محبوب ترين مرد ايران کيست؟ تاريخ ايران، واقعيت را براساس آرا و نظرات مردم عنوان مي دارد. مراسم تشييع جنازه بزرگان، يکي از مصاديق محبوبيت آنهاست. در صد سال گذشته هيچ تشييع جنازه يي به اندازه تشييع جنازه بنيانگذار فقيد نظام جمهوري اسلامي در ايران پرشکوه نبوده است.
بعد محبوبيت امام خميني، نه فقط از شخصيت مذهبي بلکه رهبري کاريزماتيک او در ميان اقشار مختلف اجتماع بود. از بين شخصيت هاي درجه اول، مي توان به نام هاي ديگري مثل مرحوم طالقاني و... اشاره کرد اما در بين شخصيت هاي هنري - اجتماعي و ورزشي، شايد بدون هيچ اغراق و بدون هيچ ترديدي مراسم تشييع جنازه شادروان غلامرضا تختي از همه باعظمت تر بوده است.
ما که به چهل نمي رسيم اما کساني که 40 سال قبل را ادراک کرده و در حال حاضر حداقل 50 سال سن دارند، آن ماجرا را چنان با آب و تاب تعريف مي کنند که انگار تصاوير زنده چهل سال قبل، از پيش چشم ما رژه مي روند و مرحوم تختي را بر فراز دستان مردم داغدار مي بينيم؛ مردمي که شادروان تختي، آن عزيز از دست رفته را هنوز در خاطرات قهرماني و اساطيري خود مرور مي کنند. چهل سال گذشته اما وقتي از يک جوان 25 ساله مي پرسي الگويت کيست، مي گويد؛ تختي، يعني تختي آنقدر محبوب بود که چهل سال بعد از مرگ هنوز الگو مانده است؟ ديگر کسي از «پورياي ولي» حرف نمي زند، چرا که پورياي زمان ما تختي است اما به راستي، در بين عناصر محبوب جامعه کسي را مي يابيد که بارگاهش مثل مرحوم تختي، بدون حشمت و جلال و تا اين حد غريب باشد؟ خدا خانواده محترم مرحوم شمشيري را بيامرزد که 40 سال قبل در ابن بابويه اجازه دادند تختي در قسمت اختصاصي و خانوادگي آنها دفن شود اما تختي يکي از مفاخر ملي ماست و به هيچ خانواده يي اختصاص ندارد، ولو آنکه بتوان مثل «نيما يوشيج»، پيکره اش را نبش کرد و در جايي ديگر به خاک سپرد. اين حق مردمي است که عاشقانه دوست دارند آرامگاه شادروان غلامرضا تختي بزرگ و باعظمت را از نزديک زيارت کنند.
اين حق مردمي است که دوست دارند آرامگاه جهان پهلوان محبوب آنها، مثل نمايشگاهي از پهلواني آثار برجسته آن، پيش چشم شان باشند. سال ها است که خيلي ها دوست دارند کنار سنگ مزار تختي بنشينند اما همواره ناچارند از پشت نرده هاي فلزي آرامگاه اختصاصي خانواده شمشيري قبر جهان پهلوان را که گوشه يي غريب و مهجور افتاده است، نظاره کنند. شايد بدون هيچ ترديدي بتوانيم بگوييم که شادروان غلامرضا تختي، اين قهرمان اسطوره يي و ملي ما، محبوب ترين مرد بدون آرامگاه اختصاصي در ايران است. اگر در تاريخ اين فرهنگ کهن، نام هايي با دل و جان مردم درآميخته اند و در قلب مردم ريشه دوانيده اند، تختي هم يکي از بزرگ ترين آنهاست، آيا تختي هويت ورزش ما نيست؟ فرهنگ ما در تکريم شخصيت هاي ادبي و فرهنگي همت بسيار کرده است، اما تختي سمبل ورزش پهلواني است.
او چه بخواهيم و چه نخواهيم براي ورزش ما مصداق است. اصلاً شايسته نيست قبر اين بزرگمرد ورزش تا اين حد مهجور بماند. سال ها است که همه وعده ساختن آرامگاه اختصاصي را داده اند اما دريغ و افسوس، چهل سال گذشته است و هنوز اثري از آرامگاه اختصاصي شادروان غلامرضا تختي نيست. ان شاءالله امسال هم مراسم چهلمين سالگرد وفات غلامرضا تختي با آبرو و عزت برگزار مي شود اما بايد براي سال هاي آينده فکر کنيم و يادمان باشد اين آرامگاه، محل راز و نياز بسياري از علاقه مندان راستين ورزش ايران است،
بعد محبوبيت امام خميني، نه فقط از شخصيت مذهبي بلکه رهبري کاريزماتيک او در ميان اقشار مختلف اجتماع بود. از بين شخصيت هاي درجه اول، مي توان به نام هاي ديگري مثل مرحوم طالقاني و... اشاره کرد اما در بين شخصيت هاي هنري - اجتماعي و ورزشي، شايد بدون هيچ اغراق و بدون هيچ ترديدي مراسم تشييع جنازه شادروان غلامرضا تختي از همه باعظمت تر بوده است.
ما که به چهل نمي رسيم اما کساني که 40 سال قبل را ادراک کرده و در حال حاضر حداقل 50 سال سن دارند، آن ماجرا را چنان با آب و تاب تعريف مي کنند که انگار تصاوير زنده چهل سال قبل، از پيش چشم ما رژه مي روند و مرحوم تختي را بر فراز دستان مردم داغدار مي بينيم؛ مردمي که شادروان تختي، آن عزيز از دست رفته را هنوز در خاطرات قهرماني و اساطيري خود مرور مي کنند. چهل سال گذشته اما وقتي از يک جوان 25 ساله مي پرسي الگويت کيست، مي گويد؛ تختي، يعني تختي آنقدر محبوب بود که چهل سال بعد از مرگ هنوز الگو مانده است؟ ديگر کسي از «پورياي ولي» حرف نمي زند، چرا که پورياي زمان ما تختي است اما به راستي، در بين عناصر محبوب جامعه کسي را مي يابيد که بارگاهش مثل مرحوم تختي، بدون حشمت و جلال و تا اين حد غريب باشد؟ خدا خانواده محترم مرحوم شمشيري را بيامرزد که 40 سال قبل در ابن بابويه اجازه دادند تختي در قسمت اختصاصي و خانوادگي آنها دفن شود اما تختي يکي از مفاخر ملي ماست و به هيچ خانواده يي اختصاص ندارد، ولو آنکه بتوان مثل «نيما يوشيج»، پيکره اش را نبش کرد و در جايي ديگر به خاک سپرد. اين حق مردمي است که عاشقانه دوست دارند آرامگاه شادروان غلامرضا تختي بزرگ و باعظمت را از نزديک زيارت کنند.
اين حق مردمي است که دوست دارند آرامگاه جهان پهلوان محبوب آنها، مثل نمايشگاهي از پهلواني آثار برجسته آن، پيش چشم شان باشند. سال ها است که خيلي ها دوست دارند کنار سنگ مزار تختي بنشينند اما همواره ناچارند از پشت نرده هاي فلزي آرامگاه اختصاصي خانواده شمشيري قبر جهان پهلوان را که گوشه يي غريب و مهجور افتاده است، نظاره کنند. شايد بدون هيچ ترديدي بتوانيم بگوييم که شادروان غلامرضا تختي، اين قهرمان اسطوره يي و ملي ما، محبوب ترين مرد بدون آرامگاه اختصاصي در ايران است. اگر در تاريخ اين فرهنگ کهن، نام هايي با دل و جان مردم درآميخته اند و در قلب مردم ريشه دوانيده اند، تختي هم يکي از بزرگ ترين آنهاست، آيا تختي هويت ورزش ما نيست؟ فرهنگ ما در تکريم شخصيت هاي ادبي و فرهنگي همت بسيار کرده است، اما تختي سمبل ورزش پهلواني است.
او چه بخواهيم و چه نخواهيم براي ورزش ما مصداق است. اصلاً شايسته نيست قبر اين بزرگمرد ورزش تا اين حد مهجور بماند. سال ها است که همه وعده ساختن آرامگاه اختصاصي را داده اند اما دريغ و افسوس، چهل سال گذشته است و هنوز اثري از آرامگاه اختصاصي شادروان غلامرضا تختي نيست. ان شاءالله امسال هم مراسم چهلمين سالگرد وفات غلامرضا تختي با آبرو و عزت برگزار مي شود اما بايد براي سال هاي آينده فکر کنيم و يادمان باشد اين آرامگاه، محل راز و نياز بسياري از علاقه مندان راستين ورزش ايران است،

Comment