Sport News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #886
    در بخشهای قبلی در خصوص تيم ملی فوتبال ايران ، عمدتا" بر اين نکته تاکيد شد که عملکرد ضعيف فوتبال ما در مسابقات جهانی آلمان ، چيزی جز ضعف مديريت نيست. همان مشکلی که سالهاست بلای جان فوتبال ما شده و هرازگاهی چنين تلخ خودنمائی ميکند.
    با فروکش کردن موج احساسات و تجزيه و تحليل منطقی تر (!) نمايش فوتبال ما در آلمان، و بررسی نقطه نظرات کسانی که از نزذيک دستی بر آتش داشتند، ضمن تاکيد بر علت اصلی تمام نارسائيها- يعنی ناتوانی مديريتی و فقدان يک سيستم کارآمد- اين سوال بزرگ رخ مينمايد که براستی " ملاک گزينش مديران ورزشی چيست ؟" وبطريق اولی ، ملاک گزينش مربيان و کادر فنی از سوی همين مديران بر چه مبنای منطقی قرار دارد؟ به همين دليل سخت معتقدم که مربی را نميتوان و نبايد مقصر مطلق دانست ، زيرا هر مربی در هر سطحی و هر ورزشی که باشد تمام توانائيها و دانش فنی خود را برای موفقيت تيم خود بکار ميگيرد. اما روی ديگر سکه مربيگری ، برخورداری از توان مديريتی و دارا بودن نفوذ کلام وقدرت برقراری نظمی است که زيربنای اصلی موفقيت يک تيم ورزشی را تشکيل ميدهد. اصولا" وجه تمايز مربيان بزرگ نيز درهمين نکته نهفته است و لازم به يادآوری نيست که نميتوان کس يا کسانی را بخاطر فقدان يک ويژگی محکوم دانست . مهمترين مسوليت فدراسيون برای گزينش يک مربی، مد نظرداشتن کليه جوانب امر است. به عبارت بهتر؛ مربی تيم ملی فوتبال مقصر نيست زيرا هر چه در توان داشت در طبق اخلاص نهاد و بيش از اين نيز ازاو ساخته نبود ( چرا که همه ميدانيم موفقيت فوتبال ما، چه اعتبار و شهرت بين المللی ، برای او به ارمغان ميآورد) مقصر کسانی هستند که فرد ناتوانی را - چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ توان مديريتی - به چنين مسوليت حساسی گماردند. اما آنگاه کسانيکه مسول اين گزينشها هستند خود فاقد صلاحيت لازمند چه بايد کرد؟
    نويسنده اين ياداشت مانند بسياری از هموطنان ، هيچ زمينه ذهنی از خصوصيات شخصيتی و توان مديريتی و سطح فکری رياست سابق فدراسيون فوتبال ندارم ( شخصيت حقيقی ايشان و همه کسانی که نامی از آنان برده ميشود- به استثنای يکی دو بازيکن- قابل احترامند،و عمده تاکيد ما بر بعد حقوقی است ) و تنها بر اساس عملکرد ، مصاحبه ها ونقطه نظرات مطروحه آنان در رسانه ها ، به بررسی کارنامه فدراسيون پرداخته ام و حتی در مورد برکناری ايشان معتقد بودم که اقدامی عجولانه است و بايد به ايشان فرصت دفاع(!) از کارکرد خود را داد اما انگار شيوه واکنش نشان دادن ، ادبيات مورد استفاده و بالاخره از همه مهمتر "آسمان ريسمان بافتن" و بهانه های بسيارابتدائی و بعضا" کودکانه ، باعث شد پاسخ تمام سوالات و مجهولات را بگيريم. برای اثبات اين ادعا ،فهرست وار و با جملاتی قربب به مضمون به نکاتی اشاره ميکنم که در دو مصاحبه ، فقط در دو مصاحبه ايشان بزبان آورده اند ( بنقل از خبرگزاريها) :
    ايشان از مرداد ۸۱ تا امروز به کسی باج نداده است و فقط برای فوتبال ايستاده اند.
    ايشان مثل ديگران نيست که بدهی بالا بياورد و حتی همين الان يک ميليارد در صندوق فدراسيون پول دارد.
    سازمان تربيت بدنی ناراحت هستند که ايشان گفته اند به هر ايرانی وطنپرست احترام ميگذارد
    شاهد بوديد که در آلمان هم يکصدا و با يک پرچم تيم ايران را تشويق ميکردند
    آيا ايشان کار بدی کرده که ۴۰۰ ميليون به باشگاه پرسپوليس کمک کرده تا هواپيمای باير مونيخ از نيمه راه بازنگردد؟
    ايشان چون به مسولين مربوطه گفته اند که بدهی خود را بدهيد بهمين دليل ميخواهند ايشان را ضايع کنند.
    ايشان از علی دائی حمايت نميکند و از تمام تيم ملی حمايت ميکنند اما آقای دائی برای فوتبال ايران خيلی زحمت کشيده استايوانکويچ را ايشان انتخاب نکرده بلکه فقط حمايت کرده است.
    ايشان بقدری در اين چند روزجام جهانی تلاش کرده اند که ۱۵ کيلو وزن کم کرده اند
    ايشان به سرکار خود برميگردند . همان کاری که از سی سال ميکرده اند، "معلم"دانشگاه
    .........
    اين افاضات ، گزينش شده از يک مصاحبه دو – سه ساعته نيست بلکه تقزيبا" عين جملاتی
    است که شايد در پنج دقيقه گفتگو با خبرنگاران ، بيان شده اند.
    در ابتدا قصد آن داشتم تا با نقدی بر واکنش رياست فدراسيون ، به زوايای گوناگون شکست تيم ملی بپردازم اما"
    ۱- آنقدرنکات مطرح شده ،" بها نه هائی کودکانه " است که نميتوان برآن وقت تلف کرد.
    ۲- هيچ نکته مثبتی که بتوان در بررسی کارنامه تيم ملی مفيد باشد ، يافت نشد
    ۳- اگر بخواهم پاسخی جدی بنويسم که هر يک مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد و شايد بتوان دريک طنز بسيار شيرين ازآن سخن گفت ولی افسوس که طنز نويسی در توانم نيست.
    ۴- تنها واقعيت مطلق و صحيح سخنان اين مصاحبه آن است که ايشان بايستی " به سر کار خود" بازگردد، ايکاش زودتر....؟ شاديم که ايشان خود باور دارند که " اين کاره" نيستند. و افسوس که دير
    ۵ و ۶ و ....
    خيلی مايل بودم که از ايشان بپرسم که در زمان " معلمی در دانشگاه" آيا اين اصل مسلم را تدريس خواهند کرد که هر انسانی جايزالخطاست اما هر انسانی بايد آنقدر استحکام شخصيتی داشته باشد که در برابر خطائی بديهی ، به هزارويک بهانه ی بيراه متوسل نشود و حداقل آنرا بپذيرد و پوزش بطلبد؟
    آيا براستی مسولان رده بالای دستگاه ورزش ما سکان هدايت تيم ملی فوتبال را به افرادی با چنين طرز فکر ، با چنين گنجايش و سطح فکری و با چنين سطح مديريتی سپرده اند؟ پس بيهوده نيست که مردم ما تااين حد خشمگينند.
    آنقدر گفتنيها هست که بايد گفت اما چه بگويم؟


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #887
      معاون ورزشي باشگاه پرسپوليس، تاكيد كرد: جذب عليرضا نيك‌بخت واحدي خارج از توافقات دو باشگاه نبوده است. ما پيش از انجام توافق با مديران استقلال؛ با نيك‌بخت قرارداد بسته بوديم.

      نادر وادي‌خيل اظهار داشت: ما از مدت‌ها قبل با نيك‌بخت وارد مذاكره شده بوديم. جذب او نيز پيش از انجام هرگونه توافقي با استقلالي‌ها نهايي شده بود. قرارداد پرسپوليس با نيك‌بخت خارج از توافقات دو باشگاه نبوده است و پرسپوليس هم‌چنان توافقات انجام شده را به رسميت مي‌شناسد.

      وي افزود: پرسپوليس اگر چه بي‌پول است؛ اما، براي كارآيي تيمش در فصل آينده از هيچ برنامه‌اي فروگذار نخواهد كرد. ما با دقت به دنبال انجام برنامه‌هاي مورد نظر كادر فني هستيم و اميدواريم كه بتوانيم به بهترين نحو اين برنامه‌ها را عملي كنيم.

      وادي‌خيل تاكيدكرد: پس از جذب بادامكي و نيك‌بخت سايرگزينه‌هاي باشگاه را به جديت پيگيري مي‌كنيم. تا پايان هفته و احتمالا تا اوايل هفته‌ي آينده ساير بازيكنان پرسپوليس نيز رسما قرارداد امضاء خواهند كرد.

      معاون ورزشي باشگاه پرسپوليس، با بيان اينكه سرنوشت شش بازيكن اخراجي تيم پيروزي نيز پس از نشست پايان هفته‌ي انصاري‌فر مشخص خواهد شد، اظهار كرد: بايد بدهي‌هاي باشگاه به بازيكنان فصل گذشته را تسويه كنيم. قصد داريم با پرداخت كليه‌ي بدهي‌ها، برنامه‌هاي اجرايي باشگاه را از يازدهم تير ماه با شروع تمرينات آغاز كنيم.

      وي افزود: تمرينات با حضور حميد استيلي آغاز خواهد شد تا شرايط براي حضور در اردوهاي خارج از كشور فراهم شود.

      وادي‌خيل تاكيد كرد: جذب يك دروازه‌بان از گزينه‌هاي بعدي پرسپوليس است. قبلا بر روي ابراهيم ميرزاپور نظر داشتيم؛ اما، در شرايط كنوني اين گزينه منتفي است و هم‌چنان به دنبال يك دروازه‌بان ايده‌آل هستيم.

      معاون ورزشي باشگاه پرسپوليس كه حاضر نشد در خصوص احتمال تلافي باشگاه استقلال براي جذب بازيكنان سرشناس پرسپوليس سخني بگويد، تاكيد كرد: پرسپوليس هميشه هوشيار است و از اين هوشياري نيز براي شرايط آينده‌اش بهترين استفاده را خواهد كرد.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #888
        رييس پيشين فدراسيون فوتبال طي نامه‌اي به سرپرست جديد فدراسيون فوتبال بر حفظ استقلال فدراسيون تاكيد كرد.


        به گزارش ايسنا، در نامه‌ي محمد دادگان به كيومرث هاشمي آمده است:


        جناب آقاي كيومرث هاشمي


        سرپرست محترم فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران


        با سلام


        حضور جنابعالي در عرصه فوتبال كشور خير مقدم عرض نموده و براي جنابعالي آرزوي توفيق و خدمت به رشد و توسعه فوتبال كشور را دارم.


        بعنوان فردي از جامعه ورزش و فوتبال لازم مي‌دانم نكاتي را متذكر شوم:


        همراهي همه جانبه سازمان تربيت بدني، كميته ملي المپيك و رسانه‌هاي گروهي با جنابعالي فرصت مغتنمي است كه در گذشته وجود نداشته و اين امر با هماهنگي مي‌تواند جنابعالي را در انجام وظايف محوله ياري رساند.


        تجارب زيادي در كوران روزهاي سخت اداره فوتبال كشور اندوخته‌ام كه در طبق اخلاص خواهم گذاشت لكن توصيه دو مورد اساسي را لازم مي‌دانم:


        1- لحاظ كردن استقلال فدراسيون بعنوان خمير مايه اصلي پيشرفت و توسعه فوتبال كشور در سياست‌هاي كلي را امري اجتناب ناپذير مي‌دانم و حراست از اين حريم را به جنابعالي توصيه مي‌نمايم.


        2- توجه عملي به فوتبال پايه در رشد و توسعه كمي و كيفي فوتبال امر بديهي است كه سرلوحه برنامه‌هاي همه‌ي كشورهاي پيشرفته در عرصه فوتبال مي‌باشد. فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران چند سالي است كه به اين مهم همت گماشته و سرمايه‌گذاري خوبي را در امر برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل اين مقوله اساسي انجام داده كه ميوه‌هاي شيرين آن در حال به ثمر نشستن است و مطمئنا در سالهاي نه چندان دور فوتبال كشور از آن سود فراواني را خواهد برد، لذا توصيه ديگر بنده اين است كه اين مقوله اساسي بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد.


        محمد دادگان


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #889
          تيم ملي هندبال نوجوانان كشورمان قهرمان آسيا شد.

          در ديدار پاياني رقابتهاي هندبال نوجوانان قهرماني آسيا در تهران، تيم ايران امروز به مصاف تيم كره‌ي جنوبي رفت و با حساب 38 بر 36 حريف خود را مغلوب كرد و بر سكوي نخست آسيا ايستاد.

          تيم ايران پيش از اين تيم هاي قطر و ژاپن را شكست داده بود و براي دومين بار راهي رقابتهاي قهرماني جهان شده بود.

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #890
            جوواني كوبولي، رييس جديد يوونتوس مي‌خواهد فابيوكاپلو در اين باشگاه بماند.

            يوونتوس با پرونده جنجالي تباني و فساد ورزشي دست به گريبان است.

            پس از فاش شدن مكالمه تلفني لوچابوموجي، مدير پيشين يووه با سران كميته داوران فدراسيون فوتبال، ‌مديران اين باشگاه همگي استعفا كردن و اكنون بيم آن مي‌رود كه بازيكنان و مربيان هم دل‌آلپي را ترك كنند.

            اما رييس جديد يوونتوس حتي اگر اين تيم به دسته B هم سقوط كند مي‌خواهد كاپلو را نگاه دارد.

            او در اين‌باره گفت: كاپلو سرمربي يوونتوس است. او يكي از بهترين‌هاي جهان است و در اين باره ترديدي وجود ندارد. مي‌خواهيم حتي اگر به دسته دوم فرستاده شديم با كاپلو شروع كنيم. اما اين موضوع به تصميم خودش بستگي دارد. به هر حال ما گزينه‌هاي جانشيني خودمان را هم از دست مي‌دهيم.


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #891
              يک خبرنگار آلمانی از من پرسيد که شما که نبرده ايد و حذف شده ايد پس چرا باز هم مثل برنده ها عمل می کنيد. من به او گفتم برای ما نفس شرکت در اين جشن بين المللی برد است. پرسيد اگر برده بوديد چکار می کرديد و من گفتم همين کاری که داريم می کنيم با سروصدا و شادی بيشتر و با شعرهايی ديگر
              با حذف تيم ايران بتدريج تب پيگيری نتايج تيم فوتبال و بحث های داغ در رابطه با اين تيم فروکش ميکند و همانگونه که تصور ميرفت همه انتقادها و مشکلاتی که اجازه نميدهد تيم ملی ايران بتواند در سطحی شايسته امکانات کشور و علاقمندی بفوتبال در کشور ما قرار گيرد به انتقاد از اين يا آن مسيول محدود مانده و طبيعتا در تعادل نيروی کنونی همه چيز با حذف بخشی از مسيولين و تعيين افراد نزديک تر برياست جمهورخلاصه خواهد شد. من در رابطه با فوتبال و مشکلات کشور اطلاعات کمی دارم و در اين نوشته قصد ندارم در اين زمينه اظهار نظر کنم و تنها بعنوان يک تماشاگر بازيهای ايران به نکاتی در حاشيه بازيها اشاره کنم.

              من هيچگاه به بازی فوتبال علاقه ای نداشته و ندارم و هميشه از اينکه همسر و پسرم با علاقه بازيهای فوتبال و بسکتبال را تماشا ميکنند و بعضی وقتها هم هيجان زده شده و سروصدا راه مياندازند؛ ناراحت و عصبانی شده و ميشوم. من در آلمان ساکن هستم و فضای عمومی حاکم بر جامعه مرا متقاعد کرد که در اين جشن بزرگ بين المللی شرکت کنم و برای ديدن دو بازی ايران با پرتغال و آنگولا برای اولين بار به استاديوم رفته و اين دو بازی را مستقيم مشاهده کردم.

              آنچه مرا به شرکت در اين بازيها واداشت شور و حال مردم کشورهای مختلف و بخصوص ايرانيها بود. فضای شهر ، مملو از جشن و شادی و پايکوبی هزاران انسانی است که از کشورهای مختلف به آلمان آمده اند و هر روز در مرکز شهر جمع ميشوند، شعار ميدهند و ميخوانند و ميرقصند. در اين چند روز ما ايرانيها در يک جشن بزرگ بين الملی شرکت کرديم در جشنی که همانند چشن های ملی ما نظير نوروز همه از بزرگ و کوچک و زن و مرد مشارکت داشتند. برای ما ايرانيها اين فرصتی بود که تمايل خود را به مشارکت در حيات بين الملل نشان دهيم. فرصتی بود که در کنار آلمانی ها ؛ آمريکايی ها ؛ مکزيکی ها، تونسی ها و آنگولاييها جشن بگيريم و پايکوبی کنيم. برای من جالب بود که اگر بخش بزرگی از تماشاچيان ثابت فوتبال که به استاديوم ميروند، علاقمندان حرفه ای فوتبال بودند ولی در اين دوره تماشاچيان را بيشتر خانواده ها، زنان و کودکان علاقه مند به شرکت در اين جشن همگانی تشکيل می داد و به استاديوم می کشاند.

              در بازی فرانکفورت ما جمعی بوديم حدود ۱۰ نفر، با صورت هايی که پرچم سه رنگ ايران روی آن کشيده شده بود . يکی از دوستان ما پرچم ۵ متری دوخته و با خود آورده بود. همه پشت اين پرچم جمع شده و ايران ايران گويان بسمت استاديوم رفتيم . بتدريج گروه های ديگری که تعدادی از آنها بوقهای بزرگی همراه داشتند بما پيوستند اين جمع در نزديکی در ورودی به چند صد نفره رسيده بود. شعار چندانی نداشتيم . تنها نام ايران بود که به دفعات تکرار می شد. احساس نزديکی ميان ايرانيان و احساس همبستگی ، يگانگی. تنها عنصر پيوند ايرانی بودن همه ما، همه مايی که خواهان سرفرازی ايران و نام ايرانی است ، در اين فضای شور و شادی بودم که يک باره سرود ايران از بلندگوها پخش شد. برای يک لحظه فکر کردم الان بايد ايران ای مرز پر گوهر را بخوانم ولی نوای ديگری از بلندگوها پخش می شد که نمی شناختم ، هيچ کس از اطرافيانم هم با آن آشنا نبود. اين سرود برايم غريبه بود. اشک در چشمانم جمع شده بود. من که خود را ايرانی می دانستم حالا با اين سرود احساس غربت می کردم .اين سرود من نبود... آنهمه صفا و صميميت و يکپارچگی ملی که مردم از خود نشان ميدادند و سرودی که نه آهنگ آن با آنهمه شور انطباق داشت و نه شعر آن انعکاسی از وحدت ملی ماست. مثل اينکه ما ايرانيها محکوم به آنيم که يا زنده باد شاهنشاه ما و يا شعری که از شهدا و ميراث امام و جمهوری اسلامی سخن ميگويد بايد سرود ما محسوب شود. سرودی که در واقع سرود حزب حاکم است و به همين دليل نميتواند سرود وحدت دهنده ملی باشد.

              اگر همه تماشاچيان پرچم سه رنگ ايران را در دست داشتند ولی آنجا که به آرم پرچم ميرسيد؛ هر گروه يک نوع پرچم حمل ميکرد. بسياری از مردم بخصوص جوانان حتی تفاوت اين پرچم ها را نمی فهيدند . دختر م پرچمی از مغازه خريده بود آرم جمهوری اسلامی ميان سه رنگ آن نقش داشت و ميگفت چه فرق ميکند که وسط پرچم چه تصويری باشد . به نظر او و همه هم سن هايش بهترين پرچم ها آنهايی بودند که تنها پرچم سه رنگ ايران بود و روی بخش سفيد به لاتين ايران نوشته شده بود زيرا که با پرچم ايتاليا اشتباه نمی شد.

              اگر نداشتن پرچمی که وحدت دهنده ايرانيان باشد برای من درد آور بود، اگر تاسف آور بود که سرود ملی ايران سرودی است که نود در صد تماشاچيان آنرا از خودشان نميدانستند و هيچکس بلد نبود که آنرا بخواند. ولی روحيه و فضای حاکم بر همه آنهايی که در استاديوم بودند تماشای دسته جمعی بازی را لذت آور کرده بود. همه آنهايی که در استاديوم بودند چه آنان که از ايران آمده بودند و چه آنان که در خارج اقامت دارند با يک روحيه و فرهنگ واحد آمده بودند، آمده بودند تمايل مردم ما را به مشارکت در آنچه در جهان ميگذرد به نمايش گذارند، آمده بودند تا بگويند ايران متعلق به جامعه جهانی است .حتی شکست تيم ايران هر چند همه را ناراحت کرد ولی فضای حاکم بر ايرانيها را از بين نبرد. بعد از بازی ما با همان جماعت چند صد نفره با طبل و بوق و شعار ايران ايران بسمت مرکز شهر رفتيم. يک خبرنگار آلمانی از من پرسيد که شما که نبرده ايد و حذف شده ايد پس چرا باز هم مثل برنده ها عمل ميکنيد. من باو گفتم برای ما نفس شرکت در اين جشن بين المللی برد است. پرسيد اگر برده بوديد چکار ميکرديد و من گفتم همين کاری که داريم ميکنيم با سروصدا و شادی بيشتر و با شعرهايی ديگر.

              در فرانکفورت يک تيم خبری از تلويزيون آرته آلمان آمده بودند که ميخواستند فيلمی راجع به ممنوع بودن حضور زنها در استاديوم های ورزشی تهيه کنند. آنها از جماعت ما که بيش از نيمی از آن زن و بخصوص دخترهای جوان بودند خيلی خوششان آمد و تمام مدت با ما بودند و فيلمبرداری ميکردند. دختر من ميگفت من اصلا نميفهمم چطور چنين چيزی ميتواند ممکن باشد. شنيده ام که گفته اند اگر دخترها باستاديوم بروند پای مردها را می بينند و اين گناه دارد. پس بايد از فردا ديدن بازيها در تلويزيون را هم برای دخترها ممنوع کنند. من تی شرتی تهيه کرده بودم که روی آن پرچم سه رنگ ايران با کلمه ايران در مرکز آن کشيده شده بود و زير آن نوشته شده بود ايران برای همه ايرانيان. خبرنگار از من پرسيد اين جمله روی تی شرتت چه معنايی دارد و من گفتم اين جمله يعنی ايران هم مال زنهاست، هم مال کردهاست، هم مال بهايی هاست ، هم مال آخوندها و هم مال شيعه ها و سنی ها و هم مال حزب اللهی ها. اين جمله يعنی اينکه کسانی که حکومت ميکنند حقی بيشتر از آنهايی که مخالفشان هستند ندارند يعنی اگر مردان حق دارند فوتبال تماشا کنند زنان هم بايد حق داشته باشند.

              نکته مثبت آنکه در بازيهای امسال بر خلاف ۸ سال پيش، همه آمده بودند که ايران را نمايندگی کنند و جريانهای سياسی چه حکومتی و چه اپوزيسيون نکوشيده بودند که در استاديوم از فرصت استفاده کرده و تبليغات گروهی کنند. تاسف آور بود که در بازی آنگولا اين امتياز هم منتفی شده و از طرف حکومت به پليس گفته شده بود که اجازه ندهند افراد با پرچم ها و تی شرت هايی با آرم شير و خورشيد وارد استاديوم شوند.

              در بازی با آنگولا در استاديوم لايپزيک اکثر تماشاچيان ايرانی بودند و ما قبل و بعد از مسابقه با آنگولايی هايی که در استاديوم بودند ميرقصيديم و عکس ميگرفتيم. آنها هم مثل ما تماشاچيان حرفه ای فوتبال نبودند و من احساسم اين بود که آنها هم مثل ما به استاديوم آمده بودند که هم تيمشان را تشويق کنند و هم در يک جشن بين المللی مشارکت کنند.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #892
                آماده نشدن پاسپورت هشت بازيكن تيم ملي اميد فوتبال ايران سبب شد، تا اردوي تيم ملي ايران در برزيل لغو شود.



                رنه سيموئزگفت: سفر به برزيل با اين شرايط ارزش نداشت. چند روزي منتظر شديم اما پاسپورت هشت نفر از بازيكنان آماده نشد.



                سه‌شنبه‌ي گذشته بيست و پنج بازيكن زير بيست و سه سال به اردوي آمادگي تيم ملي اميد دعوت شده بودند و تمرينات خود را از روز چهارشنبه آغاز كردند؛ اما، مشكلات سربازي مانع از سفر تيم اميد ايران به برزيل شد. اين درحالي است كه سيموئز تاريخ سفر به برزيل را پيشتر به كميته‌ي ملي المپيك اعلام كرده بود و برنامه‌ي كلي تيم در رسانه‌ها منتشر شده بود.



                سيموئز درآن هنگام سفر به برزيل را يكي از سه برنامه‌ي مهم خود براي آماده‌سازي تيم تا بازي‌هاي آسيايي دوحه اعلام كرد.



                سرمربي برزيلي تيم اميد ايران پس از ديدار شب گذشته‌ي برزيل برابر فرانسه به سايت كنفدراسيون فوتبال آسيا گفت: قرار بود پنج‌شنبه به برزيل پرواز كنيم؛ اما، هنوز به دنبال گذرنامه‌ها هستيم تا هم اكنون دو بازي نخست با سائوپائولو و سانتوز را از دست داده‌ايم و تا زماني كه بخواهيم پاسپورت و ويزاي اين نفرات را آماده كنيم همه‌ي بازي‌ها را از دست خواهيم داد.



                وي افزود: ليگ برزيل بلافاصله پس از جام جهاني پيگيري مي‌شود و بر اين اساس من پيشنهاد اين اردو را دادم؛ اما، با شرايط بهتر است قيد اين سفر را بزنيم. چرا كه ديگر اميدي به توافق مجدد با آنها، آن هم در اين زمان نامناسب را نداريم.



                طبق برنامه‌ي از پيش اعلام شده قرار بود تيم ملي ايران در برزيل با تيم‌هاي سائوپائولو قهرمان باشگاه‌هاي جهان در اول جولاي با سانتوز در پنجم جولاي و پالميراس در هشتم جولاي بازي كند.



                تيم اميد ايران در پايان اين تور تداركاتي به اروگوئه سفر مي‌كرد تا در مونته ويدئو دو بازي دوستانه با تيم زير بيست و سه ساله‌ها‌ي اين كشور انجام دهد.


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #893
                  محمود ياوري، مربي فوتبال باور دارد كه فوتبال كشور نبايد تحت تاثير جام جهاني از مسير آينده‌ي خود منصرف شود.



                  محمود ياوري اظهار كرد: بايد اين مساله روشن شود كه نتايج تيم ملي در جام جهاني فاجعه نبود، در هر صورت ايران سه بار به جام جهاني رفته و هر بار نيز نتايج مختلفي گرفته است و نبايد تمام هستي فوتبال پس از اين رقابتها مورد خطر قرار گيرد.



                  وي افزود: به اندازه‌اي كه تلاش كرديم در جام جهاني نتيجه گرفتيم و انتظار نيز اين نبود كه مانند آلمان نتيجه بگيريم، بنابراين اكنون بايد با درس‌هايي كه از جام جهاني آموختيم و با فكر بازتر ، براي آينده برنامه‌ريزي كنيم.



                  ياوري تصريح كرد: زماني كه از آنگولا شكست خورديم نظرم اين بود كه از همان روز بايد به فكر آينده باشيم، هم اكنون نيز همين نظر را دارم، شايد براي فوتبال ما همين امروز نيز دير باشد و بايد بلافاصله برنامه‌هاي آينده را آغاز كنيم چراكه ليگ برتر در پيش است و مسابقات مقدماتي جام ملت‌هاي آسيا و آسيايي دوحه نيز منتظر نمي‌مانند تا ما آماده شويم.



                  ياوري تاكيد كرد: مهم‌ترين برنامه‌ي پيش رو انتخاب سرمربي جديد تيم ملي است.



                  ياوري در ادامه تاكيد كرد: تغييراتي در فدراسيون فوتبال رخ داده است اما، به نظر من بايد كميته‌هاي اين فدراسيون به كار خود ادامه دهند و بحث استعفا را كنار بگذارند، چرا كه فوتبال ما در شرايط فعلي نبايد دچار ركود شود.



                  ياوري ارايه‌ي تقويم مدون از سوي فدراسيون فوتبال براي ليگ ششم را ضروري دانست و افزود: يكي از نشانه‌هاي حرفه‌اي‌گري برنامه‌ريزي است و من اميدوارم تقويم مدوني از سوي فدراسيون تهيه شود تا ديگر در مسابقات فوتبال شاهد بي‌نظمي و وقفه نباشيم.



                  ياوري تاكيد كرد: اطمينان دارم اگر تيم ملي با همين شرايط فعلي به سرعت سامان داده شود و جوانگرايي مناسب نيز صورت گيرد، خواهيم توانست در شهريور ماه كره‌ي جنوبي را شكست داده و درآسيايي قطر نيز از عنوان قهرماني دفاع كنيم

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #894
                    ابتدا خيال ورزشى نويسان محترم را راحت كنم كه قصد نوشتن تحليل ورزشى ندارم كه نه صلاحيت آن را دارم و نه علاقه اى و اكنون هم كه بهار ورزشى نويسان است بايد عدم دخالت در حوزه آنان را محترم شمرد. ولى پرداختن به سياست با استفاده از فوتبال امرى غيرمنتظره نيست و چه خوب بود كه فوتبال نويسان هم در بهار سياست يعنى انتخابات، وقايع آن را با قواعد و مقررات فوتبال ارزيابى مى كردند، و قطعاً چنين امرى اقدامى مورد توجه و خواندنى بود.
                    زنده باد فوتبال؛ چرا كه بيش و پيش از هر چيز واقعيت سياست جامعه ايران و حتى واقعيت هاى غيرسياسى ما را به خوبى نشان مى دهد، قبلاً در همين روزنامه آقاى دكتر فكوهى و آقاى دكتر مولايى دو مطلب خواندنى در اين زمينه نوشته اند، و شايد ديگران هم چنين كرده اند و بنده اطلاعى ندارم، اما هر چه بنويسيم احتمالاً باز هم جاى نوشتن دارد، هر چند به خوبى قبلى ها ننويسيم.
                    فوتبال و سياست در ايران داراى وجوه مشابه و متفاوتى هستند و از روى اين وجوه مى توان سياست را در ايران بهتر شناخت.
                    ۱ - در فوتبال هر چه بكاريم در اولين فرصت و با وضوح و شفافيت درو مى كنيم و البته در سياست و اقتصاد هم همين طور. اما در فوتبال محصول را نمى توان انكار كرد، ولى در سياست مى توان، زيرا نتيجه بازى فوتبال در رقابتى قانونمند و در نگاه عام شكل مى گيرد و داورى مستقل و خارج از ما آن را قضاوت و حكم صادر مى كند، اما در سياست اين گونه نيست و در اين وضعيت باخت و شكست معنى ندارد و هميشه يكى از دو حالت پيروزى و پيروزى در انتظار است. وقتى كه در سياست مى توان نتيجه انتخابات را وارونه تعبير و تفسير كرد و حتى افراد به ظاهر منطقى نيز شكست را پيروزى خود معرفى كنند، از افراد غيرمنطقى ديگر چه انتظارى داريم. و اگر هم به دليلى در سياست شكست معنى پيدا كند، در تحليل آن آنقدر زمين و زمان و دست هاى پيدا و نهان به هم بافته مى شود كه روى اجاق از اين همه توجيه سفيد مى شود.
                    ۲ - پيروزى در ايران هزار پدر و مادر دارد و براى شكست دريغ از يك نامادرى و ناپدرى يا حتى دايه. اگر تيم پيروز شد، صدها و هزاران پيام تبريك از چپ و راست، بالا و پايين نثار مى شود كه به معناى ديگر اين پيروزى ها را به نام خود نوشتن است، ده ها نشست و جايزه ريز و درشت با آب و تاب تقديم مى شود و چه بسيار آدم هايى كه خود را عهده دار اين پيروزى ها معرفى مى كنند و اما اگر شاهد شكست باشيم، اين بار به جاى هزار پدر و مادر، هزار بازپرس و بازجو ميدان دار قضيه مى شوند و اتفاقاً اكثر كسانى كه در هنگام پيروزى، طلبكار مى شدند، در صورت شكست هم مدعى درجه اول مى شوند. به بيان حقوقى بايد گفت كه اين اصل بديهى حقوق كه «هر كس غنيمت مى برد، غرامت مى پردازد» در ايران حاكم نيست و به قول معروف در اين جا جام مى و خون دل هر يك به كسى دادند، عده اى هميشه غنايم را تقسيم مى كنند و عده اى غرايم را.
                    ۳ - وجه تشابه ديگر فوتبال و سياست اين است كه در هر دو مورد براى ناكامى ها جار و جنجال زيادى صورت مى گيرد، البته در هر دو مورد نيز اين جار و جنجال ها لزوماً عليه مسئولان ناكامى نيست، چه بسا مسئولان ناكامى نيز جار و جنجال كنند، گرچه اين فضاسازى ها خيلى شديد است، اما به سرعت فروكش مى كند و به طاق نسيان كوبيده مى شود و در مواردى هم كه براى اثبات جديت امر كميته اى تشكيل مى شود، گزارش آن يا درنمى آيد يا برحسب مصالح خفيّه چنان مثله مى شود كه خواننده نمى فهمد چه كسى و چه عواملى موجب شكست بوده است و حتى بر فرض محال چنين نتيجه اى هم حاصل شود هيچ درسى براى برنامه هاى آينده از آن گرفته نمى شود.
                    ۴ - در هر دو مورد فوتبال و سياست يا بايد تكريم و تمجيد كرد يا تخريب، قبل از باخت انتقاد تحمل نمى شود، بايد يار دوازدهم بود و بازيگران را كمك كار، تا مبادا خداى نكرده روحيه لطيف افراد ضربه اى ببيند، حتى اگر روشن باشد كه راه خطايى در پيش است، پس از شكست و ناكامى هم كه ديگر جاى انتقاد باقى نمى ماند زيرا نتيجه اظهر من الشمس است كه نيازمند نقد و ارزيابى باشد و طبعاً كارى جز تخريب و حمله و... نمى ماند، حتى اگر لازم شد مغازه افراد را هم تخريب مى كنند چه رسد به خودش!
                    ۵ - در فوتبال و سياست عقب نشينى از تصميمات جايى ندارد، مگر آن كه فشارها خيلى زياد شود. گرچه بنده خدا برانكو ايرانى نبود ولى چند سالى زندگى با ما اگر او را «هم بو» نكرده بود، «هم خو» كرد، شايد هم از اول يك «هم خو» مثل خودمان پيدا كرده بوديم، به همين دليل در چيدن مهره ها چنان عمل كرد كه گويى به تكليف شرعى عمل مى كرد و مسئول نتيجه اش نبود، وقتى هم كه فشارها زياد شد، ظاهراً عقب نشست تا بعداً فرصت پيدا كند و نشان دهد كه مرغ همچنان يك پا دارد.
                    ۶ - قبل از شروع رقابت در سياست و فوتبال، افرادى «اراده گرا» هستيم، يعنى معتقديم كه؛ «اگر بخواهيم»، «مى شود»، در فوتبال بايد يك پاى فينال بود و پرتقال را پوست كند (البته پرتغال پوست كندنى نيست)، اما وقتى مى بازيم ياد باخت ژاپن و آمريكا مى افتيم و يك نفر هم نيست كه بگويد عموجان، مگر قبل از بازى ها بضاعت خود را نمى دانستيد كه حالا چنين مى گوييد؟ اما تفاوت سياست و فوتبال در اين است كه سياست نيازى به اين توجيهات ندارد، اصولاً آمريكا و ژاپن چه محلى از اعراب دارند كه بخواهيم خود را با آنان مقايسه كنيم، به همين دليل هميشه باهوش ترين، كوشاترين و يك دوجين «ترين»هاى ديگر نثار مردم مى كنيم و صدالبته كه نثاركنندگان كه افراد بالادستى اين مردم با «ترين»ها هستند جاى خود را در اين تعريف و تمجيدها پيدا مى كنند و اگر اين صفات تفضيلى در فوتبال با مشكل مواجه شود، در سياست هيچ گاه با مشكل و ابهام و سئوال مواجه نخواهد شد.
                    ۷ - فوتبال و سياست تفاوت هاى ديگرى هم دارند، يكى اين كه در اين جا سياست و اقتصاد ديم داريم ولى فوتبال ديم به كار نمى آيد، البته كه سياست و اقتصاد ديم هم به كار نمى آيد، ولى دو عامل موجب عدم بروز اين ناكارآمدى مى شود، يكى پول نفت است كه با آن مى توان جنس را وارد كرد به جاى محصول ديم عرضه داشت و سر و ته قضيه را هم آورد و ديگر اين كه مسابقات فوتبال طبق قواعد بى طرفانه بين المللى و در زمين غيرخودى جريان دارد، و از اين رو فوتبال ديم فورى به بن بست مى رسد، ولى سياست ديم نيازمند زمان است كه بن بست آن مشهود يا اجازه علنى شدنش داده شود.
                    ۸ - فوتبال و سياست در ايران ساختار تصميم گيرى مشابهى دارند. صندلى كنار زمين ايران را با برزيل مقايسه كنيد، در اولى تصميم گير يك نفر است كه على الاصول مشاورش هم نسبت به تصميمات او شاكى است، اما در دومى پيرمردى را مى بينيد كه قلم و كاغذ دستش است و به مربى برزيل كمك مى كند، پيرمردى كه افتخارات بيشترى حتى از مربى كنونى برزيل دارد، توضيح مشابهت اين فرآيند در سياست ايران مشكل ساز است، خودتان مواردش را بيابيد و زحمت نويسنده را كم كنيد. اما به طور خلاصه بايد گفت كه هر مربى اى كه روى نيمكت سياست بنشيند، اول بايد نيمكت را با هفت آب شست و شوى دهد تا از آثار پيشينيان پاك شود و الى آخر.
                    ۹ - در فوتبال ما هم افراد با ميل و اراده خود توسن قدرت را رها نمى كنند و از آن نزول اجلال نمى فرمايند، تا آن كه اين اسب كه ظاهراً آرام مى نمود چموش شود و سوار را با سر به زمين بكوبد، اين هم تشابه ديگر، تعيين مواردش با خود شما!
                    ۱۰ - وضعيت مديريت كلان در فوتبال ما، كشمكش ميان دو نهاد مرتبط با موضوع تا حد نهايت است. همه در عين حال كه آماده مچ گيرى از طرف مقابل هستند، آماده سوار شدن بر موج پيروزى هم هستند. (آخرين بازى هاى دوستانه در استاديوم آزادى را فراموش نكنيد)، تيول دارى به معناى دقيق. نيازى به ذكر موارد مشابهت با سياست نيست، چون اصولاً اين عارضه از سياست به ورزش سرايت كرده است و از فرط وضوح بى نياز از توضيح است. هياتى بودن مديريت نيز ويژگى هر دوست، نكته جالب اين است كه وقتى در رقابتى ترين فعاليت ها يعنى ورزش و فوتبال كه نيازمند برنامه ريزى دقيق است (به دليل وضوح نتايج پس از مسابقه) تا اين حد هياتى برخورد مى شود، شما خودتان مى توانيد حدس بزنيد كه در زمينه هاى غيررقابتى و غيرمشهود در ايران مثل سياست و اقتصاد چگونه برخورد مى شود؟ ضمناً فراموش نكنيم اگر براى موفقيت در ورزش و فوتبال ۱۰ درجه هوش و برنامه ريزى مورد لزوم باشد، براى موضوعى مثل سياست و اقتصاد ۱۰۰ درجه هم كفايت نمى كند. خدا به پول نفت بركت دهد كه جايگزين اين موارد مى شود، ضمناً خدا بركت به اين پول بدهد كه يك ست كامل هديه هم از سوى تيم ايران در ابتداى بازى به ديگران هديه مى شد!! اين هم فرق ديگر ما با كشورهاى فقير مثل ژاپن و آلمان.
                    ۱۱ - پس از هر شكست در فوتبال و سياست عده اى بحق يا ناحق مدعى مى شوند كه مسائل پشت پرده زيادى است و آنها را افشا خواهند كرد و در نهايت هم افشا نمى شود، زيرا يا نيست و يا اگر هست حتماً به دليلى پشت پرده بوده كه كسى افشا نكند و افراد مدعى افشا در حد و حدودى نيستند كه چنين كارى را انجام دهند. موارد ديگرى هم براى نوشتن بود فكر مى كنم كه همين ها فعلاً كافى است، بنابراين دوباره به شعار اول خود بازگرديم كه «زنده باد فوتبال» كه هيچ چيزى مثل آن نمى تواند واقعيت هاى غيرقابل طرح جامعه ايران را بيان و آشكار كند.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #895
                      ديويد بکام تصميم گرفته پس از شش سال بازوبند کاپيتانی تيم ملی فوتبال انگلستان را به بازيکن ديگری واگذار کند، اما به گفته خودش، می خواهد همچنان به بازی در عرصه بين المللی ادامه بدهد.
                      بکام تصميم تازه خود را در آخرين کنفرانس مطبوعاتی تيم انگلستان پس از شکست برابر پرتغال در مرحله يک چهارم نهايی جام جهانی اعلام کرد.

                      هافبک 31 ساله تيم انگلستان در حضور خبرنگاران پرشمار گفت: " احساس می کنم وقت آن رسيده که همزمان با مربيگری استيو مک لارن، و آغاز دوره جديدی برای تيم انگلستان، بازوبند کاپيتانی را به بازيکن ديگری بسپارم."

                      اولين بار در سال 2000 ميلادی پيتر تيلور، که آن زمان به طور موقتی هدايت تيم انگلستان را بر عهده داشت، بازوبند کاپيتانی را به ديويد بکام داد.


                      دلم می خواهد همچنان برای انگلستان بازی کنم و تا آنجايی که در توانم است به مربی و کاپيتان جديد تيم کمک کنم


                      ديويد بکام

                      کاپيتان تيم انگلستان نيز در متنی که برای صحبت روز يکشنبه خود آماده کرده بود، از آقای تيلور، مربی کنونی باشگاه کريستال پالاس، قدردانی فراوان کرد.

                      بازيکن سابق باشگاه منچستر يونايتد در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود گفت: "روز 15 نوامبر سال 2000، پيتر تيلور با سپردن بازوبند کاپيتانی انگلستان به من بزرگترين افتخار دوران ورزشی ام را رقم زد و آرزوی دوران کودکی ام را برآورده کرد.

                      بکام ادامه داد: "بايد تاکيد کنم که دلم می خواهد همچنان برای انگلستان بازی کنم و تا آنجايی که در توانم است به مربی و کاپيتان جديد تيم کمک کنم."

                      ديويد بکام در بازی مقابل پرتغال مجبور شد به دليل آسيب ديدگی پا در دقيقه 52 زمين مسابقه را ترک کند. اين ديدار را نهايتا پرتغالی ها در ضربات پنالتی بردند.

                      کاپيتان تيم انگلستان همچنين اعلام کرد که اين تصميم را از مدتی پيش گرفته بوده است و گفت: "دلم می خواست تصميمم را در پايان يک جام جهانی موفق اعلام می کردم، متاسفم که اينطور نشد."


                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #896
                        سپ بلاتر، رئيس فيفا تاييد کرده که در مورد صحنه زشت زد و خوردی که پيروزی آلمان بر آرژانتين را در مسابقات يک چهارم نهايی خدشه دار کرد، تحقيق خواهد کرد.
                        در پی آخرين پنالتی که منجر به پيروزی تيم آلمان در ورزشگاه برلين شد، بين دو طرف درگيری ايجاد شد و برخی از آنها با مشت و لگد به يکديگر حمله کردند.

                        بلاتر به برنامه ورزشی زنده کانال پنج بريتانيا گفت: "من از اين ماجرا بشدت عصبانی ام و کميته انضباطی ما اين حادثه را بررسی خواهد کرد."

                        "ما با کسانی که به عنوان محرک اين حادثه شناسايی شوند برخورد خواهيم کرد."

                        بلاتر افزود: "واقعا نيازی به اين کار نبود. بعد از ۱۲۰ دقيقه، فوتبال يک نمايش است. و بعد بايد پنالتی زده شود و نهايتا فوتبال به تراژدی بدل می شود. اما يکی برنده است و يکی هم بازنده."

                        "چيزی که من هميشه می گويم اين است که در فوتبال ياد می گيريد ببريد، اما همچنين بايد ياد بگيريد که ببازيد."

                        تورستن فرينگز، بازيکن آلمان در مورد اين حادثه گفت: "آنها (آرژانتين) بازنده های بدی هستند. عقلشان را از دست داده بودند."


                        اين حادثه نشان داد که ورزشکاران بدی هستند و اخلاق مناسبی ندارند.


                        تورستن فرينگز، بازيکن آلمان

                        در پی اين درگيری، لئوناردو کوفر، بازيکن ذخيره آرژانتين که در بازی حاضر نشده بود به خاطر لگد زدن به مرتزاکر، بازيکن آلمانی، کارت قرمز گرفت.

                        بازيکن دفاعی آلمان گفت: "با اين که من هيچ کاری نکرده بودم، يکی از بازيکنانشان به من حمله کرد. سه يا چهار نقطه از ران من زخمی شد و بعد هم دوباره با لگد به کشاله رانم زد."

                        فرينگز گفت که آنها سعی داشتند بازيکنان آرژانتينی را آرام کنند، اما "اين حادثه نشان داد که (آرژانتينی ها) ورزشکاران بدی هستند و اخلاق مناسبی ندارند. اميدوارم بازيکنانشان از بازی محروم شوند."

                        خوزه پکرمن، مربی آرژانتين که به دليل بيرون کشيدن خوان رومان ريکلمه، زمانی که آنها يک، صفر از آلمان جلو بودند مورد انتقاد قرار گرفته، پس از شکست در مرحله يک چهارم نهايی از مقام خود استعفا داده است.

                        با شکست اوکراين در بازی با ايتاليا، اينک آلمان بايد در مرحله نيمه نهايی در مقابل ايتاليا ظاهر شود

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #897
                          به دنبال اختلافات پيش آمده ميان مديران دو باشگاه استقلال و پرسپوليس، دكتر محمد حسين قريب و محمد حسن انصاري فرد در نشستي به كدورت‌ها پايان مي‌دهند.

                          گفتني است، پس از جلسه‌اي كه ميان اعضاي‌ هيات مديره‌ي باشگاه‌هاي پرسپوليس و استقلال تهران و امضاي تفاهم نامه ميان اين دو باشگاه انجام گرفت، عليرضا واحدي نيكبخت راهي پرسپوليس شد و مدير عامل باشگاه استقلال با انتشار بيانيه‌اي اين عمل مسوولان پرسپوليس را نادرست خواند.

                          محمد حسين انصاري فرد هم پس از آن در گفت وگويي با سايت باشگاه پرسپوليس بيانيه‌ي باشگاه استقلال را مطابق با جلسه‌ي تفاهم دو باشگاه ندانست.

                          اين نشست قرار است طي يكي دو روز آينده برگزار شود.


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #898
                            يك مقام مسؤول در استقلال:

                            پروين را مى خواهيم اما براى جوانان!

                            اخبار منتشره از جانب برخى روزنامه هاى ورزشى حاكى از آن بود كه محمد پروين پسر على پروين قرار است به استقلال بيايد و به بزرگسالان اين باشگاه بپيوندد. يكى از مسؤولان استقلال در اين باره به ايران ورزشى گفت: «شايد محمد پروين را قبول كنيم و با او قرارداد امضا كنيم ولى اگر اين اتفاق بيفتد او به تيم جوانان ما خواهد پيوست و در جمع بزرگ ترها جايى نخواهد داشت. احترام على پروين سر جاى خودش اما پيراهن استقلال ارزشى دارد كه نبايد آن را به اين راحتى ها به اين و آن هديه كرد.»


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #899
                              مهدي هاشمي نسب ، بازيكن فصل گذشته فوتبال عقاب گفت: مذاكراتي را با مسئولان استقلال انجام داده‌ام؛ اما هنوز حضورم در اين تيم قطعي نشده است.



                              مهدي هاشمي نسب اظهار داشت: چندي پيش با امير قلعه‌نوعي در خصوص مسائل مختلف صحبت كردم و به توافقات اوليه نيز دست يافتم.



                              وي ادامه داد: در يكي دو روز آينده همه چيز در اين خصوص مشخص خواهد شد شايد انتقالم به استقلال منتفي شود و شايد هم دوباره پيراهن اين تيم را برتن كنم.



                              هاشمي نسب تصريح كرد: قصد دارم دوباره به سطح اول فوتبال ايران باز گردم انگيزه كافي براي اين كار را دارم و مي‌دانم كه توانايي بازي در استقلال را خواهم داشت. هاشمي نسب يادآور شد: صحبت‌هايي زيادي در خصوص بازگشتم به استقلال دارم كه پس از قطعي شدن اين موضوع، بيان خواهم كرد.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #900
                                اعضاي تيم ملي وزنه‌برداري با برگزاري اردوهاي مختلف در سطح ارتفاع و سطح دريا روز به روز به برنامه‌هاي از پيش تعيين شده نزديك مي‌شوند و خود را براي حضور در مسابقات قهرماني جهان و بازي‌هاي آسيايي آماده مي‌كنند.



                                با اين حال ايوانف علاقه‌اي به مصاحبه‌هاي مفصل ندارد و مي‌گويد با رضازاده به عنوان سخنگوي تيم صحبت كنيد. حسين رضازاده ، قوي ترين مرد جهان هم نسبت به اين سمت واكنش مثبتي نشان مي‌دهد و مي‌گويد: بله درست است. من سخنگوي تيم هستم. هر چه بگويم همه قبول دارند و حرف من، حرف تمام بچه‌هاست.



                                به هر حال براي اطلاع از آخرين وضعيت تيم ملي، ميزان آمادگي قهرمانان، حواشي موجود در تيم و آخرين وضعيت خودش، به سراغ قوي‌ترين مرد جهان مي‌رويم و با او به صحبت مي‌نشينيم.



                                حسين رضازاده ، قوي‌ترين مرد جهان، دارنده‌ي دو مدال طلاي المپيك و سه عنوان قهرماني جهان و ركورددار دسته‌ي فوق سنگين وزنه‌برداري اظهار كرد: از روزي كه كوروش رفته حالم خوش نيست. شمال هم كه آمديم بدن‌ها شل مي‌شود و هميشه در حال استراحت هستيم.



                                خوب اين هم يك تنوع است. در تمرينات حرفه‌اي بايد در سطح دريا و سطح ارتفاع تمرين كنيم و به غير از مسايل فني، همين عوض كردن آب و هوا براي بچه‌ها خوب است. براي من ورزشگاه آزادي بهتر است.



                                بيشتر از دوازده سال است كه درگرما و سرما آنجا هستم و به آنجا عادت كردم. اما، از اردوي بابلسر همه راضي هستند. اين اردو از همه‌ي اردوهايي كه پيش از اين در شمال كشور داشته‌ايم بهتر است.



                                وي ادامه مي‌دهد: جواناني مانند ما از چندين سال قبل آمدند، تلاش كردند و نتيجه‌اش اين شد كه بودجه فدراسيون افزايش يافت و بايد چنين اردوهايي براي ما برگزار كنند. اما، ازاين شرايط جوان‌ترها بايد بيشتر استفاده كنند و قدرشناس باشند.



                                ما سال‌هاي قبل هم به شمال مي‌آمديم. در جايي تمرين مي‌كرديم كه به هيچ وجه در استحقاق ما نبود. پيش از بازي‌هاي آسيايي ‌٩٨ در تايلند به فريدون‌كنار آمده بوديم. در يك اتاق كوچك دو نفر مي‌خوابيدند.



                                به هيچ وجه شرايط مناسبي نبود. آن سال هزينه‌ي ‌٢٠ نفر در اردو حدود ‌٣٠٠ يا ‌٤٠٠ هزار تومان مي‌شد. با چنين شرايطي ما كار كرديم. من و توكلي در سيدني قهرمان شديم. ساير وزنه‌برداران نيز به ما كمك كردند، مدال گرفتند و الان وزنه‌برداري به يكي از پرافتخارترين رشته‌هاي ورزشي كشور بدل شده است.



                                اما، رضازاده در حالي كه موفقيت‌هاي خود را مرهون دعاهاي خير مردم، لطف الهي و كرم حضرت ابوالفضل (ع) مي‌داند، در اين اواخر تا حدودي از مردم گلايه‌مند است. رضازاده در اين رابطه مي‌گويد: مردم فقط لحظه‌ي مسابقه‌ي ما را مي‌بينند.



                                در مسابقات سال ‌٢٠٠٣ در چين ركورد يك ضرب جهان را زدم و پس از آن در مسابقات جهاني مدال طلا را به جابر سالم دادم. پس از آن همه مي‌گفتند رضازاده ضعيف شده. رضازاده خسته شده و خيلي حرف‌هاي ديگر. مردم اين تمرينات قبل از صبحانه‌ي ما را نمي‌بينند.



                                ساعت ‌٨ صبح چندين تن وزنه را بلند مي‌كنيم. در هواي شرجي شمال. اين همه زحمت را كسي نمي‌بيند و در نهايت مي‌گويند رضازاده ضعيف شده و يا رضازاده ديگر تمام شده. از مردم مي‌خواهم بيشتر ما را حمايت كنند.



                                قوي‌ترين مرد جهان تاكنون هفت بار ركوردهاي دسته فوق سنگين جهان را از سال‌هاي ‌١٩٩٨ تا سال ‌٢٠٠٤ فرو ريخته و به نام خود ثبت كرده است و كارشناسان اعتقاد داشتند او روزي به ركورد ‌٥٠٠ كيلوگرم مي‌رسد. رضازاده در اين مورد نيز گفت:من تا كنون هفت بار ركورد جهان را شكسته‌ام.



                                اولين بار در بازي‌هاي آسيايي تايلند بود كه ركورد دو ضرب جهان را به ‌٢٢٨ كيلوگرم ارتقا دادم. پس ازآن در مسابقات جهاني ‌٩٩ در آتن ركورد يك ضرب جهان را زدم كه ‌٢٠٦ كيلوگرم بود. در بازي‌هاي المپيك سيدني ركورد يك ضرب را با وزنه‌ي ‌٥/٢١٢ كيلوگرم شكستم و در دو ضرب به ركورد ‌٢٦٠ كيلوگرم رسيدم كه با اين ركورد ركورد مجموع جهان و المپيك را با ‌٥/٤٧٢ كيلوگرم به نام خود ثبت كردم.



                                پس از آن در سال ‌٢٠٠٢ ركورد دو ضرب جهان را به ‌٢٦٣ كيلوگرم رساندم. در مسابقات قهرماني آسيا در سال ‌٢٠٠٣ نيز ركورد يك ضرب جهان را با مهار وزنه‌ي ‌٢١٣ كيلوگرم به نام خود ثبت كردم و درسال ‌٢٠٠٤ و در المپيك آتن ركورد مجموع جهان را به ‌٤٧٣ كيلوگرم رساندم.



                                اما، با اين حال كارشناسان پس از المپيك سيدني اعتقاد داشتند من توانايي رسيدن به ركورد ‌٥٠٠ كيلوگرم را دارم كه خودم اين طور فكر نمي‌كنم. رسيدن به اين ركورد سخت است و فكر نمي‌كنم ديگر بتوانم به اين ركورد برسم.



                                قدرت من ماورايي نيست



                                داشتن دو مدال طلاي المپيك، افتخاري است كه رضازاده به عنوان اولين ايراني توانسته به آن دست پيدا كند. به هر حال كسب اين عنوان آن هم در بالاترين سطح ورزش جهان بي‌نظير است و تا سال‌ها در ورزش ايران باقي خواهد ماند.



                                رضازاده در مورد افتخارات كم نظيرش نيز اظهار كرد: فكر مي‌كنم قدرت من يك لطف الهي است، اما ماورايي نيست. هر كس زحمت بكشد، خوب تمرين كند، لطف خدا همراهش باشد و آسيب نبيند، مي‌تواند به اين ركوردها برسد. البته همه مي‌گويند كه ما زحمت مي‌كشيم اما، خيلي از موارد را بايد رعايت كنند.



                                خيلي‌ها سعيد علي حسيني را جانشين خوبي براي رضازاده مي‌دانند و پس از بازي‌هاي المپيك پكن روي او حساب مي‌كنند. رضازاده در مورد قهرمان جديد سنگين وزن جهان در رده‌ي جوانان گفت: اگر همه چيز طبق برنامه و خوب پيش رود، علي حسيني مي‌تواند جانشين من باشد.



                                اما قهرماني و آقايي علي حسيني در وزنه‌برداري فوق سنگين جهان به خيلي چيزها بستگي دارد. اول از همه اين كه نبايد آسيب ببيند و به غير از آن خوب تمرين كند. اگر وزنه‌بردار آسيب ببيند، نمي‌تواند تمرين كند، تمرين هم نكني ركوردت بالا نمي‌رود.



                                رشته ما هم طوري نيست كه قرعه بكشند، در وزنه‌برداري بايد همه به مصاف همديگر بروند و آنجا است كه فرق قهرمان با ساير نفرات مشخص مي‌شود. علي حسيني هم با داشتن اين تفكر بايد خود را براي مقابله با همه‌ي حريفان آماده كند. او بايد فكرش را بيشتر جمع كند و تمام حواسش به قهرماني‌اش باشد.



                                اما، رضازاده در پايان به حمايت‌هايي كه از او مي‌شود اشاره مي‌كند. وي در اين رابطه خاطرنشان كرد:« در سال‌هاي اخير بارها عنوان قهرماني را كسب كردم اما، توجه چنداني نشده است.



                                حداقل سال‌هاي قبل پاداش‌هاي مادي خوبي به ما مي‌دادند كه در يك سال اخير چنين نبوده است. درآمد ما نيز از همين پاداش‌ها است. هيچ كدام شغل ديگري جز حضور در تيم ملي نداريم و ماهيانه حقوق ناچيزي مي‌گيريم.



                                از همه دست‌اندركاران و مسوولان كشور تقاضا دارم كه توجه بيشتري به رفع دغدغه‌هاي مالي وزنه‌برداران ملي‌پوش داشته باشند. اين بزرگ‌ترين مشكل ما در سال‌هاي اخير است و بايد توجه بيشتري به ما شود. ما قادر به كسب افتخارات زيادي هستيم اما، بايد فكرمان از همه لحاظ آماده باشد.

                                iran

                                Comment

                                Working...