آرى هان: اگر روز خوبتان باشد
از آرى هان پرسيديم: «شما به اطرافيانتان خيلى از بالا نگاه نمى كنيد» و شنيديم كه گفت:« من فقط صريح حرفم را مى زنم ، عادت ندارم تظاهر كنم.» و چنين بود كه ما در پس هر سئوالى كه مى پرسيديم منتظر يك جواب نا متعارف از او بوديم. گفت وگوى ما در طبقه چهارم باشگاه پرسپوليس انجام شد و يك ساعت طول كشيد، در شرايطى كه آرى هان بليت به دست آماده بود تا ما ضبط را خاموش كنيم و او ساكش را جمع كند و از ايران برود. اواسط مصاحبه بود كه حسين قدوسى هم به ما پيوست و چند سئوال خيلى خوب پرسيد. حيف مربى پرسپوليس آن قدر عجله داشت كه نشد سئوال هاى بيشترى از او بپرسيم. بقيه سئوال هاى ما ماند براى دفعه بعد.فقط خدا كند كه او دوباره به ايران بازگردد.
•••
•اولين بارى كه نام آرى هان براى ايرانى ها جدى شد، بازى هاى جام جهانى ۷۸ بود و ديدار ايران و هلند. خودتان از آن بازى چيزى يادتان هست؟
۲۸سال از آن بازى گذشته و خيلى سخت است كه بخواهم جزئيات آن بازى را به ياد بياورم. ولى بازى با ايران براى ما يك بازى اى بود كه بايد مى برديم. وظيفه ما اين بود كه برويم تو زمين ببريم و بياييم بيرون كه اين كار را هم كرديم.
•يعنى اصلاً قبل از بازى ها روى ايران حساب نكرده بوديد؟
ما آن زمان فقط به قاره نگاه مى كرديم و خب قاره آسيا در فوتبال خيلى قوى نبود. در گروه ما اسكاتلند و پرو هم بودند و ما آن زمان فقط به اين فكر مى كرديم كه از گروهمان بياييم بالا. به سه برد فكر مى كرديم. البته در دور اول به خودمان فشار نياورديم. از دور دوم تازه مى خواستيم به خودمان فشار بياوريم. قشنگ يادم است كه ما بدترين بازى مان را جلوى ايران برگزار كرديم.
•هيچ تصويرى از آن بازى در ذهنتان مانده؟
يك كم مربى تان قيافه اش تو ذهنم مانده كه موهايش را از يك طرف برده بود طرف ديگر. بعد از مدتى كه ايشان (حشمت مهاجرانى) را ديدم يادم افتاد كه او مربى ايران بوده. اين خيلى خوب است كه آن بازى يك رابطى شده بين فوتبال ايران و هلند.
•على پروين را در آن بازى به خاطر مى آوريد؟
ما چون هلند بوديم و به نظر خودمان بهترين فوتبال دنيا را بازى مى كرديم، به حريف نگاه نمى كرديم، حتى به اسكاتلند، حتى به پرو. ما در دور اول اصلاً به خودمان فشار نياورديم و قدرتمان را گذاشتيم براى دور بعد. اين قدر برايم جالب بود در برنامه نود، بازيكنان قديمى ايران را مى ديدم كه پير شده اند كه نگو. على پروين را هم در همين برنامه بازى هايش را ديدم كه دو سه تا نفوذ خيلى خوب كرد و چند تا سانتر خوب داشت كه يكى دو تايش تبديل به گل شد. فكر نمى كردم او بازيكن سريعى بوده باشد. الان بعيد است بتواند اين جورى استارت بزند. مثل خودم.
•بازيكنان ايران از اينكه مقابل شما قرار گرفته بودند، نترسيده بودند؟ما قبل از بازى كه وارد زمين شديم احساس مى كرديم (نمى خواهم كلمه ترس را به كار ببرم) اينها از ما حساب مى برند، در برنامه نود كه صحبت هاى بازيكنان قديمى ايران را گوش مى كردم تازه فهميدم كه اينها چقدر از ما ترسيده بودند.
•۱۵سال بعد شما براى سرمربيگرى تيم ملى به ايران آمديد و چند روز بيشتر دوام نياورديد. براى بازگشت به اروپا خيلى زود تصميم نگرفتيد؟اولين بار سفير ايران در بن آمد با من صحبت كرد. حرف هايى كه درباره ايران مى زدند خيلى خوب بود. اما از بن پايم را كه گذاشتم ايران ديدم همه آن وعده ها و تعريف ها روز به روز دارد ضعيف تر مى شود. چيزى كه خيلى من را ناراحت كرد، اين بود كه آمدم ايران ديدم برايم ويزا نگرفته اند. آن وقت بود كه گفتم وقتى فدراسيون يك كشورى نتواند براى يك مربى ويزا بگيرد، من بايد بروم. بعدها ديدم كه امكانات لازم هم براى كاركردن من وجود ندارد پس ترجيح دادم كه بروم.
•ماجراى وانت چه بود؟
يادم نمى آيد اصلاً.
•فكر مى كنيد اگر مانده بوديد و كار كرده بوديد حالا چه اتفاقاتى در فوتبال ايران افتاده بود؟
اينها همه اش فكر است. نمى توانم جواب اين سئوال را بدهم.
•به نظر شما ايران به چند مربى از جنس آرى هان نيازمند است؟
مهمترين چيزى كه يك مربى مجاب مى شود بيايد در ايران كار كند اين است كه كسى در كارش دخالت نكند. متاسفانه اكثر مربيانى كه تا حالا آمده اند سفارش پذير بوده اند درحالى كه بايد كار خودشان را مى كردند و به حرف كسى گوش نمى دادند. در مورد سئوال شما بايد بگويم كه در ايران مربيان خوبى هستند. اگر نباشند بازيكنان خوب تربيت نمى شوند. به نظرم به جاى آوردن مربى خارجى بايد در تربيت مربى ايرانى كوشيد و آنها را به كلاس هاى خارجى فرستاد و آنها را با علم روز فوتبال آشنا كرد.
•شما اگر رئيس كميته آموزش فدراسيون فوتبال ايران بوديد اولين نكته اى كه به مربيان ايرانى مى آموختيد چه بود؟
مهمترين چيز براى يك مربى بازيخوانى است. بازيخوانى هم يك چيز ذاتى است. آن چيزى كه من تو وجودم هست را نمى توانم به كسى ياد بدهم. آخرين متدهاى دنيا را مى توان آموزش داد، اما باز هم آنجايى كه بايد اشتباهات بازيكنان را فهميد و به آنها گوشزد كرد به تجربه نياز است. بايد خود آدم تجربه كرده باشد تا بتواند ياد بدهد. اينكه چگونه بدنسازى كنند، كى فشار بياورند، كى فشار نياورند، همه اينها را مى شود به مربيان ياد داد، اما آن احساسى را كه يك مربى بايد داشته باشد، آن چيزى كه بايد تو وجود يك مربى باشد را نمى شود به كسى ياد داد.
•وقتى دوباره مى خواستيد به ايران بياييد، نترسيديد كه آن اتفاقات دوباره بيفتد؟
وقتى با آقاى انصارى فرد صحبت كردم، گفتم برويم ايران ببينيم چه امكاناتى داريد.
وقتى آمدم ديدم كه اينها واقعاً مرا مى خواهند و هم هدف دارند و هم برنامه. بعد ديدم كه پرسپوليس، پتانسيل بالايى دارد. بنابراين تصميم گرفتيم همه دست به دست هم دهيم و پرسپوليس را دوباره زنده كنيم. در عين حال براى من اين خيلى مهم است كه مربى تيمى شوم كه تماشاگران زيادى دارد. اصولاً براى ما مربيان فوتبال كار كردن در جايى كه مردمش ديوانه فوتبال هستند، خيلى مهم است.
•با كسى هم مشورت كرديد؟
با ايشان (خشاريار محسنى) صحبت كرده بودم.
•نه، با مربيانى كه قبلاً در ايران كار كرده بودند و به مشكل برخورده بودند...
من اصلاً نمى دانستم كه مربيان خارجى كه آمده بودند مشكل داشتند. من نمى خواهم انتقاد كنم از مطبوعات ايران، اما بايد وجدان داشته باشند. اما در ايران خيلى ها غرض ورزى مى كنند. انتقاد خوب است، اما نبايد از سر دشمنى باشد. يكى از مشكلات فوتبال شما همين است.
•در اين مدت، در ايران تيمى بود كه شما را تحت تاثير قرار داده باشد؟
بوده اند تيم هايى كه در يك زمان هايى از بازى مرا تحت تاثير قرار داده اند. صباباترى مثلاً در بازى مقابل ما نيم ساعت تا ۴۵ دقيقه خيلى خوب بازى كرد.
•يعنى هيچ كدام براى بازى شان استراتژى نداشتند؟
تيم هايى كه با ما بازى مى كنند همه خودشان را با ما وفق مى دهند. در بازى هاى ليگ دوست نداشتم بازى ها را ببرم اما دوست هم نداشتم ببازم. ديدم تيم هايى كه مقابل ما قرار مى گيرند با حداكثر توان بازى مى كنند.
•پس در اين مدت فقط از عملكرد صبا خوشتان آمده؟
ما از كيش برگشته بوديم و در دوران بدنسازى بوديم، براى همين آنها توانستند ما را تحت تاثير قرار دهند.
•وقتى به ورزشگاه سارى رفته بوديد، به خودتان فحش نداديد كه چرا دوباره به ايران بازگشته ايد؟
قبلاً سر بازى با ملوان به خودم فحش داده بودم.
•چند سال طول مى كشد كه يك باشگاهى مثل پرسپوليس به باشگاهى مثل آژاكس تبديل شود؟
براى رسيدن به اين هدف دو بخش مهم؛ آدم هاى كننده و سازماندهى هستند. اگر آدم هاى ضعيف داشته باشيد در صورتى كه سازماندهى خوب هم داشته باشيد موفق نمى شويد، برعكسش هم همين طور است. اگر هر دو را با هم داشته باشيد خيلى زود موفق مى شويد.
•آمدن شما به پرسپوليس ماجراجويى نبود؟
اين جورى نيست كه من به خاطر ماجراجويى بروم اين طرف، آن طرف. من به خودم اطمينان كامل دارم و از هيچ كس هم نمى ترسم. در مربيگرى هم هميشه يقه بزرگ ها را مى گيرم، با كوچك هاى تيم كارى ندارم.
•هدف تان فقط قهرمانى است؟
قهرمانى، آن هم نه فقط در ايران، بلكه در آسيا. من مى خواهم پرسپوليسى بسازم كه وقتى مى روم ساليان سال از آن بهره بردارى شود.
•براى قهرمان شدن متد كارى رايكارد را مى پسنديد يا مورينيو را؟
من صددرصد متد كارى رايكارد را مى پسندم چون رايكارد فوتبال بازى مى كند، اما مورينيو فوتبال را به عنوان كار مى بيند. مورينيو فوتباليست نبوده، اما رايكارد فوتباليست بوده. فوتباليست دوست دارد كه فوتبال بازى كند. اما مورينيو مى خواهد هميشه ببرد حتى اگر بد هم بازى كند، دوست دارد كه برنده باشد. به فوتبال مثل كار نگاه مى كند اما رايكارد اين جورى فكر نمى كند
فلسفه شما در مربيگرى چيست؟
من خون هلندى دارم كه همان فوتبال هجومى است. تئودور يونگ كاملاً به فوتبال هجومى فكر مى كند اما من به واسطه سفر هايى كه به جاهاى مختلف داشته ام، واقع بين تر شده ام و كمى هم به دفاع فكر مى كنم. به اين رسيده ام كه در فوتبال فقط نمى شود با خوب حمله كردن موفق شد. من دفاعى فكر مى كنم و يونگ تهاجمى. فكر مى كنم مكمل خوبى براى هم هستيم. در هلند البته نمى توانيد دفاعى بازى كنيد. اين فوتبالى كه سپاهان و ابومسلم بازى مى كنند، يعنى همه دفاع كنند و بعد ضد حمله بزنند در هلند اصلاً طرفدار ندارد. درست است كه ما دو بار حقمان را در جام جهانى خورده اند، اما يكى از دلايلى كه هلند تا حالا در فوتبال جهان به موفقيت نرسيده به خاطر اين بوده كه خواسته زيبا بازى كند.
•شما خودتان در بازى استقلال و پرسپوليس با روش دفاع- ضد حمله بازى نمى كرديد؟
اگر دقت كرده باشيد، ما چون داشتيم با تيم صدر جدول بازى مى كرديم، تصميم گرفتيم كه با روش دفاع- ضد حمله بازى كنيم. چون ما كه در هلند بازى نمى كرديم كه دوست داشتم يك نتيجه خوب بياورم براى هواداران باشگاه. ما افكار خودمان را داريم، اما بايد خودمان را با شرايط فوتبال ايران وفق دهيم. در ايران بايد همه را راضى نگه داشت، هيات مديره، مديرعامل، مطبوعات و هواداران.
•پس بايد براى نتيجه بازى كنيد...تو هلند اين جورى نيست اما اينجا بايد اين كار را كرد. من قبلاً كه فقط در هلند بازى مى كردم كاملاً به فوتبال هجومى فكر مى كردم. اما بعداً كه به جاهاى ديگر دنيا هم سفر كردم و فوتبال آنجاها را ديدم واقع بين تر شدم. حالا مى دانم كه دفاع و حمله مكمل هم هستند. مى دانم كه كجا بايد چه كار كنم، بايد قشنگ بازى كنم، بايد قشنگ بازى كنم و نتيجه بگيرم، يا فقط بايد نتيجه بگيرم حتى اگر بد بازى كنم.
•خب، اين كه شما در ايران فقط به نتيجه گرفتن فكر مى كنيد همان تفكر مورينيو است نيست؟
چرا اين جورى نگاه مى كنيد، برويد رايكارد را ببينيد. هم نتيجه گرفته، هم مديرعامل را راضى كرده و هم هيات مديره را و هم طرفداران باشگاه را.
•براى شما زيبا بازى كردن بيشتر اهميت دارد يا نتيجه گرفتن؟
مى خواهم قشنگ بازى كنيم و قهرمان شويم.
•دو دهه پيش هم پرسپوليس زيبا بازى مى كرد و قهرمان مى شد...
خوشبختانه حالا طرفداران آن روز ها را يادشان نيست. اما به محض اينكه نتيجه بگيريم، تماشاگران بازى زيبا هم يادشان مى آيد.


Comment