هويت شناسي مذهبي و باورهاي ديني ايرانيان
هر جا كه قوم آريايي مطرح بوده است، تفكر مزدايي حاكم بوده است، يعني ، خداپرستي وجود داشته است . به عبارت ديگر، بين قوم* آريايي و آيين به اصطلاح مزدايي يك پيوند لاينفكي وجود داشته است . آريائي*ها را با گرايش به اهورامزدا مي شناختند . هر كجا كه مفهوم آريايي مطرح شده، در كنار اين مفهوم، يك تفكر ديني حاكم بوده است .*
قبل از اينكه وارد بحث هويت ايراني بشويم، لازم است به بحث پيرامون مفهوم هويت و چالشها وپارادوكسهايي كه هويت با آن مواجه است بپردازيم . هويت چيست؟ آيا از لحاظ معرفت شناسي و فلسفي، چيزي بنام هويت وجود دارد يا خير؟ آيا هويت معطوف به تداوم و استمرار است يا معطوف به تغيير و تحول؟ عنصر ثابت آن مجاست و عنصر تحول آن كجاست؟ اين موضوع مورد بحث و چالشهاي فراواني قرار گرفته است و هنوز هم به رغم اينكه در اين خصوص پوسته اي از اتفاق نظر شكل گرفته، اما در لايه هايي هنوز اختلاف نظر وجود دارد .
قبل از اينكه وارد بحث هويت ايراني بشويم، لازم است به بحث پيرامون مفهوم هويت و چالشها وپارادوكسهايي كه هويت با آن مواجه است بپردازيم . هويت چيست؟ آيا از لحاظ معرفت شناسي و فلسفي، چيزي بنام هويت وجود دارد يا خير؟ آيا هويت معطوف به تداوم و استمرار است يا معطوف به تغيير و تحول؟ عنصر ثابت آن مجاست و عنصر تحول آن كجاست؟ اين موضوع مورد بحث و چالشهاي فراواني قرار گرفته است و هنوز هم به رغم اينكه در اين خصوص پوسته اي از اتفاق نظر شكل گرفته، اما در لايه هايي هنوز اختلاف نظر وجود دارد .
اگر بخواهيم به معناي لغوي هويت توجه كنيم، تا حدي مي توان از معناي لغوي آن چيزهايي را استنباط كرد. فرهنگ معين واژه هويت را چنين تعريف كرده است : آنچه كه موجب شناسايي شخص باشد . يعني آنچه كه باعث تمايز يك فرد از ديگري باشد . پس هويت در خلاء مطرح نمي شود. حتماً يك خود وجود دارد و يك غير و گرنه شناسايي ، معنا پيدا نمي كند. هويت بيشتر در زمينه*هاي اجتماعي است كه جاي بحث دارد . فرهنگ آكسفورد ، به عنوان چيستي و كيستي فرد از هويت ياد مي كند. كيسيتي! چيستي! به تعبير رساي ويليام هانوي، كه يكي از ايرانشناسان و شرق شناسان شهير است، ما تا ندانيم كه بوديم، نمي توانيم بدانيم كه هستيم، يعني شناخت هستي ما در گرو شناخت تاريخي ماست و تا ندانيم كه چگونه در جايي كه هستيم رسيده*ايم نمي*توانيم بدانيم كه كجا مي*رويم. اين ، سخن پرمعنا و پرمغزي است . ما هر كجا كه مي خواهيم برويم، چه در قالب توسعه اقتصادي، توسعه سياسي يا توسعه فرهنگي، اول بايد ببينيم كه در تاريخ چه بوده ايم. چگونه به اينجايي كه الان هستيم، رسيده ايم؟ اين گذشته را بايد خوب شناخت . واژه نامه: انديشه اجتماعي مي نويسد؟ هويت مشتق از ريشه لاتين است به معناي تشابه و تداوم. يعني هم در آن يك اشتراك وجود دارد و هم يك استمرار و پايايي . به عبارتي آنچه در طول تاريخ ثابت و مشترك مانده و تحول و دگرگوني تاريخي روي آن اثر نگذاشته است . به لحاظ عرضي نيز مي تواند به معناي وحدت ( تشابه ) در عين كثرت باشد .
اولين باري كه مفهوم هويت مطرح مي شود بر مي گردد به انتشار كتابي بنام جماعت تنها در 1950 ميلادي و كتاب ديگري در سال 1960 بنام (هويت و اضطراب) اين مفهوم ابتداً براي دستيابي سياهان، يهوديان و اقليت هاي دنيي به امري مطرح مي شود كه بتواند به درك خويشتن تاريخي و مقاومت آنان در مقابل كساني كه حالت تهاجم نسبت به آنها داشتند، بيانجامد و در وادي علوم اجتماعي ، هم روانشاسان و هم جامعه شناسان به مفهوم هويت توجه كرده اند. مي دانيد كه در روانشناسي فرويد و اريكسون دو تن از روانشاساني هستند كه توجه ويژه اي به هويت دارند و هويت را به عنوان يك امر ايستا نمي بينند. يعني اين خود را به عنوان يك امر ايستا تعريف نكردند. مي دانيد كه وقتي فرويد بحث خود را مطرح مي كند، در كنار اين يك نهاد و ( فراخود ) را مطرح مي كند ، كه مي گويد برآيند فراخود و نهاد چزي را در ضمير خودآگاه شكل مي دهد بنام خود . اريكسون هويت را فرآيند مستتر در فرد و فعاليتهاي جمعي او مي بيند. اما بحث بنده از زاويه روانشاسي نيست، بلكه از زاويه يك شاگرد جامعه شناسي به هويت نگاه مي*كنم*. بايد ديد در تئوري*هاي علوم اجتماعي ، كدام تئوري مي تواند حداقل يك كمك اجمالي در اين خصوص به ما بكند؟
در بين مكاتبي كه به مفهوم هويت توجه كرده اند مكتبي به نام (مكتب كنش متقابل نمادين) وجود دارد كه متفكراني نظير ميد و ويليام جيمز و غيره در آن هستند. مفهوم محوري هويت خود است . ويليام جيمز مي*گويد آنجا كه من بتوانم بگويم كه اين من واقعي من است*، آنجا هويت است . بنظر اين رويكرد وقتي كه ما مي*گوييم اين من هستم اين من در خلاء شكل نگرفته و با شما متولد نشده است . اين من در ارتباط با ديگري (---) شكل مي*گيرد . يعني ، خود ---- برآيند يك --- و يك --- است . من مي*خواهم همين را اساس بحث قرار دهم . يك – يا من فاعلي داريم و يك --- منفعل . - به جنبه نمادين و خلاق ما، يعني جنبه نوآوري، خلاقيت و بديع بودن ما بر مي گردد. اما --- ما به ارتباطات اجتماعي ، شبكه تعاملات و فرآيندهاي اجتماعي رجوع مي*كند . جيمز معتقد است كه خود (---) بر آيند --- و --- است*. ممكن است در يكي --- كم رنگ باشد و --- پررنگ و در ديگري بر عكس. در اينجا ما در مفهوم هويت به هويت ايراني. هويت ملي، تاريخي يا فرهنگي، پا را از روانشناسي فراتر مي گذاريم . اگر در روانشناسي ما صرفاً صحبت از من فردي مي كنيم، در هويت ايراني صحبت از يك فرد خاص ايراني نيست، بلكه صحبت از هويت جمعي ايراني يا هويت فرهنگي يا هويت تاريخي يا هويت ملي است . پس آن چيزي كه مورد نظر ماست هويت جمعياست . در شناخت هويت جمعي ايراني، بايد توجه داشته باشيم كه خود اين هويت ايراني يا هويت ملي يا هر هويت جمعي ديگر، يك --- دارد و يك ---. و اين نكته اي اساسي است . بايد ببينيم --- و --- اين هويت كجاست. بدون ترديد، --- آنمتغير است، --- جمعي ما متغير و تحت تأثير شرايط، زمينه ها و نيازهاي تاريخي ، سياسي ، اجتماعي و اقتصادي است . اما اين نافي آن --- يا آن عنصر ثابت نيست .
هر جا كه قوم آريايي مطرح بوده است، تفكر مزدايي حاكم بوده است، يعني ، خداپرستي وجود داشته است . به عبارت ديگر، بين قوم* آريايي و آيين به اصطلاح مزدايي يك پيوند لاينفكي وجود داشته است . آريائي*ها را با گرايش به اهورامزدا مي شناختند . هر كجا كه مفهوم آريايي مطرح شده، در كنار اين مفهوم، يك تفكر ديني حاكم بوده است .*
قبل از اينكه وارد بحث هويت ايراني بشويم، لازم است به بحث پيرامون مفهوم هويت و چالشها وپارادوكسهايي كه هويت با آن مواجه است بپردازيم . هويت چيست؟ آيا از لحاظ معرفت شناسي و فلسفي، چيزي بنام هويت وجود دارد يا خير؟ آيا هويت معطوف به تداوم و استمرار است يا معطوف به تغيير و تحول؟ عنصر ثابت آن مجاست و عنصر تحول آن كجاست؟ اين موضوع مورد بحث و چالشهاي فراواني قرار گرفته است و هنوز هم به رغم اينكه در اين خصوص پوسته اي از اتفاق نظر شكل گرفته، اما در لايه هايي هنوز اختلاف نظر وجود دارد .
قبل از اينكه وارد بحث هويت ايراني بشويم، لازم است به بحث پيرامون مفهوم هويت و چالشها وپارادوكسهايي كه هويت با آن مواجه است بپردازيم . هويت چيست؟ آيا از لحاظ معرفت شناسي و فلسفي، چيزي بنام هويت وجود دارد يا خير؟ آيا هويت معطوف به تداوم و استمرار است يا معطوف به تغيير و تحول؟ عنصر ثابت آن مجاست و عنصر تحول آن كجاست؟ اين موضوع مورد بحث و چالشهاي فراواني قرار گرفته است و هنوز هم به رغم اينكه در اين خصوص پوسته اي از اتفاق نظر شكل گرفته، اما در لايه هايي هنوز اختلاف نظر وجود دارد .
اگر بخواهيم به معناي لغوي هويت توجه كنيم، تا حدي مي توان از معناي لغوي آن چيزهايي را استنباط كرد. فرهنگ معين واژه هويت را چنين تعريف كرده است : آنچه كه موجب شناسايي شخص باشد . يعني آنچه كه باعث تمايز يك فرد از ديگري باشد . پس هويت در خلاء مطرح نمي شود. حتماً يك خود وجود دارد و يك غير و گرنه شناسايي ، معنا پيدا نمي كند. هويت بيشتر در زمينه*هاي اجتماعي است كه جاي بحث دارد . فرهنگ آكسفورد ، به عنوان چيستي و كيستي فرد از هويت ياد مي كند. كيسيتي! چيستي! به تعبير رساي ويليام هانوي، كه يكي از ايرانشناسان و شرق شناسان شهير است، ما تا ندانيم كه بوديم، نمي توانيم بدانيم كه هستيم، يعني شناخت هستي ما در گرو شناخت تاريخي ماست و تا ندانيم كه چگونه در جايي كه هستيم رسيده*ايم نمي*توانيم بدانيم كه كجا مي*رويم. اين ، سخن پرمعنا و پرمغزي است . ما هر كجا كه مي خواهيم برويم، چه در قالب توسعه اقتصادي، توسعه سياسي يا توسعه فرهنگي، اول بايد ببينيم كه در تاريخ چه بوده ايم. چگونه به اينجايي كه الان هستيم، رسيده ايم؟ اين گذشته را بايد خوب شناخت . واژه نامه: انديشه اجتماعي مي نويسد؟ هويت مشتق از ريشه لاتين است به معناي تشابه و تداوم. يعني هم در آن يك اشتراك وجود دارد و هم يك استمرار و پايايي . به عبارتي آنچه در طول تاريخ ثابت و مشترك مانده و تحول و دگرگوني تاريخي روي آن اثر نگذاشته است . به لحاظ عرضي نيز مي تواند به معناي وحدت ( تشابه ) در عين كثرت باشد .
اولين باري كه مفهوم هويت مطرح مي شود بر مي گردد به انتشار كتابي بنام جماعت تنها در 1950 ميلادي و كتاب ديگري در سال 1960 بنام (هويت و اضطراب) اين مفهوم ابتداً براي دستيابي سياهان، يهوديان و اقليت هاي دنيي به امري مطرح مي شود كه بتواند به درك خويشتن تاريخي و مقاومت آنان در مقابل كساني كه حالت تهاجم نسبت به آنها داشتند، بيانجامد و در وادي علوم اجتماعي ، هم روانشاسان و هم جامعه شناسان به مفهوم هويت توجه كرده اند. مي دانيد كه در روانشناسي فرويد و اريكسون دو تن از روانشاساني هستند كه توجه ويژه اي به هويت دارند و هويت را به عنوان يك امر ايستا نمي بينند. يعني اين خود را به عنوان يك امر ايستا تعريف نكردند. مي دانيد كه وقتي فرويد بحث خود را مطرح مي كند، در كنار اين يك نهاد و ( فراخود ) را مطرح مي كند ، كه مي گويد برآيند فراخود و نهاد چزي را در ضمير خودآگاه شكل مي دهد بنام خود . اريكسون هويت را فرآيند مستتر در فرد و فعاليتهاي جمعي او مي بيند. اما بحث بنده از زاويه روانشاسي نيست، بلكه از زاويه يك شاگرد جامعه شناسي به هويت نگاه مي*كنم*. بايد ديد در تئوري*هاي علوم اجتماعي ، كدام تئوري مي تواند حداقل يك كمك اجمالي در اين خصوص به ما بكند؟
در بين مكاتبي كه به مفهوم هويت توجه كرده اند مكتبي به نام (مكتب كنش متقابل نمادين) وجود دارد كه متفكراني نظير ميد و ويليام جيمز و غيره در آن هستند. مفهوم محوري هويت خود است . ويليام جيمز مي*گويد آنجا كه من بتوانم بگويم كه اين من واقعي من است*، آنجا هويت است . بنظر اين رويكرد وقتي كه ما مي*گوييم اين من هستم اين من در خلاء شكل نگرفته و با شما متولد نشده است . اين من در ارتباط با ديگري (---) شكل مي*گيرد . يعني ، خود ---- برآيند يك --- و يك --- است . من مي*خواهم همين را اساس بحث قرار دهم . يك – يا من فاعلي داريم و يك --- منفعل . - به جنبه نمادين و خلاق ما، يعني جنبه نوآوري، خلاقيت و بديع بودن ما بر مي گردد. اما --- ما به ارتباطات اجتماعي ، شبكه تعاملات و فرآيندهاي اجتماعي رجوع مي*كند . جيمز معتقد است كه خود (---) بر آيند --- و --- است*. ممكن است در يكي --- كم رنگ باشد و --- پررنگ و در ديگري بر عكس. در اينجا ما در مفهوم هويت به هويت ايراني. هويت ملي، تاريخي يا فرهنگي، پا را از روانشناسي فراتر مي گذاريم . اگر در روانشناسي ما صرفاً صحبت از من فردي مي كنيم، در هويت ايراني صحبت از يك فرد خاص ايراني نيست، بلكه صحبت از هويت جمعي ايراني يا هويت فرهنگي يا هويت تاريخي يا هويت ملي است . پس آن چيزي كه مورد نظر ماست هويت جمعياست . در شناخت هويت جمعي ايراني، بايد توجه داشته باشيم كه خود اين هويت ايراني يا هويت ملي يا هر هويت جمعي ديگر، يك --- دارد و يك ---. و اين نكته اي اساسي است . بايد ببينيم --- و --- اين هويت كجاست. بدون ترديد، --- آنمتغير است، --- جمعي ما متغير و تحت تأثير شرايط، زمينه ها و نيازهاي تاريخي ، سياسي ، اجتماعي و اقتصادي است . اما اين نافي آن --- يا آن عنصر ثابت نيست .


Comment