همانطور که مي دانيم حب الوطن به عنوان نشانه اي از ايمان فرموده ي پيامبر اکرم (ص) است.




    براي اسلام به عنوان يک دين که به حکم محتواي غني خود ملتي با هوش و متمدن و صاحب فرهنگ را شيفته ي خود ساخته است و براي ايران به عنوان يک ملت که به حکم روح حقيقت خواه و بي تعصب فرهنگ دوست خود بيش از هر ملت ديگر در برابر حقيقت خضوع کرده و در راهش فداکاري نموده است.


    نزديک 14 قرن، ما با اسلام به سر برده ايم و اين دين در متن زندگي ما وارد و جزء زندگي ما بوده است، با آداب اين دين مرده هاي خود را به خاک سپرده ايم، تاريخ ما، ادبيات ما، سياست ما، قضاوت و دادگستري ما، فرهنگ و تمدن ما، شئون اجتماعي و بالاخره همه چيز ما با اين دين توام بوده است و خواهد بود.


    ملتهاي بسياري به اسلام گرويدند و در خدمت اين دين در آمدند و در راه نشر و بسط تعاليم آن کوشيدند و با همکاري با هم تمدني عظيم و با شکوه به نام تمدن اسلامي به وجود آوردند. مي دانيم که سهم خدمات ما، ايرانيان به اسلام از تمام مسمانان بيشتر است. ما ايرانيان بوديم که باعث نشر اسلام در سرزمینهای هند، اندونزی، مالزی، چین، یمن و ... و دیگر سرزمینها شدیم که با داد و ستد بازرگانان ایرانی با دین اسلام آَشنا شده و مسلمان شدند.


    از دلیلهایی که در اثبات نفوذ اسلام از راه ایران به شرق دور می توان یاد کرد، این است که در خاور دور هنگام طرز صحیح قرائت قرآن برای نشان دادن حروف مصوت الفبای عربی، اصطلاحات فارسی به کار می برند نه عربی.


    نشانه ی دیگری نیز از تاثیر فرهنگ ایرانی در ضمن مطالعات آثار شرق دور می توان یافت این است آنها برخی از واژه های دینی را از معادل فارسی آن بهره مند می شوند مانند نماز که صلاه نمی گویند ( برای اطلاعات بیشتر بنگرید به کتاب اسلام، صراط مستقیم، صفحات 466 تا 467).




    از خدماتی که ایران به اسلام کرده، نخست تمدن بزرگ ایرانی است که ایرانیان بقایای تمدن تلطیف شده و پرورده ای را به اسلام تحویل دادند که بر اثر آن حیاتی که این مذهب در آن دمید جان تازه ای گرفت: اداره ی سرزمین اسلامی، نشر و تبلیغ اسلام، سربازی و فداکاری نسبت به اسلام، دانش و فرهنگ عظیم ایرانی، قرائت و تفسیر قرآن، روایت، کلام، حدیث، رجال، لغت، نحو، صرف، بلاغت که جز نخستین علوم اسلامی است،...


    و ایرانیان از دبیره(خط) پهلوی خطی پدید آوردن تا با آن هم زبان خویش را بتوانند به کتابت در بیاورند و هم با آن قرآن را به نگارش در آورند. سپس تدوین و تالیف کتابهایی در زمینه فقه، ادبیات، فلسفه و حکمت، عرفان و تصوف، صنعت و هنر که ایرانیان در طول این 14 قرن یه اسلام هدیه کردند. (در این باره بنگرید به خدمات متقابل اسلام و ایران؛استاد مرتضی مطهری،کارنامه اسلام؛ دکتر زرین کوب).




    تاريخچراغىاستكهمسيرزندگىانسانهاراروشنمى‏سازد،وجاده ‏هارابراىحركتمردمامروزبازوهموارمى‏كند. تاريختربيت‏كنندهانسانهاىامروزوانسانهاىامروزسازندهت اريخفردايند. خلاصهتاريخيكىازاسبابهدايتالهىاست.


    داستانهاىپيشينيانمجموعه‏اىاستازپرارزشترينتجربياتآن ها،ومى‏دانيمكهمحصولزندگىچيزىجزتجربهنيست. تاريخآئينه‏اىاستكهتمامقامتجوامعانسانىرادرخودمنعكسم ى‏سازد،زشتيها،زيبائيها،كاميابيها،ناكاميها،پيروزيها وشكستهاوعواملهريكازايناموررا.


    بههميندليلمطالعهتاريخگذشتگان،عمرانسانرا - درستبهاندازهعمرآنها - طولانىمى‏كند، چراكهمجموعهتجربياتدورانعمرآنهارادراختيارانسانمى‏گذ ارد.




    تاریخ و آثار پیشینیان مهمترین آینه عبرت است و انسان می تواند سرنوشت آینده خویش را، در این آینه بزرگ و تمام نما ببیند.


    عوامل پیروزی، اسباب شکست، سرچشمه خوشبختی و بدبختی، و دلایل کامیابی و ناکامی را در آن مشاهده کند. در دين اسلام، اهميت آثار گذشتگان مورد تاکيد قرار گرفته و ابزاري براي عبرتآيندگان تلقي مي‌شود. در مباحث تاریخی می توانیم یک خط مشی از قرآن کتاب معجزه پیامبر اکرم(ص) بگیریم. تاريخىكههمچونآئينهصافباشد،نهكژنما،تاريخىكهتنهابهذك روقايعنپردازد،بهسراغريشه‏هاونتيجه‏هانيزبرود


    بااينحالدر قرآنكهيككتابعالىتربيتاستدرفصولوفرازهاىخودازتاريخاس تفاده کردهوازداستانهاىپيشينيان،مثالوشاهداورده است. ازاينگذشتهتاريخوداستانجاذبهمخصوصىدارد،وانساندرتمام ادوارعمرخودازسنكودكىتاپيرىتحتتاثيراينجاذبهفوقالعاد هاست.


    در قرآن این کتاب انسان ساز که در آن راه سعادت دنیا و آخرت به وضوح دیده می شود قصص (داستانهای تاریخی) رقم قابل ملاحظه و چشمگیری را تشکیل می دهد. این قصه ها عبارتند از یک سلسله داستانهای تاریخی آموزنده و عبرت آمیز که می توانند بعنوان فلسفه ی تاریخ مورد استفاده همگان قرار گیرند. البته قرآن کتاب تاریخی نیست ولی در آن این داستانهای عبرت انگیز وجود دارد.







    God made Coke,
    God made Pepsi,
    God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

    ~Zende Bad Iran Va Irani~
  • Parinaz_M
    Senior Member
    • Mar 2003
    • 19964

    #2

    بخش مهمی از آیات قرآن، مربوط به سرگذشت گذشتگان و شرح حال پیامبران عالیقدر، انسانهای نیکو سرشت، امتها و ملتهای پیشین است، ولی هدف از نقل داستانهای پیشینیان، سرگرمی و داستانسرایی نیست بلکه قرآن کریم در تشریح این امور، یک هدف را تعیین می کند و آن، هدایت و راهنمای مردم و تربیت جوامع بشری و عبرت گرفتن آیندگان از سرنوشت گذشتگان است.


    به این ترتیب، قرآن کریم در آیات متعددی تصریح فرموده و یادآوری می کند ما داستانهای ملتهای گذشته را بازگو می کنیم تا مردم بیندیشند و خرد خود را به کار اندازند و از ماجراهایی که بر گذشتگان رفته، پند بگیرند. در سوره اعراف، پس از بیان قسمتی از سرگذشت بنی اسراییل در آیه ی 177 می فرماید: اینست مثل مردمیکه آیات ما را تکذیب کردند، پس تو ای پیامبر گرامی، داستانهای آنرا برای امتت بازگو کن، شاید بیندیشند و اندیشه ی خود را بکار گیرند.


    در سوره ی یوسف، پس از نقل داستان آموزنده ی یوسف در آیه ی 111 می فرماید: همانا در داستان یوسف و برادرانش، عبرتی است برای خردمندان، اینها سرگذشتهای دروغین و ساختگی نیست، بلکه تصدیق ماجراهایی است که در دیگر کتابهای آسمانی موجود است و بیان اموری است که مردم در راه رسیدن سعادت و رستگاری، به آنها نیازمند و محتاجند و رحمتی است برای مردم با ایمان. به عنوان نمونه دیگر «افلم يسيروا في الارض فينظروا کيف کانعاقبتة الذين من قبلهم کانو اکثر منهم و اشد قوة و آثاراً في الارض فما اغني عنهمما کانوا يکسبون

    «آيا مردم در زمين به سير و سفر نمي‌روند تا عاقبت حال پيشينيان خويش را که آنان بسيار بيشتر و قوي‌تر و موثرتر در سرزمين بوده‌اند، مشاهده کنند؟ و آنچه اندوخته‌اند آنها را (از مرگ و هلاک) حفظ و حمايت می کرد»


    قرآن جامعه را به دو قطب مادی و معنوی تقسیم کرده، قرآن کافران، مشرکان، منافقان، فاسقان، مفسدان، مستکبران و ستمگران را از مومنان و موحدان و صالحان جدا کرده است. قرآن در درسهای تاریخی خود نه تنها از پیامبران به نیکی یاد کرده است بلکه مومنان و انسانهای نیک سرشتی را ارایه می دهد که از متن طبقه پولدار و مرفه هستند؛ مانند مومن آل فرعون در سوره مومنون، و یا زن فرعون که شریک زندگی فرعون بود ولی از بهترین زنان بهشتی به حساب می آید.


    برای نمونه دیگر می توان به داستان ذوالقرنین (کوروش بزرگ) در آیه های 81 تا 97 سوره کهف اشاره نمود، که بیشتر جاهای خود را برای دادگری به سیطره خود در آورده بود. و در جای دیگر افرادی را به عنوان اسوه یاد می کند توجه به شخصیت دنیایی آنها ندارد، شخصیت اخلاقی و انسانی را در نظر می گیرد آنچنانکه به لقمان لقب حکیم می دهد و یک سوره هم به نامش می شود.


    در جاهای بسیاری هم انسانهای بدسرشت را مورد نکوهش قرار می دهد تا کسانی که مطالعه می کنند باعث سرمشق گرفتن از آنها شوند و یا قرآن صحنه های مختلفی را به یاد می آورد که در آن صحنه ها گروههایی از مستضعفان را محکوم و داخل در گروه کافران و مشمول عذاب الهی معرفی می کند. ( سوره نساء آیه 97، سوره ابراهیم آیه 21، سوره سبا آیه 31 تا 37، سوره غافر آیه 47 تا50 )


    در احادیث هم این مطالب به وضوح دیده می شود که از تاریخ به عنوان عبرت استفاده کنند. به طور یک نمونه از پیامبر که از حاتم طایی بخاطر بذل و بخشش و مهمان نواز بودن (در عین اینکه مسلمان نبوده) به نیکی یاد کردند تا خط مشی مسلمان شود. حضرت علي مي‌فرمايد:
    «خلف لکم عبر من آثار الماضي عن قبلکم، لتعبرو ابها»
    «گذرگاهي از آثار گذشتگان براي شما باقي مانده است تا از ديدار آنها عبرت گيريد» (نهج البلاغه)


    و در جای دیگر على )عليه‏السلام) در آن سخن تاريخيش كه در لابلاى وصايايش به فرزند برومندش كرده چنين می فرمایند:

    فرزندم من هر چند عمر پيشينيان را يكجا نداشته‏ام، ولى در اعمال آنها نظر افكندم، در اخبارشان انديشه نمودم، و در آثارشان به سير و سياحت پرداختم، آنچنان كه گوئى همچون يكى از آنها شدم بلكه گوئى من به خاطر آنچه از تجربيات تاريخ آنان دريافته‏ام با اولين و آخرين آنها عمر كرده ام. امیرمومنان در خطبه 183 می فرماید، شما در راهی روشن گام برمی دارید و سخنانی را که مردمانی پیش از شما می گفتند بازگو می کنید.


    و یا در خطبه 157 می فرمایند: روزگار بر باقیماندگان آن سان می گذرد که بر گذشتگان گذشت و آخرین روزگار همچون نخستین روزگار است، اعمال و رفتارش مانند یکدیگر و نشانه هایش روشن و آشکارند و در البیان می بینیم رویدادهایی که در این امت واقع می شود از برخی جهات، شبیه رویدادهای امتهای پیشین است. در واقع منظور بالا اینست که مردمی که تاریخ گذشتگان خود را ندانند آن تاریخ را دوباره تکرار خواهند کرد.







    God made Coke,
    God made Pepsi,
    God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

    ~Zende Bad Iran Va Irani~

    Comment

    • Parinaz_M
      Senior Member
      • Mar 2003
      • 19964

      #3
      علت دیگری که قرآن از تاریخ یاد کرده، اینست که، بدون تردید، طبع انسان، به شنیدن و خواندن سرگذشتها و داستانها رغبت و میل فراوان دارد و قرآن کریم، نخستین کتابی است که نقل داستانها و سرگذشت ها ی واقعی پیشینیان را در راه تربیت و ارشاد مردم، به کار گرفته و از این میل و رغبت طبیعی، در راه هدایت آنها بهره برداری کرده است.


      پس از این بینش می توان استفاده مفید کرد و تاریخ را مورد بررسی و پژوهش قرار داد تا عبرت ما و دیگران باشد و از آنها برای بهتر زیستن استفاده کنیم. ولی این نیاز دارد که تاریخ نگار هم منابع گذشته را بخواند و هم به دیدن یادمانهای گذشته بپردازد زیرا مواد بررسی تاریخ نگار در گذشته وجود داشته و زمان وقوع آن در گذشته است و اکنون وجود ندارد، تنها اطلاعاتی از آن ها و پرونده ای از آنها در اختیار تاریخ نگار است.


      تاریخ نگار خود مانند قاضی دادگستری است که براساس قرائن و شواهد موجود در پرونده قضاوت می کند نه براساس شهود عینی. تاریخ نگار تحلیلهای خود را در آزمایشگاه خرد با ابزار استدلال و قیاس انجام می دهد هر چند موضوع و مورد بررسی تاریخ علمی حوادث و وقایعی است که به گذشته تعلق دارد، قابل تعمیم به حال و آینده است.


      این جهت تاریخ را بسیار سودمند می گرداند و آن را به صورت یکی از منابع شناخت انسانی در می آورد و او را بر آینده اش مسلط می نماید. اگر ما این ابزار را بگیریم دیگر تاریخ نگار نمی تواند در این زمینه پژوهش کند و در اختیار دیگران برای عبرت قرار دهد. پس شایسته است که از یادمانها و آثار و میراث فرهنگی خود به نحو احسن نگهداری کنیم و نگذاریم این آثار ارزشمند از بین برود و یا باعث از بین رفتن این آثار با ساخت سد و جاده و غیره شویم چون این یادمانها نه تنها متعلق به ما است بلکه متعلق به تمام انسانها و حتا نسلهای آینده است و برای آنها نمی شود قیمت و ارزشی تعیین کرد.


      اگر ما امروز از تاریخ صحبت می کنیم برای آن نیست که خودمان را فریب بزنیم یا به دیگران فخر بفروشیم. ما تاریخ را یاد می گیریم که از تجربیات گذشته بهره گیریم، به آن نیاز داریم تا در مقابل کسانی که قصد تخریب و تحقیر ما را دارند ایستادگی کنیم. و غیر از تجربه و عبرت باعث هویت ما و نسل های بعدی می شود. دیگر تلاش و کوشش در تمام جنبه ها معنی پیدا می کند. دیگر می توانیم بگوییم که ما هستیم و می توانیم در این دهکده جهانی مفید و ارزشمند باشیم.


      تاریخی که ما همیشه فقط از خودمان دفاع کردیم و در اوج و قدرت نیز از مستضعفان جهان حمایت کردیم. بیایید دست اندر دست هم خودمان را با نگهداشت یادمانهای فرهنگیمان بهتر بشناسیم.







      God made Coke,
      God made Pepsi,
      God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

      ~Zende Bad Iran Va Irani~

      Comment

      Working...