Another young Iranian woman, also named Leili, says she is fascinated by the fact that, in countries like Canada, a woman can travel on her own. In Iran, this would lead to her being questioned by authorities or even punished by her family.
Tehranto (Toronto)
Collapse
X
-
با نزديک شدن به زمان برگزاری انتخابات رياست جمهوری ايران، کم و بيش مباحث مربوط به انتخابات در ميان ايرانيان مقيم خارج از اين کشور در حال مطرح شدن است
در شهر تورنتوی کانادا، يکی از شهرهای آمريکای شمالی که جامعه ايرانيان در آن از گستردگی و تنوع قابل ملاحظه ای برخوردار است، سه گروه اصلی قابل تشخيص است
گروهی معتقد به مشارکت در انتخابات، گروهی ديگر معتقد به تحريم انتخابات و دسته ديگر که اکثريت جمعيت را به خود اختصاص می دهند، گروه بی طرف يا جماعتی هستند که هنوز تصميم قطعی در مورد انتخابات يا نامزدهای موجود اتخاذ نکرده اند
iran
Comment
-
اخبار خوش برای متقاضیان ویزای تحصیلی و نیز متقاضیان مهاجرت والدین به کانادا
طبق طرحی که وزیر مهاجرت و امور شهروندی دولت لیبرال آماده بردن به پارلمان کرده است، تسهیلاتی جهت تسریع مهاجرت والدین و نیز پدربزرگ و مادربزرگ ها درنظر گرفته می شود. این قانون ضمنا امکان کار کردن دانشجویان خارجی را در زمان تحصیل، آسانتر می کند.
این طرح در ادامه در نظر دارد از طریق افزایش بودجه و نیروی انسانی، پروسه citizenship را از 24 ماه به 12 ماه کاهش دهد. ضمنا شرط سنی معافیت از امتحان متقاضیان مسن امتحان شهروندی از 60 سال به 55 سال کاهش خواهد یافت.
لازم به ذکر است که این طرح هیچ تسهیل یا تسریع ویژه ای برای مهاجران سایر انواع مهاجرت در نظر ندارد و حتی ممکن است کمبود نیروی انسانی اولیه بواسطه تسریع این طرح - بدون آمادگی وزارتخانه از بابت نیروی انسانی زبده - موجب کندتر شدن بقیه مهاجرتها شود.
هر چند دولت لیبرال هر گونه ارتباط بین این طرح را با خودشیرینی احتیاطی جهت انتخابات مجدد در بهار آینده را رد می کند، مطرح شدن این تسهیلات که برای اقتصاد کانادا نفع روشنی ندارد از سوی دولتی که سابقه طولانی در اهمال و کندی پروسه مهاجرت و "درآوردن پدر مهاجران" دارد بسیار مشکوک است.
البته باید توجه داشت که متقاضی مهاجرت بدلیل نداشتن حق رای به هیچ درد دولت بحران زده لیبرال نمی خورد در حالیکه بسیاری از تازه سیتیزن ها – که می توانند رای بدهند – در حال اقدام برای مهاجرت والدین خود هستند.
همچنین دادن اجازه کار- در خارج از محل تحصیل- به دانشجویان باعث افزایش متقاضیان تحصیل می شود و دانشگاهها را که – طبق پیش بینی های قبلی تهرانتویی - با شروع دوره توسعه اقتصادی جدید، کم کم وارد فاز مگس پرانی می شوند از این وضعیت خارج خواهد.
iran
Comment
-
كاردار سفارت ايران در اتاوا در توضيح علت برگزار نشدن دور دوم انتخابات در كانادا گفت: با توجه به فاصله كمي كه بين مرحله اول و دوم وجود داشت، ما نتوانستيم از امكانات جهت برگزاري مرحله دوم انتخابات استفاده كنيم.
عباس عاصمي، كاردار سفارت ايران در اتاوا در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: طبق قانون كانادا كشورهاي خارجي صرفا ميتوانند انتخابات خود را در اين كشور فقط در كنسولگري يا سفارت برگزار كند. به همين دليل نيز ما در مرحله اول انتخابات فقط در شهر اتاوا انتخابات را برگزار كرديم و با وجود حضور ايرانيان در شهرهاي تورنتو، ونكوور، و ديگر شهرهاي كانادا نتوانستيم انتخابات را در اين شهرها برگزار كنيم. البته ما از مدتها قبل از وزارت امور خارجه كانادا خواسته بوديم كه زمينه را براي برگزاري انتخابات در شهرهاي ديگر كانادا فراهم كند؛ ولي آنها در پاسخ به ما گفته بودند طبق مقررات ما تابحال به هيچ كشوري مجوز برگزاري انتخابات به جز در سفارت و كنسولگري ندادهايم.
عاصمي افزود: معمولا در خارج از كشور رايگيري جنبه سمبليك دارد و با توجه به تبليغات سويي كه عليه جمهوري اسلامي ايران وارد ميشود ما در اينجا با برگزاري آزادانه انتخابات نشان داديم كه هركس ميتواند در انتخابات به صورت آزادانه شركت كند و راي خود را به صندوق بريزد.
عاصمي در مورد علل عدم برگزاري مرحله دوم انتخابات در كانادا اظهار داشت: در دوره قبل يعني مرحله اول تمهيدات لازم براي برگزاري انتخابات از مدتها قبل فراهم شده بود؛ ولي در زمان كنوني با توجه به فاصله كمي كه بين مرحله اول و دوم وجود داشت، ما نتوانستيم از امكانات جهت برگزاري مرحله دوم انتخابات استفاده كنيم. البته در اين راستا تلاش خود را انجام داديم و از وزارت امور خارجه كانادا نيز درخواست كرديم كه امكانات لازم را براي ما فراهم كند؛ ولي متاسفانه اين امكانات به موقع براي ما فراهم نشد. و به همين دليل از ديروز بر خروجي سايت جمهوري اسلامي ايران در اتاوا اعلام كرديم كه ما قادر به برگزاري مرحله دوم انتخابات در كانادا نيستيم.
iran
Comment
-
شهر تورنتو هفته آینده طی سه روز میزبان بزرگترین گردهم آیی نوروزی ایرانیان خواهد بود.
در این جشنواره فرهنگی هنری که با نام " زیر گنبد کبود" از تاریخ 17 تا 19 ماه مارچ با همکاری مرکز " هاربر فرانت " تورنتو برپا می شود، شرکت کنندگان ایرانی و خارجی شاهد اجرای برنامه هایی چون: موسيقي، رقص، برنامه های نمايشي ( شامل تئاتر، نقالي و عروسک گرداني)، نمايش فيلم، نقد فيلم و کارگاه فيلمنامه نويسي، برگزاری نمايشگاهي متشکل از آثار سي هنرمند ايراني و کارگاه مخصوص کودکان خواهند بود.
در این جشنواره که به همت انجمن ایرانیان دانشگاه تورنتو برپا می شود، کنسرت "بوی بهار" به رهبری آقای مهدی جوانفر در شب های هفدهم و هجدهم مارس با هنر نمایی حدود 50 نفر ازهنرمندان موسیقی برگزار خواهد شد و طی ان چهار قطعه از آثار بزرگ موسیقی ایرانی را اجرا خواهند کرد.
آرش باطنی ، مدیر پروژه و مسوول هماهنگی جشنواره در گفت و گو با خبرنگار ما هدف از برگزاری جشنواره را معرفی فرهنگ و هنر ایرانی به جامعه چند فرهنگی کانادا و برقراری همدلی بیشتر در بین ایرانیان مهاجر ذکر کرد و گفت:"طرح اولیه برگزاری این جشنواره را دو سال پیش گروهی از اعضای انجمن به مرکز "هاربر فرانت" تورنتو دادند و شش ماه بعد، پس از تایید مسوولان مرکز کار را شروع کردند.
وی گفت:" همه تلاش ما در طول این مدت جلب اعتماد مسوولان بوده، چرا که آنها با ظرفیت های جامعه ایرانی و کارهای انجام شده آشنایی چندانی نداشتند و همکاری با جشنواره را با محافظه کاری شروع کردند ولی ما توانستیم به آنها نشان بدهیم که حرفی برای گفتن داریم و می توانیم از پس کار به خوبی بر بیاییم
باطنی حمایت های مقامات رسمی کانادا از جشنواره را یکی از ویژگیهای آن دانست و گفت:" کل بودجه برگزاری جشنواره 120 هزار دلار برآورد می شود که ما توانستیم با رایزنی های لازم حدود 30 درصد آن را از دولت کانادا کمک بگیریم."
وی افزود :" از این رقم، کمک ناچیزی هم از خود مرکز هاربر فرانت گرفتیم و مابقی را به استثنای 10 درصد باقی مانده ( که هنوز تامین نشده) از بازار سنتی ، فروش بلیت، درآمد ناشی از آگهی ها و حمایت کنندگان ایرانی برنامه تامین کردیم."
وی کمبود فضای کالبدی را یکی از مشکلات برگزاری ذکر کرد و پیش بینی کرد که ده هزار نفر از جشنواره دیدن کنند.
جشنواره فراملیتی
سابقه برگزاری جشن های نوروزی در سال های گذشته، در شهر تورنتو و بسیاری دیگر از مراکز تجمع ایرانیان مقیم کانادا عمدتا به مراسم آتش بازی روز چهارشنبه سوری، موسیقی ، مراسم شام و رقص و هفت سین محدود می شده که به صورت متمرکز و یا پراکنده و در قالب گروههای کوچک و بزرگ شکل می گرفته است.
اما آنچه در روزهای آتی تحت نام " زیر گنبد کبود " اتفاق خواهد افتاد به زعم طراحان و دست اندرکاران آن کاری است بدیع و تازه .
در این زمینه بهمن کلباسی ،دانشجوی علوم سیاسی و بلاگر ایرانی مقیم تورنتو، فراملیتی بودن را از نکات برجسته جشنواره دانسته و گفت : "در این جشنواره برای بار اول طوری برنامه ریزی شده تا مخاطبان غیر ایرانی و سایر ملیت ها هم بتوانند مشارکت داشته باشند و از نزدیک با هنر ، سنت ها و فرهنگ ایرانیان آشنا شوند."
وی افزود: " تمام مواد تبلیغاتی و اطلاع رسانی جشنواره، از جمله سایت ، خبرنامه ها، بروشورها و...به زبان انگلیسی تهیه شده و سعی شده تا مجموعه برنامه ها در قالب یک بسته بندی فابل استفاده برای مخاطب خارجی عرضه شود."
کلباسی حمایت شهرداری و سازمان های رسمی کانادایی را از ویژگیهای دیگر جشنواره دانست و گفت: "آنها در اختصاص سالن جشنواره، اعتبارات مالی و پاره ای امور اجرایی جشنواره را مورد حمایت قرار دادند ، که ما در گذشته سابقه ای از آن نمی بینیم."
ماریا صبای مقدم ، از محققان دانشگاهی و یکی از اعضای انجمن ایرانیان دانشگاه تورنتو نیز، در گفت و گو با بخش فارسی بی.بی.سی گفت: "برگزاری چنین برنامه ای ، یکی از آرزوهای قدیمی من و خیلی دیگر از ایرانیان مهاجر بوده . کاری که بتواند چهره انسانی ایران و ایرانی را به سایر اقوام و قومیت ها نشان بدهد و نکات برجسته فرهنگ ما را به آنها عرضه کند."
وی افزود: "در طول سه دهه گذشته ما با مشکلات زیادی در سطح بین المللی مواجه بودیم که گاه به سرخوردگی و تحقیر ایرانیان منجر شده و حالا بعد از حدود یک چهارم قرن کم کم روپای خود می ایستیم، ظرفیت ها و پتانسیل های خود را می شناسیم و آن را عرضه می کنیم و می گوییم ما هم حرفی برای گفتن داریم."
چرا "زیر گنبد کبود" ؟
نامگذاری جشنواره ای با ابعاد فرا ملیتی ، شاید در نظر اول چندان دشوار به نظر نرسد ، اما آن چنان که آیدا مفتاحی ، از اعضای کمیته برگزاری می گوید، دست کم شش ماه طول کشید تا جشنواره صاحب نام شود.
وی در این خصوص توضیح داد: "برای پیدا کردن اسمی که همیشه قابل اشتفاده باشد و درعین حال قابلیت انتقال پیام به مخاطبان خارجی جشنواره را داشته باشد، حتی با استادان دانشگاهی و متخصصان زبان شناسی مشورت کردیم و در نهایت عنوان زیر گنبد کبود را از بین همه اسامی پیشنهادی انتخاب کردیم."
موسيقی:
اجرای موسيقي سنتي ايراني و کردي گروه حسن يوسف زماني ، برنامه گروه موسيقي جنوب، برنامه موسيقي تلفيقي پيروز يوسف زماني و اد هنلي که ترکيبي از موسيقي غرب و شرق است و همچنين کارگاه آواز مهين مهاجر از جمله برنامه های جشنواره هستند.
رقص:
ساشار ظريف و گروهش آغازگر برنامه هاي رقص جشنواره ( روز شنبه ) است. در اين برنامه نمونه هايي از رقص هاي آسياي ميانه و آذربايجان اجرا مي شود و پس از آن آيدا مفتاحي و گروهش ساعت شش برنامه شان را آغاز و نمونه هايي از رقص هاي محلي ايراني را عرضه مي کنند.
نمايشي:
در اين بخش سهيل پارسا هنرمند نام آشناي تئاتر کانادا بر صحنه خواهد رفت تا بخش هايي از نمايش شور حلاجش را بازخواني کند و ساسان قهرمان نقل شاهنامه مي گويد.
سينما:
در این بخش ،عارف محمدي درباره سينماي ايران صحبت مي کند و فيلم هاي کامبوزيا پرتوي نيز به نمايش در مي آيند. براي روز شنبه فيلم" ننه لالا" و براي يکشنبه " بازي بزرگان" در نظرگرفته شده است.
چايخانه و بازار کالاهاي ايراني نيز از اغذيه و اشربه گرفته تا کتاب و انواع کالاهاي فرهنگي به راه است.
رقص مدرن ايراني:
شاهرخ مشکين قلم و گروهش، در برنامه اي جداگانه سه قطعه رقص بر مبناي مضامين ايراني همچون نوروز و با بازسازي شخصيت افسانه اي شيرعلي مردان اجرا خواهند کرد.
iran
Comment
-
ساحل "سان ست بيچ" و پارک لزلی انگار جای سوزن انداختن نداشت. پارک سانی بروک ميعادگاه ايرانيان مقيم تورنتو که نزديک به ۷۰ هکتار از منطقه دره ای واقع در شرق تورنتو را پوشانده ، از پايين تا بالا به تصرف ايرانيان آمده بود.
دود ذغال وبوی کباب همه جا را برداشته بود. طرف های ظهر نيروهای پليس مدخل ورودی پارک را از خيابان لزلی بستند. اگر چه هنوز تا پر شدن ظرفيت پارکينگ ها خيلی مانده بود و معلوم نشد که چرا پليس تورنتو با نصب تابلوی ظرفيت تکميل عده زيادی را ازدم دربرگرداند و خيلی ها را به زحمت انداخت؟
به هر حال، آنها که دير جنبيده بودند نا چار بودند تا پای پياده با تلی از وسايل و اثاثيه وارد پارک شوند. راه بندان خيابان هم که توجه هر رهگذری را جلب می کرد، بويژه با وجود پرچم های سه رنگ ايران و سبزه های عيد روی سقف و در و پيکر اتومبيل ها.
از آنجا که پارک های تورنتو در اوقات سرد سال کم رونق اند و سرد، ديروز خيلی آمادگی پذيرايی از اين جمعيت عظيم را نداشتند. مشکل کمبود توالت ودستشويی و بسته بودن سرويس های بهداشتی در بعضی مناطق، صف های طويلی را ايجاد کرده بود. انگار مسوولان شهری پيش بينی اين همه آدم را در يک روز نکرده بودند.
گروههای کوچک و بزرگ تشکل های ايرانی هم سيزده را دسته جمعی با اعضايشان بدر کردند. گروه "ايرانيان تورنتو"، "جامعه کردهای مقيم تورنتو "، "خانه کرد" و...همه بودند.
بعضی هم خيلی سازمان دهی شده به دامان طبيعت پناه آورده بودند. با برنامه ريزی و تسهيلات لازم سيزده بدری. مثل گروه کردهای مقيم تورنتو که تا کباب و ميز و صندلی و نوشيدنی های لازم را همراه با آهنگ های شاد کردی در شمالی ترين منطقه پارک تدارک ديده بودند آنچنان که. در سواحل شمال شرقی تورنتو هم "ايرانيان تورنتو" با دعوت رسمی و فراخوان عمومی جشن پايانی نوروز ۸۵ را رونق داده بودند. رقص و شادی و جشن.
بانزديک شدن به غروب آفتاب، هوا رفته رفته رو به سردی می گذاشت، اما انگار کسی نمی خواست به خانه برگردد. بويژه بچه ها و جوان ترها. حالا که آفتابی در کار نبود، رقص و بازی و دستی بر روی آتش گرفتن بهترين راه گرم شدن بود
iran
Comment
-
تابستان که ميرسد، روبروي سفارت کانادا در تهران هم شلوغ ميشود. هر روز صبح روبروي سفارت صفي طولاني تشکيل ميشود از افرادي که به هر دليلي تصميم گرفتهاند به کانادا بروند.
در اين ميان دانشجويان زيادي را هم ميتوان ديد که به قصد ادامه تحصيل در يکي از دانشگاههاي کانادا براي گرفتن ويزا آمدهاند. اما به نظر ميرسد امسال با سالهاي گذشته تفاوت زيادي دارد. امسال، سفارت کانادا بسيار سختگيرانه عمل ميکند و بر خلاف سالهاي گذشته به تقاضاي ويزاي بسياري از افراد جواب منفي مي دهد.
اين روزها سومين سالگرد مرگ زهرا کاظمي، خبرنگار ايراني- کانادايي است. و شايد بتوان گفت اين روزها سومين سالگرد تيره شدن روابط ايران و کانادا نيز هست. اگر تا قبل از آن اين دو کشور روابط نسبتا دوستانهاي با همديگر داشتند و در سطح وزيران کابينه ديدار ميکردند، اکنون روابط به پايينترين سطح ممکن رسيده است. ايران مدتي طولاني است که ديگر در اتاوا به جاي سفير، کاردار اول دارد. لحن گفت و گوي مسوولان سياست خارجي دو طرف نيز بسيار تند و تيز شده، تا جايي که به تازگي مککي وزير امور خارجه کانادا خواستار بازداشت سعيد مرتضوي، دادستان تهران، در آلمان شده است. متکي وزير امور خارجه ايران هم به کنايه کانادا را کشوري که گويا هنوز تحت استعمار انگلستان است، خطاب کرد.
براي عدهاي از مردم دو کشور تنزل روابط ايران و کانادا بسيار بيش از آن چيزي است که اين روزها در رسانهها ميبينيم و ميشنويم. بر خلاف اين ادعاي هميشگي که روابط دولتها جدا از روابط ملتهاست، آسيبپذير اصلي هميشه مردم هستند. در دو سال گذشته، سفارت کانادا سياست خود را در زمينه صدور ويزا تغيير داده است. براي نمونه ديگر به همسران کساني که از دانشگاههاي کانادا پذيرش تحصيلي دارند ويزا داده نمي شود. امري که در گذشته هرگز سابقه نداشته است. بدين ترتيب يک زوج که تنها يکي از آنها پذيرش دانشگاههاي کانادا را دارد يا بايد به کلي از سفر به کانادا منصرف شوند يا سالها دوري از همديگر را تحمل کنند. مورد ديگري که به تازگي فراوان اتفاق ميافتد، رد تقاضاي ويزاي والدين دانشجويان ايراني ساکن کاناداست. در حالي که سالهاي گذشته سفارت کانادا به مادران و پدران دانشجويان براي ديدار فرزندانشان در کانادا ويزاي توريتي ۶ ماهه ميداد، مدتي است که به همه اين تقاضاها جواب رد ميدهد. گفته مي شود که در سطح سياسي نيز به هيچيک از مقامات ايراني که سمت مديرکل يا بالاتر داشته باشند، ويزاي کانادا داده نميشود.
آن سوي ماجرا نيز اوضاع بهتر نيت. گويا سفارت ايران در اتاوا نيز چند ماهي است براي کانادايي ها ويزاي ايران صادر نمي کند. دولت ايران حتي از سفر يک استاد کانادايي براي سخنراني در دانشگاههاي ايران نيز استقبال چنداني نکرد. اين چنين است که ادعاي دولت کانادا در اين باره که دولت ايران حتي براي صدور ويزاي کارمندان سفارت کانادا در ايران نيز سخت گيري مي کند، چندان غيرقابل باور نيست. موضوعي که به نوبه خود، بهانه دولت کانادا براي کاهش صدور ويزا به ايرانيان شده است.
در حالي که هر روز دانشجويان ايراني بيشتري با مشکلات ادامه تحصيل در کانادا روبرو ميشوند، عدهاي از آنها به فکر افتادهاند به صورتي منسجم و گروهي در صدد حل اين مساله برآيند. بسياري از دانشجويان ايراني ساکن کانادا که اکنون از همسرانشان به دور افتادهاند، به دنبال ديدار با نمايندگان پارلمان کانادا هستند. همچنين، گروهي در ديدار با مسوولين دانشگاههايشان از آنها ميخواهند تا تاثير منفي چنين سياستي را به دولت خود انعکاس دهند. انجمنهاي دانشجويان ايراني در دانشگاههاي کانادا نيز براي کمک به اعضاي خود به نامهنگاري به مسوولان دولت کانادا روي آورده اند. آن هم در شرايطي که مشارکت ايرانيان در جامعه علمي کانادا آن اندازه است که چندي پيش در تورنتو برنامهاي با حضور دهها استاد ايرانيتبار دانشگاههاي کانادا و مقامات مسوول دولت کانادا از جمله شهردار تورنتو و چند تن از نمايندگان پارلمان انتاريو برگزار شد. بنا به تحقيقي که از سوي انجمن دانشجويان ايراني دانشگاه رايرسون شده است، هم اکنون بيش از ۲۵۰ استاد رسمي ايرانيتبار در دانشگاههاي کانادا به تدريس مشغولند. شايد از همين روست که معاون پارلماني نخستوزير کانادا در گفت و گو با روزنامه الکترونيکي روز خبر رد تقاضاي ويزاي بسياري از ايرانيان توسط سفارت کانادا را خبر ناراحتکنندهاي ميخواند و قول بررسي موضوع را ميدهد.
iran
Comment
-
Sharayete kasayee ke ba student visa miyan inja aslaan tarifi nadare!
dar bareye irani haye inja: bishtareshoon too kare real estate hastan
you know how good we are in business!
and yeah a shit load of iraninas reside here!
there are even several farsi weekly magazines distributed free all around toronto! isn't that great?
Last edited by Armageddon; 06-27-2006, 07:09 AM.
Comment
-
If you don't know how crazy the weather can get up here in toronto,this clip may give you a clue
[ame="http://video.google.com/videoplay?docid=4271170647604132958&q=toronto"]Crazy weather + Plane crash Toronto[/ame] I distincly remember the day cuz we got stuck in our plane for 4 hours due to some security reasons! thanks god no one was hurt in the crash!
Comment
-
یکی از خوبی های تورنتو این است که در طول تابستان، هر آخر هفته فستيوالی در یکی از خیابان های شهر برگزار می شود و عده زیادی از اهالی محل، رهگذران و توریست ها را دور خود جمع می کند. در این فستیوال ها همه چیز پيدا می شود. از غذای هندی، آفریقایی، مکزیکی، چینی و ایرانی تا رقص و موسیقی و هنرهای دستی و تزئینی و گاه لباس و زینت آلات اقوام و ملل مختلف.
این بخشی از برنامه چند فرهنگی معروف تورنتو است و تلاشی که شهرداری تورنتو می کند تا این چندفرهنگی بودن را تبلیغ کند و در سطح شهر نمایش دهد.
در یک روز آفتابی و نسبتا گرم اما کم رطوبت به دیدن این فستیوال رفتیم. مردم زیادی در اطراف غرفه ها جمع شده اند. در این غرفه ها همه چیز پیدا میشه از جوجه تندوری به سبک هندی و پد تای (رشته تایلندی مخلوط شده با مرغ یا میگو و سبزیجات) تا پخش موسیقی زنده پخش
اما جالب ترین غرفه از نظر ما، غرفه رقص تانگو است. تانگو یک جور رقص دونفره شبیه والس است که با ضربات موسیقی آفریقایی و آمریکای لاتین ترکیب شده است. یک زن بلندقد موبور ( تاتیانا) با یک مرد سیاهپوست دو سه اینچ کوتاهتر از خودش رقص دونفره قشنگی را اجرا می کردند.
اجرای بعدی بین یک مرد میانسال و زن مو بور لاغراندامی است که روی صندلی چرخدار می رقصد! در حال رقص مرد سیاهپوست مداخله کرده و کار به چاقوکشی (البته در رقص) می کشد.
بانیان اصلی این گروه رقص، تاتیانا و لیساندرو هستند. لیساندرو گفت که ایده این کار گروهی از رقص تانگو در آرژانتین گرفته شده است. در آغاز قرن بیستم مردم زیادی با فرهنگ های مختلف به آرژانتین مهاجرت کردند. قسمتی ازآآنها اروپایی ها بودند، قسمتی آفریقایی و کلا این مهاجران مردمانی بودند از رنگ و نژادهای مختلف. این مهاجران که خصوصیت مشترک همه شان فقر بود رقص خیابانی را آغاز کردند. رقص آنها پر از نماد های سکس وخشونت و فقر بود که نماینده اجتماع آن دوران به حساب می آمد.
تاتیانا معتقد است که جامعه کانادا به گونه ای یادآور آرژانتین آن دوران است و همانطور که آمیختگی فرهنگ های مختلف در آرژانین آغاز قرن بیستم منجر به خلاقیت شد، در کانادای امروز نیز چنین شرایطی مهیا شده است.
تاتیانا خود اوکراینی الاصل است و چهار سال است که هم رقص لیساندروی آرژانتینی است. تاتیانا میگوید ستمی که اوکراین تحت رژیم کمونیستی کشیده است بسیار شبیه به ستمی است که آرژانتین از جامعه سرمایه داری تحمل کرده است و این نقطه ای است که تاتیانا و لیساندرو را به رقص تانگو پیوند می زند. همان طور که موسیقیدان معروف یو یو ما گفته است: تانگو در اصل ترکیبی از فرهنگهای مختلف است، هر چند که دست آخر به موسیقی ملی آرژانتین بدل شده است.
iran
Comment
-
yeah true...there was a street festival on 7,8,9th of july! there was also a huge car race on downtown toronto!..nice info sia!
Comment
-
دو رعنا در کانادا
چند روز پیش برای دیدن دو جوان رعنا به کانادا رفته بودم. دو سه روزی آن جا بودم که خیلی خوش گذشت. بچه که بودند بیرون زده بودم و از دور می شنیدم چه شده اند و چه می کنند. فرصت خوبی بود که از نزدیک ببینمشان و سر و کله بزنیم. Tim Hortons و Second Cup و Yonge و Jazz Festival و Church و McGill و Ryerson هم بودند و حظ وافی و کافی بردیم.
یک سالی نمی شود که کانادا نشین شده اند اما به قدر کافی جا افتاده اند که هم ننه من غریبم بازی در نیاورند و هم این طرف و آن طرف سرک بکشند که بفهمند دنیا دست کی است و چه می گذرد آن سوها. خوشحالی من از این است که می دانند چه می خواهند و چه می کنند. تیر در تاریکی نمی زنند. آن یکی که هنوز نرسیده سر از کنفرانس بین المللی در آورده است. این یکی هم که نور چشمی رییس دپارتمانشان شده است، البته به لطف هوش و سخت کوشی و دانایی اش.
بچه های بعد از انقلاب هستند و محصولات همین نظام و انقلاب. به شدت سکولار. در عرصه شخصی معتقد و مقید. در عرصه عمومی قایل به احترام به همه گونه تفاوت های فردی و گروهی و جدایی دین از قدرت و نشاندن آن در کنج قلب ها، یعنی آن جا که باید باشد.
علاقه مند به سعادت بشر، صرف نظر از رنگ و نژاد و مذهب و ملیت. ایران دوست، اما نه چنان شیفته و مسحور که زشتی هایش را نبینند. بزرگ منش و جهان نگر، ولی نه آن گونه که ریشه هایشان را فراموش کنند. واقع بین و حقیقت طلب. نه دچار وهم هستند از خود و جهان اطراف شان. نه خود را بالاتر از همه انسان های روی زمین می دانند و نه پست تر از هیچ تنابنده ای. همانی می بینند که هستند و قدر و قیمت خودشان را خوب می دانند. خدا حفظ شان کند که مایه افتخار هستند.
By http://enameh.persianblog.com/ (Nice Wblog)
iran
Comment
Comment