Greaaaat!!!! Forza Italiaaaa and Ghanaaaaaaaaa!!! bye bye USAAAAAAAA!!!! uahauaauahauahauahauahauahauahahaha
Announcement
Collapse
No announcement yet.
Germany 2006 World Cup
Collapse
X
-
رحمان رضايی: فقط روی کاغذ خوب بوديم
رحمان رضايی مدافع باتجربه تيمملی کشورمان پس از بازی با آنگولا گفت: بازی خوبی انجام شد و نتوانستيم بهره مناسبی از حملات ببريم.
رضايی افزود: بهعنوان يک مدافع خيلی خوشحال هستم که تيمملی توسط يک مدافع از شکست گريخت اما فکر میکنم ما در کارهای تهاجمی کم شانس بوديم و فرصتها را خيلی مفت از دست میداديم.
وی افزود: عده ای از تيمملی دور هستند و بر اساس شنيدهها قضاوت میکنند اما هيچ اختلافی در تيم ملی وجود ندارد و اگر بحث هم وجود داشته باشد نوعی اختلاف سليقه و اختلاف عقيده است که هميشه وجود دارد.
مدافع تيم ايران در ادامه گفت: متأسفانه ما فقط در روی توضيحاتی که روی کاغذ به میدادند از حريف برتر بوديم اما در داخل ميدان کاملاً برعکس بود و تيم برتر، حريف ما بود.
رحمان رضايی در پايان حرفهايش گفت: تا يک سال ديگر با مسينا قرارداد دارم و فعلاً مشخص نيست فصل بعد کجا هستم.
***
مسعود شجاعی: از برانکو بپرسيد چرا ذخيره بودم
مسعود شجاعی قرار بود پديده ايران در جامجهانی باشد اما اگر مصدوميت نصرتی نبودوی فرصت حضور در مسابقات ايران در جام جهانی را بدست نمی آورد.
شجاعی در پايان ديدار با آنگولا در گفتگو با خبرنگار اعزامی (ايپنا) به آلمان؛ به سؤالات زير چنين پاسخ داد:
- از بازی با آنگولا بگو؟
بازی خوبی نبود. ما در کار تيمی نتوانستيم برنامه خودمان را ارائه دهيم. تيم آنگولا تيم قدرتمندی بود ولی انصافاً حق ما پيروزی بود و اگر مهاجمان کمی بيشتر دقت میکردند میتوانستيم آنگولا را با اختلاف دو گل ببريم.
- از عملکرد خودت راضی هستی؟
بله من سعی کردم آنچه را که از من خواسته شده ارائه دهم و از کار خودم راضی هستم. اميدوارم مربيان هم از کار من رضايت داشته باشند.
- برانکو گفته بود تو پديده ايران در جامجهانی میشوی، اما خيلی کم بازی کردی؟
اين نظر کادرفنی بود و من نمیتوانم حرفی بزنم. مسؤوليت اين تيم به عهده کادرفنی بود و آنها بايد جوابگوی اين سؤالات باشند.
متأسفانه تيمملی به اندازه لياقت و تلاش که انجام داد در جامجهانی نتيجه نگرفت و اميدوارم در آينده فرصتی به دست بياوريم که اين ناکامیها را جبران کنيم.
***
مهدی مهدویکيا: بدشانس بوديم
مهدی مهدویکيا هافبک راستپای تيم ملی ايران پس از بازی ايران مقابل آنگولا گفت: ما فرصتهای زيادی داشتيم و میتوانستيم از موقعيتهای خود استفاده کنيم.
مهدوی کيا افزود:
اين حقيقت فوتبال ما نبود. تيم ما در مقابل مکزيک بدشانسی آورد و در مقابل آنگولا هم بدشانس بودم چرا که تک فرصت حريف بهگل تبديل شد.
وی تأکيد کرد: برد و باخت جزيی از فوتبال است و به اعتقاد من ما در بازیهای خود بد کار نکرديم.
مهدویکيا راجع به ضربات شروع مجدد که منجر به دو گل تيم ملی ايران در جام جهانی شدند، گفت: ما از قبل بهدليل وجود بازيکنان سرزن در تيم روی اينگونه ضربات کار کرده بوديم و بههمين دليل توانستيم از اين موقعيتها استفاده کنيم.
***
مهرزاد معدنچی: شأن فوتبال ايران اين نبود
مهرزاد معدنچی هافبک چپ تيم ايران پس از بازی گفت: به نظر من در بازی اول بدشانس بوديم و نبايد بازی را واگذار میکرديم.
معدنچی افزود: پرتغال قویتر از ما بود و در مقابل اين تيم مستحق باخت بوديم چرا که در آن بازی اصلاً خوب کار نکرديم.
وی افزود: ما در بازی آنگولا هم از موقعيتها استفاده نکرديم و تنها توانستيم در دقايق پايانی باخت را با مساوی عوض کنيم.
معدنچی تأکيد کرد: شأن فوتبال ايران اين نبود، اما برای اينکه به دليل اين موضوع پیببريم بايد سراغ قبل از شروع جام جهانی برويم. تيم ما چند بازيکن کليدی خود را به دليل مصدوميت از دست داده بود اما بايد به اين نکته هم توجه کنيم که حضور در جام جهانی هم بسيار ارزشمند بود.
وی در پايان اضافه کرد: از اينکه در اين تورنمت توانستم بازی کنم خيلی خوشحال هستم و فکر میکنم توانستم خواسته مربيان را اجرا کنم.
***
رسول خطيبی: برانکو، عامل عدم صعود ايران بود
برانکو نتوانست ايران را به دور دوم جام برساند، فکر میکنم اگر مربی نامداری در کنار تيم بود حتما به دور بعد صعود میکرديم.
ضمن بيان مطلب فوق افزود:
در اين دوره شانس نداشتيم و با بدشانسیهايی از جمله مصدوميت بازيکنان و افت بدنی روبرو شديم و نتواستيم در برابر حريفان خود نتايج خوبی بگيريم.
مهاجم تيم ايران تصريح کرد: با هدف پيروزی مقابل آنگولا به ميدان رفتيم ولی نتوانستيم از موقعيتهای خود استفاده کنيم و بازی را با پيروزی به پايان برسانيم.
خطيبی در پايان افزود: روی اشتباه برخی بازيکنان، دروازه ما باز شد، در صورتی که اگر آنها روی اين صحنه عملکرد بهتری داشتند گل نمیخورديم.
***
حسين کعبی: در خصوص برانکو صحبت نمی کنم
برای کسب شکست آنگولا وارد زمين شديم و در جريان مسابقه برتر از حريف بازی کرديم.
ضمن بيان مطلب فوق افزود
در جريان اين ديدار برتر از حريف بازی کرديم ولی در نهايت نتوانستيم پيروزی را از آن خود کنيم.
وی در خصوص تعويضش اضافه کرد: به عل مصدوميت تعويض نشدم، بلکه به خاطر خستگی زياد ناشی از دوندگی مداوم در زمين برانکو دستور به تعويضم داد.
هافبک ايران ادامه داد: جام جهانی ۲۰۰۶ نخستين تجربه جهانی من بود. از اين اتفاق بسيار خوشحال هستم و اميدوارم بتوانم در جام بعدی نيز حضور داشته باشم.
وی در خصوص برانکو اعلام کرد: ترجيح میدهم در اين خصوص هيچگونه اظهارنظری نداشته باشم. متاسفانه تيم با آمادگی مطلوبی وارد جام جهانی نشده بود و اين موضوع کاملاً مشهود بود.
Comment
-
همين دو سال پيش بود كه بعد از قهرمانى تيم ملى يونان در "يورو 2004" همه از پديده فوتبال يونانى و جايگاه خدايى مربى آلمانى اين تيم يعنى "اوتو رهاگل" در كوه المپ حرف مى زدند. ولى حالا هيچكس رغبت نمى كند حتى به آن نوع بازى فكر كند، چه رسد به اينكه به تماشايش بنشيند. تماشاگران فوتبال كه تعدادشان به كمك پخش مستقيم تلويزيونى به ميلياردها نفر مى رسد، آشكارا علاقمند به تماشاى فوتبال زيبا هستند تا فوتبال نتيجه گرا. نتيجه ها گذراست و فراموش شدنى. پيروزى در مسابقات فوتبال، دردى را از دردهاى بيشمار مردم درمان نمى كند. اين را بعد از فرو نشستن تب هر دوره از رقابتها، همه مى فهمند. دلخوشى ها خيلى زود كمرنگ مى شوند. اين واقعيت را زير خط فقرهاى دنيا كه اكثريت تماشاگران را شامل مى شوند. نشان می دهد.
نتيجه جزئى از فوتبال است، درست. ولى نتيجه، همه فوتبال نيست. تماشاگران چه بدانند چه ندانند به فوتبال مثل تئاتر نگاه مى كنند. يا حتى سينما. چيزى در قد و قواره هنر. يك نمايش بزرگ حماسى. نمايشى كه نمى توانى پايانش را به راحتى حدس بزنى. حتى اگر همه سوابق و آمارها و تحليل ها از قبل به تو نشان دهند كه چه كسى برنده ميدان است، باز هم چگونگى برنده شدنش را نمى توانى پيش بينى كنى. اين درست مثل فيلمى است كه براى بار اول مى بينى و هيچ متن از پيش نوشته شده يا خلاصه اى از آن در دست نيست.
فوتبال ورزش است ولى نمايش فوتبال به خيلى چيزهاى ديگر ربط پيدا كرده است. اقتصاد و سياست و ايدئولوژي، همگى به اين نمايش مرتبطند. اقتصادهاى كم كار و راكد، له له مى زنند براى اينكه نمايشى مثل جام جهانى در كشور خودشان راه بيفتد تا تكانى به شاخص هاى سود و رونق داده شود. سياستمداران بدنام و گرفتار بجران، پيراهن تيم ملى به تن مى كنند و در ورزشگاه ها ظاهر مى شوند كه به مردم بگويند ما همه يكى هستيم و ملت ما بالاتر از بقيه است. ولى مردم در فوتبال، غذاى روح را جستجو مى كنند. به دنبال پيام هاى درونى 90 دقيقه اى هستند. در اين نمايش، مردم درسها و نتايج از خودگذشتگى يا خودخواهي، فردگرايى يا جمع گرايي، ابتكار عمل يا انفعال. غرور ساده انگارانه يا پيگيرى هشيارانه، بى باكى يا ترس، عدالت يا بى عدالتى را دوره مى كنند. و البته مردم با تماشاى فوتبال، تفريح مى كنند. اگر مسابقه جنبه سرگرم كننده و تفريحى نداشته باشد انگار به تماشاى يك فيلم جوصله سر بر نشسته اند.
سرگرمى و تفريح و لذت بردن از تماشاى فوتبال با پيروزى ها و شكست هايش معنى پيدا مى كند. اگر از يك تماشاگر بپرسيد در مورد نتايج تيم مجبوبش بپرسى احتمالا جواب خواهد داد كه دوست دارم هميشه پيروز شود. ولى اين يك احساس واقعى نيست. اگر قرار بود يك تيم هميشه پيروز باشد مطمئن باشيد كه ديگر لذتى در ميان نبود. ديگر زيبايى وجود نداشت. تماشاگر تحريك شدن احساساتش را دوست دارد. دلهره داشتن، اضطراب، غم و اشك شكست، اميدوارى و نوميدي، و انفجار شادى را دوست دارد. تماشاگر جلوه هاى فشرده و برجسته زندگى را دوست دارد. تماشاگر از اينكه زهر تراژدى به سبك تئاترهاى يونانى و شكسپيرى قطره قطره در جانشان بچكد را هم دوست دارد. ديدن اشتباهات و بدفهمى هاى پياپى كه ناگزير به فاجعه مى انجامد يك جوهر نمايشى تكان دهنده است كه ساليان سال در خاطره تماشاگر باقى مى ماند: پاس كعبى از ميانه زمين به عقب براى ميرزاپور.... ضربه ناقص ميرزاپور... قرار گرفتن توپ زير پاى حريف.... رسيدن توپ به رضايى... ضربه ناقص دوم پشت محوطه جريمه... هجوم حريف به پشت شش قدم.... لغزش پاى ميرزاپور.... آرام گرفتن توپ در كنج دروازه.
پخش تلويزيوني، مسابقات فوتبال را واقعا نمايشى تر كرده است. نماهاى درشتى كه دوربين در حركات چهره بازيكنان ثبت مى كند، نمايش اسلو موشن درگيرى هايشان. فيلمبردارى از روى شانه به هنگام شادى بازيكنان بعد از زدن گل كه باعث مى شود تماشاگر خود را كاملا در جمع آنان ببيند، اين نمايش پر سود را جذابتر مى كند. بازيكنان دريافته اند كه حالا ديگر بازيگر هم هستند. آنان به وضع ظاهرى خود توجه ويژه دارند. در زمين، حواسشان به چشم دوربين ها هم هست. به ژست هاى خاصى كه در نقاط اوج نمايش بايد بگيرند از قبل فكر مى كنند. تلاش مى كنند هر بار بعد از به ثمر رسيدن گل، ابتكار تازه اى بزنند. در اين راه، از رقص و پانتوميم و حتى حركات آيينى استفاده مى كنند. در اين نمايش بزرگ، سهمى هم به تماشاگران داده شده است. دوربين روى تماشاگران در ورزشگاه مى چرخد، هيجاناتشان را شكار مى كند و به صدها ميليون نفرى كه پاى تلويزيون نشسته اند مى گويد كه شخصيت شما را هم در اين حماسه به كار گرفته ايم. نمايندگان شما را هم در داستان خود منظور كرده ايم. و اين احساس رضايت مردم را بر مى انگيزد. همذات پندارى تماشاگر با فوتباليست اسطوره سخت است ولى با هوراكشان صورت رنگ كرده، آسان.
آرزوها و واقعيات
حذف تيم ملى ايران در همان دور اول بازيها خيلى چيزها را نشان داد. نشان داد كه استراتژى و تاكتيك، يك مشت فرمول كتابى نيست كه هركس آن را خواند و شناخت بتواند از ميدان پيروز به در آيد. نشان داد كه استراتژى و تاكتيك را در سراسر زمان مسابقه بايد دائما معنى كرد و عمل جمعى را دائما با تحليل مشخص از شرايط مشخص عوض كرد و از نو سازمان داد. نشان داد كه "استراتژى ما كسب پيروزى است" چه حرف عامى است! در فرايند 90 دقيقه اي، بايد مراحل استراتژيك مختلف را تشخيص داد و براى هر مرحله تاكتيك هاى مناسب را به كار برد. نشان داد كه چه رابطه تنگاتنگى بين دفاع كردن و حمله بردن برقرار است. نشان داد كه از كار انداختن نيروى حريف تا چه اندازه به توانايى حفظ نيروى خود، وابسته است. اما حذف تيم ملي، قبل از هر چيز مصداق اين بيت معروف هم بود كه: "تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگى همه آماده كنى". براى رسيدن به هدف هاى بزرگ بايد خوب تدارك ديد و در زمينه هاى مختلف كسب آمادگى كرد. نمى شود حرف از كسب پيروزى و عبور به مراحل بالاتر زد ولى توانايى كافى و ابزار لازم را براى مبارزه طولانى فراهم نكرد. با توانايى و ابزار 60 دقيقه اى نمى توان پيروز ميدان 90 دقيقه اى شد.
عقب ماندگى ها و ضعف هاى ساختارى فوتبال يك كشور را نمى توان با دعا و نذر و توكل كردن هاى تكرارى و بى سرانجام جبران كرد. درست همانگونه كه تقصير شكست تيم ايران را نمى توان به گردن اين يا آن شخص انداخت يا نتيجه وردخوانى جادوگر مكزيكى دانست. خرافه ها فقط به درد خودفريبى مى خورند و دست آخر مى توانند مومنان ساده انديش را به اين نتيجه برسانند كه خداى مكزيكى ها از خداى ما قويتر است و يا اينكه "خداى واحد"، مصلحت را در شكست تيم ملى ايران ديده است!
فوتبال با سياست فرق دارد ولى خيلى از درس هاى شكست فوتبال، به كار سياست هم مى آيد. براى كسب پيروزى در ميدان نبرد سياسى بايد شور و شوق و انگيزه داشت. ولى اين كافى نيست. داشتن آرزوهاى بزرگ را بايد با يافتن راه و نقشه و استراتژى و تاكتيك هاى مناسب همراه كرد. و پياده كردن همه اينها البته در گرو تدارك و آمادگى در زمينه هاى مختلف و دستيابى به ابزار ضرورى كسب قدرت سياسى است. بايد از مبارزه، ديد درازمدت داشت و براى نبردهاى طولانى آماده شد.
توپ چگونه در زمين مى چرخد؟
مربى برزيلى مى گويد كه در فرايند بازي، هر تيم براى خود يك مغز دارد. بعضى تيم ها هم دو مغز دارند. مثلا در تيم برزيل، رونالدينيو اين نقش را بازى مى كند. يا در تيم پرتغال، دكو و فيگو اين وظيفه را بر عهده دارند. مساله مهم رابطه اين مغز با كل بدنى است كه تيم نام دارد. اجزاى اين بدن چگونه مثل يك تن واحد عمل مى كنند؟ عملكرد فرد و جمع چگونه به هم مرتبط مى شود و سازمان مى يابد؟ حركت تيم بر اساس مركزيت دمكراتيك انجام مى شود. اگر مركزيت دمكراتيك جوهر سازمان تيمى نباشد، با يك جمع از هم پاشيده و بى تاثير و فلج روبرو مى شويم. حتى اگر تك تك بازيكنانش قابليت هاى تكنيكى خوب، شرايط جسمانى مناسب و ذهنى مبتكر داشته باشند. بازيكن يا بازيكنانى كه نقش مغز يا همان مركزيت را در زمين بازى مى كنند، يك شبه به وجود نمى آيند. اين ها در دل فرايندهاى طولانى فعاليت جمعى و از سرگذراندن پيروزيها و شكست هاى جمعى گوناگون شكل مى گيرند و پرورش مى يابند. اين ها توانايى كيفى بيشترى در تشخيص صحنه كلى بازي، آرايش افراد تيم خود و تيم حريف، "حدس" نسبتا صحيح در مورد عكس العمل ها و ابتكارات تك تك بازيكنان خودى و غير خودى دارند. اين مغز يا مركزيت، هم بازى گردان است و هم بازى خوان. اين مغز است كه در هر مقطع از مسابقه، با چرخيدن و پا به توپ شدن و سركشيدن به نقاط مختلف زمين، توپ را پخش مى كند، پاس مى دهد و پاس مى گيرد و تيم را در متمركز شدن يا پخش شدن، در دفاع كردن يا هجوم بردن هدايت مى كند. تاكتيك هاى مختلف را در كل تيم، استارت مى زند.
ولى رابطه اين مركزيت با بقيه اجزاى تيم، يك رابطه دوجانبه دائمى است. رفت و برگشت ها، يك دو كردن ها، پاس هاى كوتاه و بلند، جا عوض كردن ها و به اين ترتيب ايجاد فضا براى يكديگر، ايجاد پوشش مناسب و به موقع براى هم در موقع دفاع و حمله، بيان يك رابطه دمكراتيك بين مركزيت و بدنه است. اين دو، همزمان يكديگر را تغذيه مى كنند. مغز تيم، يك همه فن حريف نيست كه هم گل بزند، هم پاس گل بدهد، هم حملات حريف را دفع كند و هم پنالتى ها را بگيرد. حتى اگر بازيكن جامع الطرافى باشد كه همه اين كارها از دست و پايش برآيد، باز هم نقش مغز و مركزيت در زمين اين نيست. مغز بايد تشخيص دهد كه اگر در اين لحظه جبهه اى را در اين گوشه زمين باز كنم و يا آن بازيكن را در گوشه اى ديگر صاحب توپ كنم، شرايط مناسبترى براى پيشروى و نزديك شدن به دروازه حريف و گل زدن ايجاد مى شود. حالا زننده گل هر كسى مى خواهد باشد. بقيه بازيكنان نيز با آگاهى به قابليت هاى اين مركزيت و اعتماد به رهبرى او، تلاش مى كنند با پاس دادن ها و حركات بدون توپ خود، او را در بهترين موقعيت براى ايفاى نقش و انجام وظيفه اش قرار دهند. شكوفايى ابتكار عمل ها و بالفعل شدن توانايى هاى ويژه هر يك از بازيكنان كاملا به پيشرفت كار گروهى وابسته است و كار گروهى بدون وجود يك مغز و مركز رهبرى كننده متصور نيست. در غير اين صورت، دريبل زدن ها و اجراى حركات نمايشى زيبا و تلاشهاى خيره كننده و فداكارانه فردي، تاثيرى بر نتيجه مسابقه نخواهد داشت.
حالا به صحنه از يك زاويه ديگر نگاه مى كنيم. هر مسابقه در برگيرنده ده ها نبرد تهاجمى و تدافعى در گوشه هاى مختلف زمين است. مغز و مركزيت تيم الزاما در تك تك اين نبردها حضور ندارد و نمى تواند داشته باشد. در مثلث ها و مربع هاى تركيبى هر تيم كه براى موفقيت در اين نبردهاى كوچك تشكيل مى شود، بازيكن يا بازيكنان ديگرى مى توانند و مى بايد نقش بازى گردان و بازى خوان را در چارچوب محدودترى نسبت به كل بازى و نسبت به كل زمين، ايفا كنند. گره هاى كوچك بيشمارى كه در طول مسابقه به هنگام حمله يا دفاع ايجاد مى شود را فقط زمانى مى توان باز كرد كه بازيكن يا بازيكنانى به شكل مغز يا مركزيت "محلى" عمل كنند. علاوه بر اين، خطوط سه گانه يك تيم در دفاع و مركز و حمله هر تيم نيز نياز به نوعى سازماندهى و هماهنگى خاص با رهبرى خاص خود دارد.
نكته آخر اينكه، ممكنست يك تيم به خوبى بر اساس مركزيت دمكراتيك سازماندهى شده باشد اما شكست بخورد. چرا كه سرنوشت هر مسابقه در گرو عوامل گوناگون، از برترى هاى تاكتيكى گرفته تا توانايى هاى جسمانى و روحى و حتى عامل تصادف و شانس است. ولى يك چيز روشن است. بدون مركزيت دمكراتيك، فعاليت تيمى مختل خواهد شد.
Comment
-
يك چالش جدى
آنتونللو ونديتي، فعال چپ در جنبش دهه 60 ايتاليا و ترانه سراى مخالف خوان بعد از آن سالها، زمانى در ستايش فوتبال و تيم محبوبش آ. اس. رم چنين آواز كرد: "از تو متشكريم چون كارى مى كنى كه هنوز خود را باور كنيم." اين ترانه به هنگام شكست جنبش دهه هاى شصت و هفتاد و زير سوال رفتن آرمان ها و ايده هاى انقلابى و پيشرو در ميان توده هاى مردم سروده شد. اين واقعيتى است كه در دنياى تقسيم شده به ملت ها و مرزها و نژادها، در دنياى داراها و ندارها، سلطه گرها و تحت سلطه ها، خيلى ها در هر واقعه و پديده هاى به دنبال احقاق حقوق از دست رفته خود مى گردند. به دنبال احياى هويت سركوب شده خود. در دنيايى كه بهره كشى انسان از انسان، سلطه جويى ملت بر ملت، و برترى طلبى نژاد بر نژاد، حاكم است هر پديده مى تواند دستاويزى شود براى تعارض و تقابل و رقابت. در دوره هايى كه آرمان رهايى و يگانگى نوع بشر كمرنگ مى شود و دست نيافتنى به نظر مى آيد، نوميدان از انقلاب در فريادهاى مشترك مردم در طرفدارى از تيم محبوب فوتبالشان، تنها راه همبستگى و سر بلند كردن توده ها را جستجو مى كنند. گمان مى برند كه مردم از مجراى موفقيت تيم هاى ملى در ميادين ورزشى ممكنست به خودباورى برسند. اگر دولت هاى سلطه گر با استفاده از علاقه عمومى به تماشاى فوتبال و گاه به كمك باندهاى سازمان يافته دست راستى نژادپرست در ميدان هاى ورزشى مى كوشند ايدئولوژى عظمت طلبانه و برترى جويانه امپرياليستى را در جامعه تقويت كنند، در كشورهاى تحت سلطه و فقير، بسيارى از مردم عقده هاى ديرينه و خشم فرو خورده خود را با آرزوى پيروزى تيم ملى كشور خود و سرى از بين سرها در آوردن در ميادين ورزشى پاسخ مى دهند. مى خواهند حداقل در اين عرصه هم كه شده خود را اثبات كنند و نشان دهند كه مى توانند از "بقيه" برتر باشند. هدف از بيان اين واقعيات، محكوم كردن توده هاى لگد مال شده و ملت هاى ستمديده نيست. بلكه انگشت گذاشتن به روى اين نكته است كه چه زمين مساعدى براى گرايشات ناسيوناليستى وجود دارد و پيروزى يا شكست در يك ميدان ورزشى چگونه مى تواند به روحيه خودبزرگ بينى و تحقير ملل ديگر از يك طرف، و حس حقارت و خفت از طرف ديگر، در بين مردم دامن بزند. تحت چنين مناسبات نابرابرى است كه توده هاى مردم بر سر رقابت هاى ورزشى ممكنست رو در روى هم قرار بگيرند، يقه بدرانند، فحش بدهند و كتك بزنند. يعنى واقعه اى كه مى تواند و مى بايد عامل دوستى و نزديكى و همبستگى و لذت مشترك توده ها باشد به عكس خود تبديل شود. تماشاى بازى روان و شناور و جنگنده تيم هاى آفريقايى در جام جهانى امسال لذت بخش است. واقعا چه فرقى مى كند كه اين فوتبال زيبا بر فوتبال بى رمق غلبه كند حتى اگر از كشور من باشد؟ به جاى نعره "سولاخ سولاخش مى كنيم!" بايد به اين انديشيد كه: "انترناسيونال است نژاد انسانها."
Comment
-
Japan 1-4 Brazil
Brazil striker Ronaldo became the joint highest scorer in World Cup history as he scored twice against Japan.
The 29-year-old headed in an equaliser before half-time to go past Pele and then curled in his 14th finals goal at the end to go level with Gerd Muller.
Japan had taken the lead through Keiji Tamada's left-foot drive before Ronaldo converted Cicinho's clever centre.
Juninho Pernambucano made it 2-1 with a drive then Gilberto drove home before Ronaldo's 20-yarder wrapped it up.
Comment
-
Croatia 2-2 Australia
Harry Kewell's late strike sent Australia through to the second round after a thrilling Group F decider.
Darijo Srna's precise free-kick gave Croatia an early lead.
Australia were level through Craig Moore's penalty after Stjepan Tomas handled a cross, but Croatia hit back through Nico Kovac's bobbling drive.
Kewell was on hand to fire home from close range to send the Socceroos through while Dario Simic and Brett Emerton saw red in the dying minutes.
Comment
-
برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال فرصتی بود تا ايرانی ها خود را در فضايی عاری از سياست زدگی به جهانيان معرفی کنند.
لااقل طرفداران تيم ملی ايران اين گونه آرزو می کردند.
در اين حال هر سه بازی تيم ملی فوتبال ايران با تظاهراتی از سوی گروه های طرفدار اسرائيل و تهديد توسل به اقدامات مشابه از طرف نئونازی ها همراه بود.
از سوی ديگر همزمان با اين بازی ها سوال ها و انتقادهايی درباره اجازه نيافتن زنان و دختران ايرانی در استاديوم های فوتبال مطرح شد و اين در حالی بود که به رغم ادامه اين ممنوعيت در ايران، تعداد زيادی از اين زنان در آلمان به تماشای بازی های تيم کشورشان رفتند.
اما تعداد بسياری زيادی از طرفداران ايرانی تيم ملی کشورشان که نمی خواستند اين مسايل تداعی کننده نام کشورشان باشد، از نقاط مختلف جهان و به خصوص از کشورهای اروپايی به شهر لايپزيک آلمان سفر کردند تا از اين تيم در بازی آخرش در برابر آنگولا حمايت کنند.
اکثر آنها می گفتند که برای تماشای فوتبال و غرور ملی خود به آلمان سفر کرده اند و خواستار کنار ماندن سياست از جو بازی ها بودند.
شايان صادقی که جوانی ۳۵ ساله و ساکن هامبورگ است می گويد: "اميدواريم جام جهانی نظر مردم جهان را تغيير دهد. البته اين بازی ها در اين باره موفق بوده اند و حالا مردم جهان چهره ای مثبت و شاداب را از ايران مشاهد کرده اند."
منع حضور زنان ایرانی در ورزشگاه های این کشور از مسائل مورد بحث در حاشیه مسابقه های جام جهانی بود
حضور جنجال برانگيز
در اين حال به گفته ايرانی هايی که از کشور خود به محل برگزاری مسابقه ها سفر کردند،
حضور در آلمان برای آنها به راحتی امکان پذير نشده است.
محمد يک شهروند ايرانی است که ماه ها منتظر دريافت ويزا بوده است. به گفته او بسياری از همسفرهايش موفق به دريافت رواديد ورود به آلمان نشده اند.
جالب اين که هواداران ايرانی حاضر در محل برگزاری مسابقه ها از جنجال برانگيز بودن حضور تيمشان در آلمان خبردار بودند.
زمانی که ايران نخستين بازی خود را در برابر مکزيک انجام می داد، هزار نفر که طرفداران اسرائيل و مخالفان حکومت ايران در ميان آنها ديده می شدند، در شهر نورنبرگ دست به راهپيمايی زدند.
تعداد کمتری هم روز شنبه هنگام بازی ايران در برابر پرتغال در فرانکفورت راهپيمايی کردند.
در اين حال همزمان با بازی آخر تيم ايران در روز چهارشنبه، ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر در شهر لايپزيک عليه اين کشور راهپيمايی کردند.
سباستیئن فویگت: تظاهرات انجام شده علیه مردم ایران نبود و به عملکرد حکومت این کشور ربط داشت
بورخارد يونگ شهردار لايپزيک که هم در ميان تظاهرکننده ها بود و برای آنها سخنرانی کرد.
آقای يونگ به بی بی سی گفت سخنرانی او به خاطر سخنان ضد اسرائيلی رييس جمهور ايران انجام شده است ولی تاکيد کرد که او از حضور همه ايرانی ها در لايپزيک و ورزشگاه مرکزی آن استقبال می کند.
سباستيئن فويگت که يکی از هماهنگ کننده های تظاهرات لايپزيک بود می گويد اين تظاهرات هيچ ربطی به ايرانی ها نداشته است و بر عليه حکومت اين کشور و رييس جمهور آن انجام شده است.
نگرانی از نژادپرستان
قبل از برگزاری مسابقه های جام جهانی اين نگرانی وجود داشت که درگيری هايی ميان گروه های نژاد پرست و هواداران تيم های خارجی در برخی مناطق آلمان شرقی سابق مانند لايپزيک رخ دهد.
ولی هواداران تيم ملی ايران بدون توجه به اين گونه مسائل به اين شهر سفر کرده بودند تا از تيم خود حمايت کنند.
ميثم هيواری، ايرانی ۲۵ ساله ساکن لندن می گويد:" حضور ايران در اين بازی ها برای ما خيلی مهم است. نکته جالب و مهمی است که ايرانی ها دوشادوش هواداران ساير کشورها در خيابان های آلمان حرکت می کنند. "
Comment
-
Saudi Arabia 0-1 Spain
Spain strolled their way to three wins from three and top spot in Group H as their second string beat a poor Saudi Arabia outfit in Kaiserslauten.
Having enjoyed a wealth of possession, the only surprise was that Juanito's header was the only goal at half-time.
Mabrouk Zaid produced a string of saves in the Saudi goal, with Joaquin, Jose Antonio Reyes and David Albelda denied.
However, a late Saudi surge did cause Spain some discomfort, with Saad Al Harthi firing a fine chance over.
Comment
-
Ukraine 1-0 Tunisia
Ukraine reached the knockout stages on their World Cup debut with a narrow victory against 10-man Tunisia.
Andriy Shevchenko's 71st-minute penalty sealed victory after Chelsea's new recruit had tumbled over in the area.
Striker Ziad Jaziri's dismissal just before half-time for a second bookable offence stunned Tunisia, who needed a win to stand any chance of qualifying.
Ukraine's victory sealed second spot in Group H and a place in the last 16, but they must improve to progress further.
Comment
-
«ردولف فولر» يا همان «رودي فولر» معروف قهرمان جام جهاني 1990 ايتاليا رهبر تيمي بود كه چهار سال پيش در كرهي جنوبي و ژاپن در ميان شگفتي همگان نايب قهرمان جام جهاني شد.
اين بازيكن پيشين و مربي موفق در گفتوگو با كيكر به مقايسهي جامهايجهاني 2002 كره و ژاپن با 2006 آلمان پرداخت و از تيم حاضر در برابر آلمان در ديدار نهايي جام جهاني 2006 سخن گفت! متن اين پرسش و پاسخ در زير ميآيد:
** آلمان در سال 2002 تيمي بود كه كارشناسان شانس چنداني برايش متصور نبودند؛ اما, آن تيم با نايب قهرماني آن رقابتها به آلمان بازگشت. لطفا موقعيت تيم كنوني را با تيم 2004 مقايسه كنيد.
مقايسهي دشواري است. در سال 2002 هيچ كس روي ما حساب نميكرد. صعود ما از مرحلهي مقدماتي «پيروزي» به شمار آمد. با پيروزي دو بر صفر برابر كامرون در آخرين ديدار گروهي در ديداري كه ما يك نيمه در آستانهي حذف از رقابت بوديم, سوار بر يك موج به مرحله بعد راه يافتيم. سه امتياز حساس بود و ما با هم ايستادگي كرديم. در طي هفت بازي, تنها سه گل دريافت كرديم. اكنون هم بازي آلمان و لهستان همان حكم را براي تيم ملي آلمان دارد. اين پيروزي هم دستاوردي با شكوه بود. من پس از اين پيروزي بارها شنيدهام كه بايد از آلمان ترسيد و روي آن حساب كرد. آنها ميتوانند رو به بالا حركت كنند. من هم همين نظر را درباره اين تيم دارم.
** تا كجا؟ اين تيم تا كجا ميتواند پيش برود؟
در مرحلهي حذفي رقابتها فرم و آمادگي روزانه تيمها تعيين كننده خواهند بود. با هيجان و نمايشي كه تيم در سه بازي نخست از خود بروز داد، ميتوان به ديدار پاياني برابر برزيل رسيد.
** سوئد را تا چه اندازه قدرتمند ميدانيد؟
سوئد سرسختترين حريف ما تا اين جاي رقابتهاست. چرا كه بازي فيزيكي و بسيار درگيرانهاي دارند. آنها برابر انگلستان بينهايت خوب بودند و با قدرت بدني بالايي ميدويدند. آنها در هوا نيز بسيار قدرتمند بودند. باور كردني نيست؛ آنها برابر تيمي قدرتمند همچون انگلستان و در كرنرها و ضربههاي آزاد خوب عمل كرد. بايد مراقب آنها بود. در توپهاي بلند يكي از مزيتهاي ما نيز هست. من تشنهي تماشاي اين ديدار هستم و ايمان دارم كه در نهايت اين برتري فني است كه پيروز ميدان خواهد بود. ما كمي بهتر هستيم و اين ديدار را خواهيم برد.
** و فيليپ لام؟ آيا به او و كاركرد انفجارياش باور داريد؟
او در يورو 2004 در شكستهاي رقابتهاي پرتغال برندهي واقعي بود، هنگامي كه نميتوان درباره حذف در مرحله مقدماتي رقابتها چيزي گفت. او در آن بازيها نخستين تجربههايش را مياندوخت و رقابتهاي خوبي را هم پشت سر گذاشت. او اكنون ميخواهد با گلي كه در بازي افتتاحيه به ثمر رساند و با هيجان و انگيزهي بالا, تواناييهاي خود را نشان دهد. او كارش را به درستي انجام ميدهد. اكنون در شرايط آرماني و در معرض توجه جهاني قرار دارد.
** كلوزه در آن دوره از رقابتها پنج گل در مرحله مقدماتي به ثمر رساند و پس از آن هيچ گل ديگري نزد. آيا او در جام جهاني 2006 با چهار گل زده در دور مقدماتي ميتواند بهترين گلزن رقابتها شود؟
«ميرو» گام بزرگي برداشت. پيوستن به برمن كار خوبي بود. او از چهار سال پيش تا كنون در كارهاي توپي و سرعت بهتر شده است. در دو سال اخير او پيشرفت ورزشي خوبي داشته است. گلهاي زيادي را از روي زمين و با كارهاي تكنيكي به ثمر رسانده و در حد و اندازههاي يك گلزن جهاني بازي كرده است. او در تمام فصل متقاعد كننده بود. اكنون هم فكر نميكنم كه او همانند چهار سال پيش، پس از دور مقدماتي در گلزني متوقف شود.
** آيا باشگاه وردربرمن از بابت از دست دادن كلوزه پس از جام جهاني بايد نگران و هراسان باشد؟
اگر او همين طور ادامه بدهد، شايد! اين كه بخواهد به يك باشگاه در سطح اول اروپا و جهان بپيوندد به برنامههاي كلوزه بستگي دارد. در اين مورد نميتوانم قضاوت كنم.
** گلزني همانند كلوزه از يك گلزن ديگر همچون فولر چه آموخته است؟
اين كه ثانيهها را هم از دست ندهد. حتي در كوچكترين لحظهها هم او كارش را ميكند. برزيليها هم در خط اول خود با وجود آدريانو و رونالدو با مشكل مواجه است. اين مورد در خصوص ميرو صدق نميكند؛ چرا كه او نه تنها گلزن خوبي است بلكه ميتواند با برگشتهاي خود تيم را در كارهاي دفاعي نيز كمك كند و جلوي بازيسازي تيمهاي حريف را نيز بگيرد. او اين كار را بهتر از برزيليها انجام ميدهد و با اين كار ارزش خود را بيشتر ميكند.
** از بالاك در اين جام جهاني چه انتظاري داريد؟
اين كه او در برابر حريفان دشوار رييسي كامل باشد و همان گلهايي را بزندكه در اين سالها زده است. او در جام جهاني 2002 و همچنين در بايرن مونيخ هميشه گلزني كرده است. گلهايي كه هيچ كس نزده است. بارها در پيروزيهاي يك بر صفر و دو بر يك, اين بالاك بوده كه گل حساس و سرنوشتساز را به ثمر رسانده است. تيمها بارها با گل او پيروز از ميدان خارج شدهاند. اين موضوع يكي از بزرگترين مزيتهاي بالاك محسوب ميشود.
** كلينزمن با سبكي كاملا جدا و متفاوت از شما تيمش را تمرين ميدهد؟
بله. روش من در جام جهاني 2002 اين بود كه از بازيكنان موجود، تيمي بسازم كه بتواند پيروز از ميدان خارج شود. ما دفاعي بازي ميكرديم. دفاعي سه نفره كه گهگاه به پنج بازيكن هم ميرسيد. هنگامي كه «فرينگز» از راست و «بوده» از چپ، به عقب برميگشتند و در ميانهي ميدان هم با يك پوشش اضافه ما نمايشي دفاعيتر داشتيم. يورگن امروز چيز ديگري در سر دارد. شما بايد در يك جام جهاني آن هم در كشور خود تهاجمي بازي كنيد. كاري كه او به خوبي انجام ميدهد. حريفانش را پيش از موعد تسليم ميكند تا بتواند صاحب توپ شود. من تصميم ديگري در نظر داشتم. ما با آن روش توانستيم در كره و ژاپن موفق شويم.
** آيا شما توصيهاي به كلينزمن دربارهي تمديد قراردادش داريد؟
اين تصميم اوست. نميدانم. بستگي به اين دارد كه آلمان در جام جهاني تا كجا پيش ميرود. او دو سال خوب را پشت سر گذاشت. دليلي ندارد كه او به كار با تيم, پايان دهد.
** در سال 2002 هواداران فرياد ميزدند «تنها يك رودي فولر وجود دارد تنها يكي». در مورد كلينزمن چطور؟
اين عنواني است كه يورگن خود بايد آن را به دست آورد.
Comment
-
Togo 0-2 France
After two minutes of injury time the whistle goes on France's first World Cup finals victory since they won the title in Paris in 1998. It is their first finals win on foreign soil in 24 years. Togo go home without a point from their tournament debut.
Comment
-
هواپيماي حامل بازيكنان تيم ملي فوتبال ايران در فرودگاه مهرآباد به زمين نشست.
اعضاي تيم ملي فوتبال ايران كه با دو شكست و يك تساوي جام جهاني 2006 آلمان را ترك كردند، دقايقي پيش وارد تهران شدند و هواپيماي كاروان ورزشي ايران در فرودگاه مهرآباد به زمين نشسته است.
نيروي انتظامي مستقر در فرودگاه مهرآباد، اجازهي مصاحبه به خبرنگاران با مسوولان فدراسيون فوتبال را ندادند.
تيم ملي فوتبال ايران بامداد امروز به تهران باز خواهد گشت اين در حالي است كه نيروي انتظامي مستقر در فرودگاه مهرآباد تهران اجازهي مصاحبه به خبرنگاران حاضر در مهرآباد را با مسوولان فدراسيون فوتبال نميدهند.
در يك مورد خبرنگاري كه در حال مصاحبه با صادق درودگر بود، كارت خبرنگاري و نوار مصاحبه اين خبرنگار مصادره شد و اعلام شدكه حق مصاحبه براي هيچ كس وجود ندارد.
Comment



Comment