سياحت و تفريح- تفرج و تخطي ها
آيا به طرف توريسم جنسي همه گير ميرويم ؟
نوشته Franck Michel
لوموند ديپلماتيک ir.mondediplo.com
برگردان:
Anne-Assieh Salimi Pak آنا- آسيه سليمي پاک
توريسم جنسي که شکل تجارتي «تفريح مفرط» است ريشه در حيات فحشاي قديمي دارد، که به علت افزايش نقل و انتقال و جهاني شدن توريسم گسترش ميابد. تجارت جهانگردي و جنسي منافع مشترکي بسياري را در تبديل جهان به يک پارک عظيم تفريحي دنبال ميکنند.در کشورهائي که فقير هميشگي هستند اين امر دامنگير صد ها هزار انسان که بخش بزرگي از آنها کودکان هستند.
به دنبال جهانگردي سنتي، حال نوبت به «همگاني کردن » توريسم جنسي رسيده است. بيش از بيش شاهد رونق « انتخاب متنوع» در فحشا هستيم که در نهايت چيزي نيست جز آنچه که به دنبال انتخاب متنوع در جهانگردي ميايد.
در « فوکت» «کو» «ساموئي» اگر بخواهيم فقط درمورد تايلند سخن گفته باشيم، ديگر کم پيش نميايد که يک مسافر اروپايي بر ترک موتور خويش يا آويخته بر بازويش «تن فروشي» را، آنکه را که به طور رسمي و قابل قبولتر «گرل فرند» مينامند براي يک هفته يا يک ماه، اجاره اش کرده باشد.
جهانگردي جنسي شکل « بهمني» را پيدا کرده است که آن را از همگاني کردن باز نميدارد. باز هم در تايلند، مشتريهاي جديد، اروپاييهاي جواني هستند که در جستجوي ماجراجويي، و لحظات به ياد ماندني مي باشند.آنها آرام آرام جايگزين مسافران آلماني مسن، ژاپني و امريکايهايي هستند که خود پاي بر جاي پاي نظامياني گذاشته بودند که از جنگ ويتنام باقي مانده بودند. از طرف ديگر، مشتريهاي جديدي در سواحل و بارها ظاهر ميشوند: مالزيائي ها، چيني ها، کره جنوبي ها...
«روسپيگري» « توريستي» بسياري از کشورها جنوبي را مبتلا کرده است: دختران و(يا پسران) دراين کشورها، جوان و فقير و با تحصيلات کم هستند و براي همين به راحتي استثمار ميشوند. آنها کم و بيش به اجبار وادار به تن فروشي ميشوند، «شغلي» که به هيچ وجه به انجام آن ميل ندارد.
در جستجوي سکس آسان، با قيمت ارزان، جهانگردان جنسي خارجي در شکار اين تن تازه، آماده به خدمت و مطيع به اين کشورها هجوم مياورند.بسياري از اين جهانگردان، براي فريب وجدان خويش به تمام علل و بهانه ها توسل ميجويند تا خود را متقاعد کنند که از فلاکت اين جوانها سوء استفاده نميکنند. آنها ادعا ميکنند که هيچ کاري جزء کمک و پشتيباني، به اين جوانان نميکنند، حتي ادعاي شرکت در توسعه کشور اينان را دارند...
در اين کشورها نيز بعد از توسعه صنعت جهانگردي همگاني، با هجوم مسافران مستقل، تن فروشي بخش غيررسمي، گسترش يافته است. منبعد ميشود نقشه توريسم جنسي را رسم کرد :زنان به «گوا»در هند، جامايکا، گامبيا ميروند و مردان ترجيح ميدهند به کشورهاي جنوب شرقي، مراکش، تونس،سنگال، جمهوري دومينيک، کوبا، پاناما، سورينام، و به مکزيک بروند. نبايد برزيل را که بيش از٥٠٠ هزار کودک در آن به تن فروشي در غلطيده اند فراموش کرد.(١)
اينچنين توريسم جنسي همگاني، در محل تلاقي دنياي نقل و انتقال رشد و توسعه مييابد. براي بيشتر غربي ها، اين نشان دهنده شکل جديد استعمار است که با زمان ما تطبيق يافته. بعضي از آنها ميخواهند به هر قيمتي که شده بين تن فروشي اجباري و «خودخواسته» يا «آزاد» به بهانه آنکه، در برخي از کشورهاي شمالي، يا در حيطه قدرتمندان کشورهاي فقير، روسپيگري لوکس يا آنچه که «روسپيگري آزاد» ناميده ميشود، و گاها برخي از دختراني (که از دست دلالان و پااندازان رهايي يافته اند) ،«آزادانه از بدن خود استفاده ميکنند» تفاوت قائل شوند
در عوض، آنها قبول دارند که در اکثر کشورهاي جنوب، همچنين در محيط فقرزده کشورهاي شمال يا در کشورهاي اروپاي شرقي، تن فروشي هميشه به اجبار(پااندازان ،خشونت و تجاوز)(٢) انجام ميگيرد. چگونه ميشود بر عليه تن فروشي در کشورهاي فقير جنوب مبارزه کرد، اگر در کشورهاي ثروتمند شمال، ادعا شود که تن فروشي نتيجه انتخاب آزاد افراد ميباشد؟
صنعتي کردن تن ها
برخي ديگر اصرار دارند که بايد بين تن فروشي کودکان و تن فروشي افراد بالغ (زن يا مرد) تفاوت قائل شد. پافشاري در اين تفاوت گذاري باعث ايجاد ترديد ميشود.به اضافه اينکه توافقهاي ايجاد شده براي محکوم کردن سوء استفاده جنسي از کودکان بسيار آسانتر قابل پذيرش است، در حاليکه در مورد افراد بالغ (زنان يا مردان) به نظر قابل قبول آمده، و مثل يک انحراف غير قابل اجتناب براي دنيايي که در آن زندگي ميکنيم فرض شده است. تن فروشي كودكان باعث انزجار همگاني است در حاليكه، همه بالاخره خود را به تن فروشي «مرسوم» عادت مي دهند.
در يك چنين فضائي، توريست جنسي، به نوعي خود را غير مسئول و بيگناه مي يابد. بويژه از آنرو که در عمل توريسم جنسي بر صنايع کلاسيک جنسي يعني پورنوگراني و روسپيگري تکيه دارد. تن فروشي چيزي جزء ترجمه عملي آنچه كه پورنوگرافي عرضه مي دارد نيست. (٣) دو دنيا به توافق مي رسند، تا انسان را به «ابزار» تبديل کنند، و از بدن هاي انساني صنعت بسازند. علاوه براين رسانه هاي جمعي، و دستگاههاي تبليغاتي زمينه را براي به رسميت شناختن رسمي صنعت سكس آماده مي كنند. خشونت جنسي در رسانه ها تمجيد مي شود و درهمه جا حضور مي يابد حتي به بهانه محکوم شدن. يک تناقض و ابهام ، درست همانند فرهنگ پورنوگرافي شيك و معتدلِ ما که در آن سلطه جنس نر تمجيد مي شود، آن هم درست زماني كه مردانگي اش به زير سئوال رفته است.
خواهش جنسي با عرضه پيش از پيش جذاب، تشويق و تحريك مي شود. بازار آن گسترده و متنوع مي شود: جهاني شدن عرضه، با دختران بيش از بيش كم سن، از چهار گوشه جهان باعث جذب مشتريهاي جديد مي شود.(٤) با هجوم اين مهاجران سكس تحريک شده، به وسيله عطش مصرف ،انتقال و نقل مکان دختران حتمي است. اجسام [انسان] مورد همه گونه قاچاق قرار گرفته و با قيمت روز به روز ارزانتر آماده مصرف مي باشند، رقابت آن را مطلبد.
موفقيت توريسم جنسي براي زنان نشان مي دهد كه، زن هم از اين نظر با توسل به همان سمبولها و ارزشها در مورد قدرت و سطله جوئي و استثمار پاي در جاي پاي مرد مي گذارد. در اين مورد مقايسه سبوليك به نظر ضروري مي رسد: از يك طرف در مسافرت با تور، مسافر اداره مسافرتش را به يك آژانس يا تور محول مي كند و از طرف ديگر « توريسم جنسي» قرار دارد.
آيا به طرف توريسم جنسي همه گير ميرويم ؟
نوشته Franck Michel
لوموند ديپلماتيک ir.mondediplo.com
برگردان:
Anne-Assieh Salimi Pak آنا- آسيه سليمي پاک
توريسم جنسي که شکل تجارتي «تفريح مفرط» است ريشه در حيات فحشاي قديمي دارد، که به علت افزايش نقل و انتقال و جهاني شدن توريسم گسترش ميابد. تجارت جهانگردي و جنسي منافع مشترکي بسياري را در تبديل جهان به يک پارک عظيم تفريحي دنبال ميکنند.در کشورهائي که فقير هميشگي هستند اين امر دامنگير صد ها هزار انسان که بخش بزرگي از آنها کودکان هستند.
به دنبال جهانگردي سنتي، حال نوبت به «همگاني کردن » توريسم جنسي رسيده است. بيش از بيش شاهد رونق « انتخاب متنوع» در فحشا هستيم که در نهايت چيزي نيست جز آنچه که به دنبال انتخاب متنوع در جهانگردي ميايد.
در « فوکت» «کو» «ساموئي» اگر بخواهيم فقط درمورد تايلند سخن گفته باشيم، ديگر کم پيش نميايد که يک مسافر اروپايي بر ترک موتور خويش يا آويخته بر بازويش «تن فروشي» را، آنکه را که به طور رسمي و قابل قبولتر «گرل فرند» مينامند براي يک هفته يا يک ماه، اجاره اش کرده باشد.
جهانگردي جنسي شکل « بهمني» را پيدا کرده است که آن را از همگاني کردن باز نميدارد. باز هم در تايلند، مشتريهاي جديد، اروپاييهاي جواني هستند که در جستجوي ماجراجويي، و لحظات به ياد ماندني مي باشند.آنها آرام آرام جايگزين مسافران آلماني مسن، ژاپني و امريکايهايي هستند که خود پاي بر جاي پاي نظامياني گذاشته بودند که از جنگ ويتنام باقي مانده بودند. از طرف ديگر، مشتريهاي جديدي در سواحل و بارها ظاهر ميشوند: مالزيائي ها، چيني ها، کره جنوبي ها...
«روسپيگري» « توريستي» بسياري از کشورها جنوبي را مبتلا کرده است: دختران و(يا پسران) دراين کشورها، جوان و فقير و با تحصيلات کم هستند و براي همين به راحتي استثمار ميشوند. آنها کم و بيش به اجبار وادار به تن فروشي ميشوند، «شغلي» که به هيچ وجه به انجام آن ميل ندارد.
در جستجوي سکس آسان، با قيمت ارزان، جهانگردان جنسي خارجي در شکار اين تن تازه، آماده به خدمت و مطيع به اين کشورها هجوم مياورند.بسياري از اين جهانگردان، براي فريب وجدان خويش به تمام علل و بهانه ها توسل ميجويند تا خود را متقاعد کنند که از فلاکت اين جوانها سوء استفاده نميکنند. آنها ادعا ميکنند که هيچ کاري جزء کمک و پشتيباني، به اين جوانان نميکنند، حتي ادعاي شرکت در توسعه کشور اينان را دارند...
در اين کشورها نيز بعد از توسعه صنعت جهانگردي همگاني، با هجوم مسافران مستقل، تن فروشي بخش غيررسمي، گسترش يافته است. منبعد ميشود نقشه توريسم جنسي را رسم کرد :زنان به «گوا»در هند، جامايکا، گامبيا ميروند و مردان ترجيح ميدهند به کشورهاي جنوب شرقي، مراکش، تونس،سنگال، جمهوري دومينيک، کوبا، پاناما، سورينام، و به مکزيک بروند. نبايد برزيل را که بيش از٥٠٠ هزار کودک در آن به تن فروشي در غلطيده اند فراموش کرد.(١)
اينچنين توريسم جنسي همگاني، در محل تلاقي دنياي نقل و انتقال رشد و توسعه مييابد. براي بيشتر غربي ها، اين نشان دهنده شکل جديد استعمار است که با زمان ما تطبيق يافته. بعضي از آنها ميخواهند به هر قيمتي که شده بين تن فروشي اجباري و «خودخواسته» يا «آزاد» به بهانه آنکه، در برخي از کشورهاي شمالي، يا در حيطه قدرتمندان کشورهاي فقير، روسپيگري لوکس يا آنچه که «روسپيگري آزاد» ناميده ميشود، و گاها برخي از دختراني (که از دست دلالان و پااندازان رهايي يافته اند) ،«آزادانه از بدن خود استفاده ميکنند» تفاوت قائل شوند
در عوض، آنها قبول دارند که در اکثر کشورهاي جنوب، همچنين در محيط فقرزده کشورهاي شمال يا در کشورهاي اروپاي شرقي، تن فروشي هميشه به اجبار(پااندازان ،خشونت و تجاوز)(٢) انجام ميگيرد. چگونه ميشود بر عليه تن فروشي در کشورهاي فقير جنوب مبارزه کرد، اگر در کشورهاي ثروتمند شمال، ادعا شود که تن فروشي نتيجه انتخاب آزاد افراد ميباشد؟
صنعتي کردن تن ها
برخي ديگر اصرار دارند که بايد بين تن فروشي کودکان و تن فروشي افراد بالغ (زن يا مرد) تفاوت قائل شد. پافشاري در اين تفاوت گذاري باعث ايجاد ترديد ميشود.به اضافه اينکه توافقهاي ايجاد شده براي محکوم کردن سوء استفاده جنسي از کودکان بسيار آسانتر قابل پذيرش است، در حاليکه در مورد افراد بالغ (زنان يا مردان) به نظر قابل قبول آمده، و مثل يک انحراف غير قابل اجتناب براي دنيايي که در آن زندگي ميکنيم فرض شده است. تن فروشي كودكان باعث انزجار همگاني است در حاليكه، همه بالاخره خود را به تن فروشي «مرسوم» عادت مي دهند.
در يك چنين فضائي، توريست جنسي، به نوعي خود را غير مسئول و بيگناه مي يابد. بويژه از آنرو که در عمل توريسم جنسي بر صنايع کلاسيک جنسي يعني پورنوگراني و روسپيگري تکيه دارد. تن فروشي چيزي جزء ترجمه عملي آنچه كه پورنوگرافي عرضه مي دارد نيست. (٣) دو دنيا به توافق مي رسند، تا انسان را به «ابزار» تبديل کنند، و از بدن هاي انساني صنعت بسازند. علاوه براين رسانه هاي جمعي، و دستگاههاي تبليغاتي زمينه را براي به رسميت شناختن رسمي صنعت سكس آماده مي كنند. خشونت جنسي در رسانه ها تمجيد مي شود و درهمه جا حضور مي يابد حتي به بهانه محکوم شدن. يک تناقض و ابهام ، درست همانند فرهنگ پورنوگرافي شيك و معتدلِ ما که در آن سلطه جنس نر تمجيد مي شود، آن هم درست زماني كه مردانگي اش به زير سئوال رفته است.
خواهش جنسي با عرضه پيش از پيش جذاب، تشويق و تحريك مي شود. بازار آن گسترده و متنوع مي شود: جهاني شدن عرضه، با دختران بيش از بيش كم سن، از چهار گوشه جهان باعث جذب مشتريهاي جديد مي شود.(٤) با هجوم اين مهاجران سكس تحريک شده، به وسيله عطش مصرف ،انتقال و نقل مکان دختران حتمي است. اجسام [انسان] مورد همه گونه قاچاق قرار گرفته و با قيمت روز به روز ارزانتر آماده مصرف مي باشند، رقابت آن را مطلبد.
موفقيت توريسم جنسي براي زنان نشان مي دهد كه، زن هم از اين نظر با توسل به همان سمبولها و ارزشها در مورد قدرت و سطله جوئي و استثمار پاي در جاي پاي مرد مي گذارد. در اين مورد مقايسه سبوليك به نظر ضروري مي رسد: از يك طرف در مسافرت با تور، مسافر اداره مسافرتش را به يك آژانس يا تور محول مي كند و از طرف ديگر « توريسم جنسي» قرار دارد.

Comment