haa...volla..man hichi nagereftan az chizaie ke gofti..
Announcement
Collapse
No announcement yet.
Do U BeLeIvE In GhOsTs
Collapse
X
-
are...chetor???Originally posted by Hamidjanmigam shoma ta hala tajrobeye ertebat ba rooh ra dashtid? manzooram in modeli hast ke yek seri horoof migozarand va micharkhe va az in joor chiza? tahala kesi baratoon in kar ra kardeh va ya khodetoon anjamesh dadid?Love like you never got hurtwork like you don't need the moneyDance like no one is watching
تا عاقلان راهی برای یکبار خندیدن پیدا کنند دیوانگان هزار بار خندیده اند
Comment
-
are ...chetor mage...........Originally posted by Hamidjanmigam shoma ta hala tajrobeye ertebat ba rooh ra dashtid? manzooram in modeli hast ke yek seri horoof migozarand va micharkhe va az in joor chiza? tahala kesi baratoon in kar ra kardeh va ya khodetoon anjamesh dadid?Love like you never got hurtwork like you don't need the moneyDance like no one is watching
تا عاقلان راهی برای یکبار خندیدن پیدا کنند دیوانگان هزار بار خندیده اند
Comment
-
hala ye chizi man begam..in aghaye hendi kamelan dorost mige...va dorostam mige ke behtare az in kar ejtenab kard...faghat in kar baraye kasayee hast ke zarfiat in karo daran...Originally posted by Hamidjanman dar morede ehzare rooh ba yek hendi sohbat kardam. migoft 99% az kasani ke ehzare rooh mikonand, dar haghighat gire jen miyoftand. jen-ha omri toolani darand va baraye hamin, be aghlabe porsesh-haye shoma ke az roohetan miporsid, pasokhi dorost midahand. in marde hendi tosiye mikard in kar ra nakonid.Love like you never got hurtwork like you don't need the moneyDance like no one is watching
تا عاقلان راهی برای یکبار خندیدن پیدا کنند دیوانگان هزار بار خندیده اند
Comment
-
انواع تظاهرات ارواح
تصويرها , صداها و بوها:
افراد معملا چنين مي پندارند که ارواح موجوداتي اثيري (رقيق ) هستند که بدون ايجاد سر و صدا از اين سوي اتاق به آن سوي اتاق پرواز مي کنند. اما واقعيت آن است که بسياري از ارواح هرگز ديده نمي شوند اما در عوض قابل شنيد , لمس کردن , حس شدن و داراي بو هستند.
ارواح شنيداري :
ارواح شنيداري آن دسته از ارواح هستند که صداي آنها به گوش مي رسد اما هرگز ديده نميشوند . بهترين نمونه از اين نوع ارواح ((بانشي )) نام دارد. اين روح که ذکر آن در اساطير ايرلندي نيز رفته است , مدام شيون و زاري مي کند و فقط از سوي اعضاي نزديک فاميلقابل شنيدن است. موارد بسياري وجود دارد که افراد صداهايي را از آدم هاي محبوب و مورد علاقه خود , در هنگام خواب يا بيداري , مي شنوند و اين در حالي است که دارنده صدا يا مرده و يا در آن محل حضور ندارد.
ارواح بويايي :
ارواح بويايي آن دسته از ارواحي هستند که ديده نمي شوند اما بوي آنها استشمام ميشود. در اواخر قرن نوزدهم ميلادي يک امپراتريس فرانسوي به اسم يوجين فرزند پسر خود را به هنگام تجاوز ارتش بريتانيا در سال 1879 در ((زولولند)) از دست داد. شاهزاده را در همان ميدان نبرد دفن کرده و دور گور او را سنگ چين کردند تا محل دفن مشخص باشد. امپراتريس يوجين سال بعد به ديدن ((زولولند)) محل قتل و مدفن پسر محبوبش رفت . امپراتريس هنگامي که دريافت محل دفن پسرش را گياهان پوشانيده اند بطوري که يافتن سنگ چين دور قبر امکان پذير نيست , به شدت پريشان و افسرده شد. اما در همين احوال امپراتريس بيني خود را به سوي جريان هوا گرفت و فرياد بر آورد:__من رايحه گل هاي بنفشه را استشمام مي کنم اين گل ها گل هاي محبوب پسرم بودند.)) امپراتريس اين رايحه را دنبال کرد و از اين طريق توانست قبر فرزند خود را بيابد.
ارواح بساوايي:
ارواح بساوايي ارواحي هستند که ديده نمي شوند اما لمس مي شوند . در سال 1993 شعله هاي ويرانگر آتش , خانه اي را که خانواده ((دوگين)) در آن زندگي ميکردند فراگرفت. والدين توانستند جان خود و سه فرزند خويش را نجات بدهند اما بچه چهارم که از همه کوچکتر بود و ميشله نام داشت , دراتاق خود به دام افتاده بود. اعضاي خانواده از بيرون شاهد گسترش آتش به سوي اتاق ميشله بودند . ميشله 8 ساله دستان خور را به نشانه تقاضاي کمک به سوي پنجره دراز کرده بود اما کاري از دست هيچ کس ساخته نبود . در همين لحظات ناگهان چيزي در پست پنجره ظاهر شد و سپس ميشله از پشت پنجره به داخل حيات خانه پرتاب گرديد . ميشله با کمال تعجب هيچ آسيبي نديده بود. دخترک بعدا ادعا کرد که در آن لحظات که آتش به او نزديک تر مي شد , ناگهان مادر بزرگش را ديد که به سوي او آمد و وي را بلند کرد و از پنجره به داخل حيات پرتاب کرد. اين در حالي بود که مادر بزرگ ميشله سال ها قبل از وقوع اين حادثه فوت کرده بود.
ارواح در عکس ها:
دراره اي از موارد تصاوير ارواح که با چشم غير مسلح قابل مشاهده نيستند , بر روي فيلم عکاسي ظاهر مي شوند . با وصف اين بسياري از عکس هايي که از ارواح گرفته شده هرگز مورد تاييد قرار نگرفته است. در واقع اين به اصطلاح (( ارواح )) هرچيزي از بند دوربين و لکه روي عدسي گرفته تا نور اضافي و بخار نفس عکاس بوده اند , بجز ارواح واقعي. اما لوئيس و شارون گريو , رهبران ((انجمن شکارچيان ارواح فيلادلفيا)) ادعا مي کنند که آنها به صورت منظمي از اواح عکس گرفته اند, در حالي که اين ارواح با چشم غير مسلح قابل مشاهده نبودند. اين دو عکاس هم اينک مجموعه اي از عکس هاي ارواح را در اختيار داردند . گرچه در بسياري از عکس ها چيز هايي شبيه قطرات آب , دود , يا نور اضافي به چشم مي خورد اما در درستي برخي از عکس ها نمي توان ترديد کرد , شايد اين عکس ها ثبت واقعي تصاويري از پديده هاي ماوراء الطبيعه اي باشد.
قلعه هستينگز :
يکي از روزهاي تابستان 1976 , دو توريست که مشغول بازديد از قلعه هستينگز بودند از يکديگر عکاسي کردند و سپس از يک توريست ديگر خواستند که يک عکس دوتايي از آنها بگيرد. بعدا هنگامي که عکس ها چاپ شدند , در تمامي عکس ها يک چهره ديگر هم در کنار اين دو توريست به چشم مي خورد. اين چهره متعلق به زني بود که لباس راهبه ها را بر تن داشت و درست در پشت دو توريست ايستاده بود . کارشناسان عکاسي در درستي عکس ها هيچ ترديدي نداشتند. تحقيقات بعدي نشان داد که ساکنان اطراف قلعه هستينگز هر از چند گاه شاهدر ظاهر شدن يک روح راهبه اي در لباس قهوه اي بوده اند. آنها اضافه کرده اند که اين روح را در مدخل يک سياهچال قديمي در حال حفر زمين مشاهده کرده اند.
ثبت بر روي فيلم:
در سپتامبر سال 1933 , ناگهان يک باشگاه در شمال انگلستان تصوير آدم ناشناسي را که در بيرون باشگاه استاده بود و توسط دوربين ويريويي امنيتي گرفته شده بود , بر روي مانيتور خود مشاهده کرد. نگهبان بلافاصله موضوع را مورد بررسي قرار داد اما نتوانست هيچ نشانه و مدرکي بيابد که آن فرد واقعا در جلوي دوربين مخفي حضور داشته است. نگهبان بعدا به دفتر کار خود بازگشت و باز تصوير همان فرد را بر روي مانيتور خود مشاهده کرد. در واقع اين تصوير , تصوير يک روح بود که براي چند دقيقه بر روي مانيتور ظاهر شده بود. سر و کله اين شبح ماه بعد باز به همين ترتيب پيدا شد. کارشناسان پس از ارزيابي دقيق نوار ويديويي مذکور نتوانستند هيچ توضيح علمي و قانع کننده اي در اين خصوص ارايه کنند.انواع تظاهرات ارواح
تصويرها , صداها و بوها:
افراد معملا چنين مي پندارند که ارواح موجوداتي اثيري (رقيق ) هستند که بدون ايجاد سر و صدا از اين سوي اتاق به آن سوي اتاق پرواز مي کنند. اما واقعيت آن است که بسياري از ارواح هرگز ديده نمي شوند اما در عوض قابل شنيد , لمس کردن , حس شدن و داراي بو هستند.
ارواح شنيداري :
ارواح شنيداري آن دسته از ارواح هستند که صداي آنها به گوش مي رسد اما هرگز ديده نميشوند . بهترين نمونه از اين نوع ارواح ((بانشي )) نام دارد. اين روح که ذکر آن در اساطير ايرلندي نيز رفته است , مدام شيون و زاري مي کند و فقط از سوي اعضاي نزديک فاميلقابل شنيدن است. موارد بسياري وجود دارد که افراد صداهايي را از آدم هاي محبوب و مورد علاقه خود , در هنگام خواب يا بيداري , مي شنوند و اين در حالي است که دارنده صدا يا مرده و يا در آن محل حضور ندارد.
ارواح بويايي :
ارواح بويايي آن دسته از ارواحي هستند که ديده نمي شوند اما بوي آنها استشمام ميشود. در اواخر قرن نوزدهم ميلادي يک امپراتريس فرانسوي به اسم يوجين فرزند پسر خود را به هنگام تجاوز ارتش بريتانيا در سال 1879 در ((زولولند)) از دست داد. شاهزاده را در همان ميدان نبرد دفن کرده و دور گور او را سنگ چين کردند تا محل دفن مشخص باشد. امپراتريس يوجين سال بعد به ديدن ((زولولند)) محل قتل و مدفن پسر محبوبش رفت . امپراتريس هنگامي که دريافت محل دفن پسرش را گياهان پوشانيده اند بطوري که يافتن سنگ چين دور قبر امکان پذير نيست , به شدت پريشان و افسرده شد. اما در همين احوال امپراتريس بيني خود را به سوي جريان هوا گرفت و فرياد بر آورد:__من رايحه گل هاي بنفشه را استشمام مي کنم اين گل ها گل هاي محبوب پسرم بودند.)) امپراتريس اين رايحه را دنبال کرد و از اين طريق توانست قبر فرزند خود را بيابد.
ارواح بساوايي:
ارواح بساوايي ارواحي هستند که ديده نمي شوند اما لمس مي شوند . در سال 1993 شعله هاي ويرانگر آتش , خانه اي را که خانواده ((دوگين)) در آن زندگي ميکردند فراگرفت. والدين توانستند جان خود و سه فرزند خويش را نجات بدهند اما بچه چهارم که از همه کوچکتر بود و ميشله نام داشت , دراتاق خود به دام افتاده بود. اعضاي خانواده از بيرون شاهد گسترش آتش به سوي اتاق ميشله بودند . ميشله 8 ساله دستان خور را به نشانه تقاضاي کمک به سوي پنجره دراز کرده بود اما کاري از دست هيچ کس ساخته نبود . در همين لحظات ناگهان چيزي در پست پنجره ظاهر شد و سپس ميشله از پشت پنجره به داخل حيات خانه پرتاب گرديد . ميشله با کمال تعجب هيچ آسيبي نديده بود. دخترک بعدا ادعا کرد که در آن لحظات که آتش به او نزديک تر مي شد , ناگهان مادر بزرگش را ديد که به سوي او آمد و وي را بلند کرد و از پنجره به داخل حيات پرتاب کرد. اين در حالي بود که مادر بزرگ ميشله سال ها قبل از وقوع اين حادثه فوت کرده بود.
ارواح در عکس ها:
دراره اي از موارد تصاوير ارواح که با چشم غير مسلح قابل مشاهده نيستند , بر روي فيلم عکاسي ظاهر مي شوند . با وصف اين بسياري از عکس هايي که از ارواح گرفته شده هرگز مورد تاييد قرار نگرفته است. در واقع اين به اصطلاح (( ارواح )) هرچيزي از بند دوربين و لکه روي عدسي گرفته تا نور اضافي و بخار نفس عکاس بوده اند , بجز ارواح واقعي. اما لوئيس و شارون گريو , رهبران ((انجمن شکارچيان ارواح فيلادلفيا)) ادعا مي کنند که آنها به صورت منظمي از اواح عکس گرفته اند, در حالي که اين ارواح با چشم غير مسلح قابل مشاهده نبودند. اين دو عکاس هم اينک مجموعه اي از عکس هاي ارواح را در اختيار داردند . گرچه در بسياري از عکس ها چيز هايي شبيه قطرات آب , دود , يا نور اضافي به چشم مي خورد اما در درستي برخي از عکس ها نمي توان ترديد کرد , شايد اين عکس ها ثبت واقعي تصاويري از پديده هاي ماوراء الطبيعه اي باشد.
قلعه هستينگز :
يکي از روزهاي تابستان 1976 , دو توريست که مشغول بازديد از قلعه هستينگز بودند از يکديگر عکاسي کردند و سپس از يک توريست ديگر خواستند که يک عکس دوتايي از آنها بگيرد. بعدا هنگامي که عکس ها چاپ شدند , در تمامي عکس ها يک چهره ديگر هم در کنار اين دو توريست به چشم مي خورد. اين چهره متعلق به زني بود که لباس راهبه ها را بر تن داشت و درست در پشت دو توريست ايستاده بود . کارشناسان عکاسي در درستي عکس ها هيچ ترديدي نداشتند. تحقيقات بعدي نشان داد که ساکنان اطراف قلعه هستينگز هر از چند گاه شاهدر ظاهر شدن يک روح راهبه اي در لباس قهوه اي بوده اند. آنها اضافه کرده اند که اين روح را در مدخل يک سياهچال قديمي در حال حفر زمين مشاهده کرده اند.
ثبت بر روي فيلم:
در سپتامبر سال 1933 , ناگهان يک باشگاه در شمال انگلستان تصوير آدم ناشناسي را که در بيرون باشگاه استاده بود و توسط دوربين ويريويي امنيتي گرفته شده بود , بر روي مانيتور خود مشاهده کرد. نگهبان بلافاصله موضوع را مورد بررسي قرار داد اما نتوانست هيچ نشانه و مدرکي بيابد که آن فرد واقعا در جلوي دوربين مخفي حضور داشته است. نگهبان بعدا به دفتر کار خود بازگشت و باز تصوير همان فرد را بر روي مانيتور خود مشاهده کرد. در واقع اين تصوير , تصوير يک روح بود که براي چند دقيقه بر روي مانيتور ظاهر شده بود. سر و کله اين شبح ماه بعد باز به همين ترتيب پيدا شد. کارشناسان پس از ارزيابي دقيق نوار ويديويي مذکور نتوانستند هيچ توضيح علمي و قانع کننده اي در اين خصوص ارايه کنند.
Comment
-
فعاليت هاي مرتبط با ارواح
در ازاي هر فردي که بو وجود ارواح و تسخير شگي از سوي ارواح مردد است , آدم هاي بسياري وجود دارند که به پديده هاي فوق معتقدند. در سالهاي اخير تلاش هاي علمي فراواني به منظور ارايه توضيحات علمي و قانع کننده در اين خصوص صورت گرفته است. در پرتو اين علم مجموعه اي از انواع تسخير شدگي ها و نيز مقداري تئوري هاي علمي , مشخص و تبيين شده است.
با وصف اين , صرف زدن يک برچسب علمي بر روي اينگونه پديده هاي خارق العاده , منتقدان و غيرباورمندان را ساکت نکرده است. از نظر اين افراد آن چيزي که نتوان از طريق علم شناسايي و تبيين کرد , يک چيز غير ممکن يا فانتزي تلقي مي شود. به همين سبب منتقدان بر اين باورند که معتقدان به ارواح و پديده هاي ماوراء الطبيعه اي تنها از يک قدرت خيال پردازي قوي برخوردارند.
وجود ارواح در برخي از قسمت هاي دنياي مدرن مورد پذيرش قرار گرفته است. براي مثال در کشور نروژ شبح يک مسافر عبوري يکي از رايج ترين موارد تسخير شدگي در دنياي مدرن است که به رسميت شناخته شده تا آنجا که تابلوي راهنمايي در برخي از جاده ها اشاره به وجود اين شبح دارد. اين نشانه که متشکل از يک مثلث قرمز و يک خط روح وار است , حکايت از حضور تقريبا منظم اين اشباح در مناطق مذکور دارد.
از آنجا که بررسي هاي مرتبط با ارواح و ديگر پديده هاي ماوراء الطبيعه اي چندان در دسترس عموم نيست , لذا ما از آنچه که بايد آن را جذاب ترين و کمتر شناخته شده ترين وجوه زندگي انسان بناميم , بي اطلاع هستيم . پرونده هاي مرتبط با ارواح عمدتا در بايگاني هاي ادارات پليس , آژانس ها و ادارات دولتي و آرشيو هاي خانوادگي در چهار گوشه جهان يافت مي شود. اگر داستان هاي مرتبط با حضور ارواح و فعاليت هاي آنها حس ترديدي را در شما به وجود آورده , شايد درک اين موضوع که ارواح چگونه و چرا ظاهر مي شوند اين برداشت شما را تغيير بدهد تا از اين طريق بتوانيد توانايي لازم را در ديدن آنچه که در هر حال وجود دارد , در خود به وجود بياوريد.
ارواح زمان حادثه:
ارواح زمان حادثه ع شبح يا روحي است که در طي حداقل 12 ساعتي که از مرگ فرد گذشته يا طي 12 ساعتي که به زمان مرگ او باقي مانده , ظاهر مي شود. گفته مي شود اين شبح ظاهر مي شود تا مرگ يک فرد يا مرگ قريب الوقوع او را به کسي که وي دوستش مي دارد , اطلاع بدهد. بعضي از اين اشباح ظاهر مي شوند تا به اطلاع عزيزانشان برسانند که آنها سخت مجروح شده و در آستانه مرگ قرار دارن. همچنين اين نوع از اشباح ظاهر مي شوند تا از آدم هاي مورد علاقه خود کمک بگيرند يا به آنها قوت قلب بدهند (( ارواح زمان حادثه)) هم در بيداري و هم در خواب , بر عزيزان خود ظاهر مي شوند.
مواظبت از کسي که دوستش دارند:
در سال 1887 يک زن انگليسي به نام لوسي دادسون در رختخواب خود دراز کشيده بود که صدايي را شنيد که مدام اسم او را تکرار مي کرد. لوسي بلافاصله دريافت که اين صدا متعلق به مادر اوست که 16 سال پيش فوت کرده بود. لوسي سپس به بالاي سر خود نگاه کرد و مادرش را ديد که دست دو بچه را در دستان خود دارد. روح مادر لوسي از وي خواست که مواظب اين دو بچه باشد زيرا مادر آنها مرده است . لوسي قول داد که چنين کند و سپس روح ناپديد شد. لوسي بعدا به خواب رفت در حالي که احساس مي کرد اين دو بچه نيز در کنار او قرار دارند دو روز بعد به وسي گفته شد که زن برادرش مرده و از خود دو کودک به جاي گذاشته است. لوسي حتي از اين واقعيت آگاه نبود که زن برادرش همين سه هفته پيش فرزند دومش را به دنيا آورده است. لوسي بعدا کشف کرد که روح مادرش درست دو ساعت پس از مرگ زن برادرش بر وي ظاهر شده بود تا بدين ترتيب از وي بخواهد که مواظبت از اين دو بچه يتيم را بر عهده بگيرد.
خداحافظي گرم:
هارولد آون درست دو هفته قبل از پايان جنگ جهاني اول بر روي عرشه يک کشتي بود که ناگهان روح برادرش , ويلفرد آون (شاعر معروف جنگ) بر وي ظاهر شد. هارولد بعدها چنين نوشت ((او کلامي بر زبان نراند , فقط لبخند باشکوه زيبايي زد ... و من احساس کردم به شدت خسته ام , سپس دراز کشيدم . وقتي از خواب برخاستم مطمئن بودم که ويلفرد کشته شده است)) و بعدا معلوم شد که ويلفرد آون درست در همان لحظاتي که روح وي بر برادرش هارولد ظاهر شد , در جبهه جنگ کشته شده بود.
گزارش يک جنايت :
در سال 1795 زني به اسم ((خانم هاويت ) از اهالي ((دربي شاير )) انگلستان در رختخواب پشه بندي خود درحال استراحت بود که صداي آمدن فردي را به درون اتاق شنيد . او چند لحظه بعد متوجه شد که پرده دور رختخواب کنار زده شده و آنگاه برادرش فرانسيس را مشاهده کرد . هاويت اينگونه احساس کرد که چهره برادرش به شدت رنگ پريده است. او سپس از فرانسيس خواست که کمي به جلو بيايد , اما در يک لحظه غفلت , ناگهان فرانسيس رفته بود. هاويت از خدمتکار خود خواست که به دنبال فرانسيس برود اما خدمتکار به وي گفت کسي وارد خانه نشده که وي بخواهد دنبالش برود. بعدها خبر رسيد که فرانسيس در راه خود به سوي خانه , به قتل رسيده است. روح او درست در همان لحظه جنايت برخواهرش خانم هاويت ظاهر شده بود.
Comment
-
روش ها و جلسات ارتباط با ارواح
نوشتن غير ارادي (دست نويسي اتوماتيک , کتابت):
نوشتن غير ارادي نوعي از نوشتن است که فرد در حالتي ناهشيارانه يا نيمه هشيارانه اقدارم به آن ميکند. اين پديده خارق العاده که در قرن نوزدهم از سوي برگزار کنندگان حلسات ارتباط با ارواح (احضار ارواح) مورد استفاده قرار مي گرفت , بعدها مورد توجه و استفاده محققان فراروانشناسي واقع شد. در اين فرايند , يک مديوم بعد از ورود به يک وضعيت شبه خلسه , قلمي را در دست ميگيرد و سپس به آرامي و به صورت غير ارادي , عمل نوشتن بر روي کاغذ آغاز ميشود. پيام هاي نوشته شده به سيک بياني فرد انتقال دهنده پيام , آشکار مي گردد. متيو مانينگ پيام هايي را به زبان هاي گوناگون از جمله فرانسوي , آلماني , ايتاليايي , يوناني , لاتيني , روسي , عربي و بعضا قرون وسطايي از طريق نوشتن غير ارادي , دريافت مي کرد و انتقال ميداد. بسياري از اين پيام ها فاقد انسجام و معنا بودند اما بعضي از آنها معاني خاصي را در بر داشتند. مانينگ بعدها به سوي نقاشي غيرارادي تمايل يافت. او در اين فرايند تصاويري به سبک کاري نقاشان مشهور همچون پيکاسو داوينچي و ماتيس بر روي کاغذ و به صورت غير ارادي , رسم مي کرد.
تغيير چهره اي (حلولي , خلسه اي):
مديوم تغير چهره اي يا حلولي , هوشياري و خودآگاهي اش را کامل يا نيمه کامل در حين ارتباط با ارواح از دست ميدهد و از آنچه که در اطراف او در حال وقوع است , عملا نا آگاه باقي مي ماند. غالبا در هنگام وقوع چنين حالتي بدن واسطه از سوي يک روح اشغال و کنترل ميشود تا روح از اين طريق بتواند حرف يا پيام خود را به زندگان منتقل کند. با اين وجود ((خلسه )) قلمروي انحصاري واسطه ها نيست. کلمه خلسه اشاره به وضعيتي از درون متمرکز دارد که طي آن فرد گرچه خواب نيست اما اگاهي اندکي نسبت به وقايع اطراف خود ويک واکنش حداقلي را به محرک هاي بيروني از خود نشان ميدهد . گفته ميشود بدن فردي که روح بيروني در آن حلول کرده , معلق ميان مرگ و زندگي است. در چنين وضعيتي ذهن فرد قادر است محدوده ها و حيطه هاي بالاتري را کشف کند.
تخته هاي حروف ارتباط با ارواح:
تخته حروف احضار ارواح از قديم الايام تا کنون توسط هزاران هزار نفر از مشتاقان برقراري ارتباط با ارواح مورد استفاده قرار گرفته . کارکرد اين وسيله شباهت بسياري به شيوه نوشتن غير ارادي دارد. کارشناسان هشدار داده اند که از اين تخته نبايد به عنوان يک وسيله بازي و تفنن استفاده کرد زيرا اين شکل از برقراري ارتباط با دنياي ارواح مي تواند فوق العاده خطرناک باشد.
تخته حروف احضار ارواح چيست؟
تخته حروف احضار ارواح يا quija به سادگي از يک تخته چوب فشرده که براي عموم افراد قابل دسترسي است., ساخته شده است. کلمه quija از دو واژه qui و ja ترکيب يافته که به ترتيب در زبان هاي فرانسوي و آلماني معناي ((بله )) را ميدهند.بايد توجه داشت که خود تخته به تنهايي خطرناک نيست بلکه عمل برقراري ارتباط با ارواح از طريق اين وسيله خطرناک است. شماره ها , حروف الفبا و کلمات ((بله )) و ((خير )) در يک نظم دايره اي بر روي اين تخته قرار داده شده اند. در مرکز تخته يک وسيله مخصوص به نام پلانشت که معمولا به جاي آن يک استکان يا ليوان شيشه اي به صورت وارونه استفاده ميشود وجود دارد. هرکدام از شرکت کنندگان در جسله ارتباط با ارواح که دور ميز جاي گرفته اند , يک انگشت خود را بر روي ظرف شيشه اي مي گذارند و سپس شروع به طرح پرسش هايي از روح مورد نظر ميکنند. سپس با به حرکت افتادن ظرف شيشه اي و قرار گرفتن آن در برابر هر حرف يا عدد , روح به پرسش پاسخ ميدهد و البته همينجا بايد گفت که افراد دور ميز به سبب نزديکي شان با ظرف شيشه اي خيلي راحت ميتوانند سبب حرکت آن بشوند. ديل کاژمارک مي گويد اغلب ارواحي که از طريق تخته مذکور با زندگان ارتباط برقرار مي کنند , که ارواحي هستند که در يک سطح پايين تر قرار دارند و معمولا بسيار سرگردان و پريشان هستند و به احتمال زياد بر اثر يک حادثه يا قتل خشن کشته شده اند و دقيقا به همين سبب ارتباط برقرار ساختن با اين ارواح از طريقه تخته حروف احضار ارواح مي تواند بسيار خطرناک باشد.
يک بازي خطرناک!!
گزارشي وجود دارد درباره دو زوج آمريکايي که در پي بازي با تخته احضار روح مسايل عجيب و ترسناکي براي آنها به وقوع پيوست . مالکان قبلي تخته , آن را پشت سرخود به جاي گذاشته بودند. اتفاقات ناخوشآيند بسياري در آن خانه بوقوع پيوسته بود اما اين اتفاقات زماني شدت گرفت که اين دو زوج شروع به بازي با تخته احضار روح کردند. نهايتا اتفاقات ترسناک در خانه به حدي شديد شد که اين 4 نفر خانه را ترک کردنه و به منزل يکي از اقوام خود پناه بردند. اين ماجرا بعدا توسط يک موسسه تحقيقاتي معتبر مورد بررسي قرار گرفت و مشخص شد که اين خانه توسط ارواح خبيث تسخير شده بود.
جلسات ارتباط با ارواح:
جلسه ارتباط با ارواح نشستي است که با هدف دريافت پيام هايي از دنياي ارواح و يا احضار ارواح برگزار مي شود. معمولا در يک جلسه ارتباط با ارواح , يک واسطه (مديوم) حضور دارد, هرچند که در بسياري از موارد جلسات مذکور از سور افراد بيکار و شياد با هدف خالي کردن جيب مردم نيز برگزار شده است.
نخستين جلسه ارتباط با ارواح:
نخستين مورد ثبت شده از برپايي يک جلسه احضار روح , به سال 1659 ميلادي تعلق دارد . برگزاري اين نوع جلسات طي قرن هاي 17 و 18 ميلادي رونق چنداني نداشت و يا حد اقل مدارک موثقي در اين خصوص وجود ندارد . اما اين پديده در دهه 1880 به لطف شهرت جهان گير خواهران فوکس رونق بسياري پيدا کرد. از اين تاريخ به بعد جلسات تماس با ارواح در گوشه و کنار جهان منظما برگزار شده و از محبوبيت بسياري برخوردار شده است. در يک جلسه ارتباط با ارواح قواعد و مقرراتي وجود دارد که مي بايست حتما رعايت شود. اين مقررات عبارت است از : پذيرفتن و اجازه دادن به چند آدم غريبه به داخل جلسه و اطمينان يافتن از اينکه افراد مذکور بيش از دو ساعت در جلسه باقي نمي مانند , مرتب ساختن صندلي هاي دور ميز با توجه به اينکه تعداد صندلي ها از 8 عدد تجاوز نکند , اجتناب از لمس کردن فرد واسطه , و شروع با دعاي پروردگار با هدف جلوگيري از وقوع فعاليت هاي ارواحي ناخواسته و خشن.
چه اتفاقي مي افتد؟
نخستين نشانه از فعاليت هاي منتسب به ارواح مي تواند در شکل هجوم ناگهاني هواي سرد تجربه شدو. اگر مديوم از نوي خلسه اي يا حلولي باشد احتمالا از شيوه نوشتن غير ارادي براي برقراري ارتباط با ارواح استفاده مي کند. کارشناسان توصيه مي کنند که اين نوع جلسات بدون وجود فرد واسطه تشکيل نشود زيرا مديوم قادر به تشخيص خطر و تهديد از جانب ارواح هست و مي تواند بلافاصله رابطه را قطع کند. جلسات احضار روح اشکال غير کنترل شده ارتباط با ارواح به شمار ميرود و به همين سبب بالقوه خطرناک است.
Comment
-
تجسد ارواح در جاده ها
برخي از تسخير شدگي ها توسط ارواح را مي توان به سادگي برحسب اصطلاحات و واژه هاي مرتبط با علم برسي ارواح و پديده هاي ماوراء الطبيعه اي توضيح داد . براي مثال عامل وجودي ((ارواح زمان حادثه)) بواسطه وجود انرژي نافذي است که در محل وقوع يک حادثه تراژيک به جا مانده است. اما برخي رويدادها به اين سادگي توضيح پذير نيستند.
ارواح مسافران عبوري :
ارواح مسافران عبوري يکي از معمول ترين مشاهدات ارواح در سراسر جهان بشمار مي رود. اين ارواح در هيبت مسافران عبوري در حاشيه جاده ها پديدار ميشوند . بدون اينکه هرگز سوار اتومبيل هاي عبوري بشوند. گفته ميشود دليل وجودي اين ارواح , حوادث هولناکي است که در بخش هاي خاصي از جاده در زمان هاي گذشته روي داده . با وصف اين , برخي روابط عاطفي به وقوع پيوسته در طول سفرهاي قبلي و احساسات مشابه ديگر نيز مي تواند سبب حضور اين و ظهور ارواح در جاده ها باشد. يک نمونه رايج مشاهده ارواح مسافران عبوري مربوط به زن جوان پريشاني است که ناگهان بر سر راه رانندگان سيز مي شود , و هنگامي که رانندگان توقف مي کنند تا به اين زن کمک کنند ناگهان در مي يابند که او ناپديد شده است. در بعضي موارد اين شبح چيزي را پشت سر خود جا مي گذارد. در برخي از موارد نيز رانندگان به آدرسي هدايت مي شوند که اين زن مسافر به آنها ارايه کرده است . اين رانندگان نهايتا با رسيدن به آدرس مذکور در مي يابند که قبلا حادثه مهيبي در آن محل روي داده و آن زن سال ها قبل در اين مکان به قتل رسيده است.
در سال 1978 يک موتور سوار در آفريقاي جنوبي دختري را سوار بر ترک خود کرد اما ناگهان دريافت که دختر از روي ترک موتور ناپديد شده است. گفته مي شود که اين موتور سوار در واقع روح ماريا روکس را که ده سال قبل در همين جاده مرده بود , سوار کرده بود.
بلوبل هيل:
منطقه اطراف بلوبل هيل در ايالت کنت انگلستان شاهد رويدادهاي مکرري در خصوص ارواح مسافران عبوري بوده است. در سال 1992 مردي به اسم شارپ گزارشي در مورد ظاهر شدن ناگهاني يک دختر در جلوي اتومبيلش ارايه کرد. اتومبيل شارپ با اين دختر برخورد کرد و دختر درست در لحظه حادثه مستقيم به چشمان شارپ نگاه مي کرد. شارپ اتومبيل خود را متوقف ساخت تا جسد دختر را بيابد اما چيزي نيافت , او سپس پليس را خبر کرد اما پليس هيچ نشانه اي پيدا نکرد . چند سال بعد راننده ديگري تجربه مشابهي را از سرگذراند , با اين تفاوت که او جنازه را يافت و يک پتو بر روي آن انداخت و سپس صحنه تصادف را ترک کرد تا کمک بياورد . هنگامي که راننده به همراه پليس به صحنه تصادف بازگشتند , از جنازه خبري نبود اما پتو در محل باقي مانده بود بدون اينکه هيچ لکه خوني بر روي آن ديده شود.
روح آنزورث:
در سال 1958 يک راننده کاميون به نام ((آنژورث )) در جاده آ 38 سامرست در انگلستان مردي را سوار کرد که باراني خاکستري و مرطوب ار قطرات برتن داشت. اين مسافر عبوري حوادث متعددي را که در اين جاده روي داده بود براي آنزورث شرح داد. آنزورث هفته هاي بعد بارها اين مرد را سوار بر کاميون خود کرد . آنزورث هيچ فکر خاصي درباره اين مسافر عبوري نداشت تا اينکه در يک روز خاص دوباره اين مرد را در دو نقطه مختلف جاده مشاهده کرد و اين در حالي بود که فاصله اين دو نقطه به حدي از يکديگر زياد بود که آن مرد نمي توانست در آن واحد در هر دوي اين مکان ها باشد. آن مسافر عبوري يک روح بود.
ارواح پيام رسان :
ارواح حاشيه جاده ها بسيار رايج و معمول هستند. مايک بارنز , يک پزشک آمريکايي در طول جاده اي واقع در صحراي آريزونا مشغول رانندگي بود که ناگهان در حاشيه جاده پسر جوان و نگراني را در لباس پيشاهنگي مشاهده کرد که با حرکات دست و سر از وي تقاضاي کمک دارد. دکتر بارنز پسر جوان را سوار کرد و او دکتر را به سوي يک جاده خاکي که به کوهي بلند ختم ميشد, راهنمايي کرد. وقتي به بالاي کوه رسيدند , پسر با دست به دره زير پا اشاره کرد , جايي که يک اتوبوس مدرسه درست چند ثانيه قبل تصادف کرده بود. تنها قرباني اين حادثه مرگبار پسر نوجوني بود که لباس پيشاهنگي بر تن داشت. دکتر بارنز کمي بعد متوجه شد که مسافر ناشناس ناگهان غيبش زده است.
مسافران ارواح:
در برخي از مکان ها تردد مسافران ارواح بسيار زياد است . يکي از اين مکانها ايستگاه (آلد گيت ) در متروي لندن است که هر هفته گزارش هايي در خصوص مشاهده ارواح در اين مکان ارايه مي شود. فرودگاه ((هيث رو )) لندن نيز خانه تعدادي از مسافران ارواح است. يکي از اين ارواح که لباس سياه بر تن و کلاه لگني بر سر دارد , از سال 1948 به بعد بر روي يکي از باندهاي فرودگاه ديده مي شود . گفته ميشود که در سال 1948 يک هواپيما به سبب مه غليظ در فرودگاه , سقوط کرد و همه 22 مسافر آن کشته شدند. هنگامي که ماموران کمک رساني و امداد مشغول زير و زو کردن بقاياي هواپيما بودند , ناگهان اين مرد پديدار شد و مودبانه از آنها پرسيد : ((آيا چمدان مرا پيدا کرده ايد ؟)) گفته ميشود که از آن سال به بعد هر از چندگاه روح مذکور بر روي همان باند فرودگاه ظاهر مي شود.
تماس هاي تلفني ارواح :
بسياري از افراد مدعي شده اند که تماس هاي تلفني با عزيزان مرده خويش داشته اند. اغلب اين تماس هاي تلفني در طي 24 ساعت پس از مرگ فرد روي مي دهد و اکثريت کساني که به آنها تلفن شده کساني بوده اند که گره هاي عاطفي و حسي بسيار عميقي با فرد متوفي داشته اند. کارشناسان بر اين باورند که اين نوع ارتباط با هدف رساندن يک پيام , توصه يا هشدار از سوي ارواح به عزيزان آنها برقرار مي شود. مواردي هم ديده شده که اين تماس هاي تلفني در بردارنده پيام هاي سالگرد تولد , ازدواج و غيره از سوي ارواح به عزيزان آنهاست. آيدا لوپينو ستاره سينما مي گويد که پدر وي بعد از شش ماه که از مرگش گذشته بود به وي تلفن کرد تا محل نگهداري اسناد مالکيت خانه را که از چندي پيش گم شده بود , به اطلاع وي برساند.
Comment


...

Comment