در فرهنگ عامه ايران، كه پيوستگى خاصى با فرهنگ اسلامى دارد، بعضى از ماههاى سال اهميت و جايگاه ويژهاى دارند. محرم، شعبان و رمضان را، شايد بتوان مهمترين ماههاى هر سال از اين حيث برشمرد. اين موضوع، البته بستگى تام و تمامى با روحيه مذهبى ايرانيان دارد كه سنتهاى مذهبى و آئينى اسلام را رنگ و رونق افزون ترى مىبخشد.
عموماً آغاز ماه شعبان،كه طليعه جشنهاى نيمهشعبان است، آغاز دگرگونى عمده در بومِ فرهنگ ايرانى است. تا نيمه شعبان هر سال، به آمادگى براى جشن هر ساله موعود مىگذرد و از نيمه آن به بعد، به آمادگى و آمادهسازى همه چيز براى استقبال از ماه رمضان. آن چه در ميان ماههاى ديگرِ سال، رمضان را اهميت ويژهاى مىبخشد، آيينها و سنتهاى ويژه آمادگى، روزهدارى و بدرقه و عيدگزارى اين ماه است. مناسبتهاى مهم اين ماه از منظر اسلام، مانند نزول قرآن، ضربت خوردن و شهادت حضرت على(ع)، شبهاى قدر و ... نيز مناسبتهاى ديگرى براى بيشتر شدن اهميت اين ماه است.
شايد بتوان آيينهاى رمضان را با توجه به آنچه در گذشته بوده و آنچه امروز باقى است، در دو بخش دستهبندى كرد: «آيينهاى رسمى» و «آيينهاى غيررسمى»؛ كه هر دو دسته البته در يك افق جمع و تعريف مىشوند. آنچه امروزه بيشتر به عنوان آيينهاى رسمى در ماه رمضان و در شهرهاى بزرگ و كوچك شاهد آن هستيم، آيينهايى است كه نسبت كمى با غناى آئينى غير رسمى اين ماه در گذشته دارد. آيينهاى رمضان در گذشته نه چندان دور، بسيار گستردهتر و غنى تر از امروز بود و حلول ماه رمضان، مانند عيد نوروز كه عيد رسمى ايرانيان است، آيينهاى بسيار ويژهاى داشت؛ آيينهايى كه اين نوشته تلاش دارد به اختصار، بخشى از آنها را بازخوانى كند؛ گو اين كه برخى از اين آيينها هم چنان باقى است و يا با رنگ و رونق كمترى در گوشه و كنار شهرهاى دور و روستاها هنوز برگزار مىشود.
الف.آيينهاى پيشواز يا استقبال از رمضان
رمضان در فرهنگ اسلامى عامه، ماهى بزرگ و ارجمند است و بنابراين بايد براى ورود به آن، آيينهاى استقبال ويژهاى را برگزار كرد. از گذشتههاى دور، آيينهاى پيشواز رمضان، آيينهاى پررونقى بوده است و نشانه احترام، عظمت و ارجمندى اين ماه در فرهنگ ما. از جمله اين آيينهاى پيشواز، آيينهاى تطهير و تنظيف است كه گستردگى خاصى داشته است.
1- آيينهاى تطهير و تنظيف (سفيدكارى، گِلكارى، حمامِ روزه، حنابندان)
ورود به ماه رحمت خدا، مقدماتى داشته است كه يكى از آنها تطهير ظاهرِ فردى و بومِ اجتماع بوده است. در گذشته، در نواحى مختلف ايران، خانهتكانى يك رسم پيشوازى مهم براى رمضان بوده است و تقريباً همه خانوادهها به خانهتكانى كامل قبل از رمضان (مانند شب عيد نوروز) اهتمام داشتهاند. اين خانه تكانى، شامل منازل، حجرهها، كاروان سراها، تيمچهها، بازارها و شست و شوى اسباب و وسايل منزل و كار نيز مىشده است. رسومى از اين دست، خاصه در شهرهاى بزرگ، رونق بيشترى داشته است. اما در بسيارى از نقاط ايران، ''سفيد كردن خانه'' در آستانه ماه رمضان يك رسم مألوف بوده است. در آستانه اين ماه، مردم به مرمت ظاهر منازل و سفيد كردن آن با گچ مىپرداختهاند و اين رسم را حرمت و اهتمام مىداشتند. تكاندن فرشها از غبار، نظافت و ... نيز كه پيشتر گفته شد، عموماً همزمان با گچكارى انجام مىشد و جالب آنكه اعتقاد بر اين بود اگر اين كار توسط دختران دمِ بخت انجام شود، بركت رمضان، آنها را تا رمضان ديگر به خانه بخت خواهد فرستاد.
نظافت اماكن عمومى، تكايا، مساجد و ... نيز رسم ديگرى بوده كه اگر چه امروز از آن آثارى باقى است (نظافت مساجد)، اما در گذشته بيشتر رونق داشته است. مراسم «گِلكارى» مساجد نيز، كه در ايام قبل از رمضان برگزار مىشد و طى آن ظاهر مسجد را پيراسته و با نوعى گل و گچ مىاندودند، يك سنت ثابت در گذشته بوده است.
تطهير فيزيكى و شستن تن نيز يك سنت بزرگ ديگر بوده است. «حمام روزه» يعنى رفتن به حمام قبل از رمضان و به پيشواز آن، يك سنت مهم بوده است كه با «حمام عيد نوروز» برابر بوده است. رفتن به «حمام روزه»، البته دو وجه داشته است: نخست اين عقيده، كه بايد ظاهر و تن را نيز براى ورود و استفاده بهتر از ماه رمضان از پليدىها تطهير كرد و دوم بجا آوردن «غسل نيت» ماه رمضان. غسل نيت روزه، تقريباً اگر چه از مستحبات وقت بوده، اما در حد واجبات، مورد اهتمام و توجه قرار مىگرفته است.
در كنار «حمام روزه»، آرايش خانمها و زينتآرايى آنها نيز از سنتهاى مرسوم بوده است. مراسم عمومى «حنابندان» نيز مشتركاً براى زنان و مردان اجرا مىشده و اعتقاد عمومى بر آن بوده است كه كسى كه ناخنش حنا نداشته باشد، وقتى دستش را در ماه رمضان به سمت آسمان بلند مىكند، از رحمت و اجابت خدا بىنصيب است.
2. ساير آيينها (نان رمضان، رشتهبرى، آشتىكنان، كلوخاندازان، روزه پيشوازى)
از سنتهاى رايج ديگر در پيشواز رمضان، تداركها و آمادگىهاى خانواده بوده است. تهيه مايحتاج رمضان، سنتى بوده كه هنوز هم باقى است. بسيارى از خانوادهها، قبل از رمضان و در روزههاى آخر شعبان، «نان رمضان» را مىپختند و وسايل و تداركات لازم را تهيه مىديدند. نان رمضان نيز، البته با نان ساير ايام سال تفاوت داشت و پرمايهتر بود. از جمله مراسم تقريباً عمومى ديگر براى رمضان، علاوه بر نان رمضان، مراسم «رشته برى» بود كه تقريباً در همه نواحى ايران رواج داشت. براى تهيه آش كه پاى ثابت سفرههاى افطار است، قبل از رمضان، مراسم «رشتهبرى» گاه به صورت عمومى و گاه خصوصى تدارك مىشده است. خانوارها يا تعدادى از آنها با هم، خمير رشته را تهيه مىديدند و پس از آن، فردى كه تبحر خاصى در رشتهبرى داشت و به او «رشتهبر» مىگفتند، خميرها را مىبريد و رشته آش تهيه شده را به نسبت سهم خانوادهها تقسيم مىكرد. در مواردى نيز، خانمهاى آشنا، خودشان اين كار را در منازل انجام مىدادند.
سنت مهم و شايسته ديگرى كه در ايران رواج داشت و امروز رگههاى ضعيفى از آن باقى است، مراسم «آشتىكنان» بود. هر سال در آستانه رمضان، بزرگان هر منطقه به سراغ خانوادهها، زن و شوهرها و كسانى كه با هم كدورتى داشتند رفته و آنها را براى ورود به رمضان، آشتى مىدادند و اعتقاد داشتند كسانى كه با داشتن كدورت از يكديگر به رمضان وارد شوند، طاعات مقبولى نخواهند داشت. جالب آنكه در بسيارى از موارد، حتى كسانى كه كسى از كدورت آنها خبر نداشت، خود براى برگزارى اين رسم، پيغام مىفرستادند و به انجام آن اهتمام داشتند.
اين رسم در كنار سنت حسنه «عيادت از بيماران به صورت جمعى» و كمك به ماديات و معاش آنان، از رسوم ثابت ديگر پيشوازى رمضان بود.
رسم و سنت مهم ديگر، كه به نوعى تكمله سنت نيكِ «آشتىكنان» بود، آيين «كلوخاندازن» بود. اين آيين كه در بخشهايى از جنوب و نواحى مركزى ايران مورد استقبال فراوان بود، بر اين اساس استوار بود كه روز قبل از شروع ماه يا دو روز مانده به شروع ماه را بايد به طبيعت رفت و به شادى و نشاط پرداخت و با خوردن دوستداشتنىترين چيزها و تمتع كامل دنيوى، چشم را سير كرد تا در ماه رمضان بر ماديات و تنعمات هوس نورزد. بر همين اساس، در روزهاى مذكور، خانوادهها به صورت دستهجمعى به طبيعت مىرفتند و ضمن تفريح و تغذيه و ... كدورتهاى باقى مانده را نيز فرو مىشستند و براى ماه رمضان ازهر حيث آماده مىشدند. جالب اين كه كسانى كه مراسم آشتىكنان آنها برگزار شده بود، عموماً ميهمان ويژه فاميل يا دوستان بودند. اين مراسم، در بخشهاى مختلف نامهاى متفاوتى داشت كه از جمله در تهران و قزوين به مراسم «گلخندانى» مشهور بود. اگر هم ماه رمضان در زمستان واقع شده بود، مراسم با جمع شدن در يك خانه بزرگ و اعيانى برگزار مىشد.
تفريح، مطايبه، خوردن و آشاميدن همه نوع مواد خوراكى و نوشيدنى و بازىهاى مختلف، از مراسم اين روز بود و خواندن اين شعر نيز در اين روز و در اول وقت مراسم، مرسوم بود:
صد مژده كه ماه رمضان مىآيد رحمت زخدا به بندگان مىآيد
شد گردش و تفريح در اين ماه حرام چون قتل امام شيعيان مىآيد
گرفتن «روزه پيشوازى» نيز از آيينهاى ديگرى بود كه براى ايجاد آمادگى در افراد جهت ورود به ماه رمضان مرسوم بود و امروز هم البته هنوز باقى است. اما يك تفاوت عمده آن با روز پيشوازى امروز، اين بود كه افطار روزهدار در روزه پيشوازى، فقط آب و خرما بود و غذاى افطار يا افطارى براى وى تدارك نمىشد و در واقع روزه او بايد با غذاى سحرى روز اول رمضان گشوده مىشد. در حقيقت، اين روزه جز مقدارى آب و خرما تا سحر روز اول رمضان ادامه داشت.
ب.آيينهاى شروع ماه و روءيت هلال
شروع ماه رمضان و روءيت هلال ماه، در همه دورهها، آيينهاى ويژهاى داشته است. درست است كه امروزه مردم در شب ماه رمضان از طريق تلويزيون و راديو مطلع مىشوند كه فردا شروع رمضان است يا نه و روءيت هلال توسط مراجع تقليد صورت گرفته و مسلم شده يا خير، اما در گذشته، شروع ماه و روءيت هلال، آيينهاى ويژهاى داشته است كه امروز تقريباً به كلى از بين رفته اند.
آيينهاى روءيت هلال (روءيت، قاصد در كردن، شب نيت)
در شهرهاى بزرگ، روءيت هلال توسط «عالمِ بلد» انجام مىشد. «عالم بلد»، يا خود، مجتهد جامعالشرايط بود و سخنش مورد قبول همه و يا نماينده مجتهدى از اين دست بود. به هر حال، روءيت هلال بايد براى«عالم بلد» مسلم مىشد و او حكم به حلول ماه رمضان مىداد. البته آيينهاى پيوسته با روءيت هلال نيز توسط خود مردم انجام مىشد. مردم از غروب روز آخر شعبان به بامها و نقاط بلند مىرفتند و در جستجوى هلال ماهِ نو، چشم به آسمان مىدوختند. اين روءيت هلال نيز در هر منطقه، آيينهاى خاصى داشت. در مناطق مركزى ايران، مردم با سينى قرآن و آينه و سبزه به پشتبامها رفته و در آينه مىنگريستند تا ماه را در آن ببينند. بعد قرآن را باز مىكردند و به آن نگاه مىكردند و بعد سبزه را در آب مىانداختند. در نواحى جنوب ايران نيز مردم معتقد بودند كه بايد بعد از روءيت هلال به شمشير نگاه كرد. در نواحى شمالى هم، نگريستن به صورت سادات بعد از روءيت هلال، سنت بود تا بركت و رحمت آورد و در برخى نواحى هم نگريستن به صورت كودكان به خاطر صداقت آنان مرسوم بود و به همين دليل، موقع رفتن براى روءيت هلال، كودكى را نيز با خود به بام مىبردند.
به هر حال، روءيت هلال توسط افراد، براى آنها حجيت شروع ماه را به همراه نداشت و ماوقع، بايد به تأييد و حكم «عالمِ بلد» منتهى مىشد. اگر چنين نمىشد و گواهى گواهان كارگر نمىافتاد و روءيت هلال براى «عالم بلد» مسلم نمىشد، سنت ديگرى به نام «قاصد در كردن» (اعزام قاصد به اطراف) انجام مىشد. اين قاصدان كه از ميان افراد امين انتخاب مىشدند، وظيفه داشتند به اطراف رفته و از جاى ديگر و مهم ترى، حكم حلول ماه را با تأييد مجتهدى ديگر(شفاهاً يا كتباً) بياورند.
به هر حال، بعد از مسلم شدن حلول ماه و ابلاغ حكم آن، رسماً ماه رمضان اعلام مىشد و خبر شروع ماه، با صداى اذان، شليك توپ، صداى نقاره، و يا جار زدن به همه جا پخش مىشد.
در مجموع همه مراسم فوق، در شب قبل از شروع ماه انجام مىشد كه به آن «شب نيت» مىگفتند؛ شبى كه مردم نيت مىكردند تا يك ماه را در طاعات و بندگى خدا سپرى نمايند. عمده آيينهاى «شب نيت»، اكنون با ورود لوازم و تكنولوژى جديد به فراموشى سپرده شده است. آيينهايى مثل جمع شدن در خانه «عالم بلد» يا مسجد و سخنرانى وى، اهداى قرآن و مشخص كردن پيش نماز و مكبر براى محلات و «فيض» گيرى از مالداران براى خرج در ماه رمضان افراد بىبضاعت و ... .
.
عموماً آغاز ماه شعبان،كه طليعه جشنهاى نيمهشعبان است، آغاز دگرگونى عمده در بومِ فرهنگ ايرانى است. تا نيمه شعبان هر سال، به آمادگى براى جشن هر ساله موعود مىگذرد و از نيمه آن به بعد، به آمادگى و آمادهسازى همه چيز براى استقبال از ماه رمضان. آن چه در ميان ماههاى ديگرِ سال، رمضان را اهميت ويژهاى مىبخشد، آيينها و سنتهاى ويژه آمادگى، روزهدارى و بدرقه و عيدگزارى اين ماه است. مناسبتهاى مهم اين ماه از منظر اسلام، مانند نزول قرآن، ضربت خوردن و شهادت حضرت على(ع)، شبهاى قدر و ... نيز مناسبتهاى ديگرى براى بيشتر شدن اهميت اين ماه است.
شايد بتوان آيينهاى رمضان را با توجه به آنچه در گذشته بوده و آنچه امروز باقى است، در دو بخش دستهبندى كرد: «آيينهاى رسمى» و «آيينهاى غيررسمى»؛ كه هر دو دسته البته در يك افق جمع و تعريف مىشوند. آنچه امروزه بيشتر به عنوان آيينهاى رسمى در ماه رمضان و در شهرهاى بزرگ و كوچك شاهد آن هستيم، آيينهايى است كه نسبت كمى با غناى آئينى غير رسمى اين ماه در گذشته دارد. آيينهاى رمضان در گذشته نه چندان دور، بسيار گستردهتر و غنى تر از امروز بود و حلول ماه رمضان، مانند عيد نوروز كه عيد رسمى ايرانيان است، آيينهاى بسيار ويژهاى داشت؛ آيينهايى كه اين نوشته تلاش دارد به اختصار، بخشى از آنها را بازخوانى كند؛ گو اين كه برخى از اين آيينها هم چنان باقى است و يا با رنگ و رونق كمترى در گوشه و كنار شهرهاى دور و روستاها هنوز برگزار مىشود.
الف.آيينهاى پيشواز يا استقبال از رمضان
رمضان در فرهنگ اسلامى عامه، ماهى بزرگ و ارجمند است و بنابراين بايد براى ورود به آن، آيينهاى استقبال ويژهاى را برگزار كرد. از گذشتههاى دور، آيينهاى پيشواز رمضان، آيينهاى پررونقى بوده است و نشانه احترام، عظمت و ارجمندى اين ماه در فرهنگ ما. از جمله اين آيينهاى پيشواز، آيينهاى تطهير و تنظيف است كه گستردگى خاصى داشته است.
1- آيينهاى تطهير و تنظيف (سفيدكارى، گِلكارى، حمامِ روزه، حنابندان)
ورود به ماه رحمت خدا، مقدماتى داشته است كه يكى از آنها تطهير ظاهرِ فردى و بومِ اجتماع بوده است. در گذشته، در نواحى مختلف ايران، خانهتكانى يك رسم پيشوازى مهم براى رمضان بوده است و تقريباً همه خانوادهها به خانهتكانى كامل قبل از رمضان (مانند شب عيد نوروز) اهتمام داشتهاند. اين خانه تكانى، شامل منازل، حجرهها، كاروان سراها، تيمچهها، بازارها و شست و شوى اسباب و وسايل منزل و كار نيز مىشده است. رسومى از اين دست، خاصه در شهرهاى بزرگ، رونق بيشترى داشته است. اما در بسيارى از نقاط ايران، ''سفيد كردن خانه'' در آستانه ماه رمضان يك رسم مألوف بوده است. در آستانه اين ماه، مردم به مرمت ظاهر منازل و سفيد كردن آن با گچ مىپرداختهاند و اين رسم را حرمت و اهتمام مىداشتند. تكاندن فرشها از غبار، نظافت و ... نيز كه پيشتر گفته شد، عموماً همزمان با گچكارى انجام مىشد و جالب آنكه اعتقاد بر اين بود اگر اين كار توسط دختران دمِ بخت انجام شود، بركت رمضان، آنها را تا رمضان ديگر به خانه بخت خواهد فرستاد.
نظافت اماكن عمومى، تكايا، مساجد و ... نيز رسم ديگرى بوده كه اگر چه امروز از آن آثارى باقى است (نظافت مساجد)، اما در گذشته بيشتر رونق داشته است. مراسم «گِلكارى» مساجد نيز، كه در ايام قبل از رمضان برگزار مىشد و طى آن ظاهر مسجد را پيراسته و با نوعى گل و گچ مىاندودند، يك سنت ثابت در گذشته بوده است.
تطهير فيزيكى و شستن تن نيز يك سنت بزرگ ديگر بوده است. «حمام روزه» يعنى رفتن به حمام قبل از رمضان و به پيشواز آن، يك سنت مهم بوده است كه با «حمام عيد نوروز» برابر بوده است. رفتن به «حمام روزه»، البته دو وجه داشته است: نخست اين عقيده، كه بايد ظاهر و تن را نيز براى ورود و استفاده بهتر از ماه رمضان از پليدىها تطهير كرد و دوم بجا آوردن «غسل نيت» ماه رمضان. غسل نيت روزه، تقريباً اگر چه از مستحبات وقت بوده، اما در حد واجبات، مورد اهتمام و توجه قرار مىگرفته است.
در كنار «حمام روزه»، آرايش خانمها و زينتآرايى آنها نيز از سنتهاى مرسوم بوده است. مراسم عمومى «حنابندان» نيز مشتركاً براى زنان و مردان اجرا مىشده و اعتقاد عمومى بر آن بوده است كه كسى كه ناخنش حنا نداشته باشد، وقتى دستش را در ماه رمضان به سمت آسمان بلند مىكند، از رحمت و اجابت خدا بىنصيب است.
2. ساير آيينها (نان رمضان، رشتهبرى، آشتىكنان، كلوخاندازان، روزه پيشوازى)
از سنتهاى رايج ديگر در پيشواز رمضان، تداركها و آمادگىهاى خانواده بوده است. تهيه مايحتاج رمضان، سنتى بوده كه هنوز هم باقى است. بسيارى از خانوادهها، قبل از رمضان و در روزههاى آخر شعبان، «نان رمضان» را مىپختند و وسايل و تداركات لازم را تهيه مىديدند. نان رمضان نيز، البته با نان ساير ايام سال تفاوت داشت و پرمايهتر بود. از جمله مراسم تقريباً عمومى ديگر براى رمضان، علاوه بر نان رمضان، مراسم «رشته برى» بود كه تقريباً در همه نواحى ايران رواج داشت. براى تهيه آش كه پاى ثابت سفرههاى افطار است، قبل از رمضان، مراسم «رشتهبرى» گاه به صورت عمومى و گاه خصوصى تدارك مىشده است. خانوارها يا تعدادى از آنها با هم، خمير رشته را تهيه مىديدند و پس از آن، فردى كه تبحر خاصى در رشتهبرى داشت و به او «رشتهبر» مىگفتند، خميرها را مىبريد و رشته آش تهيه شده را به نسبت سهم خانوادهها تقسيم مىكرد. در مواردى نيز، خانمهاى آشنا، خودشان اين كار را در منازل انجام مىدادند.
سنت مهم و شايسته ديگرى كه در ايران رواج داشت و امروز رگههاى ضعيفى از آن باقى است، مراسم «آشتىكنان» بود. هر سال در آستانه رمضان، بزرگان هر منطقه به سراغ خانوادهها، زن و شوهرها و كسانى كه با هم كدورتى داشتند رفته و آنها را براى ورود به رمضان، آشتى مىدادند و اعتقاد داشتند كسانى كه با داشتن كدورت از يكديگر به رمضان وارد شوند، طاعات مقبولى نخواهند داشت. جالب آنكه در بسيارى از موارد، حتى كسانى كه كسى از كدورت آنها خبر نداشت، خود براى برگزارى اين رسم، پيغام مىفرستادند و به انجام آن اهتمام داشتند.
اين رسم در كنار سنت حسنه «عيادت از بيماران به صورت جمعى» و كمك به ماديات و معاش آنان، از رسوم ثابت ديگر پيشوازى رمضان بود.
رسم و سنت مهم ديگر، كه به نوعى تكمله سنت نيكِ «آشتىكنان» بود، آيين «كلوخاندازن» بود. اين آيين كه در بخشهايى از جنوب و نواحى مركزى ايران مورد استقبال فراوان بود، بر اين اساس استوار بود كه روز قبل از شروع ماه يا دو روز مانده به شروع ماه را بايد به طبيعت رفت و به شادى و نشاط پرداخت و با خوردن دوستداشتنىترين چيزها و تمتع كامل دنيوى، چشم را سير كرد تا در ماه رمضان بر ماديات و تنعمات هوس نورزد. بر همين اساس، در روزهاى مذكور، خانوادهها به صورت دستهجمعى به طبيعت مىرفتند و ضمن تفريح و تغذيه و ... كدورتهاى باقى مانده را نيز فرو مىشستند و براى ماه رمضان ازهر حيث آماده مىشدند. جالب اين كه كسانى كه مراسم آشتىكنان آنها برگزار شده بود، عموماً ميهمان ويژه فاميل يا دوستان بودند. اين مراسم، در بخشهاى مختلف نامهاى متفاوتى داشت كه از جمله در تهران و قزوين به مراسم «گلخندانى» مشهور بود. اگر هم ماه رمضان در زمستان واقع شده بود، مراسم با جمع شدن در يك خانه بزرگ و اعيانى برگزار مىشد.
تفريح، مطايبه، خوردن و آشاميدن همه نوع مواد خوراكى و نوشيدنى و بازىهاى مختلف، از مراسم اين روز بود و خواندن اين شعر نيز در اين روز و در اول وقت مراسم، مرسوم بود:
صد مژده كه ماه رمضان مىآيد رحمت زخدا به بندگان مىآيد
شد گردش و تفريح در اين ماه حرام چون قتل امام شيعيان مىآيد
گرفتن «روزه پيشوازى» نيز از آيينهاى ديگرى بود كه براى ايجاد آمادگى در افراد جهت ورود به ماه رمضان مرسوم بود و امروز هم البته هنوز باقى است. اما يك تفاوت عمده آن با روز پيشوازى امروز، اين بود كه افطار روزهدار در روزه پيشوازى، فقط آب و خرما بود و غذاى افطار يا افطارى براى وى تدارك نمىشد و در واقع روزه او بايد با غذاى سحرى روز اول رمضان گشوده مىشد. در حقيقت، اين روزه جز مقدارى آب و خرما تا سحر روز اول رمضان ادامه داشت.
ب.آيينهاى شروع ماه و روءيت هلال
شروع ماه رمضان و روءيت هلال ماه، در همه دورهها، آيينهاى ويژهاى داشته است. درست است كه امروزه مردم در شب ماه رمضان از طريق تلويزيون و راديو مطلع مىشوند كه فردا شروع رمضان است يا نه و روءيت هلال توسط مراجع تقليد صورت گرفته و مسلم شده يا خير، اما در گذشته، شروع ماه و روءيت هلال، آيينهاى ويژهاى داشته است كه امروز تقريباً به كلى از بين رفته اند.
آيينهاى روءيت هلال (روءيت، قاصد در كردن، شب نيت)
در شهرهاى بزرگ، روءيت هلال توسط «عالمِ بلد» انجام مىشد. «عالم بلد»، يا خود، مجتهد جامعالشرايط بود و سخنش مورد قبول همه و يا نماينده مجتهدى از اين دست بود. به هر حال، روءيت هلال بايد براى«عالم بلد» مسلم مىشد و او حكم به حلول ماه رمضان مىداد. البته آيينهاى پيوسته با روءيت هلال نيز توسط خود مردم انجام مىشد. مردم از غروب روز آخر شعبان به بامها و نقاط بلند مىرفتند و در جستجوى هلال ماهِ نو، چشم به آسمان مىدوختند. اين روءيت هلال نيز در هر منطقه، آيينهاى خاصى داشت. در مناطق مركزى ايران، مردم با سينى قرآن و آينه و سبزه به پشتبامها رفته و در آينه مىنگريستند تا ماه را در آن ببينند. بعد قرآن را باز مىكردند و به آن نگاه مىكردند و بعد سبزه را در آب مىانداختند. در نواحى جنوب ايران نيز مردم معتقد بودند كه بايد بعد از روءيت هلال به شمشير نگاه كرد. در نواحى شمالى هم، نگريستن به صورت سادات بعد از روءيت هلال، سنت بود تا بركت و رحمت آورد و در برخى نواحى هم نگريستن به صورت كودكان به خاطر صداقت آنان مرسوم بود و به همين دليل، موقع رفتن براى روءيت هلال، كودكى را نيز با خود به بام مىبردند.
به هر حال، روءيت هلال توسط افراد، براى آنها حجيت شروع ماه را به همراه نداشت و ماوقع، بايد به تأييد و حكم «عالمِ بلد» منتهى مىشد. اگر چنين نمىشد و گواهى گواهان كارگر نمىافتاد و روءيت هلال براى «عالم بلد» مسلم نمىشد، سنت ديگرى به نام «قاصد در كردن» (اعزام قاصد به اطراف) انجام مىشد. اين قاصدان كه از ميان افراد امين انتخاب مىشدند، وظيفه داشتند به اطراف رفته و از جاى ديگر و مهم ترى، حكم حلول ماه را با تأييد مجتهدى ديگر(شفاهاً يا كتباً) بياورند.
به هر حال، بعد از مسلم شدن حلول ماه و ابلاغ حكم آن، رسماً ماه رمضان اعلام مىشد و خبر شروع ماه، با صداى اذان، شليك توپ، صداى نقاره، و يا جار زدن به همه جا پخش مىشد.
در مجموع همه مراسم فوق، در شب قبل از شروع ماه انجام مىشد كه به آن «شب نيت» مىگفتند؛ شبى كه مردم نيت مىكردند تا يك ماه را در طاعات و بندگى خدا سپرى نمايند. عمده آيينهاى «شب نيت»، اكنون با ورود لوازم و تكنولوژى جديد به فراموشى سپرده شده است. آيينهايى مثل جمع شدن در خانه «عالم بلد» يا مسجد و سخنرانى وى، اهداى قرآن و مشخص كردن پيش نماز و مكبر براى محلات و «فيض» گيرى از مالداران براى خرج در ماه رمضان افراد بىبضاعت و ... .
.
Comment