Emam Bagher (ع

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Emam Bagher (ع

    مهدويت از منظر امام باقر(ع)

    چه زيباست كه ويژگى‏هاى حضرت امام زمان‏عليه السلام و گوشه‏هايى از عصر ظهور را از منظر پيشواى پنجم حضرت امام باقرعليه السلام به نظاره بنشينيم و قطراتى از چشمه جوشان انديشه‏هاى زلال باقر علوم آل محمّدصلى الله عليه وآله وسلم را در اين فرصت نوش جان كنيم.


    مقدّمه‏

    سخن گفتن از وجود مقدّس امام زمان‏عليه السلام كارى است دشوار. اما هركسى به فراخور استعداد و شايستگى‏اش نسبت به آن حضرت اظهار علاقه نموده و ابراز عشق مى‏كند. چرا كه هر انسانى فطرتاً تشنه عدالت و سعادت و كمال است و همه آن را در وجود شخصيتى والا و از قبيله نيكان مى‏داند و انتظار روزى را مى‏كشند كه آن منجى عالم بشريت، ظهور كرده و عطر دل‏انگيز عدالت و معنويت را در فضاى غم‏زده و ستم ديده دنياى امروزى بپراكند.
    آرى، انتظار فرج گرچه در ظاهر تعلّق به شيعيان دارد، اما در عالم واقع هركس به نوعى و به هر زبانى موضوع انتظار قدوم آن موعود آسمانى را در صفحه دل خود دارد. مردمانى كه از نابرابرى، تبعيض و زورگوئى و حق كشى‏ها به جان آمده‏اند و به دنبال انيس تنهائى و مرهم گذار دردهاى اجتماعى، فرهنگى و سياسى مى‏گردند تا در پرتو حكومت وى نَفَسى تازه كرده و آرامشى را در زندگى احساس كرده و طعم شيرين عدالت و اخلاق و انسانيت به معناى واقعى را بچشند. زبانحال تمام تشنگان حكومت مهدوى، همنوا با نغمه‏هاى دلنشين فيض كاشانى چنين است:

    كس نيست كه او منتظر وصل شما نيست‏
    جان نيست كه آن خاك ره آل عبا نيست‏
    حق، معرفت مهر شما در دل ما كاشت‏
    اين شدّت شوق و شعف از جانب ما نيست‏
    كس نيست كه آنقدر شما را نشناسد
    در هيچ سرى نيست كه سِرّى ز خدا نيست‏
    دل تيره شد از ظلمت شبهاى فراقت‏
    باز آى كه بى‏مهر رخت نور و ضياء نيست‏
    باز آ كه نمانده است ز اسلام بجز نام‏
    در روى زمين بى‏تو بجز جور و جفا نيست‏
    در صومعه و خانقه و خلوت و مسجد
    جائى نتوان يافت كه دستى به دعا نيست‏1 گذشته از اين كه انتظار ظهور حضرت ولىّ‏عصرعليه السلام امر فطرى و خواسته تمام انسانهاى آشفته‏حال عصر غيبت مى‏باشد، از منظر فرهنگ اهل‏بيت‏عليهم السلام اين انتظار از برترين عبادات محسوب مى‏شود. امام باقرعليه السلام به نقل از رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: «أَفْضَلُ الْعِبادَةِ إنْتِظارُ الْفَرَجِ؛2 انتظار فرج آل محمّد [و ظهور مهدى‏عليه السلام‏] برترين عبادت است.
    در همين رابطه چه زيباست كه ويژگى‏هاى حضرت امام زمان‏عليه السلام و گوشه‏هايى از عصر ظهور را از منظر پيشواى پنجم حضرت امام باقرعليه السلام به نظاره بنشينيم و قطراتى از چشمه جوشان انديشه‏هاى زلال باقر علوم آل محمّدصلى الله عليه وآله وسلم را در اين فرصت نوش جان كنيم.

    عصاره پيامبران الهى‏
    از بارزترين ويژگى‏هاى حضرت مهدى‏عليه السلام شباهت آن حضرت به انبياء الهى و اولياء بزرگوار است. آن حضرت عصاره شايسته رهبران الهى و جلوه‏اى از زيبائى‏ها و كمالات برگزيده‏ترين انسان‏ها است. حضرت باقرعليه السلام در يك كلامِ نشاط آفرين به محمد بن مسلم فرمود:
    در وجود مقدّس قائم آل محمّد پنج ويژگى از پنج پيامبر وجود دارد و آن پيامبران عبارتند از: يونس بن متى‏، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى و محمّدعليهم السلام.
    اما شباهت آن حضرت به يونس بن متى‏ در اين است كه بعد از يك غيبت، به سوى قومش باز مى‏گردد و در حالى كه سنين زيادى بر او گذشته است؛ اما همچنان جوان مى‏نمايد.
    شباهت وى به يوسف بن يعقوب عدم حضور وى در ميان دوستان و آشنايان و ساير افرادى است كه آن حضرت را مى‏شناختند، با اينكه حضرت يوسف جاى دورى نبود و ميان او و پدر و فاميل و شيعيان مسافت اندكى بود. او برادران خود را مى‏شناخت، اما آنان وى را نمى‏شناختند در حالى كه در حضور وى بوده و با او هم‏سخن مى‏شدند.
    اما شباهت وى به حضرت موسى‏عليه السلام در اين است كه ولادتش مخفى بود، پيروانش تا آمدن او در رنج و ناراحتى و در زير يوغ ستم فرعون به سر مى‏بردند؛ او مدتى طولانى از قومش غايب شد و دائماً در خوف و ناراحتى به سر مى‏برد تا اينكه خداوند به او اذن ظهور داده و او را در پيروزى بر دشمنانش يارى نمود.
    شباهت امام عصرعليه السلام به حضرت عيسى‏عليه السلام از اين جهت مى‏باشد كه در غيبت حضرت عيسى هركس سخنى مى‏گفت و اختلاف شديدى در ميان مردم وجود داشت تا آنجائى كه برخى گفتند: اصلاً چنين كسى متولّد نشده است. عدّه‏اى ديگر بر اين باور تأكيد مى‏كردند كه او از دنيا رفته است و برخى به قتل و كشته شدنش نظر دادند.
    اما شباهت آن گرامى به جدّش حضرت محمّد مصطفى‏صلى الله عليه وآله وسلم از اين بابت است كه آن رسول برگزيده الهى بر عليه دشمنانش شمشير كشيده و با اقتدار تمام بر گسترش حكومت عدل اسلامى پاى فشرد. پيامبر دشمنان قسم خورده اسلام را با اذن الهى سركوب كرده و جبّاران و سركشان و طاغوت‏هاى زمان را به زانو درآورده و ذليل و خوار گردانيد. خداوند متعال پيامبراسلام را با فرشتگان آسمانى و با انداختن رعبت و وحشت در دل مخالفان و معاندان و منافقان و تمامى دشمنانش يارى نمود تا آنجائى كه هيچ پرچم مخالفى در ظاهر باقى نماند و هيچ نغمه ناموزونى بر عليه حكومت اسلامى نواخته نمى‏شد. در عصر ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام نيز اين گونه خواهد شد و آن حضرت با نصرت الهى بر تمام دشمنانش پيروز و غالب خواهد گرديد.
    از نشانه ظهور امام عصرعليه السلام خروج سفيانى از شام، و يمانى از يمن و صيحه آسمانى در ماه رمضان كه آن حضرت را با اسم و نام پدر ندا كرده و اعلان خواهد نمود.3

    استتار نام مهدى‏عليه السلام‏
    نام بردن از اسم شريف حضرت امام زمان‏عليه السلام (م. ح. م. د) از مسائلى است كه در پيرامون موضوع مهدويت مطرح است. روايات زيادى از ذكر نام آن گرامى نهى كرده‏اند و دستور داده‏اند تا زمان ظهور از يادآورى نام حضرتش خوددارى شود. راز اين نهى در كلام امام باقرعليه السلام بيان شده است.
    ابوخالد كابلى از ياران امام باقرعليه السلام مى‏گويد: هنگامى كه بعد از رحلت امام چهارم‏عليه السلام به حضور امام باقرعليه السلام مشرّف شدم، عرضه داشتم: جانم به فدايت! تو مى‏دانى كه من جز پدرت به كسى اظهار علاقه نمى‏كردم، چقدر با آن امام بزرگوار مأنوس بوده و از ديگران وحشت داشتم. امام فرمود: راست مى‏گويى اى اباخالد! اما سخن اصلى خود را شفّاف بگو! گفتم: فدايت شوم! پدر بزرگوارت، حضرت امام زمان‏عليه السلام را طورى براى من توصيف كرده بود كه اگر او را در كنار راه مى‏ديدم حتماً دستش را مى‏گرفتم. امام پنجم فرمود: اباخالد! از اين سخن چه منظورى دارى؟ گفتم: آقاى من! مى‏خواهم نام آن عزيز اهل‏بيت‏عليهم السلام را بگوئى تا با نام بشناسم. فرمود:
    اى اباخالد! پرسش سختى از من كردى كه مرا به زحمت وا مى‏دارد. من تا به حال اين سخن را به كسى نگفته‏ام. و اگر آن پاسخ گفتنى بود، به تو مى‏گفتم. اگر [دشمنان ]بنى‏فاطمه او را با آن اسم بشناسند، تلاش مى‏كنند تا او را قطعه قطعه كنند. [يعنى تقيّه حكم مى‏كند كه نام او را ندانى و با آن نام نشناسى!4]

    لحظه دل‏انگيز ظهور
    از ديدنى‏ترين و جالب‏ترين لحظاتى كه مشتاقان عدالت مهدوى و شيفتگان اهل‏بيت‏عليهم السلام انتظار آن را مى‏كشند و همواره آرزو دارند كه آن لحظات زيبا را ببينند و به جمال دل آراى اميد شيعيان و مايه تسلّى‏بخش محرومان و مستضعفان و ستم‏ديدگان عالم چشم بدوزند، همان ساعت ظهور و هنگامه حضور رسمى امام مهدى‏عليه السلام براى اجراى احكام شريعت و گسترش عدالت مى‏باشد. پيشواى پنجم، آن لحظات شورآفرين را اين گونه بيان مى‏كند:
    مهدى‏عليه السلام هنگام نماز عشا ظهور مى‏كند. او در حالى كه پرچم رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم را بر دوش و پيراهنش را بر تن و شمشيرش را به دست گرفته است، تمام نشانه‏ها و نور و بيان را به همراه خود دارد. بعد از اقامه نماز عشا با صداى رسا و بلند خود مى‏فرمايد: اى مردم! خدا را به ياد شما مى‏آورم، شما اينك در پيشگاه خدا ايستاده‏ايد. او حجّت خود را برگزيد و پيامبران را برانگيخت؛ و كتاب آسمانى فرو فرستاد. شما را امر كرد كه چيزى را شريك او قرار ندهيد و از خدا و رسولش فرمان بريد و معارف قرآن را زنده نگهداريد و آنچه را كه قرآن نهى كرده، از آن دورى كنيد و طرفداران هدايت و راستى و پشتيبان پارسائى باشيد. چرا كه زندگى دنيا به آخر رسيده و زوال و نابودى آن نزديك شده است. و دنيا اعلان خدا حافظى و وداع مى‏كند. من شما را به سوى خدا و رسول و عمل به آيات قرآن، ميراندن باطل و زنده‏گردانيدن سنت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم... دعوت مى‏كنم.
    آنگاه آن حضرت به همراه سيصد و سيزده مرد، به شمار ياران بدر، كه همانند ابر پائيزى پراكنده‏اند و چون زاهدان شب در عبادت و همانند شيران روز در شجاعتند، بدون قرار قبلى ظهور مى‏نمايد و قيام خود را آغاز مى‏كند. در آن هنگام، خداوند متعال سرزمين حجاز را براى مهدى‏عليه السلام مى‏گشايد. آن بزرگوار تمام زندانيان بنى‏هاشم كه بى‏گناه به زندان افتاده‏اند را آزاد مى‏سازد.
    در آن موقع، پرچم‏هاى سياه در كوفه به اهتزاز در آمده و مردم گروه گروه براى بيعت با امام زمان‏عليه السلام به سويش روانه مى‏شوند. امام لشكريان خود را به سرتاسر جهان گسيل داشته و ستم و ستمگران را از صحنه گيتى بر مى‏دارد و حكومت عدالت و راستى و درستكارى به تمام سرزمين‏ها سايه مى‏افكند.5
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2

    سخنرانى امام در مكّه‏
    امام عصرعليه السلام هنگامى كه ظهور مى‏كند براى تبيين مواضع خويش و روشن كردن اهداف بلند قيام جهانى خود، در جاهاى مختلف سخنرانى كرده و نقطه نظرات خود را به گوش جهانيان مى‏رساند. امام باقرعليه السلام در اين زمينه مى‏فرمايد:
    سوگند به خدا! گوئيا قائم‏عليه السلام را مى‏بينم در حالى‏كه به حجرالأسود تكيه داده است و خداى سبحان را به حقّ خويش سوگند مى‏دهد و مى‏فرمايد: اى مردم! هركس درباره خدا با من بحث و مناقشه كند، من شايسته‏ترين مردم نسبت به خدا هستم. اى مردم! هركس درباره آدم با من مناظره كند، من شايسته‏ترين فرد به آدم هستم. اى مردم! هر كس درباره نوح با من مناقشه كند، من نزديك‏ترين فرد به او هستم. هركس درباره ابراهيم با من بحث كند، من شايسته‏ترين مردم نسبت به ابراهيم هستم. اى مردم! هركس درباره موسى با من مناظره كند، من شايسته‏ترين كس به موسى هستم. هركس درباره عيسى با من سخن بگويد، من شايسته‏ترين فرد به او هستم. هركس درباره محمّد با من بحث كند، من شايسته‏ترين مردم نسبت به محمّد هستم. هركس درباره كتاب خدا (قرآن) با من مناقشه كند، من آگاه‏ترين مردم نسبت به كتاب خدا هستم.
    آنگاه به مقام ابراهيم رفته و دو ركعت نماز مى‏گزارد.6

    دشمنان كينه توز
    دشمنى‏ها با ياران آل محمّدصلى الله عليه وآله وسلم در آستانه ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام نيز ادامه خواهد يافت و دشمنان كينه‏توز اولياء الهى، رفتار اسلاف ستم پيشه خويش را در پيش خواهند گرفت. امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد:
    گويا من سفيانى (سركرده دشمنان حضرت مهدى‏عليه السلام) را مى‏بينم كه در زمين‏هاى سرسبز شما در كوفه اقامت گزيده و ندا مى‏دهد كه: هركس سر يك تن از شيعيان على‏[عليه السلام‏] را بياورد، هزار درهم پاداش اوست. در اين هنگام، همسايه [به همسايه ديگر] حمله برده، مى‏گويد: اين شخص از شيعيان است. او را مى‏كشد و هزار درهم جايزه مى‏گيرد.7

    ستيز با عالمان بى‏عمل‏
    وجود برخى متدينين نادان و مقدس مآب و عالمان بى‏عمل و انسان‏هاى ضعيف الايمان از مشكلاتى است كه همواره جبهه حق را تهديد مى‏كند. اين گونه افراد با داشتن ظاهرى آراسته و عوام فريب، در كوران حوادث و بحرانهاى سخت جامعه، ناخواسته دل به اهل باطل مى‏سپارند و به ستيز با طرفداران حق بر مى‏خيزند. گرچه در عرصه‏هاى مختلف از دفاع از دين و پيروى از فرهنگ آسمانى دم مى‏زنند اما در هنگام امتحان به مخالفت با حجّت الهى اقدام كرده و نغمه‏هاى موافقت با جبهه باطل ساز مى‏كنند. پيشواى پنجم شيعيان از اين واقعيت در عصر ظهور خبر داده و مخالفت برخى از اهل مسجد و نمازگزاران را با حضرت مهدى‏عليه السلام بيان نموده و فرمود:
    هنگامى كه صاحب الامرعليه السلام بر طبق احكام الهى و سنّت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم حكم كند، گروهى از مسجد بيرون آمده و آهنگ مقابله و جنگ با آن حضرت را خواهند كرد. امام عصرعليه السلام نيز به يارانش دستور مى‏دهد كه اين دينداران مقدس‏نما را دستگير كرده و به كيفر اعمالشان برسانند. ياران مهدى‏عليه السلام آنان را در محلّه تمّارين (خرمافروشان) كوفه دستگير نموده و به قتل مى‏رسانند و اين، آخرين گروهى است كه بر قائم آل محمّدعليه السلام خروج مى‏نمايند.8
    على‏عليه السلام نيز در راستاى اين سخن از وجود عالمان بى‏عمل و مقدّس‏نما در ميان دشمنان حضرت مهدى خبر داده و به مالك بن ضمره فرمود:
    اى مالك! هنگامى كه قائم ما قيام كند، هفتاد تن از عالمان بى‏عمل را كه بر خدا و پيامبرش‏صلى الله عليه وآله وسلم دروغ بسته و در ميان شيعيان اختلاف و دو دستگى ايجاد نموده‏اند، از ميان صفوف مردم بيرون كشيده و همه را به قتل مى‏رساند.9

    رجعت در عصر ظهور
    انديشه «رجعت» از ويژگى‏هاى مكتب اهل‏بيت‏عليهم السلام است و پيروان آن مكتب با الهام از قرآن و سنّت بر اين باورند كه گروههايى از پيشينيان در هنگام ظهور قائم آل محمّدصلى الله عليه وآله وسلم به اين دنيا بازخواهند گشت. سپس دوباره قبض روح شده و در روز قيامت محشور خواهند شد. شيخ مفيد، از بزرگ‏ترين انديشه‏پردازان مكتب اهل‏بيت‏عليهم السلام، مى‏گويد: در هنگام قيام قائم‏عليه السلام كسانى كه مؤمنِ خالص و يا كافرِ خالص باشند، به اين جهان باز مى‏گردند و غير اين دو گروه، رجعتى نخواهند داشت.10
    اين اعتقاد مسلّم شيعى برگرفته از آيات قرآن است. در آيات متعدّدى به رجعت گروههايى از مردم در گذشته اشاره شده است. زنده شدن گروهى از بنى‏اسرائيل‏11، زنده شدن كشته شده بنى‏اسرائيل در داستان بقره‏12، مرگ هزاران تن از مردم و برانگيخته شدن دوباره آنها13، زنده شدن عُزَيْر بعد از صد سال‏14، زنده شدن مردگان به دست حضرت عيسى‏عليه السلام‏15 و داستان اصحاب كهف‏16 نمونه‏هائى از «رجعت» در اقوام پيشين هستند كه آيات الهى به آن پرداخته است. اگر اعتقاد به رجعت، امرى محال و غير قابل قبول بود، پس اين همه تأكيدات قرآن را چگونه مى‏توان تفسير كرد؟ امام باقرعليه السلام بر اين باورِ وحيانىِ شيعه تأكيد نموده و به ابوبصير فرمود: آيا اهل عراق اعتقاد به رجعت را نمى‏پذيرند؟ وقتى او پاسخ مثبت داد. امام باقرعليه السلام فرمود:
    آيا مگر آنها قرآن نمى‏خوانند؟ قرآن مى‏فرمايد: «و يوم نَحشر مِن كُلِّ اُمّةٍ فوجاً»17؛ و روزى فرا مى‏رسد كه ما از هر امتى گروهى را زنده كرده و محشور مى‏كنيم.18
    اين آيه به روشنى دلالت مى‏كند بر اينكه قبل از قيامت، گروههايى از مردم زنده مى‏شوند و به اين دنيا باز مى‏گردند. چرا كه اگر منظور اين آيات برگشت در روز قيامت بود، بايد مى‏فرمود: همه مردم محشور خواهند شد نه برخى از آنان. چنانكه خداوند در آيه ديگرى به حشرِ روز قيامت اشاره كرده و فرمود: «و يوم نُسيّرُ الجبال و ترىَ‏الارضَ بارزةً و حشرناهم فلم نُغادِر مِنهم احداً»19؛ روزى را به خاطر بياور كه كوهها را به حركت در آوريم و زمين را آشكار و مسطّح مى‏بينى و همه انسان‏ها را بر مى‏انگيزيم حتّى يك نفر هم از آنان را فروگذار نخواهيم كرد.
    بنابراين، قرآن نه تنها به موارد و مصاديق رجعت در اين دنيا اشاره كرده، بلكه به رجعت گروهى نيز قبل از قيامت تأكيد دارد.
    سيّد مرتضى، از ديگر انديشمندان بلندپايه مكتب اهل‏بيت‏عليهم السلام، در مورد رجعت و توضيح سخن امام باقرعليه السلام مى‏گويد:
    خداوند متعال در آستانه ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام گروهى از اموات شيعه را زنده مى‏كند تا به ثواب نصرت و يارى آن حضرت نائل آمده و برقرارى دولت حَقّه مهدوى را نظاره كنند و طعم شيرين حكومت آن گرامى را بچشند و گروهى ديگر از دشمنان اهل‏بيت‏عليهم السلام را محشور مى‏گرداند تا از آنان قبل از قيامت انتقام گرفته و آنان نيز در اين دنيا ذلّت و خوارى كفر و نفاق را احساس نمايند.20
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    Working...