مهدويت از منظر امام باقر(ع)
چه زيباست كه ويژگىهاى حضرت امام زمانعليه السلام و گوشههايى از عصر ظهور را از منظر پيشواى پنجم حضرت امام باقرعليه السلام به نظاره بنشينيم و قطراتى از چشمه جوشان انديشههاى زلال باقر علوم آل محمّدصلى الله عليه وآله وسلم را در اين فرصت نوش جان كنيم.
مقدّمه
سخن گفتن از وجود مقدّس امام زمانعليه السلام كارى است دشوار. اما هركسى به فراخور استعداد و شايستگىاش نسبت به آن حضرت اظهار علاقه نموده و ابراز عشق مىكند. چرا كه هر انسانى فطرتاً تشنه عدالت و سعادت و كمال است و همه آن را در وجود شخصيتى والا و از قبيله نيكان مىداند و انتظار روزى را مىكشند كه آن منجى عالم بشريت، ظهور كرده و عطر دلانگيز عدالت و معنويت را در فضاى غمزده و ستم ديده دنياى امروزى بپراكند.
آرى، انتظار فرج گرچه در ظاهر تعلّق به شيعيان دارد، اما در عالم واقع هركس به نوعى و به هر زبانى موضوع انتظار قدوم آن موعود آسمانى را در صفحه دل خود دارد. مردمانى كه از نابرابرى، تبعيض و زورگوئى و حق كشىها به جان آمدهاند و به دنبال انيس تنهائى و مرهم گذار دردهاى اجتماعى، فرهنگى و سياسى مىگردند تا در پرتو حكومت وى نَفَسى تازه كرده و آرامشى را در زندگى احساس كرده و طعم شيرين عدالت و اخلاق و انسانيت به معناى واقعى را بچشند. زبانحال تمام تشنگان حكومت مهدوى، همنوا با نغمههاى دلنشين فيض كاشانى چنين است:
كس نيست كه او منتظر وصل شما نيست
جان نيست كه آن خاك ره آل عبا نيست
حق، معرفت مهر شما در دل ما كاشت
اين شدّت شوق و شعف از جانب ما نيست
كس نيست كه آنقدر شما را نشناسد
در هيچ سرى نيست كه سِرّى ز خدا نيست
دل تيره شد از ظلمت شبهاى فراقت
باز آى كه بىمهر رخت نور و ضياء نيست
باز آ كه نمانده است ز اسلام بجز نام
در روى زمين بىتو بجز جور و جفا نيست
در صومعه و خانقه و خلوت و مسجد
جائى نتوان يافت كه دستى به دعا نيست1 گذشته از اين كه انتظار ظهور حضرت ولىّعصرعليه السلام امر فطرى و خواسته تمام انسانهاى آشفتهحال عصر غيبت مىباشد، از منظر فرهنگ اهلبيتعليهم السلام اين انتظار از برترين عبادات محسوب مىشود. امام باقرعليه السلام به نقل از رسول گرامى اسلامصلى الله عليه وآله وسلم فرمود: «أَفْضَلُ الْعِبادَةِ إنْتِظارُ الْفَرَجِ؛2 انتظار فرج آل محمّد [و ظهور مهدىعليه السلام] برترين عبادت است.
در همين رابطه چه زيباست كه ويژگىهاى حضرت امام زمانعليه السلام و گوشههايى از عصر ظهور را از منظر پيشواى پنجم حضرت امام باقرعليه السلام به نظاره بنشينيم و قطراتى از چشمه جوشان انديشههاى زلال باقر علوم آل محمّدصلى الله عليه وآله وسلم را در اين فرصت نوش جان كنيم.
عصاره پيامبران الهى
از بارزترين ويژگىهاى حضرت مهدىعليه السلام شباهت آن حضرت به انبياء الهى و اولياء بزرگوار است. آن حضرت عصاره شايسته رهبران الهى و جلوهاى از زيبائىها و كمالات برگزيدهترين انسانها است. حضرت باقرعليه السلام در يك كلامِ نشاط آفرين به محمد بن مسلم فرمود:
در وجود مقدّس قائم آل محمّد پنج ويژگى از پنج پيامبر وجود دارد و آن پيامبران عبارتند از: يونس بن متى، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى و محمّدعليهم السلام.
اما شباهت آن حضرت به يونس بن متى در اين است كه بعد از يك غيبت، به سوى قومش باز مىگردد و در حالى كه سنين زيادى بر او گذشته است؛ اما همچنان جوان مىنمايد.
شباهت وى به يوسف بن يعقوب عدم حضور وى در ميان دوستان و آشنايان و ساير افرادى است كه آن حضرت را مىشناختند، با اينكه حضرت يوسف جاى دورى نبود و ميان او و پدر و فاميل و شيعيان مسافت اندكى بود. او برادران خود را مىشناخت، اما آنان وى را نمىشناختند در حالى كه در حضور وى بوده و با او همسخن مىشدند.
اما شباهت وى به حضرت موسىعليه السلام در اين است كه ولادتش مخفى بود، پيروانش تا آمدن او در رنج و ناراحتى و در زير يوغ ستم فرعون به سر مىبردند؛ او مدتى طولانى از قومش غايب شد و دائماً در خوف و ناراحتى به سر مىبرد تا اينكه خداوند به او اذن ظهور داده و او را در پيروزى بر دشمنانش يارى نمود.
شباهت امام عصرعليه السلام به حضرت عيسىعليه السلام از اين جهت مىباشد كه در غيبت حضرت عيسى هركس سخنى مىگفت و اختلاف شديدى در ميان مردم وجود داشت تا آنجائى كه برخى گفتند: اصلاً چنين كسى متولّد نشده است. عدّهاى ديگر بر اين باور تأكيد مىكردند كه او از دنيا رفته است و برخى به قتل و كشته شدنش نظر دادند.
اما شباهت آن گرامى به جدّش حضرت محمّد مصطفىصلى الله عليه وآله وسلم از اين بابت است كه آن رسول برگزيده الهى بر عليه دشمنانش شمشير كشيده و با اقتدار تمام بر گسترش حكومت عدل اسلامى پاى فشرد. پيامبر دشمنان قسم خورده اسلام را با اذن الهى سركوب كرده و جبّاران و سركشان و طاغوتهاى زمان را به زانو درآورده و ذليل و خوار گردانيد. خداوند متعال پيامبراسلام را با فرشتگان آسمانى و با انداختن رعبت و وحشت در دل مخالفان و معاندان و منافقان و تمامى دشمنانش يارى نمود تا آنجائى كه هيچ پرچم مخالفى در ظاهر باقى نماند و هيچ نغمه ناموزونى بر عليه حكومت اسلامى نواخته نمىشد. در عصر ظهور حضرت مهدىعليه السلام نيز اين گونه خواهد شد و آن حضرت با نصرت الهى بر تمام دشمنانش پيروز و غالب خواهد گرديد.
از نشانه ظهور امام عصرعليه السلام خروج سفيانى از شام، و يمانى از يمن و صيحه آسمانى در ماه رمضان كه آن حضرت را با اسم و نام پدر ندا كرده و اعلان خواهد نمود.3
استتار نام مهدىعليه السلام
نام بردن از اسم شريف حضرت امام زمانعليه السلام (م. ح. م. د) از مسائلى است كه در پيرامون موضوع مهدويت مطرح است. روايات زيادى از ذكر نام آن گرامى نهى كردهاند و دستور دادهاند تا زمان ظهور از يادآورى نام حضرتش خوددارى شود. راز اين نهى در كلام امام باقرعليه السلام بيان شده است.
ابوخالد كابلى از ياران امام باقرعليه السلام مىگويد: هنگامى كه بعد از رحلت امام چهارمعليه السلام به حضور امام باقرعليه السلام مشرّف شدم، عرضه داشتم: جانم به فدايت! تو مىدانى كه من جز پدرت به كسى اظهار علاقه نمىكردم، چقدر با آن امام بزرگوار مأنوس بوده و از ديگران وحشت داشتم. امام فرمود: راست مىگويى اى اباخالد! اما سخن اصلى خود را شفّاف بگو! گفتم: فدايت شوم! پدر بزرگوارت، حضرت امام زمانعليه السلام را طورى براى من توصيف كرده بود كه اگر او را در كنار راه مىديدم حتماً دستش را مىگرفتم. امام پنجم فرمود: اباخالد! از اين سخن چه منظورى دارى؟ گفتم: آقاى من! مىخواهم نام آن عزيز اهلبيتعليهم السلام را بگوئى تا با نام بشناسم. فرمود:
اى اباخالد! پرسش سختى از من كردى كه مرا به زحمت وا مىدارد. من تا به حال اين سخن را به كسى نگفتهام. و اگر آن پاسخ گفتنى بود، به تو مىگفتم. اگر [دشمنان ]بنىفاطمه او را با آن اسم بشناسند، تلاش مىكنند تا او را قطعه قطعه كنند. [يعنى تقيّه حكم مىكند كه نام او را ندانى و با آن نام نشناسى!4]
لحظه دلانگيز ظهور
از ديدنىترين و جالبترين لحظاتى كه مشتاقان عدالت مهدوى و شيفتگان اهلبيتعليهم السلام انتظار آن را مىكشند و همواره آرزو دارند كه آن لحظات زيبا را ببينند و به جمال دل آراى اميد شيعيان و مايه تسلّىبخش محرومان و مستضعفان و ستمديدگان عالم چشم بدوزند، همان ساعت ظهور و هنگامه حضور رسمى امام مهدىعليه السلام براى اجراى احكام شريعت و گسترش عدالت مىباشد. پيشواى پنجم، آن لحظات شورآفرين را اين گونه بيان مىكند:
مهدىعليه السلام هنگام نماز عشا ظهور مىكند. او در حالى كه پرچم رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم را بر دوش و پيراهنش را بر تن و شمشيرش را به دست گرفته است، تمام نشانهها و نور و بيان را به همراه خود دارد. بعد از اقامه نماز عشا با صداى رسا و بلند خود مىفرمايد: اى مردم! خدا را به ياد شما مىآورم، شما اينك در پيشگاه خدا ايستادهايد. او حجّت خود را برگزيد و پيامبران را برانگيخت؛ و كتاب آسمانى فرو فرستاد. شما را امر كرد كه چيزى را شريك او قرار ندهيد و از خدا و رسولش فرمان بريد و معارف قرآن را زنده نگهداريد و آنچه را كه قرآن نهى كرده، از آن دورى كنيد و طرفداران هدايت و راستى و پشتيبان پارسائى باشيد. چرا كه زندگى دنيا به آخر رسيده و زوال و نابودى آن نزديك شده است. و دنيا اعلان خدا حافظى و وداع مىكند. من شما را به سوى خدا و رسول و عمل به آيات قرآن، ميراندن باطل و زندهگردانيدن سنت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم... دعوت مىكنم.
آنگاه آن حضرت به همراه سيصد و سيزده مرد، به شمار ياران بدر، كه همانند ابر پائيزى پراكندهاند و چون زاهدان شب در عبادت و همانند شيران روز در شجاعتند، بدون قرار قبلى ظهور مىنمايد و قيام خود را آغاز مىكند. در آن هنگام، خداوند متعال سرزمين حجاز را براى مهدىعليه السلام مىگشايد. آن بزرگوار تمام زندانيان بنىهاشم كه بىگناه به زندان افتادهاند را آزاد مىسازد.
در آن موقع، پرچمهاى سياه در كوفه به اهتزاز در آمده و مردم گروه گروه براى بيعت با امام زمانعليه السلام به سويش روانه مىشوند. امام لشكريان خود را به سرتاسر جهان گسيل داشته و ستم و ستمگران را از صحنه گيتى بر مىدارد و حكومت عدالت و راستى و درستكارى به تمام سرزمينها سايه مىافكند.5
چه زيباست كه ويژگىهاى حضرت امام زمانعليه السلام و گوشههايى از عصر ظهور را از منظر پيشواى پنجم حضرت امام باقرعليه السلام به نظاره بنشينيم و قطراتى از چشمه جوشان انديشههاى زلال باقر علوم آل محمّدصلى الله عليه وآله وسلم را در اين فرصت نوش جان كنيم.
مقدّمه
سخن گفتن از وجود مقدّس امام زمانعليه السلام كارى است دشوار. اما هركسى به فراخور استعداد و شايستگىاش نسبت به آن حضرت اظهار علاقه نموده و ابراز عشق مىكند. چرا كه هر انسانى فطرتاً تشنه عدالت و سعادت و كمال است و همه آن را در وجود شخصيتى والا و از قبيله نيكان مىداند و انتظار روزى را مىكشند كه آن منجى عالم بشريت، ظهور كرده و عطر دلانگيز عدالت و معنويت را در فضاى غمزده و ستم ديده دنياى امروزى بپراكند.
آرى، انتظار فرج گرچه در ظاهر تعلّق به شيعيان دارد، اما در عالم واقع هركس به نوعى و به هر زبانى موضوع انتظار قدوم آن موعود آسمانى را در صفحه دل خود دارد. مردمانى كه از نابرابرى، تبعيض و زورگوئى و حق كشىها به جان آمدهاند و به دنبال انيس تنهائى و مرهم گذار دردهاى اجتماعى، فرهنگى و سياسى مىگردند تا در پرتو حكومت وى نَفَسى تازه كرده و آرامشى را در زندگى احساس كرده و طعم شيرين عدالت و اخلاق و انسانيت به معناى واقعى را بچشند. زبانحال تمام تشنگان حكومت مهدوى، همنوا با نغمههاى دلنشين فيض كاشانى چنين است:
كس نيست كه او منتظر وصل شما نيست
جان نيست كه آن خاك ره آل عبا نيست
حق، معرفت مهر شما در دل ما كاشت
اين شدّت شوق و شعف از جانب ما نيست
كس نيست كه آنقدر شما را نشناسد
در هيچ سرى نيست كه سِرّى ز خدا نيست
دل تيره شد از ظلمت شبهاى فراقت
باز آى كه بىمهر رخت نور و ضياء نيست
باز آ كه نمانده است ز اسلام بجز نام
در روى زمين بىتو بجز جور و جفا نيست
در صومعه و خانقه و خلوت و مسجد
جائى نتوان يافت كه دستى به دعا نيست1 گذشته از اين كه انتظار ظهور حضرت ولىّعصرعليه السلام امر فطرى و خواسته تمام انسانهاى آشفتهحال عصر غيبت مىباشد، از منظر فرهنگ اهلبيتعليهم السلام اين انتظار از برترين عبادات محسوب مىشود. امام باقرعليه السلام به نقل از رسول گرامى اسلامصلى الله عليه وآله وسلم فرمود: «أَفْضَلُ الْعِبادَةِ إنْتِظارُ الْفَرَجِ؛2 انتظار فرج آل محمّد [و ظهور مهدىعليه السلام] برترين عبادت است.
در همين رابطه چه زيباست كه ويژگىهاى حضرت امام زمانعليه السلام و گوشههايى از عصر ظهور را از منظر پيشواى پنجم حضرت امام باقرعليه السلام به نظاره بنشينيم و قطراتى از چشمه جوشان انديشههاى زلال باقر علوم آل محمّدصلى الله عليه وآله وسلم را در اين فرصت نوش جان كنيم.
عصاره پيامبران الهى
از بارزترين ويژگىهاى حضرت مهدىعليه السلام شباهت آن حضرت به انبياء الهى و اولياء بزرگوار است. آن حضرت عصاره شايسته رهبران الهى و جلوهاى از زيبائىها و كمالات برگزيدهترين انسانها است. حضرت باقرعليه السلام در يك كلامِ نشاط آفرين به محمد بن مسلم فرمود:
در وجود مقدّس قائم آل محمّد پنج ويژگى از پنج پيامبر وجود دارد و آن پيامبران عبارتند از: يونس بن متى، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى و محمّدعليهم السلام.
اما شباهت آن حضرت به يونس بن متى در اين است كه بعد از يك غيبت، به سوى قومش باز مىگردد و در حالى كه سنين زيادى بر او گذشته است؛ اما همچنان جوان مىنمايد.
شباهت وى به يوسف بن يعقوب عدم حضور وى در ميان دوستان و آشنايان و ساير افرادى است كه آن حضرت را مىشناختند، با اينكه حضرت يوسف جاى دورى نبود و ميان او و پدر و فاميل و شيعيان مسافت اندكى بود. او برادران خود را مىشناخت، اما آنان وى را نمىشناختند در حالى كه در حضور وى بوده و با او همسخن مىشدند.
اما شباهت وى به حضرت موسىعليه السلام در اين است كه ولادتش مخفى بود، پيروانش تا آمدن او در رنج و ناراحتى و در زير يوغ ستم فرعون به سر مىبردند؛ او مدتى طولانى از قومش غايب شد و دائماً در خوف و ناراحتى به سر مىبرد تا اينكه خداوند به او اذن ظهور داده و او را در پيروزى بر دشمنانش يارى نمود.
شباهت امام عصرعليه السلام به حضرت عيسىعليه السلام از اين جهت مىباشد كه در غيبت حضرت عيسى هركس سخنى مىگفت و اختلاف شديدى در ميان مردم وجود داشت تا آنجائى كه برخى گفتند: اصلاً چنين كسى متولّد نشده است. عدّهاى ديگر بر اين باور تأكيد مىكردند كه او از دنيا رفته است و برخى به قتل و كشته شدنش نظر دادند.
اما شباهت آن گرامى به جدّش حضرت محمّد مصطفىصلى الله عليه وآله وسلم از اين بابت است كه آن رسول برگزيده الهى بر عليه دشمنانش شمشير كشيده و با اقتدار تمام بر گسترش حكومت عدل اسلامى پاى فشرد. پيامبر دشمنان قسم خورده اسلام را با اذن الهى سركوب كرده و جبّاران و سركشان و طاغوتهاى زمان را به زانو درآورده و ذليل و خوار گردانيد. خداوند متعال پيامبراسلام را با فرشتگان آسمانى و با انداختن رعبت و وحشت در دل مخالفان و معاندان و منافقان و تمامى دشمنانش يارى نمود تا آنجائى كه هيچ پرچم مخالفى در ظاهر باقى نماند و هيچ نغمه ناموزونى بر عليه حكومت اسلامى نواخته نمىشد. در عصر ظهور حضرت مهدىعليه السلام نيز اين گونه خواهد شد و آن حضرت با نصرت الهى بر تمام دشمنانش پيروز و غالب خواهد گرديد.
از نشانه ظهور امام عصرعليه السلام خروج سفيانى از شام، و يمانى از يمن و صيحه آسمانى در ماه رمضان كه آن حضرت را با اسم و نام پدر ندا كرده و اعلان خواهد نمود.3
استتار نام مهدىعليه السلام
نام بردن از اسم شريف حضرت امام زمانعليه السلام (م. ح. م. د) از مسائلى است كه در پيرامون موضوع مهدويت مطرح است. روايات زيادى از ذكر نام آن گرامى نهى كردهاند و دستور دادهاند تا زمان ظهور از يادآورى نام حضرتش خوددارى شود. راز اين نهى در كلام امام باقرعليه السلام بيان شده است.
ابوخالد كابلى از ياران امام باقرعليه السلام مىگويد: هنگامى كه بعد از رحلت امام چهارمعليه السلام به حضور امام باقرعليه السلام مشرّف شدم، عرضه داشتم: جانم به فدايت! تو مىدانى كه من جز پدرت به كسى اظهار علاقه نمىكردم، چقدر با آن امام بزرگوار مأنوس بوده و از ديگران وحشت داشتم. امام فرمود: راست مىگويى اى اباخالد! اما سخن اصلى خود را شفّاف بگو! گفتم: فدايت شوم! پدر بزرگوارت، حضرت امام زمانعليه السلام را طورى براى من توصيف كرده بود كه اگر او را در كنار راه مىديدم حتماً دستش را مىگرفتم. امام پنجم فرمود: اباخالد! از اين سخن چه منظورى دارى؟ گفتم: آقاى من! مىخواهم نام آن عزيز اهلبيتعليهم السلام را بگوئى تا با نام بشناسم. فرمود:
اى اباخالد! پرسش سختى از من كردى كه مرا به زحمت وا مىدارد. من تا به حال اين سخن را به كسى نگفتهام. و اگر آن پاسخ گفتنى بود، به تو مىگفتم. اگر [دشمنان ]بنىفاطمه او را با آن اسم بشناسند، تلاش مىكنند تا او را قطعه قطعه كنند. [يعنى تقيّه حكم مىكند كه نام او را ندانى و با آن نام نشناسى!4]
لحظه دلانگيز ظهور
از ديدنىترين و جالبترين لحظاتى كه مشتاقان عدالت مهدوى و شيفتگان اهلبيتعليهم السلام انتظار آن را مىكشند و همواره آرزو دارند كه آن لحظات زيبا را ببينند و به جمال دل آراى اميد شيعيان و مايه تسلّىبخش محرومان و مستضعفان و ستمديدگان عالم چشم بدوزند، همان ساعت ظهور و هنگامه حضور رسمى امام مهدىعليه السلام براى اجراى احكام شريعت و گسترش عدالت مىباشد. پيشواى پنجم، آن لحظات شورآفرين را اين گونه بيان مىكند:
مهدىعليه السلام هنگام نماز عشا ظهور مىكند. او در حالى كه پرچم رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم را بر دوش و پيراهنش را بر تن و شمشيرش را به دست گرفته است، تمام نشانهها و نور و بيان را به همراه خود دارد. بعد از اقامه نماز عشا با صداى رسا و بلند خود مىفرمايد: اى مردم! خدا را به ياد شما مىآورم، شما اينك در پيشگاه خدا ايستادهايد. او حجّت خود را برگزيد و پيامبران را برانگيخت؛ و كتاب آسمانى فرو فرستاد. شما را امر كرد كه چيزى را شريك او قرار ندهيد و از خدا و رسولش فرمان بريد و معارف قرآن را زنده نگهداريد و آنچه را كه قرآن نهى كرده، از آن دورى كنيد و طرفداران هدايت و راستى و پشتيبان پارسائى باشيد. چرا كه زندگى دنيا به آخر رسيده و زوال و نابودى آن نزديك شده است. و دنيا اعلان خدا حافظى و وداع مىكند. من شما را به سوى خدا و رسول و عمل به آيات قرآن، ميراندن باطل و زندهگردانيدن سنت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم... دعوت مىكنم.
آنگاه آن حضرت به همراه سيصد و سيزده مرد، به شمار ياران بدر، كه همانند ابر پائيزى پراكندهاند و چون زاهدان شب در عبادت و همانند شيران روز در شجاعتند، بدون قرار قبلى ظهور مىنمايد و قيام خود را آغاز مىكند. در آن هنگام، خداوند متعال سرزمين حجاز را براى مهدىعليه السلام مىگشايد. آن بزرگوار تمام زندانيان بنىهاشم كه بىگناه به زندان افتادهاند را آزاد مىسازد.
در آن موقع، پرچمهاى سياه در كوفه به اهتزاز در آمده و مردم گروه گروه براى بيعت با امام زمانعليه السلام به سويش روانه مىشوند. امام لشكريان خود را به سرتاسر جهان گسيل داشته و ستم و ستمگران را از صحنه گيتى بر مىدارد و حكومت عدالت و راستى و درستكارى به تمام سرزمينها سايه مىافكند.5


Comment