If this is your first visit, be sure to
check out the FAQ by clicking the
link above. You may have to register
before you can post: click the register link above to proceed. To start viewing messages,
select the forum that you want to visit from the selection below.
جمعي از مخالفان بركناري ناگهاني رييس منطقه آزاد اروند، با تجمع در مسجد جامع خرمشهر، اعلام كردند كه تحصن و اعتصاب غذاي خود را از امشب آغاز و تا روز آزادي خرمشهر و پاسخگويي رييس جمهور به اين مساله ادامه خواهند داد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، دكتر محمدرضا عباسي، در تاريخ 25 مرداد ماه سال 85 به عنوان رييس منطقه آزاد اروند انتخاب شد.
با وجود آن كه حكم رييس منطقه سه ساله بوده؛ اما دو روز قبل و در شرايطي كه وي براي شركت در جلسه مذاكره براي خط آهن شلمچه- بصره دعوت شده بود، حكم معارفه رمضان احمدي، به عنوان جانشين وي را به دستش دادند و در مقابل نيز از سوي گروهي اعلام شد كه دكتر عباسي از سمت خود استعفا كرده است.
دكتر محمدرضا عباسي، در گفت*وگو با خبرنگار ايلنا، در خصوص دلايل بركناري خود، گفت: تنها قصد ما پياده*سازي مديريتي مبتني بر ارزش*هاي انقلاب بود. به دليل آن كه قادر به تامين منافع گروه*هاي مختلف نبوديم و در برابر سهم خواهي*هايشان مقاومت و ايستادگي مي*كردم. با حيله، فتنه و افترا، شرايط بركناري من*را فراهم كردند.
وي، در خصوص فعاليت*هايي كه در مدت حضور خود در منطقه انجام داده، اظهارداشت: در سال گذشته و ظرف 120 روز، عمليات اجرايي 60 پروژه عمراني آغاز شد و براي سال جديد نيز 100 پروژه تعريف شده بود. همچنين، سرمايه*گذاراني از تمام كشور براي كار به منطقه دعوت شده بودند كه با مشاهده اين نوع برخورد ضد اخلاقي با يك رزمنده و جانباز، در تصميمشان متزلزل و سست شدند.
دكترعباسي، با بيان اين كه عده*اي خواهان آباداني خرمشهر و آبادان نيستند، گفت: با بهبود شرايط اين شهر، دلگرمي مردم به انقلاب و نظام بيشتر خواهد شد كه اين مساله براي عده*اي مفيد نيست. به همين دليل شروع به كارشكني كرده*اند تا آنجا كه دستورات احمدي*نژاد در خصوص رفاه و عمران منطقه را بايگاني كردند.
همچنين سيد بحرالعلوم، مسوول بازرسي منطقه آزاد اروند، در گفت*وگو با خبرنگار ايلنا، با بيان اين كه يكي از مديران ارشد دولتي از ابتدا با دكتر عباسي عداوت داشت، گفت: اين مقام ارشد پيش از آن كه دكتر عباسي به طور رسمي منصوب شود، يك بار حكم وي را لغو كرده و فرد ديگري را انتخاب كرد كه با مخالفت رييس جمهور، حكم دكتر عباسي تاييد شد.
وي، با بيان اين كه دبيرخانه شوراي عالي مناطق آزاد از ابتداي حضور دكتر عباسي كارشكني*هاي خود را آغاز كرد، اظهارداشت: بودجه سال گذشته منطقه در 28 اسفندماه داده شد.
بحرالعلوم، در خصوص فعاليت*هاي اقتصادي كه ظرف اين مدت انجام شده، اظهارداشت: سرمايه*گذاراني از چين با مبلغ 75 ميليون دلار و آلمان براي سرمايه*گذاري در منطقه اروند جذب شدند و رونق منطقه گردشگري جزيره مينو، سايت صنعتي آبادان و خرمشهر نيز در اولويت برنامه*هاي منطقه آزاد قرار گرفت.
مسوول بازرسي منطقه آزاد اروند، در ادامه افزود: روند كاري مسوولان استان و شهرها به طوري بود كه ادامه كار را براي رييس منطقه غير ممكن مي*كرد. يكي از اعضاي هيات مديره و نفر دوم منطقه آزاد به شدت در انجام امور كارشكني مي*كرد.
وي، با اعلام اين كه برخي نمايندگان مجلس در منطقه به عنوان مخالفان دكتر عباسي به دنبال ضربه زدن به وي بودند، اظهارداشت: در يك مورد شاهد بودم كه يكي از آقايان باج*خواهي مي*كرد. وي خواهرزاده و برادرزاده*هاي خود را به عنوان حراست انتخاب كرده بود كه گزارشات غلط عليه دكتر عباسي مي*دادند.
وي، با بيان اين كه درآمد منطقه از 15 درصد حق جذب درآمد واردات به بندر خرمشهر، روزانه 400 ميليون تومان است، گفت:برخي به دنبال اين بودند كه اين درآمد و پول را به بندر انزلي و ارس انتقال دهند كه به دليل مخالفت دكتر عباسي، براي وي مشكل درست كردند.
بحرالعلوم، با اعلام اين كه يكي از نمايندگان، نامه درخواست مردم را به عنوان سند خيانت من جمع*آوري كرده، اظهارداشت: وي، روز گذشته با فحاشي با من برخورد كرد و به دليل واكنش من، اكنون حكم بازداشتم صادر شده است.
وي، ادامه داد:مديران ناكار آمد به دليل نزديكي انتخابات، احساس ترس كردند و رييس جديدي را انتخاب كردند كه دست نشانده خودشان باشد. اين افراد با رانت خواري خود مي*خواهند منطقه را به لجن بكشند.
بحرالعلوم، خطاب به احمدي نژاد، گفت: رييس جمهور ارزش گرا اكنون بايد پاسخ ما را بدهد. خرمشهر و آبادان ظرف 28 سال گذشته يك روز خوش نداشتند. اكنون هم اگر بگويند نيروهاي ارزشي از صحنه بيرون بروند، مي*رويم و مملكت را به رانت*خواران مي*سپاريم.
مسوول بازرسي منطقه آزاد اروند، گفت: از امشب تا سوم خرداد، روز آزادي خرمشهر، در مسجد جامع شهر تحصن و اعتصاب غذا خواهيم كرد تا آقايان بيايند و جواب دهند.
وي، خواسته مردم را بازگرداندن دكتر عباسي اعلام*كرد و افزود: در اين شرايط مشخص مي*شود كه دولت طرفدار حزب الله است يا نه. اكنون عشاير هم در اين اعتراض، به خانواده شهدا، رزمندگان و جانبازان پيوسته*اند.
بحرالعلوم، ادامه داد: در مقابل اين حركت ما دو- سه هزار نيروي ضد شورش به آبادان اعزام شده است. از امروز هر اتفاقي در شهر بيافتد، مسوول آن آقايان هستند.
داستان نفت ايران در خردادماه امسال صدساله شد. گسترش آبادان به عنوان يك شهر مدرن صنعتى از پيامدهاى نفت است كه همواره در سرنوشت ايران تأثيرگذار بوده است.
نخستين چاه نفت در پنجم خرداد ماه سال ۱۲۸۷ در مسجد سليمان به نفت رسيد و تقريبا بلافاصله آبادان به عنوان محل صدور نفت انتخاب شد. از آن پس سرنوشت ايران با نفت و به نوعى با آبادان گره خورده است.
در كنار نفت، كه امروز هم جهان بيشتر از گذشته تشنه آن است و اقتصاد ايران به آن وابسته است، آبادان، به بركت نفت، در برهه اى از تاريخش بندرگاهى شد براى آمدن فكر و فرهنگ نو از خارج به درون ايران.
بسيارى از نويسندگان و اهل فرهنگ امروز هم يا از آبادان برخاسته اند ويا از حال وهواى نوگرايانه اى كه در آبادان بود بهره ور شده اند. سيروس على نژاد پاى صحبت دو تن از شهروندان شناخته شده آبادان نشسته. نجف دريابندرى و ايرج پارسى نژاد.
آبادان از نگاه نجف دريابندرى
سيروس على نژاد
اولين تصويرهاى نجف دريابندرى از آبادان به مدرسه رازى مربوط مى شود. دبيرستانى كه معلمان خوب داشت و شايد نظير آن در ايران دهۀ بيست كمتر يافت مى شد. مدرن بودن يك شهر صنعتى نوپا سبب شده بود كه افراد نخبه در آن گرد آيند و آن را به كانونى فرهنگى بدل كنند.
دريابندرى نوشتن را در عرصه هاى بسيارى مثل ادبيات، هنر، فلسفه و حتى آشپزى آزموده است. او نقد نقاشى، سينما و تئاتر هم بسيار نوشته است. خودش حكايت مى كند كه با ادبيات جديد هم در همان مدرسه رازى آشنا شد.
"اولين بار اسم چوبك را از معلم شيمى مان شنيدم. اين معلم گرچه معلم شيمى بود ولى از ادبيات سر در مى آورد. در كلاس راجع به چيزهاى ديگر هم حرف مى زد. از جمله روزى گفت نويسنده اى هست به اسم چوبك. گويا خيمه شب بازى تازه منتشر شده بود. براى اينكه خيمه شب بازى سال ۱۳۲۴ درآمد. اين مثلاً سال ۲۵ يا ۲۶ بود. گفت چنين نويسنده اى هست و من كنجكاو شدم كه اين نويسنده كيست. من آن موقع ها از بين نويسنده ها مثلاً دشتى را مى شناختم. نوشته هاش را مى خواندم و داستان هايى به سبك او مى نوشتم."
صداصداى نجف دریابندری نجف دستى هم در طراحى و نقاشى دارد. اين مهارت را او مديون معلمى است كه تاشچيان نام داشت و از ارامنه بود. نجف مى گويد تاشچيان بعد از هجوم تركان عثمانى به ارامنه، به مصر رفته بود. مدتى در آنجا زيسته بود و سپس كه آبادان شهرت گرفته بود، به آنجا آمده بود. او كه "مرد قابلى بود" علاوه بر نقاشى تئأتر هم مى دانست و دكور تئأتر نقاشى مى كرد. اما بجز تاشچيان اساسا ارامنه در آبادان جمعيت قابل ملاحظه اى را تشكيل مى دادند.
دريابندرى مى گويد: "ارامنه در آبادان عنصر مهمى بودند. از جاهاى مختلف ايران آمده بودند و در شركت نفت استخدام شده بودند. اما محلۀ خاصى نداشتند. پراكنده بودند. قاطى مردم بودند. در آبادان بيشتر با مردم تجانس داشتند. كليساشان به منزله باشگاهشان بود. چندين رده هم بودند. يك عده اى كارگر بودند، تعميرگاه و از اين چيزها داشتند. عدۀ ديگر كارمند بودند. بعضى شان هم تحصيلكرده بودند و از رؤساى شركت. مثلاً رئيس حسابدارى شركت، يك ارمنى بود. در كلاس هم چند تا ارمنى داشتيم كه با من دوست بودند و حالا هم گاهى به ديدن من مى آيند."
به غير از مدرسه رازى، خود شهر از زمانى كه متفقين وارد آن شده بودند به آموزشگاه مهمى بدل شده بود. متفقين بويژه انگليسى ها مى دانستند كه نفت چه نقش مهمى در پيروزى جنگ دارد. بنابراين از همان روزهاى اول اشغال ايران، آبادان و نفت را در اختيار گرفتند.
دريابندرى مى گويد: "وقتى نيروهاى متفقين وارد آبادان شدند شهر به كلى زير و رو شد. تا آن زمان همه چيز بسته و ساكت و بى سروصدا بود. اما با شروع جنگ يكباره درها باز شد."
بعد از جنگ سينماها و تأتر و باشگاه ها رونق گرفت. سينماها تعدادشان قابل ملاحظه بود و از آن ميان نجف بويژه از سينما تاج به عنوان بهترين سينماى دنيا ياد مى كند كه به زبان اصلى فيلم نشان مى داد. ما انگليسى دانى يكى از بهترين مترجمان خود را مديون همين فيلم هاى به زبان اصلى در سينماهاى آبادان هستيم. "هر فيلمى را دو سه بار مى ديدم و مقدار زيادى از بر مى كردم."
او كه از جوانى كارمند شركت نفت شده بود بعد از اين كه انگليسى آموخت به "سيمنز كلاب" يا باشگاه ملوانان منتقل شد و آنجا ناچار بود با مسافران يا در واقع همان ملوانان و ناخدايان كه از نفتكش ها پياده مى شدند و مدتى در آبادان سكونت مى كردند به زبان انگليسى حرف بزند و انگليسى خود را تقويت كند. "جاى جالبى بود. براى اينكه ملوان ها بودند و من، بيشتر انگليسى حرف زدن را آنجا ياد گرفتم."
در واقع نه تنها سينماها و باشگاه ها، بلكه همه جاى آبادان آن روز به مثابه كانون فرهنگى بود. چهره هاى مهم ادبى و فرهنگى كشور در آبادان گرد آمده بودند. در روزنامۀ "خبرهاى روز" كه نجف پس از باشگاه ملوانان بدان انتقال يافت، با كسانى مانند ابراهيم گلستان، حميد نطقى، محمد على موحد و ابوالقاسم حالت آشنا شد.
در همين روزنامه بود كه او دست به نوشتن نقد فيلم زد. از فيلم هايى مى نوشت كه در سينما تاج و سينماى نفت و جاهاى ديگر مى ديد. نيز در همين روزنامه بود كه به فكر افتاد داستان هايى از فاكنر ترجمه كند. ازجمله "يك گل سرخ براى اميلى" را ترجمه كرد و به دست ابراهيم گلستان سپرد كه سردبير آن روزنامه بود و اولين بار در همان روزنامه چاپ شد.
"در واقع مى دانى چه سالى من اين را ترجمه كردم؟ سال هاى بيست و هشت، بيست و نه. يعنى در حدود بيست سالگى. وقتى من اين داستان را بعدها چاپ كردم اصلاً درش دست نبردم. يعنى همانطور كه بود چاپش كردم. چه بسا عيب هايى درش باشد. اشكالاتى داشته باشد. مثلاً من باب نمونه يادم هست كه يك جايى اسم يك گياهى هست. من اسم گلى را نوشتم. بعدها متوجه شدم كه اين گل اصلاً آن چيزى كه فاكنر گفته نيست. آن را كه او گفته اصلاً يك چيز ديگر است."
"يا جايى هست كه قبرستانى را توصيف مى كند كه درش دار و درخت و اينها هست. بعد از بوى درختى مى گويد كه پيچيده توى قبرستان. من نوشتم بوى صندل. بعد متوجه شدم كه اين صندل نيست، چيز ديگرى است. اما وقتى خواستم كتاب را چاپ كنم به آن دست نزدم. براى اينكه صندل هم براى خودش جالب است. از اين قبيل اشكالات گاهى پيدا مى شود."
"اين داستان را من دادم به آقاى گلستان. او هم آن را در "خبرهاى روز" چاپ كرد، بدون اينكه دست بزند. يكى همين بود و يكى هم داستان "دو سرباز". دو سرباز هم داستان قشنگى است. مال زمان جنگ است. براى من جالب اين است كه گلستان اصلاً به اينها دست نزد و عيناً همانطور كه بود چاپ كرد. اينها نشان مى دهد كه من يك استعدادى براى اين كارها داشتم."
"بعدها يعنى بيست سال، بيست و پنج سال بعد دو سه داستان ديگر هم ترجمه كردم كه همه يكجا در كتاب «يك گل سرخ براى اميلى» آمده. اينها را وقتى آدم كنار هم مى گذارد مى بيند به لحاظ ترجمه تفاوتى ندارند."
نيز در همينجا بود كه ابراهيم گلستان "وداع با اسلحه" همينگ وى را به او داد و او توانست در مدت اندكى آن را ترجمه كند و براى مرتضى كيوان در تهران بفرستد. اين اولين رمانى است كه او ترجمه كرده است.
علاوه بر فضاى ادبى فرهنگى، آبادان آن سال ها فضاى سياسى هم داشت. حزب توده كه در آن سال ها فعال بود نيروهاى كارآمدى در آنجا داشت. در كودتاى ۲۸ مرداد زندان آبادان از زندانيان آبادانى پر شد و گروهى را به تهران فرستادند. فضاى صنعتى آبادان سبب مى شد كه نيروهاى سياسى در آن به فعاليت بيشترى بپردازند. در انقلاب سال ۵۷ نيز اين اعتصاب كارگران شركت نفت بود كه پشت حكومت را شكست.
Comment